این سایت در ستاد ساماندهی ثبت شده و تابع قوانین جمهوری اسلامی میباشد

دختران شیفته شهرتی که ترور برادر رهبر کره شمالی را با شوخی دوربین مخفی اشتباه گرفتند

۳۱ اردیبهشت ۱۳۹۸
332 views
بدون نظر

تصاویر دوربین های مداربسته بسیار بی کیفیت اما بسیار کاربردی هستند و سیر یک ترور دولتی را ثبت کرده اند. ساعت ۹ صبح است که دوربین های مدار بسته فرودگاه بین المللی کوالالامپور تصوی مردی چاق در شلوار جین رنگ و رو رفته، تی شرت آبی و ژاکت خاکستری ثبت می کنند. او در حالی که از یک ترمینال شلوغ می گذرد ظاهری بسیار معمولی و ساده دارد در حالی که یک کوله پشتی سیاه از شانه اش آویزان است. سپس ناگهان از پشت سرش دو زن جوان که ظاهراً در کمین او بوده اند به او نزدیک شده و چیزی روی صورتش می پاشند و در ادامه از محدوده دوربین خارج می شوند. یکی از آن سویشرتی با لوگو LOL  با حروف بزرگ پوشیده است.

ترور برادر رهبر کره شمالی

اما قربانی طاس آن ها چندان خوشحال نیست و در حالی که به وضوح دردسر و ناراحتی خود را نشان می دهد از این موضوع به نیروهای امنیتی فرودگاه که او را به سمت مرکز درمانی فرودگاه مشایعت می کنند شکایت می کند، جایی که او روی یک صندلی دسته دار لم داده و رفته رفته آخرین نفس هایش را می کشد. بعد از ۲۰ دقیقه او می میرد. ترور سیاسی کیم جونگ نام، برادر ناتنی و بزرگ تر کیم جونگ اون، رهبر جوان کره شمالی، به چیزی شبیه داستان های تریلر مربوط به دوران جنگ سرد می ماند. این ترور بی شرمانه با برنامه ریزی بسیار دقیق و شیطانی در ۱۳ فوریه ۲۰۱۷، نه تنها بی اعتنایی و اهانت رهبر کره شمالی به عقاید جهانیان را نشان داد بلکه پیامی را در خود داشت که بسیاری از دشمنان کره شمالی به سختی آن را فراموش خواهند کرد.

ترور برادر رهبر کره شمالی

کیم جونگ نام، ۴۵ ساله، تنها رقیب قابل توجه رهبر کره شمالی، با عامل مرگبار اعصاب در روز روشن و در برابر چشم هزاران مسافر و دوربین های مداربسته، در خاک کشوری خارجی ترور شد. با این وجود، علیرغم وحشت و واکنش شدید جهانیان و دولتمردان به این ترور، جزییات بسیار اندکی در مورد شیوه انجام گرفتن ترور برادر رهبر کره شمالی منتشر شده است. در هفته های اخیر، دو زنی که این ترور را مرتکب شده بودند به شکلی بی سروصدا توسط مقامات مالزی آزاد شده اند که اکنون تایید شده نام یکی سیتی آسیه اهل اندونزی و دوان تی هونگ اهل ویتنام هستند و خود قربانی نقشه ای از پیش تعیین شده توسط ماموران کره شمالی شده اند.

ترور برادر رهبر کره شمالی

بانیان واقعی این ترور، مامورین کره شمالی با لباس های معمولی بوده اند که در هنگام انجام ترور هولناک برادر کره شمالی مشغول نگهبانی و زیر نظر داشتن ترمینال فرودگاه کوالالامپور بوده اند که اکنون در امنیت در پیونگ یانگ به سر برده و دادگاه های اندونزی هیچ دسترسی به آن ها ندارند. در ادامه مطلب می خواهیم نقشه پرجزییات، عجیب و زیرکانه ای که برای این ترور کشیده شده بود را با هم مرور کنیم.

  • این ترور توسط دو روسپی انجام گرفته که ابتدا توسط دوستان مرد خود که در واقع مامورین کره شمالی بوده اند با یکدیگر آشنا و بعد از مدتی دوست می شوند.
  • این دو که در رویای رسیدن به شهرت در اینترنت به سر می برند، فکر می کنند که قرار است در یک شوخی دوربین مخفی تلویزیونی شرکت کنند و وقتی که عامل اعصاب وی ایکس را به صورت کیم جونگ نام می پاشند و مرگی دردناک را برای او رقم می زنند هیچ نمی دانند که مشغول انجام یک ترور هستند.
  • گروهی از مامورین کره شمالی در روزهای قبل از ترور، کیم بیچاره و معشوقه اش را در شمال آسیای شرقی تعقیب می کردند.
ترور برادر رهبر کره شمالی

سیتی آسیه شهروند اندونزی (راست) و دوان تی هونگ شهروند ویتنام (سمت چپ)

مالزیایی ها قاتلان واقعی را دستگیر کرده و در یک معامله شرم آور و کثیف آن ها را آزاد می کنند. هیچ کسی به خاطر این قتل هولناک دستگیر و مجازات نمی شود و به نظر می رسد که چنین اتفاقی دیگر هیچگاه رخ نخواهد داد. در واقع کیم جونگ نام برای سال ها یک مرد مرده بود که راه می رفت. او که روزگاری وارث تاج و تخت دیکتاتوری کره شمالی در نظر گرفته می شد، به خاطر علاقه اش به کازینو، زنان و سرگرمی های غربی از چشم پدرش افتاد و مطرود شد. زمانی که بسیار جوان تر بود، نام در حال تلاش برای ورود به ژاپن با پاسپورت قلابی و ظاهراً به منظور دیدار از دیزنی لند توکیو دستگیر گردید. گفته می شود که این تحقیر تیر خلاصی بود که پدر دیکتاتورش، کیم جونگ ایل، دیگر نمی توانست آن را نادیده بگیرد.

بیشتر بخوانید: ۱۰ قانون جالب و باورنکردنی که تنها در کره شمالی خواهید دید

ترور برادر رهبر کره شمالی

کیم جونگ نام در کودکی

در سال ۲۰۱۷، کیم جونگ نام در یک تبعید خودخواسته در اقامتگاه های متعددی در شرق آسیا زندگی می کرد و روزگار خود را به قمار، میگساری و رفت و آمد با زنان مختلف می گذراند. وقتی که برادر کوچکترش، کیم جونگ اون در سال ۲۰۱۱ به کاخ ریاست جمهوری کره شمالی رسید، کیم جونگ نام که تنها رقیب قابل توجه رهبر جوان و جدید کره شمالی به شمار می آمد می دانست که نفس های زندگی او به شماره افتاده اند. زمانی که نام به کوالالامپور رسید یک بار مورد سوء قصد قرار گرفت. یکی از مامورین کره شمالی که از این کشور فرار کرده بود در سال ۲۰۱۲ به مامورین کره جنوبی گفته بود که رژیم کره شمالی یک راننده تاکسی را برای کشتن کیم جونگ نام از طریق یک تصادف ساختگی اجیر کرده بود و کیم جونگ نام تنها به این دلیل زنده ماند که برنامه سفرش را در آخرین لحظات تغییر داد.

ترور برادر رهبر کره شمالی

همان سال او نامه ای رقت انگیز و پر از التماسبه برادرش نوشت و از او خواست که از جانش بگذرد اما بیفایده بود. کیم جوان تر به این نتیجه رسیده بود که ایالات متحده قصد سرنگونی او را داشته و ممکن است از برادر سست عنصرش برای به چالش کشیدن اعتبار او استفاده کند. او که با کشتن دایی اش، وزیر دفاع و دیگر رقبا و مخالفین درونی اش، قبضه کامل قدرت در پیونگ یانگ را در دست گرفته بود ظاهراً برای ترورهای بیشتر نیاز به فکر نداشت. راه حل نهایی او برای پایان دادن به تهدید برادر ناتنی اش پس از محرز شدن تماس او با مامورین سازمان سیا بیش از پیش تثبیت شد. منابع خبری آگاه اعلام کرده اند که کیم جونگ نام، ۴ روز پیش از مرگ در جزیره لانگکاوی مالزی و در یک هتل و مرکز آب درمانی ۵ ستاره با یک مامور کره ای- آمریکایی دیدار کرده است.

ترور برادر رهبر کره شمالی

وی در این دیدار لپ تاپی پر از اطلاعات و اسناد را به مامور گفته شده تحویل می دهد که اطلاعات آن توسط این مامور منتقل شده و به طور کلی از روی لپ تاپ پاک می شوند. باور بر این است که سازمان سیا در مقابل صدها هزار دلار به کیم جونگ نام داده که در روزهای آینده صرف قمار می شد. اما مامورین کره شمالی در تمام این مدت ناظر رفتار برادر ناتنی رهبر کشورشان بودند و وقتی که نام تصمیم گرفت از لانگکاوی به کوالالامپور پرواز کند سرنوشت او تعیین شد. آماده سازی و برنامه ریزی برای ترور از ماه ها قبل آغاز شده بود و با عجیب ترین شکل ممکن. به نظر می رسد که مامورین کره شمالی زنان بسیاری را برای اجرای این نقشه در نظر گرفته بود که همگی زنانی زیبا و همگی روسپی بودند و در نهایت سیتی ۲۵ ساله و هونگ ۲۷ ساله برای انجام این نقشه انتخاب شدند.

ترور برادر رهبر کره شمالی

سیتی که از همسرش جدا شده و یک فزند پسر داشت، دختر یک کشاورز اندونزیایی بود اما از کریسمس ۲۰۱۶ در مالزی به روسپیگری روی آورده بود. او روزها در هتل فلامینگو کوالالامپور خدمات جنسی و ماساژ ارائه می داد و در اوقات بیکاری نیز به عنوان روسپی با نام مستعار «کِلی» کار می کرد و در یک کافه ساحلی که اتفاقاً یکی از مکان های مورد علاقه کیم جونگ نام نیز بود به مشتریان خارجی سرویس جنسی می داد. در یکی از ساعت های اول صبح روز ۵ ژانویه ۲۰۱۷، در خارج از این کافه بود که یک راننده مالزیایی به نام جان به سیتی نزدیک می شود. این راننده ظاهراً توسط مامورین اهل کره شمالی استخدام شده بود تا زنانی را برای انجام یک شوخی ویدیویی یوتیوبی پیدا کند. سیتی موافقت می کند که صبح روز بعد با مردی دیگر به نام جیمز در قسمت استراحت یک مرکز خرید بزرگ ملاقات کند، جایی که او با یک مرد جوان خوش قیافه و شیک پوش مواجه می شود.

ترور برادر رهبر کره شمالی

دوان تی هونگ

جیمز یکی از مامورین مخفی کره شمالی بود. وقتی این دو ملاقات کردند او خود را یک مرد ژاپنی معرفی کرده و چنان انگلیسی را بد صحبت می کرد که سیتی برای فهمیدن صحبت های او به گوگل ترنسلیت مراجع کرد. با این وجود، جیمز او را متقاعد کرد که سیتی زیبایی لازم برای رسیدن به شهرت در اینترنت را داشته و سیتی نیز حرف های او را باور کرد. به گفته منابع اطلاعاتی ویتنامی، هونگ نیز چند هفته قبل به استخدام مامورین کره شمالی درآمده بود. او نیز مانند سیتی تشنه شهرت تنها ۶ ماه از حضور بسیار کوتاهش در یک برنامه استعدادیابی ویتنامی می گذشت. او تنها ۲۰ ثانیه در این برنامه دوام آورد که تجربه دردناکی بود اما او این شکست را پایان کار خود نمی دانست.

بیشتر بخوانید: ۲۴ واقعیت باورنکردنی و عجیب در مورد کیم جونگ اون؛ رهبر جنجالی کره شمالی [قسمت دوم]

ترور برادر رهبر کره شمالی

سیتی آسیه

در دسامبر ۲۰۱۶، دوان تی هونگ در هانوی، ویتنام، روسپیگری می کرد و تصاویری از صورت عروسکی خود را در سایت های جنسی برای جلب توجه توریست های جنسی ثروتمند اهل کره جنوبی منتشر می کرد. سیتی و هونگ چیزی از یکدیگر نمی دانستند اما همان داستان دوربین مخفی و شوخی یوتیوبی برای هر دوی آن ها بیان شده بود. استخدام کنندگان به آن ها گفته بودند که کارشان ساده است: تنها کاری که باید می کردند این بود که یک سری شوخی بی خطر را در مراکز خرید و فرودگاه ها انجام دهند. آن ها باید به پشت اهداف خود رفته و سپس در حالی که دوربین ماجرا را ثبت می کرد مقداری روغن بچه روی صورت آن ها بپاشند. آن ها برای هر بار انجام این کار ۷۵ پوند دستمزد می گرفتند. ظاهراً شهرت در اینترنت در انتظار این دو زن بود. زن سومی که در کوالالامپور استخدام شده بود نیز در لحظات آخر کنار گذاشته شد زیرا درخواست دستمزد بیشتری کرده بود.

ترور برادر رهبر کره شمالی

سیتی و هونگ که شهرت چشم آن ها را کور کرده و فکر می کردند با یک کار ساده به دستمزدی قابل توجه و شهرت در اینترنت می رسند هیچگاه به عجیب و غیرعادی بودن کاری که قرار بود انجام دهند توجه نکردند. در این مدت، کیم جونگ نام وقت خود را در کشورهای شمالی شرقی آسیا به میگساری در کنار معشوقه اش می گذراند. سو یونگ را، ۴۱ ساله، که قبلاً مهماندار خطوط هوایی کره شمالی بود در آن روزگار در ماکائو در کنار نام زندگی می کرد که پر از کازینو بوده و فاصله بسیار کمی با هنگ کنگ داشت. آیا یونگ را به نامزد خود خیانت کرده است؟ بسیاری بر این باورند. از زمان ترور کیم جونگ نام هیچ ردی از این زن وجود ندارد و جالب این که در سفر مرگ نام و بدون هیچ دلیل مشخصی در کنار او قرار نداشت.

ترور برادر رهبر کره شمالی

کیم جونگ نام لحظاتی بعد از حمله در حال صحبت با نیروهای امنیتی فرودگاه

در همین اثنا اما مامورین کره شمالی نقشه ترور را به مقدار قابل توجهی و در یک ماه بازی موش و گربه به مراحل آخر خود نزدیک کرده بودند. سیتی به فنوم پن در کامبوج پرواز کرده و در آنجا چندین شوخی دوربین مخفی تحت سرپرستی جیمز انجام داد. سپس از او خواسته شد بلیطی به مقصد ماکائو خریداری کرده و در ادامه به کوالالامپور برگردانده شد. برنامه های کیم جونگ نام هیچگاه مشخص و از قبل تعیین شده نبود اما تحرکات او در یک منطقه و وسعت مشخص صورت می گرفت. شب قبل از ترور، سیتی در کافه ای در کوالالامپور ۲۵ سالگی خود را جشن گرفت، جایی که در ویدیویی که توسط دوربین تلفن همراه گرفته شده از کار و بار جدید خود برای رسیدن به شهرت در یوتیوب صحبت می کند. در این فایل ویدیویی شنیده می شود که یکی از دوستان سیتی می گوید سیتی به زودی به یک سلبریتی تبدیل خواهد شد.

ترور برادر رهبر کره شمالی

چند ساعت بعد سیتی توسط یک تاکسی به فرودگاه بین المللی کوالالامپور برده می شود تا مانند دفعات قبل یک سری شوخی دوربین مخفی انجام دهد، اگر چه استخدام کنندگانش به او می گویند که هدف امروزش کمی متفاوت است. آن ها می گویند که هدف بعدی رییس خود آن هاست و آن ها می خواهند او را دست بیندازند. در صحبت هایی جداگانه به سیتی و هونگ گفته می شود که رییسشان از دختران زیبا خوشش می آید و در ادامه یادآور می شوند که او مرد بدعنقی است و ممکن است واکنش بدی به این شوخی نشان دهد. به آن ها گفته می شود که شوخی خود را به سرعت انجام داده، سپس عذرخواهی کرده و به سرعت از محل دور شوند. لازم به ذکر است که این دو زن تا زمان انجام عملیات از یکدیگر جدا نگه داشته شده بودند و گفته می شود که احتمالاً هر کدام حامل عامل اعصاب مجزا در وسیله شوخی خود بوده اند که تنها در صورت ترکیب شدن می توانست تاثیر کشنده داشته باشد. سپس عملیات انجام شده و سیتی و هونگ با شستن دست هایشان از فرودگاه خارج  می شوند.

آن ها نمی دانستند که قربانی شوخی اخیر آن ها دقایقی بعد از کار آن ها به شدت بیمار شده و در مرکز درمانی فرودگاه به دلیل از کار افتادن قلب و دیگر ارگان های بدن جان باخته است. دوربین های مدار بسته تصویر یکی از ماموران کره ای که بی صدا در آن سوی در ورودی مرکز درمانی فرودگاه نظاره گر است را ثبت کرده اند. بعد از این که مطمئن می شود نقشه موثر بوده و کار نام تمام است، این مرد آرام و بی صدا محل را ترک می کند. ظاهراً از قبل هشدارهایی در مورد ترور به کیم جونگ نام داده شده بود زیرا در کیف او تعداد زیادی آمپول پادزهر عامل اعصاب یافت شده است. اما عملیات ترور چنان سریع و موثر انجام شد که به سردرگمی او منتهی شده و او نتوانست با تزریق این آمپول ها جان خود را نجات دهد. همچنین در کیف او ۱۲۴٫۰۰۰ پوند پول نقد و همان لپ تاپی که با آن مدارک و اطلاعات را به مامور کره ای داده بود پیدا شد.

ترور برادر رهبر کره شمالی

همان شب سیتی در یکی از اتاق های هتل و در حال سرویس دادن به مشتریانش دستگیر شد. در ابتدا او دستگیری اش را باور نکرده و فکر می کرد این هم بخشی از شوخی دوربین مخفی همیشگی است و انتظار داشت خیلی زود آزاد شود. اما وقتی پلیس مالزی خبر ترور برادر رهبر کره شمالی را به او نشان دادند، سیتی متوجه واقعیت ماجرا شده و به گریه افتاد. هونگ که هنوز از تروری که توسط او و سیتی انجام شده بود خبر نداشت روز بعد به فرودگاه کوالالامپور بازگشت و دنبال استخدام کنندگان خود می گشت. آن ها به یکباره ناپدید شده و ۷۵ پوند شوخی آخر را به او نپرداخته بودند. اتفاقاتی که پس از آن رخ داد یک رسوایی سیاسی بود. ۴ نفر از مامورین کره شمالی، از جمله جیمز که نام واقعی او ری جیو او بود، پیش از افشای ترور به سفارت کره شمالی در کوالالامپور مراجعه کرده و پس از یک ماه درگیری سیاسی به کره شمالی پرواز کردند و در مقابل نیز کره شمالی گروهی از شهروندان مالزیایی که در کره شمالی به گروگان گرفته بود را آزاد کرد.

ترور برادر رهبر کره شمالی

این ترور و آزادی عاملان آن یک پیام روشن از طرف کیم جونگ اون داشت: او می تواند از قتل هایی که با خونسردی در داخل و خارج از کشور انجام می دهد بدون هیچ دردسری قسر در برود. این موضوع ترس بر اندام سیتی و هونگ انداخته که از آن زمان تاکنون در خانه های امن پلیس و بدور از اعضای خانواده شان نگهداری می شوند. این دو در کشورهای خود به سر می برند و بسیاری بر این باورند که زندگی آن ها نیز در معرض تهدید مامورین مخفی کره شمالی قرار دارد. اما زنده ماندن و نمردن آن ها همراه با کیم جونگ نام خود یک راز جالب دیگر است زیرا در معرض این عامل قرار گرفتن مساوی با مرگ است و هنوز کسی نمی داند که آیا می توان این عامل را به دو جزء بی خطر تبدیل کرد که تنها در صورت ترکیب مرگبار می شوند یا خیر. برخی دیگر بر این باورند که دلیل زنده ماندن آن ها تنها این بوده که آن ها بلافاصله دست هایشان را شسته اند.

ویدیو واضح مربوط به انجام ترور را در این لینک مشاهده کنید.

بیشتر بخوانید: ربوده شدن هزاران شهروند خارجی توسط مقامات امنیتی کره شمالی برای آموزش جاسوسی

نوشته دختران شیفته شهرتی که ترور برادر رهبر کره شمالی را با شوخی دوربین مخفی اشتباه گرفتند اولین بار در روزیاتو پدیدار شد.

نقد فیلم نبات؛ چند میگیری گریه کنی؟

۳۱ اردیبهشت ۱۳۹۸
332 views
بدون نظر

شهاب حسینی را بعد از فیلم برادرم خسرو در پرده سینما ندیدیم تا به امروز که با یک اثر سینمایی به نام «نبات» بازگشته است. نبات ساخته کارگردانی گمنام به نام پگاه ارضی است که اولین فیلم سینمایی خود را بعد از بازگشتش به وطن ساخته و خودش هم نویسندگی کار را بر عهده گرفته است. با وجود نابازیگران دیگر فیلم و کارگردان فیلم اولی نبات، این شهاب حسینی است که باعث جذب مخاطب نسبت به فیلم نبات می شود اما آیا نبات بازگشت شکوهمندانه‌ای برای این بازیگر بعد از دریافت جوایز بین‌المللی بازیگری است؟

نقد فیلم نبات

فیلم داستان پدر و دختری به اسم سعید ونبات را روایت می‌کند که این دو به تنهایی با یکدیگر زندگی می‌کنند. مادر نبات زمانی که او یک سال بیشتر نداشته در آتش سوزی مرده و پدر و دختر تقریبا هر جمعه سری به مزار او می‌زنند. نبات تقریبا هیچی از مادر خود نمی‌داند و پدرش در طی این ده یازده سال زندگی، هم نقش مادر را برای او ایفا کرده و هم نقش پدر به طوری که نبات برای روز مادر هم به او کادو می‌دهد.

نقد فیلم نبات

نبات علاقه وافری به مجسمه سازی دارد و در یک کلاس سفالگری نیز ثبت نام کرده؛ کلاسی که در آن با زنی به نام رویا آشنا می‌شود. رابطه عمیقی بین رویا و نبات آغاز می‌شود و رویا مانند مادر نداشته نبات او را دوست دارد اما به نظر می‌رسد که سعید از حضور رویا در کنار نبات واهمه دارد و هیچ علاقه‌ای به ادامه یافتن رابطه دخترش با این زن ندارد.

شاید شما هم با خواندن چند خط بالا توانسته باشید کمی تا قسمتی ادامه داستان را حدس بزنید ولی اگر هم قادر به انجام این کار نبودید، می‌توانم به شما قول بدهم که با دیدن فیلم و اکت‌های بازیگران به هنگام ادا شدن برخی دیالوگ‌های کلیدی، قطع به یقین داستان را خودتان پیش از آنکه فیلم قصد سورپرایز کردنتان داشته باشد می‌فهمید. شاید بتوان گفت تنها همان یک ربع ابتدایی فیلم است که می‌تواند خودش را جمع و جور کند و زمانی که گره‌های داستانی بعد از نیم ساعت اول فیلم یک به یک باز می‌شوند، می‌توانید به اشارات دقایق ابتدایی فیلم نیز سرکی بکشید و داستان را از این منظر هوشمندانه بدانید. اما هوشمندی داستان تنها در همین دقایق استوار خواهد بود و پس از اینکه فیلم وارد میانه دوم خود می‌شود، فیلمنامه عملا حرف خاصی برای گفتن ندارد.

نقد فیلم نبات

فیلم نبات حفره‌های زیادی در فیلمنامه دارد و با اینکه سعی شده به شدت احساسی (آن هم از نوع زنانه) تعریف شود ولی این مهم در یکی دو سکانس فیلم درست پیاده سازی شده و الباقی سکانس‌ها بیشتر از آنکه یک تم احساسی داشته باشند، لوس از آب در آمده‌اند. جدا از این لوس بودن و زرد بودن عمده صحنه‌های احساسی فیلم نبات، باید گفت که با فیلمی روبرو هستیم که نهایتا سه شخصیت اصلی دارد (نبات، سعید و رویا) اما در تمام مدت صد دقیقه‌ای فیلم هیچ یک از این شخصیت‌ها با وجود اینکه کارگردان زمان زیادی برای پروراندن آنها در اختیار دارد؛ از تک بعدی بودن در نمی‌آیند و برای مخاطب گمنام هستند. عدم پرداخت درست به شخصیت‌ها و گذشته هر یک از آنها باورپذیر نیست؛ به عنوان مثال اینکه فکر کنیم نبات ۱۱ ساله که از قضا دختر باهوشی هم هست، چطور تا به امروز هیچی از مادر خود نپرسیده و نمی‌داند به هیچ وجه با عقل و منطق جور در نمی‌آید.

نقد فیلم نبات

سعید و رویا نیز به عنوان زوج سینمایی فیلم با اینکه هنرپیشگان آنها یک بازی روان و قوی از خود به جای گذاشته‌اند، نتوانسته‌اند آن حسی که باید را داخل قاب تصویر در بیاورند. کارگردان (همانطور که گفته شد فیلمنامه نویسی نبات را نیز بر عهده داشته است) در خلق رابطه این دو سرسری عمل می‌کند و بسیار ناشیانه رفتار می‌کند. پگاه ارضی طوری دیالوگ‌های رد و بدل شده بین سعید و رویا را نوشته که انگار ناگهان چیزی یادش آمده که از آن غافل مانده و تصمیم می‌گیرد که با یک مکالمه عاشقانه‌ای که شبیه به مکالمات دختر و پسران ۱۵ ساله است، سر و ته عفلت خود را هم بیاورد. اصولا وضعیت دیالوگ‌نویسی در نبات وضعیت فاجعه‌بارتری نسبت به فیلمنامه دارد و در کل مدت زمان این اثر سینمایی شاهد ادا شدن دیالوگ‌هایی بی‌محتوا، بی سر و ته و نامربوط هستیم.

نقد فیلم نبات

بازیگر نقش نبات دختری است که به نظر می‌آید از سن نقش خود کمی بزرگتر است (او به هیچ وجه شبیه به یک دختر ده یازده ساله نیست) اما خارج از این مساله بازیگری بسیار ضعیفی از خود به اجرا می‌گذارد. خنده‌های مصنوعی و به زور مهربان جلوه دادن شخصیت نبات همان حسی را ایجاد می‌کند که کارگردان در سراسر فیلم خود آن را پخش کرده: تصنعی بودن و جبر کردن تماشاگر نسبت به اینکه فیلم را احساسی تلقی کند و با داستان آن همدلی و بغض کند.

نقد فیلم نبات

جدا از حیث محتوا و عملکرد بازیگران می‌توان به برخی نکات فنی فیلم نیز ایراداتی گرفت که با توجه به فیلم اولی بودن پگاه ارضی قابل چشم پوشی است. زاویه دوربین فیلم نبات در برخی مواقع بیشتر از آنکه شبیه به یک اثر سینمایی امروزی روی پرده نقره‌ای سینما باشد حالتی شبیه به سریال‌های تلویزیونی و یا فیلم‌های سینمایی دهه هفتاد به خود می‌گیرد. استفاده از موسیقی عملا در فیلم هدر رفته، با اینکه کارگردان زورگوی فیلم می‌توانست با استفاده از عنصر موسیقی بیشتر به هدفش (القا کردن غم و غصه به تماشاگر) برسد اما از این مهم غافل مانده است. آهنگساز فیلم شخص بزرگی مثل ناصر چشم آذر است اما کارگردان از قدرت او تنها در موسیقی تیتراژ پایانی به درستی بهره برده و در باقی سکانس‌ها همگونی خاصی بین موسیقی و روایت دیده نمی‌شود.

نقد فیلم نبات

نبات بیشتر شبیه به یک رمان عاشقانه ایرانی می‌ماند که ارزش ادبی چندانی ندارد، مانند کوه رمان‌های ایرانی که در چند سال گذشته در ویترین کتابفروشی‌ها جای آثار فاخر ادبی و رمان‌های قوی را گرفته‌اند و انصافا بازار و مارکت خوبی دارند. نبات نیز با نیم نگاهی به همین آثار و همچنین سریال‌های عاشقانه تلویزیونی ساخته شده است. شاید اگر نبات در قالب یک فیلم تلویزیونی (تله فیلم) ساخته می‌شد، ایراداتی که در آن مشاهده می‌شد به مراتب کمرنگ‌تر بود ولی فیلم حالا به اکران عمومی در آمده و از همه مهمتر بازگشتی برای یکی از بازیگران محبوب و قوی کشورمان حساب می‌شود. برگ برنده فیلم همانا شهاب حسینی است که مخاطب را به سینما می‌کشاند و می‌تواند با بازی قوی خود (علی رغم ضعف بسیاری که فیلمنامه نویس در خلق کاراکتر او داشته) فیلم را یک تنه ثابت نگه دارد و مانع از فروپاشی آن شود.

نوشته نقد فیلم نبات؛ چند میگیری گریه کنی؟ اولین بار در روزیاتو پدیدار شد.

لیست قیمت روز اتصالات گالوانیزه دنده ای چینی توپی برزیلی

۳۱ اردیبهشت ۱۳۹۸
411 views
بدون نظر

بورس فروش اتصالات گالوانیزه در تهران و ایران ، بازار لوله و اتصالات است که از انواع اتصالات گالوانیزه چینی ، توپی برزیل ، مک چین ، سیتکو چینی ، جورج فیشر سوئیس و حتی مارک ها و برندهای متفرقه در آن عرضه و به فروش میرسند .

قیمت اتصالات گالوانیزه با توجه به نوسانات ارزی روز به روز و حتی لحظه به لحظه تغییر مینماید و تعیین قیمت این اتصالات آبکاری شده با توجه به وزن اتصالات آب گالوانیزه و همچنین نسبت به آلیاژ و قیمت روز جهانی آنها انجام میگردد .

لیست قیمت اتصالات گالوانیزه سال ۹۷ و لیست قیمت روز اتصالات گالوانیزه سال ۹۸ را میتوانید با تماس با شماره های زیر از کارشناسان فروش گالواپایپ ، بزرگترین عرضه کننده فروش اتصالات گالوانیزه دنده ای در بازار لوله و اتصالات ایران دریافت کنید:

  • ۰۲۱۶۶۶۴۴۹۹۹
  • ۰۲۱۶۶۶۴۴۹۹۸
  • ۰۲۱۶۶۶۴۴۹۹۷

معرفی انواع برند اتصالات لوله کشی گالوانیزه آب

از انواع برند اتصالات گالوانیزه میتوان به اتصالات گالوانیزه توپی برزیل TUPY ، اتصالات گالوانیزه مک چینی MECH ، اتصالات گالوانیزه سیتکو چین Sitco و اتصالات گالوانیزه جورج فیشر سوئیس George Fisher اشاره نمود. مشخصات فنی بهترین برند اتصالات گالوانیزه در ایران ، یعنی اتصالات گالوانیزه برزیلی را میتوانید در این صفحه مشاهده نمایید . همچنین لیست قیمت روز اتصالات گالوانیزه دنده ای را نیز در همین صفحه دریافت نمایید .

در لیست قیمت فروش اتصالات گالوانیزه آیتم هایی که به چشم میخورند ، زانو گالوانیزه ، چپقی گالوانیزه ، سراه گالوانیزه ، بوشن گالوانیزه ، مغزی گالوانیزه ، درپوش گالوانیزه ، مهره ماسوره گالوانیزه ، مهره ماسوره سیاه گالوانیزه ، روپیچ توپیج گالوانیزه و انواع تبدیل گالوانیزه میباشند که به کاربرد هر کدام از این اتصالات میپردازیم.

محصولات گالوانیزه توپی برزیل با بهره گیری از تولید مکانیزه و استفاده از آلیاژ بسیار با کیفیت و درجه یکی که در پوسته موتور خودرو ها نیز استفاده میگردد در اثر سرما و گرما منقبض و منبسط نمیشود . فشار کاری اتصالات گالوانیزه برزیلی ، تا ۲۰ بار است که فشار قابل توجه و بسیار قابل قبولی نیز هست.

اتصالات گالوانیزه توپی

اتصالات گالوانیزه توپی

کاربرد انواع اتصالات گالوانیزه چیست ؟

زانو گالوانیزه برزیلی یا زانو گالوانیزه چینی یک اتصال ۹۰ درجه یا ۴۵ درجه دنده ای و رزوه ای است . این نوع اتصالات گالوانیزه زانویی در سایز های ۱/۲ اینچ ، ۳/۴ اینچ ، ۱ اینچ ، ۱ ۱/۴ اینچ ، ۱ ۱/۲ اینچ ، ۲ اینچ ، ۲ ۱/۲ اینچ ، ۳ اینچ ، ۴ اینچ ، ۵ اینچ و ۶ اینچ تولید و در مراکز فروش اتصالات گالوانیزه به فروش میرسند . زانو گالوانیزه آب ، در لوله کشی گالوانیزه و برای خم ایجاد کردن در شریان های لوله کشی آب ساختمان استفاده میگردد . زانو گالوانیزه داخل رزوه است و برای بسته شدن روی یک لوله گالوانیزه به راحتی انجام میگیرد چون انواع لوله گالوانیزه همچون لوله گالوانیزه ساوه و لوله گالوانیزه سپنتا دو سر بیرون رزوه هستند.

چپقی گالوانیزه همانطور که از اسمش پیداست یک اتصال گالوانیزه دنده ای یک سر بیرون رزوه و یک سر درون رزوه است . سایز تولیدی چپقی گالوانیزه تا ۴ اینچ بیشتر نیست و برای خم های متفاوتی کاربرد دارد .

یک مورد کاربرد چپقی گالوانیزه را زیر سینک آشپزخانه و در جایی که لوله گالوانیزه به اتمام رسیده میتوان مشاهده نمود که چپقی گالوانیزه بسته میشود و شیر پیسوار نیز به آن متصل میشود . یک سر درون رزوه چپقی به لوله گالوانیزه متصل شده و سر دیگر آن با بستن نوار تفلون و آب بندی کامل به شیر پیسوار وصل میشود .

سراه گالوانیزه کاربرد کاملا مشخصی دارد . اما این اتصال گالوانیزه نیز دو مدل مختلف سراه مساوی گالوانیزه و سراه تبدیلی گالوانیزه دارد . سراه مساوی برای مواردی استفاده میشود که میخواهیم لوله کشی آب گالوانیزه را به سه شریان تقسیم نماییم که از سراه استفاده میکنیم . مورد استفاده دیگر آن نیز که برای سراه تبدیلی گالوانیزه چینی برزیلی استفاده میشود زمانی است که بخواهیم یک سایز لوله را به سایز کوچکتر لوله گالوانیزه متصل نماییم و در اصل شریان های اصلی لوله کشی گالوانیزه آب را به شریان های فرعی وصل کنیم از سراهی استفاده میکنیم .

بوشن گالوانیزه از پر فروش ترین های اتصالات گالوانیزه چینی محسوب میشود . دلیل آن هم دو سر داخل رزوه بودن این اتصال است که کاربرد آن زمانی صورت میگیرد که بخواهیم یک لوله گالوانیزه را به شیرآلات برنجی بیرون دنده رزوه وصل کنیم . برای مثال ، شیر لباسشویی را میتوان به بوشن گالوانیزه بست و بوشن گالوانیزه را نیز به لوله گالوانیزه متصل نمود . بوشن گالوانیزه زاویه خاصی نداشته و به صورت عمودی تولید میشود .

مهره ماسوره گالوانیزه یکی از پیچیده ترین اتصالات گالوانیزه تولید شده در دنیا به شمار میرود . این اتصال گالوانیزه در ۳ تیکه تولید میشود و هر دو سر آن نیز درون رزوه است . اغلب اوقات مهره ماسوره گالوانیزه زمانی استفاده میشود که در لوله کشی نیاز به متصل نمودن دو لوله گالوانیزه با فاصله ای نسبتا کم داریم . جهت مثال وقتی شکستگی و نشتی در لوله های گالوانیزه بوجود میاید میتوان از مهره ماسوره گالوانیزه چینی برای تعمیر آن قسمت از لوله کشی آب ساختمان استفاده نمود .

اتصالات گالوانیزه چینی

اتصالات گالوانیزه چینی

فروش عمده لوله و اتصالات گالوانیزه

بورس فروش لوله گالوانیزه و مرکز فروش اتصالات گالوانیزه در بازار لوله و اتصالات ایران شرکت گالواپایپ میباشد . گالواپایپ از برترین عرضه کنندگان و فروشندگان لوله و اتصالات به سراسر کشور ایران بوده که انواع برند و مارک مختلف لوله و اتصالات آب گالوانیزه را در اختیار شما عزیزان قرار خواهد داد . لیست قیمت اتصالات گالوانیزه و قیمت لوله گالوانیزه به صورت آنلاین و قیمت هر شاخه به روز با شماره گیری این مرکز به شماره های ۰۲۱۶۶۶۴۴۹۹۹ ، ۰۲۱۶۶۶۴۴۹۹۸ و ۰۲۱۶۶۶۴۴۹۹۷ به شما عزیزان اعلام میگردد . پیشنهاد میکنیم برای خرید لوله و اتصالات گالوانیزه و انواع لوازم تاسیساتی ساختمانی به سایت گالواپایپ به این آدرس مراجعه نمایید و از انواع اجناس دیگر نیز دیدن کنید.

نوشته لیست قیمت روز اتصالات گالوانیزه دنده ای چینی توپی برزیلی اولین بار در روزیاتو پدیدار شد.

پایان جنجال های «بازی تاج و تخت» با گافی دیگر؛ این بار بطری آب معدنی!

۳۱ اردیبهشت ۱۳۹۸
305 views
بدون نظر

هشدار اسپویل: در ادامه مطلب بخشی از داستان اپیزود پایانی فصل هشتم «بازی تاج و تخت» فاش خواهد شد.

در اپیزود ششم و پایانی فصل هشتم (و پایانی!) «بازی تاج و تخت» (Game of Thrones) یک بطری آب معدنی کوچک نیز نقش آفرینی کوتاهی داشت. سریال فانتزی-تاریخی شبکه HBO که بر اساس مجموعه رمان های جورج آر آر مارتین با عنوان «ترانه ای از یخ و آتش» (A Song of Ice and Fire) ساخته شده بود با پخش آخرین اپیزود خو که ۸۰ دقیقه طول داشت به پایان رسید. در نهایت درگیری ها بر سر آیرون ثرون به پایان رسیده و برن استارک تاج و تخت وستروس را تصاحب کرد. تلاش دنریس تارگرین برای دستیابی به آیرون ثرون پایانی تراژیک داشت و مرگ او بدستان معشوقش، جان اسنو، را در پی داشت.

در حالی که قلمرو وستروس بعد از چندین جنگ ویرانگر در حال ایستادن روی پاهایش بود یک بطری پلاستیکی آب معدنی در یکی از سکانس های مهم سریال خودنمایی کرد. در اپیزود سوم فصل هشتم با عنوان «شب طولانی» بسیاری از طرفداران سریال انتقادهای تکنیکی تندی از نحوه فیلم برداری این اپیزود و تاریکی مطلق سکانس ها داشتند. شرایط در اپیزود چهارم با عنوان «آخرین استارک» بهبود یافت اما یک لیوان قهوه ظاهراً استارباکس که بعداً مشخص شد یک لیوان چای سبز بوده جنجالی دیگر برای سریال آفرید. تهیه کنندگان سریال بلافاصله اشتباه و گاف خود را پذیرفتند اما اتفاقی مشابه در اپیزود پایانی نیز رخ داد. در جریان گردهمایی مردان و زنان قدرتمند وستروس برای انتخاب فرمانروای جدید، یک بطری آب معدنی دیده می شود.

Game of Thrones

 

این بطری کنار پای سمول تارلی و پشت صندلی او قرار دارد. برخی از کاربران توئیتر این گاف را نیز دستمایه جوک های خود قرار داده و گفته اند شاید روز فیلم برداری این سکانس روزی بسیار گرم بوده است. برخی دیگر گاف های متعدد فصل هشتم را نشانه و تاکیدی دیگر بر آشفتگی داستان و عجله تهیه کنندگان برای پایان سریال عنوان کرده اند، انتقادی که از اپیزود پایانی فصل ششم به سریال وارد شده و البته بجا به نظر می رسد. واکنش های منفی به فصل هشتم بسیار بی سابقه بوده و بسیاری آن را متفاوت از فصول قبلی سریال می دانند. بسیاری دیگر انتخاب برن استارک به عنوان پادشاه جدید وستروس را غیرمنطقی دانسته اند زیرا وی در فصول قبلی نقش بسیار مهمی در اتفاقات داستان نداشته و تنها بر حسب ضرورت داستانی، حضوری نسبتاً فیزیکی داشته است.

Game of Thrones

بسیاری دیگر تغییر شخصیت ناگهانی دنریس و مرگ سریع او را دستمایه نارضایتی خود قرار داده اند. با این وجود رسیدن سانسا به قدرت در وینترفل و دیدار مجدد جان اسنو با گرگش از نظر بسیاری بهترین انتخاب های داستانی برای اپیزود پایانی فصل هشتم بوده است. جدای از باورهای شخصی طرفداران سریال، باور عمومی بر این است که فصل هشتم «بازی تاج و تخت» باید به همان روال معمول در ۱۰ اپیزود ساخته می شود و قطعاً در این صورت نتیجه بهتری داشته و از سرعت غیرمنطقی رخدادها و اشتباهات و گاف هایی که می بینیم و البته گنگ بودن و ابهامات متعدد جلوگیری می شد.

Game of Thrones

هنوز سازندگان سریال به گاف بطری پلاستیکی آب معدنی واکنشی نشان نداده اند که البته با توجه به پایان سریال اهمیت لیوان قهوه استارباکس را ندارد. اگر چه این گاف تاثیری در داستان ندارد اما تاکیدی است بر عجله سازندگان برای به اتمام رساندن داستان سریال در کوتاه ترین زمان ممکن. جدای از این موضوعات، بسیاری از ما به خاطر به پایان رسیدن بهترین و پرطرفدارترین سریال تاریخ تلویزیون ناراحتیم و نباید دستاوردهای سریال و خاطراتی که «بازی تاج و تخت» در یک دهه اخیر برای ما ساخته را نادیده بگیریم.

بیشتر بخوانید: برندگان واقعی «بازی تاج و تخت»؛ هر یک از بازیگران اصلی سریال چقدر ثروت اندوخته‌اند؟

نوشته پایان جنجال های «بازی تاج و تخت» با گافی دیگر؛ این بار بطری آب معدنی! اولین بار در روزیاتو پدیدار شد.

کتاب‌هایی که با پوست انسان جلد شده‌اند

۳۱ اردیبهشت ۱۳۹۸
307 views
بدون نظر

شاید از شنیدن این حرف که کتاب‌هایی با پوست انسان جلد شده‌اند چندشتان بشود، اما به طور حتم تا اندازه‌ای هم کنجکاو می‌شوید که بدانید این کتاب‌ها چه هستند، برای چه منظوری تهیه شده‌اند و در کجا از آن‌ها نگهداری می‌شود.

داستان از این قرار است که خانمی به نام مری لینچ به دلیل ابتلا به بیماری باتریشین (باتریشین بیماری کرم گوشت خوک است) جان خود را از دست می‌دهد و تکه بزرگی از پوست بدن او در طول عملیات کالبد شکافی جدا شده و سال‌ها از آن نگهداری می‌شود. اما بعد‌ها به دلایلی تصمیم گرفته می‌شود با همین تکه پوست ۳ کتاب با موضوع تولد کودک را روکش کنند. این کتاب‌ها در حال حاضر در موزه ماتر در معرض دید عموم قرار گرفته است.

موزه ماتر از جمله مکان‌هایی است که هر کسی توان دیدنش را ندارد زیرا یکی از چندش‌آورترین موزه‌های جهان است.

کتاب‌هایی که با پوست انسان جلد شده‌اند / موزه ماتر / چندش آورترین موزه های جهان

این موزه بیش از هر کس دیگری، برای محققان دنیای زیست پزشکی جذابیت دارد و دنیای مملو از سرگرمی را برای آن دسته از افراد فراهم آورده است که حس کنجکاوی آمیخته با رگه‌هایی از شیطنت بیمارگونه دارند.

از بخش‌های متعدد موزه ماتر می‌توان به بخش نمونه‌های خیس اشاره کرد. این بخش موزه ماتر قسمت‌هایی از کالبد انسان که در شیشه‌های مملو از فرمالدهید نگهداری می‌شوند را به نمایش گذاشته است.

موزه ماتر پس از اهدای مجموعه شگفت‌انگیز و نادر توماس دنت ماتر به کالج طب فیلادلفیا در سال ۱۸۶۳ درایالت پنسیلوانیا و مرکز شهر فیلادلفیا با هدف کمک به آموزش و تحقیقات پزشکی راه‌ندازی شد.

کتاب‌هایی که با پوست انسان جلد شده‌اند / موزه ماتر / چندش آورترین موزه های جهان

برش‌هایی از مغز نابغه‌ی معروف جهان «آلبرت اینشتین» در موزه ماتر نگهداری می‌شود.

از مشهورترین اشیایی که در غرفه‌های موزه ماتر قرار گرفته‌اند، می‌توان به برش‌هایی از مغز آلبرت اینشتین، بخشی از حنجره آبراهام لینکلن، مجموعه جمجمه‌های هرتل، مهره‌های سوم، چهارم و پنجم ستون فقرات جان ویلکس بوث (کسی که آبراهام لینکلن را ترور کرد)، بانوی صابونی، تومور آرواره گروور کلیولند (یکی از رئیس جمهور‌های سابق آمریکا)، اسکلت هری ایستلک (فردی که بافت‌های بدنش به تدریج تبدیل به بافت استخوانی شدند)، دیوار چشم و مجموعه شوالیه جکسن اشاره کرد.

مجموعه جمجمه‌های هِرتل (Hyrtl)

کتاب‌هایی که با پوست انسان جلد شده‌اند / موزه ماتر / چندش آورترین موزه های جهان

این مجموعه‌ی تماشایی و جالب توجه از نزدیک ۱۳۹ جمجمه‌ی انسان تشکیل شده است که به کالبد شناس وینی “ژوزف هِرتل” (Joseph Hyrtl) تعلق داشته‌اند. متخصصی که تمام عمر خود را صرف مطالعه‌ی جمعیت قفقازی‌های اروپا کرد. او می‌خواست نشان دهد که برخلاف تئوری‌های موجود، تنوع در آناتومی جمجمه در یک نژاد قابل مشاهده است. هر جمجمه روی دیوار آویخته شده و با جزئیاتی دقیق پیرامون سن فرد، نژاد و علت مرگ معرفی و تشریح شده است. این شرح کامل توسط خود هِرتل آماده و جمع آوری شده است.

کبد دوقلوهای سیامی

کتاب‌هایی که با پوست انسان جلد شده‌اند / موزه ماتر / چندش آورترین موزه های جهان

“چَنگ و اینگ بانکر” (Chang & Eng Bunker)، دوقلوهای به هم چسبیده‌ی تایلندی- آمریکایی بودند که در سال ۱۸۱۱ متولد شده و در ۱۸۷۴ فوت کردند. آنها از ناحیه‌ی استخوان جناغ سینه به هم چسبیده و دارای یک کبد مشترک بودند. از طرف دیگر، جدا از این به هم پیوستگی، آنها هر کدام از نظر ساختار بدنی، یک مرد بالغ و مستقل بودند. دوقلوها هر کدام زندگی جداگانه داشته و اتفاقا با دو خواهر ازدواج کردند. چنگ صاحب ۱۱ فرزند شد در حالی که اینگ تنها ده فرزند داشت. پس از مرگ آنها این کبد مشترک در موزه‌ی ماتر به نمایش گذاشته شده است.

جنین دو سر

کتاب‌هایی که با پوست انسان جلد شده‌اند / موزه ماتر / چندش آورترین موزه های جهان

این جنین که در میان ظرف فرمالدهید قرار گرفته از بدنی واحد اما دارای دو سر برخوردار است. این دو سر به نام‌های جیم و جو (Jim & Joe) شناخته می‌شوند.

بانوی صابونی

کتاب‌هایی که با پوست انسان جلد شده‌اند / موزه ماتر / چندش آورترین موزه های جهان

این جسد که در پی نبش قبری در سال ۱۸۷۵ به دست آمده، به نام بانوی صابونی خوانده می‌شود آن هم به علت بقایای عجیب باقی مانده از جسد که حالتی شبیه به موم و صابون دارد. ظاهرا اجسادی که دارای چربی زیاد بدنی هستند، پس از مرگ به ندرت دچار چنین وضعیتی می‌شوند. وضعیتی که طی آن بدن به واسطه در هم شکستن چربی که به نام “چربی لاشه” (Adipocere) شناخته می‌شود، حالتی مومی به خود می‌گیرد.

نوشته کتاب‌هایی که با پوست انسان جلد شده‌اند اولین بار در روزیاتو پدیدار شد.

بُت خونسرد و جذاب سینمای فرانسه؛ فراز و نشیب‌های زندگی شخصی و حرفه‌ای «آلن دلون»

۳۰ اردیبهشت ۱۳۹۸
375 views
بدون نظر

این روزها اسم آلن دلون (Alain Delon)، پس از سال ها، یک بار دیگر بر سر زبان ها افتاده زیرا یک شنبه شب گذشته بالاخره جایزه نخل طلایی افتخاری فستیوال سینمایی کن در نهایت به این بازیگر ۸۳ ساله و مشهور فرانسوی داده شده و از او تجلیل به عمل آمد. اما اهدای این جایزه به دلون و خبر آن که از هفته ها قبل به گوش می رسید، با جنجال هایی همراه بود. ظاهراً اهدای این جایزه مهم به آقای دلون به خاطر صحبت های او در مورد مرد سالاری و سابقه خشونتش با همسر خود به مذاق فعالان عرصه حقوق زنان خوش نیامده و بسیاری از آن ها پس از آن ها در روزهای گذشته خواستار لغو این بخش از مراسم کن شده بودند. بدین بهانه در ادامه این مطلب قصد داریم شما را با سرگذشت آلن دلون و فراز و نشیب های زندگی شخصی و کاری این بت سینمای فرانسه آشنا کنیم.

 آلن دلون (Alain Delon)

آلن دلون یکی از شناخته شده ترین چهره های سینمای فرانسه است، بازیگری که در طول بیش از نیم قرن فعالیت هنری با بسیاری از برجسته ترین کارگردانان جهان کار کرده و میراثی قابل توجه و ماندگار از خود در عرصه بازیگری به جای گذاشته است. موفقیت قابل توجه دلون در عرصه بازیگری و تجارت در تضاد کامل با گذشته متفاوت او قرار دارد. آلن دلون در ۸ نوامبر ۱۹۳۵ در روستای سو (Sceaux) در جنوب پاریس، فرانسه به دنیا آمد. پدرش مدیر یک سینمای محلی کوچک و مادرش نیز در یک داروخانه کار می کرد. آلن ۴ ساله بود که پدر و مادرش از هم جدا شده و او به خانواده ای دیگر سپرده شد. او در خانه ای که در کنار یک زندان قرار داشت بزرگ شده و پدر خوانده اش نگهبان همین زندان بود.

 آلن دلون (Alain Delon)

دلون در کودکی بسیار عبوس، سرکش و شورش طلب بود، در مدرسه زیر بار قوانین نمی رفت و بارها از مدرسه اخراج شد. بعد از ازدواج مجدد مادرش، آلن نزد او بازگشته و برای مدتی شاگردی یک قصابی را بر عهده داشت تا اینکه در سن ۱۷ سالگی وارد نیروی دریایی فرانسه شد و به عنوان تفنگدار دریایی آموزش دید. در طی جنگ های فرانسه در هندوچین، دلون به سایگون (شهری در ویتنام که اکنون با نام هوشی مین شناخته می شود) فرستاده شد و در جبهه نبرد حضور فعال داشت، تجربه ای که برای وی بسیار مفید واقع شد زیرا نظم را به او یاد داده و شخصیتش را شکل داد. در سال ۱۹۵۶، آلن دلون به فرانسه بازگشته و به عنوان گارسن و خدمتکار هتل در شهر پاریس مشغول به کار شد.

 آلن دلون (Alain Delon)

در همین مدت بود که دلون با تعدادی از بازیگران جوان خوش آتیه فرانسوی مانند ژان کلود بریالی آشنا شد و از طریق آن ها به کارگردانی به نام ایو آلگره معرفی گردید. این آلگره بود که اولین بار دلون را به کار گرفته و نقشی کوتاه در فیلم «وقتی زنی دخالت می کند» (Quand la femme s’en mêle) به او داد. بعد از او، مارک آلگره در سال ۱۹۵۸در فیلم کمدی-تریلر «زیبا باش اما خفه شو» (Sois belle et tais-toi) از آلن دلون استفاده کرد، جایی که او در کنار یک بازیگر جوان خوش آتیه دیگر، ژان پل بلموندو، قرار گرفت، بازیگری که شهرت و اعتبار او در دو دهه آینده به همان اندازه آلن دلون رسید. فرصت بزرگ برای هنرنمایی دلون در سال ۱۹۵۸ فرا رسید، زمانی که پیر گاسپار-ویت در فیلم تاریخی عاشقانه «کریستین» (Christine) او را برای اولین بار در نقش اول به کار گرفت و نقش مقابل او نیز به رومی اشنایدر، بازیگر سرشناس اتریشی آن دوران رسید.

بیشتر بخوانید: ۱۰ فیلم جنایی و پلیسی سینمای فرانسه که شاهکارهایی شایسته ستایش هستند [قسمت اول]

 آلن دلون (Alain Delon)

در هنگام ساخت فیلم، دلون ۲۲ ساله و اشنایدر عاشق یکدیگر شده و خیلی زود با هم نامزد شدند. همانطور که انتظار می رفت، رسانه های سراسر دنیا به شکل بی سابقه ای به این رابطه عاشقانه پرداختند، رابطه ای که در نهایت ۵ سال بعد و بعد از اینکه دلون عاشق یک بازیگر جوان دیگر به نام ناتالی کانوواس شد به پایان رسید. دلون در سال ۱۹۶۴ با کانوواس ازدواج کرد و از او صاحب فرزند پسری به نام آنتونی شد که مانند پدرش به بازیگری روی آورد. بعد از این که دلون رابطه طولانی مدت ۱۵ ساله خود را در سال ۱۹۶۸ با میریل دارک آغاز کرد، ازدواج او و کانوواس نیز به پایان رسید. در سال ۱۹۶۹، دلون و رومی اشنایدر برای دومین بار در فیلم تریلر کلاسیک «استخر» (La Piscine) به کارگردانی ژاک دری در کنار یکدیگر قرار گرفتند.

بُت سینمای فرانسه متولد می شود

 آلن دلون (Alain Delon)

تریلر جذاب «ظهر بنفش» (Plein Soleil) ساخته رنه کلمنت در سال ۱۹۶۰، آلن دلون را به یک ستاره بین المللی کرده و شخصیت روی پرده دلون را که در تمام دوران حرفه ایش با او ماند تثبیت کرد، یک ضد قهرمان خونسرد اما مسحور کننده و رازآلود. رسیدن به شهرت باعث شد که دلون با کوچینو ویسکونتی، کارگردان نامی آن دوران سینمای ایتالیا و جهان، آشنا شود که او را در نسخه تلویزیونی نمایشنامه ای از جان فورد با عنوان «dommage qu’elle soit une putain» که در پاریس تولید می شد به کار گیرد که با استقبال قابل توجهی مواجه شده و نمایش آن ۸ ماه متوالی ادامه داشت. سپس ویسکونتی بازی در فیلم مشهور «روکو و برادرانش» (Rocco e i suoi fratelli) را به دلون پیشنهاد داد که در جشنواره ونیز جایزه ویژه هیئت داوران را به خود اختصاص داد.

 آلن دلون (Alain Delon)

او سپس در سال ۱۹۶۳ در فیلمی دیگر از ویسکونتی به نام «پلنگ» (Il Gattopardo) ظاهر شد که جایزه نخل طلایی فستیوال کن را در پی داشت. میکل آنجلو آنتونیونی که او نیز از کارگردانان بنام ایتالیایی آن زمان بود در سال ۱۹۶۲ از دلون در نقش اصلی شاهکار خود با نام «کسوف» (L’eclisse) در نقش مقابل مونیکا ویتی استفاده کرد. در دهه بعد، آلن دلون به یکی از بازیگران پرپیشنهاد سینمای فرانسه تبدیل شده و در ژانرهای مختلفی از جنگی و ماجراجویانه گرفته تا درام و کمدی رمانتیک حضور یافت. با این وجود ژانری که شخصیت آلن دلون با آن بیش از دیگر ژانرها انس گرفته بود ژانر متمایز فرانسوی «پولار» (Polar) بود که ژانر جنایی-تریلر منحصربفرد سینمای فرانسه به شمار می رفت.

 آلن دلون (Alain Delon)

بعد از همبازی شدن با ژان گابین افسانه ای در سال ۱۹۶۳ و در فیلم «هر شماره ای می تواند برنده باشد» (Mélodie en sous-sol) و سال بعد با جین فوندا در «خانه شادی» (Les Félins)، دلون نمادین ترین نقش اصلی فیلم تریلر گانگستری «سامورایی» (Le Samouraï) به کارگردانی ژان پیر ملویل و در کنار همسر آینده اش، ناتالی دلون، را بازی کرد.

 آلن دلون (Alain Delon)

برای یک دهه آینده و پس از آن نیز نقش های بسیار مشابهی به دلون پیشنهاد شد و او به راحتی نقش گانگسترها یا کارآگاهان کم حرف و مرموز را بازی می کرد که از آن میان می توان به «دایره سرخ» ( Le Cercle rouge) شاهکار دیگر ژان پیر ملویل، «دسته سیسیلی ها» (Le Clan des Siciliens) به کارگردانی انری ورنوی و «بورسالینو» (Borsalino) ساخته ژاک دری اشاره کرد. زیبایی چهره دلون، سبک راه رفتن خرامان و ظاهر بدنی پلنگ گونه اش در ترکیب با شخصیت چموش درونی اش او را به بهترین انتخاب برای بازی در نقش اول تریلرهای خشن و ماجراجویانه تبدیل کرده بود. او کلین ایستوود سینمای فرانسه بود.

کاهش محبوبیت و افول

 آلن دلون (Alain Delon)

در میانه دهه ۱۹۷۰، اعتبار و شهرت آلن دلون به خاطر برخی صحبت های منفی و هجمه رسانه ها نسبت به او دچار نقصان شد. بیشتر این هجمه در مورد ارتباط ادعایی او با گروه های خلافکار و مافیایی و البته ادعاهایی مبنی بر مشارکت او در قتل محافظش بود. همچنین وقتی دلون در رسانه ها از دیدگاه های سیاسی تندروانه دست راستی ها حمایت کرد اعتبار او بیش از پیش لطمه خورد. اگر چه بعد از این جنجال ها برخی از فیلم های او در گیشه شکست خوردند اما همچنان بسیاری به او وفادار مانده و برای سال ها چهره ای شناخته شده و محبوب در سینمای فرانسه باقی ماند. بسیاری از کارگردانان مشهور جهان مشتاق کار با دلون بودند و از طریق آن ها او می توانست رزومه کاری اش را پربارتر سازد.

بیشتر بخوانید: آل پاچینو؛ پدرخوانده ای که در یک بعدازظهر سگی سرپیکو را با صورت زخمی جاودانه کرد!

 آلن دلون (Alain Delon)

آلن دلون در سال ۱۹۷۳ و در فیلم «عقرب» (Scorpio) ساخته مایکل وینر مقابل برت لنکستر قرار گرفت و دو سال بعد در فیلم «زورو» (Zorro) ساخته دوچو تساری نقش این قهرمان اسپانیایی را بر عهده گرفت. در سال ۱۹۷۶، جوزف لوزی نقش اول فیلم «آقای کلاین» (Monsieur Klein) را به دلون سپرد که بسیاری آن را بهترین هنرنمای این بازیگر فرانسوی می دانند که اولین نامزدی جایزه سزار را نیز برای وی در پی داشت. بدنبال این فیلم، دلون در چندین فیلم موفق دیگر نیز حضور یافت که از آن جمله می توان به «سوان عاشق» (Un amour de Swann)، «داستان ما» (Notre histoire) و «بازگشت کازانووا» (Le Retour de Casanova) اشاره کرد که اولین و تنها جایزه سزار را برای دلون در پی داشت.

 آلن دلون (Alain Delon)

با کاهش محبوبیت در دهه ۷۰ و ۸۰ میلادی، دلون به دیگر فضاها برای نشان دادن خلاقیت خود روی آورد. او کمپانی تولید فیلم شخصی اش را تاسیس کرد که برخی از فیلم های موفق خودش را نیز از طریق همین استودیو ساخت. در سال ۱۹۷۸، آلن دلون خط تولید محصولات خود با نام «Alain Delon Diffusion SA» را راه اندازی کرد که عطر، شراب، محصولات چرمی و حتی عینک را در سراسر جهان به فروش می رساند او که به شدت طرفدار ورزش بود سرمایه خود را در عرصه اسب دوانی و مسابقات سازمان یافته بوکس خود تزریق کرد. او همچنین یک کلکسیون دار بسیار مشتاق و شناخته شده است.

 آلن دلون (Alain Delon)

در دهه ۱۹۸۰، آلن دلون به یک تاجر و کارآفرین بزرگ تبدیل شده و مقدار قابل توجهی ثروت از این طریق کسب کرد هر چند در این عرصه بسیار بی رحم بوده و هنگامی که پسرش، آنتونی، می خواست حق برند او را پایمال کند او را به دادگاه کشاند. در سال ۱۹۸۷، دلون رابطه اش با یک مدل آلمانی به نام روزالی ون بریمن آغاز کرد که از او صاحب دو فرزند به نام های آنوشکا و آلن-فابین شد. این دو در سال ۲۰۰۲ از هم جدا شدند.

افسانه زنده

 آلن دلون (Alain Delon)

در دهه ۱۹۸۰، دلون به کارگردانی فیلم های خودش روی آورد و دو فیلم پلیسی با حضور خود در نقش اصلی ساخت: «برای پنهان کردن یک پلیس» (Pour la peau d’un flic ) در سال ۱۹۸۱ و «Le Battant» در سال ۱۹۸۳٫ در سال های پس از آن بسیاری از فیلم های دلون با شکست مواجه شدند از جمله بازی او در کنار لوران باکال در فیلم «روز و شب» (Le Jour et la Nuit) به کارگردانی برنارد-هنری لوی، فیلسوف مشهور، که شکست سختی در گیشه خورد. بعد از شکست غیرمنتظره «نیمه شانس» (Une chance sur deux) به کارگردانی پاتریس لاکونته، دلون تصمیم گرفت که شکست را بپذیرد و تصمیم خود برای کناره گیری از بازیگری را اعلام کرد اگر چه از آن پس حضورهایی بسیار کوتاه در چندین فیلم داشت.

 آلن دلون (Alain Delon)

دلون در سال ۲۰۰۲ با حضور در سریال فرانسوی پرطرفدار «فابیو مونتاله» (Fabio Montale) بازگشتی حیرت انگیز داشت و در دو سال آینده موفقیت مشابهی را با سریال پلیسی «فرانک ریوا» (Frank Riva) تجربه کرد. در سال ۲۰۰۵، نشان شوالیه (لژیون دونور) توسط ژاک شیراک، رییس جمهور وقت فرانسه، به دلون داده شد. آلن دلون در کمدی «آستریکس در مسابقات المپیک» (Astérix aux Jeux Olympiques) در سال ۲۰۰۸ و در نقش جولیوس سزار به سینمای فرانسه بازگشت که اگر چه مورد انتقاد صاحبنظران قرار گرفت با استقبال تماشاگران مواجه گردید. دلون اکنون با دو فرزند جوان تر خود در شهر ژنو سوییس زندگی می کند.

بیشتر بخوانید: شاهکارهای بازیگری؛ ۱۰ نقش آفرینی برتر و فراموش نشدنی تاریخ سینما [قسمت دوم]

نوشته بُت خونسرد و جذاب سینمای فرانسه؛ فراز و نشیب‌های زندگی شخصی و حرفه‌ای «آلن دلون» اولین بار در روزیاتو پدیدار شد.

«جشنواره فیلم کن» و واقعیاتی باور نکردنی درباره مخارج سرسام آور برگزاری و شرکت در آن

۳۰ اردیبهشت ۱۳۹۸
286 views
بدون نظر

چند روزی از شروع هفتاد و دومین جشنواره فیلم کن می گذرد. هر ساله در ماه مه، شهر کن، در جنوب فرانسه، به مدت دوازده روز، میزبان برخی از مشهورترین چهره های سینمایی دنیا می شود. جشنواره کن به واسطه ی ویژگی های منحصر به فردش از جمله محدود بودن فیلم های شرکت کننده، حضور چهره های برجسته در هیئت داوران و برگزاری بزرگ ترین بازار فیلم دنیا، جایگاه ویژه ای در میان جشنواره های سینمایی پیدا کرده است.

علاوه بر این، تنها اهالی سینما امکان شرکت در این جشنواره را دارند و مردم عادی با خرید بلیت نمی توانند در آن حضور داشته باشند، مسأله ای که به جذابیت این جشنواره افزوده است. فعالان صنعت سینما می توانند برای شرکت در این جشنواره درخواست دهند و در صورتی که با درخواست آن ها موافقت شود، به آن ها مجوز شرکت در جشنواره کن اعطا می شود.

اما نه فقط برگزاری این جشنواره، بلکه شرکت در آن هم هزینه های زیادی دارد. در ادامه به هزینه های عجیب و غریب برگزاری این جشنواره ی معتبر سینمایی و حضور در آن خواهیم پرداخت.

حضور در این جشنواره برای هر فیلم -مستقل یا استودیویی- معمولاً دست کم ۵۰۰ هزار تا یک میلیون دلار خرج دارد

هزینه های جشنواره کن

بخشی از این هزینه مربوط به بیلبوردهای تبلیغاتی فیلم می شود که بین ۱۰۰ تا ۱۰۸ هزار دلار خرج دارند.

علاوه بر این، مجموع هزینه های مربوط به سفر و اقامت هر شخص، به طور متوسط، ۱۰۰ هزار دلار است.

هتل مجلل «مجستیک باریر» محل اقامت ستاره ها است. هزینه ی هر شب اقامت در گران ترین سوئیت های این هتل به نام های «کریستین دیور» و «مجستیک»، به ترتیب، ۳۳،۵۶۱ و ۴۴،۷۴۹ دلار است

سوئیت کریستین دیور که توسط دکوراتور داخلی کریستین دیور طراحی شده، شامل دو سوئیت، یک تراس وسیع، سالن لانج و اتاق غذاخوری است.

سوئیت ۴۵۰ مترمربعی مجستیک، تراسی به وسعت ۱۵۰ متر مربع با منظره ای رو به محل برگزاری جشنواره، جزایر لرینز و رشته کوه استرل دارد. سینمای خانگی، اتاق تعویض لباس، اتاق غذاخوری خصوصی، باشگاه ورزشی، استخر با جریان آب مخالف و پیشخدمت اختصاصی، امکانات این سوئیت هستند.

افتتاحیه و اختتامیه ی جشنواره کن هم در هتل مجستیک باریر برگزار می شود. این هتل دست کم ۳۴۷ هزار دلار را صرف جشنواره می کند که ۳۱۵ هزار دلار آن تنها مربوط به غذای شرکت کنندگان می شود

در این ضیافت مجلل دوازده روزه، از حدود ۳۴۹ کیلوگرم جگر چرب (۳۸،۵۰۰ دلار)، ۵۰ کیلوگرم خاویار (۱۳۲ هزار دلار) و ۲ تن خرچنگ (۴۸ هزار دلار)، برای پذیرایی از میهمانان جشنواره استفاده می شود.

علاوه بر این، نزدیک به ۱۸،۵۰۰ بطری شراب و شامپاین در طول دوره ی برگزاری جشنواره مصرف می شود.

اما افتتاحیه و اختتامیه تنها مراسم هایی نیستند که در طول دوره ی جشنواره کن برگزار می شوند

ملزومات برگزاری مهمانی های ساحلی ای که در این مدت در شهر کن برگزار می شوند، شامل غذا و نوشیدنی، نور پردازی لیزری، اجرای موسیقی و حضور عکاسان، به طور متوسط ۱۵۰ هزار دلار خرج برمی دارد.

بلیت شرکت در مراسم خیریه ی سالانه ی بنیاد تحقیقات ایدز (amfAR) با عنوان «سینما در برابر ایدز»، حدود ۶۴،۳۶۰ دلار قیمت دارد

مراسم بنیاد تحقیقات ایدز در حاشیه ی جشنواره کن، در هتل مجلل «کپ» برگزار می شود.

از قِبل مزایده ای که در این مراسم با اهداف خیرخواهانه برگزار می شود، هر ساله میلیون ها دلار جمع آوری می شود. در سال ۲۰۱۸، در این مراسم یک تابلوی نقاشی متعلق به پیرس برازنان، بازیگر مشهور هالیوودی، به قیمت ۱/۲ میلیون دلار و یک ماشین بنتلی کانورتیبل مدل S3 متعلق به سال ۱۹۶۴، به قیمت ۷۵۰ هزار دلار به فروش رسید.

در مدت جشنواره، مهمانی هایی هم در کشتی های تفریحی برگزار می شود که حدود ۴۰۰ میلیون دلار خرج برمی دارند

از قرار معلوم، کشتی تفریحی ۱۳۷ متری بیل گفن، تهیه کننده ی میلیاردر سینما، پای ثابت این میهمانی ها است.

بعضی از شرکت کنندگان هم در طول مدت جشنواره، کشتی های تفریحی کوچکی اجاره می کنند که بین ۱۲۸ تا ۳۸۶ هزار دلار هزینه برمی دارد.

لباس ها و جواهراتی که ستاره ها با آن ها روی فرش قرمز جشنواره حاضر می شوند، می توانند تا یک میلیون دلار قیمت داشته باشند

کامیلا کوئلیو، اینفلوئنسر برزیلی، در مراسم فرش قرمز جشنواره کن ۲۰۱۸، با لباسی از برند رالف اند روسو حضور پیدا کرده بود. لباس و جواهرات او، روی هم رفته حدود یک میلیون دلار قیمت داشتند.

بخشی از مخارج هم مربوط به حفظ امنیت مراسم و میهمانان می شود که این هزینه برای هر فیلم می تواند ۲ میلیون دلار باشد

حفظ امنیت برنامه ی تبلیغاتی فیلم «بی مصرف ها ۳» که با حضور سیلوستر استالونه، آرنولد شوارتزنگر، مل گیبسون و هریسون فورد، در کن ۲۰۱۴ برگزار شد، بیشتر از ۲،۵۰۰،۰۰۰ دلار خرج برداشت.

ساخت تندیس نخل طلای جشنواره کن ۲۷ هزار دلار هزینه دارد

در ساخت این تندیس از یک قطعه کریستال بزرگ و روکشی از طلای ۲۴ عیار استفاده می شود.

نوشته «جشنواره فیلم کن» و واقعیاتی باور نکردنی درباره مخارج سرسام آور برگزاری و شرکت در آن اولین بار در روزیاتو پدیدار شد.