شهریور ۲۰۱۹ ۱۰ » متن آهنگ جدید

دوشنبه , ۱۸ آذر , ۱۳۹۸
پخش اختصاصی
کد پیشواز و آوا انتظار
آرشیو
اخبار موسیقی
آرشیو

خوب! این یک سوال واقعی است. با ۴۰۰ ریال، چه چیزی در اقتصاد امروز ایران می توان خریداری کرد؟ شاید این سوال برای شما خنده دار باشد و به تمسخر بگیرید که امروزه برای خرید یک نان بربری ساده غیر کنجد دار، بایستی حداقل  ۱۰۰۰ تومان پول به نانوا بدهید.

یک بستنی معمولی، دیگر زیر ۱۵۰۰ تومان نیست و یک بطری آب نیم لیتری هم ۱۲۰۰ تومان قیمت دارد. ورودی بسیاری از تاکسی های درون شهری، ۱۵۰۰ تومان است و کم تر روزنامه ۱۰۰۰ تومانی می توان پیدا کرد. پس، امروزه  کف قیمتی خیلی چیزها در اقتصاد ایران را باید با کف ۱۰۰۰  تومان یا کلا با اسکناس ۱۰۰۰ تومانی باید بسنجیم.

خوب! این طور که مشخص است، با زیر ۱۰۰۰ تومان، چیز خاصی در اقتصاد امروز ایران که با رکود تورمی سنگینی روبرو است، نمی توان خریداری کرد و از ۲ سال پیش تا کنون، قیمت بسیاری از کالا و خدمات، خود را با دلار ۱۴۰۰۰ تومانی تطبیق داده است.

خواه لوازم آرایشی باشد، خواه خودرو باشد، خواه خشکبار باشد و حتی پوشاک. خیلی چیزها در اقتصاد ایران ظرف سال ۹۷ تا به امروز، حداقل ۲ تا ۴ برابر شده  است و این رویه به نظر می رسد با وضعیت تحریم ها و سوء مدیریت در اقتصاد کلان ایران، هم چنان ادامه دار بوده تا سیگنال «بارداری در ایران و زایمان در شهرهای کانادا»، هم چنان توجیه آور و جذاب برای شمار زیادی از هموطنان ناسیونالیست باشد.

اما اگر کمی تامل کنیم، درخواهیم یافت که در اقتصاد امروز تورمی ایران که خیلی از بازارها مثل مسکن و طلا و زمین و خودرو، به نقطه اشباع رسیده است و جذابیت های کمی برای خرید و فروش و سودهای کلان مثل سالهای قبل دارد، همچنان بازار سرمایه یا همان بورس، فرصت های طلایی را در اختیار سرمایه گذاران صبور و آگاه قرار می دهد.

سوال اول این گفتار این بود که با ۴۰۰ ریال چه چیزی در اقتصاد امروز ایران می توان خرید؟ پاسخ این است که با ۴۰۰ ریال، می توان ۱ سهم  بانک تجارت، بزرگ ترین بانک خصوصی ایران با بیش از ۲۵۰۰ شعبه در سراسر کشور را خریداری کرد! آری! هر سهم امروز بانک تجارت با نماد وتجارت در بازار بورس اول ایران، حدود ۴۰۰ ریال است.

بورس

تابلو نماد بانک تجارت در بازار بورس ایران که پس از ۴۰۰ درصد افزایش سرمایه به حدود ۴۰۰ ریال رسیده است

چرا؟ چون این  بانک اخیرا افزایش سرمایه سنگین از تجدید ارزیابی دارایی ها داده و تعداد کل سهام، چند برابر شد و به همان نسبت، قیمت نیز کاهش یافت و عدد امروز هر سهم بانک تجارت، به حدود ۴۰۰ ریال رسیده است. آیا خرید سهمی که ۴۰۰ ریال قیمت دارد،‌ریسک است؟ آیا با ۴۰۰ ریال، چیز دیگری می توان در اقتصاد امروز ایران که هر عدد بربری و نان سنگگ بیش از ۱۰ هزار ریال است، خرید کرد؟ آیا بانک تجارت، یک شرکت زیان ده و پر ریسک و به قولی به درد نخور است؟!

آن چه مسلم  است، بسیاری از شرکت ها در بازار بورس ایران خود را با دلار ۱۴ هزار تومانی در روزهای پایانی بهار ۹۸ تطبیق نداده اند و قیمت های آن ها هنوز با دلار زیر ۲ هزار تومانی تطبیق داده می شود. بسیاری از سهام در بازار امروز بورس ایران که روزانه بین  ۱۵۰۰ تا ۲۰۰۰ میلیارد تومان گردش معاملاتی دارد، افزایش قیمتی چندانی به نسبت ارز و سکه و طلا و زمین و مسکن در ۲ سال اخیر نداشته و هم چنان فرصت های جذابی برای سودهای شیرینی رویایی،  برای سهامداران نوید می دهند.

پتروشیمی پارس اگرچه ۴۲۰۰ تومان قیمت دارد، اما ساخت این پتروشیمی با دلار زیر ۲ هزار تومان بوده و انتظار رشد قیمتی برای این سهم متصور هستیم

منظور از سودهای شیرینی رویایی، ۱۰۰ درصد یا ۲۰۰ درصد سود ظرف ۲-۳ سال نیست. همین شرکت تپکو اراک ظرف چند سال اخیر، بیش از ۱۰۰۰ درصد افزایش قیمت پیدا کرد و سرمایه خیلی ها را ۱۰ برابر افزایش داد. همین تپکویی که من و شما خبر از اعتصابات کارگری و زیان ده بودن آن شنیدیم و هم چنان هم می شنویم! اما آیا بازار بورس،‌به اخبار متکی است  یا به واقعیت های صورت های مالی؟ آیا گرگ های بورس، حال را می خرند یا روی آینده سرمایه گذاری می کنند؟

اگر شما حداقل تا سال ۱۴۰۰ هجری شمسی که برگزاری سیزدهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری است، به دنبال بستری عالی برای سرمایه گذاری جذاب و بلند مدت هستید، بازار بورس،  گزینه اول شما خواهد بود. اگر سود های شیرین، آرمان شما  است، دوستی بهتر از بازار بورس و فرابورس و بورس انرژی ندارید.

سهام عدالت اگر در ماه های آینده برای خرید و فروش آزاد شود، ۴۸/۰۰۰/۰۰۰ هموطن،‌ صاحب کد بورس شده و انقلابی در بورس ایران رخ خواهد داد. فراموش نکنیم که ارزش سبد سهام عدالت، بیش از ۵۰۰۰ میلیارد تومان است. افزایش  شمار دارندگان کد بورسی در ایران به بیش از ۱۰ میلیون نفر و مشارکت حدود ۵۰۰ هزار نفری هموطنان در عرضه اولیه ها (مثل عرضه اولیه تاصیکو و پروپیلن) نوید بخش روزهای طلایی در بورس ایران دارد.

اگر قصد سرمایه گذاری در بازار بورس دارید:

  • کد بورس بگیرید.
  • در سامانه سجام به صورت رایگان ثبت نام کنید.
  • به یکی از ۱۰۶ کارگزاری در سراسر ایران رفته و دسترسی رایگان معاملات آنلاین بگیرید.
  • وارد سایت TSETMC.com شده و قیمت و رفتار قیمتی و نوسانات قیمتی بیش از ۵۴۰ شرکت پذیرفته شده در بورس ایران را بررسی کنید.
  • کمی به این قضیه که نفت و گاز و انرژی ایران در بورس انرژی با نماد انرژی ۳، در حال معامله است، توجه و تامل کنید. این موضوع، برای حرفه ای ها، معانی بسیاری دارد. بس ژرف و شگرف!
  • مفت ترین سهام بازار بورس در گروه خودرویی، پتروشیمی، تجهیزات،‌ کشاورزی و غذایی را شناسایی کنید. سهام شرکت های این گروه ها در بازار بورس و فرابورس ایران، پایین تر از قیمت ذاتی است.
  • در بورس امروز ایران، شرکت هایی با قیمت هر سهم زیر ۲۰۰ تومان، بسیار است. همان طور که می دانید با ۲۰۰ تومان هم چیز خاصی در اقتصاد امروز ایران نمی توان خرید. اما می توان صاحب ۱ سهم بانک تجارت، ۱ سهم تپکو و ۱ سهم شرکت ساپیا شد. آری! با ۲۰۰ تومان.
  • برای برخی از سهام در بورس ایران ظرف ۲ تا ۳ سال آینده، رشد ۲۰۰ تا ۱۰۰۰ درصدی پیش بینی می شود. مس سرچشمه و بورس انرژی و صنایع دریایی ایران، تنها مشتی نمونه خروار است.
  • دلار ۵۰ هزار تومانی نزدیک است. اما چه زمانی به این سقف تاریخی می رسد، الله اعلم! مشخص نیست. اما روند قیمتی دلار و سکه و ارز، در یک کانال صعودی با افت و خیز همراه است و قطعا به نسبت سودهای رویایی در بورس ایران در بازه چند ساله، عددی محسوب نمی شود.
  • تشکیل پرتفو، انتظار حداقلی از فعالان بازار سرمایه است.
  • در بورس، مهم تر از دانش و اطلاعات و سرمایه، صبوری حرف اول را می زند.

حتما ببینید: انرژی۳: سهمی که ظرف ۸ ماه ۷ برابر شد

نوشته سوال‌مهم: با «۴۰۰ ریال» چه چیزی می توانید بخرید؟ اولین بار در روزیاتو پدیدار شد.

مینی سریال «چرنوبیل» (Chernobyl) سریالی ۵ قسمتی ساخته شبکه HBO بود که بسیاری را در سراسر جهان غافلگیر کرده و حتی در سایت سینمایی مشهور IMDb نمره بالاتری از «بازی تاج و تخت» و «بریکینگ بد» بدست آورده است. این سریال کوتاه به اتفاقات پس از ماجرای فاجعه هسته ای چرنوبیل که در ۲۶ آوریل ۱۹۸۶ رخ داد می پردازد. سریال «چرنوبیل» توسط بسیاری در غرب مورد ستایش قرار گرفته و آن را یک تصویرسازی ترسناک اما واقع گرایانه از کسانی توصیف کرده اند که برای نجات جهان از تشعشعات سمی ناشی از انفجار رآکتور شماره چهار این نیروگاه در دو جبهه متفاوت مبارزه می کردند.

چرنوبیل

اما واقعیت تاریخی این سریال توسط دولت روسیه به چالش کشیده شده به نحوی که مقامات روسی گفته اند که آن ها نیز روایت خود از این ماجرا را در قالب یک سریال به تصویر خواهند کشید که در آن انفجار در این رآکتور به نقشه خرابکارانه یک عامل سازمان سیا باز می گردد. در ادامه این مطلب قصد داریم به جزییاتی جالب در مورد شخصیت های اصلی و اتفاقاتی در که در حقیقت ماجرا برایشان رخ داد بپردازیم.

هشدار اسپویل: در ادامه مطلب به شخصیت ها و بخش هایی از داستان سریال اشاره خواهد شد.

والری لگاسوف: شیمیدان اتحاد جماهیر شوروی

چرنوبیل

آنچه در سریال می بینیم…

والری لگاسوف به عنوان شخصیت اصلی سریال «چرنوبیل»، با بازی جارد هریس، یک شیمیدان غیرآلی اهل اتحاد جماهیر شوروی و یکی از اعضای آکادمی علوم این ابرقدرت در آن دوران بود. معاون موسسه انرژی اتمی کورچاتف در این سریال یک فیزیکدان هسته ای است که توسط دولت و تنها یک روز پس از ماجرای چرنوبیل برای بررسی این ماجرا منصوب می شود. در ابتدا می بینیم که او در مقابل اراده حکومت به نمایندگی بوریس شربینا کوتاه می آید اما خیلی زود و به محض مشهود شدن ابعاد باور نکردنی فاجعه، لگاسوف تاکتیک های خود را تغییر می دهد. او به سرعت خواستار تخلیه شدن شهر مجاور پریپرَت می شود که در نهایت با موافقت شربینا مواجه می شود.

چرنوبیل

مخاطب از همان سکانس اول اپیزود ابتدایی سریال می داند که سرنوشت لگاسوف چه خواهد شد، جایی که این دانشمند در خانه ای محقر که در آن تنها با یک گربه همنشین شده است خود را حلق آویز می کند. اما کارهای شجاعانه و متهورانه لگاسوف برای دو اپیزود پایانی نگه داشته می شود. یولانا خومیوک او را متقاعد می سازد که هنگام شهادت علیه مقامات مسئول نیروگاه چرنوبیل در دادگاه- آناتولی دیاتلوف، ویکتور بریوکانوف و نیکولای فومین- برای جهانیان فاش کند که قبل از این حادثه نیز اتفاقات مشابهی در مقیاس کوچک در دیگر نیروگاه های شوروی رخ داده و به طور کلی واقعیت ماجرا و نه روایت دولت را از این واقعه هولناک بازگو نماید. او از لگاسوف می خواهد که رازهای مربوط به دیگر رآکتورهای RMBK که در نیروگاه های هسته ای کشور مورد استفاده قرار گرفته اند را به اطلاع افراد حاضر در دادگاه برساند.

چرنوبیل

لگاسوف در ابتدا تصمیم می گیرد ساکت مانده و افشاگری نکند زیرا می داند که در صورت انجام این کار زندگی اش در خطر خواهد بود. اما خومیوک اصرار کرده و به هزاران نفری که زندگی شان در اصر این حادثه ویران شده اشاره می کند. لگاسوف در نهایت در سخنرانی پایانی اش در دادگاه رسیدگی به محاکمان پرونده به آن چه خومیوک خواسته تن در داده و خطر استفاده از رآکتورها و مواد ارزان قیمت در نیروگاه های هسته ای کشور را بیان می کند. ترس های او خیلی زود به واقعیت تبدیل می شود زیرا خیلی زود او را محبوس کرده و اعلام می کنند که شهادتش در دادگاه از مستندات دادگاه حذف خواهد شد. همچنین به او گفته می شود که وی جایگاه و قدرت علمی اش را از دست داده و دیگر اجازه تماس برقرار کردن با شربینا و خومیوک را ندارد.

آنچه در واقعیت رخ داد…

چرنوبیل

والری لگاسوف

تمام سکانس های مربوط به شخصیت خومیوک ساختگی است و این شخصیت در واقعیت ماجرا وجود خارجی نداشته است اما بسیاری از افشاگری های جنجالی لگاسوف در داستان را باید واقعی دانست. لگاسوف در جریان گزارشی از ۲۵ تا ۲۹ آگوست، یافته های خود را به اطلاع کمیته بین المللی انرژی اتمی در وین، اتریش، قرار داد و نه در جلسه دادگاهی که در سریال می بینیم. این جلسه بین المللی قرار بود به ریاست میخائیل گورباچف، رهبر وقت اتحاد جماهیر شوروی برگزار شود اما در نهایت این مسئولیت به لگاسوف واگذار شد. دانشمندان خارجی از سراسر جهان، صحبت های او درباره علل این حادثه را شنیدند. او به حاضران گفت که انفجار رآکتور شماره ۴ نیروگاه هسته ای چرنوبیل در نتیجه فاکتورهای مختلفی از جمله اشتباهات در ساخت و خطای انسانی کارکنان نیروگاه رخ داده است.

چرنوبیل

او در گزارش خود در این باره چنین نوشت: «بی توجهی از جانب مدیریت علمی و طراحان همه جا وجود داشت و هیچ توجهی به شرایط ابزارها یا تجهیزات وجود نداشت». شهادت ۴ ساعته او در این کمیته مورد تحسین جهان غرب قرار گرفت اما همانطور که در سریال نیز می بینیم، این افشاگری در بازگشت به خانه برایش دردسرساز شد. بسیاری از دانشمندان و سیاستمداران اتحاد جماهیر شوروی بر این باور بودند که لگاسوف زیاده روی کرده و رازهای زیادی در مورد برنامه های سری هسته ای کشور افشا کرده است.

چرنوبیل

دخترش، اینگا لگاسوف، در مصاحبه با یک روزنامه روسی در این باره چنین گفته است: «پدرم ارقام را بارها و بارها بررسی کرد. او می خواست مطمئن شود که اطلاعات دقیقاً صحیح هستند. او هدف اصلی اش را نه بی تقصیر اعلام کردن اتحاد جماهیر شوروی و مخفی کردن اطلاعات خاص بلکه درست برعکس آن قرار داده بود، [هدف او] آموزش به جهانیان برای کاری که باید در این گونه مواقع انجام دهند بود. آن ها اطلات مجاز را داده و گزارش کاملاً صادقانه بود… به نظر من مشکل مربوط به داده های سری نبود. گزارش کمیته بین المللی انرژی اتمی تاثیر بزرگی داشت و پدرم به سرعت مشهور شد. او در اروپا شخصیت سال نام گرفته و نامش در میان ۱۰ دانشمند برتر جهان وارد شد. این موضوع حسادت برخی از همکارانش را برانگیخت».

چرنوبیل

زندگی لگاسوف پس از این افشاگری در افسردگی و دلسردی از نبود تحقیقات علمی برای جلوگیری از وقوع اتفاقی مشابه سپری شد. اسم او توسط گورباچف از لیست کسانی که قرار بود به خاطر تلاش هایشان در جریان فاجعه چرنوبیل جایزه دریافت کنند حذف شد زیرا به گفته او «دیگر دانشمندان چنین چیزی را توصیه نمی کنند». اما دختر لگاسوف در ادامه صحبت هایش در مورد پدرش چنین می گوید: «به برخی دلایل، بسیاری بر این باور بودند که پدرم از این واقعیت که از او قدردانی نمی شود ناامید شده است. اما اینطور نبود. او مرد جاه طلبی نبود. او یک میهن پرست بود و برای اتفاقی که افتاد بسیار ناراحت بود، برای کشورش، برای مردمی که متحمل رنج شده بودند… همدردی او نادیده گرفته شده و به نظر می رسید که این موضوع او را از درون می خورد».

چرنوبیل

دختر لگاسوف می گوید که پدرش دست از غذا خوردن و خوابیدن کشیده و به خوبی آگاه بود که مسمومیت با تشعشعات هسته ای چه بلایی بر سر او خواهد آورد و در نهایت در ۲۷ آوریل ۱۹۸۸ و برای اینکه «باری برای مادرم که به شدت عاشق او بود» تصمیم گرفت به زندگی خود پایان دهد. والری لگاسوف یک روز پس از دومین سالگرد فاجعه چرنوبیل خود را حلق آویز کرد. بوریس یلتسین، اولین رییس جمهور روسیه پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی، در سال ۱۹۹۶ مدال افتخار قهرمان فدراسیون روسیه را به والری لگاسوف اعطا کرد. یلتسین دلیل اعطای این جایزه به لگاسوف پس از نزدیک به یک دهه از مرگش را «شجاعت و قهرمانی» او در جریان تحقیقات فاجعه چرنوبیل عنوان کرد. ویدیویی کوتاه از مصاحبه با والری لگاسوف در سال ۱۹۸۶ را می توانید در این لینک مشاهده کنید.

بیشتر بخوانید: سریال تماشایی «چرنوبیل»؛ پاسخ به ابهامات مهم مخاطبان پس از پایان داستان [قسمت اول]

یولانا خومیوک

چرنوبیل

آنچه در سریال می بینیم…

یولانا خومیوک، با بازی امیلی واتسون، یکی دیگر از دانشمندان هسته ای اتحاد جماهیر شوروی است که در اپیزود دوم وارد ماجرا می شود. مخاطبان برای اولین بار در آزمایشگاه محل کار او در موسسه انرژی هسته ای بلاروس در میسنک با خومیوک آشنا می شود، جایی که او مقدار خطرناکی از تشعشعات هسته ای نیروگاه چرنوبیل را در فضای بیرون آزمایشگاه خود در فاصله ۲۷۵ مایلی از چرنوبیل کشف می کند. او با لگاسوف تماس برقرار کرده و برای عملیات پاکسازی نیروگاه رها شده چرنوبیل با او همکاری می کند.

چرنوبیل

این دو با هم به این نتیجه می رسند که اگر «مواد مذاب» موجود زیر بستر رآکتور شماره چهار به درون منابع آب زیر آن نفوذ کند، بخار ناشی از آن انفجاری ایجاد خواهد کرد که می تواند باعث نابودی کل بلوک شرق شود. با پیشرفت سریال، خومیوک که یک شخص اخلاق مدار و آگاه را بازی می کند، پس از مصاحبه با کارکنان در حال مرگ نیروگاه که برای درمان به مسکو منتقل شده اند، رفته رفته تکه های پازل اتفاقاتی که در شب حادثه رخ داده را کنار هم چیده و به حقیقتی هولناک دست می یابد. در حین این تحقیقات، مامورین کا گ ب خومیوک را دستگیر کرده اما با میانجیگری لگاسوف آزاد می شود. اما خومیوک علیرغم این تهدیدات در ادامه ماجرا نیز خواستار این است که کسانی که در شکل گیری این واقعه دخالت داشته اند به پای میز عدالت کشیده شوند.

آنچه در واقعیت رخ داد…

چرنوبیل

شخصیت یولانا خومیوک یک شخصیت ساختگی است. در واقع سازندگان سریال «چرنوبیل» این شخصیت را به عنوان نماینده تیم همکاران لگاسوف برای شناسایی ریشه های این فاجعه ساختند. کریگ مازین، نویسنده این سریال، یکی از تصمیم گیران اصلی برای ساخت این شخصیت زن دانشمند بود که به گفته او آنطور که فکر می شود نیز غیرواقعی نبوده است. مازین در مصاحبه ای در این باره چنین گفته است: «یکی از حوزه هایی که اتحاد جماهیر شوروی در آن زمان نسبت به ما بسیار مترقی تر بود بحث علمی و پزشکی بود. اتحاد جماهیر شوروی درصد بالایی زنان دانشمند داشت». یکی از این محققانی که می توان او را الهام بخش شخصیت خومیوک دانست، یوری سامویلنکو است که مسئول رسمی منصوب دولت شوروی برای پاکسازی نیروگاه چرنوبیل از ژوئن ۱۹۸۶ بود.

چرنوبیل

یوری سامویلنکو

از ۱۵ سپتامبر آن سال به او گفته شده که وی باید مراقبت رآکتورهای شماره ۱ و ۲ بوده و بر فرآیند پاکسازی سقف رآکتور شماره ۳ نیز نظارت داشته باشد. وقتی که به سامویلنکو گفته شد که وی باید تا ۲ اکتبر و پیش از بازدید گورباچف از نیروگاه، کار پاکسازی را به پایان برساند، او درخواست کرد که فرصت بیشتری به او داده شود تا مجبور نباشد جان تیمی که برای پاکسازی سقف رآکتور تشکیل داده بود را به خطر بیندازد. اما خواسته او مورد پذیرش قرار نگرفت و او مجبور شد برای محافظت از جان نیروهایش از لایه های سربی که از ساختمان های اطراف تهیه شده بود به عنوان محافظی در برابر تشعشعات رآکتور منفجر شده استفاده کند، همان چیزی که در سریال نیز به تصویر کشیده می شود. علیرغم تمام مشکلات و کمبودها و در تلاشی باورنکردنی، تیم او در عرض تنها ۱۲ روز موفق شد ۱۷۰ تن زباله هسته ای فرود آمده روی سقف رآکتور شماره ۳ را پاکسازی نماید.

چرنوبیل

به دلیل ناکارآمد بودن ربات های ساخت شوروی و آلمان غربی در پاکسازی این زباله های هسته ای که توان کار کردن در مقدار بالای تشعشعات رادیو اکتیو سایت را نداشتند، او از تیمی متشکل از ۳٫۸۲۸ داوطلب برای این کار استفاد کرد. سامویلنکو در سال ۱۹۹۰ این عملیات متهورانه را برای اولین بار افشا کرد و اعلام نمود که ربات های پیشرفته ساخت ایالات متحده به دلیل درگیری های دوران جنگ سرد در این عملیات مورد استفاده قرار نگرفت. همچنین وی ادعا کرد که کارشناسان دفع زباله های خطرناک هسته ای، در جریان عملیات پاکسازی چرنوبیل و با استفاده از ماه نوردها و بولدوزرهای با قابلیت کنترل از راه دور، بیش از ۱٫۲ میلیارد پوند برای این عملیات هزینه کرده اند. او در سخنانی در دانشگاه کارنگی ملون در پیتسبورگ در این باره چنین گفت: « چالش اصلی پاکسازی ۱۰۰ تن آوارهای بسیار رادیو اکتیو از روی سقف رآکتور چرنوبیل بود. شوربختانه نمی توانستیم سقف را بدون استفاده از نیروی کار انسانی پاکسازی کنیم».

چرنوبیل

در یکی از سکانس های شوکه کننده سریال می بینیم که کارگران در حال دویدن روی یکی از سقف ها در فرصت های ۹۰ ثانیه ای برای پرتاب کردن زباله های رادیو اکتیو از روی رآکتور هستند. ژنرال نیکولای تاراکانوف این مردان را برای پاکسازی روی سقف فرستاد اما گفته شد که این مردان تنها یک بار مجبور بودند که در این عملیات شرکت نمایند در حالی که برخی برای بار دوم و سوم نیز روی این سقف بازگشتند.

چرنوبیل

ژنرال نیکولای تاراکانوف

او در صحبت با خبرگزاری راشا تودی در این باره چنین گفته است: «تنها یک بار رفتن اجباری بود اما برخی از داوطلبان دو بار و یا حتی سه بار این کار را کردند. به یاد می آورم که گروهبان چبان بار اول ۸ رونتگن تشعشع هسته ای دریافت کرد و بار دوم ۱۵ رونتگن. او برای هر کدام ۵ هزار روبل دریافت کرد اما او این کار را برای پول انجام نداد. او می خواست ثابت کند که می تواند این کار را انجام دهد. مرد دیگری بود به نام استپانوف اگر حافظه ام خوب با من یاری کند. او اکنون در بخش تعمیر آسانسور کار می کند. او سه بار روی سقف رفت. مرد بسیار قوی بود. هنوز هم بسیار قوی است. همه چیز به سلامت شما بستگی دارد. هر بار، قبل از اینکه بار دیگر روی سقف بروند باید تمامی آزمایشات پزشکی در بیمارستان مرکز را طی می کردند. یک سیستم کنترلی بسیار کامل در جریان بوده و تمامی فرماندهان گروهان ها و گردان ها شخصاً مسئول جان زندگی هر سربازی بودند. و من، ژنرال تاراکانوف، مسئول در معرض تشعشعات هسته ای قرار گرفتن تک تک سربازان نیز بودم».

این مطلب ادامه دارد…

بیشتر بخوانید: زندگی با طعم رادیواکتیو؛ نگاهی به زندگی تلخ ساکنان «منطقه ممنوعه چرنوبیل»

نوشته واقعیاتی جالب و خواندنی در مورد مینی سریال «چرنوبیل» و ماجرای واقعی آن [قسمت اول] اولین بار در روزیاتو پدیدار شد.

چند وقت پیش تصاویری از پیرمرد ساکن یکی از روستاهای استان آذربایجان شرقی در فضای مجازی منتشر شد که نشان می‌داد تاریخ تولد او سال ۱۲۶۶ خورشیدی است، یعنی ۱۳۲ سال پیش!

همین مساله روزیاتو را بر آن داشت تا سفری به روستای شاه‌حیدر، از توابع شهرستان خداآفرین در نزدیکی شهرستان کلیبر داشته باشد و از نزدیک پای صحبت مردی بنشیند که بر اساس مستندات موجود، نه تنها پیرترین مرد ایران، بلکه پیرترین انسان زنده جهان است.

پیش از این گفته می‌شد ماسازو نوناکا، مرد ۱۱۳ ساله اهل کشور ژاپن پیرترین مرد جهان است. اما اگر درستی مشخصات شناسنامه‌ای آقای آصفی همدان تایید شود، عنوان پیرترین مرد جهان به وی تعلق می‌گیرد.

بر اساس مشخصات شناسنامه‌ای محرم آصفی همدان دوم مهرماه سال ۱۲۶۶ شمسی در روستای همدان بخش مرکزی خداآفرین متولد شده. او پس از مدتی زندگی در روستاهای «پیرهادیان» و «عمارت» شهرستان خداآفرین، در نهایت در روستای «شاه حیدر» بخش منجوان شرقی این شهرستان ساکن شده است.

ما برای یافتن این پیرمرد از شهرستان کلیبر روانه جاده جانانلو شدیم، مسیری که کلیبر را به رود ارس و منطقه‌ی بی‎نهایت زیبای ارسباران می‌رساند. از روی نقشه می‌دانستیم که پس از رد کردن روستای عمارت، باید از سمت چپ جاده وارد جاده‌ی منتهی به شاه‌حیدر شویم. اما هر چه جاده را ادامه دادیم نه تابلویی دیدیم و نه اثری از روستا تا در نهایت به شهرستان خداآفرین در انتهای مسیر رسیدیم.

در آنجا از محلی‌ها نشانی دقیق روستا را جویا شدیم و بر اساس نشانی‌های ظاهری و پس از دقت فراوان، جاده‌ای تماما خاکی که ورودی روستا بود را یافتیم و وارد جاده فرعی شدیم. پس از عبور از روی رودخانه و گذشتن از میان گندمزار و درختان کاج، در انتهای مسیر خاکی به تابلوی بسیار کوچکی رسیدیم که ورود ما به «روستای شاه‌حیدر» را خوش‌آمد می‌گفت. در آنجا از کارگرانی که مشغول ساخت و ساز یک ساختمان بودند نشانی محرم آصفی را گرفتیم.

روستا بسیار کوچک بود به طوری که ظاهرا شمار خانوار ساکن در آنجا به تعداد انگشتان دست هم نمی‌رسید. بر اساس شواهد می‌توان گفت کمتر از ۱۵۰ نفر در این روستا ساکن هستند.

جلوی خانه‌ای که نشانی آن را به ما داده بودند توقف کردیم. خانه در بلندی بود. در پایین، یک زمین بسیار کوچک با چوب‌های حصارمانند وجود داشت که چند راس گوساله در آن مشغول چرا بودند. در ارتفاعی بالاتر از آن، یک خانه آجری-بتنی وجود داشت. با چند بار بوق زدن و صدا کردن صاحبخانه، سرانجام خانم میان‌سالی سرش را از پنجره بیرون آورد. از او پرسیدیم که آیا اینجا خانه‌ی محرم آصفی است؟ و او در پاسخ گفت بله اما ایشان در خانه نیستند و به خانه دخترشان رفته‌اند.

نشانی خانه دخترشان را گرفتیم و به آنجا رفتیم. اما آنجا هم کسی حضور نداشت. همسایه روبه‌روی دختر خانه آقای آصفی بیرون آمد و به ما گفت که احتمالا آقای آصفی همان اطراف در حال گشت زدن است.

ما ظهر به این روستا رفته بودیم تا مطمئن باشیم که او در منزل حضور دارد. اما گویا گرمای شدید هوا و تیغ تیز آفتاب هم پیرترین مرد جهان را در خانه نگه نمی‌داشت و او به طبیعت اطراف محل زندگی خود رفته بود تا گشت روزانه‌اش را به انجام برساند.

پس از نزدیک به یک ساعت ایستادن زیر سایه درخت گردویی که روبه‌روی منزل دختر آقای آصفی بود، از شدت گرما تصمیم به بازگشت گرفتیم که همسایه روبه‌روی دوباره بیرون آمد و گفت اگر ۷ صبح به اینجا بیایید حتما او را پیدا خواهید کرد.

پیش از خارج شدن از روستا، دوباره به در منزل آقای آصفی رفتیم تا از خانمی که در خانه بود و بعدا متوجه شدیم عروس ایشان است، بپرسیم چه ساعتی آقای آصفی حتما در خانه است که عروسشان گفت او دارد به خانه بازمی‌گردد. در همین حین پیرمردی با کت و شلوار تیره را دیدیم که با چوبی که با دو دست در پشت خود گرفته بود، کاملا سرحال و قبراق به سمت ما می‌آید. با لبخند به زبان آذری خوشآمدگویی کرد.

خود را معرفی کردیم و از او خواستیم تا چند دقیقه از وقتش را به ما بدهد و گفت‌وگویی با هم داشته باشیم. او با گشاده‌رویی موافقت کرد.

پیرترین انسان زنده جهان

شاید بد نباشد اشاره کنم وقتی از عروس ایشان درخواست کردم مدارک شناسایی آقای آصفی را هم بیاورند تا عکس بگیرم، ایشان گفتند که تصمیم گرفته‌اند دیگر این مدارک را به خبرنگاران نشان ندهند. وقتی دلیلش را جویا شدم، در پاسخ گفت که عده‌ای از اطلاعات شناسنامه‌ای آقای آصفی سواستفاده کرده و به نام ایشان ماشین خریداری کرده‌اند که این پیرمرد اکنون در دردسر افتاده است!

البته پس از صحبت‌های بعدی متوجه شدیم که این ادعا صحت ندارد و فقط عده‌ای به این خانواده هشدار داده‌اند که به راحتی شناسنامه و کارت ملی این پیرمرد را در اختیار حاضرین و خبرنگاران نگذارند تا از مشکلات احتمالی مبنی برسواستفاده‌ی عده‌ای سودجو در امان باشند.

آقای محرم آصفی نسبت به ۱۳۲ ساله بسیار سرحال‌ به‌نظر می‌رسید و این شبهه را ایجاد می‌کرد که احتمالا تاریخ تولد ایشان در شناسنامه به درستی ذکر نشده است. با نگاه دقیق به شناسنامه و دیدن تاریخ صدور شناسنامه که سال ۱۳۱۱ است هم می‌توان مشاهده کرد بین تاریخ تولد و تاریخ صدور شناسنامه نامبرده ۴۵ سال اختلاف وجود دارد!

با توجه به اینکه در آن زمان خانواده‌ها از شگرد بزرگ‌تر گرفتن شناسنامه نسبت به سن واقعی افراد برای معافیت آنان از نظام وظیفه استفاده می‌کردند، احتمال دارد در مورد آقای آصفی نیز چنین اتفاقی افتاده باشد. اما بر اساس مستندات موجود، ایشان در حال حاضر  پیرترین انسان زنده جهان است.

آقای آصفی ۳۶ نوه، ۴۶ نتیجه و ۳ نبیره دارد؛ ۴ دختر و سه پسر. همسر ایشان حدود ۳۰ سال پیش از دنیا رفته و وی در حال حاضر با فرزند ارشدش در روستای شاه حیدر زندگی می کند.

در ویدئوی زیر می‌توانید صحبت‌های روزیاتو با پیرترین انسان زنده جهان را مشاهده کنید.

اگر در محل اقامت خود فردی را می‎شناسید که از آقای محرم آصفی پیرتر است و مندرجات شناسنامه ایشان هم این ادعا را تایید می‌کند، نام و نشانی او در بخش نظرات با ما به اشتراک بگذارید.

نوشته تا الان یک پیرمرد ۱۳۲ ساله را از نزدیک دیده‌اید؟ [تماشا کنید] اولین بار در روزیاتو پدیدار شد.

کارت تور لیدری برای فعالیت رسمی و قانونی در حوزه راهنمای گردشگری در ایران نیاز است. کارت تور لیدری ایران، میتواند رزومه شما را برای فعالیت در موسسات گردشگری بین المللی و دریافت پذیرش ارشد و دکترای گردشگری با بورس در دانشگاه های آمریکای شمالی و اروپا تقویت کند و فرصت های کسب و کار هیجان انگیزی برایتان به ارمغان آورد.

سالانه هزاران ایرانی موفق به دریافت کارت تور لیدری می شود که به عنوان کارت صلاحیت حرفه ای، بسیار ارزشمند است. در گزارش امروز سرویس گردشگری روزیاتو شما را با جزییاتی از نحوه و شرایط و مدارک مورد نیاز و مزایای دریافت کارت آشنا میکنیم. توجه کنید که دریافت این کارت، حدود ۱ سال زمان می برد و قریب به ۲ میلیون تومان هزینه در بر دارد. اما اگر مشتاق دریافت این مدرک هستید، تعلل نکنید چرا که هر ساله، شرایط سخت تر و مثل کسب مدرک آیلتس و تافل و جی آر ایی، هزینه هایش افزایش پیدا میکند.

با ما همراه باشید.

تور لیدر

تور لیدر موفق، اطلاعات عمومی خوبی دارد، صبور است و روانشناسی را به خوبی می داند و زبان بدن (BODY LANGUAGE) عالی دارد.

مدارک تحصیلی مورد نیاز برای کارت تور لیدری

شرط شرکت در دوره های تور لیدری، داشتن مدرک کارشناسی مورد تایید وزارت علوم است. افرادی که خارج از کشور تحصیل کرده اند باید مدرک معادل از وزارت علوم گرفته و توسط اداره کل دانش آموختگان خارج از کشور معادلسازی و ارزشیابی تحصیلی شود. جانبازان عزیزان میتوانند با ارائه مدرک جانبازی و مدرک کاردانی در دوره ها شرکت کنند. اما امتیاز دیگری برای آن ها وجود ندارد. کلاس های آموزشی برخی از موسسات برگزار کننده مجاز دوره های راهنمای ایرانگردی و جهانگردی به صورت اینترنتی برگزار می شود. آزمون مربوطه نیز به صورت اینترنتی طی ساعت مقرر که با دانشجو هماهنگ می شود برگزار خواهد شد.

مدت زمان آموزش تور لیدری و درآمد تور لیدر ها

زمان دوره های تور لیدری ۹ ماه هست و قیمت آن نیز در سال ۹۷ بیش از ۱ میلیون تومان است. با گذراندن دوره های بین المللی تور لیدری میتوانید تورهای ورود و خروجی داخلی را برگزار و هدایت کنید. حداقل حقوق روزانه تور لیدرها طبق اعلام سازمان میراث فرهنگی، ۲۶۰ هزار تومان است.

مراحل دریافت کارت تور لیدری (راهنمای تور ایرانگردی و جهانگردی)

علاقمندان برای دریافت کارت راهنمای تور ایرانگردی و جهانگردی می بایستی مراحل زیر را طی کنند:

  • ثبت نام و شرکت در دوره راهنمای ایرانگردی در موسسات مجازی که سازمان گردشگری اعلام می کند.
  • حضور در کلاس های آموزشی به صورت حضوری یا مجازی
  • شرکت در آزمون مصاحبه به زبان انتخابی فراگیر
  • شرکت در آزمون های داخلی
  •  شرکت در آزمون جامع سازمان میراث فرهنگی و گردشگری
  •  قبولی در کلیه آزمون های مصوب سازمان میراث فرهنگی
  •  صدور گواهینامه گذراندن دوره راهنمای ایرانگردی و جهانگردی
  •  مراجعه به معاونت گردشگری استان محل سکونت و درخواست صدور کارت راهنمای گردشگری

دروس آزمون جامع راهنمایان تور

سرفصل دروس آزمون جامع دوره راهنمایان تور به شرح زیر است:‌

  • شناخت اماکن تاریخی ایران
  •  جغرافیای جهانگردی ایران و نقشه خوانی
  •  معماری ایران و جهان
  •  آشنایی با میراث فرهنگی و هنرهای سنتی
  •  آشنایی با فرهنگ و اقوام ایران زمین
  •  زبان تخصصی راهنمایان تور
  •  اکو توریسم و طبیعت گردی
  • شناخت صنعت گردشگری

دروس آزمون داخلی تور لیدری

عنوان دروس آزمون داخلی دوره راهنمایان تور به این شرح است:‌

  • فنون و مهارت های تور گردانی
  •  شناخت موزه ها
  •  شناخت روحیات ملل
  •  بهداشت سفر و کمک های اولیه
  •  آموزش عملی
  •  الگوی رفتاری

برای آنکه تور لیدر خوبی بشوید، با تور لیدرهای خوب، همراه، همگام و هم زبان شوید.

نکات مهم برای علاقمندان به آزمون زبان تور لیدری

آزمون مصاحبه زبان تور لیدری به هر زبانی که شما مورد نظرتان باشد برگزار می شود. فراگیر دوره های آموزشی میتواند یک یا چند زبان را برای صدور گواهینامه انتخاب کند. این زبان ها میتواند آلمانی، فرانسوی، ایتالیایی، اسپانیولی، روسی، ترکی، استانبولی، چینی و حتی ژاپنی و عربی باشد.

آمون زبان انگلیسی راهنمایان تور توسط سازمان میراث فرهنگیِ صنایع دستی و گردشگری معمولا هر دو هفته یک بار برگزار می شود و برگزار کننده آن نیز موسسه زبان علوم و فنون کیش است. آزمون به صورت مصاحبه ای بوده و منبع خاصی ندارد. اگر میخواهید گواهینامه و کارت راهنمای گردشگری فارسی داشته باشید، آزمون انگلیسی نیاز نخواهد بود.

راهنمایان تور در هر زبان مورد نظر، باید در حد پیشرفته باشند و سطح زبان آن ها توسط متخصص همان زبان احراز صلاحیت می شود. اگر متقاضی زبان فارسی باشید، می بایست طبق دستور العمل آزمون زبان فارسی، پروژه تحقیقاتی طبق موضوع اعلامی را انجام دهید.

سوالات زبان، به صورت عمومی نیست و به صورت تخصصی به موضوعات گردشگری  و بناهای تاریخی و باستانی ارتباط دارد. در آزمون زبان، شما باید نسبت به ترجمه انگلیسی به فارسی و فارسی به انگلیسی اقدام کنید و در مصاحبه هم نمره خوبی کسب کنید. اگر دانش آموخته زبان انگلیسی باشید یا آیلتس ۷ به بالا داشته باشید، میتوانید نمره ۹۰ از ۱۰۰ را در این بخش کسب کنید.

مراحل صدور کارت راهنمای راهنمای گردشگری در استان تهران

  • مراجعه به خیابان نجات الهی طبقه دوم معاونت گردشگری
  • ارائه رونوشت شناسنامه
  • ارائه رونوشت کارت ملی
  • ارائه رونوشت آخرین مدرک تحصیلی
  • ارائه رونوشت کارت پایان خدمت آقایان
  • ارائه فرم تقاضای صدور کارت
  •  شش قطعه عکس ۳ در ۴
  • ارائه سه نسخه نامه استعلام حراست، سوپیشنه و عدم اعتیاد که از نهادهای ذیربط دریافت و تسلیم میشود
  •  ارائه نامه مربوط به حراست به دبیرخانه معاونت گردشگری تهران
  • ارائه نامه سوپیشنه به پلیس +۱۰ به همراه یک قطعه عکس پس زمینه سفید و دریافت جواب

مزایای دریافت کارت تور لیدری

دریافت کارت تور لیدری اگر چه از زمان ثبت نام در دوره ها تا شرکت در آزمون مجازی و دوره عملی و مطالعه چندین کتاب و موفقیت در آزمون زبان خارجه، بیش از ۱ سال به طول می انجامد و حدود ۲ میلیون تومان هزینه در بر خواهد داشت، اما فواید زیر را برایتان به ارمغان می آورد که در عصر اقتصاد مقاومتی و افزایش شمار گردشگران خارجی به ایران و هم چنین توجه دولت به زیر ساخت های گردشگری، اهمیت زیادی خواهد داشت:

  • درامد زایی هیجان انگیز از حوزه گردشگری سرزمین ۴ فصل ایران
  • کارآفرینی در حوزه گردشگری ایران
  • ارائه خدمات اطلاعات و راهنمایی گردشگری به تورهای داخلی
  • ارائه خدمات اطلاعاتی  و راهنمایی گردشگری به تورهای خارجی در ایران
  • تولید محتوای تخصصی در حوزه گردشگری ایران به ژورنالها و سایت های گردشگری
  • همکاری همزمان با موسسات گردشگری داخل و خارج از کشور
  • تقویت رزومه علمی برای متقاضیان مهاجرت
  • تقویت رزومه علمی برای متقاضیان تحصیل در مقطع کارشناسی ارشد و دکتری گردشگری با بورسیه

معاونت گردشگری سازمان میراث فرهنگی و صنایع دستی و گردشگری

  • آدرس : تهران – خیابان آزادی – نبش خیابان رودکی – ساختمان حج و زیارت – معاونت گردشگری
  •  تلفن : ۶۶۵۸۲۲۴۴-۰۲۱
  •  نمابر : ۶۶۵۸۲۲۴۴-۰۲۱

اگر میخواهید درباره شرایط دریافت کارت تور لیدری، آمادگی آزمون تور لیدری، وضعیت کسب و کار تور لیدرها و مزایای دریافت گواهینامه و کارت مربوطه اطلاعاتی کسب کنید، با موسسات رسمی برگزار کننده دوره ها تعامل کرده و اطلاعات لام را بدست آورید. البته حضور در یک تور رسمی و تعامل با تور لیدر مربوطه نیز  شما را به کف اطلاعات مورد نیاز رهنمون خواهد کرد. اطلاعات برخی از تور لیدرها را در لینکدین و اینستاگرام بدست آورید.

حتما بخوانید: ۳۰ توصیه برای آنکه توریسم بلاگر موفق بشویم

نوشته شرایط، مدارک، مراحل و مزایا دریافت کارت تور لیدری اولین بار در روزیاتو پدیدار شد.

زنان و دخترانی که از عربستان سعودی فرار می کنند همواره می گویند و انتظار دارند که نیروهای امنیتی این کشور حتی در خارج از مرزها نیز آن ها را تعقیب نمایند. همچنین آن ها انتظار دارند که دوستانشان در عربستان بازجویی شده، فعالیت آن ها در رسانه های اجتماعی بررسی و دنبال شده و پاسپورت هایشان باطل شود. اما آن ها تاکنون انتظار نداشته اند که مامورین دولت عربستان سعودی آن ها را با استفاده از سریال گوشی هایشان ردیابی نمایند. اما به ادعای چندین منبع، این همان اتفاقی است که در جریان تلاش نیروهای امنیتی وابسته به عربستان سعودی برای شناسایی زنانی رخ می دهد که هر ساله از این کشور فرار کرده و دائماً بر تعداد آن ها افزوده می شود.

ردیابی و شکار زنان و دختران فراری عربستان سعودی با استفاده از شماره سریال تلفن همراه

بسته بندی گوشی های موبایل می تواند تامین کننده اطلاعاتی باشد که به کمک تجهیزات ردیابی جاسوسی، مکان دقیق یک فراری را با دقت چند متری شناسایی نماید. منظور از این اطلاعات مهم همان شماره سریال ۱۵ رقمی موسوم به IMEI است که شماره هویت تجهیزات بین المللی موبایل به شمار می آید. موقعیت یابی افراد با استفاده از شماره IMEI موضوع جدیدی نیست اما تاکنون بیشتر برای مراقبت از افراد نظامی و سرویس های امنیتی به کار گرفته می شده است. این واقعیت که چنین تکنیک هایی توسط سرویس های امنیتی عربستان سعودی به کار گرفته می شود اهمیت فرار سالانه بیش از ۱٫۰۰۰ زن و دختر از این کشور را برای مقامات آن نشان می دهد، افرادی که در عربستان تهدید امنیتی آن های برای کشور به اندازه تروریست ها انگاشته می شود.چ

بیشتر بخوانید: وضعیت بغرنج شاهدخت‌های جهان عرب با انتخاب اولین سفیر زن در عربستان [قسمت اول]

ردیابی و شکار زنان و دختران فراری عربستان سعودی با استفاده از شماره سریال تلفن همراه

۴ زن سعودی که همگی آن ها در دو سال اخیر از کشور خود فرار کرده اند از تحت تعقیب قرار گرفتن خود در خانه های جدیدشان در کشورهای غربی گفته اند. از این میان دو زن که در اوایل سال ۲۰۱۹ با هم از کشورشان فرار کرده ند گفته اند که سرویس های امنیتی عربستان سعودی، بعد از فرار آن ها به خانه هایشان رفته و از اعضای خانواده آن ها خواسته شده که بسته بندی تلفن های همراه دختران فراری شان در اختیار آن ها قرار گیرد. این زنان که از بیم انتقام سرویس اطلاعاتی عربستان سعودی نخواسته اند نامشان فاش شود، ادعا می کنند که ماموران امنیتی به خانواده های آن ها گفته اند که شماره سریال IMEI روی جعبه تلفن های همراه برای پیدا کردن و بازگرداندن این زنان و دختران به کشور بسیار حیاتی است.

ردیابی و شکار زنان و دختران فراری عربستان سعودی با استفاده از شماره سریال تلفن همراه

زن سعودی دیگری که بعد از فرار توسط نیروهای امنیتی عربستان سعودی دستگیر شد، ادعا کرده است که IMEI تلفن همراهش نقش بسیار مهمی در دستگیری اش داشته است. این زن در سال ۲۰۱۸ در گرجستان دستگیر شده و توسط وکیل اش مطلع گردید که ماموران امنیتی عربستان از طریق شماره سریال تلفن همراهش مکان او را شناسایی کرده اند. این زن به عربستان برگردانده شده و اکنون در این کشور تحت نظر است. زن چهارمی نیز که به استرالیا فرار کرده و نزدیک بود به عربستان برگردانده شود نیز گفته است که ماموران امنیتی کشورش از طریق سریال گوشی اش او را پیدا کرده بودند اما قبل از این که ماموران سعودی بتوانند او را به کشور بازگردانند موفق شد که از استرالیا پناهندگی دریافت نماید.

ردیابی و شکار زنان و دختران فراری عربستان سعودی با استفاده از شماره سریال تلفن همراه

شماره IMEI معمولاً روی صفحه سیم کارت یا پشت باتری تلفن های همراه نوشته شده و در برخی گوشی های آیفون نیز این شماره را در انتهای پشت تلفن می توان دید. شناسایی مکان حضور افراد با استفاده از شماره IMEI معمولاً روشی است که به صورت انحصاری توسط نیروهای پلیس، سرویس های امنیتی و افراد نظامی استفاده می شود. برای مثال فاش شده که آژانس امنیت ملی ایالات متحده از شماره IMEI تلفن های همراه متعلق به اهداف خود برای هدایت حملات هواپیماهای بدون سرنشین استفاده می کند. کارشناسان امنیت کامپیوتر نیز گفته اند که ردیابی افراد با استفاده از این شماره ۱۵ رقم کار بسیار ساده ای برای دولت ها و سرویس های امنیتی است.

بیشتر بخوانید: افزایش شدید مهاجرت و فرار از عربستان سعودی در نتیجه سیاست های شاهزاده بن سلمان

نوشته ردیابی و شکار زنان و دختران فراری عربستان سعودی با استفاده از شماره سریال تلفن همراه اولین بار در روزیاتو پدیدار شد.

«برج ترامپ» یکی از شناخته شده ترین املاک دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا به شمار می رود. این آسمان خراش مجلل ۳۵ سال قبل در شهر نیویورک ساخته شد. این برج زمانی یکی از شاخص ترین برج نیویورک به شمار می رفت و همین مسأله باعث شد از قِبل فروش آپارتمان های برج ترامپ و سکونت سلبریتی ها در آن، ۳۰۰ میلیون دلار نصیب دونالد ترامپ شود. اما در چند سال اخیر، این برج برای آمریکایی ها بیشتر یادآور ماجرای تحقیقات فدرال درباره ی کارزار انتخاباتی دونالد ترامپ و همینطور اعتراضات مردمی شدیدی است که طی سال های ریاست جمهوری او رخ داده. همین مسائل باعث بدنامی برج ترامپ شده تا حدی که به گفته ی وبسایت Bloomberg، برج ترامپ حالا یکی از ساختمان های مجلل نیویورک به شمار می رود که کمترین محبوبیت را دارند و حتی اجاره دادن واحدهای آن هم سخت شده است. در ادامه گشتی اجمالی در برج ترامپ خواهیم زد و با این آسمان خراش مشهور بیشتر آشنا خواهیم شد.

گشتی در برج ترامپ

کار ساخت برج ترامپ در سال ۱۹۸۴ در منطقه ی منهتن شهر نیویورک به پایان رسید. پیش از آن، در محل ساخت این برج، یک ساختمان ۱۱ طبقه وجود داشت. ترامپ این برج را ساخت تا اولین ساختمان مرتفع و سوپر لوکس نیویورک با فروشگاه ها، دفاتر کاری و آپارتمان های مسکونی مجلل را بنا کرده باشد.

گرچه این ساختمان ۶۸ طبقه تبلیغ می شود اما اسناد و مدارک شهری نشان می دهد این برج ۵۸ طبقه دارد. ترامپ، لابی و فروشگاه ها را ۱۰ طبقه حساب می کند (چون ارتفاع این طبقات بسیار زیاد بوده و به اندازه ی ۱۰ طبقه است) و معتقد است طبقه ای که بخش مسکونی برج از آنجا شروع می شود، طبقه ی سی ام محسوب می شود.

خود ترامپ هم زمانی در این برج سکونت داشت. او طبقه ی بیست و ششم برجش را به دفتر «سازمان ترامپ» اختصاص داده بود.

طبق شنیده ها ترامپ یک آسانسور اختصاصی داشت که او را از دفترش مستقیم به پنتهاوس برج می رساند. در آن زمان، خانواده ی او در این پنتهاوس سکونت داشتند.

این برج یکی از اولین ساختمان هایی بود که ترامپ در تلاش برای ایجاد امپراطوری خود در حوزه ی املاک و مستغلات، بنا کرد. بعد از آن، ترامپ چندین و چند هتل و زمین گلف هم احداث کرد که همگی تحت نام او فعالیت می کنند.

در برج ترامپ فروشگاه های مختلفی هم با نام او وجود دارند که همگی عضوی از برند ترامپ هستند.

هر کسی که بخواهد از طبقات پایین برج ترامپ دیدن کند، قبل از رسیدن به لابی ساختمان، باید از حراست برج عبور کند.

بعد از پیروزی دونالد ترامپ در انتخابات ریاست جمهوری آمریکا، در دوران انتقال دولت در اواخر سال ۲۰۱۶، ترامپ هنوز در این برج ساکن بود، به همین دلیل خبرنگاران و طرفداران او مرتباً در لابی مرمری برج تجمع می کردند تا اعضای احتمالی دولت آینده ی ترامپ و چهره های برجسته ی دنیای تجارت را که به دیدن رئیس جمهور منتخب می رفتند، شناسایی کنند.

طبقات پایینی برج ترامپ مملوء از فروشگاه ها و دفاتر کاری است.

بازدیدکنندگان بعد از عبور از حراست برج، در صورتی که به دنبالی یادگاری ای باشند که خاطره ی بازدید از برج ترامپ را برایشان تجدید کند، می توانند هدایای متنوعی را خریداری کنند که در «فروشگاه ترامپ» وجود دارد.

در لابی برج هم یک فروشگاه متعلق به ایوانکا ترامپ، دختر بزرگ دونالد ترامپ، وجود داشت که در آن زیورآلات و انواع اکسسوری به فروش می رفت. این فروشگاه در ژوئن ۲۰۱۸ بسته شد و به محل مجموعه فروشگاه های برند «ترامپ» در برج انتقال یافت.

یک فروشگاه استارباکس هم در طبقه ی دوم ساختمان وجود دارد که برای عموم مردم قابل استفاده است.

علیرغم کشمکش های پیش آمده میان ترامپ و استارباکس، مثل زمانی که ترامپ تهدید کرده بود به خاطر ماجرای لیوان های مخصوص کریسمس استارباکس، فروشگاه استارباکس برجش را اجاره می دهد، این شعبه ی استارباکس یکی از پرطرفدارترین استارباکس های نیویورک به شمار می رود.

بازدیدکنندگان برج همچنین می توانند در رستوران «ترامپ گریل» غذا بخورند که از زمان منصوب شدن دونالد ترامپ به ریاست جمهوری آمریکا، چند باری شدیداً مورد انتقاد قرار گرفته.

البته بررسی رسانه ها نشان می دهد این انتقادات درست بوده و غذاها و نوشیدنی های این رستوران بسیار گران قیمت هستند.

بعد از طبقات پایینی که پذیرای بازدیدکنندگان عمومی هستند، نوبت به واحدهای مسکونی و اداری برج می رسد که در طبقات سی ام تا شصت و هشتم ساختمان قرار گرفته اند.

خانواده ی ترامپ یک پنتهاوس کمتر دیده شده در سه طبقه ی آخر این برج دارد. این پنتهاوس تنها یکی از چندین واحد متعلق به رئیس جمهور آمریکا در برج معروف خودش است.

ملانیا ترامپ، بانوی اول آمریکا، تا به حال، دو مصاحبه با شبکه ی خبری فاکس نیوز در این پنتهاوس داشته است. در یکی از این مصاحبه ها، او به همراه خبرنگار فاکس نیوز از کنار یک پیانوی بزرگ سفید رنگ عبور می کند و علاوه بر این، تزئینات طلایی ای که در هر گوشه ی تصویر به چشم می خوردند بسیار قابل توجه بودند.

تصاویر مصاحبه ی اکتبر ۲۰۱۶ نشان می دهد این پنتهاوس رو به سنترال پارک نیویورک و بعضی از آسمان خراش های مجاور برج ترامپ، منظره دارد.

ملانیا ترامپ در این مصاحبه بیان کرد که زندگی در این آپارتمان «فوق العاده» است و تزئینات مجلل آن را با سلیقه ی خود همسو دانست.

علاوه بر تزئینات پر زرق و برق خانه، بانوی اول آمریکا در مصاحبه ی خود، میزی پر از عکس های اعضا و دوستان خانواده ی ترامپ را نشان داد که جلوه ای شخصی تر به این پنتهاوس لوکس می داد.

گرچه این پنتهاوس کماکان ملکی نسبتاً خصوصی باقی مانده، اما ترامپ از آن برای امور کاری خود هم استفاده کرده است، مثل زمانی که ترامپ نخست وزیر ژاپن را در این پنتهاوس به یک شام «فوق العاده» دعوت کرد تا با یکدیگر بر سر روابط کشورهایشان صحبت کنند.

در ژانویه ی ۲۰۱۶، ملانیا ترامپ یک آپارتمان حدوداً ۹۸ متر مربعی در طبقه ی سی و سوم برج ترامپ به مبلغ ۱/۴۹ میلیون دلار خریداری کرد.

معلوم نیست بانوی اول آمریکا به چه علت این آپارتمان را که جزء واحدهای کوچک تر برج محسوب می شود، خریداری کرده، به ویژه حالا که کاخ سفید و در حقیقت واشنگتن دی سی، محل اقامت دائمی او محسوب می شود.

اما خانواده ی ترامپ، تنها چهره های مشهوری نیستند که در این برج سکونت داشته اند. سلبریتی هایی مثل مایکل جکسون و بروس ویلیس هم زمانی در این برج آپارتمان داشتند.

اخیراً یک واحد دوبلکس در طبقات شصت و چهارم و شصت و پنجم برج ترامپ، به قیمت ۲۴/۵ میلیون دلار به فروش گذاشته شده.

این آپارتمان چشم اندازی وسیع رو به ساختمان های نیویورک دارد که تمام منظره ی جنوبی ساختمان را به خود اختصاص داده اند.

این آپارتمان حدوداً ۵۷۱ متر مربعی، ۵ اتاق خواب، ۵ تا و نصفی حمام و دستشویی و ۱۱ اتاق دارد. خانه های نیویورک به طور متوسط ۶۷ متر مربع مساحت دارند و بنابراین خانه ی اغلب نیویورکی ها، در برابر این آپارتمان، بسیار کوچک به نظر می رسد.

از زمان انتصاب دونالد ترامپ به ریاست جمهوری آمریکا، برج ترامپ به محلی برای برگزاری شدیدترین اعتراضات مردمی تبدیل شده و با نرده های آهنین و نیروهای حفاظتی مسلح از آن محافظت می شود، مسأله ای که گفته می شود لطمه ی زیادی به سود حاصل از اجاره ی واحدهای این برج وارد کرده است.

علیرغم محبوبیتی که این برج از ابتدا از آن برخوردار شد، طبق گزارش منتشره در سایت Bloomberg در ماه مه سال جاری میلادی، طی ۷ سال گذشته، نرخ سکونت در برج ترامپ از ۹۹ درصد به ۸۳ درصد کاهش یافته، که نرخ عدم سکونت آن دو برابر بیشتر از متوسط این نرخ در ناحیه ی منهتن به شمار می رود.

بیشتر بخوانید:

گشتی در میان املاک دونالد ترامپ؛ از پنت هاوس مطلا تا میزبانی از قذافی

برنامه روزانه «دونالد ترامپ»؛ از خواب کم و شروع روز بدون صبحانه تا پرخوری شبانه

همه چیز درباره سفرهای رئیس جمهور و بانوی اول آمریکا؛ از اقدامات حفاظتی ویژه تا هزینه های سرسام آور

یک صبح تا شب با بانوی اول امریکا؛ روزهای ملانیا ترامپ چطور سپری می‎شود؟

حقایقی درباره ملانیا ترامپ، بانوی مرموز کاخ سفید

۲۰ نکته جالب در مورد زندگی ایوانکا ترامپ که باید بدانید

واقعیاتی درباره «تیفانی ترامپ»، دختر کمتر شناخته شده رئیس جمهور آمریکا

از دونالد جونیور تا بارون؛ نگاهی به زندگی پسران دونالد ترامپ، رئیس جمهور ایالات متحده آمریکا

سلسله ترامپ ها؛ نگاهی به ابعاد زندگی کلی خانواده «دونالد ترامپ»، رییس جمهور ایالات متحده

کند و کاوی در ریشه های دونالد ترامپ؛ با «ماری آن مک لیود»، مادر چهل و پنجمین رئیس جمهور آمریکا آشنا شوید

با خواهر و برادرهای دونالد ترامپ آشنا شوید؛ از خواهر قاضی تا برادر الکلی

با شیلا کرگهد آشنا شوید؛ عکاس اختصاصی ترامپ که همیشه و همه جا همراه او است

نوشته گشتی در «برج ترامپ»، خانه و دفتر کار سابق دونالد ترامپ؛ غول تجاری منهتن قربانی جنجال های بی پایان رئیس جمهور آمریکا اولین بار در روزیاتو پدیدار شد.

در روزهای اخیر خبر حمله به دو نفتکش غول پیکر در خلیج فارس به خبر اصلی بسیاری از روزنامه ها و خبرگزاری های جهان تبدیل شده است. ماجرا از این قرار است که دو نفتکش که یکی متعلق به شرکتی ژاپنی و دیگری متعلق به شرکتی نروژی است پس از بارگیری در برخی کشورهای عربی، در میانه راه خود به سمت مقصد، دچار سانحه شده و آسیب دیده اند. در ابتدا گفته می شد که این دو نفتکش در اثر برخورد با مین دریایی یا مین چسبنده دچار سانحه شده اند و ایالات متحده ویدیویی مبهم از یک قایق را منتشر کرد که به ادعای آن ها متعلق به نیروی دریایی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی بوده و در حال جدا کردن یک مین چسبنده عمل نکرده از بدنه یکی از کشتی هاست.

مین دریایی

اما پس از آن، از قول خدمه یکی از نفتکش های آسیب دیده گفته شد که قبل از انفجار پرنده هایی در آسمان دیده شده و حادثه، به ادعای آن ها، در اثر حملات هوایی صورت گرفته است. تحقیقات و گمانه زنی ها در این مورد همچنان ادامه دارد و ایران و کشورهای منطقه یکدیگر را به دست داشتن در این سانحه متهم می کنند. بدون شک در مورد این حادثه تاکنون چیزهای زیادی شنیده اید و ما هم قصد نداریم این اخبار را تکرار نماییم. در ادامه این مطلب قصد داریم شما را با مین دریایی و نحوه کار و انواع آن آشنا کنیم.

قسمت اول این مطلب را می توانید از طریق این لینک مطالعه نمایید.

انواع مین دریایی

مین دریایی

انواع مین های دریایی بر اساس نحوه انفجار و مورد استفاده رده بندی می شوند. این دسته بندی معمولاً بر اساس موقعیت نهایی آن ها یا با عبارت دیگر جایی که آن ها در دریا مستقر شده و انتظار منفجر شدن را می کشند تعیین می شود. بدین ترتیب می توان گفت که مین های دریایی در سه دستی بندی کلی قرار می گیرند: کف دریا، لنگری و شناور.

مین های کف دریا

مین های کف دریا آن دسته از مین های دریایی هستند که در بستر دریا قرار گرفته و معمولاً در آب های کم عمق از آن ها استفاده می شود. این مین ها خاصیت شناوری بسیار منفی دارند (غرق می شوند)، بدین معنی که به محض رها شدن به عمق آب رفته و در کف دریا مستقر می شوند. برخی از انواع این مین ها در آب های عمیق تر به کار گرفته می شوند که اغلب زیردریایی ها را هدف می گیرند.

مین های لنگری

مین های لنگری برای از بین بردن کشتی ها و زیردریایی های دشمن به کار گرفته شده و معمولاً به خاطر وزن و لنگری که دارند در فاصله ای خاص از کف دریا شناور می مانند. مین در داخل یک بسته قرار گرفته که به یک ابزار لنگری که خود در کف دریا قرار می گیرد وصل شده است. این نوع مین معمولاً برای آب های عمیق تر و دیگر استفاده های خاص مورد استفاده قرار می گیرد. مین های که معمولاً در سواحل یافت شده و خبر ساز می شوند در واقع اکثراً مین های دریایی قدیمی لنگری هستند که از لنگر جدا شده و به سطح آمده اند.

مین های شناور

مین های شناور آن دسته از مین های دریایی هستند که روی سطح آب شناور مانده و معمولاً در صورت تماس با کشتی هامنفجر می شوند. به دلیل ماهیت غیرقابل کنترلشان، استفاده از این نوع مین ها در سال ۱۹۰۷ و به دنبال امضای پیمان Hague ممنوع اعلام شده است اما تاکنون در مواردی به شکل غیرقانونی در نبردها از آن ها استفاده شده است.

بیشتر بخوانید: عملیات غیرممکن؟! آیا غرق کردن ناوهای هواپیمابر ایالات متحده امکان پذیر است؟!

شیوه های کاشت مین

مین دریایی

اکنون که از انواع مین های دریایی صحبت کردیم باید بگوییم که هر یک از انواع مین ها می تواند به سه شکل کارگذاری شود: با استفاده از هواپیما، زیردریایی یا کاشت سطحی.

مین های کارگذاری شده با هواپیما

مین های کارگذاری شده با هواپیما معمولاً در ذات خود تهاجمی بوده و به خاطر سریع بودن عملیات کاشتشان مورد توجه قرار می گیرند، درست مانند همان چیزی که از یک بمب انتظار می رود. بدین ترتیب می توان از هواپیماهای خاص برای ایجاد یک میدان مین یا تقویت آن بدون فرستادن کشتی های مین گذار آسیب پذیر به خطوط مقدم نبرد استفاده کرد. امروزه هواپیماها ایده آل ترین ابزار در زمین کاشت مین در نظر گرفته می شوند که با ریسک کمتر و سرعتی بسیار بیشتر عملیات مین کاری را انجام می دهند. اصولاً هر هواپیمایی که بتواند بار حمل کند و بمب پرتاب نماید می تواند برای این منظور به کار گرفته شود.

مین های کارگذاری شده با زیردریایی

مین های کار گذاشته شده با زیردریایی، مانند نمونه هایی که توسط هواپیما کار گذاشته می شوند، معمولاً در عملیات های تهاجمی مخفی مورد استفاده قرار می گیرند. این نوع از مین ها به راحتی در محفظه پرتاب اژدرهای زیردریایی قرار گرفته و می توانند در اعماق آب کارگذاری شوند. البته زیردریایی ها فضای زیادی برای حمل مقادیر زیادی مین دریایی ندارند و به همین دلیل استفاده از این روش برای ایجاد میدان های مین دریای بزرگ موثر نیست. در طول جنگ جهانی دوم، زیردریایی ها، تا جایی که می دانیم، در کل تنها ۵۷۶ مین در عمق دریا کاشتند که به طور مستقیم در غرق شدن ۲۷ کشتی و آسیب به ۲۷ فروند دیگر موثر بودند.

مین گذاری سطحی

مین گذاری به شیوه سطحی که با استفاده از ابزارهای سطحی مانند کشتی ها کاشته می شوند معمولاً به صرفه ترین تکنیک مین گذاری است زیرا مقادیر قابل توجهی مین را می توان در یک کشتی داشته و به سرعت نصب نمود. اما این روش به این موضوع وابسته است که کشور مورد نظر بر آب های مذکور کنترل داشت و هیچ خطر غریب الوقوعی کشتی های مین گذار را تهدید نکند. بدین ترتیب استفاده از هواپیما و زیردریایی، بیش از روش اخیر برای مین گذاری به کار گرفته می شود. معمولاً این سبک از مین گذاری در موقعیت های دفاعی و پیشگیرانه مورد استفاده قرار می گیرد، برای مثال برای دفاع از سواحل و بندرها. در طول جنگ جهانی دوم، استفاده از مین دریایی به این منظور بسیار رواج داشت. در دوران جنگ جهانی دوم هیچ اسنادی مبنی بر اینکه کشتی های کشوری توانسته باشند از میان این مین های دریایی بگذرند وجود ندارد. بدین ترتیب این موضوع بر یکی از کیفیت های حیاتی مین های دریایی، توانایی شان در ترساندن نیروهای دشمن بدون درگیری مستقیم، و به عنوان یک سلاح روانی تاکید دارد.

نحوه تحریک و عمل کردن مین دریایی

مین دریایی

یادگیری این که مین های دریایی چگونه تحریک می شوند برای درک مکانیزم جلوگیری از برخورد با آن ها و همچنین نحوه استفاده از آن ها موثر است. هر نوع تحریک بسته به سنسوری است که در داخل ابزار شناسایی هدف مین استفاده می شود، ابزاری که در نهایت انفجار مین را بر عهده دارد. همانطور که گفته شد مین ها از ۴ تکنیک عمده برای عمل کرده استفاده می کنند: مغناطیسی، فشاری، آکوستیک (انعکاسی) و سیسمیک.

تحریک مغناطیسی

در گزینه تحریک مغناطیسی، سیستم شناسایی هدف حاوی یک جاذبه یا مغناطیس سنج کوچک و یا سنسورهایی است که میدان های مغناطیسی را شناسایی می کنند که معمولاً مغناطیس سنج های سه محوره بودند و در هر جهت می توانند یک میدان مغناطیسی را انتخاب نمایند. هر کشتی یک ردپای مغناطیسی از هر نوع دارد که بر اساس اندازه و نوع فلز به کار رفته در آن و حتی مکانی که آن کشتی در آن ساخته شده متمایز است. در هنگام عبور کشتی، مغناطیس سنج سیگنال آن را گرفته و آنچه که دریافت می کند را به پالس های الکتریکی کوچکی تبدیل می سازد. این پالس ها در ادامه توسط یک مدار داخلی پردازش شده و ابزار شناسایی هدف در مورد انفجار یا عدم انفجار تصمیم گیری می نماید. وقتی که این بخش از مین تصمیم بگیرد که پالس های دریافتی برای فعال کردن مین کافی است، مین منفجر می شود.

تحریک فشاری

سنسورهای تحریک فشاری، فشارهای منفی را شناسایی و آن ها را به سیگنال های الکتریکی تبدیل می کنند. این عمل مشابه کاری است که مغناطیس سنج ها در مورد قبل انجام می دهند اما این بار محرک اصلی فشار ایجاد شده در آب است. مانند ردپای مغناطیسی کشتی ها، هر کشتی یک ردپای فشاری خاص خود نیز دارد که به شکل، اندازه و وزن کشتی مربوط می شود. در شرایطی که کشتی از درون آب عبور می کند، مقدار خاصی آب را جابجا می سازد. تغییرات در فشار آب که در اثر حرکت بدنه کشتی ایجاد می شود بر اساس اصل برنولی (Bernoulli’s Principle) تعیین می گردد. بعد از آن که ابزار شناسایی هدف این ردپای فشاری را تحلیل کرده و در مورد فعال کردن مین تصمیم گیری نمود، از طریق دنباله انفجاری سیگنال های برای نهایی کردن فرآیند انفجاری ارسال می کند که انفجار مین را در پی دارد.

سنسورهای آکوستیک

سنسورهای آکوستیک، امواج صوتی که زیر دریا جریان دارند را به سیگنال هایی الکتریکی تبدیل می کنند که ابزار شناسایی هدف می تواند آن ها را درک و پردازش نماید. این صدا از طریق نویز تولید شده هنگام حرکت کشتی در آب، نویز ناشی از پروانه های سیستم پیشرانه که به تولید حباب ها (cavitation) منجر می شود و حتی سروصدای خدمه در داخل کشتی نشأت می گیرد. تمامی این محرک ها پژواک هایی صوتی ایجاد کرده که در درون آب جریان یافته و می توانند به اندازه ای باشند که ابزار شناسایی هدف مین دریایی را متقاعد به فعال کردن و انفجار مین نماید.

سنسورهای سیسمیک

سنسورهایی سیسمیک یا لرزشی بسیار شبیه سنسورهای آکوستیک هستند که از ورودی های آکوستیک مشابهی برای فعال کردن مین استفاده می کنند. این سنسورها می توانند حرکات بدنه که در نتیجه محرک آکوستیک ایجاد می شوند را درک کرده و در واقع حساس تر از سنسورهای آکوستیک هستند.

چگونه مین دریایی می تواند یک کشتی را غرق کند؟

مین دریایی

اکنون که با مین دریایی، انواع و رویکرد انفجاری آن آشنا شده ایم، می خواهیم به اتفاقاتی که پس از انفجار آن ها رخ می دهد بپردازیم. شاید فکر کنید که مین های دریایی منفجر شده و یک سوراخ بزرگ در داخل بدنه کشتی ایجاد می کنند. شاید این موضوع در مورد مین های دریایی سطحی بسیار قدیمی صحت داشته باشد اما مین های دریایی مدرن که معمولاً زیر سطح آب قرار می گیرند عملکرد متفاوتی دارند. وقتی که یک مین دریای زیر آب منفجر می شود، انرژی موجود در آن به سه شکل آزاد می شود:

۵۳ درصد به شوک انفجاری تبدیل می شود

۴۶ درصد به گرما تبدیل می شود

۱ درصد نیز به شکل نور رها می شود

آسیب عمده و اصلی مین های دریایی از طریق شوک انفجاری اولیه و پالس های حباب گازی تولید شده در اثر آن ایجاد می شود. شوک انفجاری ناشی از انفجار مین در درون آب منتشر شده و در صورتی که به اندازه کافی قدرتمند باشد می تواند شکاف هایی در بدنه کشتی ها ایجاد کرده یا صدماتی به آن وارد نماید. بعد از انفجار مین، یک حباب گازی بسیار بزرگ در زیر دریا ایجاد و تا جایی بزرگ می شود که فشار آب اطراف باعث ترکیدن آن در سرعتی بسیار قابل توجه می گردد.

مین دریایی

بعد از ترکیدن این حباب گازی غول پیکر، حباب بارها و بارها توسعه یافته و منفجر می گردد و هر بار بخشی از انرژی خود را از دست می دهد. این ترکیدگی های متوالی در واقع یک فرآیند حباب سازی در مقیاس گسترده است که باعث ایجاد شکاف در بدنه کشتی شده و در نهایت می تواند باعث دو نیم شدن کشتی و غرق شدن آن گردد. این ترکیب تاثیرات، موج انفجاری و پالس های حبابی متوالی، باعث بروز صدماتی قابل توجه به یک کشتی می شود که باعث وحشت بزرگ ترین و محکم ترین کشتی های مدرن از مین دریایی شده است. البته روش ها و تکنیک های موثر و مدرن زیادی برای شناسایی مین دریایی وجود دارد که در این مطلب به آن ها اشاره ای نشده است.

بیشتر بخوانید: غول «بلگورود»؛ بزرگ ترین زیردریایی هسته ای جهان توسط روس ها به آب انداخته شد

نوشته «مین دریایی»؛ هر آنچه که باید در مورد ترسناک ترین سلاح نبردهای دریایی بدانید [قسمت دوم] اولین بار در روزیاتو پدیدار شد.

صفحه 10 از 22« بعدی...89101112...20...قبلی »