این سایت در ستاد ساماندهی ثبت شده و تابع قوانین جمهوری اسلامی میباشد

۱۰ فیلم برتر تاریخ سینما که در آن‌ها شخصیت‌ های شرور بر قهرمانان داستان غلبه می‌کنند [قسمت اول]

۲۷ اردیبهشت ۱۳۹۸
475 views
بدون نظر

هالیوود عموماً در مورد قهرمانان است، از این رو پایان داستان فیلم های هالیوودی اغلب از همان ابتدا قابل پیش پیش بینی است. مهم نیست که در مسیر داستان چه اتفاقی رخ دهد، زیرا می توان تقریباً مطمئن بود که قهرمان مرکزی داستان در انتهای داستان پیروز ماجرا خواهد بود. این رویه میل ما و فرهنگ عامه را برای خوشبین تر بودن و مثبت نگرتر بودن نسبت به زندگی واقعی نمایان می سازد، زندگی واقعی که می تواند به جای منظم بودن و از لحاظ اخلاقی درست بودن، بسیار بیرحمانه و بی نظم پیش برود. در دهه ۴۰ میلادی، این مسیر با ظهور فیلم های کم هزینه و به اصطلاح «درجه دوم» و البته فیلم های نوآر به کلی تغییر کرد، جایی که خط بین قهرمان، ضد قهرمان و شخصیت شرور داستان غیرقابل تشخیص بود. تغییرات دیگری در عصر هالیوود جدید رخ داد و کارگردانان معمولاً ضد قهرمانان دمدمی مزاج را در مرکز داستان خود قرار می دادند.

فیلم های برتر تاریخ سینما

ژانر ترسناک نیز از پذیرفتن این تاریکی ابایی نداشت. اما با ظهور فیلم های بلاک باستر، سرگرمی عمومی به شکل نسبتاً انحصاری و با تعداد کمی استثنا، بر شخصیت های قهرمانی تمرکز داشت و داستان پیروزی آن ها در شرایطی نابرابر را روایت می کرد. اما در تاریخ سینما فیلم هایی نیز ساخته شده که در آن شخصیت بد یا شرور در واقع قهرمان ماجراست، جایی که شرارت قوی تر از عشق است و در نهایت پیروز می شود.از کمدی های تراژیک تا فیلم های نوآر و ترسناک، این فیلم ها بهترین گزینه ها برای تماشا هستند البته اگر حس و حال تماشای برنده شدن شخصیت های شرور را داشته باشید.

۱- گرمای بدن (۱۹۸۱)

فیلم های برتر تاریخ سینما

فیلم «گرمای بدن» (Body Heat) در واقع یک تصویرسازی مجدد از فیلم «غرامت مضاعف» (Double Indemnity) است که به ذات فیلم نوآر متعهد و پایبند می ماند. این ژانر که در پاسخ به درماندگی و رکود اقتصادی دهه ۱۹۴۰ ایالات متحده شکل گرفت، همه مردان را احمق و ضعیف و همه زنان را زیبارویانی شیطان صفت و خطرناک توصیف می کرد، زنانی که با جذابیت جنسی و قدرت تاثیرگذاری خود می توانستند این مردان را خرد کنند. در فیلم «گرمای بدن» ویلیام هرت نقش یک وکیل را بازی می کند که در میانه یک موج گرما یک زن زیبا را اغوا می کند اما در نهایت توسط زن برای قتل شوهرش به کار گرفته می شود. او که یک وکیل است و مقام و قدرت بالایی برای خود متصور است، به این باور می رسد که کنترل ماجرا را در دست دارد: اینکه قتل شوهر معشوقه اش نقشه خود او بوده و او می تواند در نهایت قسر در برود.

فیلم های برتر تاریخ سینما

اما او بیشتر از این نمی تواند در اشتباه باشد. پایان داستان چیزی متفاوت از آن چیزی است که از هالیوود انتظار داریم. در نهایت متی را می بینیم که زنده است و در ساحلی استوایی در حال آفتاب گرفتن است. وفادار به ساختار ژانر نوآر، در نهایت مشخص می شود که این متی بوده که همه نقشه را کشیده و البته قهرمان اصلی داستان نیز هست. او چنان بی پرواست و به جذابیت جنسی خود اطمینان دارد که هر اتفاقی که برای شخصیت وکیل می افتد را باور می کنیم. بازی کاتلین ترنر در نقش این زن وسوسه گر در تمامی سکانس هایی که در آن حضور دارد کنترل ماجرا را در اختیار می گیرد.

۲- سکوت بره ها (۱۹۹۱)

فیلم های برتر تاریخ سینما

با بازی شریرانه و دوست داشتنی آنتونی هاپکینز، هانیبال لکتر یکی از ترسناک ترین شخصیت های مرد تاریخ سینماست که با شنیدن نامش بدنمان مور مور می شود. مرکزیت داستان فیلم «سکوت بره ها» (The Silence of the Lambs) دیالوگی بین او و کلارنس استرلینگ، با بازی فوق العاده جودی فاستر است. یک آدمخوار با ادب ظاهری خود جملاتی مانند «جگرش را با مقداری دانه باقالی و شراب قرمز چیانتی خوردم» را با ذوق و اشتها به زبان می آورد. او یک شخصیت شرور پر از وحشت و خونسرد است که از همان ابتدا به شما نشان می دهد کیست و چه کرده و در آخر نیز قسر در می رود. ژانر وحشت همواره جولانگاه شخصیت های شرور موفق بوده است.

فیلم های برتر تاریخ سینما

از آنجا که در این ژانر به صورت شاخ به شاخ با وحشت و ترس برخورد می کنیم و سعی داریم از این وحشت برای ایجاد یک شادی و هیجان روان کننده استفاده کنیم، طرفداران ژانر وحشت بیشتر از تماشاگران دیگر ژانرها انتظار پیروزی شخصیت های شرور را می کشند. فیلم «سکوت بره ها» بسیار هوشمندانه ساخته شده زیرا عناصر ژانر وحشت را با ژانر تریلر مخلوط می کند، وحشت ابتدایی رویارویی استرلینگ با لکتر مغلوب حضور قاتلی سریالی می شود که تنها کمک هانیبال لکتر می تواند به شکست او منتهی شود. از این منظر، لکتر با تمام شرارت و بی رحمی اش، به نحوی قهرمان داستان است. با این وجود هنوز هم کسی انتظار ندارد که این قاتل آدمخوار از دست اف بی آی بگریزد اما او به هر ترتیب راه خود را به بیرون می یابد زیرا قدرت شرارت و شیطانی او نمی تواند در انقیاد نیروهای خوب قرار گیرد.

بیشتر بخوانید: ۱۰ فیلم مهیج و دیدنی تاریخ سینما با موضوع «سرقت از بانک» [قسمت دوم]

۳- مظنونین همیشگی (۱۹۹۵)

فیلم های برتر تاریخ سینما

فیلم «مظنونین همیشگی» (The Usual Suspects) یک تریلر جنایی پیچیده و شلوغ است که ساختار آن بر گمراه کردن مخاطب و شخصیت های درون داستان متمرکز است. با استفاده از ترکیب فلش بک ها و سبک روایی غیرقابل اعتماد و نامنظم، این فیلم داستان یک رییس سازمان زیرزمینی جنایتکار به نام کیزر سوز را روایت می کند که یکی از خونسردترین و بیرحم ترین مردان کره زمین است. بعد از این که چندین مرد در تیراندازی های رخ داده در یک قایق کشته می شوند، پلیس مردی که مبتلا به اختلالات حرکتی به نام وربال کلینت را دستگیر می کند تا ماجراهای منتهی به این کشتار را برای آن ها شرح دهد. بعد از یک داستان طولانی و پرپیچ و خم، کلینت آزاد می شود.

فیلم های برتر تاریخ سینما

در خارج از پاسگاه پلیس رفته رفته حرکات ناموزون شخصیت کلینت بهتر شده و ناگاه بیننده در می یابد که این شخص همان کیزر سوز است. با علم به اینکه هم کارگردان (برایان سینگر) و هم شخصیت اصلی داستان (کوین اسپیسی) به سوء استفاده جنسی متهم شده اند، شاید تماشای دوباره این شاهکار سینمایی کمی سخت باشد اما همچنان باید اعتراف کرد که این فیلم یکی از به یادماندنی ترین و شوکه کننده ترین پیچش های داستانی تاریخ سینما را در خود دارد. این تاثیر گول زننده با بازی حیرت انگیز کوین اسپیسی چند برابر می شود، بازیگری که به ما می قبولاند که پشت این ظاهر آرام و حرکات بدنی ناشی از مشکلات حرکتی، یک سردسته شرور و بیرحم قرار دارد. علیرغم داستان پردازی پیچیده فیلم، این پیچش داستانی نهایی بسیار سرگرم کننده و جذاب است.

۴- هفت (۱۹۹۵)

فیلم های برتر تاریخ سینما

دیوید فینچر چیزهای زیادی در مورد پایان بندی هایی که معنای تمام یک فیلم را تغییر می دهد می داند. چه «بازی» (The Game) باشد، چه «دختر گمشده» (Gone Girl) و چه «باشگاه مشت زنی» (Fight Club)، او از پایان ماجرا به عنوان ابزاری برای نابود کردن هر آنچه که تا آن زمان در مورد داستان فیلم فکر می کردیم استفاده می کند. با این وجود هیچ یک از فیلم های او به اندازه فیلم «هفت» (Se7en) تاریک و تاثیرگذار نیست. در این فیلم نه تنها پلیس ها موفق به متوقف کردن قاتل نمی شوند بلکه در پایان داستان پلیس جوان، دیوید میلز، که نقش او را برد پیت با زجه هایی تکان دهنده و غم انگیز بازی می کند، با این واقعیت هولناک روبرو می شود که سر همسرش توسط قاتلی که در برابر اوست از تن جدا شده و برایش ارسال شده است.

فیلم های برتر تاریخ سینما

این بار نیز شاهد یکی دیگر از هنرنمایی های شاهکارگونه کوین اسپیسی در نقش یک شخصیت شرور و منفی هستیم، او قاتلی سریالی است که ظاهراً معصومیت یک کودک را دارد و با همین ظاهرسازی شخصیت های قهرمان فیلم را به سمت این باور غلط سوق می دهد که آن ها از او باهوش تر هستند تا زمانی که دیگر خیلی دیر می شود. نقطه تاثیرگذار و تکان دهنده دیگر این داستان بازی آشنا و قابل درک مورگان فریمن است که باعث می شود فکر کنیم بشریت می تواند در نهایت تاریکی را شکست دهد. در نهایت فیلم با این جملات به پایان می رسد: «ارنست همینگوی روزگاری نوشته بود: دنیا مکان خوبی است و ارزش مبارزه را دارد. من با بخش دوم جمله او موافقم».

۵- بچه رُزماری (۱۹۶۸)

فیلم های برتر تاریخ سینما

سومین فیلم در این فهرست که شخصی متهم به سوء استفاده جنسی در ساخت آن دخالت داشته باعث می شود که با خود فکر کنیم آیا قسر در رفتن در دنیای فیلم با قسر رفتن در دنیای واقعی ارتباط دارد یا خیر. در فیلم «بچه رُزماری» (Rosemary’s Baby) رومن پولانسکی سعی دارد شرارت را به تراز بالاتری ببرد و بدین ترتیب داستان زنی باردار را روایت می کند که ناخواسته بچه ای ضد مسیح را به دنیا می آورد. «بچه رُزماری» فیلمی موثر و تکان دهنده است زیرا ساختار آن بر تم های واقعی از باور به دیوانگی و زنانی که کسی باورشان نمی کند استوار است.

فیلم های برتر تاریخ سینما

شوهر زن داستان در ابتدا مردی بی تفاوت و ولنگار به نظر می رسد اما در واقع او به تولد ضد مسیح کمک می کند. میا فارو در نقش یک زن باردار که پارانویا بر او غالب شده بازی بی نقصی از خود ارائه می دهد به نحوی که ترس او به خوبی توسط بیننده حس می شود. پایان داستان اما به همین اندازه شوکه کننده است. نه تنها رُزماری از متولد شدن نوزاد جلوگیری نمی کند بلکه در نهایت او را می پذیرد و بدین ترتیب پیامی ناامید کننده به مابقی انسان ها منتقل می کند.

بیشتر بخوانید: ممنوعه برای رمانتیک ها؛ ۱۰ مورد از بهترین فیلم های ضد عشق تاریخ سینما [قسمت دوم]

نوشته ۱۰ فیلم برتر تاریخ سینما که در آن‌ها شخصیت‌ های شرور بر قهرمانان داستان غلبه می‌کنند [قسمت اول] اولین بار در روزیاتو پدیدار شد.

ایران شهامت آموزش جنسی جوانان را ندارد

۲۷ اردیبهشت ۱۳۹۸
1,295 views
بدون نظر

فاطمه رمضانیان- خبرنگار روزیاتو: دو گام بیشتر تا سال هزار و ۴۰۰ باقی نمانده و می رویم تا قرنی پر فراز و نشیب را پشت سر بگذاریم، با این حال برخی تابوهای اجتماعی همچنان سفت و محکم مانند مجسمه سر جای خود ایستاده اند. یکی از این تابوها صحبت از مسائل جنسی است که شنیدن آن به هر شکل، گاه حتی در جمع های دوستانه چشم ها را گرد می کند. افراد لب می گزند و واژه هایی چون بی حیا را شوخی و جدی به هم نسبت می دهند. پرهیز از کوچکترین گفت و گو در این موارد انگار بر پیشانی خانواده ها حک شده و برخی زنان و شوهران جوان از بیخ و بُن واژه “سکس تراپی” و معنا و کاربرد آنرا درک نمی کنند.

این در حالی است که طبق آمارهای اعلام شده مسائل جنسی عامل ۸۰ درصد از طلاق های ایرانی در سال های اولیه زندگی است. زوج هایی که سواد جنسی خود را نه در محیط آموزش و خانواده که در جمع دوستان، فضای مجازی و اغلب پنهانی با دیدن فیلم های مصطلح به پورن به دست آورده اند. پسران و دختران ایرانی مدت هاست از طرف مقابل خود انتظار دارند در حریم خصوصی، به تمامی مانند یک ستاره پورن رفتار کند و این را نشانه سواد جنسی می دانند، اما همین افراد قبل از ازدواج نه به سکسولوژیست مراجعه می کنند و نه اصلا در جریان چند و چونِ تفاهم جنسی با شریک زندگی خود هستند. مشاوره های خانواده برای آن ها کافی است. در حالی که به دلیل تابو بودن موضوع، گاه حتی مشاوران از ارجاع زوجین به مراکز سکس تراپی خودداری کرده اند. گویا مهم نیست که برای مثال یکی گرم مزاج و دیگری سرد مزاج است. مهم نیست مقدار انتظارات از حیطه توانایی طرف مقابل خارج است. اما همینموارد که ابتدا سطحی و کوچک به نظر می رسددر امتداد زمان منجر به سرخوردگی شده، اغلب زَهر خود را به شکل خیانت و طلاق در زندگی پخش می کند.

گاه افراد پس از پی بردن به این مهم که اختلافات ریشه در مسایل جنسی دارد درصدد مراجعه به سکسولوژیست بر می آیند اما بسیاری به درِ بسته می خورند. حریم خصوصی آن ها مدت هاست آشفته است، علاوه بر آن احساس گناه و به عبارتی شرمساری از بیان مسائل جنسی نزد فرد متخصص منجر به رها کردن درمان یا عدم مراجعه خواهد شد.

“حالا دیگه رابطه جنسی همینه!” این جمله خطرناکی است که طرفین رابطه گاه به کار می برند و ممکن است زندگی خود را به آن ببازند.

سکس تراپی / آموزش جنسی نوجوانان

مسائل جنسی یکی از سه دلیل بزرگ طلاق در ایران هستند.

“بهنام اوحدی”، سکسولوژیست با اشاره به اینکه اگر طول ازدواج را ۵۰ سال در نظر بگیریم در ۲۵ سال نخست، ۷۵ درصد رابطه به تمامی رابطه جنسی است، به “روزیاتو” می گوید: ” در نیمه دوم ازدواج حدود ۵۰ درصد و کمتر. امابسیاری از مردم اهمیت آن را دست کم می گیرند.”

این سکسولوژیست مشکل اصلی را بیشتر به مردهای ایرانی نسبت داده و ادامه می دهد: “مردها نه فقط برای مشاوره قبل از ازدواج، که بعد از آن هم به سکس تراپیست مراجعه نمی کنند. احساس می کنند نقص و مشکلی دارند که تمام شخصیت آن ها را زیر سوال می برد و ممکن است اعتماد به نفس آن ها در جلسات خدشه دار شود. اغلب مراجعه نمی کنند مگر برای درمان انزال زودرس و آن هم بدون اطلاع همسر. به ضرس قاطع ۶۵ درصد این افراد دوست ندارند همسرانشان از مراجعه آن ها باخبر شوند.”

به گفته اوحدی مراجعه زوجین در اکثر مواقع دیر است. برای مثال ۱۰ سال است که خانمی از همسرش درخواست مراجعه به سکس تراپیست دارد و زمانی که خانم در حال انجام کارهای جدایی است یا وارد روابط فرازناشویی شده، مرد تازه به فکر مراجعه افتاده است:”زوجینخطرات را جدی نمی گیرند و هشدار ما هم برای آن ها ناخوشایند است. گاه افراد با دو فرزند نزد ما می آیند و برای مثال معتقد هستند همسری با شکل و شمایل دیگر می خواسته اند. وقتی گفته می شود تو همسرت را قبل از ازدواج دیدی چرا اهمیت ندادی؟ جواب می دهد چون همه به گفتند نجابت و خانواده.هیج کس از قد و قامت و ویژگی های زیست شناختی برای من نگفت. در حالی که ویژگی های فیزیکی غیرقابل تغییر افراد مانند قد و رنگ چشم و پوست در مسائل جنسی و زناشویی حایز اهمیت هستند. ”

سکس تراپی / آموزش جنسی نوجوانان

مشاوره های پیش از ازدواج تمام ملاک های یک زندگی را به جز ملاک های جنسی در بر می گیرند. گاه حتی روانشناسان و مشاوران از ارجاع زوج به سکسولوژیست ابا دارند، چرا که نحوه برخورد افراد را نمی دانند. البته اوحدی معتقد است نسبت به دهه های گذشته وضعیت بین روانشناسان بهتر شده چرا که سابق بر این خود مشاوران نیز از مفهوم سکس تراپی بی خبر بودند.

اما به گفته این سکس تراپیست مدتی است که دهه هفتادی ها وارد شده اند و دهه هفتادی ها و نیمه دوم دهه شصت نگاه راحت تری نسبت به دهه های قبل دارند. افراد هر چه متاخرتر آمار مراجعه بیشتر: ” دختری متولد ۶۷ به من مراجعه می کند و گله دارد در روابط جنسی با پارتنرش به ارگاسم نمی رسد و مشاوره می خواهد. این موضوع به هیچ عنوان برای دهه های قبل تر نه جا افتاده است و نه قبل از این ممکن بود. مردان متولد این دهه ها نیز به ما مراجعه دارند اما مراجعه خانم ها بیشتر است. با این حال مشاوره های پیش از ازدواج هنوز جا نیفتاده است. اما می توان امیدوار بود که زوج های این دهه ها لااقل کنار هم از این موضوعات سخن می گویند. ”

این سکسولوژیست با تاکید بر اینکه لازم است مراجعه و آموزش ها حتما قبل از ازدواج باشد، ادامه می دهد: ” کتاب شکوه همسرداری جایگزین تنطیم خانواده شده که دانشجوهای ایرانی نسل نو آن را نمی خواهند. تا زمانی که سیستم به این نحو عمل می کند هیچ چیز درست نخواهد شد. لیست کلمات ممنوعه در برنامه های رادیو تلویزیون برای سکسولوژیست ها مسخره است. حتی کلمه نوازش را نمی توان به کار برد. ۴۰ کلمه اساسی حذف شده است. در باب مسائل زناشویی ما نه تنها پیشرفت نکردیم که پسرفت کردیم”

راهروهای بلند دادگاه های خانواده پر از زوج هایی است که نمی دانند پس از طلاق چه خواهند کرد. یکی از این افراد با نام مستعار “سپیده”که تجربه طلاق عاطفی و بعد رسمی را داشته است، از آن دسته افرادی است که قبل از ازدواج به خواب هم نمی دیده که به سکس تراپیست مراجعه کند. ۲۹ ساله است. می گوید: ” قبل از اینکه همسرم بشه، اولین ارتباط من بود. زیاد نمی دونستم چی می خوام اون مدیریت می کرد. وقتی ازدواج کردیم من کم کم خودمو شناختم. مثلا من هفته ای دو سه بار احتیاج داشتم و اون کمتر. در صورتی که قبلش برعکس بود.”

میپرسم مسائل جنسی را چه قدر در طلاق خود موثر می داند؟ پاسخ هنوز هم از بی اطلاعی او خبر دارد: ” رابطه مون از همون زمان سرد شد. بعد از ارتباطمون می خوابید، من دلم می خواست کمی عاطفی تر باشه. بعد کم کم ارتباطمون ماهی یک بار بود، هر پانزده روز. یه بار حساب کرده بودم. حس می کردم دوستم نداره، به من تمایلی نداره.”

در پاسخ به اینکه هیچ وقت به ذهنش نرسید به سکس تراپیست مراجعه کند می خندد: ” به خدا اون موقع مد نبود. نه من می رفتم نه هیچ کدوم از دوستام. حتی مشاوره قبل از طلاق که رفتیم بهمون نگفتن باید جایی مراجعه کنیم. من گفتم گاهی خوبه گاهی بده خسته شدم. طلاقمون هم توافقی بود. معلوم بود اونم خسته شده.”

“نسرین” اما حالا زنی ۵۶ ساله است که با وجود سن بالا هنوز از همسر کتک می خورد: ” آخرین بار دسته مخلوط کن رو پرت کرد تو صورتم.”

همسر نسرین هفته ای چندین بار به رابطه احتیاج دارد: “اگر ولش کنی هر شب. من دیگه کشش ندارم اما جرئت مخالفت ندارم. گاهی هم نه میگم و کاری نداره.”

میپرسم قصد مراجعه به سکسولوژیست را ندارید؟ پاسخ همان است که انتظارش را داشتم: “من پیرزن به دکتر چی بگم؟”

طلاق سپیده و صبر نسریناز آن دست مسائلی است که دو طرف از زندگی در کنار هم خسته هستند. دردناک است که زنی جوان مراجعه برای سکس تراپی را به مد نسبت می دهد و زنی مسن، خود را پیرزن می نامد.

“مهدی” پنهان از همسرش به سوالات پاسخ می دهد. در خصوص رابطه می گوید: “انگار دارم امتحان می دم. منتظرم ببینم آخرش قبول میشم یا مردود. همیشه باید بتونم هنرنمایی جنسی کنم در صورتی که همسرم از کاری که خوشش نیاد خیلی راحت بیان می کنه.”

میپرسم با همسرش راحت نیست که خواسته هایش را مطرح کند: ” راحتیم اما این حس منه. حس امتحان. دوست ندارم اون کاری که نمی خواد رو انجام بده اما دوست دارم راضی باشه.”

میپرسم فکر نمی کنی مشکلی در کار است و باید به سکس تراپیست مراجعه کنی؟ اندکی فکر می کند و می گوید: “مشکل حادی نداریم.”

میخندم: “باید حاد بشه تا بری؟” جواب تلخ است: “تو این ۵ سال که خودمون از عهده همه چیز بر اومدیم. بعدش هم ایشالا میشه.”

سکس تراپی / آموزش جنسی نوجوانان

درمان اختلالات و انحرافات جنسی، عدم علاقه جنسی و عدم اعتماد به نفس جنسی از جمله مفاهیم سکس درمانی هستند.

“علیرضا شریفی یزدی”، جامعه شناس در گفت و گو با “روزیاتو”با اشاره به اینکه مسائل جنسی هنوز در کشور به عنوان تابویی بزرگ مطرح است، می گوید: ” مسائل جنسی یکی از سه دلیل بزرگ طلاق در ایران هستند اما در پرونده زوجین، به جای اطلاق آن از عدم تفاهم اخلاقی نام برده می شود.”

این جامعه شناس که معتقد است برخی خانواده ها حتی پس از ارجاع به سکس تراپیست، از مراجعه سر باز می زنند، ادامه می دهد: ” بنا به تجربه های بالینی، مرد ها چنین مراجعه ای را برای خود ننگ می دانند و زن ها نیز به دلیل شرم حضور و بد دانستن مسائل جنسی پشت همسران خود پنهان می شوند.”

به گفته وی البته ایران امروز بسیار متفاوت از ایران دهه های گذشته است، به ویژه در میان جامعه شهری، قشر متوسط، تحصیل کرده و جوان. این تفاوت اما متاسفانه جنبه رسمی ندارد و حاصل فعالیت سیاست گذاران و مسئولان نیست. نیازی است که در جامعه وجود داشته و مردم در پی پاسخ آن رفته اند.

شریفی یزدی در پاسخ به راهکار افزایش سواد جنسی مردم، توضیح می دهد: ” مخالفت های سنگین وجود دارد و دستگاه آموزشی ایران جرئت انجام این کار را ندارند. اما به طور قطع نسل آینده شرایطی بهتر از امروز خواهد داشت.”

جالب اینجاست که این روزها در فضای مجازی سوالات زیادی در باب مسائل جنسی و ارتقا و آموزش آن دیده می شود. خیلی از زنان به دنبال آدرس سکس تراپ می گردند و از تردید خود برای مراجعه می گویند و هستند برخی که بپرسند “این سکس تراپی که میگی اصلا چی هست؟ ” با این حال استخوان ترکاندن نسل هفتاد و به میدان آمدن دهه هشتاد می تواند امید نسبت به شکستن تابو جنسی و مراجعه قبل از ازدواج به سکس تراپیست را بالا ببرد.

اگر قصد مراجعه به یکی از این مراکز را دارید، مراکزی نظیر کلینیک زوج درمانی و سکس تراپی جایروس، کلینیک روان یار، مکز مشاوره بینا، کلینیک سکس تراپی هیربد، کلینیک سیاووشان، مرکز رهیاب، و کلینیک سلامت جنسی کامشیار، از جمله مراکزی هستند که در این حوزه و در پایتخت فعالیت دارند.

سکس تراپی به عنوان شاخه ای از خدمات روان درمانی نخستین بار در سال ۱۹۶۰ توسط دو محقق جنسی به نام ویلیام مارش و ویرجینیا جانسون ابداع شد. مفهوم بهبود عملکرد جنسی، سکس درمانی (درمان اختلالات و انحرافات جنسی، عدم علاقه جنسی، عدم اعتماد به نفس جنسی وغیره) کمک به زوجین به منظور افزایش رضایت جنسی و ایجاد زندگی جنسی فعال از جمله مفاهیمی است که برای معرفی سکس تراپی ذکر شده است.

نوشته ایران شهامت آموزش جنسی جوانان را ندارد اولین بار در روزیاتو پدیدار شد.

تهیه کننده «شهرزاد» درگیر اختلاس ۱۰۰ میلیارد تومانی

۲۷ اردیبهشت ۱۳۹۸
526 views
بدون نظر

سید هادی رضوی کسی که پیشتر نام او را به عنوان سرمایه گذار سریال شهرزاد و داماد وزیر تعاون شنیده بودیم در روز دوشنبه ۲۳ اردیبهشت ۱۳۹۸ به عنوان یکی از متهمان بانک سرمایه محاکمه شد.

اولین جلسه محاکمه متهم محمد هادی رضوی و ۳۰ نفر دیگر از متهمان بانک سرمایه صبح روز دوشنبه با حضور متهمان، وکلای مدافع، مستشاران، نماینده دادستان تهران و اصحاب رسانه به ریاست قاضی مسعودی مقام در شعبه سوم دادگاه ویژه رسیدگی به مفاسد و جرائم اقتصادی به صورت علنی انجام شد.

پس از اعلام کیفرخواست متهم سید هادی رضوی، رئیس دادگاه اعلام کرد که وی به مشارکت در اخلال در نظام بانکی از طریق کسب تسهیلات مال نامشروع در قالب ۵ فقره به مبلغ ۱۰۷ میلیارد و ۵۰۰ میلیون تومان متهم است.

رئیس دادگاه، هادی رضوی را به جایگاه فراخواند و به او تفهیم اتهام کرد و گفت: «آیا اتهام خود را قبول دارید؟» اما او این اتهام را رد کرد و گفت: «بسیار خوشحال هستم که این دادگاه به صورت علنی برگزار شد تا بسیاری از حقایق بدون ترس و لرز گفته شود.»

خیلی دوست دارند بگویند محمدهادی رضوی داماد شریعتمداری است ولی من که داماد نتانیاهو نیستم. من از دادگاه می‌خواهم فارغ از داماد فلانی پرونده من بررسی شود.

سید هادی رضوی ۱۲۰ میلیارد تومان به بانک سرمایه بدهکار بوده و از طریق گران‌نمایی ملک مذکور به مبلغ ۱۲۵ میلیارد تومان از بانک سرمایه ۵ میلیارد تومان طلبکار شده و چندین چک بابت طلب خود از بانک سرمایه دریافت و بابت طلب خود به شهرداری ارائه کرده است.

در بخشی از جلسه دادگاه متهم محمدهادی رضوی خطاب به ریاست دادگاه گفت: آقای مسعودی‌مقام، بانک سرمایه ۳۱ بدهکار کلان دارد که بدهی‌هایشان ۳۰۰ میلیارد، ۴۰۰ میلیارد و ۱۰۰۰ میلیارد است، بدهی من کجای این ارقام قرار دارد؟! لیست اسامی این ۳۱ بدهکار توسط هیأت تحقیق و تفحص مجلس اعلام شده است که اصلاً اسم من در آنجا نیست. مگر بدهی من چقدر بوده است، حدود ۸۰ میلیارد تومان.

او همچنین گفت: درباره خانه خیابان اندرزگو باید بگویم که بنده بیش از ۵ ماه با مدیران بانکی نامه‌نگاری کردم که بیایید این ملک را ارزیابی کنید و به عنوان وثیقه آن را تعیین تکلیف کنید و پس از ۵ ماه بالاخره هیأت مدیره اعلام کرد که ما این ملک را ارزیابی می‌کنیم. آقای قاضی، بدهی من در سال ۹۳ حدود ۷۰-۸۰ میلیارد تومان بوده است که حدود ۲۲ میلیارد آن را نقداً در حساب بانک پرداخت کرده بودم.

تهیه کننده شهرزاد / سید هادی رضوی

رئیس دادگاه گفته است «بیان سوابق و خوش‌نامی‌ها در رسیدگی ما بی‌تأثیر است» و از متهمان خواسته «سعی شود دفاعیات حقوقی باشد».

اتهام آقای رضوی پرداخت رشوه به مدیران بانک سرمایه با هدف خارج کردن حدود ۱۰۷ میلیارد تومان از این بانک بدون تودیع وثیقه و تحصیل مال نامشروع است. این پرونده متهم دیگری به نام احسان دلاویز دارد.

نماینده دادستان یکی از مصادیق اتهامات هادی رضوی را دریافت ۲۷ میلیارد و ۵۰۰ میلیون تومان وام از بانک سرمایه بدون اعتبارسنجی و تودیع وثیقه عنوان کرده و گفته او با این مبلغ “اقدام به خرید گوشت و مرغ از شرکت پشتیبانی دام استان تهران کرده و سپس در بازار به فروش رسانده و بانک مذکور را با چالش جدی مواجه کرده است”.

به گفته نماینده دادستان متهم در یکی از موارد ملکی را با گرفتن وام از بانک سرمایه خریداری کرده اما در صدد بوده با پرداخت رشوه به کارشناس قیمت‌گذاری، چهار برابر بیش از قیمت واقعی آن را به بانک بابت تسویه بدهی هایش، بفروشد.

سید هادی رضوی در کنار محمد شریعتمداری وزیر کار

سید محمد هادی رضوی مدیرعامل گروه اقتصادی «فاطمی» است با چندین شرکت به نام‌های صنایع آینده‌سازان فاطمی نوین، سیستم‌های رسانه‌ای فاطمی، ماشین‌های اداری فاطمی و کارخانجات فاطمی. این گروه برای فعالیت‌های فرهنگی نیز یک باکس ویژه درنظر گرفته و پروژه «شهرزاد» نیز در همین باکس تعریف شده است.

دفتر پرزرق و برق او در خیابان بخارست (احمد قیصر) در تهران قرار دارد. ورود به این دفتر با کفش ممنوع است و باید دمپایی‌های مخصوص پوشید.

تهیه کننده شهرزاد / سید هادی رضوی

سید محمد هادی رضوی، متولد فروردین ۱۳۶۳ در تهران، فرزند سید سعید رضوی، همسر دختر محمد شریعتمداری، وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی دولت دوازدهم و دانش آموخته مدرسه موتلفه اسلامی است.

دادگاهی که دیروز در تهران برگزار شد در ادامه رسیدگی به پرونده متهمان بانک سرمایه است که پیشتر سه نفر از مدیران آن به بیست سال حبس و هفتاد و چهار ضربه شلاق محکوم شدند. پرویز کاظمی یکی از مدیران محکوم شده بانک سرمایه وزیر کار دولت محمود احمدی نژاد بوده است.

چهارمین متهم این دادگاه که رسیدگی به پرونده او پایان گرفته حسین هدایتی است که در ایران رسانه‌های ورزشی به او لقب «عابر بانک» داده اند. اتهامات او «پولشویی، تحصیل مال نامشروع و خیانت در امانت» بوده است. قاضی مسعودی مقام گفته که حکم دادگاه درباره پرونده آقای هدایتی هم به زودی اعلام خواهد شد.

حسین هدایتی در جریان دادگاهش از یک «وکیل با نفوذ» نام برده بود که این فرد چند روز بعد، با ضربات گلوله در تهران کشته شد.

نوشته تهیه کننده «شهرزاد» درگیر اختلاس ۱۰۰ میلیارد تومانی اولین بار در روزیاتو پدیدار شد.

راهنمای خرید خرما ؛ چگونه خرمای باکیفیت و تازه خریداری کنیم؟

۲۷ اردیبهشت ۱۳۹۸
523 views
بدون نظر

خرما بهترین گزینه‌ای است که می‌توانید سر سفره افطار با آن روزه‌تان را باز کنید. وقتی سراغ خرید خرما بروید احتمالا اسم‌های مختلف گیجتان کند. اما نگران نباشید. در این گزارش انواع خرمایی که ممکن است در بازار ببینید را معرفی کرده‌ایم؛ این که هر کدام چه ویژگی‌هایی دارند و با چه قیمتی در بازار عرضه می‌شوند.

برای آشنایی با نکاتی که باید درباره خرید خرما و نگهداری از آن بدانید همراهمان باشید.

نکاتی که باید درباره خرید خرما بدانید

اولین توصیه این است که اگر در این زمینه تازه‌کار هستید سراغ خرمای باز نروید. مگر اینکه کامل به فروشنده آن اطمینان داشته باشید. چراکه معلوم نیست این خرما‌ها در چه شرایطی کشت و حمل شده‌اند. برای همین بهتر است سراغ خرما‌های بسته بندی بروید. موقع خرید خرمای بسته‌بندی شده توجه داشته باشید که خرما‌ها پرس نشده و به هم نچسبیده باشند.

یکی از نشانه‌های کهنه بودن خرما، شکرک آن است. حواستان باشد شیره خرما شکرک نزده باشد.

همچنین توجه داشته باشید داخل بسته‌بندی اجسام دیپر مثل گیاه یا آشغال‌های ریز نباشد. این مورد درباره خرما‌هایی که به صورت غیرصنعتی بسته‌بندی شده باشند بسیار محتمل است.

راهنمای خرید خرما

انواع مختلف خرما حاوی ویتامین B6 است. این ویتامین به بدن کمک می‌کند سروتونین و نوراپى‌نفرین بیشتری تولید کند که سبب بهبود عملکرد مغز می‌شوند.

اگر به فکر خرید حرفه‌ای‌تر هستید، موقع خرید خرما به رنگ آن دقت کنید. درست است که هر نوع خرمارنگ خاص خودش را دارد، برای همین بهتر است هم نوع خرما را بشناسید و هم بدانید که این نوع خرما موقعی که می‌رسد باید چه رنگی داشته باشد.

  • خرمای پیارم: پوست نازک به رنگ قهوه‌ای تیره و ظاهری شکلاتی دارد.
  • خرمای استعمران: پوست ضخیم، از جمله ویژگی‌های این نوع خرما به شمار می‌رود.
  • خرمای شاهانی (شاوانی، شونی و خورک): بافت نرم و مرطوبی دارد و از آن برای تهیه انواع شیره خرما استفاده می‌شود.
  • خرمای مضافتی: طعم عالی و رنگ سیاه آن طرفدار زیادی را به خود جذب کرده.
  • خرمای زاهدی: طلایی و بیضی شکل است و دارای یک بافت نرم و طعم آجیلی است. خرمای زاهدی پوست ضخیمی دارد، نیمه خشک است و نسبت به سایر خرما‌ها شیرینی کم‌تری دارد.
  • خرمای کبکاب: خرمای کبکاب در بهبهان به دست می‌آید و پر شیره است و رنگ قهوه‌ای تیره دارد.
  • خرما ربی: ظاهری چروکیده و قدی کشیده دارد.
  • خرمای برهی: به رنگ کهربایی تا قهوه‌ای متمایل به قرمز است. این نوع خرما ترد است و تقریبا مزه‌ی کارامل و شکر قهوه‌ای را می‌دهد.
  • خرمای آل مهتری: رنگ آن زرد است و ظاهری کشیده دارد.
  • خرمای گنطار: گنطار یکی از مرغوب‌ترین خرما‌های صادراتی استان خوزستان است.
  • خرمای خضراوی: از جمله خرما‌های زودرس و نرم به شمار می‌رود و هسته بیضی شکل با رنگ قهوه‌ای کم رنگ، با میزان چسبندگی هسته به میوه کم دارد.
  • خرمای خاصویی: اندازه کوچکی دارد و ظاهر آن شبیه بامیه است.
  • خرمای شکر: خرمای شکر به نسبت بقیه انواع خرما، قند بیشتری دارد و شیرین‌تر است. رنگ این خرما در مراحل مختلف رسیدن به ترتیب سبز متمایل به زرد و قهوه‌ای است.
  • خرمای مرداسنگ: خرمایی معروف در استان کرمان که رنگ میوه زرد و کیفیت بالایی دارد.
راهنمای خرید خرما

مواد معدنی ضروری مانند کلسیم، آهن، فسفر، سدیم، پتاسیم، منیزیم، و روی در خرما یافت می‌شوند.

قیمت انواع خرما‌های موجود در بازار

قیمت خرما هر جا متفاوت است و نمی‌توان گفت: دقیقا چه قیمتی دارد. چرا که حتی ممکن است در سطح یک شهر قیمت خرما بسته به کیفیتی که دارد فرق داشته باشد.

با این حال، خرمای پیارم که گران‌ترین نوع خرماست، در بازار کیلویی حدود ۶۵ هزار تومان است و ممکن است قمیت‌هایی بالاتر از این هم به چشمتان بخورد.

خرمای بریمی بین ۳۸ تا ۴۲ هزار تومان پیدا می‌شود.

خرمای بیزو در بازار با قیمت کیلویی ۳۵ هزار تومان پیدا می‌شود.

رطب مضافتی که معروف‌ترین نوع خرما است، کیلویی ۳۲ تا ۳۸ هزار تومان قیمت دارد. خرمای ربی کیلویی ۳۳ هزار تومان فروخته می‌شود.

خرمای خاصویی در بازار حدود ۲۴ تا ۲۶ هزار تومان فروخته می‌شود و خرمای زاهدی بسته به کیفیتی که دارد، در بازار بین هشت هزار تومان تا ۱۸ هزار تومان قیمت دارد.

اگر سراغ خرمای دشتستان را بگیرید، قیمت آن کیلویی ۲۱ هزار تومان است. خرما آلویی کیلویی ۳۰ هزار تومان است و در آخر، خرمای کبکاب در بازار که کمترین قیمت را بین انواع خرما دارد، با قیمت کیلویی ۱۵ هزار تومان تا ۲۸ هزار تومان فروخته می‌شود.

علاوه بر این چیپس خرما کیلویی ۲۰ هزار تومان به فروش می‌رسد. بعضا ممکن است با خرما‌های ترکیبی روبرو شوید. مثلا خرمای خاصوئی پارمی ریز در بازار کیلویی ۳۰ هزار تومان است.

نوشته راهنمای خرید خرما ؛ چگونه خرمای باکیفیت و تازه خریداری کنیم؟ اولین بار در روزیاتو پدیدار شد.

هفتاد و دومین جشنواره فیلم کن افتتاح شد؛ بدون حضور ایران

۲۷ اردیبهشت ۱۳۹۸
491 views
بدون نظر

هفتاد و دومین جشنواره فیلم کن با «مرده‌ها نمی‌میرند» فیلمی در ژانر وحشت و زامبی از جیم جارموش، کارگردان سرشناس آمریکایی روز ۱۴ مه (۲۴ اردیبهشت) افتتاح شد.

در جشنواره امسال ۱۳ فیلم با کارگردان زن حضور خواهند داشت که ۴ فیلم از این میان برای دستیابی به نخل طلایی رقابت خواهند کرد.

جشنواره فیلم کن یکی از محبوب‌ترین و معتبرترین گردهم‌آیی‌های جهانی در حوزه سینما و میعادگاه هنرمندان سرشناس این رشته از سراسر جهان است. امسال هیچ فیلمی از سینمای ایران در این جشنواره حضور ندارد. در عوض کشور تاجیکستان برای نخستین بار با فیلم «شتاب» اثر «محی‌الدین سلیمانی» در بخش فیلم کوتاه جشنواره کن ۲۰۱۹ شرکت خواهد کرد.

پوستر امسال جشنواره کن مزین به تصویری از آنیس واردا در هنگام ساختن اولین فیلمش در سال ۱۹۵۶ و در بیست و شش سالگی است. فیلم «قله‌های کوتاه» آغازگر موج نوی سینمای فرانسه بود و به همین جهت از آنیس واردا با عنوان مادربزرگ موج نو یاد می‌کنند. آنیس واردا چندی پیش در نود سالگی از دنیا رفت.

هفتاد و دومین جشنواره فیلم کن

مسئولان برگزاری جشنواره کن، امسال نیز طبق سنت چند سال اخیر پوستر این رویداد را به یکی از سینماگران بزرگ اختصاص داد. پوستر ۲۰۱۹ با عنوان «آنیس، در نور درخشان خورشید»، ادای احترامی به «آنیس واردا» سینماگر تازه درگذشته است و وی را در حالی به تصویر می‌کشد که روی شانه‌های یکی از عوامل فنی قرار گرفته و در حال ساخت اولین فیلم سینمایی‌اش به نام “نقطه کوتاه” در سن ۲۶ سالگی است.

امسال نیز مثل سال گذشته «ادوارد بائر» بازیگر و کارگردان فرانسوی، مجری مراسم افتتاحیه و اختتامیه خواهد بود. این چهارمین بار است که این هنرمند شناخته شده در چنین مراسمی به عنوان مجری شرکت می‌کند.

روز ۲۷ فوریه گذشته برگزارکنندگان جشنواره کن با اعلام اعضای هیئت داوارن، از ریاست «الخاندرو گونزالس ایناریتو» فیلمنامه‌نویس و کارگردان مکزیکی به ریاست این دوره از جشنواره خبر دادند. سال گذشته کیت بلانشت این سمت را برعهده داشت.

گونزالس سال ۲۰۰۰ برای نخستین بار در جشنواره کن به عنوان فیلمساز حضور یافت و «عشق سگی» که نخستین فیلم این کارگردان بود برنده جایزه بزرگ هیئت دواران شد. او در سال ۲۰۰۶ هم برای ساخت فیلم «رابل» برنده جایزه بهترین کارگردانی است.

رییس هیات داوران جشنواره کن در سال ۲۰۱۷، فیلم‌ساز اسپانیایی، پدرو آلمادوار امسال با فیلم «رنج و شکوه» با بازی آنتونیو باندراس در نقش یک کارگردان در بخش رقابتی جشنواره شرکت خواهد کرد.

رئیس هیات داوران کن در شروع این جشنواره از رهبران جهان انتقاد کرده است که با «خشم، عصبانیت و دروغ» حکومت می کنند.

ترنس مالیک نیز که هشت سال پیش با فیلم «درخت زندگی» نخل طلایی را با خود به خانه برده بود، امسال با فیلم «زندگی پنهان» به جشنواره بازمی‌گردد.

کارگردان بریتانیایی، کن لوچ که پیش از این ۲ بار در جشنواره کن، نخل طلایی را به خود اختصاص داده است امسال با فیلم «متاسفم شما را از دست دادیم (متاسفم به شما نرسیدیم)» در جشنواره حضور خواهد داشت.

برادران داردن نیز همچون کن لوچ تاکنون ۲ بار برنده نخل طلایی شده‌اند. این دو برادر امسال با فیلمی درباره افراطی شدن یک نوجوان با عنوان «احمد جوان» در بخش رقابتی شرکت خواهند کرد.

جیم جارموش و بیل موری کارگردان و بازیگر فیلم "مردگان نمی میرند" در روز افتتاح جشنواره کن

جیم جارموش و بیل موری کارگردان و بازیگر فیلم «مردگان نمی میرند» در روز افتتاح جشنواره کن

کارگردان صاحب‌نام فرانسوی، ارنو دپلشن با فیلم «اوه متشکرم» در جشنواره امسال حضور خواهد داشت.

کارگردان جوان کانادایی، زاویه دولان نیز با فیلم «ماتیاس و ماکسیم» در بخش رقابتی جشنواره کن امسال شرکت می‌کند.

از جمله دیگر آثاری که در این جشنواره به نمایش در می‌آید، فیلمی از زندگی التون جان خواننده بریتانیایی است که راکت‌من نام دارد.

فیلم روزی روزگاری در هالیوود هم با بازی چهره‌ها مانند برد پیت و لئوناردو دی کاپریو در این جشنواره بین‌المللی حضور دارد.

«مرده‌ها نمی‌میرند» به کارگردانی جیم جارموش / «بیل مورای»، «آدام درایور»، «تیلدا سوئینتون»، «استیو بوشمی»، «دنی گلوور» از بازیگران این فیلم هستند.

فیلم افتتاحیه کن ۲۰۱۹، «مرده‌ها نمی‌میرند» به کارگردانی جیم جارموش است که در بخش اصلی جشنواره نیز حضور دارد.

مسئولان کن اعلام کردند از این پس عنوان «فیلم اختتامیه» نخواهند داشت و آخرین فیلم جشنواره را در قالب عنوان «آخرین نمایش» پیش از مراسم اعطای جوایز به روی پرده می‌برند. امسال فیلم فرانسوی «خاص‌ها» به کارگردانی مشترک «اولیویه ناکاش» و «اریک تولدانو» با بازی «وینسنت کسل» و «رادو کاتب» به عنوان آخرین فیلم جشنواره کن در سالن گرند لومیر جشنواره به نمایش گذاشته خواهد شد. «خاص‌ها» یک درام روحیه‌بخش و داستان واقعی استفان بنامو و داود تتو، دو دوست از دو مذهب متفاوت است که ۲۰ سال پیش برای کودکان مبتلا به اوتیسم، دو سازمان غیرانتفاعی راه‌اندازی کردند. کارگردان این فیلم «اولیویه ناکاش و اریک تولدانو» است.

جشنواره کن 2019

مذاکرات جشنواره کن و کمپانی نتفلیکس برای امسال نیز به بن بست رسید و کن ۲۰۱۹ میزبان هیچ فیلمی از محصولات این کمپانی در جشنواره نخواهد بود. جشنواره کن سال گذشته نیز به سبب اختلاف با سیاست‌های کمپانی نتفلیکس فرصت نمایش فیلمی چون «روما»، «سوگلی»، «نخستین انسان» و «ستاره‌ای متولد شده است» را از دست داد و امسال نیز چند فیلم از جمله فیلم جدید و پرستاره «مرد ایرلندی» به کارگردانی «مارتین اسکورسیزی» با بازی «آل پاچینو»، «رابرت دنیرو» و «جو پچی» نیز قربانی این اختلاف شدند، هرچند «تیری فرمو» دبیر باسابقه کن در مصاحبه‌ای عنوان کرد فیلم «اسکورسیزی» در صورت عدم اختلافات نیز به دلیل تمام نشدن مراحل فنی به کن نمی‌رسید.

فیلم‌های بخش رقابتی

  • «رنج و شکوه» به کارگردانی «پدرو آلمادوار»
  • «خائن» به کارگرانی «مارکو بلوچیو»
  • «دریاچه غاز وحشی» به کارگردانی «دیائو یینان»
  • «انگل» به کارگردانی «بونگ جون-هو»
  • «احمد جوان» به کارگردانی «ژان پیر و لوک داردن»
  • «اوه متشکرم!» به کارگردانی «آرنو دپلشن»
  • «آتلانتیک» به کارگردانی «ماتی دیوپ»
  • «ماتیاس و ماکسیم» به کارگردانی «زاویه دولان»
  • «جو کوچک» به کارگردانی «جسیکا هاسنر»
  • «متأسفم شما را از دست دادیم» به کارگردانی «کن لوچ»
  • «بینوایان» به کارگردانی «لاج لی»
  • «یک زندگی پنهان» به کارگردانی «ترنس مالیک»
  • «باکورو» به کارگردانی «کلبر مندوسا فیلهو» و «جولیانو دورنلی»
  • «سوت زنندگان» به کارگردانی «کورنلیو پورومبیو»
  • «فرانکی» به کارگردانی «آیرا ساکس»
  • «تصویر یک زن روی آتش» به کارگردانی «سلین شیاما»
  • «این باید بهشت باشد» به کارگردانی «الیا سلیمان»
  • «سیبل» به کارگردانی جاستین تریه»

فیلم‌های بخش نوعی نگاه

  • «زندگی ناپیدا» به کارگردانی «کریم آینوز»
  • «بابونه» به کارگردانی «کانتمیر بالاگوف»
  • «پرستوهای کابل» به کارگردانی «زابو بریتمن» و «الیا گوبه مِوِل»
  • «زندگی برادر» به کارگردانی «مونیا شکری»
  • «صعود» به کارگردانی «مایکل کووینو»
  • «ژاندارک» به کارگردانی «برونو دومون»
  • «خورشیدی که هرگز غروب نمی‌کند» به کارگردانی «اولیوه لاکس»
  • «اتاق ۲۱۲» به کارگردانی «کریستوف آنوری»
  • «ایستگاه پرت اتوریتی» به کارگردانی «دنیله لسوویتز»
  • «پاپیچا» به کارگردانی «مونیا مِدور»
  • «آدام» به کارگردانی «مریم توزانی»
  • «ژائو رن می می» به کارگردانی «میدی زد»
  • «آزادی» به کارگردانی «آلبرت سرا»
  • «گاو» به کارگردانی «آنی سیلورستون»
  • «تابستان چانگشا» به کارگردانی «زو فنگ»
  • «اِو» به کارگردانی «نریمان علی اِف»

هفتاد و دومین جشنواره فیلم کن

هرساله صدها فیلم از سراسر جهان برای اکران به این جشنواره فرستاده می‌شوند. هنرمندان مناطقی چون آسیای جنوب شرقی، خاورمیانه و آفریقا نیز آثار خود را در این جشنواره به نمایش گذاشته و با هنرمندان اروپایی و آمریکایی به رقابت می‌پردازند.

جشنواره فیلم کن با آغاز قرن بیست و یکم در پی رشد بیشتر و کسب اعتبار بالاتر برای خود برآمد. به همین خاطر فقط یک رویداد هنری نیست بلکه به محلی برای تبادل نظرات فرهنگی، هنری و سیاسی بدل شده است.

در حالی که به نظر می‌رسید جشنواره کن ۲۰۱۹ نسبت به سالهای گذشته در فضای آرامتری برگزار می‌شود، از دوشنبه شب دادخواستی از سوی آمریکا علیه «آلن دلون» بازیگر مشهور فرانسوی مطرح شده که از اهدای احتمالی نخل طلا به او به اتهام نژادپرستی، همجنس‌گرایی و زن‌ستیزی انتقاد کرده است.

جشنواره سال گذشته هم تحت تاثیر موضوع آزار جنسی در سینما بود و حتی این موضوع در اهدای جوایز هم تاثیر داشت.

نوشته هفتاد و دومین جشنواره فیلم کن افتتاح شد؛ بدون حضور ایران اولین بار در روزیاتو پدیدار شد.

دلبرکان غمگین تهران؛ بازی تاج و تخت در قصر پوشالی ملکه ثریا

۲۶ اردیبهشت ۱۳۹۸
509 views
بدون نظر

مدتهاست که از صحبت‌هایم با او می‌گذرد و هر بار که می‌خواهم مکالماتمان را به رشته تحریر در بیاورم تمام غم‌های دنیا در دستانم جمع می‌شوند و نمی‌توانم کار را پیش ببرم. به اندازه وسعت یک دنیا زانوی غم بغل می‌گیرم و زندگی او را که مرور می‌کنم، نمی‌دانم باید چه بگویم. از زمانی که وارد وادی زندگی این افراد شدم، سعی کردم قضاوت را کنار بگذارم و به چشم یک نفر سوم با آنها صحبت کنم و زندگی‌شان را تبدیل به قصه‌ای پندآموز کنم. زندگی ثریا اما عجیب‌ترین قصه را در بر می‌گیرد؛ زنی ۴۰ ساله که در محله تهرانسر سکنی می‌گزیند و همانجا هم مشتریان خودش را می‌بیند؛ مشتریانی که او را به اسم ارباب ثریا می‌شناسند.

کارش را دیر شروع کرده و از ۳۹ سالگی وارد این حیطه کاری شده، خودش ترجیح می‌دهد به جای واژه حیطه از عبارت حرفه استفاده کند و سعی می‌کنم با او مخالفت کنم اما قصد ندارم از همان ابتدای سخن باب مخالفت را باز کنم تا بخواهد محدودتر و کوتاه‌تر با من حرف بزند. ثریا زن باهوشی است و بر علم روانشناسی مسلط؛ برای همین سعی می‌کنم بیشتر از سایر افرادی که با آنها به گپ و گفت نشستم؛ درباره ماهیت کارش بپرسم. اینکه می‌گویم ثریا بر علم روانشناسی مسلط است دلیل دارد؛ او تا چندی پیش استادیار دانشگاه در یکی از شهرستان‌ها بوده و حتی تدریس خصوصی کنکور هم در این زمینه انجام داده است:

فحشای تهران

«رتبه کنکورم خوب شد و تا فوق لیسانس هم پیش رفتم. رشته روانشناسی را عاشقانه دوست داشتم و در سن سی سالگی که ازدواج کردم؛ قصدم این بود که مطب بزنم و به مردم مشاوره بدم. ما اهل یک شهرستان نسبتا دور از پایتخت هستیم و من تحصیلاتم را در پایتخت می‌گذراندم؛ وارد شهری شده بودم که از شلوغی بیداد می‌کرد و هیچ همخوانی با زادگاه من نداشت. من هم مثل خیلی از آدمها در ابتدا گیر دوستان ناباب افتادم و دست به کارهای خلافی زدم که دختر کوچولوی خانواده هیچ‌وقت آنها را انجام نمی‌داد. توی خوابگاه بودم و چند باری این کارهای خلاف کار دستم داد ولی اعمالی که می‌گویم در حد دوست پسر بازی و مهمونی رفتن و این چیزها بود؛ نه چیز عجیب و غریبی که فکرش را می‌کنی.»

ثریا بعد از مدتی شور و حال جوانی و تازگی محیط پایتخت برایش عادی می‌شود و خودش می‌گوید از اواخر ترم ۸ دوره کارشناسی تصمیم گرفته که «آدم» شود. دوستانش را محدود می‌کند و به چندجا برای مصاحبه کاری سرک می‌کشد. سعی کرده بیشتر دنبال کار منشی‌گری مطب روانپزشک باشد تا بیشتر و بیشتر در این فضا قرار گیرد و بعد از چند ماه تلاش، به نتیجه می‌رسد:

«واحدهایم را طوری برمی‌داشتم که عصرها به مطب برسم. آنجا با مشتریان زیادی سر و کله می‌زدم و به تفاوت‌های کار یک روانپزشک و یک روانشناس بیشتر پی می‌بردم. هرچه با این تفاوت‌ها بیشتر آشنا می‌شدم، بیشتر تصمیم می‌گرفتم که همان روانشناسی خودم را ادامه دهم. رشته فوق لیسانسم را هم کودکان استثنایی انتخاب کردم چرا که عاشق بچه‌ها بودم و هستم.»

بعد از گرفتن فوق لیسانس مجبور می‌شود که به شهرشان برگردد چرا که نه پول خانه گرفتن در تهران را داشته و نه کار جدیدی پیدا کرده است. سال ۱۳۸۵ است و ثریا حدودا ۲۷ سال دارد. وقتی به شهرشان بازمی‌گردد از معدود دختران فوق لیسانس است و همه به او خانم دکتر می‌گویند. برای خانم دکتر خواستگاران مختلفی می‌آید و او همه را رد می‌کند: «کمی بلندپرواز شده بودم و اصرار داشتم حتما همسرم پزشکی پرفسوری چیزی باشد. همین هم شد که چندین سال بعد ازدواج کردم و البته سقف آرزوهایم را در ازدواج پایین آوردم. خانواده ما خانواده سنتی بود و من دیگر یک زن ۳۳ ساله بودم که باید به خانه بخت می‌رفتم. با یکی از آشنایان اقواممان که در تهران ساکن بود ازدواج کردم تا دوباره به پایتخت شلوغ برگردم و امیدوار باشم در اینجا می‌توانم کار کنم.»

فحشای تهران

عکس آرشیوی از مجموعه عکس های روسپی کاوه گلستان

همسرش اما برخلاف وعده‌های اولیه خود، با کار کردن ثریا شدیدا مشکل دارد و نمی‌گذارد که او در جایی مشغول شود. چندین ماه با همسرش می‌جنگد تا نهایتا در یک موسسه مشاوره به عنوان مشاوره تلفنی استخدام می‌شود.او ۳۶ ساله است و همسرش هم اصرار به بچه‌دار شدن هرچه سریع‌تر دارد ولی ثریا طفره می‌رود و با قرص مانع از بارداری خودش می‌شود. در مرکز مشاوره با افراد زیادی صحبت می‌کند، از فردی که قصد خودکشی دارد تا دختری که می‌گوید به خودارضایی معتاد است و هربار به ثریا زنگ می‌زند قصد انجام این کار را دارد و از ثریا التماس می‌کند که مانع او بشود: «کیس‌ها خیلی عجیب‌تر از چیزی بودند که در زمان دانشجویی از استادان و بچه‌های ترم بالاتر شنیده بودیم. بدجور درگیز زندگی بعضی از آنها می‌شدم و غلطی که کردم این بود که موسسه را دور زدم و با بعضی ها به طور خصوصی شروع به صحبت و درمان کردم.»

ثریا خودش آدم سردمزاجی است؛ این موضوع را در اینجای گفتگو اعتراف می‌کند ولی می‌گوید بیشتر مشکلاتی که در بین مشتریانش دیده، به گرم مزاجی مربوط بوده تا سرد مزاجی: «معتادان جنسی متعددی را می‌دیدم که نمی‌توانستم درکشان کنم.» شوهرش به مرور سر از کار ثریا در می‌آورد و شاکی می‌شود؛ ثریا اما باردار است و هر دو تصمیم می‌گیرند بعد از به دنیا آمدن بچه، از هم جدا شوند: «برخی از مشتریان مرد رسما برای برقراری رابطه جنسی تلفنی با من در ارتباط بودند و من با اینکه سعی می‌کردم طفره بروم ولی برخی از آنها حرفها و پیامک‌های جنسی می‌فرستادند و من به جای نادیده گرفتن و بلاک کردن شماره‌شان، سعی می‌کردم آنها را درمان کنم. داشتم خودم را گول می‌زدم، داشتم خودم را درمان می‌کردم و محرکی من را هل داده بود به یک دنیای جنسی عجیب و غریب.»

دنیای جنسی عجیب و غریبی که ثریا از آن دم می‌زند، دنیای BDSM است که در ان سادیست و مازوخیست حرف اول و آخر را میزند. خودش می‌گوید همه ما یک سادیست مازوخیست درونی داریم که فقط باید توسط کسی روشن شود و وقتی که روشن شد، خاموش کردن آن کار بسیار بسیار بسیار سختی است. سه بار روی واژه بسیار تاکید می‌کند و می‌گوید بعد از آشنا شدن با دختری به نام نگار، فهمیده که دخترک دوست دارد زور بشنود. دستورات روانشناسی را به صورت تحکم به او می‌داده و جواب می‌گرفته: «چه کسی از زورگویی بدش می‌آید؟ شگفت انگیز نیست به کسی کاری را بگویی و درجا انجام دهد؟ محشر نیست کسی از ترس اینکه دیگر به او زنگ نزنی پاهایش بلرزد و به گریه بیفتد؟» هاج و واج نگاهش می‌کنم، برقی در چشمان این زن نهفته که از ابتدای صحبت تا به الان آن را حس نکرده بودم. حس قدرتی در صدایش دارد و حالا بیشتر می‌فهمم چرا به او ارباب ثریا می‌گویند: «زور شنیده شدن هم جذابیت خودش را دارد.باید بلد باشی چگونه زور بگویی که جذابیت داشته باشد.»

شوهرش همین موضوع را در طی یک سری پیامک می‌فهمد و نهایتا با به دنیا آمدن بچه، از ثریا جدا می‌شود و به صورت توافقی بچه را هم با خود می‌برد: «من عاشق بچه‌ها هستم ولی می‌دانستم که بچه پیش من نمی‌تواند خوشبخت شود. پدرش کارمند یک شرکت دولتی بود و حقوق و جایگاه خوبی داشت. می‌دانستم که بچه در آخر به سمت من برمی‌گردد و الان هم همینطور شده است. پسرم که حدودا ۵ سال دارد، دیوانه وار عاشق من است. می‌دانم این عشق در سنین نه ده سالگی کاهش پیدا می‌کند و باز وقتی که به بلوغ می‌رسد به سمت مادر عزیزتر از جانش برمی‌گردد.» این حرف‌ها را آنچنان با اطمینان می‌زند که انگار دفترچه سرنوشت پیش رویش قرار دارد و خودش آن را قلم زده است. نگاهش همچنان راسخ است و هیکل نسبتا چاقش باعث شده که بیشتر در صندلی که نشسته فرو برود و بیشتر شبیه به یک ملکه زورگو باشد. می‌گوید ۴۰ سالش است ولی بیشتر به ۵۰ سال می‌خورد و موهایش را هم رنگ طلایی کرده تا به قول خودش بیشتر نفوذ داشته باشد:

«بلوند بودن در ایران متمایز است و به خاطر رنگ چشمانم و پوستم، موهای بلوندم مصنوعی جلوه نمی‌کند. یک بار که با نگار به ترکیه رفته بودیم خیلی‌ها فکر می‌کردند من روس یا آلمانی هستم. اینجا هم به برخی مشتریان چنین چیزی می‌گویم تا پول بیشتری به جیب بزنم.»

از او می‌پرسم که چه شد چنین کشش و حسی تبدیل به کسب و کارش شد؛ برای جواب دادن به این سوال خیلی مکث می‌کند. تا جایی که می‌دانم ثریا بعد از طلاقش معلم کنکور روانشناسی و ادبیات می‌شود (بخاطر تسلطی که روی این دروس داشته) و حتی با پارتی بازی مدتی کوتاه کارش به استادیاری دانشگاه هم می‌کشد. همه اینها در برهه زمانی کوتاه یکی دو ساله‌ای رخ می‌دهد و او در نهایت با ول کردن همه چیز؛ تبدیل به اربابی می‌شود که از مشتریان دختر و پسر و حتی زوجش! پول‌ می‌گیرد.

او مهمانی‌های زیرزمینی را تعریف می‌کند که در آن همه دوستانش حاضر می‌شوند و در آن از فرد ۱۸ ساله تا ۷۰ ساله وجود دارد: «بچه‌ها را به کامیونیتی خودمان راه نمی‌دهیم و برای این چیزها خط قرمز داریم.» وقتی صحبت از خط قرمز می‌کند به کلمه‌ قرمز نیز اشاره می‌کند که بین او و مشتری‌اش رد و بدل می‌شود و از آن به عنوان Safe World یاد می‌کند که لغتی است برای تعیین کردن حد و مرزی که بین او و مشتری‌اش باید صورت بگیرد.

او همچنین از خاطره مردی تعریف می‌کند که در خیابان ولیعصر گریه کنان به پایش افتاده و خواسته که او را ببخشد. این موضوعات بار دیگر برق عجیبی را در چشمانش به تصویر می‌کشد و حس می‌کنم با آدم بیماری طرف هستم؛ خودش البته شدیدا معتقد است که این یک نوع گرایش است و ربطی به بیماری ندارد و حتی برای این ادعایش به یک سری تحقیقات بین‌المللی استناد می‌کند. ثریا می‌گوید بحث عادت‌های جنسی (به بیان علمی‌تر فتیش) بحثی حتی جداست و این فعل و انفعالات یک جور گرایش است که در داخل آن فتیش هم وجود دارد.

فحشای تهران

مورد عجیب زندگی و کار ثریا صرفا در ماهیت کار او ختم نمی‌شود، خانه‌ای که در آن به صحبت نشستیم متعلق به او و دو زن دیگر است؛ یکی کارمند آژانس هواپیمایی و دیگری معلم زبان. هر دوی این بانوان از کار ثریا خبر دارند و با آن مشکلی ندارند، فقط تاکید کرده‌اند که او باید به تنهایی نصف اجاره خانه را بدهد و سهم دوبرابری برایش در نظر گرفتند چرا که خانه تبدیل به محل کارش شده و صبح تا عصر در دستان اوست: «اوایل مسخره می‌کردند ولی الان برخی اوقات زودتر که به خانه می‌آیند هنوز مشتری اینجاست و به شوخی و خنده با من همراهی می‌کنند تا فرد را هدایت و کنترل کنیم. هیچ گونه رابطه جنسی در این بین رخ نمی‌دهد و برای همین هر دو همخانه‌ام با من راه آمدند. جمعه‌ها هم پسرم پیشم می‌آید و با هم تفریح می‌کنیم.»

ثریا همین الان هم پول این را دارد که از این خانه جدا شود و مستقل زندگی کند ولی ترجیح می‌دهد با همخانه‌هایش که حالا تبدیل به دوستانش شدند باشد؛ چرا که به قول خودش حوصله آشپزی و این حرف‌ها را ندارد و این کارها را آنها انجام می‌دهند: «انگار زورگو بودن به همه جای زندگیم سرایت کرده.»

می‌گوید هیچ نیازی نداشته که در به در دنبال مشتریان بگردد چرا که بعد از آشنایی با نگار وارد این سیستم شده و و جامعه محدود BDSM در کشور را کشف کرده است؛ جامعه‌ای که به گفته او در میان خیلی از قشرها وجود دارد و خودش به شخصه هنرمندانی را می‌شناسد که با همین گرایشات زندگی می‌کنند. او البته اسم آنها را به من نمی‌گوید ولی تاکید می‌کند که در زمینه نویسندگی و کارگردانی افراد شناسی هستند و وسایل مجهزی هم برای انجام این کارها دارند. ثریا خودش وسایلی را از ترکیه خریده و با هزار فوت و فن وارد کشور کرده و با آنها کار می‌کند. او با نگار به مهمانی‌هایی رفته که در آنجا افرادی مثل خودشان حضور داشتند و در همانجا توانسته با چندین نفر آشنا شود و آنها در ازای پرداخت پول و یا خرید مایحتاج زندگی تبدیل به مشتری او شوند.

فحشای تهران

ثریا می‌گوید که افرادی از شهرستان‌ها هم به صورت تلفنی در اختیار او هستند؛ به دختری در تبریز اشاره می‌کند که خودش را در طول روز به خواست ثریا در یک قفس محبوس کرده و دانشجوی فوق لیسانس معماری است. کارهایی که ثریا با این افراد انجام می‌دهد در مخیله‌ام نمی‌گنجد، خودش می‌گوید که حرفه‌اش علم و دانش بالایی می‌خواهد و چیز بچه بازی نیست. می‌گوید کنترل روح و ذهن آدمها کار اوست و قبل از هر اتفاقی هم صیغه محرمیت می‌خواند که مشکل شرعی در کار نباشد. تسلط قوی به مسائل فقهی در این زمینه ندارم که بتوانم از این حیث با او وارد بحث و جدل شوم. در حقیقت فکر نمی‌کردم صحبت به اینجا کشیده شود و خودم را سرزنش می‌کنم که چرا زودتر به فکرم نیفتاده بود که درباره این مساله پرس و جو کنم و بعد به سراغ او بیایم. بحث را عوض می‌کنم و از او درباره مشتریانش می‌پرسم؛ خوشش نمی‌آید و می‌گوید: «گفتگو را من کنترل می‌کنم، نه شما.» گیر بد کسی افتاده‌ام!

در نهایت بعد از گذشت چند دقیقه بگو مگو که به گفته خودش مدتهاست کسی جرات ندارد این کار را با او انجام دهد، راضی می‌شود که حرف‌هایمان را ادامه دهیم. در خلال همین یکی به دو متوجه میشوم نامش را به دروغ ثریا گذاشته و بیشتر به توهم ملکه پنداری اش پی می‌برم.او ادامه میدهد:

«مشتریان من افراد تحصیلکرده‌ای هستند. برخی از آنها از سمت دوستان به من معرفی می‌شوند و من قبلش با آنها تلفنی حرف می‌زنم و از زندگی‌شان می‌پرسم. عکس‌هایشان را می‌گیرم و آنها را می‌بینم که مبادا آشنا نباشند. بیشتر پسران جوان تمایل به دیدنم دارند و چندباری هم پسران نوجوان را قبول کردم که متوجه شدم آنها دنبال چیز دیگری هستند و صرفا از روی یک سری فیلم مسخره برای خودشان فانتزی ساختند. زوج‌ها و دختران هم گهگاه مشتریانم هستند ولی معمولا به دردسرشان نمی‌ارزد و در صورت پرداخت پول خوب حاضر هستم با آنها ارتباط بگیرم.»

فحشای تهران

می‌دانم که زوج و دختر جوان با آن بحث شرعی که پیش کشیده بود منافات دارد ولی از طرفی می‌دانم مطرح کردن آن در اینجا کار را به آخر خط می‌کشاند؛ ضمن اینکه وقتی که به من و دوستم داده تمام شده و باید کم کم از قلمرو این ملکه برویم چرا که یک مشتری در راه است. ثریا زندگی عجیبی دارد و آنطور که خودش می‌گوید نشانه‌های سادیست و مازوخیست را در دوران کودکی نداشته اما همیشه زورگو بوده و خودش فکر می‌کرده این زورگویی در حقیقت لجبازی است: «این دو صفت را با یکدیگر اشتباه گرفته بودم.» او در قلمروی تاریکی زندگی می‌کند که به خیال خودش در آن روشنایی جریان دارد. به گفته خودش به آینده امیدوار است و در آستانه چهل سالگی خودش را از نو پیدا کرده است. ثریا مانند ملکه‌ای می‌ماند که قرص‌های توهم‌زا مصرف کرده و در خودش غرق می‌شود و با وجود دست و پا زدن، فکر می‌کند که در حال شنا رو به جلو است. او عشق را در التماس و خواهش و ضجه فردی می‌بیند که او را برای لحظاتی می‌پرستد و باور دارد که ترس از معشوق یعنی اسانس اصل و ناب عشق و آن را به ترس انسان از خداوند هم ربط می‌دهد. تفاسیری که از روش زندگی‌اش دارد عجیب است و گاه شبیه کفر می‌شود و گاه ژست روشنفکری می‌گیرد ولی در هیچ زمانی رنگ و بوی منطق به خود نمی‌گیرند. او را پشت در خانه کوچکش، پیش رویاهای کوچکش تنها می‌گذارم و تصمیم می‌گیرم کمتر لجبازی کنم، مبادا وقتی هم سن و سال ثریا و دوستانش شوم چنین افکاری به سرم بیاید!

بیشتر بخوانید:

دلبرکان غمگین شهر من، روسپی‌های تهران چه می‌گویند؟ [بخش اول]

دلبرکان غمگین شهر من، روسپی‌ های تهران چه می‌گویند؟ [بخش دوم]

دلبرکان غمگین شهر من، روسپی‌ های تهران چه می‌گویند؟ [بخش سوم]

دلبرکان غمگین شهر من، روسپی‌ های تهران چه می‌گویند؟ [بخش چهارم]

نوشته دلبرکان غمگین تهران؛ بازی تاج و تخت در قصر پوشالی ملکه ثریا اولین بار در روزیاتو پدیدار شد.

رونمایی از مدل مفهومی «جف بیزوس» برای ساخت جوامع خودمحور و خودکفا در فضا

۲۶ اردیبهشت ۱۳۹۸
490 views
بدون نظر

هفته قبل جف بیزوس، مدیرعامل کمپانی آمازون، در نهایت از ماه نوردی که توسط کمپانی هوافضای او در سال های اخیر در خفا روی آن کار کرده بود رونمایی کرد و در ادامه از برنامه خود برای انتقال انسان ها به ماه برای اسکان در آن سخن گفت. و در این فرآیند او همچنین در مورد ایده جاه طلبانه خود برای مسکونی کردن فضا صحبت کرد. این ماه نورد ساخته شده بر اساس یک نسخه مفهومی که چند دهه قبل توسط فیزیکیدانی به نام جرارد اونیل- همان فیزیکدانی که جف بیزوس خود در طول تحصیلش در دانشگاه پرینستون شاگرد او بود- ارائه شده و به ادعای موسس کمپانی هوافضای Blue Origin می توانید نوید بخش ایجاد زیستگاه های انسانی خودکفا و خودمحور باشد که می تواند یک شهر کامل، مناطق کشاورزی و حتی پارک های ملی در فضا باشد.

زندگی در فضا با جف بیزوس

اگر چه چنین ایده ای برای آینده نزدیک بسیار دور از دسترس به نظر می رسد اما به گفته جف بیزوس در صورت مواجهه با کاهش شدید منابع روی کره زمین، تغییر رویکرد برای اقامت در فضا «انتخابی ساده» خواهد بود. این اقامتگاه های فضایی که یادآور فیلم «بین ستاره ای» (Interstellar) هستند، می توانند در فاصله ای نزدیک به زمین ساخته شده که مردم بتوانند به طور دائم بین این دو در سفر باشند و به گفته بیزوس می توانند «هر کدام یک میلیون یا بیشتر انسان» را در خود جای دهند، شهرهایی فضایی که «همواره ایده آل ترین آب و هوا را دارند، شبیه آنچه که ماوی ها [مردمان فرازمینی فیلم آواتار] در بهترین روزهای خود داشتند».

زندگی در فضا با جف بیزوس

جف بیزوس در جریان این مراسم خصوصی که در ۹ می در واشنگتن دی سی برگزار شد چنین گفت: «ما باید انتخاب کنیم، آیا سکون و سهمیه بندی را می خواهیم یا پویایی و رشد را؟ انتخاب ساده ای است. می دانیم تنها چیزی که می خواهیم این است که سرمان شلوغ باشد. اگر آن بیرون در منظومه شمسی باشیم می توانیم یک تریلیون انسان را در منظومه شمسی داشته باشیم که بدین معناست که هزاران موتزارت و هزاران انیشتین خواهیم داشت. تمدن بسیار فوق العاده ای خواهد بود».

بیشتر بخوانید: میلیاردرها و سلبریتی های ثروتمند جهان هر ساعت چقدر پول درمی آورند؟

زندگی در فضا با جف بیزوس

این ایده برای اولین بار در دهه ۱۹۷۰ توسط اونیل مطرح شده که بر اساس مدل مفهومی او، جوامع انسانی ساخته شده در فضا نیز چرخیده تا نوعی جاذبه مصنوعی بر اساس نیروی گریز از مرکز ایجاد شود. بیزوس در ادامه صحبت هایش می گوید: «این ها ساختارهای بسیار بزرگی خواهند بود. به طول مایل ها و هر کدام یک میلیون یا بیشتر انسان را در خود جای خواهند داد. برخی از آن ها بسیار تفریح محور خواهند بود، همه آن ها لازم نیست که همین جاذبه را داشته باشند، آن ها می توانند این خاصیت تفریحی را داشته باشند که جاذبه صفر را طوری نگه دارند که بتوانید با بال های خودتان پرواز کنید».

زندگی در فضا با جف بیزوس

به باور جف بیزوس، این زیستگاه های انسانی می توانند نمونه ای مشابه شهرهای زمینی باشند یا معماری آینده نگرانه آن ها از کوچکترین مفاهیم آغاز شود. همچنین در این جوامع انسانی در فضا دیگر نه از باران خبری هست نه از طوفان و نه زلزله. بیزوس در ادامه می گوید: «این جوامع زیبا خواهند بود، مردم از زندگی در این جاها خوششان خواهد آمد. و می توانند نزدیک زمین باشند به طوری که بتوانید برگردید که البته بسیار مهم است زیرا مردم خواهند خواست که به زمین بازگردند.

زندگی در فضا با جف بیزوس

آن ها نخواهند خواست که برای همیشه زمین را ترک کنند. همچنین آن ها بین آن ها رفت و آمد خواهند کرد». به گفته بیزوس، سفری بین کلونی های فضایی مختلف به سادگی «یک سفر روزانه» خواهد بود. اما قبل از محقق شدن این ایده هنوز راه زیادی وجود دارد که باید بپیماییم. به گفته بیزوس: «این کار مدت زمان زیادی طول خواهد کشید، این یک رویای بزرگ است. هزینه پذیرش انجام کارهای جذاب در فضا در شرایط کنونی بسیار بالاست».

جف بیزوس و سفر به ماه

در حالی که این مراسم با رونمایی از تصاویر مفهومی دقیق اقامتگاه های خودکفای فضایی، با فضاهای سرسبز و خانه های آینده نگرانه در درون دیوارهای آن آغاز شد اما ستاره صحبت های مشخص شد که فاصله بسیار کمتری با خانه خودمان دارد، ماه. روی صحنه، بیزوس از مدلی بزرگ رونمایی کرد که اولین ماه نورد کمپانی او با نام «ماه آبی» (Blue Moon) خواهد بود. جف بیزوس درباره این ماه نورد نیز چنین گفته است: «این یک وسیله فوق العاده است و قرار است به ماه برود».

زندگی در فضا با جف بیزوس

بر اساس صحبت های بیزوس، این ماه نورد در سه سال اخیر در حال طراحی و توسعه بوده و قرار است که در سال ۲۰۲۴ با تعدادی سرنشین روی ماه فرود بیاید، برنامه ای که با گفته های مایک پنس، معاون رییس جمهور ایالات متحده همخوانی دارد. سفر این ماه نورد به ماه می تواند گامی مهم و سنگ بنای اقامت انسان در ماه و دیگر اهداف فضایی عمیق تر است.

بیشتر بخوانید: رابطه عاشقانه «جف بیزوس» با «لورن سانچز» که باعث جدایی مالک آمازون از «مکنزی» شد

نوشته رونمایی از مدل مفهومی «جف بیزوس» برای ساخت جوامع خودمحور و خودکفا در فضا اولین بار در روزیاتو پدیدار شد.