این سایت در ستاد ساماندهی ثبت شده و تابع قوانین جمهوری اسلامی میباشد

«عروس دریایی»؛ حقایقی شگفت انگیز درباره خطرناک ترین موجود آبزی دنیا

۱ تیر ۱۳۹۸
385 views
بدون نظر

دنیای زیر آب مملوء از موجودات شگفت انگیز است. اما عروس دریایی که به چتر دریایی هم مشهور است، بدون شک یکی از زیباترین و شگفت انگیزترین موجودات آبزی به شمار می رود و با آن ظاهر ظریف و خیال انگیزش بی جهت نیست که از آن به عنوان «عروس دریا» یاد می کنیم. این زیبارویان آبزی نه مغز دارند، نه قلب و نه حتی چشم، اما یکی از خطرناک ترین موجودات دنیا به شمار می روند. در ادامه به چند حقیقت جالب و خواندنی درباره ی این موجودات منحصر به فرد خواهیم پرداخت.

۱- یک نوع عروس دریایی وجود دارد که می تواند یک انسان بالغ را از پای درآورد

حقایقی درباره عروس دریایی

عروس های دریایی جعبه ای (box jellyfish) را خطرناک ترین موجود آبزی دنیا می دانند. این عروس دریایی شکلی مکعب مانند دارد و معمولاً در آب های اطراف استرالیا و هند-اقیانوسیه یافت می شود. بازوهای این موجود پوشیده از نیش هایی سمی است. فقط چند گونه از عروس های دریایی هستند که نیش آن ها برای انسان ها کشنده است اما نیش این موجودات می تواند ایست قلبی یا مرگ فرد را تنها در عرض چند دقیقه به دنبال داشته باشد.

۲- بدن عروس های دریایی تقریباً به طور کامل از آب تشکیل شده

تنها حدود ۵ درصد از بدن عروس های دریایی از پروتئین های ساختاری، ماهیچه و سلول های عصبی ساخته شده و ۹۵ درصد آن را آب تشکیل می دهد. جهت مقایسه، خوب است بدانید که بدن انسان ها تا ۶۰ درصد از آب تشکیل شده.

۳- ادرار کردن روی جای نیش عروس های دریایی تأثیری در تسکین درد ندارد

یک باور رایج این است که اگر کسی را عروسی دریایی نیش بزند، کس دیگری با ادرار کردن روی جای نیش می تواند درد آن را تسکین دهد. اما این باور کاملاً اشتباه است. به گفته ی کارشناسان، اگر عروسی دریایی ای شما را نیش زد، بهترین کار این است که با دقت و احتیاط همه ی نیش هایش را با موچین از پوست تان جدا کنید و محل نیش را در آب داغ فرو ببرید. اگر بدن فرد واکنش شدیدی به نیش نشان دهد یا فرد بیهوش شود، فوراً باید او را به پزشک برسانید.

۴- عروس های دریایی ماهی نیستند

عروس های دریایی نوعی ماهی نیستند. ماهی ها موجوداتی مهره دار هستند که در آب زندگی می کنند و از طریق آبشش هایشان تنفس می کنند. اما عروس های دریایی جزء موجودات بی مهره هستند، به این معنی که هیچ ستون فقراتی ندارند و اکسیژن درون آب را از طریق پوست شان جذب می کنند.

۵- بیشتر از ۶۰ هزار عروس دریایی در فضا وجود داشته

در سال ۱۹۹۱، بیشتر از ۲ هزار پولیپ عروس دریایی درون یک سفینه ی فضایی به فضا فرستاده شدند تا نحوه ی واکنش آن ها در محیط بی جاذبه مورد آزمایش قرار گیرد. این عروس های دریایی در فضا تولید مثل کردند و از آن ها بیشتر از ۶۰ هزار عروس دریایی دیگر به وجود آمد، اما عروس های دریایی ای که در فضا پرورش یافته بودند بعد از بازگشت به زمین، عملکرد درستی نداشتند.

۶- بیشتر از ۲۵ نوع عروس دریایی خوراکی وجود دارد

از این عروس های دریایی در تهیه ی سالاد یا ترشی استفاده می شود و بعضی افراد که تجربه ی خوردن این موجودات را داشته اند می گویند که عروس های دریایی مزه ای شور دارند و از نظر قوام، شبیه به رشته های نودل هستند.

۷- یک نوع از عروس دریایی را نامیرا می دانند

عروس های دریایی Turritopsis dohrnii را نامیرا می دانند، چون می توانند دوباره به یک کلونی پولیپ (موجودات زنده ی تک ژنومی) تبدیل شوند. با سپری شدن سال های عمر عروس دریایی، این موجود در نهایت در کف دریا آرام می گیرد و تبدیل به پولیپ می شود. این پولیپ ها تخم ریزی می کنند و از آن ها عروس های دریایی جدیدی به وجود می آید که از نظر ژنتیکی یکسان هستند.

عروس های دریایی Turritopsis dohrnii اگر صدمه ببینند یا گرسنه بمانند، هر زمان که اراده کنند می توانند تبدیل به پولیپ شوند و در نهایت عروس دریایی ای جدید و یکسان از نظر ژنتیکی تولید می کنند.

۸- عروس های دریایی را در همه ی اقیانوس ها می توان پیدا کرد

از آنجایی که عروس های دریایی جریان های آبی اقیانوس را دنبال می کنند، آن ها را در هر نوع اقیانوسی می توان پیدا کرد. این موجودات هم در آب های گرم مناطق استوایی می توانند رشد کنند و هم در آب های سرد مناطق شمالی کره زمین. عروس های دریایی در انتهای اقیانوس و در نزدیکی سطح آب رؤیت شده اند.

۹- یک فسیل ۵۰۵ میلیون ساله وجود دارد که نشان می دهد عروس های دریایی از قبل از دایناسورها وجود داشته اند

از آنجایی که عروس های دریایی هیچ استخوانی ندارد، سخت می توان از عروس های دریایی دوران باستان، فسیل پیدا کرد. اما در سال ۲۰۰۷، یک فسیل عروس دریایی حفظ شده در ایالت یوتای آمریکا کشف شد که قدمت آن را بیشتر از ۵۰۵ میلیون سال می دانند. این درحالی است که دایناسورها از حدود ۲۴۵ میلیون تا ۶۶ میلیون سال قبل بر روی کره زمین زندگی می کردند، یعنی عروس های دریایی دست کم از ۲۵۰ میلیون سال قبل از دایناسورها وجود داشته اند.

۱۰- عروس های دریایی از دیگر موجودات آبزی تغذیه می کنند

عروس های دریایی معمولاً از گیاهان کوچک، میگوها یا ماهی ها تغذیه می کنند. این موجودات با استفاده از بازوهایشان شکار خود را قبل از خوردن آن بیهوش می کنند.

۱۱- بعضی از گونه های عروس دریایی زیست تاب هستند

موجودات زیست تاب آن هایی هستند که از خود نور تولید می کنند. بعضی عروس های دریایی هم این قابلیت را دارند و یک نور درونی تولید می کنند.

نوشته «عروس دریایی»؛ حقایقی شگفت انگیز درباره خطرناک ترین موجود آبزی دنیا اولین بار در روزیاتو پدیدار شد.

عیاشی، مواد مخدر و فوتبال؛ فیلم مستند «دیگو مارادونا» در مورد دوران زندگی در ناپل

۱ تیر ۱۳۹۸
411 views
بدون نظر

پسر پذیرفته نشده آرژانتینی با عکس هایی همراه با مافیا و مصرف فراوان کوکائین: باورنکردنی است که دیگو مارادونا، اعجوبه دنیای فوتبال آرژانتین و جهان فرصتی برای تبدیل شدن به بهترین فوتبالیست نسل خودش یافت. اما هنوز هم، در مدت ۷ سال حضورش در تیم ناپولی، مارادونا موفق شد تیم بی نام و نشان باشگاهی را نه یک بلکه دو بار به مقام قهرمانی کشور رسانده، همراه با آرژانتین قهرمان جام جهانی شده و ۴ سال بعد حتی نزدیک بود که از این عنوان نیز دفاع نماید. او فوتبالیستی بود که شاید مشهورترین و بدنام ترین گل تاریخ فوتبال را در یک مسابقه به ثمر رسانده است. مارادونا برای بسیاری از مردم ناپل و آرژانتین خدا بود.

دیگو مارادونا

اما یا قهرمان می میرید یا آن قدر زندگی می کنید که خود را در قالب یک شخصیت شرور می بینید. این همان اتفاقی بود که در مورد دیگو مارادونا رخ داد و زندگی شخصی نابسامانش، تلاش ها و موفقیت او در درون زمین را تحت تاثیر قرار داد. اکنون بعد از دهه ها دشمنی و دوری کردن از مردم، این افسانه آرژانتینی داستان زندگی خود را بازگو کرده تا گفتمان خود را در اذهان عموم مردم ثبت نماید. آصف کاپادیا مستند ساز بریتانیایی برنده جایزه اسکار، فیلمی در مورد مدت زمان حضور ستاره آرژانتینی در شهر جنوبی ایتالیا، ناپل، ساخته که علیرغم زیبایی هایش به نظر می رسد که چهره ای ملایم تر از واقعیت این بازیکن افسانه ای در طول دوران حضورش در ناپولی ارائه داده است.

فیلمی اعترافی

دیگو مارادونا

از لحاظ بصری، این فیلم مستند با عنوان «دیگو مارادونا» به طور کامل بر اساس ویدیوهای آرشیوی مستند و بیشتر آن از ۵۰۰ ساعت گنجینه ویدیویی که توسط خورخه سیترزپیلر، مدیر برنامه های آن دوران دیگو مارادونا، در دهه ۸۰ برای ساخته یک مستند ناتمام گرفته شده بود می آید. مارادونای هوسباز و دمدمی مزاج نیز روی این تصاویری ویدیویی قدیمی حرف می زند، گفته هایی که توسط کاپادیا در خانه اش ضبط شده است. تصویری که کاپادیا در این فیلم از مارادونا ارائه می دهد مردی است که برای فروتنی تلاش می کند اما برای پیدا کردن آرامش در زندگی که با بی پروایی و بدون احساس شرمندگی داشته با مشکل مواجه می شود.

دیگو مارادونا

آصف کاپادیا در کنار مارادونا

دانیل آرکوچی، دوست و زندگینامه نویس مارادونا درباره این فیلم چنین گفته است: «[کاپادیا] به اعترافاتی دست یافته که من حتی پس از دنبال کردن او برای ۳۰ سال به عنوان روزنامه نگار نیز به آن دست نیافته بودم». به گفته او، مارادونا این اعترافات «را به شکلی بسیار ناپخته انجام می دهد که هیچگاه از او انتظار نداشتم». مصاحبه کاپادیا با مارادونا او را به یک قلمرو جدید می برد: هر دو نفری که او تاکنون در مورد آن ها فیلم مستند ساخته، آیرتون سنا و ایمی واینهاوس، قبل از شروع تولید فیلم درگذشته بودند.

دیگو مارادونا

کاپادیا خود در این باره چنین گفته است: «امیدوار بودم که بتوانم به زندگی گذشته او نگاه کوتاهی داشته باشم و بتوانم آن را زمانی که هنوز زنده است برایش به نمایش بگذارم، برای او که بتواند برخی از انتخاب های خاصی که کرده بود را مورد ارزیابی مجدد قرار دهد». دیگو آرماندو مارادونا که در سال ۱۹۶۰ در منطقه ویا فیوریتو در بوئنوس آیرس، آرژانتین به دنیا آمد در قالب صحبت های فرناندو سیگورینی، مربی سابق بدنسازی اش، یک «پسربچه کمی سیاه از یک محله زاغه نشین» بود.

دیگو مارادونا

به گفته خود دیگو مارادونا، فوتبال «رستگاری من بود». فوتبال در شرایطی که او در سلسله مراتب فوتبال تیم های آرژانتینیوس جونیورز و بوکا جونیورز رشد می کرد و بالا می رفت، این ورزش بود که مارادونا و خانواده اش را از فقر نجات داد تا اینکه در رقمی که نقل و انتقالات دنیای فوتبال را شکست با رقمی خیره کننده در آن دوران در سال ۱۹۸۲ به تیم بارسلونا پیوست. با توجه به یک مصدومیت بد و بیماری که برای مدت طولانی گریبانگیر وی شد، پس از دو فصل حضور در بارسلونا، به گفته مارادونا «هیچ تیم دیگری در جهان نبود که مرا بخرد». اینجا بود که تیم ناپولی وارد میدان شد، تیمی که یکی از تیم های معمولی سری آ ایتالیا به شمار می رفت و به گفته یک مجری خبری «فقیرترین شهر ایتالیا گرانقیمت ترین بازیکن جهان را خرید».

بیشتر بخوانید: گشت و گذاری در زندگی خصوصی اسطوره فوتبال آرژانتین، دیه گو آرماندو مارادونا

مافیای کامورا

دیگو مارادونا

ناپل و مارادونا از لحاط طبیعت با هم اشتراکات زیادی داشتند. این بازیکن با لقب خشن «آفریقایی ها»ی ایتالیا از مردم این شهر یاد می کند. هر دو بی نظم بوده و زندگی سختی داشتند اما همزمان هر دو بسیار پر شور بودند، شاید بیش از حد نیاز. مارادونا در مورد خیانتش می گوید: «من قدیس نبودم». در حالی که سبک فوتبال او در مسابقات جام جهانی ۱۹۸۶ مکزیک چشم همه را خیره کرده بود، کریستینا سیناگارا، معشوقه مارادونا، در حالی که به یک نوزاد پسر به نام دیگو آرماندو مارادونا سیناگارا باردار بود به ایتالیا بازگشت، نوزادی که مارادونا از پذیرفتن پدری او سرباز زد و تا سال ۲۰۰۳ با او دیدار نداشت.

دیگو مارادونا

در فیلم کاپادیا، همچنین به تماس های مارادونا با خانواده مافیای ناپل که با نام کامورا شناخته می شدند اشاره می شود، تصاویری از او در حال لبخند زدن در کنار افراد این خانواده توسط کاپادیا در فیلم گنجانده شده است. استفانو سچی، نماینده مارادونا می گوید که او می تواند «قاطعانه تایید نماید که دیگو مارادونا هیچ مشارکتی با خانواده ناپلی کامورا نداشته و هرگز در دادگاه به خاطر حمایت از عضای خانواده مافیایی کامورا در ناپل محکوم نشده است». به گفته او، این تصاویر، در روزگاری گرفته شده که «دیگو دست نیافتنی ترین شخص در ناپل بود» و به عنوان طرفداران تیم ناپولی، «خانواده بسیار قدرتمند کامورا در ناپل، در چندین مورد در تلاش برای گرفتن عکس با مارادونا او را به چندین جشن تولد خانوادگی خود دعوت کردند». همراه با جادوگری مارادونا در داخل زمین، مصرف الکل و مواد مخدر نیز آغاز شد.

دیگو مارادونا

دیگو مارادونا خود در مورد اولین تجربه مصرف کوکائینش که در مدت زمان حضورش در تیم بارسلونا رخ داد می گوید: «یک بست و فکر می کردم سوپرمن هستم». به عنوان بازیکن ناپولی در اوج دوران اعتیادش به کوکائین، مارادونا از یکشنبه تا چهارشنبه خوشگذرانی می کرد. او می گوید که در این مدت به خانه باز می گشته و برای پنهان کردن اعتیاد خود از دختران تازه به دنیا آمده اش، خود را در دستشویی حبس می کرد.

شیطان در ناپل زندگی می کند

دیگو مارادونا

اما تاج زمانی از سر شاهزاده ناپل افتاد که او دل ایتالیایی ها را شکست و آن زمانی اتفاق افتاد که در مسابقات جام جهانی ۱۹۹۰، مارادونا در مسابقه نیمه نهایی با یک ضربه پنالتی که گل کرد حکم خروج میزبانان خود از جام را امضا نمود. یکی از روزنامه های ایتالیا در آن روزها چنین نوشت: «شیطان در ناپل زندگی می کند». یکی از طرفداران سرسخت ناپولی در فیلم می گوید: «هنوز هم از دیگو ناراحتم». سقوط دیگو مارادونا در ناپولی بسیار سریع اتفاق افتاد و او در برابر رسانه هایی که اعتیادش به مواد مخدر را در بوق و کرنا کرده بودند بی دفاع بود. بعد از آزمایش مثبت مصرف مواد مخدر در سال ۱۹۹۱، مارادونا به ۱۵ ماه محرومیت از فعالیت های فوتبالی محکوم شد.

دیگو مارادونا

اما این پایان کار نبود و افسانه آرژانتینی با یک گل زیبا در مقابل یونان در جام جهانی ۱۹۹۴ بار دیگر دل همگان را برد اما همان سال بار دیگر تست مصرف مواد مخدرش مثبت اعلام شد و مارادونا دیگر نتوانست فرم قبلی خود در میدان را بدست آورد. سینگورینی در این باره می گوید: «او به شکلی مورد استفاده دیگران قرار گرفت، شبیه این است که شما در حال باز کردن یک مسیر در دل جنگل هستید: اولین نفر کسی است که با تمامی خطرات مواجه می شود، پس از آن برای دیگران راه باز شده است». در واقع مارادونا اولین بازیکن مشهوری بود که پای در این مسیر بی سرانجام گذاشته بود و دیگر فوتبالیست ها از سرگذشت او درس گرفتند.

دیگو مارادونا

به نظر می رسد که پس از سال ها، اکنون دیگو مارادونا در حال صلح کردن با جهان و زخم هایش در مسیر التیام قرار دارند. در هنگام نوشتن این مطلب، به ادعای کاپادیا، مارادونا هنوز فیلم او را ندیده است. کاپادیا می گوید که واکنش مارادونا به او بسیار متفاوت از تمام مصاحبه هایی بوده که وی در سال های اخیر داشته است. اگر چه به گفته کاپادیا، مارادونا به بسیاری از سوال های مهم و جنجالی او در این مستند جواب های مفهوم و مرتبطی نداده اما دیدگاه مثبت این بازیکن افسانه ای به سوالات کاپادیا و سبک رفتاری او به عنوان یک روزنامه نگار را می توان در این جمله یافت: «دستکم تو این قدرت را داشتی که آن سوال ها را رو در رو از من بپرسی، نه شبیه اغلب روزنامه نگارانی که این کار را پشت سر من می کردند». فیلم مستند «دیگو مارادونا» در جشنواره کن ۲۰۱۹ به نمایش درآمد و مارادونا به دلیل مشکلات جسمی نتوانست در این جشنواره حضور یابد.

دیگو مارادونا

دیگو مارادونا در سن ۵۸ سالگی تقریباً هیچ غضروفی در زانوی خود به خاطر بیماری حاد تورم مفاصل ندارد و همواره با یک عصا دیده می شود. او اکنون سرمربی تیم مکزیکی دورادوس در دسته دوم لیگ فوتبال مکزیک است. بازیکن افسانه ای تیم ملی آرژانتین بعد از کنار رفتن از سرمربیگری تیم ملی کشورش در سال ۲۰۱۰ و در ۸ سال اخیر تنها دو تجربه مربیگری کوتاه داشته است: مربی تیم الوصل و فجیره در امارات متحده عربی. تیم او شرایط خوبی دارد و تنها با دو برد دیگر می تواند به سطح اول فوتبال مکزیک بیاید. زمانی که مارادونا به تیم دورادوس پیوست این تیم در مکان هفتم جدول قرار داشته و هشت مسابقه پیاپی بود که برنده نشده بود.

دیگو مارادونا

با انتصاب دیگو مارادونا به عنوان سرمربی تیم، دورادوس یک برد و یک باخت را در دو مسابقه اول کسب کرد و سپس به رکورد ۹ مسابه بدون شکست پیاپی دست یافت و اکنون تنها موفقیت در دو مسابقه رفت و برگشت برابر تیم اتلتیکو سن لوییس کافی است که تیم مارادونا بتواند به سطح اول فوتبال مکزیک وارد شود.

بیشتر بخوانید: ۶ بازیکن برتر و افسانه ای تاریخ فوتبال که هیچگاه در جام جهانی بازی نکردند

نوشته عیاشی، مواد مخدر و فوتبال؛ فیلم مستند «دیگو مارادونا» در مورد دوران زندگی در ناپل اولین بار در روزیاتو پدیدار شد.

مدلهای مختلف سفر از کیش تا مشهد ، متنوع تر سفر کنید!

۱ تیر ۱۳۹۸
284 views
بدون نظر

امروز روش های بسیار متنوعی برای گشت و گذار و مسافرت به شهرهای مختلف داخلی و خارجی وجود دارد که در روش طی مسیر رسیدن به مقصد و نوع اقامت متفاوت است.

آژانس های مسافرتی و سایت های مختلف هر کدام بسته به روحیات و بودجه مسافران این تورهای مسافرتی را در قالب پکیج های مختلف ارائه میکنند. اما نکته ای که طی سال های اخیر بیشتر از همه توجه مردم را جلب کرده است ارائه انواع خدمات مسافرتی بصورت آنلاین است.

پرطرفدار ترین روش های طی مسیر سفر برای ایرانیان کدام است؟

  1. سفر با خودرو شخصی
  2. اتوبوس
  3. قطار
  4. هواپیما
  5. کشتی کروز

پیمودن سفر با دوچرخه و موتورسیکلت، خودرو های کاروان، هم مسیر شدن با خودرو های گذری، پیاده روی تا مقصد و حتی  سفر با هواپیمای شخصی هم جزو مدل هایی هستند که در کشور های دیگر بیشتر از ایران طرفدار دارد ولی البته در تمام دنیا درصد کمی از مردم اینگونه به مقصد سفر خود میرسند.

پرطرفدار ترین روش های اقامت در مقاصد سفر ایرانیان‌:

  1. لنگر انداختن در خانه دوست و فامیل !
  2. اجاره آپارتمان و ویلا
  3. کمپینگ در چادر های مسافرتی
  4. مسافرخانه
  5. رزرو هتل

همچنین کوچ سرفینگ و اقامت در خانه دوستان آنلاین و استراحت در خودروی کاروان نیز در دنیا بیشتر از ایران طرفدار دارد ولی کار هرکسی نیست و بیشتر برای مسافرت های مجردی مناسب است.

با نفوذ گسترده اینترنت، وب سایت های بسیاری در دنیا و در پی آن در ایران، شروع به ارائه خدمات آنلاین در حوزه گردشگری کردند که در این میان برخی از برند ها مانند (بوکینگ دات کام) و (ایر بی ان بی) و یا (تریپ‌ادوایزر) موفق تر عمل کردند و محبوب تر شدند.

اما همانطور که میدانید با توجه به اقدامات خاص برخی از مسئولان ایرانی و تبلیغات منفی دشمنان همیشه بسیارمان! برندهای بزرگ خارجی امکان فعالیت در کشورمان را ندارند زیرا اصولا توریستی به ایران نمی آید و ایران برای گردشگران خارجی کاملا ناشناخته است! درواقع احتمالا سفر به مریخ طرفدار بیشتری نسبت سفر به ایران دارد!

اما جوانان مستعد ایرانی که هنوز به خارج از کشور نرفته اند و برای کار در داخل هنوز هم کمی امید دارند از همین عدم فعالیت برندهای بین المللی در ایران استفاده کردند و طی سال های اخیر استارت آپ های ایرانی بسیاری برای دستیابی به بازار بزرگ و بکر صنعت گردشگری ایران سرمایه گذاری کردند که برخی به موفقیت های بزرگی هم دست پیدا کردند.

اکنون وب سایت های بسیاری به ارائه خدمات آنلاین به گردشگر ها میپردازند و ما میتوایم براحتی برای خرید آنلاین بلیط انواع وسایل نقلیه و رزرو آنلاین انواع اقامتگاه اقدام کنیم.

هنگامی که درباره مسافرت های داخلی در تعطیلات نوروز و تابستان صحبت میشود سواحل شمال کشور، مشهد، کیش، اصفهان، شیراز و تبریز جزو انتخاب های اول گردشگران هستند.

خرید تور های مسافرتی و رزرو بلیط هواپیما و هتل بیشتر برای سفر به شهرهایی که فاصله بیشتری تا شهر های پرجمعیت دارند طرفدار دارند که در این بین تور کیش لاکچری ترین تور داخلی محسوب میشود.  این جزیره زیبا و خاص به دلیل داشتن آب و هوای دلنشین و مکان های تفریحی از جاذبه های گردشگری ایران به حساب می آید. کسانی که اهل خوشگذرانی و تفریح های مهیج میباشند، میتوانند با سفر به کیش خاطراتی فراموش نشدنی را تجربه کنند .سواحل زیبا و مرجانی ، طبیعتی بکر ، شهرسازی و معماری زیبا ، وجود امکانات مناسب برای تفریحات دریایی مانند غواصی و .. همه وهمه نوید یک سفر مفرح را به مسافران تور کیش میدهد .

تور مشهد نیز محبوب ترین تور زیارتی است که عاشقان زیارت حرم امام هشتم را از داخل و خارج کشور جذب میکند.علاوه بر شور و شوق زیارت عوامل دیگری مانند وجود بناهای تاریخی مانند آرامگاه فردوسی و نادر شاه افشار ، جاذبه های طبیعی و همچنین مراکز خرید سنتی و مدرن نیز از سایر جذابیتهای این هر به شمار میروند .

برای آن دسته از مسافرینی که چمدانها را بسته و قصد سفر به این شهرها را دارند وب سایت های بسیاری وجود دارد که خدمات تور لحظه آخری کیش و مشهد یا قشم را ارائه میدهند.

به عنوان مثال یکی از سایت های معتبری که به کیفیت بالا در خدمات رزرو آنلاین بلیط کیش و مشهد و قیمت مناسب انواع خدمات گردشگری مشهور شده است وب سایت تخصصی “گروه تورهای کیش” است که حتی در نوع دامنه با سایر سایت ها متفاوت است و جزو معدود سایت هایی است که دامنه فارسی و تخصصی  دارد . گروه تورهای کیش به صورت تخصصی روزانه در بیش از ۱۸ ساعت پروازی اقدام به برگزاری تورهای کیش از تهران و سایر شهرهایی که به کیش پرواز مستقیم دارد مینماید . همچنین مسافرین این مجموعه میتوانند از بین تمامی هتل های کیش بدون محدودیت هتل مورد نظر خود را انتخاب نمایند که این تنوع ساعت پروازی و انتخاب محل اقامت موجب افزایش چشمگیر رضایت مندی مسافران این مجموعه گردیده .  سفر به شهرهای مختلف ایران

مسافران سواحل شمالی و شهرهای توریستی مثل اصفهان، شیراز و تبریز بیشتر ترجیح میدهند با خودرو شخصی سفر کنند و در ویلا، آپارتمان یا چادر های مسافرتی اقامت کنند.

اما بطور کلی در سبک زندگی ایرانیان مسافرت جایگاه ضعیف تری نسبت به کشورهای توسعه یافته دارد که البته در این مورد  نکته تاثیرگذار قیمت بالای تورهای مسافرتی است و بخش قابل توجهی از مردم از پس هزینه های سفر های هوایی و اقامت در هتل های باکیفیت بر نمی آیند.

اما بهتر است کمی متنوع تر عمل کنیم بطوری که بیشتر سفر کنیم ولی با هزینه کمتر.

تحقیقات نشان میدهد که مردم کشور هایی که نسبت به ایران شاد تر هستند بیشتر سفر میکنند اما با روش هایی که هزینه کمتری دارد!

برای آگاهی از تورهای متنوع کیش میتوانید به وب سایت گروه تورهای کیشwww.xn--pgboj2fl38c.net   مراجعه کنید و با کارشناسان این مجموعه در ارتباط باشید.

نوشته مدلهای مختلف سفر از کیش تا مشهد ، متنوع تر سفر کنید! اولین بار در روزیاتو پدیدار شد.

تمجید جهانی از شکار ۱۲۳ میلیون دلاری سپاه با موشک افسانه‌ای

۱ تیر ۱۳۹۸
287 views
بدون نظر

شکار فوق پیشرفته ترین پهپاد جاسوسی پنهان کار جهان که رسانه ها رقم ساخت آن را بیش از ۱۲۳ میلیون دلار اعلام کرده اند، جهان را در حیرت فرو برد. در صدر حیرت کنندگان، تئوریسین ها و نخبگان نظامی ارتش ایالات متحده آمریکا هستند که در باورشان نمیگنجید که غول آهنی پنهان کار فوق پیشرفته، در ظلمات شب، در تور پدافند هوایی تیزبین نیروی هوافضا سپاه پاسداران قرار گرفته و با یک موشک سرنگون شود.

ارتش آمریکا، ساعاتی پیش از انتشار اطلاعیه سپاه، همچون رویه قبل که در شکار آر کیو ۱۷۰ واسکن ایگل هم دیده بودیم، با انتشار اطلاعات ضد و نقیض، قصد در انحراف افکار عمومی داشت. تا این که بالاخره با صدور بیانیه ای، سرنگونی این پرونده بدون سرنشین را اعلام و حتی فیلم زمان سرنگونی را منتشر کرد.

اسپوتنیک روسیه اعلام کرد که موشکی که این غول پنهان کار را شکار کرده است، احتمالا فوق سری ترین موشک جهان باشد که اکنون در اختیار سپاه ایران است و جزییاتی از آن در دسترس نیست. اسپوتنیک از این موشک، به عنوان موشک افسانه ای ایرانی ها یاد کرد.

سامانه پدافندی سوم خرداد، یک سامانه پدافند موشکی با قابلیت تحرک بالا است که در سال ۱۳۹۳ توسط نیروی هوافضای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی رونمایی شد. مقابله با هواپیماهای تاکتیکی و استراتژیک، بالگرد، موشک های کروز و پهپاد از جمله ماموریت‌های این سامانه است که می تواند در شرایط جنگ الکترونیک نیز به خوبی اهداف خود را سرنگون کند

طلا و نفت پس از این شکار شگفت انگیز افزایش یافت و ترامپ، رئیس جمهوری محافظه کار آمریکا که در نخستین روزهای کارزار انتخاباتی برای دور دوم به سر می برد، با توییتی آن را اشتباه بزرگ ایران خواند اما ساعاتی بعد، نشست او با اعضای کابینه درباره اتخاذ موضعی علیه ایران، بی نتیجه پایان یافت که با طنز کاربران ایرانی در شبکه های اجتماعی همراه شد.

روابط عمومی کل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در اطلاعیه‌ای اعلام کرده بود که ، در نخستین ساعات بامداد امروز (پنجشنبه ۳۰ خرداد) یک فروند پهپاد جاسوسی گلوبال هاوک آمریکا بعد از تجاوز به حریم سرزمینی جمهوری اسلامی ایران در منطقه روبروی کوه مبارک استان هرمزگان، هدف آتش پدافند نیروی هوا فضای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی قرار گرفت و سرنگون شد. ارتش آمریکا هم چون گذشته، واکنش مبهم به این خبر داشت و بی بی سی این هواپیمای بدون سرنشین گران را تجسسی خطاب کرد. ساعاتی پس از انتشار این خبر، بازتاب جهانی پیدا کرد و موجی در توییتر به راه انداخت.

گلوبال هاوک (Northrop Grumman RQ-4 Global Hawk) دور بردترین پهپاد عملیاتی جهان است. هواپیمای بدون سرنشینی است با دو بال بلند بدون پس‌گرایی شبیه به بال یک گلایدر، که برای سوار شدن روی هوا و کاهش مصرف سوخت در ارتفاع بالا کاربرد بسیار دارد. دارای دو دم وی(V) شکل بوده که در میان آن‌ها غلاف موتور توربوفن قرار دارد. این پهپاد قادر است با سرعت ۶۲۹ کیلومتر در ساعت حرکت کند.

هواپیما در قسمت جلوی بدنه(روی بدنه) دارای یک انتن بزرگ ارتباط ماهواره‌ای است که باعث برامدگی در قسمت جلوی بدنه شده‌است. دارای مخازن سوخت داخلی در درون بال و بدنه است و از یک موتور توربوفن رولز ریس ای ایی ۳۰۰۷ اچ بهره می برد که با نام اف ۱۳۷ نیز شناخته می‌شود و دارای توان ۷۰۵۰ پاوند می‌باشد. بدنه هواپیما آلومینیومی است.این هواپیما توان حمل یک محموله ۹۰۰ کیلوگرمی حاوی سنسورهای شناسایی را دارد. این مدل میتواند تا ارتفاع ۶۵ هزارپایی پرواز کند و ۴ خدمه آنرا کنترل میکنند.

حتما ببینید: کلکسیونی از پهپادهای امریکایی که سپاه شکار کرده است

گلوباک هاوک

ساخت این پهپاد غول پیکر، ده ها میلیون دلار هزینه در بر دارد

تصویری از غول پنهانکار ۱۲۳ میلیون دلار

یکی از مشاوران سپاه، چند هفته پیش گفته بود که ایران قادر است تا با یک سلاح فوق سری، ناوهای هواپیما بر آمریکا را با همه خدم و حشم غرق کند. شکار این غول پنهانکار با یک موشک سری، اهتمامی است بر اثبات این ادعا که اکنون، سنتکام آن را جدی گرفته است.

نوشته تمجید جهانی از شکار ۱۲۳ میلیون دلاری سپاه با موشک افسانه‌ای اولین بار در روزیاتو پدیدار شد.

چگونه یک زندگی عالی برای خودمان رقم بزنیم؟

۱ تیر ۱۳۹۸
288 views
بدون نظر

برای داشتن روزهای شاد و سالی پر از موفقیت و پیشرفت باید روی رشد شخصی و دستاوردهای خود تمرکز کنید. بهتر است بگوییم کلید اصلی رسیدن به موفقیت تمرکز کردن روی تک تک روزهای زندگی است.

اگر فردی به این توان روحی دست پیدا کند که از تمامی وقت‌های یک روز خود بهترین استفاده را ببرد و برای لحظه‌های زندگی‌اش برنامه و ایده داشته باشد، شک نکنید که می‌توانید در طول سال به رشد شخصیتی و دستاوردهای بزرگی دست پیدا کند.

حالا سوال اینجاست که چگونه می‌توان برای روزهای خود بهترین برنامه‌ریزی را داشت؟ در زیر ما برایتان توضیح داده‌ایم.

اصول برنامه‌ریزی روزانه

در زیر برخی کلیدهای اساسی برای این منظور را نوشته‌ایم و از شما می‌خواهیم توجه کاملی به آنها داشته باشید و عمق مطلب را درک کنید.

اصل یکم: تمرین برای خردمندی و قدرت تفکر

صرف یک ساعت زمان برای یادگیری (حداقل)

اگر هر روز فقط یک ساعت را به یادگیری اختصاص دهید مطمئن باشید در طول یک سال می‌توانید دستاوردهای بسیار ارزشمندی داشته باشید. این یادگیری می‌تواند به واسطه مطالعه کتاب، گوش کردن به پادکست‌ها، حضور در سمینارها یا ارتباط‌های کاری باشد.

به طور کلی باید بدانید یادگیری در این تعریف خلاصه می‌شود: شما باید ایده‌های نابی مطرح کنید که باعث تحریک تفکر و از بین بردن محدودیت‌های ذهنی شوند و در نتیجه به رشد شما منجر شوند. 

اصل دوم: تمرین برای سلامت جسم

صرف یک ساعت زمان برای ورزش کردن

جسم و مغز انسان در یک راستا هستند و وضعیت سلامت هر کدام روی دیگری تاثیر مستقیم دارد. بنابراین، شما با ورزش کردن و رسیدگی به سلامت جسم خود می‌توانید مستقیما سبب بهبود عملکرد مغز شوید.

بدنسازی، شنا، یوگا، پیاده‌روی، دویدن، دوچرخه‌سواری و … را می‌توانید برای تضمین سلامت جسمانی خود انجام دهید. فرقی نمی‌کند چه رشته‌ای را برای فعالیت جسمانی انتخاب می‌کنید، مهم این است که روزانه یک ساعت را به ورزش اختصاص دهید و بدن خود را به حرکت درآورید.

در کنار تمرینات ورزشی خوب است هر روز یک ساعت پیاده‌روی هم داشته باشید. به این خاطر که سبب دوبرابر شدن اثر تمرینات ورزشی می‌شود.

با ورزش کردن قوه تخیل و توان فکری شما شکوفا می‌شود و پس از مدتی خودتان متوجه خواهید شد که در تصمیم‌گیری‌ها و انتخاب‌هایتان چه تفاوت شگرفی ایجاد شده و تا چه حد بهتر شده‌ است.

اصل سوم: تمرین برای تقویت احساسات فردی

صرف یک ساعت زمان برای احیای احساسات (حداقل)

تقویت احساسات فردی می‌تواند مسایل مختلفی را در بر بگیرد از نوشتن، خاطره‌نگاری، مدیتیشن ذهنی، شکرگزاری، پیام‌رسانی، خواب خوب و باکیفیت و ….

تمرین برای خودِ احساسی یعنی احیا کردن سلامت جسم و روح در طبیعت. با این کار می‌توان فشارها و تنش‌های باقی مانده در ذهن و جسم را از بین برد. اگر تنش‌های درونی خود را بیرون نریزیم و آنها را از گوشه ذهنمان پاک نکنیم در طولانی مدت سبب ناامیدی، خستگی و بی‌ثباتی روحی ما خواهند شد.

همان طور که در بالا گفتیم ما باید روزانه یک ساعت ورزش کنیم تا روند تباهی و ویرانی را در هم بشکنیم. در این راستا، تمرین برای خود احساسی جایی است که روند ساخت و ترمیم‌ها با هم هماهنگ می‌شوند، زندگی روی روال می‌افتد و عقل و خرد جای خود را در زندگی روزمره باز می‌کند.

موفقیت چگونه یک سال عالی برای خودمان رقم بزنیم؟

این سه اصل که در بالا گفتیم  ارکان اصلی برای ساخت یک روز عالی و در ادامه برای ساخت یک سال عالی هستند.

در زیر نیز سه تغییر ذهنی را برایتان نام برده‌ایم که با استفاده از آنها می‌توانید زندگی روزمره خود را به مسیر تازه و صحیح هدایت کرد.

تغییرات ذهنی اساسی

عادت‌های باکیفیت = نتایج بلندمدت و تصاعدی

برای دست یافتن به نتایج طولانی‌مدت لازم است در زندگی عادت‌های مثبتی ایجاد کنید. سخت‌ترین بخش ماجرا شروع این عادت‌هاست. اما بعد از آغاز همه چیز بسیار آسان‌تر پیش خواهد رفت.

قدرت و هسته اصلی عادت‌های مفید و باکیفیت در غیرارادی بودن آنها نهفته است. وقتی یک تمرین قوی که به صورت خودکار انجام شده در آینده هر فردی تاثیرات شگرف و غیرقابل پیش‌بینی بدنبال خواهد داشت. به این معنا که عادت صحیح در زندگی بسازید، کنترل عادت‌های خود را به دست بگیرید تا جایی که ناخودآگاه و غیرارادی آنها را انجام دهید. این کار به مرور صورت می‌گیرد اما در طول یک سال نتیجه‌ای به دست خواهد داد که خودتان هم انتظار ندارید.

استرس + ریکاوری = رشد

با اضافه کردن استرس آگاهانه به زندگی خود و همراه کردن آن با مراحل بازیابی و بهبود می‌توانید به رشد بالایی در زندگی دست پیدا کنیم. این اتفاق با همکاری ذهن و جسم صورت می‌گیرد. کلید این کار این است که هر دو روند را به موازات هم پیش ببریم؛ یا به زبان ساده‌تر خودمان را در دردسر بیندازیم:

استرس بدون روند بازیابی و بهبود برابر است با سوختن و صدمه دیدن و ریکاوری بدون استرس هم برابر است با عدم رشد. 

حرکت این دو در کنار هم می‌تواند تعادل را به زندگی وارد کند.

کنترل کردن در مقابل عدم کنترل

برای داشتن یک روز عالی در وهله اول باید بدانیم چه مسایلی را می‌توانیم کنترل کنیم و چه مسایلی از کنترل ما خارج هستند. با آگاهی از این امر باید قبول کنیم مسایلی که از کنترل ما خارج هستند را از لیست تلاش‌هایمان خارج کنیم و همه تمرکز خود را روی مواردی بگذاریم که می‌توان تغییری در آنها ایجاد کرد.

بزرگ‌ترین ایراد اغلب مردم در این است که تمرکز خود را روی مسایلی می‌گذارند که از کنترل آنها خارج است. در نتیجه این امر خود را یک قربانی می‌دانند و از بیشتر از لزوم آزار می‌بینند.

بنابراین توصیه ما این است که همه تمرکز و توجه خود را روی اتفاقات قابل کنترل زندگی خود بگذارید و از مزایا کوتاه مدت و بلند مدت آن بهره بگیرید.

چشم‌انداز قوی + اهداف کاربردی = نتیجه معقول و دست‌یافتنی

برای ساختن یک سال بسیار عالی باید یک چشم‌انداز قدرتمند تهیه کنید و با مهندسی معکوس به آن دست بیابید. وقتی بتوانید این فرایند را مدیریت کنید، می‌توانید نتایج بسیار ارزشمندی بدست بیاورید.

نتیجه‌گیری

هر سال مجموعه بزرگی از روزهاست. با استناد بر این واقعیت و با یک حساب سرانگشتی می‌توان متوجه شد که با تصحیح روش زندگی در «هر» روز از زندگی خود می‌توان یک سال مملو از موفقیت، پیروزی و پیشرفت را برای خود ساخت. زندگی ساختنی است. موفقیت ساختنی است و پیشرفت و آسایش نیز ساختنی است و هیچ امری در زندگی بدون فکر و تلاش به دست نمی‌آید.

نوشته چگونه یک زندگی عالی برای خودمان رقم بزنیم؟ اولین بار در روزیاتو پدیدار شد.

۱۰ روش حکومت نامتعارف و باور‌نکردنی در طول تاریخ که امروزه منسوخ شده‌اند [قسمت دوم]

۳۱ خرداد ۱۳۹۸
295 views
بدون نظر

خوشمان بیاید یا نه، پرطرفدارترین و معمول ترین روش حکومت در جهان امروزی دموکراسی نمایندگی است که در آن شهروندان نمایندگانی را از طرف خود انتخاب کرده و این افراد در ادامه در دولتی که تشکیل می شود صدای طرفداران خود و البته قانون اساسی تصویب شده کشور خواهند بود. دموکراسی نمایندگی در اکثر کشورهای جهان دیده شده و معمولاً در کشورهای مختلف با کمی تفاوت اجرا می شود. در ژاپن زندگی کنید، در بریتانیا یا ایالات متحده، معمولاً دولت ها به یک شکل کار می کنند. اما در گذشته انواع مختلفی از حکومت ها برای قرن ها در کنار یکدیگر بوده اند و بسیاری از آن ها با مفهوم قابل قبول امروزی از سیاست همخوانی ندارند. در ادامه این مطلب قصد داریم شما را با عجیب ترین و نامتعارف ترین روش های حکومت در تاریخ آشنا کنیم.

۵- اتحاد آیروکویز

عجیب ترین و نامتعارف ترین روش های حکومت در تاریخ

اتحاد آیروکویز (Iroquois Confederacy) اتحاد بین پنج و بعدها شش قبیله از سرخپوستان آمریکایی بود که در منطقه کنونی نیویورک سیتی بود که پیش از ورود مهاجران اروپایی به خاک آمریکا شکل گرفته بود. این قبایل که در ابتدا دشمن یکدیگر بودند، به تشویق مردی افسانه ای به نام هیاواتا به همکاری با یکدیگر برای مقابله با دشمنانشان به جای دشمنی و خصومت تشویق شدند. این ابتکار خیلی زود به شکل یک حکومت متحد درآمد. از آنجایی که جامعه آیروکویز یک جامعه زن سالار بود، قبایل و خانواده ها توسط مادران هر قبیله رهبری می شدند. مادر ارشد هر قبیله یک نفر را از طرف قبلیه خود برای شرکت در مجمع اتحادیه انتخاب می کرد، مجمعی که از ۵۰ نماینده تشکیل شده بود. تصمیمات این مجمع باید متفق القول می بود و بدین ترتیب هیچ اقدامی صورت نمی گرفت تا اینکه تمامی ۵۰ نماینده از آن حمایت می کردند.

با گذشت زمان، اتحاد آیروکویز به شکل گیری قانون اعظم صلح منتهی شد که در ۱۱۷ بند مجزا تدوین شده و در مورد همه مسائل روزمره، از مذهبی گرفته تا جشن های حکومتی، قوانینی در آن وجود داشت. این قوانین یکپارچه به شکل گیری احساس اتحاد و انسجام بین شش قبیله کمک کرد و آزادی های فردی و مفهوم قدرت های مجزا را تضمین می کرد. علیرغم این که این قانون به دلیل عدم استفاده مردمان آیروکویز از الفبا، در ابتدا روی پولک های موسوم به وامپوم نوشته شده بود اما قانونی بسیار پیچیده و سازمان یافته بود. قانون اساسی ایالات متحده پس از شکل گیری از این قوانین الهام گرفته است. در سال ۱۷۴۸، نمایندگان مجمع آیروکویز به مهاجران بریتانیایی پیشنهاد دادند که اصول دموکراتیک آن ها را بپذیرند. این اتحادیه در نهایت در یک جنگ کوتاه اما ویرانگر در سال ۱۷۸۴ با ایالات متحده از بین رفت. دو قبیله تصمیم گرفتند برای زنده ماندن در منطقه بریتیش کانادا سکونت کنند و یک قبیله دیگر نیز به منطقه ای محدود در ویسکانسین نقل مکان کرد. سه قبیله دیگر نیز به اردوگاه هایی در نیویورک منتقل شدند که بازماندگان آن ها هنوز هم در همین نقاط ساکن هستند.

۴- اسپارت

عجیب ترین و نامتعارف ترین روش های حکومت در تاریخ

در گذشته حکومت کردن بر یک کشور عمدتاً بر عهده یک پادشاه یا ملکه بود. اما حکومت دو پادشاه متفاوت از خانواده هایی متفاوت به صورت همزمان بر یک کشور بسیار غیرمعمول بود، چیزی که اسپارتان ها به آن عادت داشتند. هر دو پادشاه از موبدان زئوس نیز بودند که جایگاهی والا به این دو در ساختار مذهبی دولت-شهری می داد. در دوران جنگ، یکی از دو پادشاه رهبری ارتش را در میدان نبرد بر عهده می گرفت و قدرت و حاکمیتی نامحدود بر سربازان خود داشت. در دورن شهر اما پادشاهان تاثیر و قدرت چندانی در امور حکومتی نداشتند و قدرت اصلی در اختیار مجلسی از سالمندان به نام «گروسیا» (Gerousia) بود. مجلس گروسیا از ۲۸ مرد سالخورده و دو پادشاه تشکیل شده بود.

هر نماینده باید دستکم ۶۰ سال سن می داشت و هر یک از آن ها از طریق رأی گیری صوتی توسط مردم انتخاب می شد، بدین شکل که هر چه صدای حمایت مردم از کاندیدایی بیشتر بود آن فرد به عضویت مجلس گروسیا درآمده و تا پایان عمر در آن سمت باقی می ماند. این مجلس در اصل برای مشاوره دادن به پادشاه در مورد مسائل حکومتی و همچنین حل و فصل درگیری ها بین اسپارتان هان شکل گرفته بود و نقش دادگاه عالی کشور را نیز ایفا می کرد. تغییرات قانونی پیشنهادی با رأی مجلس مردمی صورت می گرفت، مجلسی که ماهی یک بار تشکیل جلسه داده و هر مرد اسپارتی بالای ۳۰ سال می توانست عضو آن باشد. برخلاف دیگر حکومت های دموکراتیک یونانی، این مجلس قدرت زیادی در اختیار نداشت. بحث در مورد مسائل ممنوع بود و اعضا تنها با رأی مثبت یا منفی نتیجه کار را مشخص می کردند و مجلس گروسیا نیز قدرت نقض قوانین و وتو کردن آن ها را داشت.

در ابتدا مجلس مردمی تحت نظارت پادشاهان بود اما بعدها رهبری آن را یک گروه پنج نفره از اعضای خود مجلس که با نام ایفور شناخته می شدند بر عهده گرفتند. این افراد توسط نمایندگان مجلس مردمی برای ۱ سال انتخاب شده و بیش از یک بار اجازه تصدی این مقام را نداشتند. ایفورها در ابتدا برای نظارت بر رفتار حکومت انتخاب شدند اما خیلی زود خود قدرت را قبضه کردند. نقش این افراد به آن ها اجازه می داد هر کسی در حکومت را که از نظر آن ها غیرقانونی عمل کرده مورد انتقاد قرار داده و تنبیه نمایند که در اکثر موارد با سوء استفاده ایفورها از قدرتشان همراه بود. با پایان عصر اسپارتان ها، ایفورها فعالیت های پادشاهان را نیز به کترل خود درآورده و حتی نیروهای پلیس مخفی خود را داشتند.

بیشتر بخوانید: ۱۰ ترفندی که سیاستمداران طرفدار پروپاگاندا برای فریب توده مردم به کار می‌برند [قسمت اول]

۳- بابل

عجیب ترین و نامتعارف ترین روش های حکومت در تاریخ

مدت ها پیش از یونانیان باستان، امپراطوری بابل در بخش بسیار بزرگی از بین النهرین حکومت می کرد و تمامی منطقه تحت یک حکومت مرکزی متحد شده بود که می توانست با قدرت مصر باستان برابری کند. قدرت بابلی ها در سیستم متمرکز و تمامیت خواه حکومتشان نهفته بود که کارآمد بودن را بر همه چیز ترجیح می داد. در مرکز این سیستم پادشاه قرار داشت که خدای روی زمین در نظر گرفته شده و هر تصمیمی که می گرفت نمی توانست به چالش کشیده شود. او از طریق یک سیستم بوروکراتیک پیچیده و سازمان یافته از اخذ مالیات، خدمت اجباری نظامی، سرشماری و مقدار تولید کالا، تجارت و اقلام انبار شده، قدرت خود را اعمال می کرد. این امور توسط یک بخش خدمات عمومی بسیار بزرگ و کارآمد که همه چیز را پویا نگه داشته و قدرتش را از پادشاه گرفته بود انجام می شد. همانطور که شاید شنیده باشید، بابلی ها به خاطر قوانین سازمان یافته ای که برای اولین بار تدوین کردند شناخته می شوند.

بر اساس این مجموعه قوانین که به قانون حمورابی (حمورابی یکی از پادشاهان بابل بود که دستور تدوین این قانون را صادر کرد) نیز معروف است، «زورمندان حق ظلم کردن در حق ضعفا را ندارند» و این قوانین در جهت «پیشبرد رفاه بشری» تدوین شده بودند. در کل این قوانین از ۲۸۰ قانون مجزا تشکیل شده که بخش زیادی از آن مسئولیت افراد عادی هنگام معامله و تجارت را مشخص می کرد. برای مثال در صورت فرو ریختن یک خانه سازنده آن مسئول بوده و اگر یک قاضی حکم خود را پس از نوشتن تغییر می داد از مقام خود عزل می شد.

۲- امپراطوری روم مقدس

عجیب ترین و نامتعارف ترین روش های حکومت در تاریخ

در تاریخ بشریت، کمتر حکومتی توانسته از لحاظ پیچیدگی به پای حکومت روم مقدس برسد. تشریح کامل این سیستم حکومتی بسیار پیچیده است اما در کل این امپراطوری آلمانی توسط دو جزء جداگانه رهبری می شد: امپراطور و رایشستاگ. امپراطور مادام العمر این سمت را در اختیار داشت اما برخلاف بسیاری از دیگر پادشاهان قرون وسطی، این جایگاه موروثی نبود. در صورت مرگ امپراطور، وظیفه اعضای انتخاب امپراطور این بود که امپراطور جدید را انتخاب نمایند. در بخش اعظم تاریخ این امپراطوری، انتخاب کنندگان امپراطور، اسقف های ماینتس، تریر و کلن، پادشاه بوهمیا، مرزبان برندنبورگ، نماینده ساکسونی و کُنت راین بودند. امپراطور می بایست حداقل ۱۸ سال داشته، از یک خانواده نجیب زاده بوده و در قلمروی امپراطوری زمین داشته باشد. این موضوع بدان معنا بود که در مواردی اندک نیز برخی از پادشاهان دیگر ممالک می توانستند کاندیدایی قانونی برای امپراطوری روم مقدس باشند.

به عبارت دیگر، امپراطور روی مقدس شباهت بسیاری با پادشاهان تشریفاتی امروز داشت: او در نشست های خارج از کشور نمایندگی آلمان را بر عهده داشت اما قدرت دیپلماتیک بسیار محدودی داشت و اگر چه بلند مرتبه ترین قاضی در امپراطوری بود اما نمی توانست در دادگاه های کشور اعمال نظر کند. با این وجود امپراطور مقامات رسمی را منصوب کرده، خدمه خاص خود را داشت و می توانست از تایید قوانین جدید مصوبه سر باز زده و از اعمال آن ها جلوگیری نماید. رایشستاگ در واقع مجلس امپراطوری بوده و از نمایندگانی از کل قلمرو تشکیل شده بود. تا سال ۱۶۵۳ اعضای این مجلس در خدمت امپراطور بودند اما بعد از آن هر عضو جدید مجلس باید به تایید کالج شاهزادگان و کالج انتخاب کنندگان که در واقع گروه هایی متشکل از دیگر اعضای مجلس رایشستاگ بودند می رسید.

کالج شاهزادگان بخش اصلی این مجلس بوده و از نمایندگان هر ایالت از قلمرو تشکیل شده بود. در سال های اول این امپراطوری هر ایالت به بخشی از سرزمین ها اطلاق می شد و بدین ترتیب مالک آن قلمرو به عنوان نماینده آن بخش به رایشستاگ می رفت و از قدرت رأی خود استفاده می کرد. اگر آن سرزمین چندین مالک داشت -که بسیار معمول بود- آن ها باید رأی شان در مجلس رایشستاگ را به صورت اشتراکی ارائه می کردند. بدین ترتیب اگر شخصی بخش های مختلفی از سرزمین هایی در اطراف امپراطوری را در اختیار داشت ممکن بود دارای رأی های اشتراکی متعددی با افراد مختلف باشند و در واقع هیچ رأی مستقلی نداشته باشند. امپراطور نیز می توانست فردی را از طرف خود به عضویت این مجلس درآورد حتی اگر زمینی در تملک خود نداشته باشد اما این امتیاز در سال ۱۶۵۳ برداشته شد.

نمایندگان مجلس رایشستاگ حقوق متعددی داشتند، از جمله حق تشکیل مجمع خصوصی و بستن قرارداد با کشورهای خارج از امپراطوری. در واقع هر ایالت حکومت خاص خود را داشت که یک رأی و گاهی چندین نماینده در رایشستاگ داشت. همچنین واحدهایی بزرگ تر و کوچک تر از ایالت وجود داشت که اوضاع را پیچیده تر می کرد. امپراطوری روم مقدس از ۱٫۰۰۰ ایالت تشکیل شده بود و شهرهای مستقل ایالتی نیز وجود داشتند که مجمع های متفاوت و مجزای خود را داشتند. مهم ترین شهر قلمرو همان شهری بود که رایشستاگ در آن برگزار می شود بدین ترتیب هیچ پایتخت ثابتی وجود نداشت. خوشبختانه این سیستم حکومتی پیچیده در سال ۱۸۰۶ در اثر حمله ناپلئون از بین رفته و کنفدراسیون راین توسط او در این منطقه شکل گرفت.

۱- امپراطوری اینکا

عجیب ترین و نامتعارف ترین روش های حکومت در تاریخ

در دوران اوج خود، امپراطوری اینکا بیش از ۱۰ میلیون جمعیت داشت. اما علیرغم این جمعیت قابل توجه، تعداد قومیت اینکا بسیار کم بود. این امپراطوری در واقع مردمان متفاوتی در کوه های آند را فرهنگ ها و زبان های متفاوت را با هم متحد کرده بود و یک نفر بر آن حکومت می کرد. پادشاه که نقش خدا را داشت، پسر خدای قدرتمند آفتاب بود. حکومت اینکا بسیار سازمان یافته و سلسله مراتبی بوده و شاه در رأس آن قرار داشت. نیاکان او که امپراطورهای قبلی بودند نیز پس از مرگ مومیایی شده و در مکان حکومت نگهداری می شدند و در مواردی طی تشریفات و مراسم خاصی از جنازه آن ها برای تصمیم های مهم کمک گرفته می شود. پایین تر از پادشاه مجلس منتخب او متشکل از اعضای ۱۰ خانواده بسیار نزدیک به خانواده پادشاه قرار داشت که نقش مشاور او را داشته و در اداره امور به پادشاه کمک می کردند.

بعد از آن ها یک مجلس متشکل از ۱۰ خاندان بانفوذ و نجیب زاده اینکا وجود داشت و پس از آن ها نیز مجمعی از ۱۰ خانواده غیر اینکایی از دیگر نقاط قلمرو تشکیل شده بود. بعد از پادشاه و این مجمع های خانوادگی نوبت به ۸۰ منطقه در کل قلمرو می رسید که هر کدام فرماندار خود را داشته و وظیفه او اداره منطقه خود و اطمینان از ثبت، نگهداری و انتقال تمام داده های مورد نیاز حکومت بود. برای اطمینان از وفادار بودن فرمانداران به حکومت مرکزی، وارثان آن ها در پایتخت امپراطوری در حبس خانگی به سر می بردند، تا پادشاه و متحدان او بتوانند آن ها را تحت نظر داشته باشند. اما نکته باورنکردنی در مورد تمدن اینکا با این همه جمعیت و بوروکراسی سازمان یافته اش این بود که در این قلمرو واحد پولی خاص یا زبان نوشتاری مشخصی وجود نداشت.

دولت هر ساله یک سرشماری برگزار می کرد و تعداد تولدها، مرگ ها، ازدواج ها، مهارت هاو جایگاه اجتماعی هر شخص و مقدار کالاهای موجود در هر منطقه در کنار موارد بسیار دیگری ثبت می شد. از این آمار برای تصمیم گیری در مورد ساخت پروژه های ایالتی جدید، بخش هایی که به توزیع غذا نیاز داشتند، مکان هایی که نیاز به کارگر داشتند و غیره استفاده می شد. آن ها تمام این کار را بدون داشتن یک سیستم نوشتاری مشخص و علیرغم موانع متعدد زبانی و فرهنگی در سراسر قلمرو، این کار را تنها با استفاده از بستن گره رو ریسمان هایی که اعداد را نشان می داد و «کویپو» (quipu) نامیده می شد انجام می دادند. این ریسمان های گره دار به اینکاها امکان ایجاد یک سیستم اعتباری پیشرفته را داده بود که بر اساس سیستم ده تایی ریاضی امروزی تدوین شده بود. بدین ترتیب مردم تمامی قلمرو که زبان های مختلف و متفاوتی داشتند بدون نیاز به درک زبان یکدیگر، می توانستند از این سیستم ریاضی استفاده کنند.

بیشتر بخوانید: روش های منحصربفرد «شی جین پینگ» و حزب کمونیست چین برای مبارزه با دین

نوشته ۱۰ روش حکومت نامتعارف و باور‌نکردنی در طول تاریخ که امروزه منسوخ شده‌اند [قسمت دوم] اولین بار در روزیاتو پدیدار شد.

سلبریتی هایی که نمی دانستید کار خود را با مدلینگ شروع کردند

۳۱ خرداد ۱۳۹۸
337 views
بدون نظر

بسیاری از سلبریتی ها، از بازیگران هالیوودی گرفته تا خوانندگان مشهور، قبل از آنکه کار خود را بر پرده ی سینماها یا در سالن های کنسرت شروع کنند، به عنوان مدل جلوی دوربین ها حاضر می شدند و روی جلد مجلات می رفتند. گرچه مدلینگ، خود شغل محبوب و پردرآمدی محسوب می شود، اما بسیاری از این ستاره ها، کار سینما یا موسیقی را ترجیح دادند و حالا به چهره های مشهوری در حیطه ی کاری خود تبدیل شده اند. در ادامه با سلبریتی هایی آشنا می شویم که کار خود را با مدلینگ شروع کردند.

۱- تیلور سوئیفت

کار مدلینگ سلبریتی ها

سوئیفت، در سال ۲۰۰۳، یعنی زمانی که هنوز تبدیل به چهره ی شناخته شده ای نشده بود، به صورت تفریحی مدل یک برند لباس به نام Abercrombie & Fitch شده بود. جالب آنکه انگار آینده ی درخشان سوئیفت در حوزه ی موسیقی پیش بینی شده بود؛ او در این تصاویر یک گیتار به دست داشت.

۲- جنیفر لارنس

لارنس هم مانند سوئیفت، مدل برند Abercrombie & Fitc شده بود. او در سال ۲۰۱۵ در مصاحبه ای درباره ی تجربه ی کوتاه مدتش در کار مدلینگ گفته بود: «اون عکس هایی که برای برند Abercrombie & Fitc ازم گرفتن رو هیچوقت نمی تونین ببینین. اونا می خواستن عکسهامون طبیعی باشن به خاطر همین گفتن تو ساحل باهم فوتبال بازی کنیم. بعد فوتبال، ظاهر همه ی مدل ها خوب بود جز من! صورت من قرمز شده بود، عرق از سر و روم میریخت و از سوراخ های دماغم آتیش میزد بیرون.»

۳- اشتون کوچر

کوچر در سال ۱۹۹۷، در مسابقه بین المللی «مدل مرد سال» توانسته بود به مقام دوم دست یابد (جالب آنکه نفر اول این رقابت، جاش دوهامل بود که او هم بعدها وارد حرفه ی بازیگری شد).

اشتون کوچر قبل از آنکه در سال ۱۹۹۸ کار بازیگری خود را با بازی در یک سریال تلویزیونی شروع کند، برای برندهایی مثل Calvin Klein و Abercrombie & Fitc کار مدلینگ می کرد.

۴- کامرون دیاز

دیاز در دوران دبیرستان، با دو برند Calvin Klein و Levi’s قرارداد کاری داشت و برای آن ها کار مدلینگ می کرد.

او در سن ۲۱ سالگی، یعنی درست قبل از نقش آفرینی در فیلم معروف «ماسک» (The Mask)، به عنوان مدل روی جلد نشریه ی Seventeen رفت.

۵- رابرت پتینسون

پتینسون کار مدلینگ را از ۱۲ سالگی شروع کرد و در سال ۲۰۱۳ چهره ی تبلیغاتی برند Dior شده بود.

او در مصاحبه ای گفته بود در حوزه ی مدلینگ در حال پیشرفت بود اما عدم تطابق با مد گذرای آن زمان، مانع از موفقیت او در این حرفه شد: «موقعی که این کار رو شروع کردم خیلی قد بلند و شبیه دخترها بودم، به خاطر همین کار زیاد بهم پیشنهاد می شد، چون اون دوره چهره هایی طرفدار داشتن که هم حالت زنونه دارن هم حالت مردونه. ولی حدسم اینه که، بعداً خیلی مردونه شدم، به خاطر همین دیگه هیچ کاری بهم پیشنهاد نشد. من ناموفق ترین آدم حوزه ی مدلینگ بودم.»

۶- برد پیت

پیت قبل از آنکه در سال ۱۹۹۱ اولین فیلم سینمایی خود را بازی کند، مدت کوتاهی برای برند Levi’s کار مدلینگ می کرد.

او در یکی از آگهی های تبلیغاتی شلوارهای جین این برند هم حضور پیدا کرده بود.

۷- آنجلینا جولی

جولی وقتی ۱۶ ساله بود مدت کوتاهی به کار مدلینگ پرداخت، تجربه ای که سرانجامی نداشت و ناموفق بود.

با این حال از قرار معلوم، این تجربه به او در ایفای یکی از مشهورترین نقش هایش کمک کرد. جولی در سال ۱۹۹۸ در فیلم «جیا» (Gia) در نقش سوپر مدلی به نام جیا مری کارنگی ظاهر شد.

۸- لیندزی لوهان

لوهان بسیار کوچک بود که کار در صنعت مدلینگ را شروع کرد. این خواننده و بازیگر وقتی ۳ ساله بود، مادرش با آژانس مدلینگ فورد برای فعالیت دخترش در حوزه ی مدلینگ قرارداد بست. لوهان کار مدلینگ را ادامه داد تا جایی که در آگهی های تبلیغاتی زیادی به عنوان مدل حضور پیدا کرد.

۹- کریستن دانست

دانست هم ۳ ساله بود که به یکی از مدل های آژانس مدلینگ فورد و بازیگر آگهی های تبلیغاتی تبدیل شد. او حتی در یک آگهی تبلیغاتی در کنار لیندزی لوهان حضور پیدا کرد (تصویر بالا).

کریستن دانست کار بازیگری را در سن ۶ سالگی با بازی در فیلم «قصه های نیویورک» (New York Stories) ساخته ی وودی آلن، کارگردان مشهور، شروع کرد. تنها ۶ سال بعد، یعنی زمانی که دانست ۱۲ ساله بود، به خاطر نقش آفرینی اش در فیلم «مصاحبه با خون آشام» (Interview with the Vampire) نامزد دریافت جایزه ی گلدن گلوب در بخش بهترین بازیگر نقش مکمل زن شد.

۱۰- چنینگ تیتوم

تیتوم قبل از آنکه در سال ۲۰۰۶ با بازی در فیلم «استپ آپ» (Step Up) مشهور شود، به عنوان مدل در فشن شوهای هفته های مد میلان و نیویورک شرکت می کرد.

تیتوم برای برند Abercrombie & Fitch هم کار مدلینگ کرده بود.

۱۱- ریس ویترسپون

ویترسپون یک بار در اینستاگرامش عکسی از دوران کودکی خود منتشر کرد که مربوط به اولین تجربه ی مدلینگ او در دهه ی ۸۰ میلادی می شد.

دختر ویترسپون که شباهت زیادی به مادرش دارد هم جا پای مادرش گذاشته و از سال ۲۰۱۸ کار مدلینگ را شروع کرده.

ریس ویتسپون هنوز هم تا حدودی کار مدلینگ انجام می دهد. او اخیراً به همراه دخترش، به عنوان مدل در تعدادی عکس برای برند لباس خودش به نام Draper James حضور پیدا کرد.

۱۲- سوفیا ورگارا

ورگارا در سال ۱۹۹۲، یعنی زمانی که در کشور خودش، کلمبیا، در حال تحصیل در رشته ی دندانپزشکی بود، توسط مادلینگ ایجنت (کار مادلینگ ایجنت انتخاب مدل برای کار در صنعت مد است) کشف شد. او در یکی از مصاحبه های خود در اینباره گفته: «هفده سالم بود. با پدر و مادرم رفته بودم ساحل که یه ایجنت منو دید و ازم خواست که یه عکس پولاروید ازم بگیره.»

ورگارا یک بار در اینستاگرامش یکی از عکسی های مدلینگ خود را که مربوط به سال ۱۹۹۲ می شد منتشر کرد، اما جالب است که پیش از آن هم ورگارا در دهه ی ۱۹۸۰، در یکی از آگهی های تبلیغاتی برند پپسی حضور پیدا کرده بود. او از سال ۲۰۱۱ هم با این برند قرارداد همکاری تبلیغاتی دارد.

نوشته سلبریتی هایی که نمی دانستید کار خود را با مدلینگ شروع کردند اولین بار در روزیاتو پدیدار شد.