این سایت در ستاد ساماندهی ثبت شده و تابع قوانین جمهوری اسلامی میباشد

زوج های فیلم های عاشقانه هالیوودی که در واقعیت از هم متنفر بودند

۱ مرداد ۱۳۹۸
1,135 views
بدون نظر

فیلم های عاشقانه طرفداران زیادی دارند. ما گاهی چنان شیفته ی زوج های عاشق این فیلم ها می شویم و رابطه ی جذاب آن ها را باور می کنیم که برایمان قابل تصور نیست بازیگرانی که نقش عاشق و معشوق را در این فیلم ها بازی می کنند در زندگی واقعی چنین رابطه ای باهم ندارند. با این حال، واضح است صرف اینکه دو بازیگر در فیلمی رابطه ی عاشقانه ای باهم داشته باشند به این معنی نیست که آن ها در واقعیت هم از همدیگر خوش شان می آید. در واقع بعضی از عاشق و معشوق های سینما نه تنها رابطه ای در پشت صحنه باهم ندارند بلکه حتی نمی توانند یکدیگر را تحمل کنند. در ادامه با تعدادی از زوج های فیلم های عاشقانه ی هالیوودی آشنا خواهیم شد که در واقعیت از هم متنفر بودند.

۱- لئوناردو دیکاپریو و کلر دینز در «رومئو + ژولیت» (Romeo + Juliet)

اختلاف زوج های فیلم های عاشقانه

این فیلم عاشقانه شاید یکی از مشهورترین اقتباس های سینمایی از نمایشنامه ی «رومئو و ژولیت» شکسپیر باشد، اما طبق شایعات، ستاره های اصلی فیلم در پشت صحنه اصلاً رابطه ی خوبی باهم نداشتند. به گفته ی وبسایت Telegraph، دینز رفتارهای دیکاپریو را بسیار ناپخته می دانست و شوخی های زننده ای که دیکاپریو دائماً با عوامل فیلم می کرد برای او بسیار آزاردهنده بود.

از طرفی دیگر، گفته می شود دیکاپریو معتقد بود دینز زیاد از حد محتاط و عصبی بود. طبق شنیده ها، دیکاپریو و دینز در پشت صحنه، با یکدیگر حتی صحبت هم نمی کردند. از قرار معلوم ممکن بود این دو بازیگر بار دیگر در سال ۲۰۱۱ در فیلم «جی. ادگار» (J. Edgar) کلینت ایستوود با یکدیگر همبازی شوند اما طبق شنیده ها، دینز پیشنهاد بازی در این فیلم را به خاطر بازی در فیلم «سرزمین مادری» (Homeland) رد کرد.

۲- پاتریک سوویزی و جنیفر گری در «رقص کثیف» (Dirty Dancing)

صحنه های رقص سوویزی و گری در این فیلم مشهور چنان جذابیتی داشت که به نظر می آمد این دو بازیگر خود از رقص باهم لذت می بردند اما حقیقت آن است که رابطه ی آن ها فقط در فیلم عاشقانه به نظر می رسید.

سوویزی در کتاب خاطرات خود به نام The Time of My Life فاش کرد که او معتقد بود همبازی زنش حرفه ای نبود و کار با گری برای او به شدت آزاردهنده بود. طبق گفته های سوویزی، گری بیش از حد احساساتی بود و هر انتقادی که از او می شد شروع به گریه می کرد.

او در خاطرات خود درباره ی گری اظهار کرده: «گاهی هم حالتی احمقانه پیدا می کرد، دائماً می خندید و ما را مجبور می کرد هر سکانس را بارها و بارها تکرار کنیم.»

۳- رایان گاسلینگ و ریچل مک آدامز در «دفترچه خاطرات» (The Notebook)

فیلم «دفترچه خاطرات» را شاید بتوان یکی از عاشقانه ترین فیلم های تاریخ معاصر دانست، اما در پشت صحنه ی فیلم هم فضا رمانتیک نبود. گرچه گاسلینگ و مک آدامز در فیلم عاشق یکدیگر بودند و بعدها هم در زندگی واقعی رابطه ی عاشقانه ای میان آن ها شکل گرفت، اما آن ها در زمان فیلمبرداری این فیلم اصلاً از یکدیگر خوش شان نمی آمد.

نیک کاساوتیس، کارگردان فیلم «دفترچه خاطرات» در مصاحبه ای فاش کرد که اختلافات گاسلینگ و مک آدامز به قدری بالا گرفته بود که در مقطعی از فیلمبرداری، گاسلینگ از کاساوتیس خواست بازیگر دیگری را جایگزین مک آدامز کند و به او گفت: «نمی تونم. با اون (مک آدامز) نمی تونم کار کنم. اینطوری به هیچ جا نمیرسم.»

خوشبختانه بعد از یک پادرمیانی مختصر، گاسلینگ و مک آدامز توانستند با یکدیگر کنار بیایند و کار فیلمبرداری را به پایان برسانند. آن ها در نهایت هم به یکدیگر علاقمند شدند، گرچه بعد از مدتی رابطه ی آن ها به هم خورد و هر دو با افراد دیگری ازدواج کردند.

۴- جولیا رابرتز و نیک نولتی در «من عاشق دردسرم» (I Love Trouble)

به گفته ی وبسایت LosAngelesTimes، این دو بازیگر از همان ابتدای کار از همدیگر خوششان نمی آمد و هر چه فیلمبرداری جلوتر می رفت، کشمکش میان این دو بیشتر هم می شد. طبق شنیده ها، رابرتز از غرور مردانه ی نولتی خوشش نمی آمد و دائماً به او توهین می کرد. گفته می شود نولتی که از کج خلقی ها و رفتارهای رابرتز به تنگ آمده بود، از قصد دست به کارهایی می زد که او را عصبانی کند.

از قرار معلوم این اختلاف آنقدر بالا گرفت که دو بازیگر حاضر نشدند بسیاری از سکانس های فیلم را باهم بازی کنند و آن صحنه ها با بدل آن ها فیلمبرداری شدند. در سال ۲۰۰۹، رابرتز در مصاحبه ای تلویزیونی به شکل بسیار توهین آمیزی ادای یکی از همبازی های سابقش را در آورد که بعدها معلوم شد آن شخص نیک نولتی بوده.

۵- جانی دپ و آنجلینا جولی در «توریست» (The Tourist)

از قرار معلوم کار با بازیگران خیلی معروف هم مشکلات خودش را دارد چون خودپسندی آن ها مانع از کنار آمدن شان با یکدیگر می شود، یعنی همان اتفاقی که آنطور که گفته می شود میان دپ و جولی در فیلم «توریست» رخ داده بود.

به گفته ی وبسایت UsWeekly، سازندگان این فیلم انتظار داشتند چنان رابطه ی جذابی میان این دو بازیگر در برابر دوربین شکل بگیرد که تماشاچیان را فوراً مجذوب خود سازد، اما این اتفاق نیفتاد.

طبق شنیده ها، جولی به خاطر آنکه دپ تعهد لازم به نقشش را نداشت و از کوتاه کردن موهایش و تغییر وزنش برای هماهنگ شدن با نقشش خودداری کرده بود، پاک از دپ مأیوس شده بود. به علاوه، گفته می شود خوشگذرانی های شبانه ی دپ باعث شده بود او با تأخیر سر صحنه ی فیلمبرداری حاضر شود و به همین خاطر جولی نگران بود این مسأله روی بازی دپ تأثیر بگذارد.

از طرفی دیگر، دپ جولی را آدم بدقلقی می دانست که احساس مهم بودن می کرد و زیاد از حد به فکر آرایش و موهایش بود یا می خواست همه چیز را کنترل کند. به گفته ی وبسایت UsWeekly، دپ در تمام مدت فیلمبرداری در کاروان اختصاصی اش می ماند و فقط برای گرفتن سکانس هایش بیرون می آمد.

۶- داستین هافمن و مریل استریپ در «کریمر علیه کریمر» (Kramer vs. Kramer)

از قرار معلوم هافمن و استریپ از همان اولین لحظه ی آشنایی شان رابطه ی بدی باهم پیدا کردند.

طبق مطلبی که از قول استریپ در سال ۱۹۷۹ در نشریه ی تایم منتشر شد، آشنایی این دو بازیگر به زمانی برمی گردد که استریپ به پیش هافمن رفته بود تا برای بازی در نمایشی که هافمن کارگردانی آن را برعهده داشت، تست دهد. به گفته ی استریپ، هافمن وقتی وارد شد، در حالی که خودش را معرفی می کرد آروغی زد و دستش را روی سینه اش گذاشت. همان لحظه استریپ در دلش به هافمن گفت: «خوک نفرت انگیز.»

سال ها بعد، این دو در فیلم «کریمر علیه کریمر» در نقش یک زوج در حال طلاق با یکدیگر همبازی شدند، اما آنطور که گفته می شود رفتار هافمن با استریپ بهتر نشده بود. در جریان فیلمبرداری این فیلم، یک بار استریپ از رابرت بنتون، نویسنده و کارگردان کار، خواست تغییراتی در یکی از سکانس ها ایجاد کند. وقتی بنتون با خواسته ی استریپ موافقت کرد، هافمن خشمگین شد و با فریاد گفت: «مریل چرا دست از پرچمداری برای فمینیسم برنمیداری و سکانس رو هر جور که هست بازی نمیکنی؟»

در اتفاقی دیگر، گفته می شود هافمن تصمیم گرفت تغییراتی ناگهانی در یکی از سکانس ها ایجاد کند که یکی از آن ها پرت کردن یک لیوان شراب به سمت دیوار بود. استریپ از قرار معلوم از این ماجرا بی خبر بود و به همین خاطر تمام موهای او پر از خرده شیشه شد.

یک بار هم در یکی از صحنه ها هافمن به معنای واقعی کلمه به استریپ سیلی زد. گرچه استریپ در مصاحبه ی خود با وبسایت NewYorkTimes اظهار کرد که او متوجه است که بازیگرها گاهی مجبورند خشونت به خرج دهند، اما او فکر می کند که هافمن زیاده روی کرده بود.

استریپ در اینباره گفته: «اون اولین فیلم من بود و اولین برداشت من تو اولین فیلمم. اون (هافمن) به من سیلی زد که تو فیلمم هست و می تونین ببینین. اون زیاده روی کرد.»

با این اوصاف تعجبی ندارد که وقتی در جریان یک بازی در مصاحبه ای تلویزیونی از استریپ پرسیده شد از میان اسم های مطرح شده که یکی از آن ها داستین هافمن بود، ترجیح می دهد کدام شخص را بکشد، او بی معطلی هافمن را انتخاب کرد.

علاوه بر این ها، سه زن هم تا به حال هافمن را به بدرفتاری جنسی متهم کرده اند.

نوشته زوج های فیلم های عاشقانه هالیوودی که در واقعیت از هم متنفر بودند اولین بار در روزیاتو پدیدار شد.

چهره‌های پنهان؛ ۱۵ زنی که نقش انکارناپذیری در موفقیت فرود «آپولو ۱۱» روی ماه داشتند

۱ مرداد ۱۳۹۸
744 views
بدون نظر

تاکنون ۱۲ انسان در جریان ماموریت های آپولو توانسته اند سطح ماه را لمس کنند که هیچ کدام از آن ها زن نبوده اند. وقتی که جان اف کندی، رییس جمهور وقت ایالات متحده، در سال ۱۹۶۱ تصمیم گرفت که این کشور باید خود را روی هدف موثر و مهم رفتن به سطح ماه متمرکز سازد، منظور او تنها مردان سرزمینش بودند. کندی درباره تصمیم خود چنین گفت: «فکر می کنم که این ملت باید خود را صرف رسیدن به این هدف نماید، قبل از این که این دهه به پایان برسد، این هدف که انسان را روی ماه پیاده کند».

در ادامه این مطلب قصد داریم شما را با 15 زنی آشنا کنیم که نقشی بسیار مهم در فرود اولین انسان ها در 20 جولای 1969 روی کره ماه داشتند.

ایمی شیرا تیتل، تاریخ شناس فضایی و نویسنده کتاب های متعدد در مورد سفر به فضا می گوید که تنها یک دلیل ساده برای انتخاب شدن تنها مردان برای رفتن به فضا در آن زمان وجود داشته است: «وقتی که ناسا اولین گروه از فضانوردان را انتخاب می کرد، آن ها نمی دانستند که دنبال چه کسانی باشند. آن ها به این نتیجه رسیدند که خلبانان بهترین گزینه برای این کار خواهند بود و در آن زمان نیز خلبانان ارتش همگی مرد بودند. این ها مردانی بودند که برای آزمایش ماشین آلات تست نشده در فضا مورد استفاده قرار گرفتند». اما این بدان معنا نیست که زنان هیچ نقشی در فرود اولین انسان ها روی کره ماه نداشتند. در واقع زنان کارهای قابل توجه و حیاتی برای سفر به ماه انجام دادند و تنها کاری که نکردند پیاده شدن روی ماه بود. در ادامه این مطلب قصد داریم شما را با ۱۵ زنی آشنا کنیم که نقشی بسیار مهم در فرود اولین انسان ها در ۲۰ جولای ۱۹۶۹ روی کره ماه داشتند.

در ادامه این مطلب قصد داریم شما را با 15 زنی آشنا کنیم که نقشی بسیار مهم در فرود اولین انسان ها در 20 جولای 1969 روی کره ماه داشتند.

سال ها قبل از انجام ماموریت های آپولو، مخترعی به نام بئاتریس هیکس یک سنسور بسیار حیاتی برای سنجش چگالی گاز ساخته که سفرهای فضایی را ممکن کرد. ناسا از این سنسور در راکت های Saturn V که ماموریت های آپولو به ماه با کمک آن ها صورت گرفت استفاده کرد. سنسور ساخته شده توسط هیکس در سیستم های ارتباطی هواپیمای بوئینگ ۷۰۷ و برای پایش سلاح های هسته ای در انبارها نیز استفاده می شود. او در سال ۱۹۵۰ جامعه مهندسان زن را تاسیس کرد.

در ادامه این مطلب قصد داریم شما را با 15 زنی آشنا کنیم که نقشی بسیار مهم در فرود اولین انسان ها در 20 جولای 1969 روی کره ماه داشتند.

دوزندگانی مانند النور فوریکر لباس های فلزی و پلاستیکی فضانوردان را به صورت دستی دوختند. هر لباس مخصوص از ۲۱ لایه بسیار نازک پارچه با دقتی بسیار بالا ساخته شده بود. فوریکر که خیاط ارشد سازمان بین المللی لاتکس بود می گوید:«ساعت ۵ صبح مرکز را ترک کرده و ساعت ۷ برمی گشتم اما ارزشش را داشت، واقعاً داشت». او همچنین می گوید که در دوران ماموریت های آپولو هفته ای ۸۰ ساعت کار کرده، به مدت سه سال متوالی هیچ تعطیلاتی نداشته و دو بار دچار فروپاشی عصبی شده بود. چترهایی که فضانوردان آپولو برای بازگشت به زمین استفاده کردند نیز به صورت دستی دوخته شده بودند.

در ادامه این مطلب قصد داریم شما را با 15 زنی آشنا کنیم که نقشی بسیار مهم در فرود اولین انسان ها در 20 جولای 1969 روی کره ماه داشتند.

مارگارت همیلتون سرپرستی تیمی که سیستم کامپیوتری درون سفینه های آپولو را ساخت بر عهده داشت. او کسی بود که عبارت «مهندسی نرم افزار» را ابداع کرد. او اخیراً در مصاحبه ای در این باره چنین گفته است: «در طی روزهای اولیه ماموریت های آپولو، نرم افزار مانند دیگر رشته های مهندسی جدی گرفته نمی شد. ما به خاطر رشته ای که رسمی بود مورد توجه قرار نمی گرفتیم. از روی درماندگی بود که این عبارت را اختراع کردم و به خودم گفتم: هی، ما هم مهندسی هستیم». سیستم نرم افزاری تیم او چنان کارآمد و بدون نقص بود که اقتباس هایی از آن در اولین پایگاه فضایی ایالات متحده و در دوران شاتل های فضایی نیز استفاده شد. همیلتون بعدها مدال آزادی که بالاترین مدال افتخار غیرنظامی کشور بود را از دستان باراک اوباما دریافت کرد.

در ادامه این مطلب قصد داریم شما را با 15 زنی آشنا کنیم که نقشی بسیار مهم در فرود اولین انسان ها در 20 جولای 1969 روی کره ماه داشتند.

کاترین جانسون ریاضیدانی بود که مسیر حرکت فضاپیمای حامل فضانوردان آپولو ۱۱ به سمت ماه را محاسبه کرد. داستان مشارکت جانسون – که اکنون ۱۰۰ سال سن دارد- در این پروژه تاریخی در فیلم «چهره های پنهان» (Hidden Figures) به نمایش درآمد. او نحوه اتصال ماه نورد به سفینه اصلی که در مدار باقی مانده بود را محاسبه کرده و طرح های پشتیبانی از جمله چارت های مربوط به مسیریابی پشتیبان برای فضانوردان در صورت از کار افتادن سیستم هایشان در فضا را تهیه نمود. علاوه بر مشارکتش در محاسبات ماموریت آپولو ۱۱، جانسون تحلیل های خط سیر سفینه فضایی آلن شپرد در سال ۱۹۶۱ در عملیات مرکوری که اولین سفینه ساخت ایالات متحده بود را نیز برعهده داشت. تحقیقات او روی پارامترهای پشتیبان در کمک به خدمه آپولو ۱۱ در فرود موفقشان در بازگشت به زمین نیز بسیار حیاتی بود.

در ادامه این مطلب قصد داریم شما را با 15 زنی آشنا کنیم که نقشی بسیار مهم در فرود اولین انسان ها در 20 جولای 1969 روی کره ماه داشتند.

شایلا تیبو در شبیه ساز عرشه آپولو کار می کرد: ماشین بسیار مهمی که فضانوردان با استفاده از آن عملیات اتصال مجدد ماه نورد خود به ماژول فرماندهی در مدار را تمرین می کردند. تیبو در این باره چنین گفته است: «ریسک بسیار بالایی داشت زیرا اگر مشکلی در هنگام پهلو گرفتن و اتصال پیش می آمد ممکن بود دو فضانورد را از دست بدهیم و هیچ کاری از دست ما برنمی آمد. هیچ راهی وجود نداشت که بتوانیم به کمک آن ها برویم». موفقیت او در این پروژه سرآغاز یک دوره کاری طولانی و پربازده در ناسا بود. تیبو اکنون در حال طراحی لباس های محافظت از فضانوردان در برابر تشعشعات است.

در ادامه این مطلب قصد داریم شما را با 15 زنی آشنا کنیم که نقشی بسیار مهم در فرود اولین انسان ها در 20 جولای 1969 روی کره ماه داشتند.

کریستین داردن یکی از زنان موسوم به «کامپیوترهای انسانی» بود که پردازش داده ها را در دوران ماموریت های آپولو بر عهده داشت. او می خواست بداند که چرا مردانی با آموزش ریاضی مشابه او به عنوان مهندس استخدام می شوند و این موضوع را نزد رییس خود مطرح کرد. رییس بخش که در برابر سوال او جوابی نداشت و تحت تاثیر مهارت داردن قرار گرفته بود او را به بخش مهندسی منتقل کرد، جایی که او یکی از معدود مهندسان زن هوافضا بود. شخصیت او نیز در فیلم «چهره های پنهان» به تصویر کشیده شده است. داردن دهه ها در ناسا کار کرده و به یکی از کارشناسان پیشرو در زمینه انفجار صوتی و چگونگی خفه کردن آن تبدیل شد. همچنین او نویسنده بیش از ۵۰ کتاب و مقاله در مورد طراحی بال های با لیفت بالا در پروازهای سوپرسونیک، طراحی بال، پیش بینی انفجار صوتی و کاهش انفجار صوتی است.

در ادامه این مطلب قصد داریم شما را با 15 زنی آشنا کنیم که نقشی بسیار مهم در فرود اولین انسان ها در 20 جولای 1969 روی کره ماه داشتند.

جوآن مورگان، کنترل کننده ابزار آپولو ۱۱ و تنها زن در اتاق پرتاب در زمان پرتاب راکت Saturn V بود. مورگان اخیراًٌ در مورد این تجربه خود چنین گفته است: «من آنجا بودم. نمی خواستم جایی بروم. برای این کار اشتیاق خاصی داشتم. در نهایت ۹۹ درصد از آن ها پذیرفتند که جوآن اینجاست و ما در کنار او می مانیم». مورگان ۴۵ سال برای ناسا کار کرد و اولین زن در نقش های مختلف این آژانس فضایی بود. وی در مورد حضور خود در اتاق پرتاب می گوید: «به تصویر اتاق پرتاب نگاه می کنم جایی که من تنها زن هستم و امیدوارم که در عکس هایی که اکنون افراد را در حال کار بر روی ماموریت های سفر به ماه و مریخ نشان می دهد همیشه چندین زن وجود داشته باشد. امیدوارم عکس هایی شبیه آن عکسی که من در آن هستم دیگر وجود نداشته باشد».

در ادامه این مطلب قصد داریم شما را با 15 زنی آشنا کنیم که نقشی بسیار مهم در فرود اولین انسان ها در 20 جولای 1969 روی کره ماه داشتند.

مهندس جولی سالیوان مسئول سیستم زیست درمانی آپولو ۱۱ بود که ضربان قلب، فشار خون، تنفس و دمای بدن فضانوردان را در فضا کنترل می کرد. وی بعدها درباره تجربه خود چنین گفت: «وقتی می دانستند که یک زن در حال گوش دادن است، مردان بسیار موظب بودند که از زبان مشکل دار در مدار استفاده نکنند».

در ادامه این مطلب قصد داریم شما را با 15 زنی آشنا کنیم که نقشی بسیار مهم در فرود اولین انسان ها در 20 جولای 1969 روی کره ماه داشتند.

مهندس پَریش نلسون هیراساکی مسئول اطمینان از این بود که فضانوردان هنگام ورود مجدد به اتمسفر زمین بخار نشوند. او بالاترین دمای روی محافظ گرمایی آن ها را محاسبه کرد. هیراساکی توسط یکی از پیمانکاران ناسا و پس از فارغ التحصیل شدن از دانشگاه دوک در سال ۱۹۶۷ با مدرک مهندسی مکانیک استخدام شد. او گفته که در آن دوران تنها او و چند زن دیگر در این رشته درس می خواندند و اغلب او تنها دختر کلاس بوده است: «یاد گرفته بودم که در صف انتهایی کلاس بنشینم زیرا اگر کسی در مورد چیزی می خندید، نگران می شدم که شاید به من می خندند». برای ماموریت آپولو ۱۱، هیراساکی دماهای هزار درجه ای گرما روی لایه محافظتی فضانوردان را محاسبه کرد تا اطمینان حالص نماید که فضانوردان در بازگشت به زمین نسوزند. وی در مورد وظیفه اش چنین گفته است: «تا سرحد مرگ ترسیده بودم. با خودم گفتم فرزند من فضانورد نخواهد شد. خیلی می دانستم. کار خطرناکی بود. خیلی چیزها باید درست می بود. بسیار حیاتی بود».

در ادامه این مطلب قصد داریم شما را با 15 زنی آشنا کنیم که نقشی بسیار مهم در فرود فضاپیمای آپولو 11 در 20 جولای 1969 روی کره ماه داشتند.

فرانسس «پاپی» نورث کات اولین زن در بخش کنترل ماموریت ناسا بود. او مسئولیت داشت که از درست بودن محاسبات مربوط به مسیر بازگشت فضاپیمای آپولو ۱۱ به زمین اطمینان حاصل کند. نورث کات درباره تجربه خود چنین گفته است: «دیدن پرتاب فضاپیما احساس فوق العاده ای دارد. حس حیرت انگیزی است زیرا وقتی که پرتاب رخ می دهد زمین تکان می خورد». او گفته از این که تنها زن اتاق کنترل بوده احساس فشار نداشته اما تجربه راضی کننده ای نیز نبوده است. بعد از اتمام کار در ناسا، نورث کات به دانشکده حقوق رفته و با دریافت مدرک خود روی حقوق مدنی و حقوق زنان متمرکز شد.

در ادامه این مطلب قصد داریم شما را با 15 زنی آشنا کنیم که نقشی بسیار مهم در فرود فضاپیمای آپولو 11 در 20 جولای 1969 روی کره ماه داشتند.

منشی های ناسا یا همان طور که خودشان می گفتند، «خوشکل های دهه شصت»، نقش مهمی در موفقیت ماموریت های آپولو داشتند، زیرا آن ها تایپ گزارش های مهم، دستنامه ها و لیست های کنترلی را انجام می دادند. منشی ها در دهه ۱۹۶۰ باید املا و گرامر بسیار خوبی می داشتند زیرا هیچ کنترلی از لحاظ املایی و یا دکمه حذف وجود نداشت. منشی هایی نظیر جیمی فلاورز، که از دبیرستان محل تحصیلش مستقیم به ناسا رفت، بسیاری از نت برداری های بسیار محرمانه سازمان ناسا را انجام دادند. او می گوید که اضافه کاری در اداره در دوران ماموریت های آپولو بسیار رایج بود. کار او معمولاً از ۷:۳۰ صبح آغاز شده و تا ۵ تا ۶ نیمه عصر ادامه می یافت. وی در مصاحبه ای در سال ۲۰۰۸ در این باره چنین گفته است: «همه همین ساعات کار می کردند و فقط ما نبودیم. همه اینطور بودند. فضانوردان از ساعت ۸ صبح تا ۵ بعدازظهر در شبیه ساز بودند و بعد از آن باید پشت میزشان بوده و به کارهایشان می رسیدند. همه ما باید در دسترس می بودیم». دیگر منشی های دهه ۶۰ در ناسا گفته اند که روسای مردشان معمولاً بیش از حد کلمات رکیک به کار برده، قهوه زیادی نوشیده و به شدت سیگار می کشیدند.

در ادامه این مطلب قصد داریم شما را با 15 زنی آشنا کنیم که نقشی بسیار مهم در فرود فضاپیمای آپولو 11 در 20 جولای 1969 روی کره ماه داشتند.

و البته سه زن بودند که هنگام سفر فضانوردان آپولو ۱۱ به ماه، به امور خانواده آن ها رسیدگی می کردند: ژانت آرمسترانگ، جوآن آلدرین و پت کالینز. پسر ۱۱ ساله باز آلدرین در جولای ۱۹۶۹ در مصاحبه با آسوشییتدپرس گفته بود که وقتی پدرش روی ماه فرود آمد برای او بسیار هیجان انگیز بوده است. با این وجود خانم آلدرین گفته بود که نمی خواهد پسرش راه پدرش را در پیش گیرد: «اوه خدای من، نمی توانم برای بار دوم این رنج را تحمل کنم».

بیشتر بخوانید: چرا بعد از فضانوردان پروژه فضایی «آپولو ۱۱» هیچ انسانی نتوانسته روی ماه قدم بگذارد؟

نوشته چهره‌های پنهان؛ ۱۵ زنی که نقش انکارناپذیری در موفقیت فرود «آپولو ۱۱» روی ماه داشتند اولین بار در روزیاتو پدیدار شد.

رسمی غریب در اندونزی؛ وقتی مرده‌ها به جای گور به اتاق خواب می‌روند [تماشا کنید]

۱ مرداد ۱۳۹۸
599 views
بدون نظر

مرگ مقوله پیچیده‌ای است. تجربه کردن مرگ اعضای نزدیک خانواده را می‌توان به یک زخم همیشه تازه تشبیه کرد که حتی گذر زمان نیز آن را التیام نمی‌بخشد. اما چه می‌توان کرد! مرگ عزیزان همان‌قدر که تلخ و ناباورانه است، گریزناپذیر نیست هست. هرگز نمی‌توان این چرخه طبیعت را متوقف کرد. پس، بهترین درمان برای دردهای ناشی از مرگ نزدیکان، شکیبایی است.

اغلب مردم جهان پس از فوت عزیزانشان، دست به دامن سوگواری و صبوری می‌شوند. اما در جزیره سولاویزی اندونزی بیش از یک میلیون نفر زندگی می‌کنند که روشی دیگر برای کنار آمدن با این مساله در پیش گرفته‌اند: زندگی با اجساد!

قرن‌هاست در این گوشه‌ی دنیا مرده‌ها بخشی عادی از زندگی روزمره زنده‌ها را تشکیل داده‌اند.

اهالی این جزیره بر این باور هستند که افراد پس از مرگ نمرده‌اند و بیمار هستند. به همین خاطر آنها را در خانه در کنار خود نگهداری می‌کنند. آنها روزی دو بار برای مرده‌ی خود غذا، قهوه و سیگار می‌برند و با او گپ می‌زنند!

رسمی غریب در اندونزی؛ وقتی مرده‌ها به جای گور به اتاق خواب می‌روند

در گذشته با استفاده از گیاه‌های خاصی، بدن اجساد را سالم نگه می‌داشتند، اما در حال حاضر به بدن مرده فرمالین تزریق می‌کنند که بوی تند این ماده شیمیایی تمام فضای اتاق را پر می‌کند.

اجسادی که بالاخره شانس مدفون شدن پیدا می‌کنند نیز همچنان از زندگی در دنیا پس از مرگ در امان نیستند. برای کسب اطلاعات بیشتر در این رابطه از شما دعوت می‌کنیم ویدئوی جالب زیر را ببینید.

نوشته رسمی غریب در اندونزی؛ وقتی مرده‌ها به جای گور به اتاق خواب می‌روند [تماشا کنید] اولین بار در روزیاتو پدیدار شد.

ساخت سریال «جک ریچر» توسط سرویس استریمینگ آمازون بدون «تام کروز»

۱ مرداد ۱۳۹۸
596 views
بدون نظر

ماه ها بعد از آن که اعلام شد لی چایلد، شخصیت «جک ریچر» (Jack Reacher) خود را به تلویزیون می آورد، ساخت این سریال به طور رسمی توسط سرویس آمازون آغاز شده و نیک سانتورا خالق سریال «عقرب» (Scorpion) نقش تهیه کننده اجرایی و شورانر سریال را بر عهده خواهد داشت. همچنین سال گذشته اعلام شد که دیگر تام کروز در نسخه های سینمایی نقش شخصیت جک ریچر را بازی نخواهد کرد و لی چایلد بار دیگر حقوق مربوط به استفاده از شخصیت رمانی خود را بازیافته و آن را به صورت پروژه ای در اختیار شبکه ها و سرویس های استریمینگ مختلف قرار خواهد داد.

سریال جک ریچر Jack Reacher

علاوه بر این وی گفته که دوست دارد شخصیت تلویزیونی جک ریچر شباهت بیشتری با آنچه که در رمان او دیده می شود داشته باشد. با توجه به اینکه دو فیلم حاوی این شخصیت یعنی فیلم های «جک ریچر» و «جک ریچر: هرگز برنگرد» فیلم های متوسطی بوده و روی هم رفته تنها ۴۰۰ میلیون دلار فروش داشتند، به نظر می رسد که چنین تصمیمی از جانب خالق این شخصیت مناسب و قابل درک باشد. موفقیت اندک این دو فیلم نیز تا حدود زیادی به خاطر تام کروز و کارگردان مجموعه فیلم های «ماموریت غیرممکن»، کریستوفر مک کواری، بود که همین موضوع بر تصمیم چایلد برای تغییر سبک تصویرسازی و بازیگر اصلی نقش جک ریچر در پروژه های آینده تاثیر قابل توجهی داشت.

سریال جک ریچر Jack Reacher

چایلد گفته است بر اساس آنچه که که در کتاب او آمده، شخصیت جک ریچر باید مردی با ۶ فوت بلندی قامت (حدود ۱۸۳ سانتیمتر) و دست هایی به اندازه یک بشقاب شام باشد. بدین ترتیب جستجوها برای بازیگری با مشخصات مشابه که بهترین گزینه برای ایفای نقش ریچر باشد آغاز شده و به نظر می رسد که سرویس آمازون از تمام پتانسیل خود برای توسعه این سریال استفاده خواهد کرد.

بیشتر بخوانید: «بریکینگ بد»؛ معنای عنوان یکی از جذاب‌ترین و پرطرفدارترین سریال‌های تاریخ چیست؟

نوشته ساخت سریال «جک ریچر» توسط سرویس استریمینگ آمازون بدون «تام کروز» اولین بار در روزیاتو پدیدار شد.

چرا زن‌ها بیشتر از مردها به داستان‌های عاشقانه علاقه دارند؟

۱ مرداد ۱۳۹۸
613 views
بدون نظر

رمان‌های عاشقانه یکی از پرفروش‌ترین ژانرهای کتاب در سراسر جهان است که اغلب هم توسط زنان خریداری می‌شوند. میزان محبوبیت این دست از کتاب‌ها به قدری بالاست که همزمان با رکود فروش کتاب‌های دیگر، رمان‌های رمانس با استقبال بسیار زیادی از طرف مردم روبه‌رو بود.

وقتی چیزی همچون کتاب‌های عاشقانه تا این اندازه موفق هستند، بدون شک باید به ذات و طبیعت انسان ربط داشته باشد. همین‌طور هم هست. داستان‌های عاشقانه هر آنچه زنان نیاز دارند را به آنها می‌دهد؛ چیزی که دنیای واقعی توان آن را ندارد اما دنیای خیالیِ داستان به خوبی از عهده‌اش بر می‌آید.

«مرین فیشر»، روانشناسی است که به منظور یافتن پاسخ این سوال که چرا داستان عاشقانه می‌خوانیم، رمان‌های عاشقانه زیادی مطالعه کرده. او در نتیجه این تحقیق متوجه شد چند فاکتور ثابت و مشابه در این داستان‌ها دلیل اصلی جذابیت و محبوبیت آنهاست. 

در اغلب کتاب‌های رمانس اینگونه است که شخصیت مرد در ابتدای داستان یک فرد خوش‌تیپ اما خوشگذران، عیاش و بی‌وفاست اما به محض اینکه عاشق زنِ داستان می‌شود، مسیر زندگی‌اش تغییر می‌کند و به مردی باوفا و صادق تبدیل می‌شود و هیچ‌چیزی به اندازه آن زن برایش مهم نیست.

تبدیل شدن مرد داستان از یک بیکارِ بی‌خاصیت به یک پدر دلسوز و همسر وفادار چندان سریع و بی‌دردسر هم نیست و بیش از ۱۵۰ صفحه طول می‌کشد تا این اتفاق روی دهد.

دکتر فیشر در این رابطه می‌گوید:

در واقعیت ما به ندرت شاهد چنین چرخش‌های بزرگی در سبک زندگی افراد هستیم. در دنیای واقعی آدم‌های کم‌سواد و بی‌تربیت همیشه همان‌طور هستند و مرد متشخص هم از اول متشخص است. به ندرت پیش می‌آید یک انسان لاابالی به یک مرد باجذبه و باسواد تبدیل شود؛ با برعکس.

در داستان‌های عاشقانه هرگز به طبیعت واقعی رابطه‌های طولانی‌مدت پرداخته نمی‌شود.

چرا داستان عاشقانه می‌خوانیم

آلکساندر سولژنیتسین، برنده‌ی نوبل ادبی ۱۹۷۰: تنها جایگزین برای زندگی ‌که خودمان آن را نزیسته‌ایم، هنر و ادبیات است. هنر و ادبیات، توانایی شگفت‌انگیزی دارند: فراتر از تمایزات زبانی، آداب و سنت‌ها و ساختار اجتماعی، آنها می‌توانند تجربه زندگی یک ملت را به دیگری انتقال دهند. ادبیات، تجارب غیر قابل انکاری را به صورت فشرده از نسلی به نسل دیگر منتقل می‌کند و به این ترتیب به حافظه‌ی زنده‌ی ملت تبدیل می‌شود.

دکتر فیشر در روند مطالعه داستان‌ها این موضوع را کشف کرده که این داستان‌ها اغلب بر اساس جست‌وجوی زنان برای یافتن مرد ایده‌آل در طول تاریخ نوشته شده‌اند. واژه‌هایی که در داستان‌های عاشقانه به وفور از آنها استفاده می‌شود حول محور مردی می‌چرخند که ثروتمند، سالم، خوش‌اندام و وفادار است؛ خصوصیاتی که همیشه برای زنان سراسر جهان در تمام طول تاریخ مهم بوده و میلیون‌ها سال است که زنان بدنبال چنین ویژگی‌هایی در مرد خود هستند.

شاید بتوان گفت یکی از دلایل محبوبیت رمان‌های عاشقانه ریشه در گذشته انسان دارد.

«نانا مالونه» نویسنده رمان‌های عاشقانه است که کتاب‌های او تقریبا مسیری متفاوت را طی می‌کنند. زنان داستان‌های او اغلب بسیار قوی و متفاوت از دیگر داستان‌های عاشقانه هستند. «مالونه» در این رابطه می‌گوید: برای من مهم است زنان داستان‌هایم شخصیتی داشته باشند که من در دنیای واقعی دلم بخواهد با آنها هم‌کلام شوم یا آنها را به چای دعوت کنم. آنها زنان واقعی هستند، نه سیندرلا.

مردهای رمان‌های عاشقانه میلانه نیز بیکاره‌هایی نیستند که پس از عاشق شدن، سربه‌راه و مرد خانواده بشوند.

اما فارغ از زنان و مردان و داستان‌هایی که بین آنها در چنین کتاب‌هایی روی می‌دهد، باید گفت: روابط عاشقانه در مورد امید است و یافتن عشق و سرمست شدن از آن.

چرا داستان عاشقانه می‌خوانیم

در ادبیات ایران نیز عشق کاملا سنتی ایرانی (زال و رودابه) در مقابل عشق اجباری (ویس و رامین) قرار می‌گیرد و ‏حکایت‌هایی از عشق کورکورانه (وامق و عذرا) نیز روایت می‌شود. برخی از این داستان ها ریشه در ایران دارند و ‏سرچشمه برخی دیگر، در ادبیات سایر ملت‌ها است که در ایران پرورش یافته و از نظر خط سیر داستان و آرایه‌های ادبی ‏به کمال رسیده است. در مسیر مطالعه داستان، خواننده می‌تواند با زبان ادبیات، از سرنوشت هریک از این داستان‌های ‏عاشقانه عبرت بگیرد و با حکمت‌های ریز نهفته در آن نیز آشنا شود.‏

خواننده داستان‌های عاشقانه دوست دارند باور کنند علیرغم تمامی بدبختی‌ها و موانعی که نویسنده پیش روی شخصیت‌های داستان می‌گذارد، آنها در نهایت به هم می‌رسند و در عشق همدیگر غرق می‌شوند.

افرادی که داستان عاشقانه می‌خوانند زندگی شادتری دارند

جالب است بدانید برخلاف تصور عام، خواندن داستان‌های عاشقانه سطح توقع زنان یا مردان را نسبت به عشق و رابطه عاطفی بالا نمی‌برد و آنها را در وضعیت غیرمعقول قرار نمی‌دهد. در تحقیقات دکتر فیشر مشخص شد، افرادی که چنین کتاب‌هایی می‌خوانند به طور کلی انسان‌های شادتر و مثبت‌اندیش‌تری هستند.

شاید بتوان این امر را به روانشناسی مثبت ربط داد. چنین داستان‌هایی با پایان‌های خوب و خوشایند به مغز و ذهن خواننده می‌آموزند که همیشه مثبت‌اندیش باشد و مطمئن باشد که در پس هر سختی و مشکلی یک خیر و اتفاق خوبی نهفته است.

وقتی دیدگاه ما به جهان و محیط اطراف مثبت باشد، شادتر خواهیم بود.

به همین خاطر است که بسیاری از روانشناسان بر این باور هستند که آدم‌ها اغلب به سمت داستان‌هایی کشش دارند که پایان خوشی دارد؛ زیرا این داستان‌ها خوشحالی و امید را به زندگی آنها تزریق می‌کنند که امری کاملا پسندیده و نیک است.

چرا داستان عاشقانه می‌خوانیم

عاشقانه‌های کلاسیک به ما می‌آموزند که خودانگیخته و متفاوت فکر کنیم.

از آنجا که زنان بیشترین مخاطبان رمان‌های عاشقانه هستند، باید به مردها گفت که اگر همسرشان به چنین داستان‌هایی علاقه‌مند هستند، به هیچ عنوان نباید نگران فروپاشی رابطه خود باشند. چون برعکس، این زنان یاد می‌گیرند در زندگی عاطفی خود رفتار بهتری داشته باشند و روابط خود را با همسرشان بهبود ببخشند.

چرا زنان بیشتر از مردان به سمت داستان‌های عاشقانه گرایش دارند؟

مطالعه کردن نوعی فرار از واقعیت و گریزگرایی محسوب می‌شود و داستان‌های عاشقانه همیشه مملو از فانتزی‌های زیبا و اشتیاقات آتشین هستند. شاید یک زن هرگز دوست نداشته باشد با یک لات بی‌سروپا در خیابان قرار بگذارد، اما بدون شک از شنیدن داستان رابطه او با دختر همسایه لذت می‌برد. زنان با خواندن داستان‌های رمانس، خود را جای شخصیت‌های رمان می‌گذارند و در میان آنها و به سبک آنها زندگی می‌کنند. بدین ترتیب آنها قدرت فانتزی، خیال‌پردازی و گمانه‌زنی‌های خود را تقویت می‌کنند.

این همان کاری است که دختربچه‌ها در خردسالی انجام می‌دهند؛ آنها با یک عروسک سعی در تقویت قوه‌ی تخیل خود دارند. دختربچه‌ها مادر عروسک می‌شوند، برایش داستان تعریف می‌کنند، موهایش را شانه می‌زنند، او را نصیحت می‌کنند و ….

چرا داستان عاشقانه می‌خوانیم

دلیل اصلی علاقه زنان به داستان‌های عاشقانه این است که آنها با تصویرسازی و غرق شدن در دنیای خیال هرآنچه نمی‌توانند در دنیای واقعی داشته باشند را بدست می‌آورند.

از دیگر دلایل گرایش زنان به رمان‌های عاشقانه می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:

۱- برای فرار از زندگی روزمره و عادی: همه انسان‌ها بعضا به خواندن داستان‌هایی نیاز دارند که برای مدتی کوتاه و به‌طور موقت ذهنشان را از مسایل عادی زندگی دور کند.

۲- برای اینکه عاشق عشق هستند: زنان شاید شخصیتِ داستان Gone Girl را نداشته باشند اما از خواندن اتفاقاتی که برای چنین دختری روی می‌دهد لذت می‌برند. داستان‌های رمانس همیشه مملو از اتفاقات جالب بین زن و مرد هستند که ممکن است فرد در زندگی واقعی هرگز تجربه نکند.

۳- برای پایان خوش داستان‌ها: شاید در زندگی واقعی به ندرت پایان خوشی برای زندگی‌هایمان متصور شویم، اما در رمان‌های عاشقانه همیشه عاشق و معشوق تا پایان عمر در کمال شادی و آرامش در کنار هم زندگی می‌کنند.

نوشته چرا زن‌ها بیشتر از مردها به داستان‌های عاشقانه علاقه دارند؟ اولین بار در روزیاتو پدیدار شد.

۱۰ فیلم جذاب، پرتنش و تراژیک برای دوستداران سریال «چرنوبیل» [قسمت دوم]

۳۱ تیر ۱۳۹۸
556 views
بدون نظر

مینی سریال ۵ اپیزودی «چرنوبیل» (Chernobyl) از شبکه HBO در مورد انفجار رآکتور شماره چهار نیروگاه هسته ای پریپرت در دوران اتحاد جماهیر شوروی، ریزش مرگبار تشعشعات هسته ای و پنهانکاری ناکام دولت، یک سریال اعتیاد آور و ترسناک و همزمان تاریک، خشن، دردناک و غیرقابل تصور است. اگر تماشای این سریال را به پایان رسانده و به دنبال تماشای فیلم های مشابهی هستید توصیه می کنیم که با ادامه مطلب همراه باشید. در ادامه این مطلب می خواهیم شما را با فیلم هایی آشنا کنیم که فضای داستانی مشابه سریال «چرنوبیل» دارند؛ چه داستانی در مورد تلاش دولت ها برای سرپوش گذاشتن بر یک فاجعه یا رسوایی باشد، چه قهرمانی که به تنهایی در جستجوی حقیقت است و تلاش انسان ها برای زنده ماندن پس از یک فاجعه زیست محیطی هولناک.

۵- سیلکوود (۱۹۸۳)

فیلم ها و سریال های شبیه سریال چرنوبیل Chernobyl

درست پس از موفقیت فیلم «سندرم چین»، هالیوود شروع به ساخت فیلم های بیشتری با بن مایه انرژی هسته ای و ترس از آلوده شدن به تشعشعات هسته ای کرد. فیلم «سیلکوود» (Silkwood) بر اساس زندگی یک تکنیسین شیمیایی و عضو اتحادیه کارگری آمریکایی که به خاطر تلاش هایش برای توجه به مکانیزم های مرتبط با سلامت و امنیت پرسنل در نیروگاه های هسته ای شناخته می شود ساخته شد. او در نهایت در اثر یک تصادف رانندگی و پر از ابهام کشته شد. در فیلم، نقش این زن را مریل استریپ بازی می کند که آن را باید حقیقتاً یکی از بهترین نقش آفرینی های او دانست. کارن سیلکوود یک مادر، یک دوست، یک نامزد و یک کارگر ماهر و بی نقص در مرکز تولید سوخت مر-مک گی شیمارون است.

فیلم ها و سریال های شبیه سریال چرنوبیل Chernobyl

از آنجایی که او فکر می کند فعالیت های کمپانی مذکور به سلامت کارگران صدمه وارد می کند وارد عرصه فعالیت های حزبی کارگری شده و بدین باور می رسد که مدیران مرکز گزارش های ایمنی نادرست و دروغینی ارائه داده و سعی دارند بخشی از معضلات فضای کار را پنهان کنند. در کنار فیلم های «ارین بروکوویچ» (Erin Brokovich) و «نورما رَی» (Norma Rae)، «سیلکوود» یکی از بهترین فیلم های دارای اینگونه فضای داستانی است. به عنوان یک فیلم مهم و قابل توجه، «سیلکوود» طمع و زیاده خواهی کمپانی های بزرگ، شهامت ایستادن در مقابل قدرت های بزرگ و تاکید بر خطرات تشعشعات هسته ای را به تصویر می کشد. مایک نیکولز و نورا افرون، به عنوان سازندگان فیلم، موفق شده اند تصویری واقعی، منصفانه و قابل باور از زندگی واقعی یک فرد عادی در این فیلم ارائه دهند و بازیگران فوق العاده فیلم نیز به ما کمک می کنند که هر گونه اشتباه و نقص جزئی را نادیده بگیریم.

۴- بیا و بنگر (۱۹۸۵)

فیلم ها و سریال های شبیه سریال چرنوبیل Chernobyl

وقتی که از سازنده سریال «چرنوبیل» پرسیده شد که چه فیلمی در ساخت این سریال برایش الهام بخش بوده است او از فیلم روسی-بلاروسی کلاسیک «بیا و بنگر» (Come and See) سخن گفت که از نظر او «بهترین فیلم جنگی تمام دوران» است. بعد از تماشای این دو متوجه شباهت های فریم به فریم بسیاری خواهید شد و شاید برایتان جالب توجه باشد که فیلمی که مازین- خالق سریال «چرنوبیل»- از آن الهام گرفته فیلمی است که پیش از فاجعه چرنوبیل در اتحاد جماهیر شوروی ساخته شده و هیچ ارتباطی با این فاجعه ندارد اما علت علاقه مازین به این فیلم و تلاش برای تکرار فضای آن در سریال خود کاملاً واضح و قابل درک است. مازین در این باره می گوید: «این فیلم به نحوی همزمان بسیار ملایم اما واقع بینانه است. تماشای آن دشوار اما مهم است».حق با مازین است زیرا «بیا و بنگر» یکی از ناراحت کننده ترین، دردناک ترین و کابوس آورترین فیلم هایی است که تاکنون ساخته شده است.

فیلم ها و سریال های شبیه سریال چرنوبیل Chernobyl

این فیلم آخرین ساخته الم کلیموف پس از ساخت فیلم های دیدنی «رنج» (Agony) و «وداع» (Farewell) و در مورد گروهی از نیروهای نازی آلمانی است که بلاروس را اشغال کرده اند. همزمان یک نوجوان بلاروسی به گروه های مقاومت می پیوندد و عواقب دردناک جنگ به دنبال می آیند. «بیا و بنگر» شباهتی به هیچ فیلم دیگری که تاکنون دیده اید ندارد و باید آن را شاهکار فیلمسازی در دوران اتحاد جماهیر شوروی دانست. فرانسوا تروفو گفته است که امکان ندارد بتوان یک فیلم ضد جنگ ساخت زیرا تمام فیلم های جنگی با انرژی و حس ماجراجویی شان در نهایت باعث می شوند که نبرد چیزی جذاب به نظر برسد. شاید اگر تروفو زنده می ماند و «بیا و بنگر» را می دید نظرش را در مورد فیلم های جنگی عوض می کرد. «بیا و بنگر» فیلمی است که نباید از دست داد و در حالی که این فیلم در دهه های اخیر بیش از گذشته در خارج از روسیه مورد توجه قرار گرفته اما باید از فیلم «عروج» (The Ascent) ساخته لاریسا شپیتکو، همسر کلیموف- نیز نام برد که در نوع خود شاهکاری دیگر اما کمتر مورد توجه قرار گرفته است.

بیشتر بخوانید: واقعیاتی جالب و خواندنی در مورد مینی سریال «چرنوبیل» و ماجرای واقعی آن [قسمت دوم]

۳- فروپاشی (۱۹۹۰)

فیلم ها و سریال های شبیه سریال چرنوبیل Chernobyl

فیلم «فروپاشی» (Raspad) دومین فیلم ساخته شده در دوران اتحاد جماهیر شوروی و شاید اولین فیلم روسی در مورد فاجعه چرنوبیل و عواقب آن است که توسط میخائیل بلیکوف ساخته شده است. عنوان فیلم نه تنها نمایانگر خود فاجعه چرنوبیل است بلکه به فضا و بن مایه کلی سریال نیز اشاره دارد: از هم پاشیدن روابط انسانی، شخصی و عمومی و شاید فروپاشی کل اتحاد جماهیر شوروی. این فیلم داستان چند شخصیت در مسیرشان به سمت نیروگاه هسته ای چرنوبیل را روایت کرده و فضایی پرآشوب و به هم ریخته دارد، درست مانند شرایطی که اتحاد جماهیر شوروی در آن دوران داشت.

فیلم ها و سریال های شبیه سریال چرنوبیل Chernobyl

اگر چه «فروپاشی» با بودجه ای بسیار اندک ساخته شده اما با تماشای آن حس خواهید کرد که در حال بازدید از محل واقعی فاجعه چرنوبیل هستید. حماقت مسئولین، وحشتی که در میان عموم مردم ایجاد شده و زندگی پرآشوب همگی به شکلی بسیار واقعی و باورپذیر به تصویر کشیده شده که فیلم را به انتخابی مناسب و جذاب برای علاقمندان به تاریخ شوروی از دیدگاه یک کارگردان روسی در دورانی که اتحاد جماهیر شوروی در حال فروپاشی بود تبدیل می کند. شاید این فیلم برای همه مخاطبان جذاب نباشد اما سبک منحصربفرد آن در ترکیب مستند و درام با بن مایه سورئال و کابوس وار را می توان از دیگر دلایل متفاوت بودن این فیلم دانست.

۲- سرزمین فراموشی (۲۰۱۱)

فیلم ها و سریال های شبیه سریال چرنوبیل Chernobyl

فیلم فرانسوی «سرزمین فراموشی» (Land of Oblivion) که در شهر محل فاجعه چرنوبیل فیلم برداری شده ما را به زندگی مردم عادی در روز ۲۶ آوریل ۱۹۸۶ با تمام پیچیدگی های شرایط آن روز می برد. این فیلم دیدنی و زیبا با یک روز زیبای بهاری در اوکراین آغاز می شود. والری کوچولو همراه با پدرش الکسی که یکی از مهندسان نیروگاه اتمی شهر است یک نهال سیب می کارد. آنیا و پیوتر ازدواج کرده و با یک درشکه به محل برگزاری عروسی می روند. آن ها در حال جشن گرفتن عشق شان بوده و سرشار از شادی هستند که ناگهان فاجعه رخ داده و همه چیز تغییر می کند. سبک روایی داستان هیچ گاه بیش از حد وارد سیاست نمی شود حتی زمانی که انتقاد از سبک مدیریت دولت در ماجرای چرنوبیل در قلب فیلم قرار دارد زیرا «سرزمین فراموشی» بیشتر فیلمی در مورد تراژدی چرنوبیل از زاویه انسانی است و در مورد امید و از دست دادن عزیزان. این فیلم در مورد مردمی است که در نتیجه حوادث آسیب می بینند.

فیلم ها و سریال های شبیه سریال چرنوبیل Chernobyl

هر چند در داستان چیز زیادی از خود حادثه نمی بینیم اما «سرزمین فراموشی» بیشتر روی مردم و ارتباط آن ها با سرزمین شان و احساسی کن در مورد محل زندگی خود دارند تمرکز دارد و این همان چیزی است که تماشای این فیلم را به تجربه ای دردناک تبدیل می سازد. همچنین باید به سرنوشت شخصیت آنیا با بازی بی نقص اولگا کوریلنکو اشاره کرد که خود را بین رفتن و ماندن گرفتار می بیند. معمولاً پروژه های مرتبط با ماجرای چرنوبیل روی خود حادثه تمرکز کرده اند اما «سرزمین فراموشی» بهترین گزینه برای کسانی است که می خواهند شاهد درد انسانی و ترومای ناشی از اینگونه حوادث باشند.

۱-شهروند مجهول (۱۹۹۵)

فیلم ها و سریال های شبیه سریال چرنوبیل Chernobyl

این بار نیز یکی دیگر از ساخته های شبکه HBO و یکی از بهترین فیلم های تلویزیون تمام دوران. فیلم تلویزیونی «شهروند مجهول» (Citizen X) به تلاش های مقامات اتحاد جماهیر شوروی برای دستگیری یک قاتل سریالی به نام آندری چیکاتیلو با لقب «قصاب روستوف» می پردازد. چیکاتیلو یک قاتل سریالی بود که بین سال های ۱۹۷۸ تا ۱۹۹۰ بیش از ۵۲ زن و کودک را در روسیه، اوکراین و ازبکستان، پس از تجاوز به قتل رسانده و تکه تکه کرد. این فیلم فصلی دیگر از بوروکراسی فلج کننده و فاسد اتحاد جماهیر شوروی را به تصویر می کشد. در فیلم می بینیم که دولت به هیچ عنوان به این فجایع اشاره ای نکرده و سعی می کند به تصویر «همه در شوروی خوشحال هستند و هیچکس در کشور مشکلی ندارد» ادامه داده و همزمان مشکل را نادیده بگیرد.

فیلم ها و سریال های شبیه سریال چرنوبیل Chernobyl

کریگ مازین، سازنده سریال چرنوبیل، در مصاحبه های خود به «شهروند مجهول» و تاثیر آن بر سریال خود نیز صحبت کرده است. اینکه در این فیلم نیز گروهی از مردان سعی دارند تحت بوروکراسی پیچیده اتحاد جماهیر شوروی چیکاتیلو را دستگیر کنند فضایی بسیار شبیه سریال «چرنوبیل» دارد. نقش یکی از این مردان را دونالد ساترلند بازی می کند که به خاطر آن برنده جایزه گرمی و گلدن گلوب نیز شد. شخصیت ساترلند به نحوی شبیه شخصیت بوریس شربینا (استلان اسکارشگارد) در سریال «چرنوبیل» است. «شهروند مجهول» یک فیلم قوی و موثر دیگر است که نشان می دهد ذهنیت «حفظ ظاهر» و سعی در سرپوش گذاشتن بر واقعیت تنها باعث بیشتر شدن مشکلات می شود.

فیلم ها و سریال های شبیه سریال چرنوبیل Chernobyl

در کنار فیلم هایی که به آن ها اشاره شد فیلم ها و مستندهای دیگری نیز در ارتباط با فاجعه چرنوبیل ساخته شده اند که ارزش تماشار کردن را دارا هستند: «قلب چرنوبیل» (Chernobyl Heart)، «دارکوب روسی» (Russian Woodpecke)، «نبرد چرنوبیل» (Battle of Chernobyl)، «صدای لودمیلا» (The Voice of Lyudmilla) و «نجات از فاجعه» (Surviving Disaster). فیلم «شکستن امواج» (Breaking the Waves) که در آن اکثر بازیگران سریال «چرنوبیل» حضور دارند را نیز از دست ندهید.

بیشتر بخوانید: سریال تماشایی «چرنوبیل»؛ پاسخ به ابهامات مهم مخاطبان پس از پایان داستان [قسمت اول]

نوشته ۱۰ فیلم جذاب، پرتنش و تراژیک برای دوستداران سریال «چرنوبیل» [قسمت دوم] اولین بار در روزیاتو پدیدار شد.

حیواناتی که فضانورد شدند؛ از سگ و گربه تا مگس میوه و عروس دریایی

۳۱ تیر ۱۳۹۸
712 views
بدون نظر

ناسا و دیگر آژانس های فضایی بسیار پیش از انسان ها، حیواناتی مانند میمون، سگ و گربه را به فضا بردند تا شرایط را برای زنده ماندن انسان پس از ترک زمین فراهم سازند. کشورهایی مانند ایالات متحده، اتحاد جماهیر شوروی، فرانسه و چین از دهه ۱۹۴۰ و به عنوان بخشی از تحقیقات فضایی خود، حشرات، پستانداران، ماهی و خزندگان را به فضا فرستادند و برخی از آن ها حتی امروز نیز به فرستادن حیوانات به فضا ادامه می دهند. برخی از این حیوانات برای بررسی تاثیر فضا روی موجودات زنده به خارج از زمین فرستاده شده و دانشمندان سعی کردند اطمینان حاصل نمایند که این حیوانات زنده به زمین بازگردند تا بتوان آن ها را مطالعه کرد، اگر چه بسیاری از این حیوانات در حین سفر یا پس از آن کشته شدند.

حیوانات فضانورد

برخی از این حیوانات در جریان تقلای کشورهای بزرگ برای داشتن برتری نسبت به دیگران به فضا فرستاده شده و از همان ابتدا مشخص بود که بازگشتی در انتظار آن ها نیست. بر اساس بیانیه سازمان ناسا: «علیرغم از دست رفتن های متعدد، این حیوانات به محققان چیزهای بسیار زیادی آموختند که بدون وجود آن ها امکان یادگیری آن ها وجود نداشت. بدون تست های حیوانی در اولین روزهای برنامه فضایی انسان، برنامه های شوروی و ایالات متحده می توانست با از دست رفتن تعداد زیادی انسان همراه باشد». در ادامه این مطلب قصد داریم شما را با برخی از مشهورترین، مهم ترین و البته عجیب ترین حیواناتی که به فضا فرستاده شده اند آشنا کنیم.

حیوانات فضانورد

مگس های میوه اولین حیواناتی بودند که به فضا فرستاده شدند و ناسا همچنان به فرستادن این حشرات به پایگاه فضایی بین المللی برای کمک به درک تاثیرات فضا بر جسم انسان ادامه می دهد. ناسا تاکید کرده که «برای بسیاری از افراد، مگس های میوه تنها موجودات موزی هستند که اطراف موزهای خراب شده و دیگر میوه های فراموش شده می چرخند اما مطالعه آن ها می تواند به بررسی اثرات ماموریت های فضایی طولانی مدت روی بدن فضانورد و چگونگی عکس العمل بدن نسبت به محیط جدید و استرس زا کمک کند». جالب اینکه نزدیک به ۷۵ درصد از ژن های بیماری های انسانی مشابه ژن های مگس میوه هستند و نگهداری از این حشرات به تجهیزات و هزینه های بسیار پایینی نیاز دارد.

حیوانات فضانورد

آلبرت ۲

ناسا فرستادن میمون به فضا را از سال ۱۹۴۸ آغاز کرد که آغاز سنت دیرپا و قدیمی آژانس های فضایی جهانی برای بررسی تاثیرات سفر در فضا بر روی بدن انسان بود. اولین میمونی که به فضا فرستاده شد آلبرت ۱ نام داشت که در ژوئن ۱۹۴۲ با استفاده از راکت وی-۲ از نیومکزیکو به فضا پرتاب شد اما در مسیر پرواز به دلیل خفگی کشته شد. نبود اسناد ثبت شده و ناشناخته بودن پروژه باعث شد که آلبرت قهرمان بی صدای عرصه حیوانات فضانورد باشد. میمون دوم با نام آلبرت ۲ در سال ۱۹۴۸ به فضا رفت اما در بازگشت و در لحظه برخورد سفینه اش با زمین کشته شد. در کل ۵ میمون با نام های آلبرت به فضا پرتاب شدند که همگی در جریان ماموریت جان باختند. یوریک اولین میمونی بود که در سال ۱۹۵۱ به فضا فرستاده شد و برای مدتی زنده ماند اما ساعاتی پس از بازگشت به زمین همراه با برخی از موش هایی که همراه او به فضا فرستاده شده بودند درگذشت. در این مدت، اتحاد جماهیر شوروی نیز چندین میمون به فضا فرستاده بود.

حیوانات فضانورد

میس بیکر

تا سال ۱۹۵۹ هیچ یک از میمون های فضانورد فرستاده شده توسط ناسا به فضا زنده نماندند. اولین نخستی که در سفر به فضا و پس از آن زنده ماند، میس بیکر بود که در سال ۱۹۵۹ به فضا فرستاده شد. همراه او یک میمون دیگر به نام ایبل به فضا فرستاده شده بود که پس از پایان سفر و روی میز تشریح به دلیل اثرات بیهوشی درگذشت اما میس بیکر تا سال ۱۹۸۴ زنده بود و در سن ۲۷ سالگی در اثر از کار افتادن کلیه درگذشت. ناسا این میمون را همراه با چند میمون دیگر از بازاری در میامی خریداری کرده بود و پس از تست های فراوان برای شناسایی بهترین گزینه میمونی برای فضا، میس بیکر برای این ماموریت انتخاب شد. قبر این میمون ماده اکنون در مرکز فضایی و راکتی ناسا در آلاباما است و روی قبر او نوشته شده که میس بیکر اولین حیوان آمریکایی است که به فضا سفر کرده و زنده بازگشت. آمریکا، اروپا و روسیه در دهه ۱۹۹۰ فرستادن میمون به فضا را متوقف کردند.

حیوانات فضانورد

ناسا اولین موش را در سال ۱۹۵۰ به فضا فرستاد که این موش در بازگشت و در جریان برخورد سفینه با زمین کشته شد. اگر چه این موش زنده نمایند اما تصاویری از او در شرایط بی وزنی گرفته شده است. ناسا به فرستادن موش به فضا ادامه داد، کاری که توسط فرانسه و اتحاد جماهیر شوروی نیز انجام گرفت. آژانس های فضایی امروزه نیز برای داشتن درکی بهتر از تاثیرات ترک کره زمین بر روی فضانوردان دست به پرتاب موش به فضا می زنند. در آوریل ۲۰۱۹، ناسا در ویدیویی، بی وزنی موش در پایگاه فضایی بین المللی را به عنوان بخشی از یک مطالعه در مورد تاثیرات ماموریت های طولانی مدت فضایی روی بدن فضانوردان منتشر کرد. محققان ناسا دریافتند که در فا نیز موش ها رفتارهای معمولی خود مانند حرکت کردن در داخل قفس، لیسیدن بدن خود و دیگر موش ها و غذا خوردن را ادامه می دهند اما راه های جدیدی برای کنار آمدن با بی وزنی نیز پیدا می کنند.

حیوانات فضانورد

لایکا

لایکا، سگ روسی، اولین حیوانی بود که در سال ۱۹۵۷ در مدار زمین قرار گرفت و مشهورترین حیوانی است که تاکنون به فضا فرستاده شده است. لایکا یک سگ ولگرد در شهر مسکو بود که به فضا رفت اما سفر او یک طرفه بود زیرا هیچ برنامه ای برای بازگشت او به زمین وجود نداشت. به همین دلیل به نظر می رسد که لایکای بیچاره تنها چند ساعت پس از رسیدن به مدار زمین زنده مانده است. آدیلیا کوتوفسکایا، زیست شناس روسی که لایکا را برای سفر فضایی اش آموزش داده بود در مصاحبه ای در سال ۲۰۱۷ چنین گفت: «از او خواستم که ما را ببخشد و در حالی که برای آخرین بار او را نوازش می کردم حتی به گریه افتادم».

بیشتر بخوانید: اتفاقات باورنکردنی که در سفر به فضا برای شما رخ خواهد داد

حیوانات فضانورد

بلکا و استرلکا

ناسا نیز گفته است که سفر این سگ به فضا باعث شد که این سازمان برای انجام برنامه های خود برای سفر به فضا ترغیب شوند. اگر چه لایکا معروف ترین سگ فضانورد بود اما اتحاد جماهیر شوروی سگ های دیگری نیز به فضا فرستاد. این ابر قدرت از سگ های ماده بی خانمان که از لحاظ تئوری توانایی بیشتری در مقابله با شرایط زندگی سخت داشتند استفاده می کرد. در سال ۱۹۶۰، دو سگ به نام های بلکا و استرلکا به اولین حیواناتی تبدیل شدند که در مدار قرار گرفته و سالم به زمین بازگشتند. وتروک و اوگولیوک که در سال ۱۹۶۶ به فضا فرستاده شدند هنوز هم رکورد طولانی ترین دوره حضور سگ سانان در فضا را در اختیار دارند. این دو سگ ۲۲ روز را در فضا سپری کردند.

حیوانات فضانورد

هام

اتحاد جماهیر شوروی در مسیر آماده شدن برای فرستادن انسان به فضا، انواع موش و خرگوش را در ماموریت هایی یک طرفه به فضا فرستاد. این کشور دو سگ را همراه با اولین خرگوش در سال ۱۹۵۹ به فضا پرتاب کرد. هام اولین شامپانزه ای بود که در سال ۱۹۶۱ فضا را دید. هام شامپانزه در ژانویه ۱۹۶۱ به فضا رفت. او در سال ۱۹۵۹ از غرب آفریقا آورده شد و توسط ناسا آموزش دید و در کل ۶٫۶ دقیقه بی وزنی را در طول سفر خود تجربه کرد. ماموریت موفقیت آمیز هام و بازگشت سالم او به زمین، راه را برای پرتاب موفق اولین فضانورد انسان ایالات متحده، آلن بی شپرد جونیور، در ۵ می ۱۹۶۱ هموار کرد. هام تا سال ۱۹۸۳ و زمان مرگش در دو باغ وحش زندگی کرد و جسد او در مقابل سالن مشاهیر فضایی بین المللی در آلموگوردو، نیومکزیکو به خاک سپرده شد.

حیوانات فضانورد

اولین خوک گینه ای نیز در سال ۱۹۶۱ توسط اتحاد جماهیر شوروی به فضا فرستاده شد. این خوک همراه با یک سگ و چند خزنده به فضا پرتاب شده و همه از این سفر پرماجرا جان سالم به در بردند. فرانسه نیز اولین و تنها گربه را در سال ۱۹۶۳ به فضا فرستاد. این گربه فیلیسیتی نام داشته و پس از تجربه بی وزنی سالم به زمین بازگشت اما پرواز بعدی با یک گربه دیگر با مشکلاتی مواجه گردید. بدین ترتیب اگر چه آموزش ها و برنامه هایی برای پرتاب گربه به فضا انجام شد اما فلسیتی تنها گربه ای بود که توانست به فضا برود.

حیوانات فضانورد

اتحاد جماهیر شوروی چندین لاک پشت، مگس و شپشک آرد را قبل از انسان و در سال ۱۹۶۸ به اطراف ماه فرستاد. این سفر یک هفته به طول انجامید و لاک پشت ها با حدود ۱۰ درصد وزن کمتر به زمین بازگشتند. عنکبوت، لاک پشت، ماهی و حشرات نیز بعد از رفتن انسان به ماه به این کره مرموز فرستاده شدند. بر اساس اسناد سازمان ناسا «خرگوش، لاک پشت، انواع حشرات، عنکبوت، ماهی، عروس دریایی، آمیب و جلبک به فضا فرستاده شد تا تاثیرات طولانی مدت زندگی در فضا بر روی رشد بافت ها و تولید مثل این موجودات در جاذبه صفر مورد بررسی قرار گیرد». اما دو عنکبوت به نام های آنیتا و آرابلا که در سال ۱۹۷۳ به فضا رفتند خبرساز شدند زیرا این دو موفق شدند در فضا تار بتنند. عنکبوت ها معمولاً قطر تارهای خود را بر اساس وزن خود مشخص کرده و از باد و جاذبه برای شروع ساخت تارهای خود استفاده می کنند.

حیوانات فضانورد

ناسا چندین عروس دریایی به فضا فرستاده و پس از تولید مثل، نوزدان آن ها را به زمین بازگردانده است. سازمان ناسا این کار را در دهه ۱۹۹۰ انجام داد تا نحوه انطباق این موجودات دریایی با جاذبه زمین پس از بازگشت را بررسی نماید. بچه عروس های دریایی برای انطباق با جاذبه با مشکل روبرو شدند. ناسا همچنین انواع مختلفی از ماهی ها را به پایگاه فضایی بین المللی فرستاد تا تاثیر خلاء را روی آن ها بررسی کند. اولین ماهی گورخری در سال ۲۰۱۵ به فضا فرستاده شد تا تاثیرات بی وزنی بر ماهیچه های آنان مشخص گردد تا به کمک نتایج آن بتواند درمان ها و داروهای جدیدی برای بیمارانی که به صورت دراز مدت روی تخت بیماری هستند و تحرک بسیار اندکی دارند کشف نماید. در فضا، ماهی ها و بچه قورباغه ها به دلیل جریان نداشتن آب نمی توانستند در یک مسیر مستقیم به حرکت ادامه دهند و دائماً دور خود می چرخیدند. به دلیل نبود جاذبه، ماهی ها از نور (در صورت وجود) به عنوان راهنما استفاده کرده و به سمت آن حرکت می کردند.

بیشتر بخوانید: ۸ کاری که فضانوردان نمی توانند در فضا انجام دهند

نوشته حیواناتی که فضانورد شدند؛ از سگ و گربه تا مگس میوه و عروس دریایی اولین بار در روزیاتو پدیدار شد.