این سایت در ستاد ساماندهی ثبت شده و تابع قوانین جمهوری اسلامی میباشد

۱۴ حقیقت روانشناسی که روی دیگری از زندگی را نشانتان می دهد

۲۹ فروردین ۱۳۹۸
377 views
بدون نظر

با وجود همه ی پیشرفت ها و تحقیقات فراوانی که در حوزه ی روانشناسی انسان صورت گرفته، حقیقت آن است که ما هنوز چیز زیادی در اینباره نمی دانیم. در حقیقت تمام تلاش های دانشمندان آن ها را تنها به یک لایه ی سطحی از این دنیای لایتناهی رسانده است. با این حال، علم روانشناسی آنقدر پیشرفت داشته که حالا بدانیم چطور اعتماد به نفس خود را بالا ببریم، خلاقیت مان را زیاد کنیم، یا امکان ایجاد روابط موفق را بیشتر کنیم. در ادامه به حقایق روانشناسی جالب و عجیبی می پردازیم که دید جدیدی از خودتان به شما می دهند.

۱- اضطراب یک دانش آموز معمولی در قرن بیست و یک با اضطراب بیماران آسایشگاه های روانی در اوایل دهه ی پنجاه میلادی برابری می کند

حقایق روانشناسی عجیب و جالب

هر چه زمان جلو می رود، دهه به دهه، اضطراب در کودکان و بزرگسالان بیشتر و بیشتر می شود. این مسأله دلایل مختلفی دارد:

  • محدودیت های اجتماعی دیگر به اندازه ی گذشته احساس نمی شوند. حالا آدم ها بیشتر از قبل تغییر شغل می دهند، کمتر در نهادهای مذهبی و دیگر مکان های اجتماعی حضور پیدا می کنند، دیرتر ازدواج می کنند و پول بیشتری را تنها برای خودشان خرج می کنند.
  • خواسته های زیادی مثل ثروت و روابط بی عیب و نقص در زندگی مان داریم، اما در مورد اینکه خودمان باید چگونه آدمی باشیم و شریک عاطفی مان باید چه رفتاری داشته باشد، افکار و عقاید غیر واقع بینانه ای داریم.
  • بیش از حد در معرض اخبار بد و منفی هستیم، به ویژه اخباری که در مورد حوادث و جنگ هستند و این احساس را به ما می دهند که دنیا جای خطرناکی است.

۲- در عرض سه ساعت می توان کسی را متقاعد کرد که مرتکب قتل شده است

جالب آنکه برای اینکه به این هدف برسید اصلاً نیازی نیست دست به خشونت بزنید و این کار را می توانید در یک جو کاملاً دوستانه و با گفتگو و در حالتی مثل یک مصاحبه انجام دهید.

وقتی اتفاقی را به خاطر می آوریم، خاطره ی آن هر بار از نو به دست ما بازنویسی می شود. تحقیقات نشان می دهد اگر فرد مصاحبه کننده از بعضی جزئیات زندگی شخص مقابل باخبر باشد، در حین گفتگو با او، با اضافه کردن مقداری اطلاعات ساختگی و استفاده از تکنیک های مخصوص بازنویسی خاطرات، می تواند او را متقاعد کند که مرتکب قتل شده است.

بیشتر کسانی که در این آزمایش شرکت کردند متقاعد شدند که خاطراتی از خودشان درباره ی دزدی کردن، کتک کاری در دوران نوجوانی یا جراحت هایی دارند که در حقیقت هرگز برایشان رخ نداده بود.

۳- آهنگ مورد علاقه ی ما معمولاً به اتفاق بسیار مهمی در زندگی ما مربوط می شود

آهنگ های مورد علاقه ی ما معمولاً با بعضی از ماجراهای شخصی ما مرتبط هستند. این ماجراها می توانند مربوط به یک شخص خاص یا اتفاق احساسی ای باشند.

۴- بعضی آدم ها از شاد بودن وحشت دارند

ترس از شاد بودن احتمالاً در افرادی وجود دارد که در دوره ای از زندگی خود که احساس شادی می کردند، اتفاق تلخ و تراژیکی برای آن ها رخ داده است. به همین دلیل، آن ها به طور ناخودآگاه در لحظات شاد زندگی، منتظر وقوع یک اتفاق بد هستند و همه ی تلاش شان را می کنند که از شادی دوری کنند. این افراد احتمالاً تصور می کنند که درونگرا هستند و به همین خاطر است که از حضور در مهمانی و دیگر مکان های شادی بخش خودداری می کنند، در حالی که در حقیقت، ترس آن ها نه از حضور در کنار دیگران، بلکه به وجود آمدن فرصتی برای احساس شادی است.

۵- اضطرابی که یک شخص هنگام گم کردن تلفن همراهش تجربه می کند مثل اضطرابی است که در حمله های تروریستی احساس می شود

گرچه تحقیقات نشان می دهد مرگ عزیزان یا محکوم شدن به زندان، اضطراب آورترین وقایع زندگی آدم ها به شمار می روند، اما طبق ارزیابی ها، ترس از گم کردن تلفن هوشمند خود یا دیر رسیدن به قطار مانند ترسی است که آدم ها در یک حمله ی تروریستی تجربه می کنند. علاوه بر موارد ذکر شده، دیگر مواردی که طبق تحقیقات، بیشترین اضطراب را در افراد ایجاد می کنند، بلایای طبیعی (آتش سوزی و سیل)، اخراج شدن از کار و مبتلا شدن به یک بیماری سخت و جدی هستند.

۶- خاطره نویسی می تواند به سلامت جسمی ما کمک کند

ثبت وقایع روزمره می تواند برای افراد مبتلا به اختلالات غذایی یا افسردگی فواید زیادی داشته باشد. خاطره نویسی می تواند سیستم ایمنی بدن ما را قوی تر کند، به ما در غلبه بر اضطراب کمک کند و حتی نشانه های آسم را کاهش دهد. یک مزیت مهم دیگر خاطره نویسی این است که با این کار این فرصت را پیدا می کنید که به اشتباهات خود فکر کنید تا دیگر آن ها را در آینده تکرار نکنید و همچنین به لذت به خاطر آوردن لحظات فراموش شده ی گذشته پی ببرید.

نیازی نیست همه چیز را مفصل بنویسید، همین که هر روز چند خطی بنویسید کفایت می کند. ترجیحاً این کار را در یک زمان ثابت و مشخص انجام دهید. این یادداشت ها به شما کمک می کند احساسات خود را بروز دهید و موقعیت هایی که رخ داده اند را برای خودتان تحلیل کنید.

۷- برای خلاق بودن، لزوماً نه کیفیت ایده ها، بلکه تعداد ایده ها مهم است

پژوهشگران در تحقیقات خود پی بردند که وقتی به افراد بر اساس تعداد ایده های پیشنهادی آن ها، فارغ از کیفیت ایده ها، پول پرداخت می شد، نتیجه ی بهتری کسب می شد. اما فقط در صورتی این اتفاق می افتاد که آن ها فرصت کمی برای استراحت داشتند. این تحقیقات، دانشمندان را به این نتیجه رساند که برای دستیابی به خلاقیت ابتدا باید تا جایی که می توانید ایده های بیشتری تولید کنید، حتی اگر ایده های بدی باشند، بعد از آن برای مدت کوتاهی فکر آن ها را کنار بگذارید و حدود ۲۰ دقیقه کار کاملاً متفاوتی انجام دهید. بعد از این استراحت کوتاه، دوباره به سر کارتان برگردید.

۸- بیست دقیقه پیاده روی در پارک ما را به انسان شادتری تبدیل می کند

تماس با طبیعت ما را آرام کرده و در ما آرامش عاطفی ایجاد می کند. کسانی که روزانه حداقل ۲۰ دقیقه را در پارک سپری می کنند، احساس رضایت خاطر بیشتری نسبت به زندگی خود دارند. فرقی نمی کند در پارک بدوید یا فقط قدم بزنید، تأثیر آن یکسان است.

۹- گوش دادن به موسیقی در حین کار توانایی های خلاقانه ی ما را کاهش می دهد

گوش دادن به هر نوع موسیقی یا نوایی (به هر زبانی، خارجی یا بومی) هنگام کار، جلوی خلاقیت شما را می گیرد. بنابراین اگر، برای مثال نویسنده هستید و با زبان سر و کار دارید، فقط زمانی که مشغول کار نیستید به موسیقی گوش دهید.

۱۰- برای اینکه بتوانید چیزی را به خاطر بسپارید، بهتر است به جای نوشتنش، آن را بکشید

نقاشی کشیدن در مقایسه با یادداشت برداشتن، تجسم کردن یا نگاه کردن به تصاویر، روش مؤثرتری برای به خاطر سپردن اطلاعات است. لازم نیست نقاش ماهری باشید. حتی یک طرح ساده هم می تواند به شما کمک کند که چیزها را بهتر به خاطر بسپارید.

این روش به ویژه به افراد مسن کمک می کند. با این کار آن ها می توانند خاطرات خوب خود را به ذهن بسپارند و حفظ کنند.

۱۱- برنده شدن تیم مورد علاقه مان، عزت نفس ما را زیاد می کند

طبق تحقیقات، آدم ها به این دلیل تماشای مسابقات ورزشی را دوست دارند که این کار تأثیر مثبتی روی عزت نفس آن ها دارد. هر بار که تیم مورد علاقه ی شما برنده می شود، تا حدود ۲ روز روحیه ی شما به میزان چشمگیری بالا می رود. اما باخت تیم مورد علاقه تان، چنین تأثیر شدیدی را ندارد.

علاوه بر این، تماشای مسابقات ورزشی به همراه دیگران، تأثیر بسیار بهتری دارد. در این حالت، شادی ناشی از پیروزی تیم مورد علاقه تان بیشتر می شود و در صورت باخت، راحت تر با این مسأله کنار می آیید.

۱۲- داشتن یک نقشه ی جایگزین، احتمال موفقیت را کم می کند

اگر قصد شروع کار جدیدی، مثل راه انداختن یک کسب و کار یا شروع کار در یک جای جدید را دارید، هرگز به هیچ نقشه ی جایگزینی که در صورت شکست سراغ آن بروید فکر نکنید. این کار باعث می شود تصور کنید که بیشتر از یک گزینه در اختیار دارید و همین مسأله احتمال موفق شدن تان را کم می کند. فکر همه ی نقشه های جایگزین را دور بریزید و کار جدیدتان را شروع کنید. در این صورت، احتمال دستیابی به نتیجه ی دلخواه بیشتر می شود.

۱۳- برای اینکه خودتان را وادار به ایجاد یک تغییر کنید، از خودتان بپرسید: «این کار را انجام می دهم؟»

اگر می خواهید خودتان را تشویق و ترغیب کنید که تغییراتی در زندگی تان به وجود آورید، مثلاً یک رژیم غذایی خاص را شروع کنید، سیگار را ترک کنید یا وقت بیشتری با فرزندتان بگذرانید، به خودتان دستور ندهید و مثلاً نگویید که «از حالا هر روز صبح پیاده روی می کنم… یا کمتر با اینترنت کار می کنم». به جای آن، از خودتان بپرسید: «این کار را انجام می دهم؟» اگر هیچ کشمکش درونی ای در خود احساس نکنید و بتوانید این مسأله را با خودتان حل کنید، احتمالاً یعنی میل به انجام آن کار را دارید. به گفته ی روانشناسان، شما با سؤال کردن از خود می توانید ذهن خود را وادار به ایجاد انگیزه کنید.

نوشته ۱۴ حقیقت روانشناسی که روی دیگری از زندگی را نشانتان می دهد اولین بار در روزیاتو پدیدار شد.

مهم ترین جزییات و سرنخ‌های اپیزود اول فصل هشتم «بازی تاج و تخت» [قسمت اول]

۲۹ فروردین ۱۳۹۸
445 views
بدون نظر

سریال «بازی تاج و تخت» (Game of Thrones) حتی در هشتمین و آخرین فصل خود نیز رکورد جدیدی در زمینه تعداد بینندگان کل سریال و دیگر سریال های شبکه HBO به جای گذاشت. اپیزود اول فصل هشتم این سریال که آغازِ پایان این اقتباس تلویزیونی بزرگ و محبوب از رمان های فانتزی «ترانه یخ و آتش» (A Song of Ice and Fire) نوشته جورج آر آر مارتین بود چند شب پیش منتشر شد. این سریال که تاکنون ۷ فصل از آن منتشر شده، پخش ۶ اپیزود پایانی خود را با اپیزودی آغاز کرد که به دیدار مجدد فرزندان استارک، ورود دنریس تارگرین همراه با سپاهیان و اژدهایانش به وینترفل و آماده شدن شمال برای مبارزه نهایی با پادشاه شب و ارتش وایت واکرهایش پرداخت.

Game of Thrones

اولین اپیزود از فصل پایانی یک موفقیت بزرگ دیگر برای سازندگان سریال بود که خبر از افزایش شور و هیجان برای تماشای ۵ اپیزود دیگر می داد. شبکه HBO در یک بیانیه رسمی اعلام کرد که اپیزود اول فصل هشتم «بازی تاج و تخت» در شب یکشنبه بیش از ۱۷٫۴ میلیون تماشاگر مستقیم داشته است که رکورد آخرین اپیزود فصل هفتم با ۱۶٫۹ میلیون تماشاگر زنده را پشت سر گذاشته است. این عدد شامل تماشاگرانی می شود که این اپیزود را به صورت زنده از طریق پلتفرم های متعدد این شبکه تماشا کرده اند. دیگر سریال های شبکه نیز که همان شب پخش شدند با افزایش قابل توجه تعداد تماشاگران روبرو شده اند. با این وجود هدف ما از این مطلب چیزی غیر از رکوردشکنی «بازی تاج و تخت» در زمینه جذب تماشاگر زنده است.

Game of Thrones

طرفداران سریال «بازی تاج و تخت» اکنون سال هاست که می دانند هنگام تماشای این سریال باید بسیار هوشیار بوده و به همه گفته ها، صحنه ها و حتی دکورها و ژست ها دقت داشته باشند، هر اپیزود را حلاجی کنند، به دنبال ایستر اگ ها و یادآوری های اتفاقات گذشته بگردند یا نشانه ها و سرنخ هایی در مورد چگونگی پایان داستان، آیا قهرمانان داستان موفق می شوند وایت واکرها را از بین ببرند و اینکه در نهایت اگر کسی برای نشستن بر روی آیرون ثرون باقی بماند که خواهد بود. سازندگان سریال نیز به خوبی از پیچیدگی و شلوغی سریال خود آگاهند به همین دلیل همواره ردها و سرنخ هایی را در سکانس ها و صحنه ها ایجاد می کنند تا تماشاگران بتوانند با پیدا کردن آن ها داستان را به خوبی و با هیجان دنبال کنند و البته بعد از پایان هر اپیزود برای دیدن اپیزود بعدی بی قرار باشند.

Game of Thrones

اگر از سرسخت ترین طرفداران سریال «بازی تاج و تخت» هستید یا می خواهید این سریال را تنها به صورت تفننی تماشا کنید، شکار سرنخ ها و جزییات مهمی که در اپیزودهای این سریال پیدا می کنید بسیار هیجان انگیز خواهد بود و هشتمین و آخرین فصل سریال نیز از این قاعده مستثنی نخواهد بود. در ادامه این مطلب قصد داریم شما را با جزییات و سرنخ های اپیزود اول فصل هشتم «بازی تاج و تخت» که شاید متوجه آن ها نشده باشید آشنا کنیم.

۱- تیتراژ ابتدایی جدید

Game of Thrones

یکی از غیرمنتظره ترین لحظات اپیزود اول فصل هشتم «بازی تاج و تخت» در تیتراژ آغازین اپیزود رخ داد که در آن ترتیب تیتراژها با آنچه که دیده بودیم متفاوت بود هر چند از همان آهنگ معروف و همیشگی استفاده شده بود. نقشه های سه بعدی انیمیشنی به نمایش درآمده در ابتدای این اپیزود با آنچه که در ۷ فصل گذشته دیده بودیم تفاوت داشت و اگر چه در هر فصل تفاوت های اندکی در این بخش دیده می شد اما نسخه جدید که در اپیزود اول فصل هشتم دیده شد یک تغییر کلی بسیار بزرگ بود که ایستر اگ های متعددی در خود داشت. اول از همه، تیتراژ ابتدایی اپیزود به ما یادآور می شود که دیوار یخی فرو ریخته و این موضوع از طریق نمایش شکافی که ویسریون (اژدهای یخی که اکنون در کنترل پادشاه شب قرار دارد) در دیوار ایجاد کرده و کاشی هایی که ظاهراً وایت واکرها بوده و در سراسر وستروس در حال پیشروی هستند به ما نشان داده می شود.

Game of Thrones

در تیتراژ اولیه قلعه «لست هارت» (Last Hearth) نیز اضافه شده که یک قلعه متروکه در شمال وستروس است که قبلاً محل حکومت خاندان اومبر بوده که از حامیان وفادار استارک ها بوده و البته در اثر حمله وایت واکرها متروکه شده است. البته اطلاعات و سرنخ های زیادی در این تیتراژ وجود دارد که باید کشف شوند- تصاویر روی شمشیرها به اتفاقات گذشته از جمله اتحاد بولتون ها و لنیسترها برای پیروزی بر استارک ها اشاره دارد، اشاره ای به ماجرای عروسی سرخ و تصویری از ۳ اژدها که به یک شهاب سنگ خیره شده اند (شهاب سنگ سرخ که گفته می شود هنگام ظاهر شدن اژدهایان دیده می شود) از دیگر اشارات و سرنخ های موجود در تیتراژ آغازین اپیزود اول بود.

بیشتر بخوانید: ۱۰ نکته کلیدی سریال «بازی تاج و تخت» برای درک تمامی اتفاقات فصل هشتم [قسمت اول]

۲- نرم کردن شمالی ها بسیار دشوار است

Game of Thrones

یکی از اولین دیالوگ هایی که در اپیزود اول به زبان آورده می شود زمانی است که جان اسنو و دنریس تارگرین از میان گروهی از شمالی ها می گذرند که به وضوح دل خوشی از ورود آن ها ندارند و جان به دنریس می گوید که شمالی ها به آسانی به جنوبی ها اعتماد نخواهند کرد. این نگاه نیز وقتی که سانسا، خواهر جان اسنو و بانوی کنونی وینترفل، می رسیم کاملاً مشهود است که می توان آن را در نگاه دستکم شکاکانه او در اولین برخوردش با ملکه اژدهایان دید. در تمام طول این اپیزود شاهد هیچ استقبال یا روی خوشی از جانب شمالی ها نسبت به دنریس نیستیم و مادر اژدهایان نیز تلاش خاصی برای نرم کردن و دلربایی از آنان انجام نمی دهد. شمالی ها نیز هرچند سعی می کنند حضور او را بپذیرند اما به خوبی پیداست که علیرغم اطمینان های جان اسنو، ذره ای به او اعتماد ندارند.

Game of Thrones

در این سکانس ها می تواند اشارات و پیشگویی هایی چند از روزگار آینده دنریس و جان اسنو در شمال پس از مطلع شدن همگان و البته خودشان از تبار واقعی پادشاه برگزیده (اسنو)- که نه تنها در دورن بدنیا آمده بلکه یک نجیب زاده و وارث راستین و قانونی آیرون ثرون است- را یافت زیرا پس از عمومی شدن این خبر، دیگر جان اسنو نمی تواند آن حس سابق به دنریس داشته باشد و از همه مهم تر اینکه خود او نیز یک خارجی و از آن بدتر یک تارگرین است هر چند در نگاه شمالی ها اکنون از هر شمالی، شمالی تر انگاشته می شود. دنریس می دانست که با مخالفت و رفتار سرد شمالی ها روبرو می شود و تجربه زیادی در اینگونه شرایط دارد اما اگر مردم شمال از دودمان واقعی جان اسنو مطلق شوند شاید به جای فرمان بردن از پادشاه کنونی شمال، علیه او قیام و خیانت کنند، تحرکی که سابقه آن را دارند.

۳- بازگشت سرسی به خوشگذرانی

Game of Thrones

در پایان فصل گذشته، متوجه شدیم که سرسی لنیستر پس از از دست دادن سه فرزندش به دلایل مختلف؛ از مسموم شدن گرفته تا خودکشی، شاید با شواهدی که نشان می داد باردار است بار دیگر هدفی برای زندگی کردن و دسیسه چینی داشته باشد، هر چند به نظر می رسید که این نوزاد جدید نیز از آنِ برادر دوقلویش، جیمی، باشد (ظاهراً). در حالی که هم تیریون و هم جیمی از بارداری خواهرشان آگاه هستند، به نظر می رسید که یک بار دیگر سرسی به کسی غیر از خودش اهمیت می داد که جدای از شنیع بودن زنای با محارم، برای بسیاری از طرفداران سریال «بازی تاج و تخت» که نگران انجام عمل هولناک و دیوانه وار دیگری از سرسی بودند، یک اتفاق آرامش بخش می تواند باشد.

Game of Thrones

با این وجود، در اپیزود اول فصل هشتم، و پس از اینکه لیوانی از نوشیدنی مورد علاقه اش را رد کرد، سرسی بعد از اولین شبش در کنار یورون گریجوی بار دیگر به میگساری روی آورد و وقتی که یورون گفت که بزودی شاهزاده ای در شکم او خواهد کاشت، می شد ناراحتی و اضطراب را به راحتی در چشم ها و صورت سرسی دید و هنگامی که یورون از او دور می شد اشک در چشمان سرسی حلقه زده بود. اگر سرسی در مورد ماجرای باردار بودنش به جیمی و تیریون راست گفته بود این عکس العمل سرسی شاید بدین دلیل باشد که در این مدت اتفاقی تراژیک برای نوزاد سرسی رخ داده باشد اما با شناختی که از سرسی داریم به نظر می رسد که هدف او از مطرح کردن بارداری اش تنها ترغیب برادرانش به ماندن در کنار او بوده است. به هر ترتیب میگساری دوباره سرسی می تواند بسیار مهم و البته ترسناک باشد زیرا در گذشته نوشیدن های او با حرکات و اعمال ترسناکی همراه بوده است.

بیشتر بخوانید: چگونه جان اسنو و دنریس تارگرین در دنیای «بازی تاج و تخت» فامیل می شوند؟

نوشته مهم ترین جزییات و سرنخ‌های اپیزود اول فصل هشتم «بازی تاج و تخت» [قسمت اول] اولین بار در روزیاتو پدیدار شد.

سختکوشی و استرس کاری رییس جمهور کره جنوبی به قیمت از دست دادن ۱۲ دندان

۲۹ فروردین ۱۳۹۸
364 views
بدون نظر

مون جائه این، رییس جمهور کره جنوبی، در حال رهبری کردن عصری از روابط گرم، به شکلی بی سابقه و تاریخی، با همسایه هسته ایش، کره شمالی، و یکی از بزرگ ترین مذاکرات هسته ای و نظامی در تاریخ است. اما فشار زندگی کاری در سئول باعث شده که وی به خاطر استرس تعداد زیادی از دندان هایش را از دست بدهد، رویه ای که برای کارها و مشاغل بزرگ در کره جنوبی چیز عجیبی به نظر می رسد. رافال تومانسکی، نماینده رسانه بیزینس اینسایدر در لهستان، ملاقاتی با میرا سان، سفیر کره جنوبی در ورشو، داشته که در آن وی از حجم بالای کاری و خسته کننده بودن آن در حکومت سئول می گوید. سان که اولین مصاحبه خود با رسانه های خارجی در ۱۲ سال اخیر را انجام داده به تومانسکی می گوید که در روزگاری که وی به عنوان سخنگوی روه موو هیون، رییس جمهور سابق کره جنوبی، خدمت می کرد، شناخت خوبی از رییس جمهور کنونی کشورش یافته است.

فرهنگ و ساعات کاری در کره جنوبی

سان در این باره می گوید: «خدمت ما کمی بیشتر از یک سال همزمان شد و وقتی که من دفتر ریاست جمهوری را ترک کردم او به عنوان رییس کارکنان رییس جمهور روه انتخاب شده بود. وقتی که کار در کاخ آبی را آغاز کردم به من گفته شد که دستیار رییس جمهور بودن کار بسیار دشواری است، هم از لحاظ روحی و هم فیزیکی و بیشتر از یک سال و نیم نیز طول نخواهد کشید». برای مقایسه باید بدانید که دوره ریاست جمهوری در کره جنوبی ۵ ساله است اما به سان گفته شده بود که وی تنها حدود یک سال در سمت مشاور رییس جمهور باقی خواهد ماند.

فرهنگ و ساعات کاری در کره جنوبی

سان در ادامه می گوید: «ایمپلنت های دندانی یکی از نشانه های طاقت فرسا بودن این کار است. رییس جمهور مون روزگاری که برای رییس جمهور روه کار می کرد ۱۰ عدد از دندان هایش را به طور یکجا کشیده است و در زمان ریاست جمهوری نیز دو دندان دیگر خود را کشید. من هیچ کدام از دندان هایم را از دست نداده ام و همکارانم به این دلیل که ظاهراً من به اندازه کافی کار نکرده ام مرا دست می اندازند». مردم کره جنوبی به کار بیش از حد شهرت دارند به نحوی که گاهی اوقات کار زیاد باعث مرگ آن ها می شود. به طور معمول هر شهروند کره ای در کنار مکزیکی ها با ۲٫۱۳۳ ساعت کار در هر سال بیشترین ساعات کار در طول سال را بیش از هر کشور دیگری دارد در حالی که این عدد در ایالات متحده به طور متوسط ۱٫۷۹۹ ساعت است. کارشناسان فرهنگ پذیرفته شده سخت کار کردن و اطلاعات کم در مورد حقوق کارگران را عامل ساعات کار مرگبار و کشنده در میان کره ای ها می دانند.

فرهنگ و ساعات کاری در کره جنوبی

در حالی که اقتصاد کره جنوبی از محل تولید محصولات باکیفیت رشد قابل توجهی داشته اما تکنولوژی همچنان کارگران را برای ساعات مداوم در طول روز مشغول کار نگه داشته است. در مورد تاثیر استرس روی سلامت دندان ها با یک دندانپزشک صحبت کردیم و به این نتیجه رسیدیم که اگر چه استرس کاری به شکل کامل و مستقیم نمی تواند باعث از بین رفتن دندان ها شود اما می تواند در این امر موثر واقع شود. در شرایط استرس شدید، افراد ممکن است دائماً دندان هایشان را به هم فشار دهند، به اندازه سابق به سلامت و بهداشت دندان هایشان اهمیت ندهند و در معرض خطر بیشتری برای ابتلا به بیماری های لثه قرار داشته باشند. تمامی این موارد می تواند به از بین رفتن دندان ها کمک کند، همان مشکلی که ظاهراً رییس جمهور کنونی کره جنوبی و بسیاری دیگر از مردم این کشور با آن مواجه هستند. سون از رییس جمهور کره جنوبی به عنوان یک کارگر خستگی ناپذیر یاد می کند که در هر زمینه ای وارد عمل می شود.

فرهنگ و ساعات کاری در کره جنوبی

وی در این باره می گوید: «در سال ۲۰۱۱، رییس جمهور مون جائه این که در آن زمان حقوقدان محترمی بود، قرار بود اولین مصاحبه خود با رسانه های خارجی اش را با خبرگزاری رویترز داشته باشد و از من خواسته شد که مترجم او باشم. گزارشگر به دنبال یک سوکت می گشت که آن را به لپ تاپش وصل کند اما چیزی پیدا نمی کرد. در اتاقی که تعداد زیادی از افراد حضور داشت کسی جز رییس جمهور مون متوجه این موضوع نشد. با لباس هایی بسیار فاخر او کاملاً به روی دست و پاهایش افتاد تا یک سوکت برای وی پیدا کند. وقتی که یکی را که در کف سالن مخفی شده بود پیدا کرد، سیم را گرفته و کامپیوتر را به آن وصل کرد، زانوهایش را تکاند، نشست و درخواست کرد که اولین سوال از او پرسیده شود».

بیشتر بخوانید: حقایقی جالب و خواندنی درباره کشور کره جنوبی

نوشته سختکوشی و استرس کاری رییس جمهور کره جنوبی به قیمت از دست دادن ۱۲ دندان اولین بار در روزیاتو پدیدار شد.

افتتاحیه جشنواره جهانی فیلم فجر ۳۷؛ از حضور هلال احمر تا اکران نسخه ترمیم شده دیده‌بان

۲۹ فروردین ۱۳۹۸
386 views
بدون نظر

عصر دیروز سی و هفتمین جشنواره جهانی فیلم فجر شروع به کار کرد و مراسم افتتاحیه آن با حضور اساتید مطرح سینمایی و رییس جمعیت هلال احمر در سینما فلسطین برگزار شد. در این مراسم رضا کیانیان، بازیگر سینمای کشورمان اظهار داشت که تمامی عواید فروش بلیت‌های جشنواره جهانی فیلم فجر به هلال احمر برای صرف امور سیل زدگان اهدا خواهد شد.

سینمادوستان و سینماگران بسیاری سر در سینما فلسطین از ساعت ۷ بعد از ظهر دیروز ایستاده بودند و نظاره گر برپایی مراسم رقص محلی روبروی این سینما بودند. در کنار رقص محلی برپا شده سر در سینما، در داخل مجموعه سینما فلسطین، کتابی متشکل از نقد تفصیلی فیلم دیده بان، اثر ابراهیم حاتمی کیا رونمایی شد. همچنین در طبقات فوقانی سینما فلسطین، گروهی موزیسین مشغول نواختن آهنگ‌های فیلم‌های سینمای ایران از جمله فیلم دیده‌بان بودند که فضا را هرچه بیشتر به سینما نزدیک‌تر می‌ساخت.

جشنواره جهانی فیلم فجر

در ابتدای مراسم افتتاحیه جشنواره جهانی فیلم فجر، قراردادی بین مسئولین برگزارکننده این رویداد و هلال احمر به امضا در آمد که به موجب آن تمامی عواید فروش فیلم در این دوره از جشنواره به هلال احمر خواهد رسید. همچنین جشنواره جهانی فیلم فجر به عنوان «سفیر مهربانی» در حوزه بلایای طبیعی معرفی شد و قرار شد تا از سال آینده به آثار سینمایی ساخته شده حول این موضوع، توجه ویژه‌ای شود.

جشنواره جهانی فیلم فجر

ستاره اسکندی و رضا کیانیان نیز با پوشیدن لباس جمعیت هلال احمر، حادثه سیل سراسری در کشور را حادثه‌ای غم‌بار خواندند ولی تاکید نمودند که زندگی ادامه دارد و نباید در برابر این حوادث، تمامی جریان‌های زندگی و هنر و… تعطیل شود.

جشنواره جهانی فیلم فجر

رضا کیانیان در جمع بازدیدکنندگان و خبرنگاران به سخنرانی پرداخت و درباره جشنواره جهانی فیلم فجر نکاتی را متذکر شد:

«این جشنواره بسیار خودمانی بوده و هزینه چندانی برای آن در نظر گرفته نشده است. ما نه می‌خواهیم و نه می‌توانیم جشنواره جهانی فیلم فجر را با خرج‌های آنچنانی برگزار کنیم و ترجیح می‌دهیم که این رویداد را یک رویداد سینمایی خودمانی و جمع و جور بدانیم که عشاق سینما در آن حضور دارند. در جشنواره فیلم فجر بیش از ۱۶۰ اثر سینمایی از کشور ایران و سایر کشورها به نمایش در خواهد آمد که برخی از آنها برای اولین بار است که رنگ اکران را به خود می‌بینند.»

جشنواره جهانی فیلم فجر

کیانیان همچنین به فضای اختصاص شده برای سینمادوستان در کنار سینما فلسطین (خیابان برادران مظفر شمالی) اشاره کرد که به همت شهرداری تهران برپا شده و در آن هم غرفه‌هایی برای عرضه و فروش محصولات سینمایی اختصاص داده شده و هم اینکه صفحه نمایش بزرگی تعبیه شده و با چیدن صندلی روبروی آن سعی شده تا آثاری به طور رایگان برای عموم به نمایش در بیاید: «نمایش‌های خیابانی و حضور سینماگران کشورمان تا پاسی از شب در ایام جشنواره در این مکان ادامه خواهد یافت و تلاش خواهیم کرد تا بعد از جشنواره نیز آن را برقرار کنیم تا مردم بتوانند در کنار شلوغی‌های زندگی در محیطی فرهنگی، هوای هنری و از نوع دیگری را تنفس کنند.»

جشنواره جهانی فیلم فجر

ستاره اسکندی نیز ضمن ابراز همدردی با سیل زدگان، جشنواره جهانی فیلم فجر یک جشنواره معتبر ارزیابی کرد که سینماگران شخصا آن را دوست دارند و حضور در آن را مانند حضور در خانه دوم خود می‌دانند.

جشنواره جهانی فیلم فجر

در ادامه مراسم ابراهیم حاتمی کیا برای مراسم آیین رونمایی از کتاب نقد تفضیلی دیده‌بان پیش روی حضار حاضر شد و نسخه‌ای از این کتاب را امضا کرد. او با علی اصغر پیوندی رییس جمعیت هلال احمر به گفتگو نشست و از اقدامات تیم هلال احمر تشکر ویژه بعمل آورد.

جشنواره جهانی فیلم فجر

سی و هفتمین جشنواره فیلم فجر با اکران نسخه ترمیم شده‌ای از فیلم کلاسیک دیده‌بان ساخته ابراهیم حاتمی کیا آغاز به کار کرد؛ نسخه‌ای که به همیت دست‌اندرکاران مرمت شده و کیفیت بسیار قابل قبول‌تری نسبت به نسخه سالیان پیش پیدا کرده است. گفتنیست این تیم از سالهای پیش شروع به مرمت برخی آثار سینمایی کشورمان نمودند و بعد از ترمیم فیلم گاو، شروع به مرمت آثار دیگری از جمله حاج آقا واشنگتن، امیر کبیر و دیده‌بان نموده‌اند. به گفته مسئولین قرار است که فیلم‌های بیشتری هر چه زودتر ترمیم شوند و در جشنواره‌های معتبر اکران شوند.

جشنواره جهانی فیلم فجر

فیلم دیده‌بان در سبک دفاع مقدس ساخته شده و به گمان عده زیادی از کارشناسان، اولین فیلم اصیل و بومی جنگی ایرانی شناخته می‌شود و به واقع می‌توان آن را سرآغاز ژانر سینمای دفاع مقدس در ایران نامید. سینمای جنگی سالیان سال در کشورهای غربی و اروپایی رواج داشت و هالیوود توانسته بود که فیلم‌های جنگی پرهزینه و معتبری بسازد، در همان سال‌ها سینمای ایران نیز به واسطه جنگ تحمیلی روی به سینمای جنگی آورد و آثاری ساخت که عمده آنان تقلیدی نه‌چندان خوب از فیلم‌های جنگی آمریکایی بود.

جشنواره جهانی فیلم فجر

ابراهیم حاتمی کیا در سن ۲۷ سالگی تصمیم گرفت فیلمی در متن جنگ بسازد تا هم انتقادات نسبت به خود را جواب دهد و هم اینکه به سربازان و شهدای جنگ تحمیلی دین خود را ادا کند. او ضمن گفتن این سخنان، فیلم دیده‌بان را حاصلی از تمام تجربه شخصی خود از میدان جنگ دانست و تاکید کرد که هرچه از سینمای مستند و واقعیت در چنته داشته در دیده‌بان پیاده سازی کرده است.

حاتمی کیا باور دارد که دنبال کنندگان سینمای او به چند دسته مختلف تقسیم می‌شوند و گاهی او را از پس از ساخت یک فیلم به بعد قبول ندارند؛ او اما تاکید می‌کند که جملگی منتقدان و دنبال‌کنندگان آثار وی بر سر دیده‌بان تفاهم دارند. کارگردان فیلم به وقت شام در سخنرانی خود در مراسم افتتاحیه      جشنواره جهانی فیلم فجر، به انتقادات اصحاب رسانه و منتقدین نسبت به برخی اظهار نظرات وی در طول سال‌های اخیر اشاره کرد و گفت:

«من الان نزدیک به ۴۰۰ روز هست که حرفی نزدم، یعنی درست از جشنواره فیلم فجر سال ۹۶. این که من یک جمله می‌گویم و از بین این جملات ترکش‌ها می‌ریزد و تحلیل‌ها و تفسیرها به وجود می‌آید و جنجالی می‌شود تقصیر من نیست. من به عنوان سینماگر و فردی که عاشق سینما و تمامی اجزای آن است، حق اظهار نظر دارم و باید نظر خودم را لااقل سالی یکبار بگویم.»

جشنواره جهانی فیلم فجر

گفنتیست ابراهیم حاتمی کیا در هیچ یک از شبکه‌های مجازی صفحه‌ای شخصی ندارد و با اشاره به همین موضوع به رضا کیانیان که در کنار او ایستاده بود اشاره کرد و به شوخی گفت: «مگر این آقا کم حرف می‌زند و جنجال به پا می‌کند؟ من هم حرف می‌زنم و جنجال‌های بعد از آن تقصیر من نیست. این حق من است و از آن نمی‌گذرم.»

تماشاگران قبل از شروع پخش فیلم با تصاویری از سیل‌زدگان روبرو شدند که آواز خواننده‌ای محلی در پس این تصاویر به صورت زنده آن را همراهی می‌کرد. بعد از پخش این تصاویر سلسله گفتگوهایی درباره فیلم دیده‌بان به نمایش در آمد که به مناسب سی سالگی این فیلم ضبط و تهیه شده بود. در این سلسله گتفگوها به این مساله اشاره شد که دیده بان اولین فیلم جنگی (یا همان دفاع مقدس) کشورمان بوده که توانسته در جشنواره‌های جهانی فیلم حضور پیدا کند.

جشنواره جهانی فیلم فجر

قرار است هر شب در کنار سینمای فلطسین ضیافتی سینمایی برقرار باشد.

در خاتمه مراسم نسخه ترمیم شده فیلم دیده بان با حضور عوامل این فیلم و تماشاگران به اکران در آمد که پس از نمایش با تشویق ایستاده حضار همراه بود.

سی و هفتمین جشنواره جهانی فیلم فجر از ۲۹ فروردین (امروز) تا ۶ اردیبهشت در دو سینمای چارسو و فلسطین برقرار است و در آن آثاری گوناگون از ایران و کشورهای جهان به نمایش در خواهد آمد که برخی از این آثار برای اولین بار است که در دنیا اکران می‌شوند. گفتنیست خرید بلیت‌های این رویداد برای عموم نیز امکان پذیر است و این کار از طریق سایت سینماتیکت میسر است؛ ناگفته نماند اعضای باشگاه جشنواره جهانی فیلم فجر می‌توانند بلیت‌ها را با ۵۰ درصد تخفیف خریداری نمایند. همچنین ذکر این نکته الزامی است که در کنار پخش آثار سینمایی حاضر دراین رویداد، کارگاه‌های سینمایی معتبری نیز در طول جشنواره برقرار است که بلیت‌های آنها نیز از طریق سایت سینماتیکت قابل خریداری است.

نوشته افتتاحیه جشنواره جهانی فیلم فجر ۳۷؛ از حضور هلال احمر تا اکران نسخه ترمیم شده دیده‌بان اولین بار در روزیاتو پدیدار شد.

واردات ۴ میلیون دلار «رژ لب» در سال ۹۷: با دلار ۴۲۰۰ یا بیشتر؟

۲۹ فروردین ۱۳۹۸
366 views
بدون نظر

واردات رژ لب با ارز دولتی یا ارز بالای ۱۰ هزار تومان، مساله این است! سوژه جدید برای فضای رسانه ای که دیشب گزارش شد و بزودی سیلی از تکذیب و تاییدیه ها را شاهد خواهیم بود و آخرش هم ملت مثل داستان سقوط هواپیماها، سر از فرجامش در نمی آورد.

کشور در دومین دوره ریاست جمهوری دولت تدبیر و امید، در شوک ارزی قرار دارد و دلار ۳ هزار تومانی تا ۱۸ هزار تومان رفته و اکنون، به زور زیر ۱۴ هزار تومان قرار دارد و خیلی ها از آن به عنوان آتش زیر خاکستر یاد می کنند که هر آن، مثل نیمه اول سال ۹۷، قصد اوج گیری دارد. در این شرایط، اختصاص ارز برای کالاهای فانتزی و لوکس و غیر اساسی، مثل گزارش های فوتبالی این شب های عباس قانع، شگفت انگیز شده است.

آمار گمرک نشان می‌دهد که واردات فرآورده‌های آرایشی لب بیش از چهار میلیون دلار بوده است. به گفته سخنگوی سازمان غذا و دارو هیچگونه ارز دولتی از طریق سازمان غذا و دارو به فرآورده‌های آرایشی و بهداشتی تخصیص پیدا نکرده است. بر اساس آمار گمرک ایران از تجارت خارجی ۱۱ ماهه سال گذشته، در مدت مذکور بیش از ۹۲ تن انواع فرآورده‌های آرایشی لب به ایران وارد شده که ارزش به حدود چهار میلیون و ۲۲۸ هزار دلار می‌رسد. بانک مرکزی باید اطلاع رسانی کند که منشا ارز اختصاص یافته چگونه بوده  است.

این فرآورده‌های آرایشی در این مدت از ۱۵ کشور به ایران وارد شده که بزرگ‌ترین صادرکننده فرآورده‌های آرایشی برای لب به ایران آلمان بوده که حدود یک میلیون و ۲۰۰ هزار دلار صادرات در این زمینه به ایران انجام داده است. امارات پس از آلمان به عنوان دومین کشوری است که عمده صادرات رژ لب و سایر این فرآورده‌ها را به ارزش ۹۷۰ هزار دلار به ایران صادر کرده است.

واکنش سازمان غذا و دارو به اختصاص ارز دولتی به واردات لاک و رژ لب

فرانسه نیز ۵۰۰ هزار دلار صادرات رژ لب به ایران داشته و بیش از ۷۵۰ هزار دلار از این محصولات از طریق منطقه آزاد کیش وارد ایران شده است. نکته جالب اینجاست که بر اساس آمارهای غیررسمی، حداقل ۶۵ درصد از محصولات آرایشی به صورت قاچاق به ایران وارد می‌شود که در این زمینه آمارهای غیررسمی تا ۹۰ درصد نیز اعلام شده است.

به این ترتیب می‌توان گفت این میزان فرآورده‌های آرایش لب که از طریق مرزهای رسمی به ایران وارد شده، همه آن چیزی نیست که از این محصول وارد ایران شده است.

در‌حالی‌که برخی آمار حکایت از واردات لوازم آرایشی‌ و بهداشتی مانند رژ لب و لاک ناخن با ارز ۴۲۰۰ تومانی دارند، سال گذشته سخنگوی سازمان غذا‌ و‌ دارو با تکذیب این خبر اعلام کرد به‌هیچ‌و‌ جه مجوزی برای واردات لوازم آرایشی از سوی سازمان غذا و دارو صادر نشده است.

با‌ این‌حال براساس انتشار اخبار در خبرگزاری‌های رسمی در ۱۰ ماه گذشته ۴۶ تن لوازم آرایشی ناخن با ارز دولتی به کشور وارد شده است و برخی منتقدان دولت نیز  با استناد به آمار واردات گمرکات کشور خبر از واردات لوازم آرایش با ارز دولتی میدهند.

همین چند ماه پیش بود که دولت با تهیه فهرستی از گروه چهارم کالایی، واردات این گروه از کالاها را به کشور ممنوع کرد. بعد از تصمیم دولت برای مدیریت بازار ارز و تعیین نرخ ۴۲۰۰ تومان به‌عنوان تنها نرخ رسمی در فروردین‌ماه ۹۷، تأمین ارز برای سه گروه کالاهای وارداتی اولویت‌بندی شد و براساس مجوزی که به وزارت صنعت، معدن و تجارت داده شد، کالاهای لوکس، غیرضروری و کالاهایی که مشابه تولید داخلی داشتند، در این فهرست قرار گرفتند و لوازم آرایشی نیز جزء آنها بود.

اگر خبر اعلام‌ شده صحت داشته باشد باید گفت همان‌طور‌که در دولت احمدی‌نژاد به جای تخصیص ارز دولتی به دارو به واردات زین اسب و خوراک سگ اختصاص داده می‌شد، در دولت فعلی هم به واردات رژ لب و لاک ناخن ارز ۴۲۰۰ تومانی تخصیص داده میشود.

واردات رژ لب

انتقاد دکتر مرضیه وحید دستجردی به اختصاص ارز دولتی برای واردات غذای سگ و دسته بیل

در سالی که بدترین شرایط ارزی را به قول مسئولان داشتیم و مردم در زمینه بهداشت و درمان، به‌ویژه در تأمین داروهای خارجی برای برخی بیماری‌ها با مشکلاتی مواجه هستند، برای واردات لوازم آرایشی‌، ارز درخور توجهی اختصاص یافته است و سیاست‌های بانک مرکزی در‌این‌باره نامشخص است.

البته این اولین‌بار نیست که در کشور چنین اتفاقی رخ می‌دهد و بانک مرکزی در زمینه تخصیص ارز به کالاهای اساسی و کالاهای لوکس دوگانه رفتار می‌کند؛ در سال ۹۱، در دوره ریاست‌جمهوری محمود احمدی‌نژاد نیز مرضیه وحیددستجردی، وزیر بهداشت وقت، گفته بود چرا بانک مرکزی برای واردات خودروهای لوکس، لوازم آرایش، زین اسب و خوراک سگ ارز دارد، اما برای دارو و تجهیزات پزشکی ندارد. این سوال را باید هم‌چنان از دکتر عبدالرضا همتی، رییس کل جدید بانک مرکزی پرسید.

نوشته واردات ۴ میلیون دلار «رژ لب» در سال ۹۷: با دلار ۴۲۰۰ یا بیشتر؟ اولین بار در روزیاتو پدیدار شد.

گنج «زبان مادری»؛ چرا و چگونه باید زبان های بومی و محلی را از نابودی نجات داد؟

۲۸ فروردین ۱۳۹۸
345 views
بدون نظر

زبان چیزی فراتر از چیزی است که با آن تنها با یکدیگر ارتباط برقرار می کنیم. زبان بخشی مهم و تاثیرگذار از فرهنگ کلی یک جامعه محلی است که ریشه در تاریخ و ارزش های آن جامعه دارد و اگر از آن گرفته شود ادبیات، ارزش ها، سنت ها و بسیاری از داشته های غیرمادی آن جامعه نیز آسیب جدی و جبران ناپذیری خواهد دید. اما شوربختانه هر ساله شاهد از بین رفتن زبان های محلی و بومی، یکی پس از دیگری، هستیم که ناآگاهی عمومی، قضاوت های نادرست و نابخردانه و البته انفعال بخش دولتی نقش مهمی در آن دارند. در این مطلب می خواهیم در مورد ضرورت حفظ زبان مادری، علت آن و چگونگی آن صحبت کنیم و معضلی به نام از بین رفتن و انقراض زبان های بومی و محلی که در بسیاری از نقاط کشور با آن دست و پنجه نرم می کنیم و نمی توانیم تنها دولت یا ارگان های دولتی را در آن مقصر بدانیم.

زبان مادری

در محیط کارش در هنگ کنگ، دیوید هاند در احاطه افرادی است که چینی و انگلیسی صحبت می کنند اما در خانه زبان ولزی حاکم بلامنازع است. سه فرزند هاند- آرون، هوو و توموس- هرگز در ولز زندگی نکرده اند و تمام زندگی شان را در آسیا بوده اند. یاد دادن زبان مادری به آن ها در فاصله هزاران کیلومتری از منطقه ای که تنها مکان تکلم عمده به این زبان است، کار بسیار دشواری به نظر می رسد. علاوه بر این که وی خود تنها به زبان ولزی با آن ها صحبت می کند، هاند پرستارهایی از ولز استخدام کرده و همراه با خانواده زندگی می کنند. مادر استرالیایی شان تنها با زبان انگلیسی با آن ها صحبت می کند. هاند می گوید: «تا سن ۵ سالگی ما به غیر از من همیشه یک نفر دیگر نیز در خانه به زبان ولزی صحبت می کرد. موضوع در مورد نحوه تفکر تو به عنوان یک ولزی و یک ولزی زبان است و خودت را با یک فرد فرانسوی یا اسپانیایی یا آلمانی مقایسه می کنی. آن ها به آموزش ندادن زبان مادری خودشان به فرزندانشان فکر هم نخواهند کرد».

زبان مادری

علیرغم این موضوع، خانواده هاند یکی از خانواده های بسیار نادر در این باب است. بسیاری از ولزی ها بعد از ترک کشور و روی آوردن به صحبت کردن به زبان انگلیسی یا دیگر زبان ها، رفته رفته با کاهش توانایی شان در صحبت به زبان ولزی مواجه می شوند. همچنین مدارس و دیگر موسسات بین المللی برای فرانسوی ها، آلمانی ها یا ژاپنی هایی که می خواهند کودکانشان با یک زبان خاص دیگر بزرگ شوند نیز وجود ندارد. صحبت کردن فرزندان هاند به زبان ولزی تنها به خاطر مکان زندگی شان قابل توجه و عجیب نیست. تنها یک نسل پیش، این زبان در آستانه نابودی و انقراض کامل بود و می رفت که به صدها زبان دیگر بپیوندد که در نیم قرن گذشته از بین رفته بودند.

زبان مادری

داستان زنده شدن دوباره زبان ولزی یکی از عظیم ترین تلاش های سازمانی توسط فعالان و سیاستمداران است که که نه تنها زبان مادری شان را نجات دادند بلکه خود را به الگویی تبدیل کردند که می تواند توسط دیگر زبان هایی که در خطر نابودی قرار دارند مورد استفاده قرار گیرد، زبان هایی مانند زبان کانتونی مخصوص هنگ کنگی ها. به چنین الگویی به شدت نیاز است. زبان ها بسیار بیشتر از آنچه که مردم فکر می کنند آسیب پذیر هستند و می توانند در یک نسل از بین بروند اگر از والدین به فرزندانشان منتقل نشوند. سازمان ملل امسال را سال بین المللی زبان های بومی یا زبان های مادری تعیین کرده و هدف آن از این نامگذاری افزایش آگاهی در مورد بیش از ۱٫۷۰۰ زبانی است که توسط یونسکو در فهرست زبان های در خطر نابودی قرار گرفته اند. هر ساله زبان های بیشتر و بیشتری از بین می روند و همانطور که ابزارها و جوامع دیجیتال می توانند در مبارزه با این موضوع موثر باشند و بوده اند، برخی کارشناسان هشدار می دهند که تغییر در سبک تعامل ما در فضای آنلاین می توانند نابودی و انقراض زبان های بومی را به شکلی قابل توجه تسریع بخشد.

بیشتر بخوانید: چند زبان در سوئد وجود دارد و سوئدی ها چگونه مردمانی هستند؟

زبان در معرض تهدید

زبان مادری

گزارشی در سال ۱۸۴۷ که برای دولت بریتانیا و در دوران افزایش نارضایتی و جنبش های استقلال طلبانه در ولز تهیه شده بود زبان ولزی را یک مانع بسیار بزرگ بر سر راه پیشرفت رفتاری و اقتصادی مردم کشور دانسته اند و رسانه های بریتانیایی در آن عصر نیز کمبود آموزش را مانع رشد در میان مردم منطقه ولز می دانستند. در این گزارش چنین آمده است: «زبان ولزی یک نقطه ضعف بزرگ برای ولزی هاست و یک مانع به تمام معنی برای پیشرفت اخلاقی و سعادتمندی تجاری این مردم. نمی توان اثرات مضر آن را نادیده گرفت و هیچ ادبیات ارزشمندی در زبان ولزی دیده نمی شود». به دنبال این گزارش، هر دانش آموزی که در مدرسه به زبان ولزی سخن می گفت با استفاده از قطعه هایی چوبی به نام «ولش نات» (Welsh Not) که دور گردن آن ها انداخته می شد تنبیه شده و دیدن چنین صحنه ای در مدارس بریتانیا به امری عادی بدل شده بود.

Welsh Nots

بر اساس آنچه که یک معلم در سال ۱۸۷۰ در دفتر مخصوص کلاس درسش می نویسد:«تلاش برای مجبور کردن کودکان به روی آوردن به زبان انگلیسی به وسیله یک تکه چوب. خاطیان بعد از ساعات مدرسه در کلاس محبوس می شوند». این دیدگاه ها، در کنار افزایش مهاجرت به انگلیس، به کاهش شدید استفاده از زبان ولزی کمک کرد. زمانی که در سال ۱۹۲۵ حزب ولزی «Plaid Cymru» اعلام موجودیت کرد تعداد کسانی که در ولز به زبان ولزی صحبت می کردند به تنها ۳۷ درصد کاهش یافته بود و به سمت نابودی کامل پیش می رفت. تونی شیاوونه که در دهه های ۱۹۵۰ و ۶۰ میلادی در غرب ولز بزرگ شده، همواره از درجه دومی بودن این زبان در چشم شخصیت های برجسته انگلیسی زبانی که بر کشور حکومت می کردند آگاه بود. او در این باره می گوید: «فرهنگ ما به آرامی در حال نابودی بود. اگر چه من در یک محیط ولزی زبان به دنیا آمده و بزرگ شده بودم اما ۹۵ درصد از آموزش من به زبان انگلیسی صورت می گرفت، همه چیز اطرافمان به زبان انگلیسی بود. انتظار می رفت که با شروع قرن جدید دیگر اثری از زبان ولزی نباشد».

زبان مادری

شیاوونه یکی از اعضای اولیه جامعه ولزی زبان «Cymdeithas yr Iaith Gymraeg» بود که برای حفاظت از زبان مادری این کشور از طریق برگزاری گردهمایی ها و روش های عملی بدون خشونت تاسیس شده بود. این گروه به تخریب تابلوهایی که تنها به زبان انگلیسی در جاده ها قرار گرفته بودند پرداخته، به برگزاری اعتراضات و بست نشینی دست زده و برای ایجاد یک ایستگاه تلویزیونی عمومی به زبان ولزی تلاش می کردند که در نهایت در سال ۱۹۸۲ محقق شد. البته این موفقیت بدون عواقب و سختی نیز نبود. شیاوونه در این باره نیز چنین می گوید:«در دهه ۱۹۷۰ افراد زیادی به زندان می رفتند زیرا تابلوهای جاده ای به زبان ولزی وجود نداشتند و آن ها از پرداخت حق تماشای تلویزیون امتناع می کردند زیرا هیچ کانال تلویزیونی به زبان ولزی نداشتیم». به لطف فشار گروه هایی مانند Cymdeithas و افزایش آرای انتخاباتی حزب ولزی Plaid Cymru، بادها شروع به وزیدن به نفع زبان ولزی کردند.

بیشتر بخوانید: زبان مادری یا پدری؟! کودکان بیشتر لغاتشان را از کدام یک از والدین یاد می گیرند؟

زبان مادری

در سال ۱۹۹۳، قانونی به تصویب رسید که استفاده از زبان ولزی را در دادگاه ها قانونی دانسته و برای تمامی خدمات عمومی آن را در حدی همطراز با زبان انگلیسی قرار داد. در دهه های پس از این اتفاق بزرگ، آموزش زبان ولزی در این کشور افزایش بسیار قابل توجهی داشته و در سال ۲۰۱۱ به عنوان زبان رسمی کشور ولز تعیین شد. اما بازگشت و تغییر دیدگاه ها به این زودی رخ نداد. در یک سرشماری که در سال ۱۹۹۱ انجام شد تنها ۱۸٫۵ درصد از جمعیت کشور به زبان ولزی صحبت می کردند که پایین ترین میزان تکلم به زبان مادری در تاریخ این کشور بود. اما یک دهه بعد این آمار به بالای ۲۰ درصد رسید و از آن زمان به بعد بود که به سمت نابودی رفتن زبان ولزی متوقف شده و در عدد ۲۰ درصد تثبیت شد، علیرغم این که مهاجرت ها از انگلیس و دیگر کشورها به ولز شدت گرفته بود.

زبان مادری

دولت ولز که در سال ۱۹۹۷ استقلال نسبی خود را از بریتانیا کسب کرد، اکنون سرمایه گذاری عظیمی برای ترویج زبان ولزی انجام داده و قصد دارد تا سال ۲۰۵۰ تعداد کسانی که به زبان ولزی صحبت می کنند را به مرز یک میلیون نفر در جمعیت ۳٫۵ میلیونی کشور برساند که فراتر از ۳۰ درصد خواهد بود. شیاوونه می گوید: «ما دیدگاه کسانی که به درستی باور داشتند زبان ولزی بزودی نابود می شود را تغییر دادیم».

درس گرفتن از الگوها

زبان مادری

زبان ولزی اکنون بیش از هر زمان دیگری از انقراض دور شده و اکنون به عنوان الگویی برای اینکه چطور سازماندهی بنیادین و حمایت دولتی می تواند باعث زنده شدن و احیای یک زبان شود شناخته می شود. همین اتفاق نیز در هاوایی رخ داد، جایی که فعالان زبان بومی هاوایی با یک وظیفه بسیار سخت تر نسبت به همتایان ولزی شان روبرو بودند. گری هولتون، محقق عرصه زبان های در خطر انقراض در این باره می گوید: «تقریباً در هر جایی این زبان دیگر به عنوان زبان اول مورد استفاده قرار نمی گیرد. شکاف در انتقال نسبتاً کامل بوده و به یک تلاش واقعی برای راه اندازی مجدد این زبان نیاز است… باید یک نسل را نادیده گرفت، این پدربزرگان و مادربزرگان را وارد کرده و از آن ها خواست که با کودکان پیش دبستانی تعامل برقرار کنند». اکلا کانیاوپیو کروزیر یکی از افرادی بود که به تغییر این اوضاع کمک کردند.

زبان مادری

او که در هاوایی به دنیا آمده و به زبان مادری اش صحبت می کرد، با دیگر همکلاسی هایش در این عرصه متفاوت بوده و به یاد می آورد که تنها دانش آموزی بوده که در یک کلاس زبان که توسط یکی از کلیساهای محلی برگزار می شد شرکت می کرد. با این وجود او هنوز تلاش می کند که بر پیشداوری هایی که در ذهن جامعه هاوایی بر علیه زبان مادری و بومی این منطقه نهادینه شده غلبه کند. او نیز می گوید: «من در کنار مادربزرگم و با این زبان بزرگ شدم. او بسیار مصر بود که من به زبان بومی هاوایی صحبت کنم. از آنجایی که فکر می کردم زبان غریبی است جواب او را با همین زبان نمی دادم اما کاملاً متوجه حرف هایش می شدم». بعد از اتمام دانشگاه و تحصیل در رشته زبان بومی هاوایی برای آموزش کودکان، کانیاوپیو کروزیر در یک کمپین ایالتی برای احیای زبان بومی هاوایی مشارکت کرد.

زبان مادری

بیش از ۴۰٫۵ درصد از مردم جهان (۲٫۸۳ میلیارد نفر) به یکی از ۸ زبان پرطرفدار جهان صحبت می کنند و ۵۹٫۵ درصد دیگر نیز به ۷٫۰۰۰ زبان دیگر تکلم می کنند. اکثر مردم جهان به زبانی صحبت می کنند که از آسیا یا اروپا نشأت گرفته اما آفریقا، اقیانوسیه و آمریکا بیشترین زبان های جهان را دارند.

این پروژه با موفقیت چشمگیری مواجه شده که ایجاد نسلی جدید از مردم هاوایی که زبان دومشان زبان بومی هاوایی است و می توانند این زبان را به فرزندانشان منتقل کنند منجر شده است. به گفته هولتون، این زبان حتی در میان غیربومی های هاوایی نیز رواج پیدا کرده است و همانند اتفاقی که در ولز در مورد زبان ولزی رخ داد، در بسیاری از مناطق، استفاده از اسامی بومی بار دیگر رونق گرفته است. رسانه ها نیز نقشی در این امر داشته اند و رادیو محلی با پخش برنامه ای کوتاه با عنوان «واژه هاواییایی روز» و روزنامه Honolulu Star-Advertiser که پرتیراژترین روزنامه ایالت هاوایی است و به صورت هفتگی یک ستون خود را به این زبان اختصاص می دهد، نقش مهمی در ترویج زبان بومی منطقه داشته اند.

زبان مادری

کروزیر که اکنون در اواخر دهه ششم زندگی خود قرار دارد در فضای دیجیتال نیز قصد حفظ زبان بومی و ترویج آن را دارد. همراه با چند معلم دیگر، او در کنار تیمی از تیم اپلیکیشن زبان آموزی Duolingo قصد تهیه یک کتاب درسی برای انگیسی زبانان به منظور یادگیری زبان بومی هاوایی را دارد. در حالی که نگرانی های جدی در مورد خطر «مرگ زبان دیجیتال» وجود دارد که در آن زبان های بومی و محلی که در پلتفرم های ارتباطی مدرن مورد استفاده قرار نمی گیرد مرگی زودرس را تجربه می کنند، تکنولوژی می تواند نقش مهمی نیز در حفظ و نجات این زبان ها داشته باشد. اپلیکیشن ها و بازی ها در کنار ویدیوهایی یوتیوبی و پادکست ها، روش های جدید و بسیار موفقی برای زنده و سرحال نگه داشتن زبان های محلی بوده اند.

بیشتر بخوانید: اپلیکیشن هایی برای یادگیری بهتر زبان انگلیسی

حفظ زبان های بومی و محلی

زبان مادری

به هنگ کنگ باز می گردیم. یونسکو بیش از ۱۴۴ زبان چینی را در فهرست زبان های در خطر نابودی قرار داده و ۲۴ مورد دیگر در آستانه نابودی کامل قرار گرفته اند؛ از جمله زبان مانچو، زبانی که توسط استادان سلطنتی سابق این کشور استفاده می شد. اکنون بیش از ۹۰ درصد از مرد هنگ کنگ (حدود ۶٫۸ میلیون نفر)  و بیش از ۷۳ میلیون نفر دیگر نیز در سراسر جهان به زبان کانتونی یا لهجه های مشابه آن تکلم می کنند. اما نگرانی این است که همانطور که زبان انگلیسی باعث از رونق افتادن و رو به زوال گذاشتن زبان ولزی شد، ماندارین که زبان رسمی کشور چین است نیز جایگزین زبان کانتونی در هنگ کنگ شده و این زبان محلی را به سوی نابودی بفرستد. هولتون می گوید: «بقای زبان تنها در مورد تعداد کسانی که به آن زبان صحبت می کنند نیست. سوال مهم تر این است که آیا از آن در آموزش استفاده می شود؟ آیا در تجارت از آن استفاده می شود؟ یا تنها در خانه مورد استفاده قرار می گیرد؟ اگر سیاست از زبان حمایت نکند، بدین ترتیب بدون توجه به تعداد صحبت کنندگان به آن زبان، زبان مورد نظر در خطر انقراض قرار خواهد گرفت».

زبان مادری

مشکل از رونق افتادن زبان ها و گویش های محلی و بومی در کشورمان نیز مسئله ای پیچیده اما کاملاً مشهور است. با توجه به این که در ایران زبان ها و گویش های متعددی وجود دارد و زبان رسمی کشور در تمامی زمینه ها فارسی است، بسیاری از این زبان ها و گویش های محلی و بومی در دهه های گذشته منقرض شده یا در آستانه انقراض دارند؛ خطری که نه تنها گویش های زیادی را از بین برده بلکه زبان های کامل و سازمان یافته را نیز تهدید می کند. همه ما در خانواده های خود دیده ایم کسانی (و چه به وفور) را که اگر چه زبان مادری شان غیر از زبان فارسی است اما از کودکی با بچه هایشان به زبان فارسی صحبت می کنند و صحبت کردن به زبان مادری و محلی را نوعی عقب ماندگی می دانند.

زبان مادری

چه دردآور است وقتی می بینیم در خانواده ای برای مثال کوردی زبان، همه با هم کوردی صحبت می کنند اما وقتی پای کودکان به میان می آید والدین با آن ها به زبان فارسی یا هر زبان دیگری غیر از کوردی صحبت می کنند. همین موضوع در مورد زبان ترکی، عربی، لری و دیگر زبان ها و گویش های محلی نیز صدق می کند. تکریم و حفظ یک زبان محلی و بومی به معنای تقبیح زبان رسمی کشور (فارسی) نیست و بدون شک وجود زبانی واحد و رسمی که همه ساکنان یک کشور بتوانند به آن تکلم کنند (به خصوص در کشوری مانند ایران که تنوع زبانی و گویشی بسیار قابل توجهی دارد) اهمیت و ضروریتی بدیهی دارد اما زبان ها و گویش های محلی بخشی از فرهنگ یک جامعه بوده و از بین رفتن آن ها به معنای از بین رفتن بخشی از کلیت فرهنگ زیبا و منحصربفرد یک جامعه محلی، ادبیات غنی، سنت های متمایز (اعم از رسومات و سبک لباس پوشیدن و حتی رفتار) آن جامعه دارد.

زبان مادری

بدون شک با از بین رفتن یک زبان محلی، بخش های بزرگ تری از فرهنگی که آن زبان را متعلق به خود می داند نیز خواهد مرد. سخن کوتاه این که دنیا در حال بازگشت به این نکته است که زبان ها و گویش های بومی باید تکریم شوند، صحبت شوند، آموزش داده شده و در سیستم آموزشی هر منطقه لحاظ شوند تا تنوع فرهنگی جامعه حفظ شود. هیچ زبانی بر زبان دیگر و هیچ گویشی بر گویش دیگر برتری ندارد. هر زبان و گوشی دارای زیبایی ها و ظرافت های خاص خود است اما در کمال تاسف این روزها این واقعیت مبرهن نادیده گرفته شده و بسیاری از زبان ها و گویش های محلی در کشورمان به بهانه سنتی بودن و عقب ماندگی در سراشیبی انقراض قرار گرفته اند. امید است که این سنت نادرست و غیرعقلانی با تلاش های فرهنگی در مقیاس عمومی و دولتی تصحیح شده و در کنار آموزش زبان رسمی کشور، هر قومیتی بتواند زبان و سنت های محلی خود را نیز آموزش داده و به نسل های بعد منتقل سازد.

بیشتر بخوانید: چگونه روزانه ۲۰ دقیقه از وقت خود را به یادگیری زبان دوم اختصاص دهیم؟

نوشته گنج «زبان مادری»؛ چرا و چگونه باید زبان های بومی و محلی را از نابودی نجات داد؟ اولین بار در روزیاتو پدیدار شد.

چرا زنانی که در شغل خود موفق هستند در یافتن عشق اغلب مشکل دارند؟

۲۸ فروردین ۱۳۹۸
287 views
بدون نظر

زنان موفق و باهوش ممکن است در یافتن عشق و یک رابطه عاطفی با مشکلات زیادی دست و پنجه نرم کنند. یک کارشناس رابطه عاطفی به نام سمی واندر بر این باور است که این زنان اغلب مواقع عادت دارند رفتارهای مردانه از خود بروز دهند و این مساله در قرارهای عاشقانه هم پدیدار می‌شود.

به زبان ساده‌تر، آنچه زنان موفق در زندگی حرفه‌ای خود آموخته‌اند را در مدیریت زندگی شخصی خود نیز به کار می‌گیرند و همین امر موجب شکست عاطفی آنها می‌شود.

زنان موردبحث در اولین قرارهای عاشقانه با مرد دلخواهشان همانند دیگر زوج‌ها رفتارهای کاملا معمول و نرمال دارند، دایم در حال خنده، شوخی، تفریح و رد و بدل کردن جملات و سخنان عاشقانه هستند و هر کاری که فرد مقابل انجام دهد برایشان جذاب و فریبنده است.

اما پس از چندین هفته یا چند ماه همه چیز رو به تلخی می‌رود و گرمای عشقشان فروکش می‌کند.

چرا زنانی که به خوبی می‌دانند از شغل و آینده کاری خود چه می‌خواهند، نمی‌توانند در یافتن شریک عاطفی مناسب خود موفق عمل کنند؟

همان‌طور که در ابتدای مطلب اشاره کردیم، یک کارشناس روانشناسی به نام سمی داندر به این پرسش پاسخ داده است.

«زنانی که در شغل خود موفقیت زیادی کسب کرده‌اند اغلب تمایل دارند تا مردی که با او قرار گذاشته‌اند را تحت تاثیر قرار دهند. این زنان تصور می‌کنند عشق نیز همچون کار است، یعنی هر چه بیشتر تلاش و سخت‌کوشی داشته باشند، موفق‌تر خواهند بود. اما همین طرز فکر نادرست آنها را به بن بست می‌رساند.»

چنین زنانی عموما عادت دارند از انرژی‌های مردانه خود در هر رابطه‌ای استفاده کنند و رفتارهایی همچون تحت کنترل گرفتن امور، نمایش قدرت و پشتکار داشتن از خود نشان می‌دهند. همین مساله، اشتباه آنها در رابطه عاطفی است. این زنان باید بیاموزند در عشق باید «زنانه» رفتار کنند و متوجه این واقعیت بشوند که آنها را برای آنچه هستند دوست دارند نه کارهایی که انجام می‌دهند.

این زنان وقتی به این باور برسند می‌توانند از موضع قدرت خود کمی عقب‌نشینی کرده و با آرامش بیشتری وارد یک رابطه عاطفی بشوند.

منظور از این عقب‌نشینی چیست؟ به این مثال‌ها توجه کنید: زنان موفق و خودساخته چون همیشه عادت دارند کارهای سازنده ارائه دهند در رابطه خود هم کارهایی می‌کنند که زنان معمولی هرگز انجام نمی‌دهند. چه کارهایی؟ مثلا پول شام قرارشان را پرداخت می‌کنند، در را خودشان باز می‌کنند، منتظر نمی‌مانند مردشان کارهای مردانه را بکند و خودشان آستین‌ها را بالا می‌زنند …. چنین رفتارهایی بیانگر این است که این زن‌ها برای بدست آوردن عشق و محبت تلاش نمی‌کنند، بلکه می‌خواهند اعتبار و توانایی‌های خود را ثابت کنند.

اما در رابطه عاطفی قرار نیست توان کاری و هوشی خود را ثابت کنید، بلکه باید عشق بدهید و عشق دریافت کنید.

وقتی یک زن در قرار عاشقانه رهبری مکالمه را به دست می‌گیرد و سعی در تحت‌تاثیر قرار دادن مرد مقابل دارد، باید بداند که فقط می‌تواند نظر مردهای منفعل، بی‌تفاوت و مطیع را جذب خود کند.

به گفته واندر: «ما در جامعه بسیار پیچیده‌ای زندگی می‌کنیم، جایی که نمی‌دانیم چه مسایلی می‌تواند سبب افزایش میزان عشق و علاقه شود. همه ما دوست داریم عشق دریافت کنیم اما راه رسیدن به آن را بلد نیستیم.»

برای داشتن عشق باید آسیب‌پذیر بود

دکتر واندر بر این باور است که مردم، به ویژه زنان باید بیاموزند که در عشق آسیب‌پذیر باشند؛ اگرچه این کار برای کسانی که همیشه حالت دفاعی دارند و در موضع قدرت ظاهر شده‌اند بسیار دشوار خواهد بود.

ما هرگز دوست نداریم درِ قلب خود را برای هر کسی باز کنیم. اما یکی از بحران‌های بشر در جوامع امروزی این است که طالب راحتی، سرعت و سطحی بودن شده و نمی‌خواهد از این موضع بیرون بیاید. همین امر باعث بد پیش رفتن رابطه‌ها شده است.

زنان و مردان باید بیاموزند که بین انرژی‌های مردانه و زنانه خود تعادل برقرار کنند و به طور مطلق، زنانه یا مردانه رفتار نکنند. مثلا مردانی که از قدرت‌های زنانه وجود خود بهره می‌گیرند روح لطیف‌تری دارند و شنونده‌های خوبیی محسوب می‌شوند. اما اگر در این امر زیاده‌روی کنند، مشکلاتی در رابطه پدیدار خواهد شد که نتایج خوشایندی ندارد.

همین امر در مورد زنان هم مصداق دارد. وقتی یک زن زیاد از حد مردانه فکر و رفتار کند، مردانی را به خود جذب خواهد کرد که طرز فکر زنانه دارند. این امر در طولانی‌مدت بسیار خسته کننده خواهد شد زیرا زنان از اینکه همیشه مسئول برنامه‌ریزی و سر و سامان دادن به امور باشند خسته می‌شوند و این حس باعث دلسرد شدنشان از رابطه می‌شود.

شمار زنانی که از در قدرت بودن در رابطه عاطفی خوشحال هستند بسیار کم است. اغلب زنان دوست دارند مسئولیت‌ها بین زن و مرد تقسیم شود و هر دو طرف سهم برابری در انجام امور داشته باشند.

موفقیت زنان در کار و زندگی خصوصی

برای زنانی که در شغل خود موفق اما در رابطه عاطفی ناموفق هستند، اولین گام برای یافتن مرد مناسب این است که خودشان را دوست داشته باشند. 

به گفته دکتر داندر اغلب زنان موفق، خوب بودن خود را در گرو موفقیت‌ها، دستاوردها و انجام صحیح کارها می‌دانند. طرز فکر غلطی که باعث خراب شدن رابطه‌هایشان می‌شود. آنها تصور می‌کنند هر چه بیشتر به مرد خدمت کنند و سرویس بدهند و هیچ مسئولیتی روی دوش مرد نگذارند، باارزش‌تر جلوه خواهند کرد. اما همین تفکر سبب می‌شود همیشه وارد رابطه‌های مسموم و اشتباه بشوند.

آمار رسمی نشان می‌دهد زنان قوی، باهوش و موفق در بیشتر مواقع مورد سواستفاده‌ی شریک عاطفی خود قرار می‌گیرند.

دلیلش هم فقط یک چیز است: این زنان به غلط تصور می‌کنند هر چه بیشتر سرویس بدهند، جای بیشتری در قلب مرد دلخواهشان باز خواهند کرد.

دکتر واندر به زنان موفق پیشنهاد می‌کند:

«خودتان را دوست داشته باشید. به این باور برسید که شما برای آنچه هستید مورد محبت قرار می‌گیرید نه کارهایی که انجام می‌دهید. پس بیشتر کار کردن، سرویس دادن‌های غیرمعمول و به عهده گرفتن مدیریت امور شما را محبوب نمی‌کند و فقط روزنه‌های سواستفاده را برای مرد مقابل باز می‌کند. از ترس از دست ندادن شخص دلخواه خود لازم نیست تلاش مضاعف انجام دهید. اگر مردی شما را برای انجام ندادن کارهای اضافی ترک کرد، باید خوشحال باشید زیرا بدون شک او مرد مناسب شما نیست.»

نوشته چرا زنانی که در شغل خود موفق هستند در یافتن عشق اغلب مشکل دارند؟ اولین بار در روزیاتو پدیدار شد.