PDA

توجه ! این یک نسخه آرشیو شده میباشد و در این حالت شما عکسی را مشاهده نمیکنید برای مشاهده کامل متن و عکسها بر روی لینک مقابل کلیک کنید : مقالات زمین شناسی


sarad
2nd December 2012, 01:57 PM
ماگما چیست؟

تعریف

Magma کلمه‌ای است یونانی به معنی خیر که برای مذابهای طبیعی سیلیکاته بکار گرفته می‌شود. اما در اصطلاح زمین شناسی، ماگما مایعی است سیلیکاته با گرانروی زیاد همراه با گاز و مواد فرار گدازه یا لاوا ماگمایی است که مواد فرار خود را از دست داده باشد. ماگماها ممکن است کاملا مایع و یا نیمه متبلور باشند. گدازه‌ها معمولا نیمه متبلورند. زیرا محتوی بلور ، کانیهایی هستند که نقطه ذوب و یا انجماد بالاتر دارند. این بلورها یا مستقیما از ماگما متبلور شده‌اند و یا کانیهایدیرگداز سنگ ما در ماگما هستند که از سنگ مادر جدا شده و به داخل ماگما افتاده‌اند.





انواع ماگما

"یاگار" ماگماها را از لحاظ محتوی گاز به سه دسته به قرار زیر تقسیم می‌کند:




هیپوماگما: ماگمایی است محتوی گاز فراوان و تحت فشار که به علت فشار زیاد لیتوستاتیک گازها در ماگما بصورت محلول باقی مانده‌اند.






پیرو ماگما: ماگمایی است پرگاز و کف مانند که گازهای آن آزاد شده اما از ماگما خارج نشده است.






اپی ماگما: ماگمایی است فقیر از گاز شبیه به گدازه ها.



گرانروی ماگماها

گرانروی ماگما بسته به ترکیب شیمیایی ، درجه حرارت و مقدار درصد گاز محلول تغییر می‌کند. گرانروی ماگماهای بازالتی حداقل 100 پواز و گرانروی ماگماهای گرانیتی بین 3 10 تا 6 10 پواز می‌باشد. گازهای محلول در ماگما سبب پایین آمدن وزن مخصوص کلی ماگما و نیز تقلیل گرانروی می‌شوند. گرانروی یک ماگما با پیشرفت تبلور در آن ماگما نسبت مستقیم دارد. زیرا افزایش فازهای جامد و بالا رفتن درصد سیلیس در مایع باقی مانده موجب افزایش گرانروی می‌شود.







حرارت ماگماها

حرارت ماگماها بین 1500 تا 500 درجه سانتیگراد است. ماگماها وقتی می‌توانند به سطح زمین برسند که حرارتی بین 950 ( ریولیتها ) تا 1200 درجه سانتیگراد ( بازالتها ) داشته باشند زیرا در کمتر از این حدود حرارتی ، ماگماها منجمد شده و در همان عمقی که هستند متوقف می‌شوند.

ترکیب شیمیایی ماگماها

مطالعات زیادی برای تشخیص ترکیب شیمیایی ماگماها از لحاظ کانی شناسی ، درصد اکسیدها و مواد فرار صورت گرفته و نتیجه این شده که ماگماها اصولا از اکسیدهای مختلف تشکیل شده‌اند اما بسته به نوع ماگما درصد هر اکسید متفاوت است. اکسیدها عمده سازنده ماگماها عبارتند از:

Si O 2 , Al2 O3 , Fe O , Fe2 O3 , Ca O , Mg O , Na2 O , K2 O , Ti O2 , Mn O , P2 O5 , H2 O , C O2

sarad
2nd December 2012, 01:58 PM
سنگ شناسی

آتشفشان شناسی پشته های میان اقیانوسی علم زمین شناسی ژئو شیمی سنگ شناسی رسوبی کانی شناسی چینه شناسی مناطق آتشفشانی در ایران سنگ شناسی آذرین زمین شناسی نفت خاک رخساره ومحیط رسوبی تعین سن در زمین شناسی نفتگیر نفتگیر ساختمانی آتشفشان در اقیانوس تطابق زمین شناسی کیمبرلیت انواع سنگ دگرگونی مجاورتی مکانیک سنگ تقویم زمین شناسی تحلیل تغییر شکل سنگها مواد مصالح زمین شناسی از دیدگاه مهندسی چرخه سنگ خواص عمومی سنگ روشهای اندازه گیری سختی و دوام سنگ عمر زمین کانه آرایی تعیین سن سنگها تعیین سن نسبی طبقات رده بندی سنگهای آذرین آزمایشگاه فیزیک و شیمی و میکانیک خاک سیل‌ها آتشفشان نوع هاوایی گستریه ژئوشیمی دریای خزر نفتگیر چینه‌ای مواد مورد استفاده در گل حفاری رخساره ها و محیطهای رسوبی انواع محیطهای رسوبی قاره‌ای استخراج رخساره ها و مشخصات آنها آتشفشانهای ماه آشیانه های ماگمایی ...



سنگ شناسی یا پترولوژی

واژه Petrology به معنای سنگ شناسی در سال 1811 توسط پینکر تون ابداع و به کار برده شد. این نام از کلمات یونانی petra به معنی سنگ و logos به معنی بحث کردن مشتق گردیده است. سنگ عبارت از یک جسم طبیعی است که از یک کانی یا مجموعه ای از چند کانی تشکیل شده است و سنگ شناسی به معنای اعم قسمتی از علم زمین شناسی است که در آن راجع به طرز تشکیل ، منشا و همچنین توصیف و طبقه بندی و ترکیب سنگها صحبت می شود.
سنگ شناسی توصیفی قسمتی از سنگ شناسی است که در آن راجع به ترکیب ، مشخصات و طبقه بندی سنگها صحبت می شود. در سنگ شناسی توصیفی بسته به دقت مورد نظر از چشم غیر مسلح یا حداکثر با ذره بین دستی ، میکروسکوپ ، تجزیه شیمیایی ، دیفراکسیون اشعه ایکس و ... استفاده به عمل می‌آید.

سه خانواده سنگ
زمین شناسان ، بر پایه مشاهدات انجام شده ، سنگهای زمین را از نظر منشا به سه گروه اصلی تقسیم کرده اند که عبارتند از :
سنگهای آذرین
سنگهای رسوبی
سنگهای دگرگونی
سنگهای حد واسط
سنگهای آذر آواری و توفها :
این سنگها ، جزو سنگهایی هستند که از نظر ماده اولیه جز سنگهای آذرین و از نظر محل و طرز تشکیل جز سنگهای رسوبی هستند.

میگماتیت‌ها :
میگماتیت‌ها در زبان یونانی به معنی اختلاط است و عبارت از سنگی مرکب و ناهمگن که قسمتی از آن رنگ روشن و ظاهر گرانیتی داشته و قسمت دیگر از نوع گنیسی و از کانیهای تیره تشکیل شده است. این سنگ حد واسط سنگهای آذرین و دگرگونی است.

گرانیت آناتکسی :
این گرانیتها منشا رسوبی دارند و معمولا رسهای شیستی سرشار از کوارتز ، گریواک و آرکوز مولد این گرانیت می‌باشند. اگر این سنگهای رسوبی تحت تاثیر دگرگونی ناحیه‌ای شدید قرار گیرند ، بخشی از این سنگها ذوب شده و ماده حاصل از ذوب در فرآیندهای سنگ‌زایی مجدد یعنی تولید ماگمای پالین ژنتیک یا گرانیت‌هایی که از ذوب رسوبات به وجود می آیند ، شرکت می‌کند.
در سنگهای رسوبی در اثر دیاژنز تغییراتی صورت می‌گیرد که در این صورت نه می‌توان این سنگها را سنگهای رسوبی اولیه دانست و نه می‌توان آنها را جزو سنگهای دگرگونی طبقه بندی کرد
منبع:دانشنامه رشد

sarad
2nd December 2012, 01:58 PM
انواع صحرا ها


۱) صحراهای قطبی :
این صحراها شامل نواحی وسیعی می باشند که بوسیله یخ پوشیده شده اند و به علت پایین بودن درجه حرارت و سرمای زیاد ناحیه خیلی خشک می باشند.


۲) صحراهای توپوگرافی :
صحراهایی هستند که کمی رطوبت آنها به علت دور بودن از اقیانوس ها و قرار گرفتن در مرکز قاره ها و یا وجود کوههای بلند و مرتفع که جلوی بادهای اصلی ناحیه را گرفته و از رسیدن رطوبت به این نواحی جلوگیری می کنند، می باشد. نمونه این نوع صحراها کویر مرکزی ایران می باشد.
۳) صحراهای استوایی :
این صحراها که به مراتب وسیعتر از صحراهای قطبی می باشند. در فاصله بین ۱۵ تا ۳۰ درجه شمال و جنوب خط استوا قرار دارند. به عنوان مثال می توان صحرای شمال آفریقا و صحرای عربستان را نام برد.
● تخریب در صحراها
تخریب شیمیایی در صحراها به علت کمی رطوبت بندرت انجام می گیرد. از این جهت بیشتر قطعات و ذرات کانی ها و همچنین سنگ ها در صحراها دستخوش تغییرات شیمیایی نشده اند. از انواع تخریب های فیزیکی که در صحراها انجام می گیرد، می توان عمل نیروی ثقل (گرانشی) ، انرژی باد و تغییرات درجه حرارت را نام برد که از جمله عوامل موثر در تخریب مکانیکی می باشند. تغییرات درجه حرارت سبب انبساط و انقباض سنگ ها شده و باعث تخریب آنها می گردد. عدم وجود پوشش گیاهی در صحراها موجب می شود که مواد حاصل از تخریب بوسیله باد به سهولت جابجا و پراکنده شود.
● آبها در صحرا
مقدار آبهای جاری در صحراها بسیار کم است ولی بارانهای اتفاقی اغلب بصورترگبار نازل می شود. در نواحی خشک به علت کمی پوشش گیاهی مقدار آبی که در سطح زمین جریان می یابد نسبت به مناطق دیگر با پوشش گیاهی زیاد با باران مشابه خیلی بیشتر است و در نتیجه هر چند که مقدار این آبها نیز کم باشد در تخریب ، حمل و نقل و رسوبگذاری در صحراها نقش مهمی دارد. در صحراها ممکن است رودخانه های کمی جاری می باشند که از نقاط مرطوب منشا گرفته و از صحراها عبور می کنند، ولی اکثر این رودخانه ها به حوضه های داخلی ریخته و وارد دریا نمی شوند.
● عمل باد در صحراها
گرچه باد از نظر فرسایش از آب به مراتب دارای اهمیت کمتری می باشد. ولی نقش مهمی را در فرسایش صحراها به عهده دارد. در مناطق خشک که رسوبات تخریبی و سست توسط هیچ پوشش گیاهی محافظت نمی شوند. بادها به آسانی مواد را از جایی برداشته و در جایی دیگر انباشته می سازند. در نتیجه باد علاوه بر عمل حمل و نقل ، عمل تخریب و رسوبگذاری را نیز انجام می دهد.
● حمل مواد بوسیله باد
باد قادر است ذرات موجود در سطح زمین را برداشته و با خود تا مسافتی حمل نماید. میزان حمل ، مقدار جابجایی و سرعت ته نشست مواد بستگی مستقیم به قدرت (سرعت) باد و قطر ذرات دارد. یعنی هرچه سرعت باد بیشتر باشد می تواند ذرات را به ارتفاع بیشتر و به فاصله دورتر ببرد و همچنین دانه های درشت تری را با خود حمل کند. برای به حرکت در آوردن ذرات خشک سرعت کمتری لازم است تا ذرات مرطوب. بنابراین در صحراهای خشک به علت نبودن رطوبت و پوشش گیاهی حمل مواد بوسیله باد خیلی بهتر و سریعتر انجام می گیرد. سرعت باد با نزدیک شدن به سطح زمین (در اثر ایجاد اصطکاک) کم گشته ولی با دور شدن از سطح زمین به میزان سرعت آن افزوده می شود.
● نحوه حمل مواد توسط باد
حمل مواد به وسیله باد نسبت به وزن دانه ها به سه طرزیق انجام می گیرد :
▪ حرکت معلق برای ذرات خیلی ریز
ذرات خیلی ریز ماسه ، سیلت های دانه ریز ، گرد و غبار و خاکسترهای آتشفشانی چون بسیار سبک می باشند. حتی بوسیله بادهای خیلی ملایم به آسانی به هوا بلند شده و مدت ها در هوا به حالت معلق باقی می مانند. بطور کلی در شرایط عادی ذرات با قطر کوچکتر از ۰.۰۳ میلیمتر که در روی سطح زمین قرار گرفته اند می توانند بوسیله باد به هوا بلند شوند. این ذرات ممکن است صدها متر از سطح زمین بلند شده و همچنین کیلومترها جابجا شوند.
▪ حرکت جهشی برای ذرات متوسط
باد به تنهایی نمی تواند ذرات متوسط را از جا بلند کند بلکه بر اثر برخورد ذرات ماسه با یکدیگر به هوا پرتاب می شوند که به این نوع حرکت جهشی می گویند. وقتی سرعت باد به حد معینی برسد ذرات ماسه شروع به چرخش و غلطیدن به سمت جلو می کنند که ممکن است در اثر برخورد با ذرات دیگر باعث حرکت و یا پرتاب آنها به هوا شوند. وقتی ذره ای به هوا بلند می شود تحت تاثیر دو نیروی نیروی گرانشی و نیروی سرعت باد ، قرار می گیرد. ذرات در اثر نیروی ثقل به زمین بر می گردند ولی در اثر نیروی باد بجلو رانده می شوند.
▪ حرکت چرخشی برای ذرات درشت
ذراتی که درشت تر هستند اغلب به سبب وزن و درشی از جا کنده نشده و در هوا پراکنده نمی شوند بلکه وقتی سرعت باد به حد کافی برسد با چرخش و یا غلطیدن به سمت جلو حرکت می کنند. این عمل چرخش را Reptation می گویند. فرسایش بوسیله باد عمل فرسایش باد به دو صورت انجام می گیرد. : Deflation (بادکند) و Abrasion (بادساب) .
۱) بادکند Deflation
حمل و نقل ذرات توسط باد را Deflation می گویند. باد قادر است ذرات ریز و کوچک موجود در سطح زمین را بخصوص در مناطقی که فاقد پوشش گیاهی و رطوبت زیاد است به آسانی از یک نقطه به نقطه دیگر منتقل کند و ممکن است این عمل سبب کنده شدن سطح زمین و بوجود آمدن گودی هایی می شود که گاهی ممکن است تا صد متر عمق داشته باشند.
ـ سنگ فرش بیابان
در مناطقی که ذرات درشت و ریز وجود داشته باشد باد سبب جابجا شدن ذرات ریزتر و سبکتر شده و قطعات بزرگتر سنگ ها بر جای باقی می مانند که بعد از گذشت زمان سنگ های درشت تر باقی مانده و منظره فرشی به خود می گیرند که اصطلاحا به آن سنگ فرش بیابان و یا Hamade می گویند.
ـ یاردانگ
باد در مناطق صحرایی مخصوصا در زمین های سست و نرم موجب تشکیل شیارهای طولی و طویل می گردد که یاردانگ نامیده می شود. این نوع شیارها در جنوب دشت لوت دیده می شود.
۲) بادساب Abrasion
موادی که بوسیله باد حمل می شوند در اثر برخورد با یکدیگر سایش پیدا می کنند. این عمل ساییدگی که بوسیله باد انجام می گیرد را Abration می نامند. البته عمل ساییدگی بدون Deflation امکان پذیر نیست. چون در اثر حمل مواد است که ساییدگی و یا خراش بوجود می آید. ذرات یا دانه های ماسه ای که بوسیله باد حمل می شوند، بدلیل سختی که دارند وسایل بسیار مناسبی برای سایش سنگ ها ، ساختمان ها ، دیوارها و ... می باشند.
● سنگ های بادساب (ventifact)
سنگ ها و قلوه سنگهایی که یک سطح آنها در اثر باد صیقلی و صاف شده است در اثر تغییر جهت باد و یا چرخش سنگ ها در محل اولیه خود چند سطح صاف در آنها ایجاد گردد به چنین سنگ هایی که به علت سایش باد بوجود آمده اند سنگ های بادساب یا ventifact می گویند.
● فرسایش لانه زنبوری
برخورد مداوم بادهای قوی و دائمی که ذرات ماسه همراه دارند بر روی صخره ها و یا سنگ هایی که در سطح زمین بخصوص در نقاط خشک و نیمه خشک قرار دارند باعث می گردد که بتدریج این سنگ ها فرسایش حاصل کنند و نوعی فرسایش لانه زنبوری از خود نشان دهند.

● تخت دیو
گاهی باد مواد نرمی را که در زیر تخته سنگ ها قرار گرفته اند تخریب نموده و با خود حمل می کنند و در نتیجه پدیده قارچ مانندی بوجود می آید که اصطلاحا به آن تخت دیو می گویند

sarad
2nd December 2012, 01:59 PM
کاربرد آنالیز حساسیت برای ارایه مدل هایی ساده از کره زمین


تحلیل خواص مکانیکی کره زمین به عنوان یک سیستم مکانیکی، نیازمند ارایه مدلی مناسب و ساده از آن می باشد.


مدل هایی که براساس سرعت امواج حجمی برای زمین ارایه شده اند، خواص زمین را بر حسب عمق به صورت تابعی نقطه ای بیان می کنند و از این رو، استفاده از آنها به عنوان مدل زمین در محاسبات مورد نیاز مهندسی، بر حجم محاسبات می افزاید و رسیدن به پاسخ مناسب را دشوار می سازد. در این تحقیق سعی شده است با استفاده از آنالیز حساسیت چند مدل ساده و قابل استفاده ارایه شود که قیود مهم جرم، گشتاور اینرسی و پریود اولین نوسان آزاد زمین را ارضا کنند.
برای رسیدن به این هدف، ابتدا فرم اجزای محدود مسایل تقارن محوری بیان شده، سپس رابطه مبین آنالیز حساسیت برای مقادیر ویژه نسبت به چگالی المان ها استخراج گشته که از آن، برای یکسان کردن پریود اول ارتعاشات مدل های پیشنهادی با پریود مواد اول کره زمین استفاده شده است. این مدل ها که با استفاده از برنامه کامپیوتری، اصلاح گشته و با مدل اندرسون مقایسه شده اند، مطابقت خوبی را نشان می دهند.

sarad
2nd December 2012, 01:59 PM
چینه نگاری زیستی و محیط رسوبی سازند آسماری در چاه شماره۳۰ آغاجاری


سازند آسماری درای ضخامت ۳۸۵ متر در چاه شماره ۳۰ میدان نفتی آغاجاری می باشد. این سازند از نظر زیست چینه نگاری و محیط رسوبی مورد مطالعه قرار گرفته است.


مطالعه فرامینیفرهای بنتیک در این چاه منجر به شناسایی ۲۲ جنس و ۱۷ گونه شد. بر اساس پخش و پراکندگی فرامینیفرها سه زون تجمعی مورد شناسایی قرار گرفت. فرامینیفرهای شناسایی شده سن الیگوسن پسین؟ میوسن پیشین (آکی تانین بوردیگالین) برای سازند آسماری در میدان نفتی آغاجاری پیشنهاد می کند.

ریز رخساره های سازند آسماری در ناحیه مورد مطالعه شامل ۷ ریز رخساره کربناته و ۱ ریز رخساره آواری است. بر این اساس رخساره های محیط ساحلی، مردابی، سدی و کم عمق دریای باز برای رسوب گذاری تشخیص داده شد. یک رمپ هموکلینال برای رسوب گذاری سازند آسماری در این ناحیه پیشنهاد می شود.

sarad
2nd December 2012, 02:00 PM
مطالعه گسترش چینه شناسی فرامینیفرا بنتونیک سازند قم


در این مطالعه نهشته های سازند قم در غرب ساوه (برش کهلو پایین) مورد بررسی قرار گرفته است . برش چینه شناسی کهلو پایین با ضخامت ۵۰۰ متر شامل شیل، مارن، ماسه سنگ، آهک ماسه ای و آهک است، که با ناپیوستگی هم شیب بر روی مارن های سازند قرمز زیرین و در زیر مارن های سازند قرمز بالایی قرار گرفته است. ضخامت نهشته های سازند قم در این برش در مقایسه با برش های هم جوار مانند بند شاه (۴۷۲ متر) ، بین بند شاه و بند چای (۵۶۰ متر) ، بند چای (۷۷۰ متر) ، آشیانک (۷۲۳ متر)، غازم آباد (۸۴۲ متر)، بریه (۱۲۸ متر) و مصرقان (۷۵ متر ) متفاوت است.


از برش چینه شناسی کهلو پایین ۱۰۲ نمونه برداشت و پس از مطالعه نمونه ها، ۲۶ جنس و ۲۹ گونه فرامینیفر بنتونیک، ۲ جنس و ۲ گونه فرامینیفر پلانکتونیک، ۲ جنس وگونه جلبک قرمز و ۲ جنس و گونه بریوزوآ شناسایی شد. از میان میکروفسیل های موجود، فرامینیفرهای بنتونیک با توجه به تنوع و فراوانی از اهمیت بیشتری برخوردار بوده و مبنای مطالعه بیواستراتیگرافی قرار گرفتند.
به علت شباهت مجموعه فرامینیفرهای بنتونیک سازند قم و سازند آسماری و فقدان یک بیوزوناسیون رسمی برای سازند قم، از بیوزوناسیون آدامز و بورژوا که برای سازند آسماری ارایه شده در مطالعه بیواستراتیگرافی و تعیین سن نسبی نهشته های سازند قم در برش چینه شناسی کهلو پایین استفاده شد. بر همین اساس و با توجه به گونه های شاخص معرفی شده در بیوزوناسیون آدامز و بورژوا، نظیر Borelis melo curdica , Meandropsina iranica , Dendritina rangi
برش چینه شناسی کهلوپایین با بیوزون شماره (۱) به نامBorelis melo group Meandropsina iranica Assemblage Zone (۱) قابل تطبیق و مقایسه است، به این ترتیب سن پیشنهادی برای این برش بوردیگالین است.

sarad
2nd December 2012, 02:00 PM
واژگونی قطبی نزدیک است


قطب مغناطیسی شمال زمین در حال جابه جایی و ضعیف شدن است. البته این به هیچوجه اتفاق تازه ای نیست اما به نظر می رسد دانشمندان به کشف علت و چگونگی این تغییرات نزدیک شده اند؛ تغییراتی که هربار در نهایت به تغییر جهت میدان مغناطیسی زمین منجر می شود.


در واقع بررسی های اخیر درباره گدازه های آتشفشانی باستانی باعث شده است تا دانشمندان به درک بهتری از آنچه میدان مغناطیسی زمین را تولید و کنترل می کند و حتی عاملی که تغییر جهت های گاه و بیگاه این میدان را رقم می زند، دست یابند. میدان مغناطیسی اصلی زمین که توسط جریان های «آشفته» (Turbulent) درون اعماق توده آهن گداخته هسته خارجی زمین به وجود می آید، به شکل دوره ای تغییر جهت می دهد. در واقع این تغییر جهت به شکلی است که سوزن قطب نما به جای شمال، جنوب را نشان خواهد داد. این واژگونی های قطبیت از زمان پیدایش زمین تاکنون صدها بار و در فواصل زمانی نامنظم، در تاریخ این سیاره رخ داده است که آخرین آنها به ۷۸۰ هزار سال پیش برمی گردد. اما با وجود چنین قدمتی دانشمندان هنوز تلاش می کنند که از چرایی و چگونگی آن سر در آورند.
بررسی های اخیر انجام شده بر سخره های آتشفشانی باستانی که در شماره ۲۶ سپتامبر ژورنال Science منتشر شد، نشان می دهد ممکن است منبع میدان مغناطیسی دومی نیز در کار باشد که این میدان دوم می تواند در تعیین اینکه آیا میدان اصلی تغییر جهت می دهد یا نه و نیز چگونگی آن، موثر باشد. براد سینگر (B.Singer)، استاد زمین شناسی در دانشگاه ویسکانسین مدیسون ایالات متحده، در این باره می گوید «این میدان دوم که به نظر می رسد از درون هسته سطحی و درست زیر لایه جبه زمین سرچشمه می گیرد، زمانی خودش را نشان می دهد که میدان مغناطیسی اصلی شمال جنوب زمین رو به ضعف می گذارد؛ رفتاری که درست پیش از تغییر جهت میدان مغناطیسی اصلی زمین، از آن سر می زند.» سینگر همراه با کنت هافمن (K.Hoffman)، دیرین مغناطیس شناسی که ۳۰ سال گذشته را به تحقیق درباره واژگونی میدان مغناطیسی زمین گذرانده است، به منظور بررسی الگوهای میدان مغناطیسی زمین در گذشته، گدازه های آتشفشانی باستانی در مناطق غربی آلمان و جزیره ای موسوم به تائیتی در بخش های جنوبی اقیانوس آرام را مورد تجزیه و تحلیل قرار دادند. خاصیت مغناطیسی مواد معدنی سرشار از آهن موجود در گدازه های داغ باعث می شود این گدازه های سیال در امتداد میدان مغناطیسی غالب قرار بگیرند و پس از سرد و سخت شدن گدازه ها نیز به همان شکل بمانند.
به گفته سینگر «در واقع زمانی که گدازه های آتشفشانی و جریان مواد مذاب پس از فوران در امتداد میدان مغناطیسی زمین سرد و سخت شوند، درست مثل حافظه ای عمل می کنند که جهت میدان مغناطیسی در زمان سرد شدن را در خود حفظ خواهند کرد. از بین رفتن این اطلاعات در گدازه هایی که سرد و سخت شده اند بسیار دشوار خواهد بود. به این ترتیب می توان اطلاعات ثبت شده ای از وضعیت جهت میدان مغناطیسی باستان در زمین را در اختیار داشت.» هافمن که در هر دو دانشگاه ویسکانسین مدیسون و دانشگاه پلی تکنیک ایالتی کالیفرنیا فعالیت می کند، و سینگر، تحقیقات شان را بیشتر روی صخره هایی متمرکز کرده اند که حاوی شواهدی از روزگاری باشند که میدان مغناطیسی اصلی شمال جنوب در حال ضعیف شدن بوده است؛ نشانه ای که احتمالا تغییر جهت میدان مغناطیسی را در پی دارد. این دو دانشمند با تعیین دقیق سن گدازه های آتشفشانی توانستند از تلاش های متعدد میدان هسته ضعیف در واژگونی جهت میدان اصلی به هنگام ضعیف شدن این میدان در طول یک میلیون سال گذشته نقشه ای تهیه کنند. ضعیف شدن میدان مغناطیسی اصلی زمین در خلال این دوره های زمانی باعث شد تا پرده از وجود «قطب های مجازی» برداشته شود. در واقع این قطب های مغناطیسی مجازی، مناطقی با خاصیت مغناطیسی قوی اند که در میدان هسته سطحی وجود دارند. سینگر در این باره می گوید «برای مثال اگر در زمان وقوع این فوران های کهن در تائیتی بودید، سوزن قطب نمای تان نه قطب شمال را نشان می داد و نه قطب جنوب، بلکه استرالیا را نشانه می رفت.»
این دانشمندان معتقدند که میدان هسته سطحی می تواند در تعیین این مسئله که آیا جهت قطبیت میدان مغناطیسی اصلی موقع ضعیف بودن این میدان می چرخد یا اینکه می تواند بدون واژگون شدن قدرتش را بازیابد، نقش داشته باشد. هافمن در این باره می گوید «کلید درک آنچه در هسته زمین به هنگام ضعیف شدن میدان مغناطیسی اصلی تا جایی که بتواند به راستی جهتش را تغییر دهد، رخ می دهد را می توان در نقشه هایی از این میدان یافت که در حالت های گذار تهیه شده باشد.» شواهد فعلی حکایت از آن دارند که ما در حال نزدیک شدن به یکی از این حالت های گذار هستیم، چرا که به گفته هافمن «میدان مغناطیسی اصلی، نسبتا ضعیف و قدرتش به سرعت رو به کاهش است.» در حالی که آخرین واژگونی قطبیت در میدان مغناطیسی زمین چند صد هزار سال پیش رخ داد اما سینگر و هافمن بر این باورند که واژگونی بعدی تنها ظرف چند هزار سال آینده رخ خواهد داد. سینگر در این باره می گوید «بایگانی های تاریخی در حال حاضر نشان می دهند که قدرت میدان مغناطیسی اصلی زمین با سرعت بسیار زیادی در حال سقوط است. تجزیه و تحلیل های ما پیش بینی می کند که میدان مغناطیسی اصلی زمین در ۱۵۰۰ سال دیگر به حدی ضعیف می شود که تاکنون هرگز نبوده است و به طور قطع ما با حالت واژگونی قطبیت مواجه خواهیم شد.» سینگر در ادامه افزود «در واقع هدف اصلی ما از تحقیقات اخیر این است که بتوانیم قابلیت پیش بینی مان در باره تشخیص نشانه های واژگونی قطبیت بعدی و پیامدهای آن را افزایش دهیم.» بخش عمده ای از تحقیقات سینگر و هافمن تحت حمایت مالی «بنیاد ملی علوم» ایالات متحده قرار داشت.

sarad
2nd December 2012, 02:00 PM
پیش بینی نوسانات سطح آب زیرزمینی دشت قاین


در دهه های اخیر با توجه به مشکل کمبود منابع آبی ، مسأله استفاده و مدیریت بهینه از این منابع اهمیت خاصی پیدا کرده است. یکی از مواردی که در این زمینه مورد بررسی قرار گرفته است، تهیه مدل پیش بینی کننده نوسانات سطح آب زیرزمینی می باشد.


وجود چنین مدلهایی باعث می گردد که مدیریت و تصمیم گیریهای مربوط به بهره برداری از منابع آبهای زیرزمینی با دقت بیشتری انجام گردد و در نتیجه به مدیریت بهینه منجر شود. نوسانات موجود در سطح آب زیرزمینی ناشی از عوامل مختلفی است که از جمله آنها، عوامل آب و هوایی(حرارت، میزان بارندگی، تبخیر)، میزان تخلیه و تغذیه از سفره و... می باشند. در این مقاله با استفاده از قابلیت های روش تحلیل سری های زمانی و بر اساس هیدروگراف ۱۰ ساله (از سال ۷۶تا ۸۷) دشت قاین ، مدل ARIMA(۱,۱,۱)(۲,۱,۱)۱۲ جهت پیش بینی نوسانات سطح آّب زیرزمینی دشت قاین به مدت ۲ سال تهیه گردید و نتایج آن ارائه شد. مقایسه مقادیر محاسبه شده با استفاده از رابطه سری زمانی با داده های مشاهداتی از طریق معیار ارزیابی خطا، صحت و دقت مدل تعیین شده را تایید نمود.

sarad
2nd December 2012, 02:01 PM
تحلیل کرنش و ریزساختار دانه های کوارتز


در این مطالعه، کرنش و ریزساختارهای دانه های کوارتز در تحلیل دگرریختی برگه های راندگی در البرز شرقی به کار رفته است.


مطالعات ساختاری منجر به شناسایی هشت برگه راندگی گرگان، سیاه خانی، طزره، شاهدار، انبان کوه، شیربند، انجیرلو و سفیدکوه از شمال به جنوب شده است. بررسی های ریزساختاری و تحلیل کرنش در نمونه های جمع آوری شده در عرض ورقه های رورانده، تفسیری برای شرایط دگرریختی آنها فراهم آورده است.
تحلیل دقیق ریزساختارهای دانه های کوارتز بیانگر آن است که دگرریختی در آنها به شکل درون بلوری صورت گرفته است. بر این اساس برگه های راندگی که در جنوب برگه طزره واقع شده اند (برگه های شاهدار، انبانکوه شیربند، انجیرلو و سفیدکوه) و برگه سیاه خانی در عمق کم پوسته تشکیل شده اند درحالیکه برگه های گرگان و طزره با منشا عمیقتر، از عمقی که انتقال تغییر شکل شکننده به شکل پذیر رخ می دهد، منشا گرفته اند. میزان کم کرنش نهایی در نمونه ها، بیانگر آن است که مکانیزم جایگزینی برگه های راندگی احتمالا با مدل ارایه شده برای برگه های پیش بومی سازگار است. لذا برگه ها به صورت لغزش بلوک های سخت بر روی قاعده راندگی خویش جایگزین شده اند و بنابراین زمین ساخت غالب نازک پوسته است.

sarad
2nd December 2012, 02:01 PM
اشاره ای به زمین شناسی خرم آباد


● معرفی منطقه مورد بررسی

شهر خرم آباد مرکز استان لرستان است که بین ۲۰۰: ۴۸ تا ۲۳ :۴۸ طول جغرافیایی و ۲۷: ۳۳ تا ۳۳: ۳۳ عرض جغرافیایی قرار دارد (۶). فاصله شهر خرم آباد تا تهران ۴۹۰ کیلومتر و تا اهواز ۳۸۰ کیلو متر است .


شهر خرم آباد از سمت شرق و غرب با ارتفاعات بلندی احاطه شده است که دامنه آنها به سمت شهرداری شیب نسبتا" تندی می باشد ( مخملکوه و سفید کوه ) . در دره های بین این ارتفاعات دو رودخانه رباط و کرگانه جاری است که این دو رودخانه در مرکز شهر ( بین پل شهدا و پل بزرگ ) به یکدیگر ملحق شده و رودخانه خرم آباد را تشکیل می دهند . شهر خرم آباد در محل دشت خرم آباد و دامنه کوه های مخملکوه ، سفید کوه و مدبه کوه بنا شده است.
از نظر آب و هوایی خرم آباد تقریبا" دارای آب و هوای معتدل است . هوای خرم آباد در زمستان معتدل تا کمی سرد و در تابستان نسبتا" گرم است . متوسط ماهانه درجه حرارت در سردترین ماه زمستان حدود ۶ درجه سانتی گراد بالای صفر و متوسط ماهانه درجه حرارات در گرمترین ماه تابستان حدود ۳۰ درجه سانتی گراد بالای صفر است .در حالیکه حداقل مطلق درجه حرارت در زمستان تا ۱۳ درجه سانتی گراد زیر صفر و حداکثر مطلق درجه حرارت در تابستان تا ۴۷ درجه سانتی گراد بالای صفر نیز می رسد . مقدار متوسط بارندگی سالیانه در شهر خرم آباد حدود mm ۵۷۰ است و حداقل و حداکثر بارندگی سالیانه به ترتیب حدود mm۲۳۴ و mm ۷۷۰ می باشد . (۱)
شهر خرم آباد با مساحتی در حدود ۶۲۳۳ کیلومتر مربع، دارای جمعیتی بالغ بر ۴۲۶۱۳۹ نفر می باشد . مردم خرم آباد دارای سه نوع زندگی شهری ، روستایی و عشایری هستند . خرم آباد به دلیل داشتن موقعیت ویژه جغرافیایی دارای مراتع زیاد و زمینهای حاصلخیز فراوانی است که از آنها برای دامپروری ، کشاورزی و باغداری استفاده می شود .
شهر خرم آباد با توجه به پیشینه تاریخی اش و نیز داشتن ابنیه تاریخی فراوان مانند قلعه فلک الافلاک ، مناره ، سنگ نبشته و ... قابلیت پیشرفت در زمینه جذب توریست را دارا می باشد .
● اشاره ای به زمین شناسی ایران
سرزمین گهر بار ایران ، از کرانه دریای خزر تا خلیج همیشه فارس طی میلیون ها سال با قرارگرفتن بین دوابر قاره ی جنوبی (گندوانا) و شمالی (اورازیا) با صلابت و پایداری ، چهره و ساختمان زیبای زمین شناسی خود را بصورت امروزی در آورده است که خود الگویی بس متنوع به لحاظ ذخایر ارزشمندمعدنی و پدیده های طبیعی است . برای اولین بار زمین شناسان و محققین خارجی ، به مطالعه زمین های ایران پرداخته وانگیزه آنها در واقع کشف ثروتهای زمینی از قبیل نفت و دیگر منابع معدنی بوده است آنچه که بیشتر به چشم می خورد اینکه نواحی مربوط به رشته کوههای زاگرس مورد توجه بوده اندو آن بدلیل وجود منابع نفتی می باشد.
اولین بار در سال ۱۸۵۰ ویکنل مطالبی در مورد زمین شناسی البرز مبتنی بر گزارشات مسافرتهای علمی امردهل تهیه نمود . پس از آن دانشمندان دیگری چون تیئتز در مورد آتش فشان دماوند ،شتال تهیه نقشه زمین شناسی البرز مرکزی،دومرگان،ارنی در مورد رسوبات دریایی مربوط به آشکوب با تونین در البرز ،ریو رساله دکترای خود را در مورد زمین شناسی البرز، کلاپس زمین شناسی شرق ایران و مطالعاتی انجام داده اند اما اشتوکلین با همکاری زمین شناسان ایرانی گام جدیدی در موردزمین شناسی ایران برداشت با تاسیس سازمان زمین شناسی ایران و مطالعات وسیعی بوسیله زمین شناسان ایرانی در راستای تهیه نقشه زمین شناسی ایران با مقیاس های۱/۲۵۰۰۰۰ و ۱/۱۰۰۰۰۰ واکتشافات معدنی انجام شد .
اما در سال ۱۹۵۹ اولین نقشه زمین شناسی کشور با مقیاس ۱/۲۵۰۰۰۰۰ از طرف شرکت نفت ایران منتشر شد.
خصوصیات و تکامل ساختمان زمین شناسی ایران با توجه به ارتباط آن با رشته کوههای آلپی آسیای مرکزی به منظور بررسی و شناخت بیشتر زمین شناسی ایران و با توجه به اینکه فلات ایران از نظرکوهزایی جزیی از کوهزایی آلپی است . لذا سعی شده در تطابق ساختمانی رشته کوه آلپی ،بین ایران و آسیای مرکزی مناطق ساختمانی اصلی که در این سلسله جبال یعنی ،ایران ، افغانستان ، بلوچستان ،پامیر ، قره قوروم ومناطق غربی هیمالیا شناخته شده اند به یکدیگر ربط داده شوندتا تکامل ساختمانی آنها (مخصوصا ایران ) که مورد توجه ماست مشخص گردد. در محدوده ی بالا اختلافات اساسی که در مشخصات پوسته زمین و تخت شدگی پی سنگ وجود دارد، اجازه میدهد که چهار منطقه در این سلسله جبال تشخیص دهیم . شواهد دیگر از قبیل سبک وضع ساختمانی زمین شناسی ، شدت وسن تغییر شکل پوسته ،سن و ماهیت ماگماتیسم نیز جهت تقسیم بندی های فرعی این مناطق به بخش های کوچکتر مورد استفاده قرار می گیرد.
الف) قلمرو جنوبی:
که در پرکامبرین با پوسته قاره ای و پی سنگ متبلور مشخص بوده و توسط رخساره های پلت فرمی دوران پالئوزوئیک پوشیده می شود . این قلمرو ازشرق تا غرب شامل نپ ها (napps) با سفروهای زمین شناسی متبلور در هیمالیا و همچنین کوههای چین خورده حاشیه ای نظیر :ساب تریمالایا، سیوالیک ها ، رشته نمکی و فلات پرتوا ، سلسله جبال سلیمان و زاگرس است .
ب) کمربند افیولیتی محوری:
با پوسته اقیانوسی از کردستان در امتداد رود اندگی اصلی زاگرس تا بلوچستان امتداد داشته و به طرف جنوب در عمان و سمت شمال در داخل ایران و افغانستان مرکزی شاخه شاخه می گردد. این کمربند افیولیتی محوری خود شامل:
۱) کمربند فرعی افیولیت جنوبی یا خارجی: که شامل دو بخش درونی و بیرونی در ایران و عمان است .
۲) کمربند فرعی شمالی یا داخلی : این کمربند در قسمت آناتولی مرکزی ترکیه گسترش زیادی داشته و آنرا از چین خوردگی های آلپی تحت عنوان آنکارا ملانژ توصیف شده است.
ج) قلمرو مرکزی:
که دارای مشخصات پوسته قاره ای بوده و تفسیر تکامل ساختمانی به شرح زیر است : ابتدا قطعات حاشیه گندوانا. در دوران پالئوزوئیک از خشکی شمالی آسیا ـ اروپا ، جدا و با خشکی گندوانا یکی شده است . در دوران سوم برعکس از خشکی گندوانا جدا شده و به خشکی آسیا ـ اروپا ، پیوسته و سرانجام در پایان کرتاسه این قطعات مجددا توسط قلمروهای آفریقا ـ عربی و هند گندوانا به یکدیگر ملحق گردیده اند. پی سنگ این قلمرو در پرکامبرین متبلور و تخت شده و بهم پیوسته است .
د) قلمرو شمالی:
این ناحیه بطور کاملا واضح و ناگهانی توسط سلسله کوههای هندوکش ـ ونچ ، آکباتیان از ناحیه مرکزی جدا می شود.
● خلاصه ای از زمین شناسی ایران از دیدگاه تکتونیک صفحه ای
سرزمین ایران بخشی از کمربند چین خورده آلپ ـ هیمالیا محسوب می شود که بین دو قاره اورازیا (Eurasia) در شمال و گندوانا (Gondwana) در جنوب قرار گرفته است . این دو ابر قاره قبلا یکی بوده و تحت عنوان مگاژا(meyagea) یا پانگه آ ازآن نام برده شده است .
برخی از زمین شناسان تشکیل زمین های ایران را در رابطه با ژئوسنکیتال تتیس دانسته اند که در دوران مزورزوئیک دو پلیت بزرگ قاره ای قدیمی گندوانا واورازیا را ازهم جدا میکرده است .
قبل ازتئوری تکتونیک صفحه ای در دهه ی ۱۹۶۰ میلادی با توجه به اینکه موقعیت ایران وخاورمیانه در رابطه با پلیت تکتونیک مشخص نبود . زمین شناسان با اینکه ایران را سرزمینی از اورازیا و گندوانا فرض می نمودند . دکتر منوچهر تکین اولین پژوهشگری است که موقعیت تکونیکی ایران را در رابطه با زمین ساخت خاورمیانه در ارتباط با پلیت تکتونیک بیان نمود. بطور خلاصه نتیجه مطالعات پلیت تکتونیک محققان نشان می دهد که وسعت اقیانوس تتیس بیش از هزاران کیلومتر بوده و بین دو قاره افریقا ـ عربستان (از گندوانا) در جنوب وآسیا (از قاره اورازیا) در شمال واقع بوده است .حرکت قاره جنوبی به طرف شمال موجب کاهش وسعت تتیس و نهایتا" با ایجادیک زون بخیه منجر به بسته شدن آن گردیده است . مطالعات انجام شده نشان می دهدکه درکرانه بالایی پلیت آفریقا ـ عربستان به زون فرو رانش(لبه جنوبی اورازیا) رسیده است .
بطوریکه رشته کوههای زاگرس متعلق به بخش شمالی پلیت آفریقا ـ عربستان (بخش جنوبی دریای تتیس) وکوههای البرز و ایران مرکزی مربوط به پلیت اورازیا است .
● زمین شناسی ایران و خاورمیانه از دیدگاه پلیت تکتونیک
به عقیده وگنر قاره های زمین از یک ابر قاره بزرگ به نام پانگه آ مشتق شده اند و اقیانوس تتیس به شکل یک اقیانوس فرضی در حد فاصل دو ابر قاره ی گندوانا و اورازیا واقع بوده است . درمورد زمان شکل گیری تتیس نظریه های مختلفی بیان شده است . با توجه به تکامل و تکوین تتیس و عنوان پالئوتتیس برای تتیس پالئوزوئیک در جنوب آسیای مرکزی (در موضع فعلی پامیرو هندوکش) مرکزی فرض شده است. همزمان با بسته شدن پالئوتتیس در پالئوزوئیک درشمال ، تتیس مزوزوئیک یا نئوتتیس در جنوب آن شکل گرفته است . شروع بسته شدن مزوتتیس همزمان با تشکیل اقیانوس هند و اطلس در اثر گسترش کف اقیانوس بوده و به زمان مزوزوئیک مربوط است. مکانیزم بسته شدن تتیس ناشی از فرورانش پوسته اقیانوسی تتیس به زیر قاره ی اورازیا است .
آقای منوچهر تکین برای اولین بارایران را در قالب تکتونیک صفحه ای و حرکت قاره ها مورد تجزیه وتحلیل قرار داد .وی با استفاده ازنظریه تکتونیک صفحه ای ، اقیانوس تتیس را با عرضی معادل هزاران کیلومتر در نظر گرفت و در موضع فعلی خاور میانه ، ایران مرکزی را بصورت یک کوچک قاره در نظر گرفت که در درون اقیانوس تتیس قرار داشته است. طبق این مدل اوسن تتیس را به پالئوزوئیک و یا مزوزوئیک نسبت می دهد که بعداز بسته شدن دریای تتیس به بقایایی از پوسته اقیانوسی آن بصورت یک مجموعه در هم افیولیتی به شکل باریکه ای، ایران مرکزی را محصور کرده است.
اشمیت و سوفل و داوود زاده در مدل پیشنهادی خود تصور نموده اند که ایران مرکزی و البرز در طول پالئوزوئیک، در بخش شمالی خشکی گندوانا قرار داشته و در اوایل تریاس ، همزمان با فازکوهزایی کیمیرین آغازی یا هرسینین پایانی درنتیجه بسته بودن پالئوتتیس به خشکی اوازیا ملحق شده اند . در اوایل مزوزوئیک ، در اثر پدیده ی ریفتینگ (Rifting) بخشی از ایران مرکزی چسبیده به باریکه ای از حاشیه جنوبی اورازیا ، بصورت یک میکروپلیت در درون اقیانوس مزوتتیس رها شده است.
شواهد ومدارک زمین شناسی نشان میدهد که ایران در طول دوران پالئوزوئیک بخشی از شمال پلتفرم قاره ای اپی بایکالین را که خود قسمتی از خشکی گندوانا بوده را شامل می شده است .
احتمالا در اواخر پالئوزوئیک و یا در عهد تریاس در امتداد راندگی اصلی زاگرس یک شکاف یا ریف درپلاتفرم اپی بایکالین عربستان ـ ایران صورت گرفته که دلالت بر شناوری کناره به قطعاتی از خشکی عربستان ـ ایران می نماید .
بررسی تشکیلات مربوط به تراف جدید اقیانوس بین ایران و عربستان ، چنانچه تشکیل دریای تتیس جدید ، سریعا بعد از عمل شکاف بر داشتن رخ داده باشد حاکی از این است که بسته شدن دریای تتیس قدیمی در شمال همزمان با بازشدن و به دنبال آن گسترش تتیس جدید در جنوب بوده و نشانه شناوری و حرکت پلیت ایران به سمت شمال می باشد . شاید شکستگی های بعدی پلیت ایران به طور موقت ایران مرکزی و شرق ایران را در اواخر مزوزوئیک به صورت کوچک قاره ای که توسط تراف های باریک اقیانوسی احاطه میگردیده اندجداساخته است .
رانده شدن خشکی آفریقا ـ عربستان بطرف شمال احتمالا" سبب باریک شدگی دریای تتیس جدید و بعدا" لبه های خشکی عربستان و ایران در امتداد منطقه خود شده زاگرس در اواخر کرتاسه شده است . فشردگی پلیت ایران مجددا" ادامه داشته و در اثر این فشردگی شاخه های باقی مانده از نئوتیس در شمال و شرق ایران بسته شده است . این امر سبب شده که مجددا خشکی ایران مرکزی و کوچک قاره شرق ایران خشکی واحدی را به وجود آورده و در اثر حرکات کوهزایی آلپی در زمان پالئوسن موجب چین خوردگی های ایران مرکزی و شمال ایران گردند . این جریانات را می توان نتایج فعل و انفعالاتی دانست که توده های خشکی آفریقا ـ هند و اروپا ـ آسیا را در بر می گرفته است .
● تقسیم بندی زمین شناسی ایران از نظر اشتوکلین (۱۹۶۸)
۱) دشت خوزستان :
این دشت از نظر ساختار زمین شناسی دنباله سکوی عربی محسوب می شود .
این دشت اغلب به وسیله رسوبات آبرفتی پوشیده شده است . بطوری که سازنده های زمین شناسی قدیمی آن دیده نمی شوند . بررسیها نشان می دهد که سازنده های پالئوزوئیک و سنوزوئیک در آن وجود دارد . دشت خوزستان از نظر ساختاری ساده و تنها چین خوردگی های ملایم با روند شمالی ـ جنوبی که از محور چین خوردگی کلی سکوی عربی تبعیت می کنند در آن مشاهده می شود . حدود این دشت تا مرز چین خوردگی زاگرس و یا محور تاقدیس اهواز مشخص است .
از نظر افتخار نژاد این بخش جزئی از چین خوردگی زاگرس قلمداد می شود .
۲) منطقه چین خورده زاگرس:
این منطقه کوههای زاگرس را در بر می گیرد در جنوب غرب ایران واقع است به سمت شرق خود محدود می شود . ساختار زمین شناسی ساده و ملایم شامل مجموعه ای از رشته تاقدیس های به هم فشرده می باشد رسوباتش به طور متناوب از آهک ودولویت همراه با مارن ومارن آهکی تشکیل شده اند .این بخش گنبد های نمکی و در جنوب زاگرس رشته ارتفاعات تپه ماهوری به سن آلپی که ذخایربزرگ نفتی رادربرمی گیرد تاقسمتی ازمنطقه ساحلی خلیج فارس گسترش می یابد . فعالیت آتشفشانی در منطقه چین خورده زاگرس وجود نداردوفقط در گنبدها آثاری از سنگهای نفوذی ازقبیل دیابازمشاهده می شودکه سنی درحدود اواخر پرکامبرین دارند.ازنظرفعالیتهای دگرگونی نیزبه جزقطعاتی ازسنگهای دگرگونی که درگنبدهای نمکی دیده شده است بیرونزدگی دیگری وجودندارد.
۳) منطقه رورانده زاگرس:
در این منطقه سنگهای مزوزوئیک بطرف جنوب غربی رانده شده اند . چون منطقه رورانده زاگرس مرتفعترین قسمت زاگرس است ، به همین جهت آنرا زاگرس مرتفع نیزمی نامند . زاگرس مرتفع ازنظر فعالیت های ماگمایی ودگرگونی یا زاگرس چین خورده تفاوت چندانی ندارد.مرزشمالی وشرقی زاگرس رورانده کاملا مشخص وبه گسل های راست گرد زاگرس ومیناب محدود می شود. حدود ۳۰گنبد نمکی دراین منطقه دیده شده است که ازنظر جنس سنگها به گنبدهای زاگرس چین خورده تشابه دارند .
۴) زون سنندج ـ سیرجان:
این منطقه که به عقیده برخی زمین شناسان بخشی اززاگرس به شمار می روددرشمال شرقی روراندگی اصلی زاگرس قرار دارد.زون سنندج ـ سیرجان ازنظرساختاری به ایران مرکزی شباهت دارد . فعالیت های ماگمایی بصورت توده های گرانیتی نفوذی دراواخر دوران مزوزوئیک واوایل سنوزوئیک درهر دومنطقه (ایران مرکزی و سنندج ـ سیرجان )وجود دارد . ولی دگرگونی حرارتی وحرکتی دوران مزوزوئیک تااندازه ای مربوط به ویژگیهای این منطقه است .
این منطقه ازنظر فعالیتهای دگرگونی بسیار فعال است.بطور خلاصه دگرگونیهای این منطقه بصورت زیر خلاصه می شوند .
۱) دگرگونی کاتانگایی
۲) دگرگونی کالدونین
۳) دگرگونی سیمرین پیشین
۴) دگرگونی لارامیدی
۵) منطقه البرز:
رشته کوههای البرز در بخشهای شرقی و مرکزی تاقدیسهای شکنجی ساده ای رادرحاشیه شمالی ایران مرکزی بوجود آورده اند . حاشیه جنوبی کوههای البرز درخور نه تنهاازنظر ساختار زمین شناسی بلکه از نظر چینه شناسی نیزبه ایران مرکزی شباهت دارد درحالی که حاشیه شمالی آن بادامنه جنوبی اش ازنظر زمین شناسی وچینه شناسی اختلاف زیادی دارد. بطورکلی رشته کوههای البرزدردامنه جنوبی روراندگی پرشیبی به سمت جنوب ودر دامنه شمالی به روراندگی پرشیبی به سمت شمال دارد که نتیجه عمل زمین ساخت به شمار می رود . رشته کوههای البرز خود بخشی از قسمت شمالی کوهزایی آلپ – هیمالیا در آسیای غربی به شمار می رود که ازشمال به بلوک فرورفته خزرواز جنوب به فلات ایران مرکزی محدود می شوند . عرض رشته کوههای البرز در منطقه ومحل مطالعه km۱۲۰است.
درکل می توان گفت کوههای البرز درنتیجه برخود پلیت ایران باتوران تشکیل شده اند.
۶) کپه داغ :
نسبت به سایر نقاط ایران دارای ویژگیها ساختاری متفاوتی است و در شمال شرق ایران واقع شده است. بین این قسمت والبرز تفاوتهای بسیار زیادی وجود دارد. بالا آمدگی قدیمی جنوب دریاچه طرز مربوط به پرکامبرین باعث جداشدگی کپه داغ از البرز شده است . ازنظر حوضه رسوبی کپه داغ وضعیت تقریبا مشابهی با زاگرس دارد . کپه داغ بصورت یک ناودیس رسوبی در تریاس بالایی بوجود آمده است . در پالئوسن بعلت پسروی دریا عمده منطقه از آب خارج شده است . کپه داغ در ایرن بیانگر شمالی ترین آثار کوهزایی آلپی است که از شمال آغاز ودر فلات توران در آسیای مرکزی خاتمه می یابد .
۷) شرق ایران وکوههای مکران:
قسمت عمده سیستان و بلوچستان را در بر می گیرد . کوههای مکران با این که از نظر کوه شناسی دنباله کوههای زاگرس هستند ولی در امتداد بالا آمدگی عمان ، مرز کاملا"مشخصی با آن می سازد . می توان کوههای محکران شرق سیستان و بلوچستان را دنباله بلوچستان ـ هند دانست . در این حوضه رسوبی سازند قدیمتر از کرتاسه ، بجز در مجاورت بلوک لوت مشاهده شده است . فعالیتهای آتش فشان جوان در منطقه شرق ایران ومکران وجود دارد . شدت آتش فشان تفتان هنوز فعال است و گاز گوگردی از آن خارج می شود . کوههای مکران را به تنهایی می توان از نظر زمین شناسی یک منطقه ساختاری در نظر گرفته که از جنوب فرو رفتگی جازموریان تا سواحل دریای عمان گسترش دارد . در دوران سنوزوئیک در مکران بیش از ۱۰۰۰۰ متر رسوبات تشکیل شده که در هیچ کجای ایران چنین پدیده ای وجود ندارد .
۸) بلوک لوت :
تا چند سال پیش ناشناخته بود و تصور می شد با مواد آتش فشانی دوران سنوزوئیک یا رسوبات قاره ای جوان پوشیده شده بود . بلوک لوت در شمال بوسیله کوههای شتری به دو قسمت کاملا" مشخص تفکیک شده است .
در بلوک اصلی لوت تنها رسوبات آتش فشانی ائوسن تقریبا چین نخورده باقی مانده است . می توان گفت که بلوک لوت بصورت توده ای کشیده و مقاوم باروند شمالی ـ جنوبی است که عمدتا زمین های آن از سنگهای آتش فشانی نظیر آندزیت و دایست متعلق به دوره ی ترشیری و رسوبات خشکی نئوژن ـ کواترنر تشکیل شده است . پایداری و مقاومت بلوک لوت را ناشی از تخت شدگی و مقاومت سنگهای زیربنایی آن در اثر چین خوردگی و دگرگونی شدید اواخر تریاس یا زود تر می دانند . بلوک لوت از نظر زمین شناسی اقتصادی حائز اهمیت است . می توان سرب روی و رگه ای کوچک مس از آن یافت .
۹) زون زاگرس
بطور کلی ، سرزمینی از ایران که در غرب راندگی اصلی زاگرس قرار دارد ، زون زاگرس نام دارد که در سمت مشرق برگسل میناب (زندان)محدود می شود ولی در غرب ویژگیهای این زون در کشورهای عربی بویژه عراق و عربستان و سواحل جنوبی خلیج فارس نیز دیده می شود ، در محدوده ی ایران دو دریا بنام دریای ایران و در جنوب بنام دریای زاگرس گسترش داشته است . در دریای زاگرس دولومیت ته نشین می شد و در طول سواحل شمالی خلیج فارس رسوبات تبخیری اهمیت دارد .
زون زاگرس شامل سه واحد جداگانه است :
۱) دشت خوزستان :
شامل دشت وسیعی از بین النهرین است که از نظر ساختمان زمین شناسی ، جزئی از پلاتفرم عربی است . این دشت بوسیله رسوبات آبرفتی کاملا" پوشیده شده است و تشکیلات زمین شناسی قدیمی آن از نظر دور مانده است ولی اطلاعاتی که از حفاریهای متوالی چاههای نفتی و بررسی های ژئو فیزیکی بدست آمده است مبنی بر آن است که تشکیلات دوران اول تا ترشیری در آن وجود دارد .تشخیص حد و گسترش خوزستان با منطقه زاگرس چین خورده ، از نظر تغییرات رخساره کاملا" مشخص نیست زیرا رسوبات کولابی نئوژن که ضمانت آن بطرف مغرب بیشتر می شود ، هر دو قسمت را با وضعیت مشابه پوشانیده است.
۲) زاگرس چین خورده یا زاگرس خارجی :
در جنوب غربی ایران واقع است و پهنای آن در حدود km ۲۵۰ ۱۵۰ است و احتمالا در برخی نواحی به زیر زاگرس رو رانده کشیده شده است . روند عمومی این منطقه شمال غربی ـ جنوب شرقی است و در آن رسوبات پالئوزوئیک ، مزوروئیک و ترشیری به طور همشیب روی هم قرار دارند . این رسوبات پوشش های حاشیه ی قاره ای مشرق پلاتفرم عربستان را تشکیل می داده اند که در پلیوسن تغییر شکل یافته و چین خورده اند .
مراحل تکاملی زاگرس چین خورده سه مرحله اند :
الف) مرحله اولیه یا مرحله پلاتفرمی :
از اینفرا کامبرین تا تریاس میانی طول کشیده و طی آن رسوباتی مشابه ایران مرکزی و البرز بر جای گذاشته است . رسوبات نمکدار اینفراکامبرین در مشرق و جنوب زاگرس شبیه رسوباتی است که در مشرق عربستان ته نشین شده است . در این مدت بخش هایی از آب خارج بوده است . زیرا رسوبات سیلورین تا پرمین در برخی از نقاط حتی در حفاریهای نفتی یافت نشده است . در اوایل پرمین زاگرس بوسیله رسوبات تبخیری قاره ای پوشیده شده که بعدا رسوبات آهکی مربوط به دریای کم عمق همراه با شیل و رخساره های کولابی تا تریاس میانی در آن گذاشته شده است .
ب) مرحله بزرگ ناودیس تریاس ـ میوسن :
در اواخر تریاس ، این قسمت از سایر مناطق ایران جدا شد و بصورت حوضه فرو رفته ای که دائما" در حال نشست بوده است در آورد و در آن رسوبات مزوزئیک تا نئوژن با ضخامت بیش از ۱۰۰۰۰ متر روی هم انباشته شد جنس این رسوبات اصولا" کربناته و در آن مارن ، ماسه سنگ وشیل نیز کم و بیش دیده می شود . وجود رسوبات تبخیری و برخی از نبودهای چینه شناسی کوتاه مدت ، نشانه ای از حرکات قائم (خشکی زایی) در این حوضه رسوبی است . چنانچه گفته شد تمام این رسوبات به طور همشیب بر روی رسوبات پالئوزوئیک قرار دارد و تنها طی آخرین فازکوهزایی آلپی (میو ـ پلیوسن) چین خوردگی پیدا کرده و از آب خارج شده و محیطی دریاچه ای ، رودخانه ای پدید آمد که در آن رسوبات تبخیری ناشی از فرسایش ارتفاعات مجاور به حالت دگر شیب در آن ته نشین شد (کنگومرای بختیاری) هیچ نوع فعالیت ماگماتیسم و دگرگونی طی فاز آلپی در این حوضه مشاهده نمی شود .
ج) مرحله جدید یا پس از کوهزایی:
همزمان یا ته نشین کنگلومرای بختیاری ، طی میو ـ پلیوسن ، زاگرس و به عبارتی ، تمام فلات ایران فاز کوهزایی پاسادنین را پشت سر نهاد و به این ترتیب کنگلومرای بختیاری و معادل آن ، یعنی هزار دره درالبرز جنوبی ، چین خوردگی پیدا کرد . چنین به نظر می رسد که با پیدایش سلسله جبال زاگرس ـ عمان در اواخر کرتاسه ، منطقه زاگرس چین خورده و بخشی از پلاتفرم عربستان بصورت گودال حاشیه ای در آمد که خود طی میوسن به صورت شیاری تبخیری تکامل پیدا کرد .
سواحل ایرانی خلیج فارس و جزایر آن را باید جزئی از زاگرس چین خورده محسوب داریم . اگر چه حفاریهایی تا کنون در سواحل شمالی خلیج فارس و برخی از جزایر انجام شده ، فقط تا بخشی از تریاس عبور کرده است ولی بر اساس داده های زمین شناسی منطقه ای ، دید کاملتری از سری های پالئوزوئیک بدست آمده است . بالا آمدگی های دیاپیری رسوبات تبخیری انیفراکامبرین ، رخساره هایی را در معرض بیرون زدگی قرار داده است .
۳) زاگرس مرتفع یا زاگرس رو رانده یا داخلی :
نوار چین خورده ی زاگرس ، بتدریج در سمت شمال شرق به یک منطقه رورانده منتهی می شود و در نتیجه زونی بشدت خرد شده و گسل خورده پدید می آید که بصورت نوار باریک و کم عرض (km ۷۰ ۱۰) بین زون سنندج ـ سیرجان و زاگرس چین خورده قرار دارد و چون مرتفع ترین کوه های زاگرس را نیز شامل می شود به نام زاگرس مرتفع خوانده شده است روی بدلیل خردشدگی و رو راندگی شدید ، به نام زون خرد شده ، زون رورانده ،منطقه تراست نیز نامیده می شود .
افیولیت های غرب ایران نیز در امتداد همین زون قابل تعقیب اند . زون مزبور عمیق ترین قسمت فرو رفتگی زاگرس را طی مزوزوئیک و اوایل ترشیری تشکیل می داد . در این فرو رفتگی ، ضخامت لایه های دریایی لیاس تا ائوسن به ۵۳۰۰ می رسد و شامل مارن های گلو بیژین دار و رادیولریت است. بطورکلی امروزه پیدایش زاگرس مرتفع را چنین تصورمیکنند. همزمان ، یا کمی پس از بسته شدن دریای پالئوتتیس (اواخر دوران پالئوروئیک یا تریاس) در شمال ایران ، شکاف عمیقی در امتداد روراندگی اصلی زاگرس در پلاتفرم و پوشش آن پدید آمده است که با گسترش آن زاگرس و بخشی از عربستان به زیر آب فرو رفت اقیانوسی را که بر اثر جدایی ایران از عربستان در تریاس بوجودآمد ، تئوتتیس نامیده می شود که همزمان با بسته شدن پالئو تتیس در شمال ایران متولد شده با باز شدن اقیانوس نئوتتیس ، برخی از قطعات قاره ای از ابر قاره گندوانا مجزا گردید که ایران یکی از آنهاست.
افیولیت های برجای مانده در حاشیه عربستان که آثار آن در شمال غرب سوریه ، توروس ترکیه تا زاگرس و عمان دیده می شود شاهد همین جدا شدگی هاست که در اواخر کرتاسه نواری از سفره های رورانده را در پلاتفرم عربستان تشکیل می داد.
با توجه به آنکه نوارهای چین خورده پرکامبرین مشرق آفریقا و عربستان روند شمال شرقی دارند لذا احتمال می رود که ساختار گسلی و مناطق خردشده عرضی فوق ، بر اثر فعال شدن دوباره گسل های پرکامبرین در اواخر پالئوزوتیک و اوایل مزوزئیک بوجود آمده باشد .
طی دوره ی ژوراسیک و کرتاسه ، شرایط تقریبا" ثابتی برای رسوب گذاری بوجود آمده به نحوی که بر روی فلات قاره و پلاتفرم کرنباته داخلی رسوبات کم عمق آهکی ته نشین می شد در حالیکه ، در برآمدگی های قاره ای توربیدایتها و در مناطق عمیق تر حوضه ها ، چرت و رادیولریت انباشته می شد . تغییر شکل تکتونیکی در حاشیه مورد بحث ، از اواخر تورنین شروع شد که خود با تراشه شدن افیولیتهای اقیانوسی تتیس همزمان است . در ۸۰ میلیون سال قبل حاشیه مزبور با جزیره ی اقیانوسی برخورد کرد و موجب فرو رانش پوسته ی اقیانوسی و خردشدن رسوبات و روراندگی آنها بر روی قاره عربستان شد . فرو رانش و تغییر شکل ناشی از آن تا ۱۰ میلیون سال بعد طول کشید ، که نتیجه آن ایجاد طرح تکتونیک جدیدی است که به موجب آن ، ساختمان های متحدالمرکز دورادور سرزمین عربستان به وجود آمد .
آخرین پسروی (پلیوسن) با چین خوردگی عمومی حاشیه آلپی عربستان تطبیق می کند که خود در نتیجه حرکات عربستان و تصادم آن با اورازیا پدید می آید . با توجه به این توضیحات ، می توان ساختمان زمین شناسی نواحی نیریز و کرمانشاه تفسیر نموده و نتیجه گرفت که افیولیت های این مناطق ، پس از فرو رانش پوسته اقیانوسی نئوتتیس به زیر ایران مرکزی ، در حاشیه و کنار روندگی اصلی زاگرس به جا گذاشته شده است . در اواخرکرتاسه در نواحی فارس ، واحد افیولیت ـ رایولریت رورانده زاگرس بطور دگر شیب توسط آهکهای مرجانی وریفی (تشکیلات تاربور)پوشیده شده است .
چنین پدیده ای نشانه بالا راندگی افیولیت های فوق الذکر است . در ناحیه کرمانشاه نوار افیولیت ـ رادیو لریت زاگرس مرتفع با دگرشیبی توسط سنگهای آتش فشانی پالئوسن و آهکهای کم عمق آئوسن پوشیده می شود که خود حاکی ازچرخه های پیشروی و پسروی فوق است .
پرکامبرین و سازنده های دوران اول ودوم و سوم زاگرس
در منطقه زاگرس و بخصوص در حاشیه جنوبی این رشته کوه و در سواحل خلیج فارس گنبدهای نمکی متعددی دیده می شود که امروزه تحت عنوان کمپلکس هرمز شناخته می شوند و با ضمانت های مختلف در نقاط گوناگون دیده می شود . کمپلکس هرمز در واقع زیر بنای پرکامبرین زاگرس و ایران مرکزی را تشکیل می دهد . لیتولوژی آن بیشتر از نمک و مقداری ژیپس و رس سرخ می باشد . در خصوص سن واقعی این مجموعه اختلاف نظر وجود دارد . بواسطه قرار گرفتن در زیر سازند سلطانیه سن آن را پرکامبرین می دانند . هر چند که مطالعات اخیر سن کامبرین را برای تحمیل می داند .ضخامت آن بین ۴۰۰۰ـ۹۰۰ متر می باشد در جنوب ایران در حدود ۱۱۵ گنبد نمکی شناخته شده است . پی سنگ پرکامبرین زاگرس را سری هرمز می دانند . این کمپلکس را معادل سازندهای پرکامبرین در سایر نقاط ایران می دانند . گسترش از سازند سلطانیه در زاگرس دیده نشده است و نیز سازند باروت هم بصورت محلی در برخی نواحی دیده می شود . یعنی هر دوی این سازندها بصورت جانبی به رسوبات هرمز تغییر رخسار داده اند . سازند های سیلیسی کلاسیک زاگرس و لالون هر چند که با مقاطع تیپ در البرز تفاوت دارند ولی در برخی از نقاط زاگرس شناسایی شده اند . بویژه لالون تفاوتهای فاحشی با سایر نقاط ایران دارد از جمله در زاگرس رنگش روشنتر و کوارتز کمتری دارد و سست تر است . بعد از یک وقفه رسوبی سازند میلا قرار دارد .
که رخساره اش با سایر نواحی ایران مشابه است . نهشته های اردوسین در زاگرس با دو سازند ایل بک و زرد کوه معرفی می شوند .
اخیرا" با تجدید نظر در سازندهای اردوسیین ، این رسوبات تحت عنوان سازند سیاهو معرفی شده اند . رسوبات دونین زاگرس که رسوبات آواری سفید رنگ هستند تحت عنوان سازند فراهو و با دو عنصر زگین و چالشه معرفی شده اند . مجددا" بعد یک وقفه ۷۰ میلیون ساله در زمان پرمین مناطق وسیعی از خاور میانه تحت تأثیر یک دریای پیش رونده قرار گرفته و منجر به تشکیل رسوبات کربناتی شده است . در ابتدا به تبعیت از رسوبات عربستان نام خوف را دادند اما بعد ها تحت عنوان سازند دالان و با سه عضو کربناته پائینی، انیدریت نار و کربنات بالایی معرفی شدند .
رسوبات تریاس در پهنه جنوبی همچنان رخسارهء پلت فرمی دارند رسوبات تریاس زیرین ومیانی زاگرس با دورخساره دیده می شوند.
۱) رخساره پلت فرمی کربناتی
۲) رخساره پلت فرمی تبخیری کربناته
رخساره هایی که صرفا" از نهشته های کربناته تشکیل شده اند سازند خانه کت گویند وعموما در بلند زاگرس دیده می شوند ورخساره هایی که بصورت تبخیری کربناته هستند دو سازند کشکان درزیر ودشتک دربالا اتلاق می شود و عمدتا" در زاگرس چین خورده یافت می شوند . این سه سازند مجموعا" سن تریاس پائینی و میانی را دارند . رسوبات ژوراسیک در زاگرس با رخساره های متفاوت و در سه برش یا ناحیه مطالعه شده اند .
۱) در ناحیه فارس و جنوب فرو افتادگی دزفول
۲) در ناحیه لرستان و شمال فرو رفتگی لرستان
۳) در نزدیکی مرز عراق و نزدیک مسجد سلیمان .
در ناحیه فارس رسوبات ژوراسیک معمولا" نهشته های شیلی ، سیلت ، آهک و دولومیت هستند که به آنها در زمان لیاس سازند نی ریز می گویند . رسوبات کربناته به سن بومیر و مالو سازند سورمه اتلاق می شود . بررسی این سازند نهشته های تبخیری قرار گرفته که عمدتا" گسترش آنها در عربستان می باشد و نام آن انیدریت هیث گویند . در لرستان رسوبات لیاس کماکان با نام سازندنی ریز خوانده می شوند . رسوبات ژوراسیک میانی بیشتر شیلی و آهکی که سازند سر گلو نام دارد . در ناحیه مسجد سلیمان و نزدیک مرز عراق رسوبات ژوراسیک بیشتر رخساره تبخیری دارند این رسوبات عموما" در روی زمین دیده نشده اند و در چاه امام حسن (۱) و مسجد سلیمان ۳۰۶ دیده شده اند. رسوبات ژوراسیک میانی و بالایی تحت عنوان سر گلو و نجمه خوانده می شوند .
در زمان کرتاسه نواحی عظیمی از زاگرس بویژه لرستان تحت شرایط دریایی بوده است به لحاظ پالئوژئوگرافی این دریا به گونه ای بوده که در لرستان بیشترین عمق و به سمت عربستان به ساحل نزدیک شده است . لذا در لرستان رسوبات بیشتر شیلی می باشد . در زاگرس نمی توان یک نواحی مشخصی را مصرفی نمود ولی در البرز می توان این کار را با ترتیب و نظم خاص انجام داد.

sarad
2nd December 2012, 02:03 PM
مخاطرات طبیعی گردباد


مخاطرات طبیعی شامل حوادثی در طبیعت است که به طور غیرمنتظره رخ می دهد و مضرات و استفاده هایی برای انسان دارد. از مخاطرات طبیعی می توان به زلزله، آتشفشان، سیل، بهمن، گردباد و... اشاره کرد.


مخاطرات طبیعی شامل حوادثی در طبیعت است که به طور غیرمنتظره رخ می دهد و مضرات و استفاده هایی برای انسان دارد. از مخاطرات طبیعی می توان به زلزله، آتشفشان، سیل، بهمن، گردباد و... اشاره کرد. مخاطرات طبیعی گاه به وسیله ی انسان (دخالت در طبیعت) به وجود می آید و گاه توسط خود زمین به خاطر بازیابی برخی منابع از دست رفته صورت می گیرد. در این جا به یکی از آن ها که جزو مخاطرات طبیعی است اشاره می کنیم:
● گردباد
تورنادو (Turnado) باد شدیدی است که به عنوان یک حلقه در حال چرخش معرفی شده است. کلمه ی تورنادو از زبان اسپانیایی و یا پرتغالی گرفته شده و به معنای چرخیدن است. در سراسر دنیا این پدیده ی شگفت انگیز در هوا به طور ناگهانی ظاهر می شود، گرچه معمولا در نواحی آمریکا، خاور دور و آمریکای شمالی اتفاق می افتد.
● تشکیل گردباد
گردبادها همراه چندین طوفان توسعه می یابند. به طوری که لایه ای از هوای سرد به زیر لایه ی هوای گرم می رود و این عمل باعث صعود هوای گرم می شود. گردبادها روی آب تشکیل می شوند و غالبا در نبود انتقال گرما و یا در دماهای مختلف مشاهده می شوند. صدمات وارده از یک گردباد در نتیجه ی سرعت بالای باد می باشد. فصل گردبادهای آمریکای شمالی در ماه مارس و اوت است.
گردبادها می توانند بارها در سال رخ دهند، آن ها معمولا در بعدازظهر اتفاق می افتند. بالای ۸۰ درصد از آن ها میان ظهر تا نیمه ی شب رخ می دهند. در کانادا به طور متوسط از ۸۰ گردبادی که در سال اتفاق می افتد، ۲ کشته و ۲۰ زخمی به جا گذاشته و باعث ده ها میلیون دلار خسارت می شود. در آمریکا به طور میانگین از صدهزار تندر استورم (Tunder strom) سالیانه، هزار گردباد و تقریبا ۵۰ کشته در هر گردباد بوده است. لیست کشته شدگان گردباد آمریکا در ۱۸ مارس ۱۹۲۵ میلادی که از جنوب میسوری شروع گردید، در حدود ۶۹۵ نفر بوده است و بیش از شش گردباد در روز ملاحظه شده است. شدت گردبادها به وسیله ی فوجیتا پیرمن به دست آمده است. هدف یاب ها برای آگاهی دادن به مردم در حالت آماده باش در شرایط اضطراری هستند.
● مشخصات گردبادها
هیچ دو گردبادی دقیقا شبیه به هم نیستند. هیچ یک از دو گردباد دقیقا مثل هم عمل نمی کنند. پیش بینی وقوع یک گردباد در یک زمان خاص تقریبا غیرممکن است. ممکن است دو گردباد شبیه هم نباشند ولی آن ها برای دسته بندی شدن در گروه گردبادها دارای مشخصات یکسانی هستند. یک گردباد از چرخش باد به دور محور مشخص ایجاد می شود. یک تندر استورم هم می تواند بچرخد اما به این معنی نیست که یک گردباد می باشد.
● ایجاد آگاهی و امنیت در مقابل گردبادها
پس از گردباد، بلافاصله از رادیو و رسانه های خبری وقوع حادثه پخش می شود، وقتی که اطلاعیه ای راجع به گردباد داده می شود انجمن های عمومی توصیه به رفتن مردم به پناهگاه می کنند. پیش از ساختمان سازی پیشنهاد ایجاد یک پناهگاه در یک اتاق یا راهرو و یا حتی زیرزمین شده است. وسایل نقلیه در هنگام گردباد خطرناک هستند. هنگام وقوع گردباد، ترافیک سنگین ایجاد می شود و ممکن است شما قادر به رانندگی خارج از مسیر آن باشید. در غیر این صورت بهتر است هر چه زودتر خودرو را ترک کنید و خود را به یک جای امن برسانید. تحت هیچ شرایطی در ماشین و زیر پل ها نباید پناه بگیریم زیرا بادهای شدید گردباد ماشین را بلند کرده و بیشتر پل هایی که استحکام ندارد را خراب می کنند.

sarad
2nd December 2012, 02:03 PM
مدلسازی فرایند زیست درمانی خاکهای آلوده


یک مدل ریاضی برای بررسی فرایند زیست درمانی در محل، با هدف پاکسازی خاکهای آلوده به مواد آلی ارائه و مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته است. با عبور آب حاوی اکسیژن از بستر متخلخل خاک، میکروارگانیزمهای هوازی فعال شده و تجزیه بیولوژیکی آلاینده ها انجام می شود.


مدل ریاضی سیستم براساس پدیده های انتقال جابه جایی، پراکندگی و واکنش بیولوژیکی شامل سه معادله دیفرانسیل جزئی و یک معادله دیفرانسیل معمولی است. بدین ترتیب دستگاه معادلات دیفرانسیل از طریق تحلیل ابعادی، ابتدا بدون بعد شده و سپس با استفاده از روش تفاضل محدود به طور عددی حل شده اند. بدین ترتیب اثرات پارامترهایی نظیر کمبود ذخیره اکسیژن ، رشد توده سلولی و مقاومت در مقابل حرکت آلاینده ها در قالب اعداد بدون بعد مورد بررسی و تجزیه و تحلیل قرار می گیرد. نتایج شبیه سازی عددی، بیانگر آن است که سرعت تجزیه بیولوژیکی الاینده ها در خاک نه تنها با کمبود ذخیره اکسیژن، همچنین به دلیل مقاومت در مقابل حرکت آلاینده ها در داخل شبکه متخلخل محدود می شود.

sarad
2nd December 2012, 02:04 PM
مطالعه پوسته در منطقه تهران


این مطالعه به منظور ارایه مدلی ساده برای ساختار سرعتی پوسته در منطقه تهران انجام شده است. هدف این مطالعه بکارگیری نتایج آن بعنوان مدل اولیه در توموگرافی لرزه ای سه بعدی برش وارون همزمان‘ برای بررسی دقیق تر ساختار سرعتی پوسته منطقه بوده است. در این مطالعه لرزه نگاشتهای زلزله های ثبت شده در شبکه لرزه نگاری رقمی تهران‘ دربازه زمانی دی ماه ۱۳۷۶ تا تیرماه ۱۳۷۸ (ژانویه ۱۹۹۷ تا ژوئن ۱۹۹۹) مورد استفاده قرار گرفته است .


برای تهیه منحنی های زمان مسافت‘ لازم بود که زلزله ها و ایستگاهها در یک امتداد باشند. بدین منظور پنج مسیری که دارای شرایط فوق بودند انتخاب شده و زمینلرزه های واقع بر این مسیرها از بین کل داده ها (حدود ۲۹۰۰ زلزله) جدا شد که شامل ۴۵۴ زلزله با ۰/۲?mb بود. با رسم منحنی های زمان مسافت زلزله ها برای هر کدام از مسیرهای مذکور‘ دو لایه مشخص در پوسته منطقه مشاهده شد و سرعت انتشار امواج SوP و عمق تقریبی لایه ها بدست آمد. سپس با تدوین یک برنامه رایانه ای‘ اولین رسیدهای امواج مستقیم و شکست مرزی طی یک فرآیند مدلسازی مستقیم(forward Modelling) محاسبه‘ و مقادیر سرعتها وعمقها و همچنین مختصات مکانی و زمانی زلزله ها تعدیل شده و مدل نهایی بدست آمد. در این فرآیند از زلزله هایی با ۰/۴?mb استفاده شد. لازم به توضیح است که خطای RMS در تعیین زمان سیر(یا به عبارتی محل وقوع زلزله) کلیه زلزله های مورد استفاده در مراحل فوق‘ کمتر از ۰۹/۰ ثانیه بوده است . بر اساس مدل مذکور سرعت موج P در پوسته بالایی ۰۵/۶‘ در پوسته زیرین ۰۱/۷ و در جبه بالایی ۴۰/۸ کیلومتر بر ثانیه ‘ و سرعت تقریبی موج s در پوسته زیرین و جبه بالایی به ترتیب ۹۰/۳ و ۲۰/۵ کیلومتر بر ثانیه می باشد. عمق ناپیوستگی های کنراد و موهو نیز به ترتیب ۱۶ و ۴۶ کیلومتر تعیین شد.

sarad
2nd December 2012, 02:04 PM
میزان تأثیر یک زلزله: مطالعه آماری انتشارات زلزله شناسی


ما کاتالوگ ISC از سال ۱۹۸۰ تا ۱۹۹۵ را تحلیل کرده ایم تا بررسی کنیم که تا چه مقدار اطلاعات حاصل از یک زمینلرزه برای درک بهتر زمینلرزه ها دو مخاطرات زمین لرزه مورد استفاده قرار گرفته است. ما بولتن ISC که طیف وسیع تری از نشریات مربوط به زلزله شناسی و زبان های مختلف را نسبت به ISC در بر می گیرد انتخاب کرده ایم، به گونه ای که در تحلیل ها ، خطای ناشی از زبان و مناطق مختلف به حداقل می رسد.

زلزله های موجود در کاتالوگ دوره زمانی ۱۹۷۵ تا ۱۹۹۰ را در بر می گیرد. مقاله هایی که ارتباط مستقیم با یک زمینلرزه ها ، تغییر می کند. لگاریتم بیشترین تعداد مقاله های مربوط به یک زلزله با بزرگی آن زلزله متناسب است که این امر ، امکان تعیین میزان تأثیر یک زلزله را فراهم می سازد، به گونه ای که در زمینلرزه های با بزرگی متفاوت را می توان با یکدیگر مقایسه کرد. بازه بزرگی زمینلرزه ها با میزان اثرهای معین، و خود میزان تأثیر را می توان برای مقایسه های منطقه ای به کار برد. تحلیل ها اختلافی منطقه ای را نشان می دهد که قدرت تأثیر آکادمیک زلزله هایی که در کشور در حال توسعه آسیایی روی می دهند با اثرات اجتماعی این زمینلرزه ها قابل مقایسه نیست. این امر بر این اشاره دارد که یکی از جهات توسعه زلزله شناسی در آسیا این است که مشاهدات بیشتر و محققین بیشتری برای کار روی زمینلرزه هایی که در کشورهای این قاره اتفاق می افتد داشته باشیم.

sarad
2nd December 2012, 02:05 PM
بررسی آزمایشگاهی ناهمسانگردی سرعت در نمونه های سنگی گرانیت


سرعتهای امواج تراکمی و برشی در سه جهت متعامد در نمونه های سنگی مکعبی شکل از سه گروه مختلف سنگی در هر دو حالت خشک و اشباع تحت فشار تک محوری کم اندازه گیری شده است.

این سه گروه شامل هفت نمونه سنگ گرانیت از منطقه بندر عباس‘ شش نمونه ماسه سنگ از منطقه چابهار و پانزده نمونه آندزیت از منطقه ارومیه می باشند. سه ضریب بدون بعد ناهمسانگردی تا مسن?,? و? برای هر یک ازنمونه ها محاسبه گردیده است. این محاسبات نشان می دهد که نمونه های سنگی فوق از فرض ناهمسانگردی بیضوی در هر دو حالت خشک و اشباع پیروی می کنند. در ضمن برای هر سه گروه سنگی‘ بررسی ضرایب کشسانی‘ ضرایب یانگ‘ نسبتهای پواسون و مدول بالک در هر دو حالت خشک و اشباع نشان می دهد که مقدار این کمیتها در حالت اشباع بیشتر از حالت خشک می باشند.

sarad
2nd December 2012, 02:05 PM
تفسیر کمی داده های گرانی با استفاده از گرادیان های گرانی


تفسیر کمی در سالهای اخیر کاملا مورد توجه قرار گرفته است. دو روش به نام های سیگنال تحلیلی و واهمامیخت ایلر (EULDPH ) در این مقاله مورد بحث قرار گرفته اند. بعد از مروری کوتاه روی پایه های ریاضی این دو روش‘ دو مثال صحرایی به منظور امتحان کارایی و محدودیت های این روش ها در مورد ساختمان های زمین شناسی پیچیده استفاده شده است.

این روش تا کنون در مورد داده های مصنوعی و یا داده های با دقت بالا مانند داده های گرادیومتریک یا خرد گرانیسنجی به کار گرفته شده است. در این جا از داده های با دقت کم به منظور محاسبة بی هنجاری های باقی مانده محاسبه شده اند. سپس با استفاده از گرانی در روش های سیگنال تحلیلی و EULDPH ‘ مختصات آنومالی تعیین شده است. دو مثال صحرایی‘ یکی درغرب تهران(مردآباد) و دیگری در جنوب غربی ایران درنظر گرفته شده اند. در مثال اول هدف ما تعیین محل آنومالی هیدروکربور و در مثال دوم هدف تعیین ناهنجاری کرومیت است.

sarad
2nd December 2012, 02:06 PM
کانون نهال آینده اندیشی


سازمان غیردولتی (NGO) کانون نهال آینده اندیشی، مبتنی بر تشکیلات علمی و تخصصی، با تأکید بر رأی اکثریت و به دور از فعالیت های سیاسی و اقتصادی می باشد که به مسایل راهبردی و کلان کشور (از قبیل فرهنگ، آموزش، انرژی، مسکن، آب، حمل و نقل، محیط زیست، بلایای طبیعی، آمایش سرزمین، مدیریت و برنامه ریزی و ...)، در راستای نیل به توسعه پایدار پرداخته و با ایجاد بستری مناسب برای تبادل نظر صاحبنظران، ضمن آموزش دانشجویان و دانش آموختگان، زمینه ای مناسب جهت تولید فکر راهبردی برای مسایل زیربنایی و کلان کشور فراهم می آورد.


اولین کمیته اجرایی موقت این کانون در مهرماه ۱۳۸۴ به صورت داوطلبانه شکل گرفت. کمیته اجرایی موقت با برگزاری بیش از ۲۵ جلسه و ۳ جلسه مشورتی با دانشجویان و دانش آموختگان آشنا با فعالیت های گروهی و دانشجویی، طرح ریزی اولیه برای تشکیل کانون را ارائه داد. پس از آن، اولین مجمع عمومی این سازمان غیردولتی در تاریخ ۷ خردادماه ۱۳۸۵ با حضور ۵۴ نفر برگزار گردید و شورای مرکزی دوره موقت ۶ ماهه، رسماً از آن تاریخ شروع به کار نمود. در دومین مجمع عمومی (۷ آذر ۸۵) گارکروه تخصصی آب تشکیل شد. اکنون نیز که بعد از سومین مجمع عمومی (۷ خرداد ۸۶) در دوره سوم قرار داریم این کارگروه با برنامه های مختلف به فعالیت خود ادامه می دهد.
هم اکنون که آب به عنوان مهم ترین ماده حیات, بسیاری از کشورها را با مشکلات عدیده ای مواجه کرده است, ایران نیز با کمبود آب در بسیاری از مناطق روبرو می باشد و این کمبود با افزایش مصرف آب فزونی یافته است. بحران های آبی از جمله خشکسالی و سیل, آسیب های جبران ناپذیر اقتصادی و اجتماعی را به کشور وارد آورده است. این مساله در حالی است که در کشورمان, سال هاست که بر روی جمع آوری آب سطحی هزینه شده است و کمتر به مسایل مدیریتی آب که منجر به مصرف صحیح آن می شود, پرداخته شده است. این گروه بدون ورود به مسایل مهندسی و محاسباتی, قصد دارد که وارد بحث های مهم مدیریت آب از جمله مدیریت تقاضا, مدیریت خشکسالی و سیل و ... گردد و با تحقیق و اطلاع رسانی در این زمینه در کشور, نظرات صاحبنظران بخش آب را ارائه داده و کمکی به حل چالش های پیش رو در زمینه آب کشور کند. اهداف این کارگروه به طور مختصر در زیر بیان می گردد:
۱) توسعه تفکر جامع نگر و راهبردی در بین اعضاء با توجه به برگزاری جلسات با صاحبنظران آب کشور, می توان امیدوار بود که فارغ التحصیلان بخش آب علاوه بر مسایل مهندسی که با آن در دانشگاه آشنا شده اند تا حدود زیادی نیز با بحث های مدیریتی آب کشور و چشم انداز آب کشور آشنا شده و در تصمیم گیری های آینده در فعالیت حرفه ای خود, تصمیمات صحیح تری را اتخاذ کنند. در کل می توان گفت که این گروه به دنبال پرورش استراتژیست در بخش آب می باشد.
۲) بررسی چشم انداز آب کشور: با توجه به این که در چشم انداز توسعه, بخش آب به عنوان یک بخش بسیار مهم می تواند در اقتصاد کشور تاثیر گذار باشد, کار گروه در نظر دارد سر فصلهای ۱۸ گانه و مدیریتی چشم انداز را با حضور صاحبنظران بررسی نموده و نتایج این بررسی ها را از طریق مقالات, گزارشات تحقیقاتی, خبرنامه کارگروه, جراید و ..., به سمع و نظر کارشناسان, مردم و مسئولین برساند.
۳) ارتباط با صاحبنظران مدیریت بخش آب: بسیاری از افرادی که در بخش آب با چالش های پیش رو آشنا شده اند, به دنبال راه هایی برای ارائه نظرات خود می گردند. کار گروه آب, با توجه به انجام فعالیت جمعی و گسترده, این امکان را دارد تا نظرات ایشان را از طریق خبرنامه کارگروه, روزنامه های کثیرالانتشار (تاکنون نیز مقالاتی از این کارگروه منتشر شده است) و روش های دیگر ارائه دهد.
۴) ارائه شفاف نظرات در بخش آب: با توجه به این که کانون نهال آینده اندیشی یک مرجع و سازمان غیردولتی می باشد و به هیچ سازمانی وابسته نیست, کارگروه آب این کانون, چالش های بخش آب را به صورت شفاف و دور از هرگونه غرض ورزی بیان خواهد کرد.
در زمینه ایجاد ارتباط گسترده با بخش آب, کارگروه آب قصد دارد که گروه های هدف از جمله دانشجویان و محققان بخش آب را شناسایی کرده و با ثبت نام آن ها, علاوه براستفاده از نظرات ایشان, مزایایی را نیز از طریق عضویت برای ایشان در نظر گیرد. از جمله این مزایا می توان به فرستادن فصل نامه کارگروه, ارائه نظرات ایشان در فصل نامه کارگروه و جراید, اطلاع رسانی در زمینه کنفرانس های داخلی و خارجی به صورت الکترونیکی, ارائه مباحث کارشناسی انجام شده در گروه برای اعضاء به صورت الکترونیکی و ... اشاره کرد. با توجه به این که امکان شرکت از سراسر کشور در جلسات این کارگروه میسر نمی باشد, مدیریت آن تصمیم به ثبت نام الکترونیکی و ایجاد ارتباط الکترونیکی گرفته است. علاقه مندان با ثبت نام در این کارگروه, می توانند به عنوان عضوی از جامعه آب کشور به حل مسایل آن کمک کرده و خود نیز از اطلاعات بروز آب برخوردار شوند.
قابل ذکر است که کارگروه هنوز در ابتدای راه بوده و برای رشد و اعتلاء نیاز به یاری شما دارد.

sarad
2nd December 2012, 02:06 PM
بررسی منابع آب زیرزمینی در درز و شکافها


از جمله مباحث مهم در بررسی های ژئو الکتریک‘ تعیین محل و مطالعه کمیت و کیفیت منابع آبهای زیرزمینی می باشد. در این مطالعه مناطق دارای درز و شکاف همراه با آب در مناطق گسلی شمال تهران مورد بررسی قرار گرفته است.

با شناخت و بازدیدهای اولیه زمین شناسی‘ محل تقریبی گسله ها یا محدوده خرد شده اطراف آنها مشخص و سپس با استفاده از روشهای ژئوفیزیکی پروفیل هایی عمود بر گسل انتخاب شد. ازجمله روشهای مفید‘ آرایه مربعی برای مقاومت ویژه و قطبش القایی انتخاب شد که با بررسی داده های دو روش و تفسیر و تحلیل آنها می توان نواحی مورد نظر را شناسایی کرد. در آرایه مربعی‘ با اندازه گیری دو مقدار مقاومت ویژه طولی و عرضی و همچنین محاسبه مقاومت ویژه متوسط‘ ضریب ناهمسانگردی و سپس رسم آنها برحسب فواصل اندازه گیری‘ مناطق دارای شکستگی و منابع آب زیرزمینی همراه با آن بطور کیفی تشخیص داده شد. همچنین دراین آرایه با محاسبه مقدار متوسط بارپذیری و رسم آنها برحسب فواصل اندازه گیری به وجود مناطق آبدار و دارای شکستگی پی برده شد. بوسیله داده های مربوط به مقاومت ویژه و قطبش القایی آرایه مربعی بکار رفته‘ محل بی هنجاری با محل چاه تطبیق داده شده است.

sarad
2nd December 2012, 02:07 PM
ویژگی های زیست چینه ای سازند کلات بر مبنای نانوپلاکتون های آهکی


نانوفسیل های ۴۷ نمونه از سازند کلات از سه محل روستای چهچهه، روستای خشت و دهانه ورودی شهر کلات برای مطالعات زیست چینه شناسی بررسی شده است.


بر مبنای مطالعات انجام شده، زیست زون های CC۲۵ و CC۲۶ که معادل ماستریشتین بالایی و بالاترین بخش ماستریشین است، برای روستاهای خشت و چهچهه و زیست زون CC۲۵ با سن ماستریشتین پسین برای دهانه ورودی شهر کلات است.

sarad
2nd December 2012, 02:08 PM
ماهیت و نقش سیال های دگرگونی در تشکیل سنگ های دگرگونی ده نو


در ناحیه ده نو (مشهد) مجموعه ای از سنگ های دگرگونی به همراه توده های گرانیتوئیدی دیده می شود. در میان این شیست ها انواع دارای کلریتوئید توسط لایه ای نازک از متاپلیت های دارای استرولیت و فاقد کلریتوئید از هم جدا شده اند.


مطالعه دگرشکلی های منطقه نشان می دهد که کانی کلریتوئید در این سنگ ها از نسل دوم بوده و استرولیت ها نیز همزمان با تشکیل S۲ بوجود آمده است. بررسی ها نشان می دهند که درلایه های مجاور هم و با فاصله کمتر از چند متر، شیست های کلریتوئیددار و استرولیت دار، به تناوب تکرار می شوند. بدین ترتیب می توان نتیجه گرفت که این لایه ها در فاز دگرگونی مشابهی شکل گرفته و شرایط فیزیکی (فشار و دما) حاکم بر آنها یکسان بوده است. تجزیه شیمیایی این سنگ ها در نمودارهای ژئوشیمیایی در قلمرو سنگ های مستعد تولید کلریتوئید قرار می گیرد. به عبارت دیگر این سنگ ها از نظر شیمیایی یکسان بوده و چنین به نظر می رسد که توالی کلریتوئید و استرولیت در لایه های متوالی مجاور یکدیگر و در فاصله ای محدود توسط سیال های دگرگونی کنترل شده است. پایین بودن فوگاسیته اکسیژن (XCO۲ بالا) که با وجود گرافیت تایید می شود، دلیل پایداری کلریتوئید و عدم تشکیل استرولیت در بعضی لایه ها می باشد. از آنجا که استرولیت در بالاترین شرایط دگرگونی منطقه شکل گرفته می توان گفت که در اوج دگرگونی در منطقه ده نو نقش سیالات حاوی CO۲ در انجام واکنش های دگرگونی و شکل گیری کانی های متفاوت موثر بوده است. اما حرکت سیال به میزانی نبوده است که بتواند حتی در فواصل چند متری سیال دگرگونی همگنی را بوجود آورد در نتیجه سنگ های با شیمی یکسان رفتار متفاوتی را نشان داده اند.

sarad
2nd December 2012, 02:10 PM
تأثیر شدت دگرگونی و میزان تخلخل بر سرعت انتشار موج پی

در این مقاله با استفاده از روش لرزه نگاری سطحی نحوه توزیع سرعت موج p در سنگ های دگرگونی ناحیه ای منطقه سد زاینده رو د (زون سنندج سیرجان) بررسی می شود.
مطالعات صحرایی با سیستم لرزه نگار ۲۴ کاناله دیجیتال انجام شده است. تحلیل داده های لرزه ای نشان می دهد که سرعت موج p در سنگ های دگرگون منطقه با عمق به صورت خطی افزایش می یابد و از معادله v(z)۳۲۰۰+۶.۵.z تبعیت می کند. میزان تغییرات سرعت موج p برحسب شدت دگرگونی (از اسلیت به شیست) از سطح تا عمق ۰ ۳۵ متری به طور پیوسته از ۳۳۰۰ تا ۵۴۷۵ متر بر ثانبه با گرادیان سرعت ۶/۵ (ثانیه/۱) تغییر می کند. بالا بودن گرادیان سرعت (در سنگ های دگرگونی بین ۰.۵ تاه) نشان می دهد که وجود تنش های زمین ساخت عامل گسترش لرزه ها و شکستگی ها در سنگ های دگرگون منطقه است، تخلخل ثانویه در سنگ ایجاد می کند، به دلیل عملکرد فرسایش، هوازدگی دو قسمت های سطحی، گرادیان تغییرات سرعت با عمق را تشدید می نماید. با استفاده از فرمول زمان متوسط و میزان تخلخل لرزه ای برحسب شدت دگرگونی در سنگ های منطقه، از سطع تا عمق ۳۵۰ متری به طور پیوسته از ۵/۵ به کمتر از ۱ درصد کاهشی می یابد.

sarad
2nd December 2012, 02:11 PM
آب های زیر زمینی(groundwaters)


● آب های زیرزمینی (groundwaters):
آب زیرزمینی آبی است که در زیر سطح زمین ، درزه ها و فضاهای حفره ای را در صخره ها و رسوبات پر می کند. اکثر آبهای زیرزمینی بطور طبیعی خالص هستند. اکثر اوقات ، آبهای زیرزمینی سالها حتی قرنها قبل از مصرف دست نخورده باقی می مانند. بیش از ۹۰% آب آشامیدنی کل جهان از آب زیرزمینی است. مردم ما هر روز ۱۷۰۰ میلیارد لیتر آب مصرف می کنند. ۹۷% آبهای کره زمین درون اقیانوسها است و ۲% آن یخ زده است. ما آب مورد نیاز خود را از ۱% باقیمانده تهیه می کنیم که از یکی از دو منبع زیر بدست می اید: سطح زمین (رودخانه ها ، دریاچه ها و نهرها) و یا از آبهای زیرزمینی. امروز حدود ۱۱۷ میلیون نفر ، یعنی بیش از نیمی از جمعیت آمریکا متکی به آبهای زیرزمینی به عنوان منبع آب آشامیدنی هستند. جای تعجب نیست که کشف آلودگی آبهای زیرزمینی در تمام دنیا موجب بروز نگرانیهای شدیدی شده است.


● سفره آب زیرزمینی (groundwater Table):
سفره آب به لایه یا منطقه قابل نفوذی در زیر سطح زمین گفته می شود که آب در آن می تواند جریان یابد. سفره آب همچنین باید قابلیت آبدهی خوبی داشته باشد. سطح فوقانی سفره آب ، یا سطح ایستایی همواره افقی نیست و به طور طبیعی از منطقه تغذیه آن ، یعنی محل و منطقه ای که آب زیرزمینی را تامین می کند، به طرف محل تخلیه دارای شیب است. بطور کلی شکل سطح استیابی غالبا از شکل سطح زمین پیروی می کند. ولی برآمدگیهای آن هموارتر است. بنابراین ایستایی در نواحی پست در نزدیک سطح زمین و در تپه ها و کوه ها در عمق زیادتر قرار دارد.
بطور معمول در مناطق پرباران و در دشتها سطح ایستایی بالا و در مناطق خشک و کوهستانی پایین است. در مناطق مرطوب سطح ایستایی ممکن است تا نزدیک سطح زمین بالا بیاید. در گودیهای چنین نقاطی ، ممکن است «آبگیر» و در صورت وجود پوشش گیاهی ، «باتلاق» بوجود اید. تغییرات ارتفاع سطح ایستایی را بر حسب زمان به صورت نمودارهایی به نام هیدروگراف نشان می دهند.سفره های دارای بازدهی قابل توجه اغلب در رسوبات ناپیوسته شنی و ماسه ای تشکیل می شوند.
آبرفتها ، یعنی رسوباتی که توسط رودها در دره ها و دشتها برجای گذارده می شوند، معمولا سفره های آب زیرزمینی خوبی تشکیل می دهند. رسوبات رسی گرچه از تخلخل زیادی برخوردارند، ولی چون قابلیت نفوذ کمی دارند، با وجود حجم آب زیادی که ممکن است در خود ذخیره کرده باشند، سفره آب زیرزمینی تشکیل نمی دهند و به عنوان مواد غیر قابل نفوذ در نظر گرفته می شوند. در سنگهای متراکم نیز آب معمولا در نمونه هایی ایجاد می شود که از تخلخل ثانوی قابل توجه برخوردار باشند. در این میان بهترین سفره آبها معمولا در سنگهای آهکی درز و شکافدار ایجاد می شود.
● تقسیم بندی سفره های آب زیرزمینی:
▪ سفره های آزاد
در سفره های آزاد سطح ایستایی ، همان سطح فوقانی منطقه اشباع است. مقدار فشار در سطح ایستایی سفره های آزاد برابر فشار اتمسفر است. سطح ایستایی بسته به مقدار تغذیه یا تخلیه آن ، آزادانه نوسان می کند، زیرا لایه غیر قابل نفوذی در بالای ان قرار ندارد. حالت خاصی از سفره های آزاد «سفره های معلق» هستند. این سفره ها معمولا در داخل منطقه تهویه یا منطقه اشباع نشده خاک و در روی لایه های نفوذ ناپذیری که گسترش محدودی دارند، مثلا عدسیهای رسی ، تشکیل می شوند. از این سفره های مقدار کمی آب و آن هم بطور موقت می توان بدست آورد.
▪ سفره های تحت فشار
سفره های تحت فشار یا محصور یا آرتزین در محلی تشکیل می شود که آب زیرزمینی بوسیله لایه ای نسبتا نفوذناپذیر از بالا محدود شود و در نتیجه تحت فشاری بیش از اتمسفر است. علت آنکه در سفره های تحت فشار آب از محل خود بالاتر می اید آن است که محل تغذیه سفره ، یعنی منطقه ای که از طریق آن آب سفره تامین می شود، در ارتفاعی بالاتر از سطح فوقانی منطقه اشباع در محل حفر چاه قرار دارد.در سفره های تحت فشار به جای سطح ایستایی سطح پیرومتریک را در نظر می گیرند و آن عبارت از سطحی فرضی است که در هر منطقه با ارتفاع فشار هیدروستاتیک آب در سفره تحت فشار مطابقت دارد. به زبان ساده تر منظور سطحی است که اگر چاهی در هر نقطه از سفره تحت فشار حفر کنیم ارتفاع صعود یا فوران آب چاه را در آن نقطه نشان می دهد.
● تئوری های مربوط به منشأ آب های زیرزمینی :
برای منشأ آب های زیرزمینی تئوری های متعددی بیان گردیده است که از همه مهمتر تئوری نفوذ آب در زمین است . قسمت بزرگی از آبی که به صورت برف و باران به زمین می رسد در زمین نفوذ کرده و پس از برخورد با سنگ ها و طبقات غیر قابل نفوذ مخازن آب های زیرزمینی را می سازند . این تئوری اولین بار در قرن ۱۸ میلادی توسط یک نفر فیزیکدان فرانسوی به نام ماریوت عنوان گردیده و بعد توسط لومونوسوف مورد تایید واقع شد . با این توصیف که ترکیب شیمیایی این آب ها پس از نفوذ در زمین ثابت نمی ماندو بر حسب سنگی که در آن جریان یافته است تغییر می یابد .
تئوری فوق مدتی مورد قبول واقع شد ولی در مورد آب هایی که در مناطق مختلف زیرزمینی محبوس بودند بدون این که در آنجا نزولات آسمانی قابل توجهی دیده شده باشد ، صادق نبود . لذا در اواخر قرن ۲۰ تئوری جدیدی توسط ولگر ارائه گردید . این تئوری منشأ آب های زیرزمینی را از طریق آب های نفوذی قابل قبول نمی داند بلکه تشکیل آن ها را از تراکم بخار آب موجود در هوا که در بین ذرات و خلل و فرج سنگ ها نفوذ می کند استنباط می نماید . بنابراین تئوری جدیدی به نام تئوری تراکم آب به وجود می اید .
این تئوری به شدت از طرف اکثر دانشمندان انتقاد می شود و آن را غیر واقعی اعلام می دادند زیرا که بخار آب موجود در فضا به اندازه کافی نیست که بتواند مستقلاً منابع عظیمی از آب های زیرزمینی را تشکیل دهند .
در اوایل قرن ۲۰ تئوری دیگری به نام تئوری آب های ابتدایی توسط یک نفر دانشمند اتریشی به نام E Suess ارائه داده می شود که از طرف بسیاری از آبشناسان استقبال می گردد . طبق این تئوری بخارها و گازهایی که از ماگما در اعماق زمین برمی خیزد با نزدیک شدن به سطح زمین متراکم شده و به صورت آب ابتدایی ظاهر می گردند . تجربیات کافی امروزه این نظریه را نیز رد می کند .
بالاخره تئوری آب های فسیل مطرح می شود . تئوری مذبور آب های زیرزمینی نواحی عمیق را به باقی مانده آب های حوضه های قدیمی که در زیر رسوبات مدفون شده اند ربط می دهد . پس از اظهار نظر آبشناسان ممالک مختلف و بررسی تئوری های فوق ، قریب به اتفاق متخصصین تئوری اول یعنی تئوری آب های نفوذی را در مورد آب های زیرزمینی قابل قبول می دانند .
نفوذ آب در زمین تا برخورد به قشرهای نفوذ ناپذیر ادامه می یابد . به محض این که آب ها به این قبیل لایه ها رسیدند و جریان آنها از هر طرف متوقف گردید در خلال حفره های سنگ ها جمع شده و سفره های آبدار و یا مخازن زیرزمینی آب را تشکیل می دهند .
چون غالباً در اعماق زمین طبقات نفوذ پذیر و غیر قابل نفوذ متناوباً قرار دارند ، لذا ممکن است در ناحیه ای از زیرزمین چندین سفره آبدار بر روی یکدیگر وجود داشته باشند . بالاترین سفره های آبدار زمین را که نزدیک به سطح زمین است و چاه های معمولی به آن می رسد سفره های آب سطحی و یا مخزن چاه ها می نامند و سفره های زیرین را آب های عمیق و مخصوصاً آن هایی که در اعماق زیادتر قرار دارند آب های محصور و یا سفره های محاط می خوانند . مخازن سطحی آب های زیرزمینی با تغییر نزولات و درجه گرمای بیرون بسیار تغییر می کند . به همین جهت مقدار آب چاه هایی که از این مخازن تغذیه می نمایند سریعاً کم و زیاد می شود .
در صورتیکه چاه های عمیق که از مخازنعمیق تر زمین ( منطقه اشباعی دائم ) آب می گیرند مقدار آبشان چندان تغییر نمی نماید . به علاوه از نظر بهداشت هم آب چاه های عمیق ( مخصوصاً در نواحی مسکونی ) پاک تر از آب چاه هایی است که به مخازن سطحی مربوط می شوند .عوارض خارجی سطح زمین باعث می شود که سطح ایستایی آب های زیرزمینی افقی نباشد . آنانکه در مجاورت دره ها که نیروی جذب سنگ های مخزن کمتر است و از مقاومت در مقابل مسیر جریان آب در داخل زمین کسر می شود سطح ایستایی پایین تر قرار می گیرد ، بدین ترتیب سطح ایستایی آب های زیرزمینی عموماً در کنار دره ها انحنا پیدا می کند و تحدب سطح مزبور به سمت بالا می رود .همانطوریکه برجستگی های سطح زمین باعث تقسیم آب های سطحی از یکدیگر است ، چین خوردگی لایه های غیر قابل نفوذ در اعماق زمین هم وسیله جدا بودن حوضه هایی از سفره های آبدار زیرزمین می گردد و باعث می شود تغییرات آب یک مخزن در مخزن مجاور مؤثر نباشد .
● حالت های مختلف آب ها در قشر جامد زمین:
قسمت عمده از آبی که بصورت برف و باران به زمین می رسد پس از نفوذ در زمین و رسیدن به طبقات زیرین کلیه درزها و شکاف ها و خلل و فرج بین ذرات سنگ ها را اشغال می نماید و پس از برخورد به سنگ های غیر قابل نفوذ مخازن آب های زیرزمینی را می سازد. آب های زیرزمینی به صورت زیر دیده می شوند :
▪ آب محبوس : آبی است که به وسیله نیروی چسبندگی مولکول ها در حجم سنگ نگاهداری می شود و این نیرو همیشه بزرگتر از نیروی ثقل است .
▪ آب آزاد : عبارت از مقدار آبی است که در داخل خلل و فرج و یا فضاهای آزاد سنگ ها تحت تأثیر نیروی ثقل جریان می یابد مشروط بر اینکه سنگ مزبور از آب اشباع شده باشد .
▪ آب اشباع : حداکثر مقدار آبی است که سنگ قابل نفوذ می تواند در خود نگاهدارد . آب های محبوس از نظر کانی شناسی و سنگ شناسی بسیار حائز اهمیت می باشند . در صورتیکه آب های آزاد چون در داخل سنگ ها جریان می یابند و یا ذخیره می شوند از نقطه نظر آب های زیرزمینی قابل توجه هستند .
پیشرفت اقتصاد و صنعت هر کشوری با مقدار آب های زیرزمینی رابطه مستقیم دارد بطوریکه آب مصرفی اکثر کارگاه های صنعتی بوسیله این آب ها تأمین می گردد.آب های زیرزمینی به علت داشتن عناصر مفید در فعل و انفعالات شیمیایی وارد می شوند . به علت خاصیت انحلال بعضی از مواد موجود در داخل سنگ ها از قبیل سنگ طعام و آهک و غیره را به حالت محلول در می آورند و بدین نحو تغییراتی در ترکیب و ساختمان سنگ روی می دهد.با داشتن قدرت حمل و رسوب گذاری تشکیلاتی از کانی های مفید را در زمین ایجاد می نمایند مانند معادن مس ، منگنز ، کربنات ژیپس و غیره .
آب های زیرزمینی در تشکیل گازهای کانی ساز مخصوصاً مخازن آب های گرم و معدنی در عمل دگرگونی سنگ ها بسیار مؤثر هستند .
● خواص فیزیکی آب های زیرزمینی:
خواص فیزیکی آب های زیرزمینی شامل زلالیت ، رنگ ، بو ، طعم و درجه حرارت است که در ذیل به طور خلاصه به هر یک می پردازیم :
▪ زلالیت : آب های طبیعی به دو حالت صاف ( زلال ) و در ( تیره ) یافت می شوند . آب موقعی کدر است که مقدار مواد معدنی و یا سایر مواد معلق در آن وجود داشته باشند . بنابراین کم و یا زیاد بودن مواد فوق در شدت تیرگی آب بسیار مؤثر است.
▪ رنگ : آب آشامیدنی معمولاً بی رنگ است ولی در محیط های وسیع به رنگ آبی دیده می شود . رنگ آب های زیرزمینی به علت وجود مواد خارجی تغییر می کند . املاح آهن و یا هیدروژن سولفوره آب را به ترتیب به رنگ های قرمز و آبی درمی آورند . آب هایی که دارای ترکیبات منگنز هستند سیاه رنگ است در صورتی که آب باتلاق ها به علت زیاد بودن اسید هومیک زرد رنگ است .
▪ بو: به طور کلی آب های زیرزمینی بدون بو هستند . وجود بوی مخصوص در آب نماینده این است که آب مزبور به وسیله چاه های مختلف تغذیه می شود و یا اینکه در آن بعضی از مواد شیمیایی داخل گردیده است .مثلاً بوی گندیده بعضی از آنها مربوط به اسید هومیک است
▪ طعم یا مزه: طعم آب بسته به ترکیب مواد مختلفی است که در آن محلول هستند . اگر مقدار کلرورها ( نمک طعام و غیره ) آن حدود ۳۰۰ میلی گرم در لیتر باشد مزه شور دارد . چنانکه مقدار سولفات های محلول در آن از ۴۰۰ تا ۴۵۰ میلی گرم در لیتر برسد مزه کاملاً تلخ می دهد . اگر ازمناطقی که ژیزمان های سولفوره دارند عبور کند مزه اسید به خود می گیرد . بنابراین مقدار مواد محلول و نوع بستری که آب در آن جریان می یابد و یا ذخیره می شود در طعم آن مؤثر است .
▪ حرارت: درجه حرارت آب های زیرزمینی با عمق سفره ، وجود کانون آتشفشانی و موقعیت جغرافیایی محل فرق می کند . لذا از روی درجه حرارت می توان آنها را به چند دسته به شرح زیر تقسیم کرد :
آب خیلی سرد ( حداکثر تا ۵ درجه سانتی گراد)
آب سرد ( ۱۰ درجه سانتی گراد )
آب نسبتاً ملایم ( ۱۸ درجه سانتی گراد)
آب ملایم ( ۲۵ درجه سانتی گراد )
آب ولرم ( ۳۷ درجه سانتی گراد)
آب گرم ( بالاتر از ۴۰ درجه سانتی گراد)
درجه حرارت آب در اثر نمک یا گازهای محلول در آن تغییر می نماید .
● ساختمان شیمیایی آب های زیرزمینی:
بطوریکه می دانیم آب از یون های هیدروژن H+ و هیدروکسیل OH ترکیب یافته و مقدار یون های مزبور در آب معمولی در درجه حرارت معین ثابت است . چنانکه مقدار هر یک از این یون ها تغییر یابد آب حالت اسیدی ( یون هیدروژن زیادتر ) و یا حالت قلیایی ( هیدروکسیل بیشتر ) به خود می گیرد.از نظر PH آب را می توان به سه دسته تقسیم کرد:
آب های خنثی که PH آنها در حدود ۷ است
آب های اسیدی که PH آنها کمتر از ۷ است .
آب های قلیایی که PH آنها بیشتر از ۷ است .
به طورکلی ساختمان شیمیایی آب های زیرزمینی بر حسب مصارف مختلف فرق می کند.ساختمان شیمیایی آب آشامیدنی غیر از ساختمان شیمیایی آب است که در صنعت از آن استفاده می شود . بنابراین در استخراج و بهره برداری از آب های زیرزمینی می بایست شرایط زمین شناسی و هیدرولوژیکی محل مورد نظر کاملاً بررسی و مطالعه گردد.اگر از آب های زیرزمینی برای تأمین مصارف شهری مخصوصاً آشامیدن بهره برداری نماید باید دقت شود که آب مزبور به وسیله مواد آلی و یا سایر مواد زیان آور آلوده نگردد . اصطلاح سنگینی آب هم در مقوله ساختمان شیمیایی آب مطرح می شود . آب موقعی سنگین است که دارای کلسیم ( Ca ) و منیزیم ( Mg ) باشد . معمولاً هر ۵ میلی گرم کربنات کلسیم محلول در یک لیتر آب را یک درجه سختی می نماید.سنگینی تمام آب های طبیعی ممکن است منوط به وجود بیکربنات ها ، سولفات ها ، کلرورها یا نیترات های کلسیم و منیزیم و آهن و یا عناصر معدنی دیگر باشد . ایجاد فلس های نامحلول روی دیواره مخازن و قشر سفید ابری در لیوان مربوط به سنگینی آب است .
● مشکلات و آلودگی آبهای زیرزمینی:
به دلیل عدم شناخت صحیح و یا عدم درک میزان آسیب پذیری سریع آبهای زیرزمینی ، سهل انگاری های زیادی صورت گرفته است. اجازه داده ایم که بنزین و سایر مایعات مضر از مخازی زیرزمینی به درون سفره های آبهای زیرزمینی نفوذ کند. آلاینده ها ، از محل های دفن زباله یا سیستم های فاضلاب که بطور غلطی ساخته شده اند، به داخل آن تراوش می کنند. آبهای زیرزمینی از طریق زهاب حاصله از مزارع کشاورزی کود داده شده و مناطق صنعتی ، آلوده می شوند. صاحبان خانه ها با ریختن مواد شیمیایی به داخل فاضلاب یا روی زمین ، آبهای زیرزمینی را آلوده می کنند

sarad
2nd December 2012, 02:12 PM
آشنایی با پرلیت و کاربرد آن در صنعت

پرلیت نوعی سنگ آتشفشانی با ترکیب اسیدی تا حدواسط است که در محیط آب و یا مرطوب تشکیل می شود . پرلیت دارای بافت شیشه ای است و به سبب همراه داشتن آب ، اشکال کروی در آن ایجاد شده است . میزان اب همراه با پرلیت در حدود ۲ تا ۵ درصد است . بعضی از دانشمندان معتقدند پرلیت از هیدراسیون ابسیدین حاصل گردیده است و آب موجود در آن بصورت مولکولی و هیدروکسیل است .نسبت مقدار این دو نوع آب در پرلیت به فراوانی اکسید کلسیم و منیزیم بستگی دارد . پرلیت ها ناپایدارند و با گذشت زمان شروع به تبلور می کنند و سپس خاصیت اصلی خود را از دست می دهند . بیشتر پرلیت های مرغوب به دوران سوم و چهارم زمین شناسی تعلق دارند . چنانچه پرلیت آلتره شود ، به مونتموریلونیت ، اوپال و کلسدونی تبدیل می شود.


● موارد مصرف:
مصارف مهم پرلیت منبسط شده عبارت است از :
ـ تهیه بتون سبک وزن ،
ـ پرکننده ،
ـ عایق صوتی و حرارتی ،
ـ کشاورزی و بعنوان صافی و ساینده است .
پرلیت را می توان به نسبتهای مختلف با سیمان مخلوط کرد و از آن قطعه های سبک وزن تهیه کرد . ملات پرلیت از ملات از ملات سیمان سبکتر ، هدایت گرمائی آن کم و جذب صدای آن بیشتر است . در رنگ سازی ، پلاستیک ، لاستیک و عایق بندی فضای خالی دیوارهای دوجداره نیز به کار می رود . صفحات پرلیتی را به کمک پرلیت و یک ماده چسباننده نظیر گچ می توان تهیه نمود . این صفحات وزن کم دارند و بعنوان عایقهای خوب حرارتی و صوتی به کار می روند . صفحات جذب صدا، از مخلوط پرلیت و آسبست پرس شده تهیه می گردند.
عایق حرارتی :مخلوط پرلیت ، آسبست و یک ماده چسباننده نظیر گچ بصورت عایق حرارتی بسیار خوبی به مصرف می رسد که از آن به منظور عایق بندی مخازن و لوله ها تا دمای ۱۰۰۰ درجه سانتی گراد استفاده می شود.
▪ مصارف باغبانی : اضافه کردن پرلیت به خاک مزایای مهمی دارد از جمله : میزان جذب و نگهداری اب آن زیاد است که این موضوع سبب می گردد تا از تبخیر آب جلوگیری شود و آب به مدت طولانی در خاک باقی بماند . مرطوب بودن خاک باعث می شود تا نیاز خاک به آب کمتر باشد و بدین ترتیب از شسته شدن مواد غذائی خاک جلوگیری می کند.
وجود خلل و فرج در پرلیت همراه با خاک ، تبادل هوا و خاک را فزونی می بخشد و ریشه گیاهان به راحتی در خاک رشد می کند.
● تهیه سیمان پوزولان و بتون (ماده اولیه مناسب برای تهیه انواع زئولیتها با استفاده از محلولهای گرمابی)
▪ ساینده ها : به دلیل داشتن سختی بالا ۶ ۵
▪ متالوژی : پرلیت خام اگر بصورت یک لایه روی مواد مذاب قرار گیرد مانع اکسیده شدن ماده مذاب ، کاهش افت دما و جمع آوری سرباره می شود .بنابراین آن را بصورت لایه نازک روی آسفالت می ریزند تا باعث محافظت آن قبل ار استفاده شود.
▪ سرامیک: برای تهیه عناصر سیلیس ، آلکالی و آلومینیوم مورد نیاز برای سرامیکها می توان آن را جایگزین کوارتز و فلدسپات کرد.
● شرایط تشکیل وژنز پرلیت:
پرلیت حاوی ۲۰ % کوارتز به همراه فلدسپار و کمی میکا و در برخی مواقع کانی های فرومنیزین است. پرلیت دارای ژنز ماگمایی است و بیشتر پرلیتهای مرغوب به دوران سوم و چهارم زمین شناسی تعلق دارند. چنانچه پرلیت آلتره شود به مونتموریونیت، اوپال و کلسدونی تبدیل می گردد.
این کانی به طور گسترده در مناطق آتشفشانی عهدحاضر و جوان و به طور محدود در ترشیر یا آتشفشان های جوان ریولیتی به وقوع می پیوندد.
بر اساس مطالعاتی که بر رو ی پرلیتها انجام گرفته نتایج زیر حاصل شده است:
۱) ذخایر پرلیت منحصر به آتشفشانهای عهد حاضر است.
۲) عمدتاً دارای ترکیب ریولیتی می باشد.
۳) پرلیتهای با بافت شیشه ای گاهی در برگیرنده ابسیدین هستند که نشانه ای از تبدیل سنگ نخستین به پرلیت است.
۴) پرلیت در مقایسه با ابسیدین از آب بیشتری در ترکیب خود برخوردار است ولی درصد عناصر دیگر آنها بسیار به هم نزدیک است.
۵) با اندازه گیری نسبتهای ایزوتوپی مشخص شده است که بخش اعظم آب پرلیت منشأ جوی دارد.
۶) در مقطع نازک، سنگ پرلیت دارای ساخت و بافت پرلیتی است که به صورت ترکهای کروی به نظر می رسند و حتی با چشم غیر مسلح قابل رؤیت می باشند که نتیجه سرد شدن گدازه و آبگیری بعدی آن است.
۷) بسیاری از مواد آتشفشانی اسیدی جوان که زمان کافی برای آبگیری نداشته اند، در اصل ابسیدین بوده و در میدان حرارتی پرلیت منبسط نمی شوند.
نظریه های قدیمی، ژنز و منشأ پرلیت را نتیجه انجماد سریع ماگمایی اسیدی، به علت تبادل حرارتی سریع با محیط می دانند ولی در این نظریه ها عواملی مانند میزان آب، اثر گازها و شرایط سرد شدن هنوز شناخته نشده اند.
یک نظریه دیگر، پیدایش پرلیت را نتیجه آبگیری ثانویه شیشه آتشفشانی نظیر ابسیدین دانسته و خاستگاه بخشی از آب موجود در پرلیت را آبهای جوی می داند. در صورتی که خاستگاه تمام آب موجود در ابسیدین، آب ماگمایی است.
با مطالعاتی که بر روی پرلیتهای کالیفرنیا انجام شده مشخص گردید که پرلیت از ابسیدین و در حضور بخار آب بوجود آمده است و مراحل زیر برای پرلیتی شدن ابسیدین پیشنهاد شده است:
۱) قرار گرفتن ابسیدین بصورت سیل، دایک و گنبد
۲) تبدیل ابسیدین به برش بعد از جایگزین شدن
۳) مجاورت بخار آب با ابسیدین و دگرسان شدن ابسیدین به پرلیت
۴) دگرسانی نهایی بخشی از پرلیت به رس و نفوذ دوباره توده ریولیتی به درون پرلیت.
آب لازم برای این فرآیند ممکن است از سنگهای مجاور یا سنگ میزبان یا از تبلور ریولیت حاصل شده باشد. نظریه دیگری تشکیل سنگ پرلیت را از سرد شدن سریع ماگمایی اسیدی در شرایط حضور آب تصور می نماید.
مطابق این نظریه، گدازه های اسیدی که محتوای مقادیر زیادی آب و گازهای فرار می باشند، به علت کاهش ناگهانی فشار محیط مقادیر زیادی خاکستر و پومیس تولید می نماید، به عبارت دیگر در اثر کاهش ناگهانی فشار درحین بیرون ریختن ماگما، بخار آب و گازهای فرار آزاد گشته و نتوانسته به صورت محبوس در گدازه باقی بماند و در این نوع گدازه های خروجی، تخلخلی در سنگ ایجاد و بافت پومیسی در سنگ بوجود می آید.
در صورتی که آب ماگمایی باقی مانده در افق های پایین تر که تحت فشار قابل ملاحظه ای قرار گرفته اند، در صورت تبادل حرارتی سریع به گدازه شیشه ای و در غیر این صورت به گدازه های نظیر ریولیت و داسیت تبدیل می گردد.
مطالعات جدیدتر ژنز پرلیت را به صورت زیر بیان کرده و سه حالت اصلی را برای آن متذکر می شود:
۱) در زونهای شیشه ای در جریانهای خاکستر توف جوش خورده
۲) در جریانهای گدازه ای از گنبدهای آتشفشانی
۳) در دیواره دایک ها و سیلهای نفوذی فلستیک
با توجه به اینکه توده های پرلیت بیشتر به صورت جریانها، دایکها، سیلها، گنبدها و در حاشیه خارجی توده های کم عمق سنگهای آتشفشانی دیده می شوند، لذا این ذخایر بصورت پیوسته نیستند. ذخایر اقتصادی پرلیت در جریانهای مواد مذاب ماسیف و توده ای ترسیری تا عهد حاضر (عمدتاً ائوسن و الیگوسن) که مناطق وسیعی را در بر گرفته اند محدود می شوند و به روش های روباز می توان آنها را استخراج کرد.

sarad
2nd December 2012, 02:13 PM
کاربرد نفلین سینیت در صنایع

نفلین سینیت به علت ارزش فوق العاده ای که در صنعت دارد (صنایع آلومینیوم، شیشه و سرامیک پلاستیک و کائوچو، تهیه پشم و شیشه معدنی، کود شیمیایی و …) در اکثر کشورهای دنیا مورد توجه فراوان قرار گرفته است.


سنگ مزبور از یک طرف در کشورهایی که فاقد ذخایر غنی از بوکسیت هستند (شوروی، کره شمالی و …) به عنوان منبعی مهم جهت تولید آلومینا و از طرف دیگر در کشورهایی که از لحاظ منابع بوکسیت غنی بوده و یا بوکسیت ارزان در دسترس دارند (کشورهای غربی، آمریکا، کانادا) به دلیل فراوانی مقدار آلکالی در صنایع شیشه و سرامیک کاربرد فراوان دارد ...
نفلین سینیت به علت ارزش فوق العاده ای که در صنعت دارد (صنایع آلومینیوم، شیشه و سرامیک پلاستیک و کائوچو، تهیه پشم و شیشه معدنی، کود شیمیایی و …) در اکثر کشورهای دنیا مورد توجه فراوان قرار گرفته است.
سنگ مزبور از یک طرف در کشورهایی که فاقد ذخایر غنی از بوکسیت هستند (شوروی، کره شمالی و …) به عنوان منبعی مهم جهت تولید آلومینا و از طرف دیگر در کشورهایی که از لحاظ منابع بوکسیت غنی بوده و یا بوکسیت ارزان در دسترس دارند (کشورهای غربی، آمریکا، کانادا) به دلیل فراوانی مقدار آلکالی در صنایع شیشه و سرامیک کاربرد فراوان دارد.
استفاده از نفلین سینیت جهت تولید آلومینا فقط در کشورهای شوروی صورت می گیرد (اخیراٌ کشور کره شمالی نیز اقدام به تاسیس یک کارخانه تولید آلومینا از نفلین نموده که به زودی به مرحله تولید خواهد رسید. کشور های مکزیک و برزیل نیز در حال بررسی و تولید آلومینا از نفلین می باشند). این کشور از سال ۱۹۳۲ میلادی کار بر روی نفلین جهت تولید آلومینا را شروع نموده و در سال ۱۹۴۱اولین کارخانه تولید آلومینا به نام «ولخوف» را بر اساس ماده خام نفلین تاسیس نمود که تولید اقتصادی آن از سال ۱۹۵۱ بر اساس سالانه ۵۰ هزار تن آلومینا آغاز گردید. سپس کارخانه پیکالوا در سال ۱۹۵۹ با ظرفیت سالانه ۲۰۰ هزار تن آلومینا از نفلین را تاسیس نمود و بالاخره کارخانه آچینسک را که شاید بزرگترین کارخانه تولید آلومینا در دنیا باشد در سال ۱۹۷۰ با ظرفیت سالانه ۸۰۰ هزار تن آلومینا از نفلین تاسیس نمود. اخیراٌ نیز کارخانه ای با ظرفیت ۱/۵ میلیون تن در سال در این کشور طرح ریزی گردیده که بر اساس ماده خام نفلین می باشد. تکنولوژی تبدیل شیمیایی سنگ های نفلین دار اگر چه از تولید آلومینا از بوکسیت به روش بایر کمی پیچیده تر است ولی به علت محصولات جنبی با ارزش از قبیل سیمان پرتلند کربنات های سدیم و پتاسیم و فسفات هزینه آن در کل حدود ۱۵ تا ۲۰ درصد ارزانتر خواهد بود، بطوریکه مقایسه بین سه ماده خام نفلین (کارخانه پیکالوا) بوکسیت مرغوب (کارخانه یوگوسلاو) و بوکسیت نامرغوب (کارخانه پالودار)، سود دهی و صرفه استفاده از نفلین را نشان می دهد.
بطور کلی اگر بخواهیم یک کارخانه تولید آلومینا از نفلین با ظرفیت سالانه ۱۰۰ هزار تن را تاسیس کنیم احتیاج به حدود ۴۰۰هزار تن کنسانتره نفلین و بیش از ۱/۳ میلیون تن آهک خواهیم داشت. که دراین صورت محصولات به دست آمده به صورت زیر خواهند بود:
ـ آلومینا ۱۰۰ هزار تن
ـ کربنات سدیم ۶۰تا ۷۰ هزار تن
ـ کربنات پتاسیم ۲۰ تا ۳۰ هزار تن
ـ سیمان پرتلند ۹۰۰۰۰۰ تا ۱/۵ میلیون تن
ـ سنگ فسفات ۱۵ تا ۲۵ هزار تن
با توجه به موارد فوق استفاده از نفلین در تولید آلومینا روز به روز در حال گسترش است و تکنولوژی تولید آلومینا از نفلین علاوه بر شوروی و کره شمالی در سایر کشور های دنیا نیز مورد توجه قرار گرفته است، بطوریکه کشورهای مکزیک، برزیل، امریکا و کانادا و اخیراٌ پاکستان نیز در حال بررسی استفاده از نفلین در تولید آلومینا می باشند. در کشورهای صنعتی غرب تولید آلومینا از بوکسیت بوده و آن هم در دست انحصارات بزرگ می باشد. از آنجا که استفاده از نفلین در تولید آلومینا مستلزم سرمایه گذاری مجدد در این زمینه و متوقف نمودن سرمایه گذاری های قبلی تولید آلومینا از بوکسیت است، این مسئله به هیچ وجه به سود انحصارات بزرگ نبوده و آنها سعی در حفظ روش سنتی کنونی تولید آلومینا از بوکسیت را دارند.
مطالعات اولیه ذخایر عظیمی از نفلین سینیت را در آذربایجان خاوری (نفلین سینیت بزگوش در جنوب سراب، نفلین سینیت رزگاه در شمال سراب و نفلین سینیت کلیبر در جنوب کلیبر) تایید نمود این توده های نفوذی که شدیداٌ تحت اشباع و آلکالی پتاسیک می باشند در یک امتداد خطی تقریباٌ شمالی جنوبی قرار گرفته اند . احتمالاٌ از تفریق یک ماگمای بازالتی آلکانی که از گوشته بالایی منشا گرفته حاصل شده اند و در امتداد یک زون کافتی میان قاره ای بالا آمده اند. به نظر می آید که اولین فاز بلورین در این سنگ ها لوسیت بوده که در اثر افزایش بخار آب پایداری خود را از دست داده و به نفلین و فلدسپات تبدیل شده است.
مطالعات نیمه تفصیلی بر روی توده های نفوذی بزگوش و رزگاه امکان استفاده از آنها در تولید آلومینا (توده بزگوش) و شیشه سرامیک (توده های رزگاه و بزگوش) را تایید نمود. توده نفوذی کلیبر که هم از نظر ذخیره سنگی و هم از نظر مقدار نفلین و نزدیکی به ذخیره آهک خلوص بالا چشم انداز بهتری را نشان می دهد در حال حاضر توسط کارشناسان سازمان زمین شناسی در دست بررسی است.
توده نفوذی بزگوش با گستش تقریبی حدود ۳۰ کیلومتر مربع در ۲۰ کیلومتری جنوب شهرستان سراب واقع شده است و قله کوه بزگوش با ارتفاع ۳۳۰۰ متر از سطح دریا را تشکیل می دهد. این توده نفوذی گدازه های پرفیر آندزیتی ائوسن میانی بالایی را قطع نموده و وابسته به ماگماتیسم بعد از ائوسن (الیگوسن؟) می باشد. ترکیب کانی شناسی آن شامل اورتوز نفلین آلبیت پیروکسن آمفیبول و بیوتیت است که مقدار نفلین در آن از ۱۰ تا ۴۰ درصد سنگ متغیر است. کانی نفلین آن نیز از نظر ترکیب پتاسیک است. دارای ذخیره تقریبی حدود ۱/۲ میلیارد تن سنگ (با احتساب استخراج رو باز تا عمق ۵۰ متری) با عیار متوسط ۲۱/۵ درصد آلومینا می باشد.
مطالعات تکنولوژی که بر روی یک نمونه با عیار متوسط آن در کشور کره شمالی صورت گرفته کنسانتره ای با عیار ۲۵ درصد آلومینا و مدول M۱= ۴ و M۲= ۰.۸ را نشان می دهد، که با توجه به وجود ذخیره های با عیار بالاتر (ذخایر با عیار ۲۲ تا ۲۴ درصد Al۲O۳) در این توده نفوذی امکان وجود ذخیره های مناسب برای تولید آلومینا در آن بسیار محتمل است. از آنجا که در آزمایشات تغلیظ مقدار آهن موجود در آن به کمتر از ۰/۱ درصد کاهش یافته است. این توده نفوذی می تواند هم در تولید آلومینا و هم در صنایع شیشه و سرامیک کاربرد داشته باشد. موقعیت ارتباطی آن بسیار مناسب و از نظر وجود منابع آب جهت احداث کارخانه در موقعیت بسیار خوبی است ولی پراکندگی ذخایر عیار بالای آن و وجود دایکهای میکروگرانیتی و نیز در دسترس نبودن ذخایر آهکی با خلوص بالا در فاصله های نزدیک کاربرد آن را به عنوان ماده خام تولید آلومینا با مشکلات جدی مواجه می سازد. تنها وجود نفلین سینیت امکان تولید آلومینا را میسر نمی سازد بلکه همجواری آن با ذخایر آهک مطلوب می تواند ایجاد چنین واحدی را اقتصادی نماید (چون برای استحصال یک تن کنسانتره نفلین حدود ۴ تن آهک با خلوص بالا مورد نیاز است و از آنجا که مقدار آهک مصرفی نزدیک به ۴ برابر نفلین می باشد بهتر است که کارخانه تولید آلومینا مجاور ذخیره آهکی باشد تا مخارج حمل به حداقل برسد)، زیرا حمل سنگ نفلین تا محل ذخایر آهک و بالعکس وقتی میسر است که این نقل و انتقالات در مسافت نزدیک صورت پذیرد، به خصوص که شبکه ارتباطی راه آهن درکشور ما چندان گسترده نیست تا حمل و نقل را تسهیل نماید. لذا در ایجاد این طرح لازم است علاوه بر تولید آلومینا، به تولیدات جنبی به خصوص سیمان که رقم آن بسیار زیاد است توجه خاصی مبذول داشت بطوریکه بتوان از تولیدات آن در محدوده معینی از واحد تولیدی استفاده نمود.
توده نفوذی رزگاه با گسترش تقریبی حدود ۱۰ کیلومتر مربع و با ارتفاع کم (حدود ۱۰۰ تا ۱۵۰ متر از سطح توپوگرافی مجاور) در فاصله ۳۵ کیلومتری شمال باختری شهرستان سراب و در مجاور دهکده رزگاه واقع است.کنتاکت آن با سنگ های قدیمی تر مشخص نیست و توسط رسوبات آبرفتی دوران چهارم احاطه شده است. این توده نفوذی که از نظر ترکیب کانی شناسی پودولوسیت سینیت می باشد شامل فنوکریست های درشت مکعبی پودولوسیت (بصورت مجموعه بلورهای اورتوز نفلین آلبیت آنالیسم) در یک زمینه بلورین مکعب از اورتوز پیروکسن پلاژیو کلاز آمفیبول و کمی نفلین است. این توده نفوذی دارای ذخیره تقریبی حدود ۳۵۰ میلیون تن سنگ با عیار متوسط ۲۰ درصد آلومینا و ۱۳/۵ درصد K۲O+ Na۲O می باشد. مطالعه تکنولوژی که بر روی یک نمونه با عیار بالای آن (عیار ۲۰/۵ درصد Al۲O۳) در کشور کره شمالی انجام پذیرفته کنسانتره ای با عیار ۲۳% آلومینا و مدول M۱= ۴.۲۰ و M۲= ۰.۷ را نشان می دهد که با توجه به استانداردهای موجود چشم انداز جالبی را به عنوان ماده خام تولید آلومینا نشان نمی دهد. ولی آزمایشات تکنولوژی بر روی یک نمونه از آن در کشور چکسلواکی استفاده از آن را به عنوان ماده خام در صنایع سرامیک مورد تایید قرار می دهد. موقعیت ارتباطی بسیار مناسب و ترکیب تقریباٌ یکنواخت و بالا بودن مقدار آلکالی (به خصوص K۲O که به بیش از ۱۰ درصد سنگ نیز می رسد) از مزایای عمده آن می باشد ولی پایین بودن مقدار نفلین (حداکثر مقدار نفلین آن از ۲۰ درصد سنگ متجاوز نیست) و در دسترس نبودن ذخیره آهکی مناسب در فاصله نزدیک استفاده از آن را به عنوان ماده خام تولید آلومینا نا ممکن می سازد اگر چه به عنوان ماده خام صنایع سرامیک چشم انداز روشنی را نشان می دهد.
توده نفوذی کلیبر با وسعت حدود ۷۰ کیلومتر مربع بزرگترین توده سینیتی فلدسپاتوئید دار در آذربایجان و یا شاید ایران است. این توده به شکل یک بیضی به قطر بزرگ حدود ۱۲ کیلومتر و قطر کوچک حدود ۷ کیلومتر در فاصله ۱/۵ کیلومتری جنوب کلیبر واقع شده و قله کوه مهرام داغ با ارتفاع ۲۷۶۰ متر از سطح دریا را تشکیل می دهد این توده نفوذی سنگ های رسوبی و آتشفشانی کرتاسه بالا را قطع نموده و آنها را تا فاصله یک کیلومتری اطراف خود دگرگون نموده است. از نظر ترکیب کانی شناسی به دو بخش عمده قابل تقسیم است که یکی بخش مرکزی با ترکیب سینیتی درشت بلور خاکستری رنگ با بلورهای اورتوز نفلین پلاژیوکلاز بیوتیت پیروکسن و آمفیبول می باشد که بلورهای صورتی رنگ نفلین در بخش های پگماتیتی آن به درشتی تا ۴ سانتیمتر نیز می رسند. دیگری یک بخش گابروئی تیره رنگ در حاشیبه جنوبی آن می باشد که به صورت نواری بطول ۱۰ کیلومتر و عرض ۱ کیلومتر سرتاسر حاشیه جنوبی آن را تشکیل می دهد. این بخش گابروئی که ترکیب ایژولیتی دارد حاوی بلورهای پیروکسن،آمفیبول، نفلین و پلاژیو کلاز می باشد. این توده نفوذی دارای ذخیره بالایی از سنگ با عیار ۲۲ تا ۲۴ درصد آلومینا و عیار ۱۳ تا ۱۴ درصد مجموع K۲O+ Na۲O می باشد. مطالعات نیمه تفصیلی ۴ منطقه با عیار بالای نفلین را در آن مشخص نموده که به ترتیب زیر می باشند:
۱) محدوده ای با وسعت حدود ۱ کیلومتر مربع در بخش حاشیه گابرویی در جنوب خاوری توده نفوذی (نزدیک دهکده پیام) با ذخیره حدود ۲۰۰ میلیون تن سنگ با عیار ۲۱ تا ۲۴ درصد آلومینا. این بخش تا اندازه ای شبیه توده نفوذی کیاشا لیتر شوروی است که هم اکنون به عنوان یکی از بهترین ذخایر این کشور بهره برداری می شود.
۲) محدوده ای به وسعت ۰/۵ کیلومتر مربع در بخش مرکزی توده (جنوب دهکده گلدروق) که عمدتاٌ نفلین فلدسپاتی است و مقدار نفلین در آن از ۴۰ درصد سنگ نیز متجاوز است. ذخیره آن حدود ۵۰ میلیون تن سنگ با عیار متوسط ۲۲/۵ درصد آلومینا می باشد. این بخش کاملاٌ شبیه سنگ های یوویتی در کشور شوروی است و می تواند بصورت مخلوط با بخش گابروئی مورد استفاده قرار گیرد.
۳) محدوده ای به وسعت حدود ۰/۵ کیلومتر مربع در مجاور دهکده کلالکه در حاشیه خاوری توده که دارای حدود ۵۰ میلیون تن سنگ با عیار متوسط ۲۱/۵ درصد آلومینا می باشد.
۴) محدوده ای به وسعت حدود ۲ کیلومتر مربع در بخش شمالی توده نفوذی در مجاور دهکده زوایه که دارای حدود ۳۰۰ میلیون تن ذخیره سنگی با عیار متوسط ۲۱/۵ درصد آلومینا می باشد.
این توده نفوذی دارای ذخیره سنگی بسیار بالا، عیار نسبتاٌ بالای نفلین و موقعیت ارتباطی خیلی خوب می باشد. ضمناٌ ذخیره بخش گابروئی به علت وجود کانی های تیره فراوان در جدایش مغناطیسی کنسانتره قابل قبولی را به دست خواهد داد. نزدیکی به یک ذخیره آهکی بسیار مناسب با ذخیره نزدیک به ۷۰۰ میلیون تن آهک با خلوص بالا (۵۵/۶ درصد CaO) که در فاصله حدود ۳۵ کیلومتری شمال توده نفوذی در کناره رودخانه ارس واقع شده است نیز اهمیت این توده نفوذی را به عنوان ماده خام تولید آلومینا دو چندان نموده و آن را نسبت به دو توده رزگاه و بزگوش ارجح تر مینماید. از آنجا که کارخانه استحصال آلومینا باید در مجاور ذخیره آهکی باشد و آهک های مورد نظر نیز در کناره ارس واقع گردیده اند موقعیت کارخانه تولید آلومینا در این منطقه از نظر منابع و نزدیکی به راه آهن جلفا تبریز (فاصله ذخیره آهک تا جلفا حدود ۱۰۰ کیلومتر است که طرح راه آهن جلفا مغان نیز از مجاور آن می گذرد) بسیار مناسب به نظر می رسد.

sarad
2nd December 2012, 02:14 PM
گسلها ، درزه ها و زمین لغزشبرای تعریف گسلها، از مشخصات هندسی آنها، یعنی موقعیت قرارگیری آنها در یک فضای سه بعدی، استفاده می شود که عمده ترین این مشخصات هندسی راستا و شیب می باشند. شناخت این پارامترها در سطح، زمین شناسان را قادر می سازد تا ساختار سنگها و گسلها را در زیر زمین و قسمتهای دور از دیدشان، پیش بینی نمایند.راستا: جهت و راستای خط تلاقی صفحه گسل با افق تحت عنوان راستا شناخته می شود. راستا معمولا بصورت زاویه ای با شمال مشخص می گردد. برای مثال عبارت N۲۰E نشان می دهد که راستای گسل ۲۰ درجه به سمت شرق نسبت به جهت شمال متمایل است.شیب: عبارتست از شیب سطح یک توده سنگی یا صفحه گسل، نسبت به صفحه افق. شیب شامل زاویه انحراف و نیز جهت آن میباشد. جهت متصور شدن شیب یک گسل، بخاطر سپاری این نکته است که آب همیشه در صفحه موازی با شیب گسل به سمت پایین جاری خواهد شد ...● گسل ها (Faults)گسلها شکستگیهایی در پوسته زمین هستند که در طول آنها تغییر شکلهای قابل توجهی ایجاد شده است. گاهی اوقات گسلهای کوچک در ترانشه های جاده، جائی که لایه های رسوبی چند متر جابجا شده اند، قابل تشخیص هستند. گسلهایی در این مقیاس و اندازه معمولا بصورت تک گسیختگی جدا اتفاق می افتد. در مقابل گسلهای بزرگ، شامل چندین صفحه گسل درگیر می باشند. این منطقه های گسله، می توانند چندین کیلومتر پهنا داشته باشند و معمولا از روی عکسهای هوایی راحتتر قابل تشخیص هستند تا سطح زمین.در واقع حضور گسل در یک منطقه نشان می دهد که در یک زمان گذشته، در طول آن جابجایی رخ داده است. این جابجایی ها می توانسته یا بصورت جابجائی آرام باشد که هیچ گونه لرزشی در زمین ایجاد نمی کند و یا اینکه بصورت ناگهانی اتفاق بیفتد که جابجایی های ناگهانی در طول گسلها عامل ایجاد اغلب زلزله ها می باشد. بیشتر گسلها غیر فعال هستند، و باقیمانده ای از تغییر شکلهای گذشته می باشند. در امتداد گسلهای فعال، حین جابجائی فرسایشی دو قطعه پوسته ای در کنار هم، سنگها شکسته و فشرده می شوند. در سطح صفحات گسلی، سنگها بشدت صیقلی و شیاردار می شوند. این سطوح صیقلی و شیاردار به زمین شناسان در شناخت جهت آخرین جابجایی ایجادشده در طول گسل کمک می کند. که زمین شناسان بر اساس جهت حرکت گسلها، آنها را به انواع مختلفی تقسیم بندی می کنند که در قسمت انواع گسلها به این تقسیم بندی می پردازیم.● مشخصات گسلها:برای تعریف گسلها، از مشخصات هندسی آنها، یعنی موقعیت قرارگیری آنها در یک فضای سه بعدی، استفاده می شود که عمده ترین این مشخصات هندسی راستا و شیب می باشند. شناخت این پارامترها در سطح، زمین شناسان را قادر می سازد تا ساختار سنگها و گسلها را در زیر زمین و قسمتهای دور از دیدشان، پیش بینی نمایند.راستا: جهت و راستای خط تلاقی صفحه گسل با افق تحت عنوان راستا شناخته می شود. راستا معمولا بصورت زاویه ای با شمال مشخص می گردد. برای مثال عبارت N۲۰E نشان می دهد که راستای گسل ۲۰ درجه به سمت شرق نسبت به جهت شمال متمایل است.شیب: عبارتست از شیب سطح یک توده سنگی یا صفحه گسل، نسبت به صفحه افق. شیب شامل زاویه انحراف و نیز جهت آن میباشد. جهت متصور شدن شیب یک گسل، بخاطر سپاری این نکته است که آب همیشه در صفحه موازی با شیب گسل به سمت پایین جاری خواهد شد.برای نمایش گسلها بر روی نقشه های زمین شناسی، بدین ترتیب عمل می شود که با یک خط راستای گسل را نشان میدهند و با یک خط کوتاهتر و عمود بر خط قبلی، جهت شیب را مشخص کرده و درجه شیب را در کنار آن مینویسند.● انواع گسلها:تقسیم بندی گسلها فقط بر اساس هندسه و جهت جابجائی نسبی ایجاد شده در آنها صورت می پذیرد. گسلهای راستا لغز و گسلهای شیب لغز دو تقسیم بندی کلی گسلها میباشند که در زیر تعاریف مربوط به آنها آورده می شود.▪ گسلهای امتداد لغز (strike slip fault)گسل هایی که امتداد اصلی لغزش در امتداد راستای گسل باشد، گسل امتداد لغز نامیده میشوند. بر اساس جهت حرکت در امتداد راستای گسل، گسلهای چپ گرد و یا راست گرد را میتوان تشخیص داد. نحوه تشخیص بدین ترتیب است که اگر در یک سمت از گسل بایستیم و حرکت سمت دیگر را نظاره نماییم، اگر حرکت آن از سمت چپ به راست باشد، گسل راست گرد و در حالت برعکس چپ گرد خواهد بود. بعنوان مثال شکل زیر یک گسل امتداد لغز راست گرد را نشان میدهد.▪ گسلهای شیب لغز (Dip slip Fault)گسل هایی که امتداد اصلی لغزش موازی جهت شیب گسل باشد، گسلهای شیب لغز نامیده می شوند. گسلهای شیب لغز نرمال و معکوس بر اساس جهت حرکت دو قطعه نسبت به هم تعریف میشوند. در صورتی که نیروی وارده فشاری بوده و دو قطعه را به هم نزدیک کند، گسل شیب لغز معکوس و در صورت دو شدن دو قطعه از هم گسل شیب لغز نرمال نامیده می شود.بر اساس حرکتهای قائم دو قطعه نسبت به هم، فرا دیواره و فرو دیواره قابل تشخیص است. در زبان انگلیسی به فرا دیواره Hanging wall ( دیواره آوریز ) و به فرو دیواره Footwall اطلاق می شود. دلیل این نامگذاری برمیگردد به معدنکارانی که در معادن زیر زمینی کار میکردند. چون غالبا معادن در محل تقاطع دو قطعه قرار دارند، فرا دیواره سقف معادن را تشکیل میدهد که محل آویزان کردن چراغها در داخل معادن بود (Hanging wall) و فرو دیواره کف معدن یا محلی که پا بر روی آن قرار میگیرد است که به آن Footwall اطلاق می شود. در زبان فارسی از دو اصطلاح فرا دیواره و فرو دیواره برای نامگذاری استفاده می شود.در عمل لغزش گسل، ترکیبی از شیب لغز و راستا لغز می باشد که گسل مایل نامیده می شود. در شکل زیر تمام حالتهای ممکن به نمایش گذاشته شده است.● درزه ها (Joints)درزه ها عبارت از شکستگی هایی است که غالبا در سنگ مشاهده می شود. مهمترین مشخصه درزه ها این است که در این نوع شکستگی ها ، حرکت نسبی به موازات صفحه شکستگی وجود ندارد و در صورتی که در این سطح حرکتی وجود داشته باشد، شکستگی حاصله را گسل می نامند. بایستی توجه داشت که در بسیاری موارد ممکن است سنگهای موجود در دو طرف سطح شکستگی در امتداد عمود بر این سطح حرکت کنند.در بعضی موارد ممکن است این حرکت به چندین سانتیمتر برسد. ابعاد درزه ها از چند سانتیمتر تا چندین صد متر تغییر می کند. سطح درزه در بسیاری موارد یک سطح مستوی است اما ممکن است در بعضی حالات ، به صورت یک سطح غیر مستوی باشد. در غالب موارد ، سطح درزه محدود و در حقیقت به حالت بسته است، اما در مراحل بعد، در اثر هوازدگی ، ممکن است درزه گسترش یافته و در سطح برسد و به صورت یک درزه باز در آید.● طبقه بندی درزه ها:درزه ها را از نظرهای گوناگون طبقه بندی می کنند، که در زیر به شرح آنها می پردازیم :□ تقسیم بندی هندسی :در این تقسیم بندی درزه ها بر اساس وضعیت درزه نسبت به امتداد لایه بندی سنگهای مجاور طبقه بندی می شوند. در این تقسیم بندی انواع درزه های زیر را می توان تشخیص داد:▪ درزه امتدادی: درزه امتدادی نوعی از درزه است که امتداد آن موازی یا تقریبا موازی امتداد لایه بندی طبقات اطراف است.▪ درزه شیبی: درزه شیبی درزه ای است که امتداد آن موازی یا تقریبا موازی خط بزرگتری شیب سطح لایه بندی طبقات اطراف است.▪ درزه طبقه ای: اگر سطح درزه موازی سطح لایه بندی سنگها باشد درزه طبقه ای نام دارد.▪ درزه مایل: اگر امتداد درزه نسبت به امتداد یا خط بزرگترین شیب سطح لایه بندی سنگهای اطراف بر حالت غیر مشخص باشد، به این نام خوانده می شود.□ تقسیم بندی جغرافیایی درزه ها :در بعضی موارد درزه ها را بر مبنای وضعیت امتداد درزه نسبت به امتداد شمال تقسیم بندی می کنند. مثلا اگر امتداد درزه شمالی جنوبی باشد، به نام درزه شمالی جنوبی و در حالتی که امتداد آن شمال غربی ـ جنوب شرقی باشد به همین نام خوانده می شود.□ تقسیم بندی بر اساس وضعیت درزه ها نسبت به هم :در این تقسیم بندی وضعیت درزه ها نسبت به هم مورد مطالعه قرار می گیرد و بر اساس آن می توان انواع درزه های زیر را تشخیص داد:▪ درزه های منظم : اگر درزه های یک منطقه با هم موازی یا تقریبا موازی باشند، به نام درزه های منظم خوانده می شوند. معمولا امتداد مشترک این درزه ها امتداد محور چین خوردگی اصلی ناحیه و یا امتداد گسلهای اصلی می باشد.▪ درزه های نامنظم : این درزه ها وضعیت مشخصی ندارند و بطور نامنظم پراکنده اند.□ تقسیم بندی زایشی درزه ها:بر اساس مکانیسم ایجاد و توسعه درزه در سنگها آنها را به انواع ، درزه های کششی ، درزه های برشی ، درزه های ستونی و درزه های رهایی و غیر تفکیک می کنند. همچنین درزه ها را بر اساس عوامل به وجود آورنده آنها به انواع ناشی از عملکرد فرآیند های تکتونیکی و انواع ناشی از عوامل غیرتکتونیکی تقسیم می شوند.● عوامل به وجود آورنده درزه ها:عوامل به وجود آورنده درزه ها را بطور کلی به دو گروه عوامل تکتونیکی و عوامل غیرتکتونیکی تقسیم می کنند:▪ عوامل تکتونیکی ایجاد درزه ها :پس از اینکه سنگ تحت تاثیر تنش قرار گرفت، ابتدا در آن تغییر شکل الاستیک ایجاد می شود و پس از آن می شکند (در حالت معمولی سنگهای حالت شکننده دارند) ، ولی تحت فشارهای محصور کننده و حرارت بالا ، بسیاری از سنگها پس از مرحله الاستیک وارد مرحله تغییر شکل پلاستیک می شوند و نهایتا در این شرایط سنگ خواهد شکست. شکستگیهای حاصله در سنگها را می توان به دو دسته زیر تقسیم کرد۱) شکستگی های کششی :اگر سنگی تحت تاثیر کشش قرار گیرد، در امتداد عمود بر کشش ، شکستگیهایی در سنگها ایجاد می شود. شواهد صحرایی برای تشخیص این شکستگیها ، دیواره خشن است، ضمنا چون شکستگی تحت تاثیر کشش ایجاد شده است، بین دو دیواره شکستگی ، یک باز شدگی دیده می شود که گاهی اوقات ممکن است توسط رگه های معدنی یا غیرمعدنی پر شده باشد.۲) شکستگی های کششی ناشی از تنش های فشارشی:اگر یک بلوک سنگی تحت تاثیر تنش های فشارشی قرار گیرد، دو سری شکستگی در سنگها ظاهر خواهد شد، به طوری که سطح این دو سری درزه با هم زاویه ۹۰ درجه تشکیل می دهند. محل تلاقی این دو صفحه موازی با امتداد تنش فشارشی است. این شکستگی ها تحت عنوان شکستگی کششی شناخته شده است.▪ شکستگی رهایی:نوع دیگر از شکستگی های کششی که در اثر پی آمدهای بعد از فشارش ایجاد می شود، شکستگی رهایی است. اگر نمونه سنگی را به جای این که در هوای آزاد تحت فشار قرار گیرد، در یک محیط با فشار همه جانبه واقع شود و آنگاه بر آن فشار وارد آید، پس از حذف نیروهای فشارشی ، شکستگی های متعدد در جهت عمود بر امتداد نیروی فشارشی در جسم به وجود می آید. این نوع از شکستگی کششی را رهایی می نامند.▪ شکستگیهای کششی در اثر نیروهای کوپل:اگر جسمی تحت تاثیر نیروهای کوپل قرار گیرد، مثل این است که نیروهای فشارشی و کششی بطور همزمان بر آن موثر بوده اند. پس بطور همزمان در جسم تغییر شکل های میدانهای کشش و فشارش ایجاد می شوند.▪ شکستگی های ناشی از تنش های پیچشی:علاوه بر کشش ، فشارش و کوپل عامل دیگری تحت عنوان پیچش می تواند، شکستگی های را در سنگها ایجاد کند. وقتی یک جسم صفحه ای تحت تاثیر پیچش قرار گیرد، تنش های حاصله در آن به صورت تنش های کشش ، فشارشی و برشی جلوه گر می شود.● فرآیند های غیرتکتونیکی ایجاد درزه ها:عواملی مانند انقباض ناشی از سر شدن ، یا خشک شدن اجسام ، تنش های باقیمانده در توده ها ، حرکات سطحی زمین و اثر متقابل جنس لایه ها در گسترش این نوع درزه ها موثر می باشند.▪ درزه های ستونی: این درزه ها نوعی از درزه های کششی هستند که بر اثر کاهش حجم در سنگها ایجاد می شوند، این نوع درزه ها معمولا در توده های آذرین بوجود می آیند که در اثر آن گدازه به شکل منشورهایی ایجاد می شود. امتداد این درزه ها در امتداد تنش بیشینه است.▪ درزه های ناشی از هوازدگی: معمولا سنگها مستقیما و یا به طور غیر مستقیم و از طریق سنگهای اطراف تحت تاثیر هوازدگی قرار می گیرند. به علت حرکت جداگانه قطعات سنگها در ناحیه هوازده اغلب درزه هایی در آنها به وجود می آید.▪ ساخت ورقه ای یا برگواری: پدیده ورقه ورقه شدن به علت توسعه درزه هایی است که سنگ را به پوسته هایی که انحنای کمی داشته و تقریبا به موازات سطح توپوگرافی است، تقسیم می کنند.● درزه ها در ارتباط با ساختمانهای محلی و توپوگرافی:این درزه ها شامل موارد زیر می باشند:درزه ها در سنگهای لایه ای یا سنگهایی که به نحوی حالت لایه ای دارد، عموما عمود بر لایه بندی قرار می گیرند و فواصل آنها تابع نوع سنگ و ضخامت لایه است.فواصل درزه ها با ازدیاد ضخامت لایه افزایش می یابد.درزه های ابتدایی تشکیل شده در سنگهای آذرین ، عمود به سطح خارجی پیکره آذرین درونی است.درزه هایی که در ارتباط با چین خوردگی هستند، متنوع و شامل درزه های طولی ، عرضی و مورب می باشند.● ارتباط درزه ها با پدیده های ساختمانی□ گسترش درزه ها در ارتباط با چین خوردگی:در بسیاری از حالات درزه های متعددی در حوالی چین ها مشاهده می شوند. این درزه ها در اثر نیروهایی که لایه ها را چین داده اند، بوجود آمده اند. ذکر این نکته لازم است که ممکن است درزه ها بعد از چین خوردگی نیز بر ساختار ناحیه اضافه شوند. پس می توان آنها را به دو گروه ، درزه های همزمان با چین خوردگی و درزه های بعد از آن تقسیم نمود:▪ درزه های کششی : بعضی از درزه هایی که در حوالی چین ها دیده می شوند، بر محور چین عمودند. این درزه ها را می توان به عنوان درزه های کششی در نظر گرفت زیرا هنگامی که طبقات ، در امتداد عمود بر محور چین تحت فشارش قرار گرفته و چین ها را به وجود می آورند، در امتداد محور چین تحت کشش واقع می شوند، بنابراین در امتداد عمود بر محور چین ، درزه هایی به وجود می آید.▪ درزه های رهایی : درزه های رهایی ، درزه هایی هستند که به موازات سطح محوری چین ها به وجود می آیند.▪ درزه های برشی : معمولا دو دسته درزه که با هم زاویه ۶۰ درجه تشکیل می دهند، نیز در حول و حوش چین ها مشاهده می شوند که می توان آنها را به عنوان گستگی های برش تعبیر کرد.□ گسترش درزه ها در ارتباط با گسل ها :▪ درزه های پرمانند : درزه های پرمانند شکافهای کششی مربتط با گسل خوردگی هستند. این درزه ها ، در طرفین سطح گسل و طی زاویه حاده ای نسبت به آن تشکیل می شوند. جهت زاویه حاده بیانگر جهت حرکت نسبی طبقات است.▪ درزه های برشی : درزه های برشی متقاطع نیز می توانند در ارتباط با گسل هایی باشند که به طور عرضی چین ها را قطع می کند.▪ درزه های استیلولیتی: انفصال سنگ که توسط دو سطح کم و بیش مسطح بوسیله قشر نازکی از رس ، ذغال سنگ ، کلیست یا مواد دیگر پر شده باشد را استیلولیت یا درزه استیلولیتی گویند. این درزه ها را سنگهای آهکی بیشترین فراوانی را دارند□ زمین لغزش :حرکت و جابجایی بخشی از مواد دامنه در امتداد یک سطح گسیختگی مشخص را «لغزش» می نامیم. در لغزشهای دامنه ای تغییر شکل از نوع «برش ساده» است. لغزش انواع مختلف داشته و در هر نوع مصالحی می تواند ایجاد شود. ویژگیهای توده متحرک و شکل سطح گسیختگی معمولا به عنوان عوامل طبقه بندی لغزشها بکار گرفته می شوند.□ انواع لغزشهای دامنه ای:▪ لغزش انتقالی یا ساده :در لغزش انتقالی ، توده ای از مواد به روی یک سطح کم و بیش مسطوی به سمت پایین دامنه می لغزند. شرایط زمین شناسی و در راس آن وجود ناپیوستگی های ساختی دارای جهت یابی مناسب ، از جمله عوامل ایجاد یک لغزش انتقالی است.▪ لغزش دایره ای یا چرخشی :لغزش دایره ای یا چرخشی عمدتا در دامنه های خاکی و خرده سنگی طبیعی و مصنوعی و به مقدار کمتر در دامنه هایی که از سنگ خرد شده یا ضعیف و هوازده ساخته شده اند، دیده می شود. در این حالت گسیختگی در راستای سطوحی منحنی و قاشقی شکل ، که حداکثر تنش برشی را تحمل می کنند، صورت می گیرد. برای ایجاد یک لغزش دایره ای معمولا نیاز به شرایط زمین شناسی ویژه و گسستگیهای ساختی نیست.▪ لغزش مسطوی در سنگ:این نوع لغزش انواع مختلفی دارد. از آن جمله است لغزش یک یا چند واحد سنگی در امتداد یک یا چند سطح مسطوی ، سر خوردن یک قطعه کوچک یا ورقه ای از سنگ به روی دامنه ، لغزش توده عظیمی از سنگ و سرانجام لغزش گوه ای در امتداد فصل مشترک دو صفحه متقاطع.● شرایط مناسب برای لغزش مسطوی :سنگهای لایه لایه رسوبی که شیبشان به سمت خارج دامنه و مقدار آن مساوی یا کمتر از شیب دامنه است.گسل ها ، درزها و فولیاسیونهایی که سطوح ضعیف ممتدی را ساخته و سطح دامنه را قطع می کنند.درزهای متقاطع که گسیختگیهای گوه ای را می سازند.سنگ سخت و درزدار که سر خوردن قطعات سنگ را به همراه دارد. پوسته پوسته شدن در توده های گرانیتی که سرخوردن ورقه هایی از سنگ را باعث می شود.▪ لغزش چرخشی در سنگ : در این نوع لغزش توده ای قاشقی شکل از سنگ ، بر اثر لغزش در امتداد سطحی استوانه ای ، گسیخته می شود. ایجاد ترکهایی در راس بخش ناپایدار و برآمدگیهایی در پاشنه آن نشانه های حرکات آغازین اند. پس از گسیختگی نیز معمولا پرتگاهی در بالای دامنه و به هم ریختگیهایی در پایین آن متساعد می شود. افزایش شیب دامنه ، هوازدگی و نیروهای آب نشستی از دلایل اصلی این نوع لغزشند.لغزش چرخشی در سنگهای سخت یکپارچه دیده نمی شود.در مقابل درستیهای دریایی و دیگر سنگهای نرم ، همچنین در سنگهای رسوبی لایه لایه به شدت درزدار و دارای لایه های ضعیف ، فراوان ایجاد می شود. شیب طبیعی شیلهای دریایی متورم شونده و به شدت ترکدار ، کم و پایدارسازی آنها معمولا مشکل است. این نوع گسیختگیها معمولا پیشرونده و وسیع اند.▪ لغزش چرخشی در خاک: رایجترین نوع لغزش در خاک ، حرکت چرخشی یک یا چند قطعه از آن در امتداد سطوح استوانه ای است.● علل اصلی لغزش چرخشی در خاک:▪ نیروهای آب نشستی▪ افزایش شیب دامنه▪ ساختهای قبلی باقیمانده در خاک برجالغزشهای چرخشی از ویژگیهای رسوبات نسبتا صخیم خاک چسبنده و بدون سطوح ضعیف است. عمق سطح گسیختگی وابسته به شرایط زمین شناسی است. لغزشهای عمیق در زمینهای رسی و لغزشهای کم عمق در واریزه ها انجام می شود. نشانه های اولیه این نوع لغزش ، ترکهای کششی در راس و برجستگیهای در قاعده دامنه است.● گسترش جانبی و گسیختگی متوالی:نوعی گسیختگی صفحه ای است که سنگ و خاک دیده می شود. در اینجا مواد در امتداد یک سطح ضعیف بطور جانبی تحت تنش قرار گرفته و متوالیا بصورت قطعاتی می شکنند. علل اصلی این نوع لغزش عبارت است از نیروهای آب نشستی و افزایش شیب و ارتفاع دامنه. این نوع گسیختگی را معمولا نمی توان با روشهای ریاضی پیش بینی کرد. زیرا از قبل نمی توان محل تشکیل اولین ترک و در نتیجه اولین قطعه را مشخص کرد. با این حال ، چون در انواع خاصی از سنگ و خاک ایجاد می شود، تشخیص حالات ناپایدار بالقوه امکان پذیر است. گسترش جانبی معمولا به تدریج توسعه یافته و می تواند حجم زیادی داشته باشد.این نوع گسیختگی در دره رودها رایج است و بطور مشخصی در رسهای سخت شکاف دار ، شیلهای رسی و لایه های افقی یا کم شیب ، که حاوی مناطق ضعیف ممتدی هستند، دیده می شود. واریزه هایی که به روی خاک برجا یا سنگ دارای شیب ملائم قرار گرفته اند، متوالیا بصورت گسترش جانبی گسیخته می شوند. نشانه این نوع گسیختگی در مراحل آغازین ترکهای کششی است، البته در برخی شرایط مثل بارگذاری ناشی از زمین لرزه ، ممکن است ناگهانی باشد. در خلال گسترش پیشرونده ، ترکهای کششی بار شده و پرتگاههایی ایجاد می شود. گسیختگی نهایی ممکن است تا سالها اتفاق نیافتد.● لغزش واریزه:این نوع لغزش به حرکت توده ای از خاک ، یا خاک و قطعات سنگ که بطور یکجا یا در واحدهای جداگانه در روی یک سطح مسطوی پرشیب می لغزند، اطلاق می شود. این لغزش اغلب حالت پیشرونده داشته و ممکن است به بهمن یا جریان منتهی شود. علل اصلی لغزش واریزه ای عبارتست از افزایش نیروی آب نشستی و شیب دامنه. این نوع لغزش در جاهایی که واریزه ها یا خاک برجا به روی سطح شیبدار و نسبتا کم عمق سنگی قرار گرفته باشد، ایجاد می شود. آغاز حرکت در این نوع لغزش هم با ترکهای کششی مشخص می شود.● اهمیت مطالعه گسل ها:در هر زون ساختمانی روند نیروهای تغییر شکل دهنده و در نتیجه جهت و امتداد چین ها و گسل ها متفاوت است.علاوه بر گسلهای اصلی تعداد زیادی از شکستگی های فرعی به صورت دستجات گسلی دسته دوم و سوم و گاه چهارم نیز در هر منطقه دیده می شودکه سرانجام به درزها و سیستم های درزی ختم می شوند. گسلهای فرعی،عموماً با گسلهای اصلی موازی بوده و گاهی نیز بر حسب تغییر جهت نیروها و یا مقاومت متفاوت سنگها،شکستگی های اصلی را با زوایای متفاوت قطع می کنند. به علاوه وجود عوامل فرعی مثلاً گنبدهای نمک نیز در تغییر شکل روندهای ساختمانی اثر مهمی بجا می گذارد.در سالهای اخیر به کمک عکس های ماهواره ای توانسته اند نقشه های دقیق سیستم گسلی مناطق مختلف ایران را ترسیم نمایند. به این ترتیب حدو مرز شکستگی های اصلی و فرعی مشخص شد.اهمیت این قیبل مطالعات و استفاده از عکس های ماهواره ای در زمین شناسی مدرن امری اجتناب ناپذیر بوده و تنها به ذکر چند مورد اشاره می کنیم که شامل:مطالعه و شناخت دقیق روندهای تکتونیکی کشورمطالعه و بررسی گسلهای فعال کواترنر و امکان جابجایی و زلزله زایی آنهابررسی تغییرات ژئومورفولوژیکیبررسی موقعیت زمین شناسی معادن شناخته شده به منظور کشف وضعیت مشابه در نواحی دیگرمطالعات ژئوتکنیک در ارتباط با طرحهای عمرانی،سد سازی وجاده سازی.

sarad
2nd December 2012, 02:15 PM
وقتی این کوهها سفره دلشان باز شود● آتشفشانتمام پدیده هایی که با فوران توده های مذاب بستگی دارند، پدیده آتشفشانی می گویند و علمی را که هدف آن بررسی این پدیده هاست با آتشفشان شناسی می نامند.آتشفشان یکی از پدیده های طبیعی و دائمی زمین شناسی است که در طول تاریخ زمین شناسی نسبتا بدون تغییر باقی مانده و در ایجاد، تحول و تکامل پوسته و گوشته زمین نقش اساسی داشته و دارد.آتشفشان یک ساختمان زمین شناسی است که به وسیله آن مواد آتشفشانی (به صورت مذاب ، گاز ، قطعات جامد یاهر ۳)از درون زمین به سطح آن راه می یابند. .وقوع آتشفشان جریان مواد آتشفشانی با سرعتی معادل چند صدکیلومتر در ساعت بر دامنه کوهها سرازیر گشته و اغلب تا فاصله ۱۰ کیلومتری محل وقوع را در بر می گیردگرمای این مواد تاحدی بالا است که در سر راه خود همه چیز را می سوزاند و نابود می کند، فوران سنگ یا مواد مذاب از درون زمین وجریان آن در محیط زیست از جمله وقایعی است که با آلودگی منابع اصلی حیات یعنی هوا، آب، خاک و نیز تخریب ساختمان ها، مزارع و تلفات انسانی همراه می باشد.فوران می تواند به آرامی یا به صورت انفجاری رخ دهد. جریان گدازه، گازهای سمی ، پرتاب خاکستر و سنگ و تخریب نواحی اطراف نیز همراه با فوران آتشفشان رخ می دهد.جریان گدازه بیشتر از آتش سوزی مخاطره آمیز می باشد به علت اینکه حرارت تولید شده به مراتب شدیدتر و سوزاننده تر است.جریان گدازه، هرچیزی که درمسیرش قرارگرفته باشد را از بین می برد ولی به دلیل اینکه جریان مواد مذاب به کندی و آرامی پیش می رود و مردم زمان کافی دارند تا از مسیر جریان گدازه دورشوند.خاکسترهای آتش فشانی، مواد نرم شبیه پودر یا ماسه هستند که یا از دانه های ریز گدازه یا از خرد شدن سنگهای جدار دودکش حاصل شده اند، که می تواند سوزاننده، اسیدی، شن مانندو گازدار باشند. خاکستر آتشفشانی به ماشین آلاتی از قبیل تجهیزات الکتریکی و موتوری نیز خسارت وارد می کند. ترکیب خاکستر با آب به علت سنگینی می تواند بام ساختمان ها را فرو بریزد.خاکستر آتشفشانی می تواند کیلومترها دور از مخروط آتشفشان بر روی صدها نفر از مردم تاثیر بگذارد.انفجارهای آتشفشانی می توانند تکه های بزرگ سنگ را با سرعت بسیار زیاد به مسافت چندین کیلومتر پرتاب کنند. انفجارهای آتشفشانی به خاطر پرتاب سنگ ها و برخورد آنها با جانداران و دفن شدن آنها در زیر توده خاکستر و گرمای بسیار شدید می توانند کشنده باشند. چه بسا مواد حاصل از انفجار آتش فشان، جنگل های اطراف را به کلی نابود می کند. فوران های آتشفشانی می توانند با مخاطرات طبیعی همچون زمین لرزه ها، جریان گل و سیل های ناگهانی، ریزش کوه و زمین لغزه، باران های اسیدی، آتش سوزی و درشرایط خاص وقوع سونامی همراه باشد.مناطق خطر در اطراف یک آتشفشان تقریباً تا شعاع۳۰ کیلومتری می باشد. که گاهی اوقات ممکن است خطر آتشفشان صدها کیلومتر دورتر را نیز تهدید نماید.از نظر زمین شناسی ۴ دسته آتشفشان وجود دارد:۱) مخروط خاکستر :از ساده ترین نوع آتشفشان ها است که بر اثر منجمدشدن گدازه های بیرون ریخته از آتشفشان تشکیل شده است.۲) مسطح :از گدازه سیاه تشکیل شده و از تراکم متناوب مواد گدازه بوجود می آید.۳) مرکب :این آتشفشان مجموعه ای است از گدازه سیاه و خاکستر و ارتفاع آن تا هشت هزار پا نیز می رسد (مانند کوه فوجی یاما در ژاپن)۴) گنبد گدازه :گدازه بسیار ضخیم تشکیل شده و بجای جاری شدن در بالای آتشفشان انباشته می شود.تولید مواد آتش فشانی و پدیده های مؤثر در ایجاد آتشفشان از دوره پرکامبرین تا عهد حاضر تغییر چندانی نداشته است و آنچه در این راستا تغییر کرده است، نوع دانسته ها، چگونگی اندیشیدن و نحوه بهره گیری از آنهاست.آتشفشانها پدیده های جهانی هستند و در سایر کرات منظومه شمسی به ویژه سیارات مشابه زمین یک پدیده عادی محسوب می شود و آتشفشان بی شک در کیهان نیز رخ می دهد.همچنین پوشش سطحی ماه اغلب با سنگ های آتشفشانی پوشیده شده است و بارزترین ارتفاعات مریخ توسط آتش فشانها ساخته شده است.فوران های فومرولی در برخی کرات مانند قمر آیو در سیاره مشتری یک پدیده عادی می باشد. زبانه های آتش و لکه های خورشیدی را جدا از ماهیتشان، می توان نوعی فوران آتش فشانی در خورشید تلقی نمود.علم آتشفشان شناسی به مباحث نحوه تشکیل و تحول ماگما، چگونگی جابجایی و حرکت انواع مواد، گدازه ها و ماگماها و نیز تحولات آنها در اتاقک های ماگمایی، چگونگی فعالیت آتش فشان ها و گسترش مواد آتشفشانی در سطح زمین، چگونگی تحول مواد آتشفشانی و ... اشاره می کند.● فعالیت آتشفشانیسطح زمین را با مناطق درونی زمین ، یعنی جایی که بر اثر بالا بودن دما ، سنگها به صورت مذاب اند، مربوط می کند و از آن گدازه های آتشفشانی ، مواد آذر آواری و گازها خارج می شود. هنگامی که مواد مذاب به سطح زمین می رسند. غالبا برجستگیها و اشکال خاصی ایجاد می کنند. در بسیاری از آتشفشانها ، فعالیت به یکباره به اتمام نمی رسد و در اکثر موارد ، مراحل خروج مواد یا مراحل فعالیت آتشفشانها با مراحل آرامش توام است. مرحله آرامش یک آتشفشان ، که ممکن است بسیار طولانی هم باشد، به نام مرحله خاموشی آتشفشان نامیده می شود (مانند مرحله فعلی سهند).در بعضی از آتشفشانها مرحله خاموشی ممکن است دائمی باشد، اما این امر نسبی است. اصطلاح آتشفشان معمولا تصوری از کوه مخروطی را در خاطرتجسم می کند که قله آن شکل قیف مانند داشته و دهانه آتشفشان در داخل آن قرار دارد و معمولا از آن دودهای غلیظ و رنگی خارج می شود. بسیاری از محققین سعی کرده اند برای فعالیتهای آتشفشانی که به صور مختلف انجام می پذیرد، نظم و ترتیب قائل شده و آنها را رده بندی نماید. انواع فعالیتهای آتشفشانی بر اساس اهمیت مواد خارج شده به قرار زیر است:▪ فورانهای اصلیمعمولا تحت عنوان فوران اصلی از مراحل تشکیل یک آتشفشان جدید صحبت می شود. این فورانها را نمی توان از فورانهایی که دودکش مسدود دارند مجزا نمود. ولی می توان ادعا کرد که در فورانهای اصلی دودکش جدید حاصل می شود در حالی که در فورانهای گازی فقط دودکش قدیمی دوباره باز می گردد.از نظر توصیفی مراحل تولید یک آتشفشان به شرح زیر است:اول خاکهای محل دهانه بر اثر انفجار به اطراف پراکنه می شود. این عمل با لرزشهای موضعی شدید همراه است. بعد فوران گاز شروع می گردد که آبهای زیرزمینی و گل را به خارج پرتاب می کند و پس از باز شدن دودکش آغاز می گردد که قطعات سنگ با شدت به اطراف پراکنده می شود و برش خاصی تولید می کند که به آن برش حفر دودکش می گویند. و به این ترتیب آتشفشان متولد می شود و تمام آتشفشانهایی که در قرن اخیر فعالیت نموده اند در مجاورت آتشفشانهای قدیمی تولید شده اند.▪ فورانهای گازیفوران گازی انفجاری ممکن است دهانه مسدود آتشفشان را باز نماید و یا قله آن را به خارج پرتاب کند. در حالی که فاقد هرگونه گدازه است. نمی توانیم منشا گازهایی را که سبب انفجار می شوند با اطمینان تعیین کنیم، زیرا انفجار ممکن است مربوط به خروج گازهای ماگمایی یا مربوط به آبهای زیرزمینی باشد که بر اثر گرما تبخیر گردیده اند. فورانهای گازی غالبا در آتشفشانهای نیمه خاموشی که دهانه مسدود دارند، حاصل می شود. فورانهای مزبور بوسیله دانا (Dana) نیمه ولکانیک ، بوسیله موکالی اولتراولکانیک و بوسیله فون ولف فوران غیر مستقیم نامگذاری گردید. از بین گازها هم بخار آب دارای اهمیت فوق العاده است.▪ فورانهای آبدارکلی هنگامی که سفره های آبدار زیرزمینی در مجاورت ستونهای ماگمایی قرار گیرد، آب آن گرم و به بخار تبدیل می شود. افزایش فشار باعث انفجار مخزن بخار می گردد و در این حالت از فورانهای آبدار صحبت می شود. این قبیل فورانها انفجاری اند و به همین دلیل به آنها انفجار آبدار می گویند. مآرهای بازالتی به این طریق بوجود می آیند. انفجار آبدار دارای انواع متفاوتی به شرح زیر است:ـ نوع اولیکی از انفجارهای آبدار شناخته شده مربوط به ناحیه گوگردزایی پما تانگ باتا در سوماتر در سال ۱۹۳۳ است. در ناحیه مزبور ، دو هفته قبل از فوران ، زمین لرزه ای سبب باز شدن شکافهایی در زمین گردید و آبهای سطحی به داخل آبها نفوذ نمود. این آبها در اثر برخورد با گازهای گرم ماگمایی به دمای جوش رسید و سپس تبخیر گردید. در نتیجه انفجارهایی تولید شد که بخار آب تا ارتفاع ۲۰۰۰ متری از سطح زمین بالا رفت و قطعات سنگهای قدیمی و گل تا ۱۱۰۰ متر به هوا پرتاب شد و دو دهانه بزرگ در محل خروج ایجاد شد.ـ نوع دومفوران سودتسی سال ۱۹۶۳ در ایسلند با انفجار آبدار شروع گردید. در این منطقه گدازه ها به کف دریای کم عمقتر نزدیک شد و از برخورد آن با آب دریا انفجار مهیبی به وقوع پیوست و بخار آب همرام خرده سنگ تا ارتفاع زیاد به هوا پرتاب شد.ـ نوع سومفوران آبدار کیلوئه در سال ۱۹۲۴ را نتیجه نشت سطح گدازه در دریاچه گدازه و حجاری آتشفشان و نفوذ بعدی آب به داخل مجاری خالی تصور می کنند. در اینجا تماس آب با گدازه ، فوران انفجاری بسیار شدیدی تولید نمود و تا ۱۷ روز ادامه داشت.● مراحل فعالیت آتشفشانآتشفشان را می توان بر حسب مراحل فعالیت در دو گروه قرار داد:▪ آتشفشان یک مرحله ایکه فعالیت آن در طی یک مرحله به صورت محصول انفجاری یا جریان گدازه خاتمه می یابد. مدت این قبیل فعالیت ممکن است کوتاه و تا چندین سال طول بکشد ولی ترکیب و نوع مواد مذاب یک سال است و تنها یک مسیر ساده برای خروج مواد وجود دارد.▪ آتشفشان چند مرحله ایکه فعالیت آن شامل مراحل مختلف است و هر مرحه بوسیله دوره آرامش نسبتا طولانی از هم جدا می شود، مثلا دماوند یا سبلان. در هر مرحله ممکن است مجاری خروج (دهانه و مخروط های فرعی) جدیدی بوجود آید. بنابراین مسیر خروج پیچیده و انشعابی است. به نحوی که در زمانهای مختلف بعضی از آنها فعال و بعضی به صورت غیر فعال باقی می مانند.● بزرگترین آتشفشان کره زمینبزرگترین آتشفشان کره زمین مونالوآ نام دارد که بخشی از جزایر هاوایی را تشکیل می دهد. محیط قاعده مخروط این آتشفشان ۶۰۰ کیلومتر و قله آن نسبت به کف اقیانوس که آن را احاطه کرده است ۱۰ کیلومتر ارتفاع دارد. این آتشفشان ، همراه با سایر قسمتهای جزایر هاوایی نشاندهنده موادی هستند که به وسیله فورانهایی که از یک میلیون سال پیش تا کنون ادامه داشته اند، بیرون ریخته شده اند.▪ بزرگترین آتشفشان کشف بشربزرگترین آتشفشانی که تا کنون به وسیله بشر کشف شده است، الیمیوس مونز یا کوه المپیک نام دارد که در کره مریخ واقع است. شواهد به دست آمده از طریق عکسبرداریهای سفینه فضایی ماریند ۹ نشان میدهد که ارتفاع این آتشفشان احتمالا ۲۳ کیلومتر بوده و کالدرای آن نیز ۶۵ کیلومتر عرض دارد.● نمونه ای از فورانهای مهم دنیاـ آتشفشان وزووـ آتشفشان مونالوآـ آتشفشان پلهـ آتشفشان بزیمیانیـ آتشفشان پاری کوتین در مکزیکـ آتشفشان نست هلن● اقسام آتشفشانهاآتشفشانهای نقطه ای که مواد گداخته از یک محل بیرون می آید (آتشفشان نوع مرکزی). انواع آتشفشانهای نقطه ای عبارتند از:ـ آتشفشانهای نوع هاوایی یا سپریـ آتشفشانهای نوع استرومبولیـ آتشفشانهایی پرکابیـ آتشفشانهای نوع پلهـ آتشفشانهای نوع ولکانوـ آتشفشانهای شکافی یا خطی که فوران آن در امتداد یک شکاف صورت می گیرد.● انواع آتشفشانهای شکافی یا خطی:ـ فورانهای خطی غیر انفجاریـ فورانهای خطی انفجاری● رابطه آتشفشان شناسی با سایر علوم زمینی▪ ژئوفیزیک:برای اثبات و آگاهی از کانونهای درونی آتشفشانها و پیشگویی شکل و محل و موقعیت آن.▪ ژئوشیمی:تعیین دقیق عناصر که بصورت مواد جامد ، مایع و گاز از آتشفشان خارج می شوند.▪ ترمودینامیک:برای فهم و ارزیابی نیروی حرارتی آتشفشان و انرژی حاصله از آن و رابطه تشکیل مواد گداخته با حرارت و فشار و همچنین انجماد آن.▪ سنگ شناسی:جهت اطلاع از اختصاصات گدازه و شناسایی دقیق سنگهای آتشفشانی▪ رسوب شناسی:پراکندگی و نحوه انتشار مواد جامد آتشفشانی در دریاها و خشکیها که به صورت خاکستر ، توف ، برش و ... ته نشین می شوند.● اهمیت آتشفشان شناسی از نظر اقتصادی:استفاده از انرژی گرمایی آن و انرژی گازهای فومرولی در گردش توربین و به دست آوردن مواد شیمیایی با ارزش که امروزه در ایتالیا ، زلاندنو ، ژاپن و ایسلند اهمیت پیدا کرده است و در کشور ما نیز اخیرا برای استفاده از نیروی حرارتی زمین (انرژی ژئوترمال) حفاریهایی انجام شده است● ایمنی از خطرات آتشفشاناما برای ایمنی از خطرات آتشفشان لازم است موارد زیر را به یاد داشته باشید:▪ اقدامات قبل از فوران آتشفشانـ برای تکمیل تجهیزات مخصوص در مواقع اضطراری به ازای هریک از اعضای خانواده خود، یک جفت عینک ایمنی و ماسک تنفسی یکبارمصرف تهیه کنید.ـ اگر در نزدیکی یک آتشفشان فعال یا خاموش زندگی می کنید خود را برای تخلیه فوری محل در مواقع ضروری آماده کنید.▪ اقدامات حین فوران آتشفشانـ برای اجتناب از خطرات ناشی از انفجارهای شدید، پرتاب سنگ و خاکستر به اطراف، جریان گل و تشکیل گازهای گرم مطابق دستور مقامات محلی فوراً منطقه را ترک نمایید.ـ فوراً سرپناهی برای خود بیابید.ـ از دره ها و نقاط پست اطراف رودخانه دور شوید.ـ فراموش نکنید به افرادی که به کمک شما احتیاج دارند، به ویژه کودکان، سالمندان و معلولین کمک کنید.ـ مراقب جریان گل و لای باشید. جریان گل و لای می تواند سریع تر از شما که پیاده راه می روید یا درحال دویدن هستید، حرکت کند. بنابراین، قبل از عبور از یک پل به مسیر توجه کنید و اگر در مسیر جریان گل و لای درحال حرکت می باشد از عرض پل رد نشوید.ـ برای گرفتن آخرین اطلاعات اضطراری به رادیو و یا تلویزیون گوش فرا دهید.ـ اگر مشکل تنفسی دارید از تماس با مقادیرکم خاکستر هم اجتناب کنید.ـ پیراهن آستین دار و شلوار بلند بپوشید.ـ از عینک ایمنی استفاده کنید و به جای لنز از عینک معمولی استفاده کنید.ـ برای تنفس درمحیط پر از غبار و خاکستر از ماسک یا پارچه ای نمناک استفاده کنید.ـ درها، پنجره ها را ببندید، دستگاه های تهویه و حرارتی را خاموش کنید.ـ از رانندگی در زمان ریزش سنگین خاکستر خودداری کنید، مگر اینکه مجبور به این کار باشید؛ که دراینصورت، به آهستگی و با سرعت ۳۰ کیلومتر در ساعت برانید.▪ اقدامات بعد از فوران آتشفشانـ برای گرفتن آخرین اطلاعات به رادیو و یا تلویزیون گوش فرا دهید.ـ تا زمانی که خاکستر آتشفشانی در هوا معلق است درخانه بمانید، مگر اینکه احتمال ریزش سقف خانه باشد.ـ خاکسترهای روی سطح، بام و ناودان ساختمان را تمیزکنید.ـ از روشن کردن کامیون و ماشین های موتوری خودداری کنید. خاکستر آتشفشانی می تواند مانع روشن شدن موتور و آسیب به بخش هایی از وسیله نقلیه و درنتیجه خراب شدن آن شود.

sarad
2nd December 2012, 02:17 PM
نگین انگشتریِ امید
در دایره قسمت، ما نقطه تسلیمیملطف آنچه تو بنمائی، حکم آنچه تو فرمائیآیا می شود با خواست خود زلزله را تجربه کنیم!؟ بلی! امکان دارد. با نگاهی از جان و دل و با هر شدتی که خواستار باشی می توانی آن را احساس کنی! باور آن مشکل است اما آن را به روشنی تجربه کرده و به وضوح دیدم. در آغاز ششمین سال آن فاجعه عُظما با هدفی خاص و با گروهی همدل به بم رفتیم. اولین قدم را که به ارگ بم گذاشتم... خدایا چه می شود مرا؟! زمین نمی لرزد اما درونم به لرزه افتاده زانوانم می لرزد و قامتم تکیه گاهی را جستجو می کند. گام هایم به پیش نمی رود. آسمان را می بینم اما سقف می خواهد فرو ریزد. مگر ممکن است این دگرگونی؟ خجالت همراهان می خواهد از فروافتادن قطرات اشک جلوگیری کند. جرا خجالت؟بگذار سرازیر شود. این غوغا و بلوا دیگر چیست؟ گفت وگو همراهان نجواگونه است. پس این فریاد و داد و فغان و شیون از کجاست؟ کودکی را نمی بینم. پروردگارا این ضجّه کودکانه از کیست؟ خود، توان حرکت ندارم. پس این دست بیرون آمده از خاک، از کدام توانمندی کمک می طلبد؟ بادی نمی وزد و ابری در آسمان نیست. پس این غبار و گرد و خاک جلوی چشمانم دیگر چیست؟ نگاهم در اوج تپه، به باقیمانده "کلاه فرنگی و حاکم نشین" افتاد. ناگهان سکوت، تاریکی محض. ای، وای، در فراوانی هوا نفس به شماره افتاده و تنگی می کند. طعم خاک چه ناگوار و بدمزه است. لبها خشکِ خشک. شدت سوزش حلق، راه را بر آب دهان نیز می بندد. حدّت و سرعتِ ضرباهنگ قلب، به حدی است که اگر قفسه سینه سد راه نمی شد قلب را در خارج بدن مشاهده می کردم. در جستجوی راه علاجی و با تمامی توان خدادادی و به امید شکستن این سکوت، قدم دوم را بر داشتم و به ناگاه همه چیز تمام شد. بازگشتم، همان بود که بود. خدایا، پروردگارا، یعنی زمان زلزله فقط به اندازه گام اول و دوم بود؟! پس چرا مصیبتِ آن، این همه طولانی؟ آیا انصاف است؟ گفتی صبور باشید، اما نگفتی این صبوری تا به کی؟حق است، این فاجعه را نباید هیچ زمانی به فرامواشی بسپاریم. تا همانگونه که همیشه شاکر بوده ایم، شکرگزار نعمتهایت باشیم. اما خداوندا، طاقت نداریم. باز هم یاریمان ده و تحمّل بیشتر را عطا کن. ما را قدرتی ده تا بتوانیم برای ارج نهادن به آنها که رفتند و احترام به بازماندگان و داغداران این فاجعه ملی و جهانی نیز قدم هائی کوچک و بزرگ همانگونه که تاکنون برداشتیم با شتابی دیگر برداریم. دادن وامی، ساخت سرپناهی، برپا کردن مغازه و فروشگاهی، سینمائی و ورزشگاهی، پرورشگاهی و دانشگاهی و... و ساختن شهری نه آنگونه که بود، بلکه اینگونه که توانمان می رسد و می توانیم. وسع و قدرت ما فقط به اندازه چیدن خشت و آجری بر روی هم است، اما برای جایگزینی آن عزیزانی که رفتند و خاطره ای به بزرگی یک عمر صبوری باقی گذاشتند، چه باید کرد؟اگر در ساخت و ساز امساک کرده و در جستجوی تعامل و همکاری بیشتر خود را گرفتار چالش های اختلاف نظر کنیم، راهی به خطا نرفته ایم؟ این خطا که گناهی بزرگ را در پی دارد آیا بخشودنی است؟ آیا "ارگ بم" این نگین انگشتریِ امید و این یادگار پیوند فراموش نشدنی مهربانانِ ملت ایران با بازماندگان جماعتِ رفتگان و داغداران کرامت یزدان را اجازه داریم حتی به اندازه ذرّه ای کوچک و مقداری اندک از نظر دور داریم؟ و خدای ناکرده به دنبال تعبیر و تفسیر مسائل جزئی، از هدف اصلی فاصله بگیریم؟ آیا درخواست سرعت بخشیدن به آماده سازی ارگ بم برای بازدید مشتاقان ایرانی و خارجی، سخنی به گزاف است؟ بخشایش خداوند شامل حال کسانی باد که قدرشناسند. قدرشناس زحماتی که تاکنون کشیده شده است. پاداش و اجر دنیا و آخرت نصیب کسانی باد که از هیچ کوششی در این راه فروگذار نبوده اند. دست یک به یک افرادی را که در این راه قدمی برمی دارند می بوسیم. از کارگر و معمار تا طراح و مهندس و نقشه بردار، از مسئول آن سازمان تا مامور این ارگان، و حتی آن کارشناس غربی و این باستان شناس شرقی، همه و همه.ابتدا می گفتند: بازسازی ارگ بم. مدتی بعد گفتند: این را نگوئید، بهتر است عنوان شود: مرمت ارگ بم. پس از مدتی زمانی دیگر باز گفتند: این را هم نگوئید و این بار پسندیده است "مرمت گسترده ارگ بم" بیان شود. هر چند هر یک از این تعابیر از نظر متخصصان و کارشناسان معنای خاص خود را دارد، اما اگر بازدارنده ی سرعت عمل باشد و در روند رو به رشد عملیات ساخت و ساز ارگ بم خللی ایجاد کند، آیا معنائی به جز بازی با کلمات و واژه ها در آن می یابید؟ در حالی که تا چندی پیش روزانه هفتصد نفر در این کارگاه عظیم مشغول به فعایت بودند، چرا اکنون به کمتر از دویست نفر تقلیل پیدا کرده؟ هرچند در این گونه موارد بودجه و هزینه حرف اول را می زند اما بدون برنامه ریزی صحیح، ریال و دلار و دینار نیز کارساز نخواهد بود. آیا این عظمتِ به ظاهر خشت و گل، و در باطن به بزرگی بلندای تاریخ، که با مشاهده ی تخریب شده اش شکوه و جلال آن را بیشتر و محسوس تر می توانید تجسم کنید، خود باید به یک آزمایشگاه بزرگ تبدیل شود؟ و یا اینکه به یک آزمایشگاه کوچک در کنار آن باید قناعت کرد؟ آیا با هر روش و تحت هر نام: مرمت، بازسازی، مرمت گسترده و با هرگونه فن آوری موجود و در حال اجرا، هیچ یک از متخصصان و کارشناسانِ بخش های باستان شناسی و میراث فرهنگی و استادان دانشگاهی، یارایی و جرأت آن را داشته اند که اعلام کنند پس از اتمام کار، تا چه درجه از معیارهای سنجش زلزله، بنای جدید مقاومت خواهد کرد؟ و آیا به یقین، تمامی بر این عقیده هستند که ضمانتی در بقای این بنای جدیدِ مرمت شده، با همان شدتی که زلزله اخیر به وقوع پیوست، وجود دارد؟ و یا تمامی فعالیت ها معطوف به این است که در زمان وقوع حادثه ی مشابه، در شدت تخریب بنا تأخیری ایجاد کرده و فرصتِ هر چند اندکی را پیش بینی کنند به منظور فرار و جستجوی مکانی مناسب برای آنان که در زیر سقف گرفتار شده اند؟ و فقط در صورتی می توان اطمینانی قابل قبول و ضمانتی محاسبه شده داد، که کلّ بنا خاک برداری شود و مجدداً با مصالح جدید و استاندارد، ستونها برپا شده و ساختمانی جدید ساخته شود؟ و این توانائی غیرمنطقی نیز وجود دارد که حتی در مکانی دیگر این بنا را ایجاد کرد!؟آیا این تفکر صحیح است که برای هر چه بهترشدن کار، با آرامش خاصِّ کاوشگران باستان شناس، و صبوری منحصر به فرد آنها، به مرور زمان، تمامی بخش های ارگ بم را مرمت و بازسازی کنیم و با جستجوی بیشتر، مکان های ناشناخته ی دیگر را نیز بیابیم و پس آنکه به یک نقطه ایده آل از نظر ایمنی رسیدیم و با این تصور که هیچ مکان ناشناخته دیگری نمانده، آنگاه دروازه را با کلید طلایی بگشائیم و اجازه حضور به بازدیدکنندگان بدهیم؟!و یا اینکه با مدیریت متمرکز، اولویّت بندی، تقسیم کردن کار، فازبندی و زمان بندی، ایمن سازی نسبی را انجام داده و به نوبت هر بخش را به پایان رسانده و حضور گردشگران و مشتاقان را همزمان ارج نهاده و پذیرا باشیم!؟ و البته در این تقسیم بندی و مکان یابی، کاوشگری را هم مدنظر قرار داده و آن را مانعی برای بازدید ندانیم؟ کدام طرز فکر و کدام شیوه کار، صحیح تر است؟ هیچ گاه نباید فراموش کنیم که ارگ بم تنها اثر ثبت شده ی بین المللی در استان کرمان بوده و برای فرار از صادرات تک محصولی، نبض تپنده اقتصادی بم و کرمان است و یکی از بزرگترین محصولات حقیقی کارخانه بزرگ صنعت گردشگری استان است و با همت دوستدارانش می تواند در آینده نزدیک به جایگاه واقعی خود برگردد. می دانیم و سخت بر این باوریم که هیچ شهروند بمی و کرمانی و ایرانی نیست که دوستدار میراث فرهنگی و هنری و باستانی و تاریخی چه مادی و چه معنویِ این مرز و بوم باشد ولی ارگ بم را نشناسد و مشتاق دیدار آن نباشد. پس بیائید بار دیگر دست یاری را به سوی مردم دراز کرده و دعای خیر آنها را طالب باشیم و با تعامل بیشتر، تا حدی که اگر اشتباهی کردیم غرور خود را زیر پا گذاشته و از مردم پوزش بخواهیم، با کوششی مضاعف در جهت نجات ارگ بم، تمامی توان خود را به کار گیریم.

sarad
2nd December 2012, 02:17 PM
زمین شناسی مخازن هیدروکربوری ایرانکشور ما از لحاظ وجود مخازن هیدروکربوری جزء کشور های بسیار غنی دنیا محسوب می شود. ولی با وجود این آگاهی ما دانشجویان زمین شناسی و دیگر هم وطنان درباره ذخایر ملی کشورمان بسیار پراکنده و ناچیز است. به طوری که برای دسترسی به چنین اطلاعاتی باید دست به دامان مقالات خارجی و قدیمی شویم. عدم وجود پایگاه اطلاعاتی ((Data base ، اکتشاف میادین جدید در سالهای اخیر، تغییر نام میادین، فقدان ومشکلات دسترسی به منابع مفید و به روز شده و عدم وجود گزارش های دقیق داخلی در مورد مخازن هیدروکربوری کشور عزیزمان ایران از دلایل اصلی در این باره است. اگرچه داشتن اطلاعات بسیار جزئی از مخازن ضروری نیست ولی دانستن کلیاتی در مورد زمین شناسی مخازن هیدروکربوری کشورمان بسیار حائز اهمیت است. این مقاله سعی دارد با استناد به معتبرترین و جدیدترین منابع موجود اطلاعاتی کلی در این موضوع را در اختیار دانشجویان و علاقه مندان قرار دهد.● بحثکشور های خاورمیانه که شامل ایران، بحرین، عراق، کویت، عمان، قطر، عربستان سعودی و امارات متحده عربی است، ٦٠ در صد مخازن قطعی نفت جهان و ٤٠ درصد مخازن گاز طبیعی دنیا را دارا هستند (Riazi and AliMansoori, ۲۰۰۶). مخازن خاورمیانه عمدتاً سن مزوزوئیک، تله از نوع ساختمانی، سنگ مخزن کربناته، عمق مخزنی متوسط (کمتر از ٥/٤ کیلومتر) و قابلیت بازیافت دارند که در ٦٠ سال اخیر اکتشاف یافته اند (Horn, ۲۰۰۳).کشور ما از لحاظ منابع نفتی و گازی به ترتیب مقام سوم و دوم را در جهان دارد. در واقع ١٠ درصد کل نفت کره زمین (٥/١٣٢ بیلیون بشکه) و ١٦ درصد کل گاز کشف شده جهان (٩٧١ تریلیون فوت مکعب) در سرزمین ما قرار دارد. تنها کشورهای عربستان سعودی و کانادا ذخیره نفتی بیشتری از ایران دارند. در مورد مخازن گازی نیز کشور روسیه رکورد بالاتری از ایران را داراست ((Saxton, ۲۰۰۶; Bahmannia, ۲۰۰۶.تاریخچه تولید اقتصادی نفت در خاورمیانه با اکتشاف مخزن نفتی (مسجد سلیمان) در سال ١٩٠٨ در ایران آغاز شد. در سالهای بعد اکتشافات با میادین نفتی در کویت (١٩٣٧) و عربستان صعودی (۱۹۳۸) ادامه یافت (Riazi et al, ۲۰۰۴).قسمت اعظم مخازن ایران در پهنه زمین شناسی زاگرس و حوضه خلیج همیشه فارس واقع شده است. در شمال شرق (کپه داغ) و شمال غرب (دشت مغان) کشور نیز اکتشافاتی صورت گرفته است و هم اکنون پی جویی ها برای یافتن مخازن جدیدتر در این قسمت ها نیز در حال انجام است.برخی از این مخازن در مرز سیاسی بین ایران و کشورهای همسایه توسعه یافته است. این مخازن از لحاظ زمین شناسی یکپارچه و از لحاظ مالکیت مشترک است. بزرگترین میادین نفتی و گازی کشف شده ایران تاکنون جزء مخازن مشترک محسوب می شوند. میدان نفتی فوق عظیم آزادگان که در ۸۰ کیلومتری غرب اهواز و نزدیک مرز ایران و عراق واقع است با ذخیره ۳۱ میلیارد بشکه نفت درجا و وسعت ۱۴۰۰ کیلومتر مربع در سال ۱۳۷۸ کشف شده است و احتمالاً یک مخزن مشترک باشد و قسمتهایی از آن تا کشور عراق توسعه یافته باشد. تاکنون فعالیت اکتشافی در این رابطه در طرف همسایه جهت تأیید این مسئله صورت نگرفته است. بزرگترین مخزن گازی دنیا (میدان پارس جنوبی به همراه میدان شمال قطر) نیز یک مخزن مشترک می باشد که به تنهایی ١٩ درصد گاز کل دنیا را در خود ذخیره کرده است سهم ایران از این مخزن مشترک ٥ درصد (در میدان پارس جنوبی) و قطر ۱۴ درصد (در میدان شمال) است (Kessler, ۲۰۰۶).طی پروژه عظیم انرژی جهان سازمان زمین شناسی ایالات متحده آمریکا (۱۹۹٨) کل کره زمین به ٨ منطقه انرژی تقسیم شده است. در این تقسیم بندی ایالت های زمین شناسی، نفتی، گازی ایران به ٢٦ زون طبقه بندی شده است. این زون ها عبارتند از: حوضه کاسپین میانی، حوضه کاسپین جنوبی، حوضه کورا، بلندی های قره بغاز قره قوم، حوضه آمودریا، کوه های عمان، حوضه خلیج عمان، حوضه رب الخالی، کمان هموکلاین داخلی مرکزی، بالاآمدگی غوار بزرگ، حوضه ویدین پلتفرم داخلی، حوضه پیش گودال مزوپوتامین، ارس، لسرکوکاسوس، حوضه های ایران مرکزی، ریز قاره ایران مرکزی، بلوک لوت و مناطق پست، کمربند چین خورده البرز، افغانستان جنوبی، مکران، بلوچستان، افغانستان مرکزی، زون زاگرس رورانده، کمربند زاگرس چین خورده، حوضه پیش گودال مزوپوتامین، کمان قطر (Pollastro et al, ۱۹۹۸).در حدود ٤٣ درصد مخازن ایران جزء مخازن بزرگ و بسیار بزرگ محسوب می شود که تعداد ٦٤ مخزن گازی و نفتی را شامل می شود. صرفاً از لحاظ تعداد مخازن و بدون توجه به حجم هیدروکربورها تقریباً ٩٠ درصد مخازن بزرگ ایران کربناته و ١٠ درصد ماسه سنگی می باشد از این تعداد ۱۲/۵۳ درصد مخازن بزرگ نفتی و ۸۷/۴۶ درصد آن گازی می باشد ( شکل ٢ و جدول۱) (Horn, ۲۰۰۶). به نظر می رسد از لحاظ حجم هیدروکربوری نیز نسبت مخازن کربناته به ماسه سنگی تقریباً ۹ به ۱ صادق باشد.مخازن اهواز، نوروز، فریدون، ابوذر، فروزان، ساختارB ، سروش از مخازن بزرگ ماسه سنگی و برخی از مشهورترین مخازن بزرگ کربناته شامل میدان پارس جنوبی،آزادگان، آسماری، هفت کل ، بی بی حکیمه و خانگیران است (مراجعه شود به جدول ۳).اکتشاف میادین هیدروکربوری جدید و توسعه میادین در حال تولید فعلی، ارائه گزارش های دقیق از ذخیره قطعی هیدروکربوری کشورمان را بسیار دشوار ساخته است. این در حالی است که برخی حوادث نیز چون بلایای طبیعی و بعضاً نا آرامی های مرزی حمایت شده از طرف کشور های استعماری این ارقام را تحت الشعاع قرار می دهد برای مثال طی جنگ تحمیلی ١٩٨٠ چندین میدان هیدروکربوری توسط رژیم بعث عراق از بین رفت (Alsharhan and Nairn, ۱۹۹۷).بسیاری از نام های میادین نفتی و گازی ایران بعد از انقلاب اسلامی تغییر یافت و گزارشی دقیق از آن ارائه نشد. گاهاً برخی میادین دارای دو نام متفاوت می باشند و یا با تلفظ های مختلف بیان می شوند. برای مثال میادین کوشک و حسینیه امروزه با یک نام (یادآوران) مصطلح می باشد یا میادین ابوذر (اردشیر سابق) و دورود (داریوش سابق) از مثال های تغییر نامی می باشد این چنین تغییرات اسمی اجتناب ناپذیر است و در اکثر کشور های دیگر نیز رایج می باشد مثلاً بعد از فروپاشی رژیم بعث عراق میدان نفتی صدام به آجیل (Ajil) تغییر نام یافت Horn, ۲۰۰۶; Alsharhan and Nairn, ۱۹۹۷)).در کنار این مسائل دشواری دسترسی به اطلاعات به روز شده و دقیق، خلأ یک بانک اطلاعاتی برای کشوری که جز سه کشور اول از لحاظ منابع انرژی هیدروکربوری است را نشان می دهد. داشتن اطلاعاتی کلی درباره موقعیت و پراکندگی، ذخیره قطعی، نوع تله مخزنی، سنگ مخزن، سنگ منشاً، سنگ پوش و معلوماتی از این قبیل بسیار ضروری است.بر اساس تخمین مجله نفت و گاز در سال ٢٠٠٥ مخازن قطعی نفتی ایران به ٨/١٢٥ بیلیون بشکه (١٠ درصد کل نفت دنیا) رسیده است. با محاسبه گزارش وزارت نفت بعد از کشف میادین کوشک و حسینیه در ایالت خوزستان ذخیره قطعی به ١٣٢ بیلیون بشکه افزایش یافت. اکثر مخازن نفتی ایران در میادین بزرگ خشکی (Onshore) در منطقه خوزستان و نزدیک مرز عراق قرار دارد. بطور کلی ایران ٤٠ مخزن تولیدی بزرگ ( ٢٧ میدان در خشکی و ١٣ میدان در دریا (Offshore)) دارد. میادین نفتی خشکی به ترتیب اهمیت و حجم تولید عبارتند از: اهواز آسماری ، گچساران، بنگستان، مارون، آقاجری، کرنج پارسی، رگه سفید، بی بی حکیمه، پازانان. همچنین میادین نفتی سلمان، دورود ، ابوذر، سیری EوA وسروش نوروز به ترتیب دارای مهم ترین مخازن نفتی دریایی هستند ( EIA, ۲۰۰۶).متد اکتشاف اکثر مخازن هیدروکربوری ایران بررسی های لرزه ای و زمین شناسی بوده است ولی در برخی موارد تراوش هیدروکربورها به سطح زمین موجب اکتشاف میادین شده است برای مثال مخازن مسجد سلیمان، نفت شاه، آقاجری، نفت سفید به این طریق یافت شده اند. عمدتاً مخازن در ایران دارای تله های ساختمانی طاقدیسی می باشند و تعدادی نیز تله های ساختمانی در ارتباط با نفوذ توده های نمکی می باشد (مثلاً میدان رخش) (Alsharhan and Nairn, ۱۹۹۷).ایران دارای مخازن شکسته بزرگ و بسیار بزرگی می باشد که غالباً سنگ مخزن آنها سازند آسماری با سن الیگو میوسن می باشد مخازن آقاجری، بی بی حکیمه، هفت کل، سلیمان (کوه آسماری)، کازرون (کوه دشتک)، لالی (کوه پابده گورپی)، گچساران (کوه پاهین)، پاریس، پازانان، کرنج، پر سیاه، مسجد سلیمان از این جمله مخازن هستند همچنین شکستگی گروه بنگستان در مخزن بل حوران و یاماما در مخزن دورود (هر دو به سن کرتاسه) عامل اصلی ایجاد مخزن بوده است (Nelson, ۲۰۰۱; Alsharhan and Nairn, ۱۹۹۷).عمدتاً شیل ها و سنگ آهک های آرژیلیتی سازند های گورپی و کژدمی سنگ منشأ اکثر میادین را تشکیل می دهد در برخی مخازن نیز، سازند گرو، برخی از سازندهای گروه بنگستان (بویژه سروک و ایلام) و برخی از سازندهای گروه خامی (بویژه گدون و بخش زیرین سورمه) سنگ منشأ نفت و گاز شناخته شده است. سازند گورپی در میادین هفت کل، کرنج، مسجد سلیمان، نفت شاه ، پرسیاه، پاریس، پازانان، مارون، نفت سفید و سازند کژدمی در مخازن سیروس، بل حوران، نوروز به تنهایی سنگ منشأ می باشند و در مخازن آقاجری، بی بی حکیمه، بینک، لبه سفید، رگه سفید، اهواز و منصوری هر دو این سازند ها (گورپی و کژدمی) مشترکاً سنگ منشأ را تشکیل می دهند. در بقیه مخازن چون خرگ ( گدون و گچساران)، کوپل ( گورپی و گروه بنگستان)، مارون و نفت سفید (گروه بنگستان) ، رستم ( سروک و بخش زیرین سورمه )، رخش ( گدون و بخش زیرین سورمه)، سولابدار (کژدمی و گروه خامی)، بحرگانسار (گورپی، ایلام و کژدمی) سنگ منشأ می باشند. سنگ منشأ ایالت مخازن گازی حوضه خلیج فارس شیل های سیلورین زیرین (سازند سرچاهان) است.(Alsharhan and Nairn, ۱۹۹۷).سنگ مخازن نفتی ایران عمدتاً سن کرتاسه و ترشیری دارد در میادینی مانند ساسان و رخش سازند عرب به سن ژوراسیک سنگ مخزن می باشد. سازند آسماری در مخازن شکسته و همچنین در مخازن لبه سفید، رگه سفید، بینک، خرگ، کوپل، مارون، نفت شاه، نفت سفید از اصلی ترین سنگ مخازن ایران است. گروه بنگستان (در مخازن بل حوران، آقاجری، بینک، کوپال، مارون، لبه سفید، نفت سفید) ، نحر امر، کژدمی، بورگان، سروک، فهلیان، گروه خامی، ایلام، عرب، غار،جهرم از دیگر توالی های مخزنی مهم می باشند (Alsharhan and Nairn, ۱۹۹۷). برخی مخازن دارای سنگ مخزن ماسه تحکیم نیافته هستند که مخازن سیروس (بورگان) و فروزان از آن جمله می باشند (Horn, ۲۰۰۶).سنگ مخزن مخازن گازی ایران عمدتاً سن پرموتریاس داشته و در گروه دهرم (سازند های فراقون، دالان و کنگان) واقع شده است. تولید مخازن بسیار بزرگ گازی کوه مند، پارس جنوبی و پارس شمالی، نار، دالان، آغار، لامرد، واروی، سمند، کنگان، بندوبست ، هما ، تابناک، شانول وعسلویه در ایران و سایر میادین در منطقه خلیج فارس و کشورهای پیرامون آن نیز از این توالی های کربناته صورت می گیرد. بقیه مخازن سنی جوانتر دارند همچون میدان های تنگ بیجار در سازند سروک، سرخون در سازند جهرم و عضو گوری، گورزین در سازند آسماری، سازندهای سروک و فهلیان، گشوی جنوبی در سازندهای سروک، پایده و آسماری، سورو در سازندهای گدوان و داریان. مخازن پارس جنوبی ، پارس شمالی، کنگان، نار در حوضه خلیج فارس و خانگیران ( حوضه شمال شرق) به ترتیب بیشترین حجم گاز را دارا هستند (Bahmannia,۲۰۰۶).سنگ پوش مخازن نیز اغلب سازند گچساران و بنگستان بوده و همچنین سازندهای کژدمی، هیث، بورگان، سروک، گدون، گورپی، گروه خامی، بخش زیرین سورمه، بخش زیرین فارس، جهرم در میادین مختلف سنگ پوش می باشند. سازند گچساران در هفت کل، کرنج، مسجد سلیمان، پرسیاه، پاریس، پازانان، آقاجری، بی بی حکیمه، بینک، خرگ، لبه سفید، مارون، نفت سفید، رگه سفید، اهواز، میدان گچساران ، منصوری، نفت شاه سنگ پوش می باشد. سازند بنگستان هم در میادین بل حوران، نفت سفید، آقاجری، بینک، لبه سفید، مارون، گچساران، بحر گانسار و کوپال و سازند کژدمی در مخازن رخش، رستم، منصوری، نوروز و سولابدار (به همراه گروه خامی) سنگ پوش می باشد. سازند های سروک ( در مخازن بی بی حکیمه ، رگه سفید و اهواز)، هیث (در مخازن ساسان، رخش و رستم) ، بورگان به همراه کژدمی (سیروس)، گدون (خرگ)، گورپی (در مخازن کوپال و اهواز)، سورمه زیرین (رستم)، فارس زیرین (بحر گانسار) و جهرم (بحرگانسار) نیز سنگ پوش می باشد (Alsharhan and Nairn, ۱۹۹۷).

sarad
2nd December 2012, 02:18 PM
معرفی زونهای زمین شناسی ایران● پهنه رسوبی – ساختاری البرزپهنه رسوبی – ساختاری البرز شامل بلندی های شمال صفحه ایران است که به شکل تاقدیسی مرکب(Anticlinorium) ، در یک راستای عمومی خاوری – باختری، از آذربایجان تا خراسان امتداد دارد.از نگاه زمین ریخت شناسی، مرز شمالی البرز منطبق بر تپه ماهورهای متشکل از نهشته های ترشیری و دشت ساحلی خزر است. از نگاه زمین شناختی، مرز شمالی البرز محدود به زمیندرز تتیس کهن است که از برخورد سنگ کره (Lithosphere) قاره ای البرز با سنگ کره توران، در تریاس پسین به وجود آمده است. ولی، در بیشتر نقاط، محل زمیندرز با ورق های رانده شده از شمال به جنوب پوشیده شده است. حد جنوبی البرز چندان روشن نیست. گسل تبریز (علوی، ۱۹۹۱)، آنتی البرز(Anti Alborz) (ریویه، ۱۹۴۱) گسل گرمسار (بربریان، ۱۳۷۵)، گسل سمنان (نبوی، ۱۳۵۶) و گسل عطاری (علوی نایینی، ۱۹۷۲)، مرز جنوبی البرز دانسته شده اند. ولی چنین به نظر می رسد که مرز شاخصی در مرز جنوبی البرز وجود نداشته باشد و گذر از پهنه ایران مرکزی به پهنه البرز تدریجی باشد. از نظر کوه نگاری، مرز باختری البرز تا قفقاز کوچک و مرز خاوری آن تا کوه های پاراپا میسوس افغانستان (علوی، ۱۹۹۱) گسترش دارد.فراوانی سنگ های آتشفشانی و آذرآواری ترشیری، در دامنه جنوبی البرز، سبب شده بود تا در نخستین نقشه زمین ساخت اروپا (خاین، ۱۹۷۲)، البرز بخشی از بزرگ ناودیس قفقاز – ترکیه دانسته شود. ولی، وجود سنگ های ماگمایی همسان با آن در دیگر نواحی ایران، و به ویژه با دستیابی به یافته های بیشتری از زمین شناسی ایران، یقین شد که بسیاری از واحدهای سنگ چینه ای البرز و ایران مرکزی، از دیدگاه رخساره و شرایط تشکیل، هماننداند به گونه ای که البرز را می توان چین های حاشیه ای ایران مرکزی دانست که در شکل گیری آن برخورد دو صفحه ایران و توران و پیامدهای آن نقش اساسی داشته اند. همسانی البرز با ایران مرکزی به ویژه در دامنه جنوبی بیشتر است ولی در دامنه شمالی تفاوت هایی دارد (اشتوکلین، ۱۹۶۸) .به ظاهر، سرگذشت ساختاری و چینه ای البرز در همه جا یکسان نیست. به همین رو، جدا از واژه های جغرافیایی: البرز باختری، البرز مرکزی، البرز خاوری، البرز شمالی، البرز جنوبی، از نظر زمین شناسی، از زیرزون هایی همچون ماکو – تبریز، رشت – گرگان، بینالود (نبوی، ۱۳۵۵) و حتی کپه داغ یاد شده است که نیاز به بازنگری دارند. برای نمونه، زون رشت – گرگان که شامل مناطق جنوبی دریای خزر است، در شمال گسل البرز، به گفته بهتر در شمال زمیندرز پوشیده تتیس کهن قرار دارد و از این رو، وابستگی آن به لبه جنوبی ورق توران به مراتب بیشتر است و یا زون بینالود، خویشاوندی زمین شناختی بیشتری با ایران مرکزی دارد تا البرز. مهم تر آنکه، شرایط زمین شناختی حاکم بر کپه داغ با البرز متفاوت است و از این رو، شمول آنها در البرز توجیه علمی قوی ندارد. در این نوشتار با اعتقاد به ضروری نبودن تفکیک البرز از ایران مرکزی، تنها به ویژگی های زمین شناسی اصلی، به ویژه ساختار البرز، بسنده می شود. ولی، تفاوت های ناحیه ای نادیده گرفته نشده و به آنها نیز اشاره می شود● تاریخچه چینه ای البرزدر بسیاری از گزارش های زمین شناسی، کهن ترین سنگ های البرز را دگرگونی های جنوب گرگان (شیست های گرگان) دانسته اند. افزون بر آن، دگرگونی های اسالم – شاندرمن (کلارک و همکاران، ۱۹۷۵) و گاهی نیز سازند بَریر (گانسر و هوبر، ۱۹۶۲) واحدهای سنگ چینه ای پرکامبرین البرز انگاشته شده اند. ولی، امروزه یقین شده است که این دگرگونی ها، بیشتر سنگ های پالئوزوییک و یا مزوزوییک هستند که در اثر زمین ساخت برخوردی تریاس پسین (رویداد سیمرین پیشین) و یا به طور همبری دگرگون شده اند. یافته های دیرینه شناختی امروز البرز، گویای آن است که کهن ترین سنگ های رخنمون شده البـرز، سازند کهر است که حاوی آکریتارک هــای نوپروتروزوییک پسینLate) Neoproterozoic) است. علوی (۱۹۹۱)، با تکیه بر سنگ رخساره ها به ویژه نقش زمین ساخت بر حوضه رسوبی البرز، همه سنگ های البرز را به چند واحد زمین ساختی – چینه نگاشتی بزرگ و به شرح زیر تقسیم می کند.۱) توالی سکوی پرکامبرین پسین – اردویسین،۲) سنگ های ماگمایی (درونی و بیرونی) اردویسین میانی – دونین،۳) توالی فلات قاره دونین – تریاس میانی۴) نهشته های پیش خشکی تریاس بالایی – ژوراسیک میانی،) ۵توالی فلات قاره ژوراسیک میانی – کرتاسه، با دو رخساره ناهمسان در البرز جنوبی و شمالی.۶)مجموعه ماگمایی البرز به سن سنوزوییک، با ترکیب شیمیایی کلسیمی قلیایی در البرز غربی – مرکزی و قلیایی در البرز شرقی.۷) رسوبات همزمان با کوهزایی سنوزوییک، با دو رخساره ناهمسان در البرز جنوبی و شمالی، گفتنی است که:ـ هر یک از واحدهای یاد شده در بالا شامل چند یا چندین سازند است که همگی در شرایط زمین ساختی خاص، با شرایط رسوبی – زمین ساختی مشابه، انباشته شده اند.ـ در حد فاصل پرکامبرین پسین تا اردویسین، پوسته قاره ای البرز جایگاه تکاملی دریای بَرقاره ای Epicontinental) ) کم عمق بوده است.ـ بنا به گزارش اشتامفلی (۱۹۷۸)، بربریان و کینگ (۱۹۸۱)، سنگ های ماگمایی اردویسین – دونین معرف یک مرحله بازشدگی (Opening Stage) و جدایش(Break Up) سکوی پرکامبرین پسین – پالئوزوییک پیشین البرز اند.ـ در تریاس پسین، سنگ کره قاره ای(Lithosphere) البرز و ورق توران برخورد کرده و در اثر این برخورد، ضمن پایان گرفتن حیات فلات قاره، پدیده های فراخاست، دگرگونی، جایگیری توده های گرانیتوییدی انجام و حوضه های رسوبی پیش خشکی ((Foreland تریاس پسین – ژوراسیک میانی شکل گرفته اند.ـ بررسی دیرینه جغرافیای البرز نشان می دهد که رسوبات پالئوزوییک دامنه شمالی ستبرتراند و در پاره ای نقاط همچون آمل، کندوان ناپیوستگی رسوبی میان سنگ های پرمین و تریاس در کمترین اندازه است. در ضمن، ستبرای رسوبات زغالدار تریاس بالا – ژوراسیک میانی در دامنه شمالی، چندین برابر دامنه جنوبی است و یا سنگ های کرتاسه بالایی حجم قابل توجهی سنگ های آتشفشانی دارند. این نکته ها نشان می دهند که در زمان های پالئوزوییک – مزوزوییک حوضه رسوبی دامنه شمالی البرز عمیق تر از دامنه جنوبی بوده است در حالی که از سنوزوییک به بعد شرایط دیرینه جغرافیا تغییر عمده کرده و در حالی که در دامنه شمالی گسلش راندگی و فراخاست روی داده، در دامنه جنوبی البرز، دریای پسرونده، کم ژرفا و در حال فرونشستی وجود داشته است که در آن چند هزار متر انباشته های آذرآواری – تخریبی همزمان با کوهزایی بر جای نهاده شده است.خرد قاره ایران مرکزی بخشی از ایران میانی است که با زمیندرزهای افیولیتی سیستان، نائین، بافت، گسل دورونه و افیولیت های کاشمر – سبزوار احاطه شده و توسط گسل های طویلی که به سمت باختر خمیدگی دارند و از نوع امتداد لغز راستگرد اند، قابل تقسیم به بلوک لوت، فرازمین شتری، فرونشست طبس، فرازمین کلمرد، بلوک پشت بادام، فرو افتادگی بیاضه – بردسیر و بلوک یزد ۰۰۰ است.● پهنه رسوبی – ساختاری ایران مرکزیدر گذشته، خردقاره ایران مرکزی را بخشی از توده میانی ایران مرکزی می دانستند ولی، به باور اشتوکلین (۱۹۶۸) ، پس از سخت شدن پی سنگ پرکامبرین، بخش یاد شده در زمان پالئوزوییک ویژگی های سکویی داشته و در زمان های مزوزوییک و سنوزوییک به منطقه ای پر تحرک و پویا تبدیل شده است. با وجود این، باید گفت که الگوی ساختاری حاکم بر این خرد قاره از نوع بلوک های جدا شده با گسل های عمده است که هر یک ویژگی جداگانه دارند و پویایی خرد قاره در همه جا یکسان نیست. شواهد موجود نشان می دهندکه:ـ کوهزایی کاتانگایی در این ناحیه در پرکامبرین پسین و پیش از یک رژیم سکویی حاکم شده است.ـ به جز بلوک لوت و لبه جنوب باختری که سنگ های ماگمائی ترشیری برونزد دارند، در سایر نواحی سنگ های ترشیری در کمترین مقداراند.ـ در ردیف های پالئوزوئیک این ناحیه، نبودهای چینه نگاری مهمی وجود دارد که مهم ترین آنها نبودهای چینه ای آغاز دونین میانی (هیاتوس ایفلین) و کربونیفرپسین (هیاتوس استفانین) است.ناهمسانی های ساختاری – رسوبی گسترده سبب شده تا بتوان خرد قاره ایران مرکزی را به نواحی زیر تقسیم کرد.● بلوک لوتبلوک لوت، با درازایی حدود ۹۰۰ کیلومتر، خاوری ترین بخش خردقاره ایران مرکزی است. مرز خاوری آن با گسل نهبندان و حوضه فلیشی خاور ایران و مرز باختری آن با گسل نایبند و بلوک طبس مشخص می شود. در روی نقشه زمین ساخت ایران (اشتوکلین و نبوی، ۱۹۷۳)، مرز شمالی این بلوک به فروافتادگی جنوب کاشمر و مرز جنوبی آن به فرونشست جازموریان بسته می شود. در ۱۹۶۸، اشتوکلین این بلوک را به دو بخش خاوری و باختری تقسیم کرد که با رشته کوه های شتری از یکدیگر جدا می شد. یافته های بعدی نشان داد که ویژگی های زمین شناسی این دو بلوک قابل قیاس نیستند. برای نمونه، روانه های آذرین بسیار ستبر (۲۰۰۰ تا ۳۰۰۰ متر) سنوزوییک بلوک لوت در بلوک طبس وجود ندارد و یا حرکت های زمین ساختی سیمرین پیشین، به ویژه سیمرین میانی که با دگر شکلی و پایداری نسبی بلوک لوت همراه است، در بلوک طبس، نشانه های زمین زایی ملایم دارند. به همین دلیل، به ویژه به دلیل یافته های نوین، در گستره بلوک لوت بازنگری و بلوک طبس، فرونشست جازموریان و کوه های بزمان ، به عنوان کمان ماگمایی، از این بلوک حذف شده است.▪ تاریخچه چینه ای بلوک لوتتاریخچه چینه ای بلوک لوت بسیار نزدیک با دیگر نواحی خردقاره ایران مرکزی است. ولی، چهار ویژگی بر چینه نگاری بلوک لوت حاکم است.۱) تأثیر درخور توجه کوهزایی سیمرین پیشین (پالئوبلوچ – ری یر و محافظ، ۱۹۷۲) بر سنگ های کهن تر از تریاس میانی.۲) چین خوردگی، آتشفشانی و پلوتونیسم به نسبت شدید ژوراسیک میانی (سیمرین میانی) به ویژه در نواحی ده سلم، چهارفرسخ که با سخت شدگی و پایداری نسبی بلوک همراه است.۳) فراوانی سنگ های آتشفشانی سیستم ترشیری، به ویژه ائوسن، که با داشتن ضخامتی حدود ۲۰۰۰ متر، بیش از نیمی از بلوک لوت را می پوشاند.۴) نهشته های دریاچه ای، به تقریب افقی، پلیوسن – پلیستوسن به نام « سازند لوت » که نشانگر عملکرد ضعیف بازپسین رخداد چین خوردگی در این بلوک است.« بلوک طبس » که میان گسل نایبند در خاور و گسل کلمرد – کوهبنان در باختر قرار دارد بخشی از یک قلمروی ساختاری است که در کناره ها و بستر خود توسط گسل هایی از پی سنگ بریده شده به گونه ای که در پالئوزوییک و مزوزوییک توالی چینه شناسی متفاوتی از نواحی مجاور داشته است و از پایان مزوزوییک به سبب عملکرد تنش های زمین ساختی همگرا در راستای بیشتر خاوری – باختری، با خروج زمین ها و فراخاست کوه ها به خشکی تبدیل شده است. (قاسمی و همکاران ۱۳۸۱). بدین ترتیب این باور وجود دارد که سیمای ریخت شناسی – زمین ساختی کنونی این بلوک در گرو تجدید فعالیت ساختارهای گسلی و چین خوردگی کهن در چرخه زمین ساختی آلپی است.بلوک طبس از جمله مناطقی است که روند تکاملی پالئوزوییک آن با مناطق مجاور همخوانی و هم آهنگی ندارد . برای نمونه:ـ نبود رسوبی ایفلین در این ناحیه وضوح آشکار ندارد.ـ سنگ های کربنیفر بالایی که در سایر مناطق وجود ندارد، از این ناحیه گزارش شده است.ـ تکاپوهای آتشفشانی مافیک و حدواسط ، هر چند ناچیز، از ویژگی های پالئوزوییک بلوک طبس است و از این نظر می توان بلوک طبس را با کوه های البرز مقایسه کرد.ـ کانی سازی سرب، روی و مس در سنگ های پرمین تریاس و ژوراسیک البرز در بلوک طبس، نیر عمومیت دارد که تائیدی بر همسانی میان این دو ناحیه است.ـ فرونشینی شدید از ویژگی های بلوک طبس است. در گذشته چنین گمان می رفت که این فرونشینی محدود به کوه های شتری و شیرگشت باشد، اما در حال حاضر مشخص شده است که بخش بیشتر بلوک در پالئوزوییک ، به ویژه مزوزوییک تا کرتاسه، نشست در خور توجه داشته به گونه ای که در این بلوک حجم بزرگی از سنگ های فانروزوییک وجود دارند که ردیف های پالئوزوییک آن ۲ تا ۳ هزار متر و سنگ های مزوزوییک آن گاهی تا ۱۰۰۰۰ متر ستبرا دارند.« بلوک کلمرد» بخشی کوچک از خرد قاره ایران مرکزی است که روند شمال خاوری دارد و میان گسل کلمرد در خاور و گسل پوشیده نائینی در باختر قرار دارد. سرگذشت این فرازمین به دو خروج طولانی وابسته به دو رخداد کوهزایی کاتانگایی و سیمرین میانی اشاره دارد. به سخن دیگر، در دو مقطع زمانی طولانی این بلوک ویژگی فرازمین داشته است.کهن ترین سنگ های این فرازمین انباشته های شیلی – سنگ ماسه ای ستبر سازند کلمرد به سن پرکامبرین هستند که در اثر رخداد کاتانگایی به خوبی چین خورده و با دگرشیبی زاویه ای با نهشته های اردویسین (سازند شیرگشت) پوشیده شده اند که گواهی بر نخستین ایست رسوبی طولانی است. در این بلوک ردیف های اردویسین تا تریاس میانـی، ضمن داشتن ایست های رسوبـی پی درپی و چنـد باره، یک واحـد زمین ساختی چینه نگاشتی محدود میان رخداد کاتانگایی – سیمرین پیشین اند که در محیط های سکویی کم ژرفا انباشته اند و سیر تکاملی آن با بلوک طبس تفاوت آشکار دارد. در اینجا، سنگ های تریاس بالایی گزارش نشده و به نظر می رسد که وقفه رسوبگذاری ناشی از سیمرین پیشین، در مقایسه با بلوک طبس طولانی تر باشد. ردیف های ژوراسیک این بلوک محدود به رسوب های لیاس – دوگر میانی است و نبود نهشته های جوان تر از دوگر میانی (سازند بادامو) نشان می دهد که خروج طولانی دوم این فرازمین از دوگر میانی به بعد بوده که رخداد کوهزایی سیمرین میانی عامل اصلی آن به شمار می آید.از نگاه ساختاری، در نیمه شمالی فرازمین کلمرد روند کلی چین ها شمال خاوری – جنوب باختری است که به ویژه در نهشته های پالئوزوییک نمود آشکار دارند. شیب لایه ها در پهلوی خاوری ساختارها زیاد و گاهی برگشته است ولی در پهلوی باختری شیب لایه ها ملایم تر است. عملکرد گسل های طولی برگشته سبب گردیده که ساختارهای بُرشی همروند با بلوک کلمرد در خور توجه باشند که تاقدیس بُرشی کوه راهدار از آن جمله است.« فرونشست بیاضه – بردسیر»، میـان گسل پشت بادام در خاور و گسـل انار در باختر قرار دارد. اگرچه بسیاری از ویژگی های این فرونشست، نظیر پی سنگ پرکامبرین دگرگونی، ردیف های سکویی پالئوزوییک تریاس میانی و نهشته های شیلی – سنگ ماسه ای تریاس بالایی – ژوراسیک میانی مشابه سایر نواحی خرد قاره است ولی این فرونشست دو ویژگی دارد، یکی تاثیر شدید تر رخداد سیمرین میانی که با خروج گستره و دگرگونی همراه بوده است. دوم، حوضه های فلیشی کرتاسه که معرف حوضه های با فرونشست شدید اند و به ویژه ردیف های کرتاسه بالایی آن را می توان از خاور انار تا شمال بردسیر کرمان دید.« بلوک یزد » بخش باختری خرد قاره ایران مرکزی است که از شمال به گسل دورونه و از باختر به نوار افیولیتی نائین – بافت محدود است. نکته ویژه بلوک یزد دو تا است. یکی دگرگونه های انارک، دوم ردیف های تریاس نخلک. در ناحیه انارک که گاهی به نام ماسیف انارک – خور از آن یاد می شود، مجموعه ای از رسوبات پلیتی – پسامیتی به همراه سنگ های کربناتی و آتشفشانی متعلق به شیب قاره وجود دارند که به صورت ناحیه ای و در رخساره های شیست سبز و شیست آبی دگرگون شده اند و به صورت ورق های بُر خورده با افیولیت ها، سنگ آهک های پلاژیک و رسوب های آشفته همراه اند. اگرچه داود زاده و لنچ (۱۹۸۱) افیولیت های انارک را بخشی از پوسته اقیانوسی تتیس کهن هرات میباشد● پهنه رسوبی– ساختاری سنندج – سیرجانسنندج – سیرجان باریکه ای از جنوب باختری ایران میانی است که در بلافصل شمال خاوری راندگی اصلی زاگرس قرار دارد. ویژگی های سنگی و ساختاری سنندج – سیرجان معرف یک گودی ژرف (Trough) و یا کافت میانه بلوک در سپر پرکامبرین ایران و عربستان است. به همین رو ویژگی های زمین شناختی آن با پهنه های مجاور تفاوت های آشکار دارد. تفاوت های ویژه این زون سبب شده است تا از گذشته های دور مورد توجه و مطالعه زمین شناسان باشد.سری هیتات (پیلگریم، ۱۹۰۸)، زون همدان (گرگوری، ۱۹۲۹)، زون ساختاری پیچیده همراه با سنگ های دگرگونی (فالکن، ۱۹۶۱) سنندج – سیرجان (اشتوکلین، ۱۹۶۸)، زون دگرگونی زاگرس (برو و ریکو، ۱۹۷۱)، اسفندقه – رضاییه (تکین، ۱۹۷۱)، مریوان – منوجان (هوشمندزاده، ۱۹۷۶)، اسفندقه – مریوان (نوگل، ۱۹۷۷)، اُلاکوژئوسینکلینال پروتروزوییک – تریاس (سبزه ئی، منتشر نشده) نام های ناهمسانی است که برای این زون گزیده شده است که از میان آنها، « سنندج – سیرجان » شناخته شده تر است و کاربرد بیشتر دارد.درازای زون سنندج – سیرجان حدود ۱۵۰۰ و پهنای آن ۱۵۰ تا ۲۵۰ کیلومتر است که از باختر دریاچه ارومیه آغاز می شود و در یک راستای شمال باختری – جنوب خاوری تا گسل میناب، در شمال بندرعباس، ادامه می یابد. نیاز به یادآوری است که در پهنه مکران باریکه ای از پوسته قاره ای به نام کمپلکس دورکان وجود دارد که مک کال (۱۹۸۵) آن را ادامه خاوری زون سنندج – سیرجان می داند. در جهت شمال باختر، گودی درون قاره ای سنندج – سیرجان تا جنوب خاوری ترکیه ادامه دارد که پس از تغییری در روند آن تا ماسیف بیتلیس ادامه می یابد (اشتوکلین، ۱۹۶۸).برخلاف مرز جنوب باختری، که با راندگی اصلی زاگرس مشخص می شود، ارتباط شمال خاوری سنندج – سیرجان با مناطق دیگر ایران میانی، به دلیل پوشش گسترده سنگ های ترشیری و کواترنر، تغییرات جانبی رخساره ها و نیز دگرشکلی های پیچیده، به خوبی مشخص نیست. فروافتادگی های دریاچه ارومیه، توزلوگل، گاوخونی و جازموریان فصل مشترک تقریبی سنندج – سیرجان با ایران میانی است (اشتوکلین، ۱۹۶۸).راستای مستقیم سنندج سیرجان در فاصله میان دریاچه ارومیه و اسفندقه، به طور محلی نمایانگر سامانه ای راستالغز است. در راستای جنوبی این ناحیه، گسل های مستقیمی مانندآباده، ده شیر، شهربابک و بافت مشخص اند که بعضی از آنها نشانگر جابه جایی امتداد لغز راستگرد در رسوبات کواترنری می باشند (شیـخ الاسلامی، ۱۳۸۱). همخوانی روند ساختـاری، یکسانی الگوی ساختاری، چیرگی راندگی ها به ویژه پذیرش الگوی استاندارد مناطق کوهزادی در زون های برخوردی، سبب شده است تا زمین شناسانی مانند فالکن (۱۹۶۱)، برو و ریکو (۱۹۷۱)، هینز و مک کوییلن (۱۹۷۴)، فرهودی (۱۹۷۸) و علوی (۱۹۹۴)، سنندج – سیرجان را زیر زونی از کوهزاد زاگرس بدانند. ولی، ترتیب رسوبات، چارچوب زمین ساختی و به ویژه رویدادهای زمین ساختی و فعالیت های ماگمایی – دگرگونی سبب شده تا گروهی بزرگ از زمین شناسان، ویژگی های سنندج – سیرجان را با مناطق پرتحرک مرکز و شمال ایران قیاس کرده و آن را زیرزونی از ایران میانی بدانند. با این حال، تفاوت هایی مانند پیروی از روند ساختمانی زاگرس، نبود نسبی سنگ های آتشفشانی دوره ترشیری، محدودیت گسترش سنگ های ترشیری، فراوانی نفوذی های گرانیتی – دیوریتی مزوزوییک و سنوزوییک، فراوانی نسبی سنگ های آذرین بیرونی پالئوزوییک (سیلورین – دونین – پرمین)، عملکرد احتمالی رویدادهای زمین ساختی پیش از پرمین، و سرانجام دگرگونی به نسبت پیشرفته جنبش های سیمرین پیشین از ویژگی های بارز سنندج – سیرجان است که وابستگی آن را با زون های مجاور پرسش آمیز و مستقل دانستن آن را پیشنهاد می کند. ویژگی های بارز سنندج – سیرجان به ویژه فرآیندهای دگرگونی آن در همه جا یکسان نیستند. در نیمه جنوب خاوری این زون پدیده های دگرگونی به طور عمده حاصل عملکرد کوهزایی سیمرین پیشین است در حالی که در نیمه شمالی آن رویدادهای سیمرین میانی به ویژه کوهزایی لارامید از عوامل پلوتونیسم و دگرگونی هستند. به همین دلیل افتخارنژاد (۱۳۵۹)، زون سنندج – سیرجان را به دو بخش سنندج همدان و همدان – سیرجان تقسیم می کند.● تاریخچه چینه نگاری سنندج – سیرجاندر زون سنندج – سیرجان، پدیده های دگرگونی، ماگماتیسم و زمین ساخت پی در پی و هم آهنگ با فازهای زمین ساختی شناخته شده در مقیاس جهانی در بیشترین مقدار است. به همین رو، این زون ناآرام ترین و به گفته ای دیگر پویا ترین پهنه زمین ساختی ایران است.درباره پی سنگ پرکامبرین این پهنه، اطلاع روشنی در دست نیست. در پاره ای از گزارش ها پی سنگ، متشکل از آمفیبولیت، گنیس و آمفیبولیت شیست دانسته شده است. سبزه ئی (۱۳۷۳)، پی سنگ پرکامبرین سنندج – سیرجان را با نواحی رودان قیاس کرده و پی سنگ را نوعی پوسته اقیانوسی می داند.از اواخر پالئوزوییک پیشین، این زون به حوضه ای در حال نشست تبدیل و با نهشته های آواری انباشته شده است. نیروهای کششی مؤثر در فرونشست، موجب ظهور و خروج ماگماهای بازالتی از نوع قلیایی قاره ای شده که اوج آن در دونین بالایی است. نبود سنگ های کربنیفر بالایی نشان می دهد که حرکت های خشکی زای فلات ایران همچنان بر این زون اثرگذار بوده است که بارزترین اثر آن، ایجاد پستی و بلندی است. ولی، تیله و همکاران (۱۹۶۸) بر این باورند که فاز هرسی نین همراه با دگرگونی بوده است. مجموعه پرمین زون سنندج – سیرجان، کم و بیش با ایران مرکزی همانند است، ولی سنگ های شیلی پرمین در این پهنه بیشترند و در برخی نقاط مانند حاجی آباد، اقلید، گلپایگان و مریوان با دیابازهای قلیایی و بازالت همراه است. به جز موارد نادر، سنگ های پرمین را شیست های تریاس بالا – ژوراسیک پوشانده اند و شواهد موجود گویای این است که در میانه های تریاس حوادثی بس مهم روی داده که در نتیجه آن سنگ های زون سنندج – سیرجان دچار دگرگونی دیناموترمال شده اند که تا رخساره آمفیبولیت پیشرفته و در اعماق پایین تر به ذوب آناتکتیک رسیده است. از آغاز تریاس پسین تا کرتاسه پسین در فرونشست ژرف سنندج – سیرجان رسوبات آواری و گاه کربناتی، همراه با سنگ های ماگمایی انباشته شده است این توالی ها، زیر تأثیر فاز کوهزایی لارامید قرار گرفته اند که حاصل آن پایداری و سخت شدن بخش های شمال باختری زون سنندج – سیرجان است به گونه ای که در نواحی باختر ارومیه، میاندوآب، بوکان و مهاباد، رسوبات آهکی الیگوسن – میوسن (سازند قم) چین خوردگی ملایم و دامنه کوتاه دارند (افتخارنژاد، ۱۳۵۹). به جز چند ناحیه، در زون سنندج – سیرجان، سنگ های سیستم ترشیری گسترشی چندان ندارند.از دیدگاه ژئودینامیکی، شیخ الاسلامی (۱۳۸۱) نکته های زیر را باور دارد.الف) بازشدگی درون قاره ای به سن پالئوزوییک در حاشیه شمالی گندوانا.ب) جدا شدن ورق ایران از گندوانا در حاشیه جنوبی خود به دنبال بازشدگی تتیس جوان پس ار پرمین میانی.ج) از آغاز تریاس پسین، سنگ کره اقیانوسی تتیس جوان در اثر فرورانش در زیر ورق ایران، شروع به از میان رفتن کرده است. از این زمان به بعد، سنندج – سیرجان یک گوه برافزایشی را شکل داده است.د) بسته شدن تتیس جوان در انتهای مزوزوییک. در این زمان حاشیه قدیمی ایران (سنندج – سیرجان) با مجموعه دگرگون همراه با افیولیت های تتیسی بر روی حاشیه قدیمی عربی – گندوانایی رانده شده اند.با توجه به دیرینه جغرافیایی گفته شده می توان پذیرفت که زون سنندج – سیرجان دارای یک زمینه ساختاری اصلی است که از پرکامبرین پسین با کافتن آغاز شده و در کوهزایی سیمرین پیشین با وارونگی زمین ساختی پایان یافته و سپس حوضه های توربیدیتی مزوزوییک در تریاس پسین شکل گرفته و در فاز سیمرین میانی و یا لارامید بسته شده است. همه سنگ های سنندج – سیرجان را می توان در سه واحد زمین ساختی – چینه نگاشتی پرکامبرین پسین – تریاس میانی، تریاس بالایی – کرتاسه و مجموعه ترشیری جای داد.تاریخچه چینه ای زاگرسهمه سنگ های زاگرس را می توان به دو گروه پی سنگ دگرگونه پرکامبرین و پوشش رسوبی روی پی سنگ تقسیم کرد. اشتوکلین (۱۹۶۸)، مراحل سه گانة زیر را در تکوین حوضة زاگرس مؤثر می داند.ـ مرحلة فلات قاره (پرکامبرین پسین – تریاس میانی)ـ مرحلة بزرگ ناودیسی ( تریاس میانی – پلیوسن)ـ مرحلة پس از کوهزایی (پلیوسن – زمان حال)علوی (۱۹۹۴)، با توجه به رخساره های سنگی و پیامد رویدادهای زمین ساختی، سنگ های زاگرس را به واحدهای زمین ساختی – چینه شناختی(Tectonostratigraphy Units) زیر تقسیم می کند:۱)رخساره های سکویی قارة گندوانا، به سن پرکامبرین پسین – تریاس میانی۲) رخساره های فلات قارة جنوب تتیس جوان، به سن ژوراسیک – کرتاسه۳) رسوب های پیش خشکی (Foreland) سنوزوییک (دریایی – غیردریایی) که همزمان با کوهزایی آلپ و در یک دریای پسرونده به سمت جنوب باختر، انباشته شده اند.اوبراین (۱۹۵۰)، بر پایة رفتارشناسی سنگ ها، ردیف های رسوبی زاگرس را به گونة زیر تقسیم می کند:۱) گروه پی سنگ (پرکامبرین)۲)گروه متحرک زیرین، شامل سری هرمز به سن پرکامبرین پسین کامبرین، به ضخامت تا ۴ هزار متر۳)گروه مقاوم، شامل سازندهای زمان کامبرین تا میوسن ، به ضخامت ۶ تا ۷ هزار متر۴)گروه متحرک بالایی، شامل سازند گچساران، با ۱۶۰۰ متر ضخامت۵)گروه نامقاوم، شامل سازندهای میشان، آغاجاری، بختیاری، به ضخامت ۳ تا ۴ هزار متربررسی چینه نگاری ترادفی (Sequence Stratigraphy) پهنة زاگرس نشانگر آن است که این بخش از ایران، در فاصلة زمانی پرکامبرین – تریاس میانی بخشی از ابرقارة گندوانا بوده است. از تریاس میانی، با تکوین تتیس جوان، شرایط دریایی ویژه ای بر آن حاکم بوده است. از کرتاسة پسین به بعد، پس از سرانجام گرفتن تتیس جوان و برخورد دو ورق زاگرس و ایران مرکزی، محیط های رسوبی از نوع همزمان با کوهزایی بوده اند. اگرچه پیشینة فاز کوهزایی در پلیوسن بوده است، ولی دگرشکلی، همچنان بر زاگرس تحمیل می شده است.● زیرپهنه های زاگرسبرای بیان ویژگی های عمومی زاگرس می توان از تلفیق دو دیدگاه زمین ریخت شناسی و الگوی ساختاری یاری جست و زاگرس را به دو زیرپهنة « زون راندگی ها » و « زاگرس چین خورده » تقسیم کرد.الف) زیرپهنة راندگی ها (Thrust Zone) : این زون با پهنای ۱۰، تا ۶۵ کیلومتر، به صورت نواری کم پهنا است که بلندترین قسمت کوه های زاگرس را تشکیل می دهد و به همین رو گاهی به آن زاگرس مرتفع (High Zagros) گفته می شود. زون راندگی هـا (اشتوکلین، ۱۹۶۸)، زون راندگی های هم پوشان (Imbricated Thrust Zone) (فالکن، ۱۹۶۹)، شمال خاور زاگرس (نوگل منتشر نشده)، زاگــرس داخلی و سرانجام زون خرد شده ( (Crushed Zone نام های دیگری است که به این بخش داده شده است.مرز شمال خاوری این زیر پهنه به راندگی اصلی زاگرس و مرز جنوب باختری با یک راندگی مهم بسته می شود که از شمال کوه کی نو و جنوب دهنگان و کوه سبزو می گذرد (مطیعی، ۱۳۷۴).در زاگرس مرتفع رخنمونی از سنگ های پرکامبرین دیده نشده است. سنگ های پرکامبرین پسین تا تریاس میانی آن رخسارة گندوانایی دارند و همسان دیگر نواحی ایران هستند. ولی، سنگ های لیاس تا ائوسن آن، با ستبرای نزدیک به ۳۵۰۰ متر بیشتر از نوع مارن های گلوبی ژرین دار، رادیولاریت، افیولیت و انباشته های آواری از نوع فلیش اندکه گاه با فعالیت آتشفشانی زیر دریایی همراه اند. سنگ های یاد شده نشان می دهند که این بخش، بر خلاف امروز، در زمان مزوزوییک تا اوایل سنوزوییک گودترین بخش حوضة زاگرس بوده است. چنین می نماید که در اثر نیروهای کششی وابسته به رخداد کوهزایی سیمرین پیشین، ستبرای پوسته در زون راندگی ها کاهش یافته، به طوری که در بخش شمال باختری آن (کرمانشاه) در طی تریاس پسین – کرتاسه، گودی باریک و عمیق پدیدار شده و در آن رسوب های شبه توربیدیت، متشکل از آهک (سنگ آهک بیستون)، شیل، ماسه سنگ، رادیولاریت و روانه های آتشفشانی انباشته شده اند. ولی، در بخش جنوب خاوری این گودی (نیریز) شکستگی کامل پوسته، موجب اقیانوس زایی و تشکیل مجموعه های افیولیتی گردیده است. گفتنی است که در ناحیة نیریز، آمیزه های افیولیتی یاد شده، به گونة دگرشیب، با سنگ آهک مرجانی – ریفی کرتاسه بالایی (سازند تاربور) پوشیده شده اند، در حالی که بخش شمال باختری در نتیجةکوهزایی لارامید دچار چین خوردگی و دگرشکلی شده است. بدین سان می توان نتیجه گرفت که :۱) در زون راندگی ها، رفتار ساختاری و رویدادهای زمین ساختی یکسان و همزمان نبوده اند.۲) دگرشکلی زاگرس مرتفع کهن تر از بخش چین خوردة آن است.گفتنی است که فالکن (۱۹۷۴)، به دو فاز چین خوردگی در این بخش باور دارد. فاز نخست در اواخر کرتاسه رخ داده است که رابطة ناهمساز فلیش های کرتاسه با رسوبات ائوسن میانی مبین آن است. فاز دوم را از اواخر میوسن تا امروز می داند که شدت آن در پلیوسن در بیشترین مقدار بوده است.یکی از ویژگی های زاگرس مرتفع، وجود راندگی های فراوان است. شیب راندگی ها به سوی شمال خاوری است ولی مقدار جابه جایی آنها به خوبی دانسته نیست و تنها با ملاحظة راندگی سنگ های کامبرین بر روی ردیف های پلیوسن می توان به تصوری از مقدار جابه جایی دست یافت (مطیعی، ۱۳۷۴). چنین وانمود می شود که در این محدوده، نخست چین ها در کرتاسة پسین شکل گرفته و سپس در فاز بعدی، راندگی ها به وجود آمده باشند (فالکن، ۱۹۷۴) . ولی، بر خلاف شواهد موجود، هیتز و مک کوییلن (۱۹۷۴) پدیده های چین خوردگی و راندگی را به حرکت های کوهزایی پس از پلیوسن نسبت می دهند.کازمین و همکاران (۱۹۸۶)، فلس های روراندة زاگرس مرتفع را نهشته های انباشته در حاشیة غیر فعال سکوی عربستان می دانند که در محل جدایش ورق زاگرس و ورق ایران مرکزی در بخش های ژرف تتیس انباشته شده و پس از برخورد این دو ورق، به صورت سفره های نابرجا، بر روی سکوی عربستان رانده شده اند.ب)زیرپهنه زاگرس چین خورده (Folded Zagros) : زاگرس چین خورده، به گفته ای دیگر « زاگرس بیرونی»، با پهنای ۱۵۰ تا ۲۵۰ کیلومتر، ناوة (Trough) حاشیه ای و کراتونی سپر عربستان است که در مزوزوییک و سنوزوییک در حال نشست پیوسته بوده و ترادف های ستبر رسوبی در آن انباشته می شده است. در گسترة زاگرس چین خورده، سنگ های پرکامبرین پسین تا تریاس میانی، رخسارة گندوانایی و مشابه با دیگر نواحی ایران دارند. ولی، توالی های مزوزوییک و سنوزوییک آن، با رسوب های همزمان دیگر نواحی ایران، رخساره های سنگی و حتی زیستی متفاوتی دارند و بیشتر معرف رخساره های جنوب تتیس جوان است. این نکته نشان می دهد که از تریاس میانی به بعد، شرایط رسوبی حاکم بر زاگرس چین خورده، نسبت به دیگر مناطق ایران، تفاوت داشته است.در زاگرس چین خورده، رخنمونی از سنگ های پرکامبرین دیده نشده و حفاری های نفتی نیز تاکنون به پی سنگ نرسیده است. با توجه به بررسی های ژئو فیزیکی، باور بر این است که پی سنگ پرکامبرین زاگرس ادامة شمال – شمال خاوری سپر نوبی – عربی(Arabian – Nubian Shield) است که از شمال خاور افریقا تا عربستان و حتی در زیر حوضة زاگرس ادامه دارد. پوشش رسوبی روی پی سنگ، با مجموعه ای از سنگ نمک، انیدریت، سنگ آهک، دولومیت سنگ های آذرین (مجموعة هُرمز) آغاز می شود که تغییرات سنی آن از پرکامبرین پسین تا کامبرین میانی است و بخشی از آنها به صورت حدود ۱۱۵ گنبد نمکی، از زمان ژوراسیک به بعد به سطح زمین رسیده اند.بین سنگ های کامبرین (سازند میلا) و اردویسین (سازند ایلبیک)، نبود چینه نگاشتی مهمی وجود ندارد. به نظر می رسد که یک نبود چینه نگاشتی مهم به بزرگی حدود ۴۰ میلیون سال، از اشکوب ترمادوسین از زمان اردویسین تا میانه سیلورین در ردیف پالئوزوییک وجود دارد. یک نبود چینه شناختی دیگر به بزرگی بیش از ۷۰ میلیون سال، بین اواخر فرازنین از دونین، تمامی کربنیفر تا اشکوب ساکمارین(Sakmarian) از پرمین مشخص است. در پرمین پسین تمامی زاگرس در زیر یک پیشروی گسترده قرار گرفته که سازند دالان حاصل آن است. سنگ های تریاس زاگرس چین خورده، رخسارة کربناتی تبخیری دارد و شامل دو سازند کنگان (در زیر) و دشتک (در بالا) است. رسوبات ژوراسیک تا نئوژن زاگرس چین خورده چند هزار متر ضخامت دارند و به طور هم شیب بر روی توالی فلات قاره پالئوزوییک قرار دارند. در توالی ژوراسیک – نئوژن این ناحیه هیچ گونه دگرشیبی ناحیه ای دیده نمی شود با این حال، وجود گودی های مستقل جدا شده با پشته های برآمده، و به ویژه حرکت های مشخص زمین ساختی، موجب تغییراتی در سنگ رخساره و ضخامت رسوبات گردیده است. چنین تغییراتی به حرکت های خشکی زای پیش از کوهزایی نسبت داده شده است که گاهی سبب پسروی کامل دریا، نبود های رسوبی و حتی پدیدة لاتریتی شدن گردیده است.● پهنه رسوبی– ساختاری مکران« مکران » شامل کوه های خاوری – باختری است که از سواحل دریای عمان تا فروافتادگی جازموریان دنباله دارد. مرز باختری این کوه ها توسط خط عمان (گسل میناب) از زون برخوردی زاگرس جدا می شود و در خاور پس از گذر از بلوچستان پاکستان تا محور لاس بلا (Las Bela) ادامه می یابد. در امتداد محور لاس بلا، گسل های چپگرد « چمن(Chaman Fault) » و «اُرناچ نال (Ornach Nal) » معرف یک زون ترادیسی بین زون فرورانش مکران و زون برخوردی هند – اوراسیا است. گفتنی است که از ۱۶۰ هزارکیلومتر مربع گستره مکران، حدود ۷۰ هزارکیلومتر مربع آن در ایران و بقیه در پاکستان است.از دیدگاه زمین شناسی، اشتوکلین (۱۹۷۴) بر این باور است که این رشته کوه، یک زمیندرز کهن است که به چهره یک منشور بر افزایشی، از کرتاسه پسین یا ترشیری پیشین تا هولوسن، در فرا دیواره یک زون فرورانش کم ژرفا و کم شیب قرار دارد.زمین ریخت شناسی مکران پیوند نزدیک با الگوی ساختاری، شدت چین خوردگی و سنگ رخساره ها دارد. در یک نگاه کلی، بلنــدی این رشته کوه از شمال به جنوب کاستی می گیرد. اسنید (۱۹۷۰)، مکران را به سه واحد فیزیوگرافی « پـادگانه های دریایی » به موازات ساحــل، « نهشته هـای آبرفتی شمال پادگانه هــا » و « تپه ها و بلندی های مکران » تقسیم می کند. از سیمای ریخت شناختی شاخص مکران می توان به آمیزه های رنگین، برونزدهای چهره ساز فلیش های وحشی(Wild Flysch) ، آمیزه های زمین ساختی(TectonicMelange) و سواحل بالا آمده ( (Raised Beach پلکانی، خلیج های نعلـی شکل و گل فشان ها اشاره کرد. بخش دریایی مکران به علت شیب تند فلات قاره پهنـــای کمی دارد و در فاصله ۲۵ کیلومتری از ساحل، ژرفای آب به ۲۰۰ متر می رسد. گفتنی است که خمش سنگ کره اقیانوسی پیش از فرورانش و به ویژه عملکرد گسل های راندگی از عوامل چهره ساز مکران اند.● پهنه رسوبی– ساختاری کپه داغپهنه رسوبی – ساختاری کپه داغ شامل کوه های هزار مسجد در شمال خاور ایران است که در یک راستایWNWتاESE، از خاور دریای خزر آغاز و پس از عبور از ترکمنستان و ایران، وارد خاک افغانستان می شود. در نتیجه، کپه داغ به عنوان یک میدان گازی بزرگ بین سه کشور ایران، ترکمنستان و افغانستان مشترک است. میدان های گازی بسیار عظیم خانگیران در ایران، دولت آباد – دونمز، شاتلیک، گازلی، بایران علی و مهری در ترکمنستان و گوگر در افغانستان، در این حوضه کشف شده اند (افشارحرب، ۱۳۸۰).از نگاه جغرافیایی و کوه نگاری، کپه داغ بخشی از ادامه خاوری کوه های البرز است، ولی ویژگی های زمین شناختی و ساختاری آن نسبت به نواحی مجاور متفاوت است (نبوی، ۱۳۵۵).مرز شمالی این پهنه با فلات توران، منطبق بر گسل عشق آباد است که روند N ۳۱۰ درجه دارد. در باره مرز جنوبی کپه داغ، دیدگاه ها متفاوت است، ولی این مرز با رخنمون های ناپیوسته منشورهای برافزاینده تتیس کهن مشخص می شود که در شمال خاوری فریمان (سفیدسنگ) و جنوب باختری مشهد برونزد دارند .از نگاه ریخت شناسی، کپه داغ منطقه ای کوهستانی است که فازهای آلپ پایانی در شکل گیری سیمای امروزی آن نقش اساسی داشته اند. ریخت شناسی منطقه، جوان است و توپوگرافی ناحیه، رابطه ای مستقیم با ساختارهای زمین شناسی دارد. به طور معمول، تاقدیس ها ارتفاعات، و ناودیس ها دشت های میان کوهی را می سازند و سازندهای کربناتی مزدوران (ژوراسیک بالایی) و تیرگان (کرتاسه پایینی) واحدهای سیما ساز منطقه هستند. دشت های سرخس، گرگان، مشهد – قوچان و شیروان – بجنورد از نواحی فروافتاده کپه داغ اند.جدا از میدان های عظیم گازی، جای گیری پهنه کپه داغ در فصل مشترک دو ابرقاره اوراسیا و گندوانا سبب شده تا این پهنه مورد توجه خاص زمین شناسان باشد. گریسباخ (۱۸۸۱)، شرکت نفت امیرانین (۱۹۳۸)، کلاپ (۱۹۴۰)، گانسر (۱۹۵۱)، گُلدشمیت (۱۹۵۲)، پَرَن (۱۳۳۵)، انصاری (۱۳۴۰) و از ۱۳۴۱ به بعد افشار حرب، پژوهشگرانی هستند که به زمین شناسی کپه داغ پرداخته اند که از آن میان افشار حرب بیشترین سهم را دارد.شرایط رسوبگذاری و رخدادهای زمین ساختی حاکم بر پهنه کپه داغ شباهت به پهنه زاگرس دارد که از آن جمله می توان به زمان چین خوردگی نهایی، روند عمومی چین ها، نبود تکاپو های ماگمایی، یکسان بودن رژیم های فشارشی اشاره کرد.

sarad
2nd December 2012, 02:19 PM
چگونه از برخان ها یا تلماسه ها عبور کنیم؟در اغلب نواحی از کویرهای ایران بطور نامنظم برخان ها و تلماسه های کم و بیش بلند دیده می شوند که سطح کویر را پوشانده اند. در این دنیای ماسه ای اثری از گیاه نیست و تنها بوته های کوچک دیده می شود. اگر از بالای یکی از این تپه های ماسه ای به اطراف بنگریم تا انتهای افق دید چیزی جز توده های ماسه به شکل تلماسه یا برخان نمی بینیم. منظره ای که می توان آن را به امواج دریای طوفانی تشبیه کرد. اگر در این نواحی بوته ای بروید پس از مدتی در زیر ماسه ها پنهان می گردد. در برخی نقاط ارتفاع برخان ها تا ۲۰۰ متر هم می رسد که منظره ای وحشت انگیز پدید می آورد. حال اگر برحسب اتفاق در این سرزمین وحشی قرار گرفتیم چه باید کرد؟ آیا باید بی گدار به آب زد و بی حساب و کتاب بر روی آنها راه رفت؟ حرکت بر روی این تپه های ماسه ای بسیار مشکل است و تجربه کافی نیاز دارد که تمام کویر نوردها باید با آن آشنا باشند. اگر کسی بخواهد بدون آگاهی از این توده های ماسه ای عبور کند با خطرات جدی مواجه خواهد شد. بسیار اتفاق می افتد که مسافرانی در دام این تپه های ماسه ای اسیر می گردند و با تلاش بیهوده توان خود را از دست می دهند و پس از مدتی بر اثر گرسنگی و تشنگی، ضعف و حتی ترس و ناامیدی به خواب ابدی فرو می روند.عبور از تلماسه ها و برخان ها که دارای قله ها و دره های کوتاه یا فرورفتگی هستند اگر از پهنا یا بطور مورب باشد بسیار دشوار و پرزحمت است زیرا باید دائم از تپه ها بالا رفت، از قله ها عبور کرد و دوباره در گودی ها پایین آمد در این جا باید به جهت باد توجه کرد چرا که اگر راهی که قرار است طی شود در خلاف جهت باد باشد به اجبار باید از دامنه های پرشیبی بالا رفت که دارای دانه های ماسه ای سست هستند و باعث می شوند که پای انسان تا زانو در آنها فرو رود این امر موجب خستگی سریع بدن و گرفتگی عضلات می شود. اما در جهت باد حرکت کردن بسیار آسان است زیرا در جهت باد باید از پهلوی تلماسه ها یا برخان ها عبور کرد که دارای ماسه های استوارتر است، پا در آن فرو نمی رود و پایین آمدن از دامنه های سست زیاد مشکل و پرزحمت نیست.حال اگر جهت باد را نمی دانیم باز هم امکان عبور آسان تر وجود دارد. در این روش باید از راهی موازی با تپه ها عبور انجام گیرد. بهتر است که دره های موجود بین تپه های ماسه ای را برای عبور انتخاب کرد. در این روش عبور تنها از روی قله های کوچکی که گودیها را از یکدیگر جدا می سازد صورت می گیرد و موجب خستگی نمی شود. البته به این نکته نیز باید توجه داشته باشیم که مسیر یا مقصد خود را گم نکنیم. در فصل بهار نیز به علت بارندگی گودی ها از آب گل آلود پر می شوند که در این مواقع این روش برای عبور از تلماسه ها یا برخان ها مناسب نیست. هنگامی که در ماسه زارها باد بسیار شدید می وزد، دریای ماسه به حرکت در می آید. از تلماسه ها و برخان ها گرد دود مانندی برمی خیزد، باد از قله هر تپه مقداری ماسه جدا می کند و فضا را پر از ذرات ریز ماسه می کند و ذرات ریز ماسه در چشم، گوش و بینی انسان وارد می شود در این هنگام چشم آنچنان تحریک می شود که پلک ها به زحمت باز می شوند، ماسه در زیر دندان ها صدای مخصوصی می کند و دهان پر از ماسه می شود، ورود ماسه به بینی تنفس را مشکل می سازد و مخاط بینی را تحریک می کند و انباشته شدن ماسه در سوراخ گوش ها نیز باعث ترشحات مخاطی گوش می شود.ماسه بر روی شیب تپه ها در جهت باد به شکل جویبار مارپیچ به طرف قله تپه جریان می یابد و چنین به نظر می رسد که دامنه ها در حال حرکت هستند. همچنین ماسه هایی که از قله تپه جابجا می شوند به صورت آبشار بر روی پهلوهای تلماسه یا برخان فرو می ریزد. در هنگام باد هوا تیره و پر از گرد و غبار و خفقان آور می شود، حتی شخص دیگری که در کنارمان باشد را نمی توانیم ببینیم، آسمان در مه ای از ماسه ناپدید می شود. در این مواقع اگر چشم ها، گوش ها، بینی و دهان بدون پوشش نباشد، آسیب ها و مشکلات جدی برایمان بوجود خواهد آمد. استفاده از عینک، ماسک و محافظ گوش راه حل مناسبی است. اگر باد شدید و طوفانی باشد، بطور حتم مسافر راه خود را گم می کند و سرانجام تلف می شود. در مواجه شدن با طوفان بهتر است در حفره ای پناه گرفت یا اگر حفره ای نبود گودالی حفر کنیم تا طوفان پایان یابد.در فصل گرما سطح برهنه ماسه ها در برابر آفتاب به شدت گرم می شوند و مانند تنور حرارت را پس می دهند به همین دلیل در فصل گرما بهتر است صبح زود و یا شب حرکت کرد.● لوازم ضروری و نکات لازم برای عبور از برخان ها یا تلماسه ها:۱) عینک مخصوص کویرنوردی.۲) کلاه دورلبه دار از جنس کتان و دستکش نخی.۳) کفش مخصوص کویر که در فروشگاه های لوازم کوهنوردی موجود است (باید توجه داشت که کفش کوهنوردی برای پیاده روی بر روی ماسه مناسب نیست).۴) مواد خوراکی شامل شکلات، بیسکویت و آجیل. غذاهای پرچربی مناسب نیستند. نوشیدن چای یا قهوه بهتر از نوشیدن آب یخ است.۵)ماسک برای پوشش دهان و بینی.۶)همراه داشتن پارچه های نخی برای پوشش قسمت های برهنه بدن مثل گردن، شانه و غیره و نیز بستن پیشانی و گوش ها۷) قطب نما یا GPS۸) در نزدیکی تپه های ماسه ای و یا در مواقع ناچاری بر روی قله تپه ها نباید اطراق کرد.۹) به همراه داشتن پتو جهت مواقع طوفانی.۱۰) پماد سوختگی و سایر لوازم کمک های اولیه.

sarad
2nd December 2012, 02:21 PM
لرزه زمین ساخت گسل صحنه قطعه میانی گسل اصلی عهد حاضر زاگرس عرب ایران


مطالعات تفصیلی صحرایی و ثبت خردلرزه ها در مدت زمانی کوتاه(اواخر مرداد ماه تا اوایل مهر ۱۳۷۷ ) در گستره کوچکی که گسل صحنه قطعه میانی گسل اصلی عهد حاضر کوه های زاگرس را در بر می گیرد.


نشان می دهد که گسل صحنه ساختاری با سازو کار امتداد لغز فشاری از نوع ساخت گلی مثتب است که در حال حاضر فعالبت لرزه ای قابل ملاحظه ای را نشان نمی دهد. پهنه های بیشینه تخریب زمین لرزه های تاریخی مراکز مه لرزه ه های قبل از استقرار شبکه لرزه نگاری جهانی(۱۹۶۲ ۱۹۰۰ ) و همچنین موقعیت مکانی خردلرزه ها به همراه زمین شناسی ساختمانی گستره مورد مطالعه نشان می دهد که گستره محدود بین گسل صحنه و گسل نهاوند مجموعه ای ساختاری و غیر قابل تفکیک است به گونه ای که فعالیت لرزه ای گستره بین این دو گسل را نمی توان مشخصا به هیچ یک از ساخت های جنبای شناخته شده نسبت داد.فعالبت خردلرزه ای ثبت شده در بین بخش جنوبی گسل صحنه و ادامه شمال غربی گسل نهاوند که پهنه مه لرزه ای زمین لرزه ۱۳ دسامبر ۱۹۵۷ میلادی فارسینج را در بر می گیرد محدود است.سازوکار کانونی زمین لرزه ها و تحلیل ساختاری دگرشکلی با مولفه غالب امتداد لغز راستگرد در امتداد گسل صحنه را تایید می کند.کانون زمینلرزه های ثبت شده در مدت زمان استقرار شبکه موقت لرزه نگاری نشان می دهد که زمین لرزه های گستره مورد مطالعه به طور عمده دراعماق حدود ۱۰ کیلومتر روی می دهند.

sarad
2nd December 2012, 02:22 PM
راهبردهای منابع آب در بیابان و بیابانزدایی


● دغدغه جهانی آب:
ضرورت تأمین آب برای زندگی از جمله مقولاتی است که از آغاز هزاره سوم در دستور کار مجامع جهانی و دولت ها قرار گرفته است و آنها موظف شده اند تا با تدابیر سازه ای و انتقال بین حوضه ای آب و اقدامات مدیریتی (مدیریت توامان عرضه و تقاضا) برای تأمین آب برای عموم مردم اقدام نمایند به همین منظور «شورای جهانی آب» برای ایجاد سیاست فراگیر بین دولت ها و ذینفعان و توجه آنها به این امر، موضوع اصلی چهارمین اجلاس مجمع جهانی آب را که در مکزیک برگزار شد تحت عنوان «اقدامات منطقه ای چالش های جهانی آب» برگزار کرد.


پیش بینی مجامع جهانی حاکی از آن است که تا سال ۲۰۵۰ میلادی مسئله منابع آبی, اصلی ترین موضوع مورد بحث جهان خواهد بود چرا که تا آن زمان جمعیت جهان به مرز ۴/۹ میلیارد نفر خواهد رسید و در نتیجه تأمین آب و مواد غذایی و حفظ محیط زیست مهمترین دغدغه مدیران و رهبران کشورها خواهد بود. این وضعیت بویژه برای کشورهای خاورمیانه بسیار نگران کننده است. خاورمیانه با پنج درصد جمعیت جهان تنها به یک درصد از آبهای شیرین دسترسی دارند. از طرفی اقتصاد کشورهای این منطقه به دلیل فقدان زیر ساخت های صنعتی به شدت وابسته به دو فاکتور اساسی یعنی کشاورزی و نفت است آنهم نوعی از کشاورزی که حدود ۸۵ درصد از آب این منطقه رابه خود اختصاص داده است هر چند این کشورها بیش از آنکه به دکل های نفتی خود دل خوش کنند به حوضه های آبی مشترک دل بسته اند اما با وضعیتی که اخیراً بر اثر منازعه بین فلسطین و لبنان و اسرائیل پیش آمد مصالحه نیم بند بین این کشورها را بیش از پیش به خطر انداخت و از این رو چشم انداز امیدوار کننده ای برای منابع آب این کشورها پیش رو نمی گذارد. این در حالی است که بر اساس پیش بینی های سازمان ملل متحد، میانگین کاهش آبهای در دسترس، در جهان در بیست سال آینده به یک سوم کاهش می یابد. بر اساس برآوردهای انجام شده هر کشوری که متوسط سرانه آب قابل دسترس آن کمتر ۱۷۰۰ متر مکعب باشد در وضعیت خطرناک قرار دارد. چنانچه این مقدار کمتر از ۱۰۰۰ متر مکعب در سال برای هر نفر باشد آن کشور در وضعیت کمبود آب به سر می برد. با توجه به این شاخص سازمان ملل متحد در سال ۱۹۹۰ وضعیت آبهای قابل دسترس کشورهای جهان را مورد بررسی قرارداد و از میان کشورهای خاورمیانه تعداد ۱۱ کشور در این لیست قرار داشتند. پیش بینی می شود تا سال ۲۰۲۵ و در صورت تداوم وضعیت موجود کشورهای مصر,اتیوپی،ایران, لیبی, مراکش, عمان و سوریه نیز به این لیست خواهند پیوست.
● وضعیت منابع آب در ایران
بر اساس آمار و ارقام موجود میانگین سالانه حجم بارندگی ایران حدود ۴۰۰ میلیارد متر مکعب برآورد می شود که از این مقدار، ۳۱۰ میلیارد متر مکعب در مناطق کوهستانی با مساحتی حدود ۸۷۰ هزار کیلومتر مربع و ۹۰ میلیارد متر مکعب دیگر در مناطق دشتی به وسعت ۷۷۸کیلومتر مربع می بارد. از مقدار فوق حدود ۲۹۴ میلیارد متر مکعب به صورت تبخیر و تعرق از دسترس خارج می شود و از ۱۱۶ میلیارد متر مکعب باقیمانده حدود ۹۳ میلیارد متر مکعب از طریق منابع سطحی و زیرزمینی بهره برداری می شود و بقیه صرف تغذیه سفره های آب زیرزمینی می شود. از این مقدار حدود ۸۶ میلیارد مترمکعب جهت مصارف کشاورزی و نزدیک به ۷میلیارد مترمکعب آن به مصارف شرب و صنعت اختصاص می یابد. از آنجایی که متوسط حجم کل آب سالانه کشور رقمی ثابت است، تقاضا برای آب به علت رشد نسبتاً بالای جمعیت، توسعه کشاورزی، شهرنشینی و صنعت در سال های اخیر، متوسط سرانه آب قابل تجدید کشور را تقلیل داده است، به طوری که این رقم از حدود ۵۵۰۰ مترمکعب در سال ۱۳۴۰، به حدود ۳۴۰۰ مترمکعب در سال ۱۳۵۷، و حدود ۲۵۰۰ مترمکعب در سال ۱۳۶۷ و ۲۱۰۰ مترمکعب در سال ۱۳۷۶ کاهش یافته است. این میزان با توجه به روند افزایش جمعیت کشور با نرخ فعلی رشد در سال ۱۳۸۵ به حدود ۱۷۵۰ مترمکعب و در افق سال ۱۴۰۰ به حدود ۱۳۰۰ مترمکعب تنزل خواهد یافت. صرف نظر از تفاوت های آشکار منطقه ای در کشور و طیف گسترده مناطق خشک نظیر سواحل خلیج فارس و دریای عمان، نیمه شرقی کشور از خراسان تا سیستان و بلوچستان و نیز حوضه های مرکزی که میزان سرانه آب قابل تجدید در آن ها از میزان متوسط کشور به مراتب پایین تر است، ارقام متوسط سرانه آب کشور در سال های آینده به مفهوم ورود ایران به مرحله تنش آبی در سال ۱۳۸۵ و ورود به حد کم آبی جدی در سال ۱۴۱۵ شمسی خواهد بود.
از طرفی به رغم محدودیت منابع آب و توزیع نامناسب زمانی و مکانی آن در کشور، استفاده از این منابع با ارزش و غیرقابل جایگزین از کارآیی مطلوبی برخوردار نبوده و راندمان آن بسیار پایین است. میزان کارآیی مصرف آب در بخش کشاورزی حدود ۳۰ تا ۳۷درصد محاسبه می شود. بر اساس گزارش مرکز پژوهش های مجلس شورای اسلامی، بازده تولید خام و خشک محصولات کشاورزی در ایران به ازای هر متر مکعب آب تخصیص یافته فقط نیم کیلوگرم است در حالیکه متوسط این رقم در سطح دنیا یک کیلوگرم می باشد. از طرفی در حال حاضر برای تولید ۶۵ میلیون تن محصول حدود ۸۵ میلیارد متر مکعب آب مصرف می کنیم (با وضعیتی که فوقا به آن اشاره شد) آیا با دو برابر شدن جمعیت در ۵۰ سال آینده با این فرض که زمین کشاورزی هم به اندازه کافی در اختیار داشته باشیم، منابع آب کشور امکان دو برابر برداشت فعلی را که ۱۷۰ میلیارد متر مکب می شود، به ما خواهد داد. این مشکل وقتی بغرنج تر می شود که بدانیم در بخش مصارف شهری صرف نظر از مصارف بی رویه شهروندان، به دلیل فرسودگی شبکه های توزیع داخل شهرها میزان اتلاف تا حدود ۳۰ درصد برآورد می شود. از این رو، به منظور مقابله با بحران کمبود آب در آینده، اتخاذ رویکردها و سیاست های نوینی از سوی دولت برای جلوگیری از تخریب روزافزون این عنصر حیاتی در برنامه چهارم توسعه پیش بینی شده است[۱] که امیدواریم تحقق یابد در غیر اینصورت با وضعیتی که از لحاظ کمبود منابع آب و تخریب محیط زیست و همچنین مسایل و مشکلات بیابان زایی در کشور ما وجود دارد تصور آینده روشنی بخشی از این نظر برای فرزندان ما مشکل است.
● شاخص های مهم بیابان زایی از منظر آب:
▪ افت سطح آبهای زیرزمینی:
برداشت بی رویه از آبهای زیرزمینی در بسیاری از نقاط جهان سبب افت شدید سطح سفره های آب زیرزمینی شده است. آمار و ارقام ارایه شده در منابع جهانی وضع دشوار این حکایت تلخ را نشان می دهد بطور مثال می توان از افت ۲۷۴ متری سطح آب زیرزمینی شیکاگو در طول ۱۱۸ سال و افت ۹۱ تا ۱۵۲ متری سطح آب زیرزمینی آریزونای جنوبی و مرکزی و متعاقب آن نشست ۳.۸۱ متری زمین در طول ۶۰ سال گذشته و همچنین نشست ۸.۵ متری سطح زمین را در برخی نواحی شهری مکزیک یادآور شد. روند افت سالانه آب زیرزمینی هند حدود ۲۵ درصد کشاورزی این کشور را در معرض تهدید جدی قرار داده است. بطور کلی کسری حجم مخزن آب زیرزمینی جهان سالانه بین ۷۵۰ تا ۸۰۰ میلیارد متر مکعب برآورد می شود که یک درصد آن متعلق به کشور ایران است. برداشت بی رویه از آبهای زیرزمینی بحران دیگری به صورت شور شدن ذخائر آبی را سبب می شود زیرا به علت بر هم خوردن تعادل بین آب شور و شیرین سبب پیشروی آب شور در بستر آب شیرین سفره های زیرزمینی می شوند. افزایش تدریجی درجه شوری آب زیرزمینی در دست بهره برداری، آغازی جدی برای نمکزایی و نهایتاً تخریب منابع اراضی در جهت کویری شدن می باشد. در ایران به استناد گزارش هایی که از طریق وزارت نیرو منتشر می شود، سفره های آب زیرزمینی در اغلب دشت های کشور وضعیت مطلوبی ندارند. بر اساس آمار سال آبی۸۲ ۱۳۸۱ حدود ۶/۷۴ میلیارد مترمکعب آب از طریق چاه ها، چشمه ها و قنوات از منابع آب زیرزمینی کشور استحصال می شود که حدود۶۰ درصد آب استحصالی از طریق بیش از چهارصد و پنجاه هزار حلقه چاه است. هرچند فقط ۲۸درصد چاه های موجود کشور عمیق است اما میزان بهره برداری از این چاه ها بیش از ۶۹ درصد تخلیه کل چاه های کشور را شامل می شود و از کل تعداد چاه های موجود حدود ۲۶۸ هزار حلقه در مناطق آزاد و۱۹۰ هزار حلقه در مناطق ممنوعه حفر شده است. از سوی دیگر جدیدترین آمار حاکی از آن است که از ۶۰۹ محدوده مطالعاتی، ۲۲۵ محدوده ممنوعه اعلام و پیشنهاد ممنوعه شدن ۴۵ محدوده دیگر نیز توسط شرکت های آب منطقه ای کشور به وزارت نیرو ارائه شده است. بررسی آمار و ارقام موجود از وضعیت بهره برداری آب های زیرزمینی در حوزه های اصلی کشور نشان می دهد که در مقابل ۷/۵۷ میلیارد مترمکعب تخلیه آب های زیرزمینی حدود ۷/۵۰ میلیارد مترمکعب تغذیه صورت گرفته است. به عبارت دیگر، حدود ۷ میلیارد مترمکعب بیش از میزان تغذیه از آب های زیرزمینی بهره برداری شده بطوری که در اکثر نواحی کشور سطح سفره های آب زیرزمینی به شدت افت نموده و تراز آن منفی است. این در حالی است که سالیان متمادی آبیاری به عنوان ساده ترین و تنها چاره درد برای تولید غذای بیشتر در مناطق بیابانی مطرح بوده است اما به دلیل روش های نادرست و غیرعلمی و صرفا آبیاری سنتی ، گذشته از اتلاف آب محدود موجود در این مناطق در بسیاری از موارد اراضی کشاورزی تبدیل به بیابان و کویر شده اند[۱]. توسعه کشاورزی از طریق گسترش سطح کشت آبی به جای افزایش تولید در واحد سطح یکی از معضلات کشاورزی ایران بشمار می رود این در حالی است که راندمان پایین آبیاری در بخش کشاورزی به دلیل مشکلات ساختاری از جمله کوچک بودن واحدهای بهره برداری، سطح پایین آگاهی کشاورزان، ضعف دانش فنی مناسب، شیوه های سنتی کشت و زرع، فقدان شبکه های آبرسانی مناسب و فقدان مدیریت مصرف آب از عمده ترین عوامل افت کمی و اتلاف منابع آب کشور محسوب میشوند بطوریکه میزان کارآیی مصرف آب در بخش کشاورزی به طور متوسط حدود ۳۰ درصد محاسبه می شود. این نکته را باید متذکر شد که در بسیاری از مناطق ایران متعاقب افت سطح آب، مشکلاتی همچون خشک شدن چاههای آب، کاهش دبی رودخانه ها،تنزل کیفیت آب، نشست زمین و تداخل سفره های آب شور و شیرین بوجود آمده است که این علایم به تنهایی یا باهم بطور واضح و روشن بروز پدیده بیابان زایی را در ناحیه مربوطه نشان می دهد. این پدیده در بسیاری از مناطق ایران بصورت یک چالش اساسی و جدی بروز کرده است که نمونه بارز آن را می توان در استان کرمان سراغ گرفت. بطور مثال در دشت رفسنجان که در اوایل انقلاب پمپاژ چاه ها در عمق ۵۰ تا ۸۰ متری از سطح زمین قرار داشت اکنون به ۳۰۰ متر و بیشتر افزایش یافته و کیفیت آن نیز در بسیاری از مناطق در نتیجه نفوذ آب های شور مورد تهدید جدی قرار گرفته و از بد به بدتر تبدیل شده است. کارشناسان پیش بینی می کنند در صورتی که چاره ای برای انتقال آب به این دشت صورت نگیرد (انتقال بین حوضه ای آب) تخریب باغات و سفره های آب زیر زمینی ادامه می یابد و سالانه حدود پنج هزار هکتار از باغهای پسته با شیرابه کویر که از اعماق بیش از ۳۰۰ متر پمپاژ می شود, شور و قلیایی می شود. به این ترتیب در یک مقطع زمانی بیست ساله کلیه این باغات به شهر سوخته ای تبدیل خواهد شد که شاید اصلاح آنها حتی با انتقال آب کافی و با کیفیت مطلوب هم دیگر امکانپذیر نباشد و در یک کلام تبدیل به بیابان خواهند شد. از این رو می توان گفت در امور کشاورزی هر طرح و برنامه ای که در جهت ارتقا و بهبود کیفیت و کمیت آبیاری برای جلوگیری از اسراف و اتلاف آب انجام شود بطور غیر مستقیم راهکاری در جهت مهار بیابان زایی محسوب می شود. بنا بر این با اجرای برنامه هایی برای افزایش راندمان آبیاری در بخش کشاورزی با استفاده از روشهای علمی و مدرن آبیاری (کوزه ای ، قطره ای، تحت فشار و امثال آن) به منظور صرفه جویی در مصرف آب، کنترل و استفاده بهینه از منابع آبهای سطحی موجود، مطالعه و اجرای طرح های آبخوانداری و پخش سیلاب و تغذیه مصنوعی و همچنین برخی اقداماتی که مستقیما در اختیار وزارت نیرو می باشد از جمله جلوگیری از بهره برداری و انسداد چاههای غیر مجاز، کنترل بهره برداری چاههای دارای پروانه و امثال آن راهکارهایی برای تقویت و تعادل آبخوانها و مآلا جلوگیری از پدیده بیابان زایی محسوب می شوند.
▪ سیلخیزی و بروز سیلابهای مخرب:
فزونی و جاری شدن سیلاب های مخرب یکی از پیامدهای جدی بیابانزایی بشمار می روند. بر اساس آمار و ارقام منتشره تعداد دفعات وقوع سیل در طول سالهای ۱۳۳۰ تا ۱۳۸۰ به ۳۷۰۰ مورد رسیده است که افزایشی بیشتر از ۱۰ برابر را نشان می دهد. بررسی مجموعه عوامل زیست محیطی که زمینه ساز این حوادث هستند نشان می دهد که دخالت انسان در چرخه طبیعی آب از طریق تخریب پوشش گیاهی در عرصه های آبخیز،کاربری غیر اصولی اراضی، توسعه سطوح غیر قابل نفوذ و امثال آن احتمال سیل خیزی را در مناطق گوناگون افزایش داده است بطوری که باران رحمت الهی به یک پدیده مخرب تبدیل گشته و باعث از بین رفتن جان و مال انسانها شده و در بسیاری از مناطق زمینهای کشاورزی و تأسیسات زیربنایی کشور را به نابودی کشانده است. این وضعیت نشان دهنده بروز اوضاعی است که بر منابع طبیعی کشور وارد شده است. باران های سیل آسا و کمیاب در مناطق خشک و نیمه خشک کشور که با ایجاد سیلاب باعث هرز روی فزونتر آبهای سطحی در سراب حوضه می شوند در مسیر خود رسوبات نمکدار و گچی را از ارتفاعات تا انتهای مسیل حمل کرده و انباشت بیش از پیش آن را در پایاب حوضه سبب می شوند. نتیجه این وضعیت کاهش تغذیه طبیعی آبخوانها را در سراب حوضه از یکسو و پیشروی آبهای شور کویر را به آبخوانهای پایاب حوضه و اراضی اطراف از سوی دیگر تشدید می کند. علاوه براین ته نشست رسوبات آغشته به املاح گچ و نمک در آرامگاه سیلاب که عموما در حوضه های بسته داخلی قرار دارند منشاء پایان ناپاپذیر خاک و ماسه های نمکداری می شوند که مناطق اطراف خود را آلوده کرده و سبب تخریب خاک و نهایتا از دست رفتن کامل استعداد باروری خاک و در یک کلام بیابانی شدن منطقه می شوند. همچنین آب های جاری سطحی با وجود ناچیز و ضعیف بودن قادرند با شستشوی تدریجی گنبدهای نمک واقع در سطح زمین یا معادن نمک در حال استخراج مناطق وسیع تحت نفوذ خود را آلوده به شوری سازند که این شستشوی تدریجی در دراز مدت منتهی به کویری شدن منطقه می شود. این توضیحات کوتاه برای توجه و امعان نظر به مناطق بالادست حوضه های آبخیز جهت برنامه های مهار بیابان زایی است. اقدامی که تا کنون مخصوصا از طرف بخشهای اجرایی منابع طبیعی به آن توجه کافی نشده و صرفا عملیات مهار بیابان زایی در محل بروز و ظهور آثار این پدیده جستجو شده است. از این رو و برخلاف تصور هرگونه اقدامی که در مناطق بالادست حوضه های آبخیز برای جلوگیری از بروز و تشدید سیلاب صورت گیرد می تواند عملی در جهت مهار بیابانزایی قلمداد شود خواه این کار توسط بخش آبخیزداری وزارت جهاد کشاورزی و یا وزارت نیرو باشد بنا براین تعامل هرچه بیشتر این واحدهای درون و برون سازمانی برای رسیدن به هدف مورد نظر ضروری است.
▪ آلودگی و شور شدن آب
همان طور که قبلا گفته شد بخش کشاورزی حدود ۹۴ درصد مصرف آب کشور را به خود اختصاص داده است. با توجه به سطح گسترده اراضی کشور، استفاده نادرست از منابع آب و نهاده های کشاورزی (کود و سم) می تواند از نظر کمی و کیفی منابع آبی کشور را در معرض تهدید جدی قرار دهد.
یکی از منابع عمده آلودگی آب های کشاورزی استفاده روزافزون از نهاده های کشاورزی از جمله کودهای شیمیایی و سموم دفع آفات است. سموم کشاورزی و کودهای شیمیایی که در چند سال اخیر برای مبارزه با آفات و تقویت خاک کاربردهای زیادی پیدا نموده اند، با نفوذ در منابع آب های سطحی و زیرزمینی، زمینه آلودگی منابع آبی کشور را فراهم نموده اند. آمار و ارقام موجود نشان می دهد که مقدار مصرف کودهای شیمیایی از ۶۳۰ میلیون تن در سال ۱۳۵۵ به بیش از ۳ میلیارد تن در سال ۱۳۸۱ رسیده است.
مصرف سموم کشاورزی نیز مانند کود شیمیایی روند مشابهی را نشان می دهد و مصرف آن در سال های اخیر رشد نسبتا چشمگیری داشته است بطوریکه میزان فروش سموم در کشور در طول کمتر از یک دهه از ۱۴۸۰۰ تن (سال ۱۳۷۴) به ۲۵۸۰۰ تن (سال۱۳۸۱) رسیده است. این افزایش مصرف در حالی صورت می گیرد که بسیاری از کشورها، به ویژه کشورهای توسعه یافته محدودیت های شدیدی را برای مصرف آن ها قائل شده و مصرف آن در سال های اخیر در این کشورها روند کاهشی داشته است. استفاده غیربهینه از نهاده های کشاورزی و آبیاری و زهکشی نامناسب شبکه های آبیاری باعث شده است که سالانه حجم انبوهی از پساب های کشاورزی از طریق رودخانه ها و زهکش ها وارد منابع آبی کشور شده و زمینه آلودگی و شور شدن بسیاری از منابع آبی کشور را فراهم نماید. سالانه ۲۰ میلیون تن فاضلاب تصفیه نشده به آب های داخلی، دریای خزر و خلیج فارس سرازیر می شود و نزدیک به ۱۶۳ رودخانه آلوده در کشور شناسایی شده که ۷۰تا۶۰ رودخانه بیشترین آلودگی را دارند. علاوه بر شوری آب که بر اثر کشاورزی نادرست صورت می گیرد با توجه به تشکیلات زمین شناسی شور در بسیاری از مناطق خشک ایران، شور شدن آب بطور طبیعی نیز اتفاق می افتد باید گفت گسترش شوری در فلات ایران تنها به پهنه های پوشیده از نمک تحت عنوان کفه ها و باتلاق های نمک و سفره های آب شور زیر زمینی محدود نیست، بزرگترین مشکل وجود تشکیلات زمین شناسی محتوی رسوبات تبخیری چون گچ و نمک می باشد که تقریباً در اکثر نقاط ایران وجود دارد. بطور کلی کویرهای نمکی به صورت مرکز اصلی پخش نمک عمل می کنند که در بخش سطحی توسط آب و احیاناً باد و در قسمت عمقی بوسیله نفوذ جریان آب شور اثرات مخرب خود را در زمین های اطراف برجای می گذارند به این ترتیب روان آبهایی که از مناطق بالادست حوضه بسمت پایاب جاری می شوند در بسیاری از موارد به دلیل عبور از همین سازندهای آلوده به گچ و نمک شور شده و گذشته از اینکه کیفیت نامناسبی برای شرب و یا کشاورزی پیدا می کنند، مناطق پایین دست خود را نیز آلوده کرده و به نوعی سبب بروز و تشکیل بیابانهای ثانویه می شوند.

sarad
2nd December 2012, 02:23 PM
سراب پدیده ای علمی و تماشایی


با شنیدن نام سراب معمولا اولین تصاویری که به ذهن خطور می کند ، همان صحنه های خیال انگیز ویژه ازآب و تاب کارتونی هستندکه همگی کمابیش با آنها آشنا هستیم . مناطق سرسبز و زمین های پوشیده از نخل گرمسیری همراه آبگیر یا برکه ای زیبا با آب زلال که البته تمامی به محض رسیدن قهرمان داستان یکباره نیست و ناپدید می شوند .


اما آنچه بخواهید در واقعیت و به دور از این خیال پردازی های سینیاتوری و استادانه سراب را بررسی کنیم باید پذیرفت که این هوا گرم است. شدت نور خورشید چشم هایت را آزار می دهد .برای هیجان کویر پا به این جا گذاشته ای. چندین راهنما خبره همراه یات م یکنند و آب هم به اندازه کافی به همراه ات داری. این گونه است که دریاچه زلال و زیبایی که در دور دست دیده می شود سرابی دلپذیر به نظرت م یآید. اما وای به روزی که بی آب و سایه بان و پای پیاده به کویر بزنی.
برای آنها که تشنگی چندین روزه در کویر را تجربه می کردند، سراب، شوخی زشت و بی مزه کویر است. اما برای آنان که به کشف اسرار کویر م یروند یکی از زیبای یهای منحصر به فرد کویر قطعا سراب است. سراب در حقیقت شکست نور است و دقیقا زمانی رخ می نماید که شاهد یک جا به جایی و تغییر بسیار سریع در چگالی هوا و اتمسفر جو هستیم ، یعنی زمانی که یک لایه هوا به مقدار نسبتا زیادی گر متر از سطح مجاورش باشد.پدیده کاملا علمیتقریبا هیچ تناسبی با شکل نمایشی و کارتونی خود ندارد .
به طور کلی در بیشتر انواع این پدیده شیئی چنان بازتاب می یابد که گویی برکه ای از آب در آن مکان و زیر این شیئوجود دارد . در واقع اگر در جستجوی یک سراب واقعی و طبیعی هستند ، باید سری به مناطق گرمسیری بزنید و معمولترین آنها را در بزرگراه ها ودر سطح جاده های آسفالته مشاهده کنید.
اغلب در جاد ههای آسفالته مستقیم یا در بیابانها ، منظره آب یا برک های دیده می شود، که وقتی بسوی آن حرکت می کنیم،آن هم با همان سرعت و در همان جهت پیش می رود، یا وقتی نزدیکش می شویم، از نظر محو می گردد. این منظره سراب است. سراب یک فریب طبیعت است که در شرایط معین جوی چشم ما را دچار خطای دید م یکند.
اگر بخواهیم علت تشکیل سراب را عنوان کنیم اولین مرحله تابیدن پرتوهای نور خورشید بر سطح زمین و گرم شدن اناست.لایه های هوا که در نزدیکی سطح زمین قرار دارند نسبت به لایه های بالایی گرمتر و رقیقتر می شوند. سپس پرتوهای نور که از خورشید به سوی سطح زمین منتشر می شوند از لایه های غلیظ تر که به لایه های رقیق تر می رسند شکست می یابند و از خط عمود دورتر می شوند و زاویه ی تابش ان ها به زاویه ی حد نزدیک می شود. هنگامیکه زاویه ی تابش به حد برسد پرتو نمی تواند از محیط غلیظ به محیط رقیق تر پایین برسد و در نتیجه بازتابش کلی می یابد و به سوی بالا باز می گردد.این پرتو ضمن برخورد با مولکول ها ی هوا رنگ ابی را بیش از سایر رنگ ها پراکنده می کنند و باعث میشود که ناظر رنگ ابی را بر سطح زمین ببیند و تصور کند که دریاچه ای برابر او قرار دارد...
● چرا سراب پدید می آید؟
اصل و ریشه این پدیده را باید در شیوه حرکت نور در محیطهای مختلف و به تبع آن پدیده شکست و انکسار نور بررسی کرد. پرتوهای نور در عبور از محیطهایی با غلظتهای متفاوت تغییر جهت داده و به عبارتی می شکنند، مثل عبور نور از هوا به آب و یا از هوای گرمتر به هوای سردتر و علت هم به تغییر سرعت نور در محیطهای متفاوت بر م یگردد .
در روزهای گرم ، پرتوهای خورشید که به سطح زمین م یرسند، آن را گرم می کنند. لایه های هوایی که نزدیک سطح زمین قرار دارند، نسبت به لای ههای بالایی ، گرمتر و در نتیجه رقیقتر می شوند. حال پرتوهای خورشید برای رسیدن به سطح زمین باید از محیط غلیظ وارد محیط رقیق شوند، لذا پرتوهای شکست مربوط به آنها از خط عمود دورتر م یشوند. زمانی که پرتوهای تابشی خورشید به زاویه حد (اگر تابش از محیط غلیظ با ضریب شکست بالا بر محیط رقیق با ضریب شکست پایین صورت بنابراین قانون اسنل با این شرایط ، مبهم می شود .زیرا (n۱>n گیرد ( ۲بزرگتر از واحد شود .پس یک sin r های بزرگ i ۱)بنابر این احتمال دارد، برای < n۲/۱n) که در آن (sin r=n۱/n۲ sin i) هست. r= را به ما دهد که برابر واحد یا زاویه اش ۹۰ sin r زاویه بحرانی تعریف می کنیم که حد بیشینه را که از رابطه زیر یافت می شود (c=i) خواهیم داشت زاویه حد sin r= یعنی به ازای ۱: (c=arcsinn۲/n۱) از کلمه لاتین c خواهد شد. بهتر است بدانید که c~ بنابراین درجه ۴۱ :n= به عنوان مثال اگر تابش از هوا بر شیشه باشد داریم ۱.۵ به معنی بحرانی اخذ شده است.) م یرسند. دیگر وارد لایه رقیق نخواهند شد. در نتیجه بازتابش داخلی کلی( اگر تابش Critical صورت گیرد و نیز زاویه تابش از زاویه حد بزرگتر باشد یعنی ( n بر محیط رقیق کوچک ( ۲ ( n از محیط غلیظ بزرگ( ۱در این صورت هیچ نوری بر محیط دوم عبور نمی کند و بر خلاف زاویه حد در مرز مشترک محیط ها نیز نوری i >arcsin n۲/n۱ می نامند که با (Total Internal Reflection) نخواهیم داشت .این بازتابش کامل نور به محیط اول را پدیده بازتابش داخلی کلی نمایش می دهند.) رخ داده و این پرتوها به سمت بالا بر م یگردند. TIR علامت اختصاری پرتوهای بازتابی ضمن برخورد با ذرات هوا ، رنگ آبی را بیش از سایر رنگها پراکنده کرده و موجب می شوند، که ناظر رنگ آبی را روی سطح زمین ببیند. و تصور کند که آنجا برک های وجود دارد. به بیان ساد هتر لایه هوا مانند آینه عمل کرده و آسمان را در خود منعکس می کند و آن را به شکل برکه آبی در برابر دیدگان ما هویدا می سازد. در این هنگام است که با یک سراب روبرو می شویم. در زمینهایی که بطرف بالا شیب دارند، پرتوهای بازتابی بیشتری به ما م یرسد و احتمال رؤیت سراب افزایش مییابد .
به صورت دیگر علت پیدایش سراب را می توان اینگونه بیان نمود که در روزهایگرم ، پرتوهای خورشید که به سطح زمین می رسند، آن را گرم می کنند. لایه هایهوایی که نزدیک سطح زمین قرار دارند، نسبت به لایه های بالایی ، گرمتر و در
نتیجه رقیقتر می شوند.حال پرتوهای خورشید برای رسیدن به سطح زمین باید از محیط غلیظ وارد محیطرقیق شوند ، لذا پرتوهای شکست مربوط به آنها از خط عمود دورتر می شوند.
زمانی که پرتوهای تابشی خورشید به زاویه حد می رسند. دیگر وارد لایه رقیق نخواهند شد. در نتیجه بازتابش داخلی کلی رخ داده و این پرتوها به سمت بالا برمی گردند . پرتوهای بازتابی ضمن برخورد با ذرات هوا ، رنگ آبی را بیش از سایر رنگها پراکنده کرده و موجب می شوند، که ناظر رنگ آبی را روی سطح زمین ببیند. و تصور کند که آنجا برکه ای وجود دارد. به بیان ساده تر لایه هوا مانند آینه عمل کرده و آسمان را در خود منعکس می کند و آن را به شکل برکه آبی در برابردیدگان ما هویدا می سازد. در این هنگام است که با یک سراب روبرو می شویم. در زمین هایی که بطرف بالا شیب دارند، پرتوهای بازتابی بیشتری به ما می رسد و احتمال رویت سراب افزایش می یابد کلا شاخص شکست هوا بر حسب تغییرات دانستیه آن تغییر می کند درنتیجه نوری که از میان لایه های جو بالا با دانستیه های مختلف عبور می کند شکسته می شود. بنابراین اجسام ممکن است به نظر برسد که در موقعیت های غیر واقعی قرار گرفته اند واغلب تغییر شکل یافته به نظر می رسند. پدیده شکست نور از این نوع را سراب می نامند سراب و شرحی دیگر اصل و ریشه ی این پدیده را باید در شیوه ی حرکت نور در محیط های مختلف و به تبع آن پدیده ی شکست و انکسار نور بررسی کرد . همان طور که می دانید پرتوهای نور در عبور از محیط هایی با غلظت های متفاوت تغییر جهت داده و به عبارتی می شکنند ، مثل عبورنور از هوا به آب و یا از هوای گرمتر به هوای سردتر و علت هم به تغییر سرعت نور در محیط های متفاوت بر می گردد . سراب دقیقاً زمانی رخ می دهد که شاهد یک جابجایی و تغییر بسیار سریع در چگالی هوا و اتمسفر جو هستیم : یعنی زمانی که یک لایه هوا به مقدار نسبتا زیادی گرمتر از سطح مجاورش باشد . این اتفاق معمولا در روزهای گرم تابستان روی می دهد ، به شکلی که سطح یک جاده آسفالته که زیر تابش مستقیم خورشید به شدت داغ شده است .لایه هوایی را که دربالای آن قرار دارد ، کاملا گرم می کند و در نتیجه سبب ایجاد تفاوتی فاحش میان چگالی هوای این لایه و لایه های بالایی آن می شود . بدین ترتیب با عبور نور از این سطوح متفاوت جهت آن به سمت بالا تغییر می یابد و سراب ایجاد می شود.
برای بارزتر شدن قضیه به این نکته توجه کنید که به طور معمول پرتوهای بازتابی از یک شیئ مثلا یک خودرو در جهت های متعددی درفضا حرکت می کنند و یک جسم تنها در زمانی قابل رویت خواهد بود که گوشه ای از این پرتوها با مردمک چشم برخورد کنند دریک روز کاملا ابری ، شما تنها همان نوری را می بینید که به طور مستقیم از جسم به سوی چشمانشان بازتاب می یابد ، اما در روزهای آفتابی شرایط کمی متفاوت است در اینجا آن پرتوهایی که به طور مستقیم از شیئی به سوی چشم ها حرکت می کنند همان وضعیت قبلی تکرار می کنند . اما علاوه بر این پرتوهایی نیز وجود دارند که اداره کل هواشناسی استان قم ٥١ اداره پیش بینی وتحقیقات اقلیمی و هواشناسی کاربردی به سمت زمین حرکت می کنند این پرتوها در عبور از لایه سردتر و چگالی تر بالایی به لایه گرمتر و سبک تر پائینی
شکسته و به طرف چشمانش باز می تابنددر نتیجه این فرآیند ، شما شاهد ۲ تصویر یکسان از شیئ خواهید بود ، یکی روی جاده و دیگری در سطح آن مغز انسان تنها قادر به درک حرکت نور در مسیر مستقیم است ، بنابراین چنین به نظر می آید که در سطح جاده چاله ای پر از آب وجود دارد که تصویر دوم حاصل از انعکاس تصویر اول در داخل این آب است . از این نوع سراب به عنوان سراب پائینی و یا فرعی( سراب پست ) یاد می شود چرا که شکل گیری آن در زیر خط افق است. سرابهای بالاتر و اصلی( سراب مرتفع) انواعی هستند که در بالای خط افق ظاهر می شوند . این نوع سراب در چشماندازهای پوشیده از یخ و یا آبهای بسیار سرد روی می دهد.
جایی که یک لایه بسیار سردتر از هوا زیر لایه نسبتاً گرمتر قرار گرفته است و همین باعث می شود سراب خیلی بالاتر از سطح معمول آن ظاهر شود. مشاهده ی قایق هایی که در هوا شناورند بر اثر همین شکل سراب است . در این نوع معمولاً شیئ بازتابی از اندازه های اولیه ی خود خارج شده و تصویری غیر واقعی و بسیار بزرگتر را به نمایش می گذارد. پدیده سراب از خرداد تا شهریور، زمانی که هوا بسیار گرم است بسیار دیده م یشود مه مترین خصیصه در بهتر دیدن سراب رطوبت است که با دمای هوا نسبت مستقیم دارد.
هر چه هوا گرم تر باشد رطوبت در لای ههای نزدیک به زمین بیشتر است و احتمال دیده شدن سراب هم افزایش مییابد.ورزش باد باید جزیی باشد و یا اصلا وجود نداشته باشد تا سراب به خوبی به چشم بیاید. لایه ای بودن آسمان هم به خوب دیده شدن سرابکمک م یکند اگر چه در هوای ابری هم م یتوان سراب را دید.
● سراب در دریا
سراب در دریا نیز بصورت معکوس دیده می شود. البته این در جایی است که هوای مجاور آب ، سرد بوده و در بالای آن نیز هوای گرمی قرار گرفته باشد، آنگاه کشتیهایی که از دور م یآیند و در پشت افق پنهانند، بوسیله این هوای گرم طوری منعکس م یشوند که ما آنها را در آسمان شناور می بینیم. در این حالت معمولاً شیئ بازتابی از اندازه های اولیه خود خارجشده و تصویری غیر واقعی و بسیار بزرگتر را به نمایش میگذارد.
یکی از سرابهای معروف در جزیره سیسیل در تنگه مسینا رخ م یدهد. در شرایط جوی مذکور شهر مسینا در آسمان منعکس م یشود و افرادی که در آبهای تنگه مجاور کشتیرانی م یکنند، این شهر را در هوا شناور می بینند. ایتالیائیها نام این سراب را فاتامورگانا گذاشت هاند، زیرا گمان می کنند که جنی به نام مورگان آن را پدید آورده است.
● سراب کیهانی
با وجود پیشرف تهای زیادی در زمینه کیهان شناسی ، معمایی که هنوز هم حل نشده ، مقدار چگالی ماده موجود در جهان است. چون قسمت نامشخصی از ماده بصورت نامرئی است، امکان دستیابی به مقدار آن برای اخترشناسان تقریبا غیر ممکن است. ولی اخیرا آنها پدیده تاز های کشف کرد هاند که نوید روشن کردن بسیاری پرسشها را پیرامون مقدار تام ماده مرئی و نامرئی در کائنات و پراکندگی آن را در فضا به ما می دهد. این کشف عبارتست از پدیده سرابهای جاذب های .
● سراب های گرانشی
"سرابهای جاذبه ای" زمانی حاصل می شوند که دو ستاره یا بیشتر که در فاصل ههای متفاوتی از زمین واقع شد هاند، بصورت کامل با کره زمین روی یک خط قرار گیرند و بنظر برسد که در آسمان باهم برخورد کرد هاند. روشنایی دورترین ستاره برای رسیدن به ما باید از میدان گرانشی نزدیکترین ستاره بگذرد و در این عبور منحرف م یشود. این انحراف روشنایی یک تغییر شکل و حتی نوعی تکثیر تصویر از ستاره پدید میآورد.
● پیش بینی سراب
آلبرت انیشتین در سال ۱۹۳۶ با استفاده از نسبیت عمومی نشان داد که اگر از دید ناظر رصد کننده ، دو ستاره با کره زمین روی یک خط قرار گیرند، دورترین ستاره علاوه بر تصویر عادی خود که یک نقطه است، تصویر دیگری به شکل یک حلقه نورانی در اطراف آن نقطه روشن ، پیدا خواهد کرد .این حلقه نورانی ، نوعی سراب کیهانی و نوعی توهم بصری است زیرا در عالم حقیقت وجود ندارد .آلبرت انیشتین همخط شدن دو ستاره با زمین را امری بسیار غیر محتمل م یدانست و این پدیده را فقط بصورت تئوری ارایه داده بود .
● سراب پست
سرابهای پست در روی سطوح گسترده جائی که هوای نزدیک زمین گرمتر (بنابراین دانسیته کمتر دارد ) از هوای بلافاصله بالای آن است اتفاق می افتد . این نوع سراب ها خیلی زیاد در نواحی بیابانی دیده می شود ولی ممکن است در روی سطوح هموار جاده ها ، سواحل، دریاها، باند فرودگاهها و غیره نیز اتفاق بیافتد . اجسامی که نزدیک افق قرار دارند بنظر میرسد در داخل استخر آبی منعکس شده اند و تصویری در زیر سطح افق بدست می دهند .آنچه که در واقع رخ می دهد آن است که اشعه های که از آسمان بطرف پائین می آیند همانطوریکه وارد هوای گرمتر و رقیق تر نزدیک سطح زمین می شوند با شیب ملایمی بطرف بالا شکست پیدا کرده و به چشم ناظر میرسند . در این موقع ناظر دچار اشتباه بینائی شده و فکر می کند این اشعه ها از سطح آب شفاف به چشم او می آید . در حالیکه تصویر اجسام روی زمین معکوس شده بنظر می رسند .شکل زیر این اثر را نشان می دهد . چنانچه زاویه تابش خیلی کوچک باشد در اینصورت شکست نور برای جلوگیری از برخورد اشعه ها با زمین غیر کافی می باشد . بنابراین فقط اجسام نزدیک افق ایجاد سراب می کنند . روشنائی با پرتو ضعیفی که در اثر جریانات جابجائی صعودی( کنوکشن) کم عمق ایجاد می شود و همینطور انعکاس قسمتی از آسمان آبی ، ممکن است اشتباه بینائی ناشی از شکست را در سطح آب شدیدتر بنماید .
● سراب مرتفع
در مقابل سراب پست، در روی هر سطح مسطح گسترده در صورتی که هوای نزدیک زمین خیلی سردتر از هوای بالای آن باشد . یعنی وارونگی دما مشخصی وجود داشته باشد سراب مرتفع دیده می شود . در چنین شرایطی اجسام نزدیک افق بنظر می رسد بطور عمودی بالاتر از موقعیت مکانی واقعی خود گسترده یافته اند . در حالت های حدی اجسام زیر افق ممکن است مرئی شوند . شکل زیر نشان می دهد که چگونه اشعه های نورانی در موقع ورود به هوای سردتر و غلیظ تر نزدیک سطح زمین بطرف پائین خم می شوند . سراب نوع مرتفع بیشتر در نواحی جنب قطبی دیده می شوند . ولی بهرحال این نوع سراب ها در سایر مناطق در روی سطوح خشکی ( بویژه در روی زمینهای پوشیده از برف) یا در روی دریا هنگامیکه هوای خشک در بالای یک وارونگی کم عمق سطح زمین وجود داشته باشد نیز ممکن است دیده شوند . در این بخش اثرات تابش مرئی مورد بحث قرار گرفت . سایر شکل ها تشعشع الکترومگنتیک نیز از میان جو انتقال می یابند و هنگامیکه به سطح زمین برخورند ممکن است جذب شده و تبدیل به گرما گردند . مدت زمانی بعد مقداری از این انرژی ممکن است توسط فرآیندهای هدایت ، جابجایی صعودی جریانات یا تشعشع به جو انتقال داده شوند . در بخش بعدی ترمودینامک جو مورد بررسی قرار می گیرد .

sarad
2nd December 2012, 02:25 PM
کمک به کاهش گرمایش جهانی با حذف مواد مخرب ازن


پیوستن به پروتکل های بین المللی فرصتی برای دولت هاست تا در راستای مدیریت بحران های جهانی محیط زیستی حضور و تاثیرگذاری ارزشمندی را داشته باشند.


پروتکل مونترال در زمینه مواد مخرب لایه ازن یک پیمان نامه بین المللی برای حفاظت از لایه ازن است که ۱۶سپتامبر ۱۹۸۷ میلادی به امضاء کشور های متعهد رسیده و از اول ژانویه ۱۹۸۹ اجرایی شده است.
یکی از دستاوردهای بسیار مهم اجرای پیمان نامه های بین المللی و بویژه پروتکل مونترال در ایران ایجاد و تقویت ظرفیت های ملی در بخش های مختلف از جمله ارتقای دانش فنی و انتقال فناوری های نوین سازگار با محیط زیست در بخش های صنعت، کشاورزی و خدمات بوده است.
بهبود توان مدیریتی و ظرفیت های نیروی انسانی متخصص، تقویت و استفاده بهینه و موثر از قوانین و مقررات کشوری و تنویر افکار عمومی نسبت به اهمیت مسائل و بحران های زیست محیطی جهانی و شفاف سازی افکار عمومی در ارتباط با نقش آنها در حفاظت از سیستم های حافظ حیات بر روی کره زمین در راستای نیل به اهداف توسعه هزاره و توسعه پایدار نیز از دیگر دستاوردهای اجرای پروتکل مونترال در ایران بوده است.
در تمامی این سال ها سیاست دولت جمهوری اسلامی ایران همواره بر استفاده بهینه از ظرفیت های ملی و تقویت همکاری ها با کشورهای منطقه و از جمله کشورهای همسایه برای تحقق اهداف مورد نظر بوده است.
برای کشور های مشمول ماده ۵ پروتکل مونترال مانند کشور ایران، سال ۲۰۱۰ میلادی نقطه عطفی در عمل به تعهدات این کشور ها در قبال پروتکل مونترال محسوب می شود و با وجود تمام تجربیات با ارزشی که از اجرای برنامه های حذف ملی فریون ها و سایر برنامه ها و پروژه های حذف بخشی در کشور حاصل شده است، بی شک ورود به مرحله دوم از تعهداتمان یعنی حذف هیدروکلروفلوروکربن ها (HCFCها) از سال ۲۰۱۱ با چالش هایی روبه روست که باید برای حل این مشکلات برنامه ریزی کلانی کرده و از فرصت ها و ظرفیت های به وجود آمده بهره کافی برد.
بر اساس تصمیمات اخیر اتخاذ شده تحت پوشش پروتکل مونترال، مصارف هیدروکلروفلوروکربن ها (HCFC ها) در کشور ایران باید طی یک برنامه زمانبندی، حداکثر تا پایان سال ۲۰۳۰ میلادی به صفر رسیده و طی این مدت عملیات اجرایی حذف و جایگزینی این مواد در بخش های مختلف تولیدی صنعتی و خدماتی انجام پذیرد. این مواد تحت عنوان هیدروکلروفلوروکربن ها (HCFCs) در کشور ما عمدتا به دو صورت گاز مبرد R۲۲ و گاز پف دهنده R۱۴۱b وجود داشته که اولی به عنوان گاز مبرد در سیستم های سردکننده از قبیل سردخانه ها، یخچال های صنعتی و کولرهای گازی خانگی (پنجره ای و اسپیلیت)، چلیرها و گاز دوم R۱۴۱b در کارخانه های تولید اسفنج و عایق بدنه یخچال ها یا قطعات فومی کوچک و بزرگ موارد مصرف دارند. بر اساس تجارب گذشته در حذف CFC ها ، پروتکل مونترال برنامه زمانبندی و مکانیزم های مالی و اجرایی مورد نیاز برای حذف و جایگزینی مواد مخرب لایه ازن را با مواد و تکنولوژی های جایگزین سازگار با محیط زیست از طریق ارائه چارچوب های سیاستگذاری، تدوین مقررات، معرفی جایگزین های مناسب، ظرفیت سازی، آموزش، پایش و نظارت و ارائه کمک های مالی و انتقال تکنولوژی به کشور های عضو این پروتکل فراهم می سازد.
در سطح بین المللی، پروتکل مونترال به عنوان یکی از موفق ترین پیمان نامه های بین المللی زیست محیطی است که تحت این پروتکل، تاکنون مقادیر زیادی از فریون ها و هالن ها به عنوان مواد اصلی تحت کنترل پروتکل و به عنوان مواد مخرب لایه ازن در کشور های در حال توسعه حذف شده است.
از این رو توجه به مدیریت مواد و ترکیبات مضر برای محیط زیست از آن جهت اهمیت دارد که در بسیاری از موارد تاثیرات سوء ناشی از کاربرد این مواد نه تنها باعث تخریب محیط زیست می شوند، بلکه به صورت غیرمستقیم بر نظام های اقتصادی، اجتماعی و سیاسی کشور ها نیز تاثیر سوء دارند.
بر اساس مستندات دفتر حفاظت لایه ازن، یکی از مهمترین دستاوردهای حاصل از حضور و تاثیر متقابل جمهوری اسلامی ایران در اجرای مفاد کنوانسیون وین و پروتکل مونترال انتقال آخرین فناوری های جایگزین سازگار با لایه ازن و دانش فنی مربوطه به واحد های صنعتی، کشاورزی و خدماتی مصرف کننده مواد مخرب لایه ازن در کشور است که نتیجه آن حذف بالغ بر ۹۵۰۰ تن (۱۰۰ درصد) از مواد مخرب لایه ازن در چارچوب برنامه زمانبندی پروتکل مونترال تا انتهای مرحله اول تعهدات یعنی ابتدای سال ۲۰۱۰ میلادی بوده است.
علاوه بر آن، اجرای مفاد ماده ۴ پروتکل در زمینه کنترل تجارت مواد مخرب لایه ازن و لزوم اعمال مقررات ویژه برای کنترل مصرف و واردات مواد و کالاهای حاوی مواد مخرب لایه ازن در کشور موجبات تقویت توان سیاستگذاری و اعمال قوانین و ضوابط ویژه تحت مقررات مربوط به پیمان نامه های بین المللی زیست محیطی را فراهم ساخته است. به گونه ای که کشور ایران نقشی محوری در کنترل تجارت غیرقانونی مواد مخرب لایه ازن را در سطح منطقه ایفا می کند. جمهوری اسلامی ایران در حال حاضر عضو فعال بیش از ۸ مجمع عمومی کنوانسیون وین و پروتکل مونترال بوده و در سالجاری نیز در کمیته اجرایی پروتکل مونترال برای سال ۲۰۱۱ میلادی انتخاب شده است و از این نظر تاثیر بسیار مهمی بر روند سیاستگذاری و تصمیم گیری های اعضاء با توجه کامل به منافع ملی دارد.
● مدیریت مواد مخرب لایه ازن و گازهای گلخانه ای
علی رغم وجود تکنولوژی های جایگزین برای فریون ها، بسیاری از این تکنولوژی ها مبتنی بر هیدروکلروفلوروکربن ها (HCFCs) و هیدرو فلوروکربن ها (HFCs) هستند. با توجه به این که کشور های عضو پروتکل مونترال متعهد شده اند تا مصرف و تولید هیدروکلروفلوروکربن های خود را از سال ۲۰۱۳ میلادی بتدریج کاهش دهند، بنابراین لازم است تا جایگزین های مناسبی برای این گروه از مواد نیز به کار برده شوند. از طرف دیگر هیدرو فلوروکربن ها جزو گاز های گلخانه ای بوده و کشور های عضو پروتکل کیوتو در حال اتخاذ مقرراتی برای مدیریت این قبیل گاز ها که دارای توان گرمایش جهانی بالایی هستند، می باشند.
نکته: هیدروکلروفلوروکربن ها در آینده تحت قوانین کنترل واردات وصادرات و سایرمقررات خرید و فروش شامل مجوز های اجباری و سیستم سهمیه بندی قرار خواهند گرفت
بر این اساس، در پاسخ به چنین وضعیتی، مواد جایگزین با توان گرمایش جهانی کمتر در حال معرفی به بازار هستند. بنابراین لازم است کشور های در حال توسعه نیز در انتخاب تکنولوژی ها و مواد جایگزین به این موضوع با تاکید بیشتری توجه کرده و تا حد امکان از جایگزین هایی که دارای توان گرمایش جهانی بالاتری هستند استفاده نکنند.
● برنامه ای برای مدیریت حذف HCFC ها
حذف HCFC ها (هیدروکلروفلوروکربن ها) در قالب یک برنامه ملی و متناسب با نیاز ها و الزامات خاص کشور انجام می گیرد و اجرای این برنامه نیازمند ایجاد و التزام به تعهدی قوی در دولت و کشور است. این تعهد باید در همه زمینه ها یعنی سیاست ها و قوانین و مقررات، توانمندسازی و ارتقای ظرفیت های داخلی، فعالیت های آموزشی تخصصی و اطلاع رسانی عمومی و همچنین تدوین و اجرای پروژه های حذف فیزیکی هیدروکلروفلوروکربن ها HCFCها ایجاد شود تا به طور دقیق و در انطباق با تعهدات کشور، حذف کامل هیدروکلروفلوروکربن ها HCFC ها محقق شود.
در گام نخست، سازمان حفاظت محیط زیست و دفتر حفاظت لایه ازن به نمایندگی از طرف دولت ایران با همکاری آژانس های اجرایی اقدام به تهیه برنامه مدیریتی حذف هیدروکلروفلوروکربن ها HCFC ها (HPMP) کرده است. این طرح استراتژی کلی برای حذف هیدروکلروفلوروکربن ها HCFC ها را شامل می شود که در راستای اجرای تصمیم نشست نوزدهم اعضای پروتکل مونترال و خصوصا به منظور نیل به اهداف سال های ۲۰۱۳ و ۲۰۱۵ است.
در تدوین این برنامه مدیریتی باید تاثیر مشکلاتی از قبیل رکود اقتصاد جهانی و بحران انرژی بر مصرف کنندگان هیدروکلروفلوروکربن ها HCFC مد نظر قرار گیرد. بنابر این ضرورت دارد تا مصرف کنندگان هیدروکلروفلوروکربن ها HCFCها با دقت بیشتری مورد ارزیابی قرار گیرند تا این ارزیابی پایه و اساس چگونگی دخالت دولت در این پروژه برای رسیدن به اهداف سال های ۲۰۱۳ و ۲۰۱۵ باشد.
بدون شک یکی از بزرگ ترین مصرف کنندگان هیدروکلروفلوروکربن ها HCFC ها تولیدکنندگان دستگاه های تهویه و تبرید و همچنین سرویس کاران و قسمت خدمات پس از فروش این دستگاه ها هستند. این مساله باید به صورت نظام مند و همه جانبه در تطابق با تعهدات کشور در قبال پروتکل مونترال مورد توجه قرار گیرد.
هیدروکلروفلوروکربن ها در آینده تحت قوانین کنترل واردات و صادرات و سایرمقررات خرید و فروش شامل مجوز های اجباری و سیستم سهمیه بندی قرار خواهند گرفت. از این رو برای واردکنندگان و توزیع کنندگان بسیار مهم است که در فرآیند تدوین برنامه مدیریت حذف هیدروکلروفلوروکربن ها HCFC ها همکاری و مشارکت کرده و اطلاعات و تجربیات خود در زمینه واردات و فروش هیدروکلروفلوروکربن ها HCFC ها را عرضه کنند تا به این ترتیب دستیابی کشور به تعهدات خود در قبال پروتکل مونترال را تسهیل کنند. این مساله بسیار مهم است که به یک تخمین دقیق و حساب شده از مقدار پایه مصرف در کشور برسیم. همچنین ضروری است که گردانندگان صنعت و دیگر سازمان های مرتبط با دفتر لایه ازن همکاری نزدیکی داشته باشند تا به هدف حذف هیدروکلروفلوروکربن ها HCFC ها در راستای برنامه راهبردی تعریف شده دست یابیم.
● مراحل اجرایی دولت برای یاری رساندن به صنعت
برنامه عمران سازمان ملل متحد (UNDP) به عنوان آژانس راهبر و برنامه محیط زیست سازمان ملل متحد (UNEP)، آژانس همکاری های بین المللی آلمان (GIZ) و سازمان توسعه صنعتی ملل متحد (UNIDO) با دفتر لایه ازن همکاری می کنند، در جریان بررسی های اولیه، دفتر حفاظت لایه ازن با همکاری برنامه عمران سازمان ملل متحد و با کمک کارشناسان داخلی و بین المللی برآورد اولیه ای از مصارف HCFC ها در بخش های مختلف انجام داده است.
باید توجه داشت که واحد های سرویس و نگهداری و خدمات پس از فروش نیز باید به عنوان بخشی از بررسی ها مورد ارزیابی قرار گرفته و اطلاعات لازم در زمینه عملیات خدمات و تعمیر و ساختار و توانمندی های این بخش در استفاده از جایگزین های هیدروکلروفلوروکربن ها HCFC ها جمع آوری شود. به این ترتیب واحد های سرویس و نگهداری و خدمات پس از فروش در قبال همکاری های نزدیک و صمیمی با دفتر لایه ازن از کمک های موجود در طول برنامه حذف هیدروکلروفلوروکربن ها HCFCها برخوردار می شوند.
به این ترتیب دولت جمهوری اسلامی ایران با یک عزم ملی می تواند در اجرای تعهدات خود موفق عمل کرده و به دستاوردهای مورد نظر در اهداف تعیین شده از سوی پروتکل مونترال دست یابد.

sarad
2nd December 2012, 02:26 PM
اثرات توپوگرافی ناحیه ناهموار در ارتفاع ژئوئید


اثرات جرم های توپو گرافی در تعیین ارتفاع ژئوئید در سه جمله تعریف شده است.


این سه جمله عبارت اند از اثر مستقیم توپوگرافی روی گرانی اثر غیر مستقیم اولیه توپوگرافی روی پتانسیل و اثر غیر مستقیم ثانویه توپوگرانی.مارتینس(۱۹۹۸ ) و نهاوندچی(۲۰۰۰ ) معادلات متفاوتی را براس محاسبه این اثرات معرفی کرده اند. دراینجا روش های متفاوت مربوط به این دو مولف برای منطقه کوهستانی(کوه های راکی) با هم مقایسه می شوند و اختلاف این دو رهیافت و به صورت عددی محاسبه می شود لازم به ذکر است که از اثر ثانویه غیر مستقیم به علت کوچکی آن در این تحقیقات چشم پوشی شده است.

sarad
2nd December 2012, 02:27 PM
بیتومن


تعدادی از مواد فسیلی غنی از مواد آلی در دوره های مختلف زمین شناسی به عنوان یک منبع سوخت مورد استفاده قرار می گیرد و روشهای شیمی فیزیکی برای تعیین و توزیع ساختار آنها مورد استفاده می گیرد. یکی از این مواد بیتومن ها بودند که این روشها هنوز محدود و ناکارآمد هستند.


فهمیدن خصوصیات بنیادی و اساسی و ساختار بیتومن ممکن است به روش جدیدی برای فرآوری مواد آلی به مایعات و سیالات گازی کمک کند.
مواد آلی موجود در (بیتومن ها) قیرهای طبیعی مواد حاصل از باقیمانده موجودات زنده به صورت آلی و نفوذ آنها در سنگهای ریگی، لجنی، رسی و سنگهای آهکی (کربناتی) (لیمیت ها و دلومیت ها) می باشد. یا این رسوبات می توانند حاصل از رسوبات دریاچه های نمکی باشند که طی سالیان دراز رسوب کرده اند و در اثر تغییرات محیط آنها نیز تغییر کرده اند.
یکی از بیتومن هایی که به طور طبیعی یافت می شود در داخل تشکیلات آلی موجود در سنگهای رسوبی مرسوم به سنگ نفت می باشد.
بیتومن ها در اشکال مختلفی وجود دارند به شکل نفت مایع تا آسفالت با ویسکوزیته بالا و آسفالت جامد و آسفالت پیروبیتومن، که همگی آنها در حلال دی سولفید حل می شوند.

مقدار بیتومن در سنگهای رسوبی (سنگ نفت) و... به مقدار خیلی کمی وجود دارد.
با مطالعه خصوصیات بیتومن های طبیعی به خوبی می توان درباره خصوصیات شیمیایی و ساختاری بیتومن ها توضیح داد. همچنین می توان خصوصیات فیزیکی و پارامترهای شیمیائی را مورد بررسی قرار داد.

sarad
2nd December 2012, 02:28 PM
مطالعه خط لرزه ای بازتابی دوبعدی

در این مطالعه داده های به دست أمده از خط لرزه نگاری دریایی،واقع در جنوب جزیره قشم در خلیج فارس، مورد پردازش قرار کرفت. مقطع لرزه ای حاصل از این پردازش نشان داد که دامنه بازتاب های افق های لرزه ای عمیق تر، به خاطر تضعیف انرژی بازتاب ها در اثر عوامل مختلف، ضعیف است.

برای بازگرداندن اندازه دامنه این بازتاب ها به مقدار، وقعی، تغییرات دامنه آنها در مقابل دورافت (amplitude variation versus offset AVO) مورد بررسی قرارگرفت. برای این منظور، دسته های زاو یه ای (angle gather) رد لرزهء نقطهء عمق مشترک (cdp) در حوزه زاویه برخورد تشکیل شدند. برای حذف بازتاب های تکرار، نوفه های با دامنه زیاد که عملکرهای مرسوم آن ها را حذف نکرده بودند، در حوزه زمان فاصله پنجره های برش (mute) با زاویه های مختلف انتخاب شدند. پنجره برش با زاویه ینج تا سی، پنج درجه، بیشترین تاثیر را برای حذف نوفه های یادشده نشان داد. برای بررسی تغییرات دامنه داده ها در مقابل دورافت، مقطع شیوAVO داده های لرزه ای تهیه شدند. پس از تهیه مقطع شیو در فاصله زمانی ۱۶۰۰ تا۱۸۵۰ میلی ثانیه و در ۳۲۰۰ میلی ثانیه، مقطع مذکور شیو منفی قابل ملاحظه ای به دست آمد. بی هنجاری های مورد اشاره با توجه به اطلاعات زمین شناسی موجود از منطقه مورد مطالعه، به حضور تله های گاز نسبت داده شد. در این مطالعه، استفاده از عملگر دامنه در مقابل دورافت (AVO) نشان داد که بی هنجاری دامنه که به خاطر تضعیف انرژی در اثر عوامل مختلف روی مقطع معمولی محو شده بود را می توان در محدوده زمانی ۱۶۰۰ تا ۱۸۵۰ میلی ثانیه آشکار سازی کرد.

sarad
2nd December 2012, 02:28 PM
پرقدرت ترین توفان ها


● توفان پیچنده و توفند:
پر قدرت ترین توفان ها حوالی غروب ۲۴ ژوئن ۲۰۰۳، دهکدة کوچک منچستر در داکوتای جنوبی، در هم پیچیده شد: دیوارها، سقف ها، نرده ها، تلویزیون، یخچال و ... همه از زمین کنده و در یک توفان پیچندة تاریک و ضخیم با قطر نیم کیلو متر نا پدید شدند.


سرعت این توفان ۳۲۲ کیلومتر در ساعت بود. حدود یک مایل آنطرف تر، رکس جیر از پشت پرده، بلعیده شدن دهکده را می دید. اما به نظر می رسید توفان در جای خود ثابت مانده، نه به چپ می رفت نه به راست. چند لحظه طول کشید تا رکس که از وحشت خشک شده بود، تشخیص داد این به چه معنی است. طوفان مرگبار مستقیم به سمت او در حرکت بود. با آنچه او دیده بود، مطمئن بود که حتی در زیرزمین هم امن نخواهد بود، به سرعت همسر و برادرش را در ماشین انداخت و در جهت مخالف حرکت توفان حرکت کرد. اما درهمان زمان، دو محقق در خلاف جهت و به سمت این هیولا پیش می رفتند. آنها چند جعبة فولادی ۲۰ کیلو گرمی را در مسیر حرکت این توفان قرار دادند. در داخل آن یک دوربین فیلمبرداری و ۳ دوربین عکاسی جاسازی شده بود. توفان ۸۰ ثانیه بعد به اولین جعبه رسید و... در آسمان چه می گذرد؟ توفان های پیچنده (Tornadoes) و توفند ها (Hurricanes) درمناطق گوناگون با نام های متفاوت و جلوه های خاص ظاهر می شوند و بیشترین میزان خسارت های جانی و مالی را از بین کل توفان ها در پی دارند این توفان ها بر حسب نحوه تشکیل؛ محل تشکیل و سایر خصوصیات به نام های مختلف خوانده می شوند:
▪ توفند ها(Hurricanes): بر فراز اقیانوس های گرم استوایی تشکیل می شوندو سواحل مناطق مختلف دنیا را در هم می کوبند. در اقیانوس آرام و آسیای جنوب شرقی به آنها تایفون( Typhone) می گویند ، در اقیانوس هند به نام سایکلون( Syclone) معروفندو درسواحل دریای کارائیب، هاریکن(Hurricane) نامیده می شوند.
▪ تـوفان های پیچنده(Tornadoes): تورنادو ها می توانند در هر نقطة زمین بوجود آیند، اما فراوانترین محل تشکیل آنها، شرق کوه های "راکی" در ایالات متحده است.
آنها یکی از پرقدرترین توفان ها محسوب می شوند. اگر در صحرا ایجاد شوند، قدرت زیادی ندارند و تنها ماسه ها را با خود بلند می کند که به آن گرد باد می گوییم. در آفریقا آنها را سایمون (Symoon) می نامند. اگر بر روی آب تشکیل شوند فوران های آب ) (Waterspout نامیده می شوند. مقدمه ایجاد این توفان ها، توفان تندری( Thunderstorm) است. توفان های تندری در هوای گرم و مرطوب ایجاد می شوند. اغلب با تگرگ، بادهای شدید و توفان های پیچنده همراهند. در عرض های پایین تر توفندها(Hurricanes) و توفان های استوایی نیز با آنها همراه می شوند. فشار کم و هوای گرم و مرطوب، شرایط را برای ایجاد Supercells ( توفان تندری بسیار سهمگین و نادر) فراهم می کند که به نوبة خود، شرط تشکیل توفان پیچنده است.
▪ منبع انرژی توفان تندری و پیچنده یکی است: گرمای پنهانی موجود در هوای گرم و مرطوب. به خاطر داشته باشید که شما نمی توانید این گرمای پنهانی را با دماسنج اندازه بگیرید. رادارهای دوپلر(Doppler) تشکیل و حرکت توفند ها را تعقیب می کنند و معمولا به موقع، تشکیل توفان پیچنده را پیش بینی می نمایند و از این طریق جان بسیاری را نجات می دهند. عکس های ماهواره ای، تصاویر شگفتی از این نیرو های عظیم طبیعت به نمایش می گذارند. اگر شما هم به زیبایی خلق نیرو های شگفت طبیعت علاقمندید، در خواندن این مطلب، با ما همراه باشید! توفندها: همانطور که می دانید، خشکی ها سریعتر و بیشتر از آب گرم می شوند. جزایر کوچک استوایی که در اقیانوس پراکنده اند، در روزهای گرم به یک نقطه داغ در میان اقیانوس سرد تبدیل می شوند. هوای بالای جزیره هم باطبع داغتر از هوای اطرافش می شود و به طرف بالا می رود. به محض جابه جا شدن هوای گرم، هوای سردتر، از اطراف برای پر کردن جای آن به آن سمت جریان می یابد.
اگر جزیره خیلی داغ نباشد، این جابه جایی، نسیم ملایم دریایی را سبب می شود، اما اگر هوا خیلی گرم شود سریع بالا می رود و باد های شدید از فواصل دور به آن طرف وزیدن می گیردو به این ترتیب، پدیدة دیگری رخ می دهد. فرض کنید باد از استوا به طرف جزیره ای که ۱۰۰ مایل در شمال آن قرار گرفته، بوزد. چون زمین به دور محور خود می چرخد، جزیره، دریا و هوای بالای آن نیز، می چرخند، بنابراین باد عملا نه به شمال بلکه به طرف شرق حرکت می کند. چون زمین در استوا بزرگترین دایره را دارد، حرکت شرقی باد سریع تراز حرکت شرقی جزیره است. بنابر این ظاهرا باد هرگز به جزیره نمی رسد . اما واقعیت این است که هر چه باد، به جزیره نزدیکتر شود، قدرت مکش ناشی از برخاستن هوای گرم، بیشتر می شود و در نتیجه باد با یک انحنای بسیار شدید، به طرف جزیره تاب می خورد که نتیجة آن یک چرخش عظیم است. همة بادها یی که از جهات مختلف به سمت جزیره حرکت می کنند،همین شرایط را دارند. بنابر این آنچه ایجاد می شودمجموعه ای از باد های وزنده است که حول یک محور خالی( هوای گرم بالا رفته) جمع می شوند. هوا خیلی به آهستگی به درون این مرکز خالی نفوذ می کند تا جای خالی هوای داغ را بگیرد.
این عمل ممکن است روزها به طول انجامد. در این مدت ( گاهی ۲ ۳ هفته) بادهای جانبی، این تودة چرخنده و توفانی عظیم را با خود جابه جا می کنند . اگر دریا نوردان با یک توفند مواجه شوند، نتیجه اش باد های سهمناک، امواج خروشان و باران سنگین است. اما در مرکز توفان، بادها متوقف می شوند، ابرها بازمی شوند، هر چند امواج سهمگین برقرارند. کمتر کشتی می تواند از این موقعیت جان سالم به در برد. مگر اینکه کاملا مجهز باشد. این نقطه را" چشم توفان" می نامند. فشار هوا اینجا بسیار پایین است و دریا نوردان می دانند که هنوز نیمة دیگر توفان در پیش است زیرا آنها در مرکز توفان قرار دارند. علاوه بر وجود جزایر، بالا رفتن سریع هوای گرم در اثر توفان تندری نیز می تواند سبب ایجاد توفند شوند. همانطور که در خشکی باعث ایجاد توفان پیچنده می شوند.
اگر آب دریا هم به اندازة کافی گرم شود، همین اتفاق می تواند بیافتد. در این صورت دمای آب برای تشکیل توفند باید بیشتر از ۵/۲۶ درجة سانتیگراد باشد. نقشه زیر نمایشگر دمای سطح آب در نیمکرة شمالی است. نقاط زرد ، نارنجی و قرمز دمای مناسب برای تشکیل توفند ها است. علاوه بر دمای بالای آب دریا، رطوبت نسبی بالا نیزدر تروپوسفر میانی یا پائینی لازم است. این امر باعث افزایش گرمای نهان در منطقه می شود. طول عمر هاریکن ها از تشکیل تا تخریب دو تا سه هفته است. آنها با رسیدن به آبهای خنک تر یا خشکی ، به سرعت انرژی خود را از دست می دهند و از شدت و قدرتشان کم می شود. توفان های پیچنده: اکثرا در بهار و تابستان دیده می شوند.
هر سال حدود ۸۰۰ توفان گزارش می شودکه منجر به کشته شدن ۸۰ نفر و مجروح شدن ۱۵۰۰ نفر می گردد. آنها به همراه توفان تندری( Thunderstorm ) تشکیل می شوند و در آغاز شکل گیری، نامرئی هستند تا اینکه آنقدر گرد و خاک و ش ئ با خود بلند می کنندتا از دور دیده شوند. به ندرت اتفاق می افتد که چند توفان پیچنده با هم ایجاد شوند. توفانهای پیچنده از لحاظ قدرت به سه دسته تقسیم می شوند:
۱) توفان های ضعیف: ۶۹ % کل توفان های پیچنده، کمتر از ۵% آنها منجر به مرگ شده اند، طول عمری بین ۱ ۱۰ دقیقه دارند. سرعت باد کمتر از ۱۱۰ مایل در ساعت است.
۲) توفان های قوی: ۲۹% کل توفان های پیچنده ، ۳۰% انها منجر به مرگ می شوند، طول عمرشان بیش از ۲۰ دقیقه است. سرعت باد بین ۱۱۰ ۲۰۵ مایل در ساعت است.
۳) توفان های مخرب: ۲% کل توفان های پیچنده ، ۷۰% آنها منجر به مرگ می شوند. طول عمرشان تا ۱ ساعت هم می رسد. سرعت باد بیش از ۲۰۵ مایل در ساعت است.
● باور های غلط از تورنادو:
▪ باور: نواحی نزدیک رودخانه ها، دریاچه ها و کوه ها از خطر توفان در امانند.
▪ واقعیت: هیچ مکانی از خطر توفان های پیچنده در امان نیست.در اواخر دهة ۸۰، توفانی پارک طبیعی Yellowstone را در نوردید. مسیر توفان از بالا به پایین ۱۰۰۰۰ فوت بود.
▪ باور:کاهش فشار ایجاد شده توسط توفان سبب انفجار خانه ها می شود.
▪ واقعیت: باد شدید و برخورد آن به ساختمان ها و نفوذ آن به داخل خانه ، سبب فرو پاشی ساختمان ها می شود.
▪ باور: پنجره ها باید باز گذاشته شوند تا تعادل فشار در خانه برقرار شود و حداقل خسارت بوجود آید.
▪ واقعیت: پنجره های باز اجازه می دهند باد ویرانگر به داخل خانه بوزد. پنجره ها را به حال خود بگذارید و هر چه سریع تر خود را به محلی امن برسانید!
● تناوب توفان های پیچنده : توفان های پیچنده در هر زمانی از سال می توانند بوجود آیند اما فصل رایج آنها در عرض های پایین، اسفند تا اردیبهشت است و در عرض های بالا، در تابستان رخ می دهند. تشکیل آنها معمولا در بعد از ظهر و غروب است اما گاهی صبح هم دیده شده اند. جهت حرکت آنها بیشتر از جنوب غرب به شمال شرق است اما در جهات دیگر هم حرکت می کنند.
▪ سرنخ های محیطی: هنگام ظاهر شدن توفان های پیچنده ، معمولا این علائم ظاهر می شود:
ـ آسمان تیرة سبز رنگ،
ـ ابرهای دیواره ای،
ـ تگرگ های درشت،
ـ غرش بلند مانند قطار.
● توفان های پیچنده چگونه تشکیل می شوند؟ مراحل تشکیل توفان های پیچنده عبارتند از:
۱) یک ساندویچ بزرگ از لایه های هوا در اتمسفر تشکیل می شود. هوای داغ و مرطوب زیر هوای سرد و خشک قرار می گیرد. یک لایه هوای پایدار گرم و خشک ، بین این دو لایة فعال قرار دارد.
۲) لایه پایدار میانی بوسیله باد در لایه های بالایی اتمسفرسوراخ شده، از بین می رود.
۳) هوای داغ پایین بالا می رود و در هوای کم فشار بالایی منبسط می شود.
۴) همچنانکه هوا سرد می شود، رطوبت موجود در آن متراکم می شود. گرمای پنهان آزاد می شود که نتیجه اش گرم شدن هوا و فعال شدن آن می شود. سرعت جریان هوا به بیش از ۱۵۰ مایل بر ساعت می رساند. در این حالت توفان تندری ایجاد شده است.
۵) توفان تندری ممکن است در اثر باران یا تگرگ شدید از بین برود و یا می تواند به یک تورنادو تبدیل شود.
۶) بر هم کنش بین هوا در ارتفاعات مختلف، رطوبت ها و دماهای مختلف، سبب ایجاد باران، رعد و برق، چرخش هوا و در نهایت یک مزوسیکلون(Mesocyclone ) می شود. مزو سیکلون، ناحیة چرخشی توفان است که قطری معادل ۲ ۶ مایل دارد. توفان های پیچنده از مزوسیکلون ایجاد می شوند اما هر مزوسایکلونی منجر به توفان پیچنده نمی شود. چرخش ها در نیمکرة شمالی در جهت عقربه های ساعت است.
۷) توفان های پیچنده در پایین مزوسیکلون تشکیل می شود. هر چه ستون هوای چرخنده باریک تر می شود، سریعتر می چرخد. این چرخش بصورت افقی است. اما اگر باد جنوبی در نزدیک زمین بوزد( فلش نارنجی) و باد غربی از بالای آن بوزد( فلش آبی)، شکست باد( جایی که جهت وزش باد تغییر می کند) سبب می شود تا ستونی از هوا در نزدیکی زمین به چرخش در آید. ( فلش صورتی). در نتیجه این نیروهای فیزیکی، گردباد به موقعیت عمودی در می آید.

sarad
2nd December 2012, 02:29 PM
مشکل وارونگی سرعت و لایه نازک در برداشت های لرزه ای

در یک مدل زمین چند لایه ای وقتی که ضخامت لایه ای از حد نظری کو چک تر باشد سیگنال های شکست مرزی از آن لایه به عنوان اولین رسید ثبت نخواهند شد. و لایه پنهان خواهد ماند.

این پدیده به نام زون کور شناخته می شود. اگر در مدل زمین چند لایه ‘ سرعت در لایه ای کمتر از سرعت بالایی و پایینی باشد‘ هیچ نوع رسید شکست مرزی از آن لایه به سطح زمین نخواهد آمد‘ چنین حالتی را پدیده وارونگی سرعت می نامند و لایه ای که این پدیده در آن رخ خواهد داد. در این بررسی نشان داده می شود که از رسیدهای تأخیری مانند بازتاب فوق بحرانی برای تشخیص و تعیین پارامترهای زون کور می توان استفاده کرد. همچنین نشان داده می شودکه درصورت وجود ناهمواریهایی در سطح شکنا‘ و با تعیین فاصله افقی بین اثرات این ناهمواریها روی منحنی زمان مسافت می توان وجود یا نبود لایه مخفی را تشخیص داده و پارامترهای آن را محاسبه کرد.

sarad
2nd December 2012, 02:30 PM
اثرات نفوذ پذیری کشف ساحل بر بالا روی امواج و تنش اعمال شده به بستر

در این تحقیق اثر نفوذپذیری بستر ساحل بر بالا روی موج از ساحل و نیز شمای اویاری خطوط جریان و مسیر حرکت ذرات شاره درون بستر نفوذپذیری با استفاده از روش آزمایشگاهی بررسی شده است.


آزمایش ها با استفاده از تابش امواج به ساحل مصنوعی نفوذپذیری در آزمایشکاهی هیدرولیک دریای مرکز تحقیقات حفاظت خاک و آبخیزی انجام شده است همانطور که میدانیم خصوصیات کلی جریان به نوع ساختار(نفوذپذیری) بستر بستگی دارد بر حسب این ساختار سه پارامتر تنش برشی بستر پروفیل سرعت و مولفه سرعت های تراوشی نوسانی(W ) درون بستر تغییر می کنند.هنگامی که شاره در اثر افزایش هد به درون بستر نفوذ می کند در اصطلاح درون بستر مکش ایجاد می شود.دراین حالت خطوط جریان به بستر نزدیکتر می شود و متوسط سرعت در نزدیک بستر بیشتر و تنش روی بستر تا ۳/۵ برابر افزایش می یابد در اثر کاهش هد شاهر از درون بستر به بیرون تراوش می کند و در اصطلاح از درون بستر به سمت شاره جوشش ایجاد می شود در این حالت خطوط جریان از بستر دور می شود و متوسط سرعت در نزدیک بستر کاهش می یابد واز تنش روی بستر تا ۷۰ درصد کاسته می شود.برای بررسی تاثیر ساختار (نفوذپذیری) ساحل روی بالا روی از ۵ موج منظم در محدودی تیزی ۰/۰۱۵ تا ۰/۰۵ در آب عمیق استفاده شده است.میزان بالا روی امواج با استفاده از درپایه های ارتفاع سنج موج که به صورت مایل روی شیب ثابت (۴:۱ ) ساحل مصنوعی نصب شده بودند ثبت و اندازه گیری شده است.با استفاده از دوربین فیلمبرداری در زیر آب و درون بستر و با تزریق رنگ به درون بستر خطوط جریان و مسیر حرکت ذرات شاره در سه نفوذپذیری متفاوت رسم شده است.همچنین سرعت جریان درون بستر در دو نقطه نزدیک سطح بستر و عمق بستر محاسبه شده است.با معرفی سرعت تراوشی نسبی بدون بعد نشان داده شده است که در یک تناورب خاص با افزایش در حالت مکش مقدار تنش وارد بر بستر افزایش و با افزایش سرعت نسبی در حالت جوشش مقدار تنش وارد بر بستر کاهش می یابد.

sarad
25th December 2012, 06:29 PM
گسل ، تقسیم بندی ها و تعاریف


گسل ها عبارت از شکستگی هایی هستند که در آنها ، سنگهای طرفین صفر شکستگی ، به موازات این صفحه لغزش پیدا می کنند و به کمک همین مشخصه ، می توان آنها را از درزه ها تشخیص داد. لغزش گسل ها در انواع مختلف متفاوت است. از چند میلیمتر تا چندین کیلومتر تغییر می کند. در ادامه مطلب موارد زیر به صورت مفصل توضیح داده می شود :


۱)تعریف گسل
۲) عناصر و ویژگی های گسل
۳)تقسیم بندی گسل ها بر اساس :
۱»هندسی گسل ها
۲» زاویه شیب گسل
۳»تقسیم بندی بر اساس حرکت ظاهری
۴»بر اساس حرکت ظاهری گسل یا تقسیم بندی زایشی گسل ها
۵» وضعیت گسل ها نسبت به هم
۶» حالت گسل نسبت به چینه بندی
۷» وضعیت گسل نسبت به طبقات اطراف
۴)نشانه های شناسایی گسل ها
۵) انواع پرتگاه ها
● تعریف گسل: گسل ها ، شکستگی هایی همراه با تغییر مکان نسبی هستند که به موازات سطح گسل انجام گرفته اند . . بعضی از گسل ها فقط چند سانتی متر طول دارند و جابجایی آنها در حدود سانتی متر است ، در صورتی که گسل هایی هم با صد ها کیلومتر جابجایی در حدود چند کیلومتر و حتی دهها کیلومتر دیده می شوند . در بعضی موارد ، یک گسله به صورت مجزا دیده می شود ولی در پاره ای حالات ، چندین گسله موازی و نزدیک به هم دیده می شوند که به نام منطقه گسله نامیده می شوند. گاهی نیز بدون این که یک شکستگی مشخص در سنگها دیده شود، سنگها نسبت به هم تغییر مکان می یابند که منطقه بین آنها ، به نام منطقه برش موسوم است.
● عناصر و ویژگی های گسل
الف ) شیب و امتداد گسل
در حالت کلی سطح گسل را می توان به صورت یک سطح مستوی در نظر گرفت ، لذا شیب و امتداد ان را همانند شیب و امتداد طبقات اندازه گیری می نمایند . در حالت کلی ، امتداد گسل ، امتداد یک خط افقی در سطح گسل است ، که مقدار ان نسبت به شمال بیان می شود .زاویه بین سطح افق و سطح گسل را شیب گسل می نامند .
ب ) کمر بالا و پائین
قطعه ای واقع در بالای سطح گسل بنام کمر بالا و قطعه پائین ان بنام کمر پائین نامیده می شود . بدیهی است این تعاریف در مواردی صادق است که گسل قائم نباشد زیرا در این حالت بالا و پائین صفحه گسل مفهومی نخواهد داشت .
ج ) اثر گسل
محا تقاطع صفحه گسل با سطح زمین بنام اثر گسل یا خط گسل نلمیده می شود . خط گسل در بسیاری حالات یک خط مستقیم است اما در مواردی که شیب صفحه کم بوده و پستی و بلندی سطح زمین زیاد باشد ، ممکن است به حالت نامنظم دیده شود .
د ) زاویه ریک یا پیچ
این زاویه عبارت است از زاویه بین خطی که اثر حرکت گسل را در روی صفحه ان نشان می دهد یا خط افقی که در صفحه گسل قرار دارد .
ه ) زاویه میل
زاویه های بین خط موجود در صفحه گسل با صفحه افقی را زاویه میل نامند .
● تقسیم بندی هندسی گسل ها
الف ) گسل امتداد لغز
گسلی است که در ان لغزش کلی به موازات امتداد گسل می باشد در این حالت لغزش کلی گسل معادل لغزش امتدادی بوده و در جهت شیب ، مولفه لغزش وجود نخواهد داشت . همچنین زاویه ریک لغزش کلی در این حالت معادل صفر خواهد بود .
ب ) گسل شیب لغز
گسلی است که در ان لغزش کلی در جهت شیب سطح گسل می باشد به عبارت دیگر در مورد این گسل ها . لغزش کلی و شیبی با یکدیگر مساوی بوده و مولفه لغزش امتدادی معادل صفر خواهد بود زاویه ریک لغزش کلی در مورد این دسته از گسل ها معادل ۹۰ درجه است .
ج ) گسل مورب لغز
در این دسته از گسل ها ، لغزش کلی نسبت به امتداد یا شیب به سطح گسل مورب می باشد . بدیهی است در این گسل ها لغزش کلی دارای هر دو مولفه امتدادی و شیبی خواهد بود . زاویه ریک لغزش کلی در این حالت از صفر بیشتر و از ۹۰ درجه کمتر می باشد .
● تقسیم بندی بر اساس زاویه شیب گسل
الف ) گسل های پر شیب : گسل هایی پر شیب آنهایی هستند که زاویه شیبشان از ۴۵ درجه بیشتر است .
ب ) گسل های کم شیب : هرگاه زاویه شیب کل کمتر از ۴۵ درجه باشد ، بدین نام خوانده می شود .
ج) گسل عمودی : اگر شیب صفحه گسل بیشتر از ۸۰ درجه باشد، گسل را عمودی می نامند.
● تقسیم بندی بر اساس حرکت ظاهری
الف ) گسل عادی یا مستقیم : گسلی که در ان کمر بالا نسبت کمر پائین به طرف پائین حرکت کرده باشد .
ب ) گسل رانده یا معکوس : گسل معکوسی که در آن کمر بالا به طرف بالا حرکت کرده باشد . در حالت کلی شیب گسل بیشتر از ۴۵ درجه است .
● تقسیم بندی زایشی گسل ها (بر اساس حرکت ظاهری گسل)
الف ) گسل رانده : گسلی که در ان کمر بالا نسبت به کمر پائین به سمت بالا حرکت کرده باشد . تشکیل گسل های رانده با کوتاه شدن لایه ها و طبقات همراه است .معمولا گسلهای رانده را بر حسب زاویه شیب به سه دسته تقسیم می کنند :
▪ اگر زاویه شیب بیش از ۴۵ درجه باشد گسل ،گسل معکوس نام دارد .
▪ اگر کمتر از ۴۵ درجه باشد بنام رانده خوانده می شود .
▪ اگر زاویه شیب این گسل ها کمتر از ۱۰درجه و لغزش کلی آنها زیاد باشد گسل بنام رورانده موسوم است
ب ) گسل عادی : هرگاه کمر بالا به کمر پائین بطرف پائین حرکت کرده باشد ، گسل حاصل بنام گسل عادی یا مستقیم موسوم است این گسل ها بنام گسل های وزنی نیز خوانده می شوند . این گسل ها بر اساس حالت گسل نسبت به چینه بندی به انواع زیر تقسیم می شوند:
▪ گسل هماهنگ : در این حالت شیب سطح گسل در جهت شیب طبقات است.
▪ گسل ناهماهنگ : در این حالت شیب سطح گسل در خلاف جهت شیب طبقات است.
ج ) گسل مورب : گسلی است که امتداد ان نسبت به امتداد لایه بندی یا شیستوزیته سنگهای اطراف به حالت مورب می باشد .
د ) گسل طولی : هر گاه امتداد گسل تقریبا موازی امتداد عمومی ساختمانهای زمین شناسی منطقه باشد ، بنام گسل طولی خوانده می شود .
ر ) گسل عرضی : هرگاه امتداد گسل ، عمود یا تقریبا عمود بر امتداد عمومی ساختمآنهای زمین شناسی منطقه باشد ، بنام گسل عرضی خوانده می شود .
● تقسیم بندی بر اساس وضعیت گسل ها نسبت به هم
الف ) گسل های موازی : در بعضی موارد گسل های موجود در یک منطقه دارای شیب و امتداد یکسان یا تقریبا یکسانند که به مجموعه آنها گسل های موازی اطلاق می کنند . اگر امتداد عمومی گسل های منطقه یکسان بوده شیب آنها متفاوت باشد ، می توان آنها را به دو یا چند دسته گسل های موازی تقسیم کرد .
ب ) گسل های پوششی : گسل های نسبتا کوچکی که یکدیگر را می پوشانند و حالت پله ای دارند
ج ) گسل های محیطی : این دسته گسل های دایره ای یا قوسی شکل هستند که یک منطقه دایره ای شکل یا قسمتی از منطقه دایره ای شکل را محدود می کند .
د ) گسل های شعاعی : این به گروه گسل هایی اطلاق می شود که تقریبا همگی از یک منطقه منشعب می شوند . گسل جدا شونده نوعی خاص از گسل های عادی است که در آن زاویه شیب گسل کم است .
ح ) گسل امتداد لغز : گسلی است که در آن لغزش کلی به موازات امتداد گسل می باشد به عبارت دیگر در این دسته گسل ها ، لغزش شیبی در مقایسه با لغزش امتدادی ناچیز است .
ر) گسل پر مانند :از به هم پیوستن گسلهای فرعی به اصلی، منظره پر یا شاخه مانند ایجاد می شود.
● طبقه بندی بر اساس حالت گسل نسبت به چینه بندی
۱) گسل چینه ای : در این حالت سطح گسل موازی سطح چینه بندی است.
۲) گسل مطابق و نامطابق : بر حسب اینکه شیب گسلها در جهت یا خلاف جهت شیب طبقات باشد، گسل مطابق یا نا مطابق مطرح است.
● طبقه بندی بر اساس وضعیت گسل نسبت به طبقات اطراف :
وضعیت گسل نسبت به طبقات مجاور اساس این طبقه بندی را تشکیل می دهد و در آن گسلها به انواع زیر تقسیم می شوند:
۱)گسل امتدادی : گسلی است که امتداد آن موازی یا تقریبا موازی امتداد لایه بندی است.
۲) گسل مورب : گسلی است که امتداد آن موازی یا تقریبا موازی امتداد لایه بندی است.
۳) گسل طولی : در گسل طولی امتداد گسل با امتداد لایه بندی هم جهت است.
۴)گسل عرضی : چنانچه امتداد گسل بر امتداد لایه بندی یا ساختهای زمین شناسی ناحیه عمود یا تقریبا عمود باشد، گسل را عرضی می نامند.
۵) گسل شیبی : در گسل شیبی ، امتداد گسل موازی یا تقریبا موازی جهت شیب لایه بندی و یا سیستوزیسته سنگهای اطراف است.
۶) گسل چرخشی : نوعی گسل است که در آن یک یا هر دو قطعه گسل حول یک محور که عمود بر سطح گسل است، دوران نموده است.
● نشانه های شناسایی گسل ها
نشانه های شناساسی گسلها را می توان به دو گروه نشانه های خارجی و نشانه های داخلی تقسیم کرد:
الف) نشانه های خارجی تشخیص گسل ها :عملکرد گسلها بر روی زمین باعث جابجایی ، قطعه ، تکرار لایه ها و یا ساختهای دیگر زمین شناسی می شود، نشانه هایی که در این گروه جای می گیرند، شامل موارد زیر است:
۱) خطواره ها ( انتظامهای خطی): وجود هر نوع شکل خطی طویل و غیر عادی در سطح زمین ، خطواره ها نشانه ای لازم ولی غیر کافی برای یک گسل اند، زیرا خطواره ها ممکن است به دلیل وجود درز، دایک، لایه بندی یا تورق نیز ایجاد شوند.
۲) پرتگاه: وجود پرتگاههای پر شیب و طویل با سطحی نسبتا صاف.
۳) جابجایی :جابجایی رشته ارتفاعات یا رودخانه ها یا دیگر اشکال ژئومورفولوژیکی.
۴) قطع شدگی :قطع و محو شدن ناگهانی ارتفاعات یا برجستگی ها.
۵) آبگیرهای فرونشینی : امتداد طی دریاچه ها ، برکه ها ، چشمه ها و رطوبت زمین و تغییرات خطی در پوشش گیاهی.
۶) تغییر ناگهانی رخساره های رسوبی : در بعضی موارد ، قرار گرفتن غیر عادی لایه ها در کنار هم و یا وجود سنگهایی که از نظر رخساره رسوبی در شرایط یکسانی تشکیل نمی شوند، دلیلی بر عملکرد گسل است.
۷) فرازمین و فروزمین : وجود دره های ناشی از پایین افتادگی و برجستگی های ناشی از بالا زدگی سنگهای واقع در بین چند گسل.
کشیدگی طبقات : به هنگام تشکیل گسل ، به علت اصطکاک سنگها ، طبقات طرفین سطح گسل در جهات مخالف هم کشیده می شوند. با استفاده از این کشیدگیها جهات حرکت طرفین گسل را نیز می توان تشخیص داد.
۹) لرزه خیزی : امتداد خطی زمین لرزه های تاریخی یا ثبت شده.
۱۰) چشمه ها ، چشمه هایی که در پای کوهها دیده می شود ، غالبا ناشی از وجود گسله در آن محل است و به خصوص اگر اب چشمه ها گرم باشد به احتمال زیاد می توان آنها را با گسله ها در ارتباط دانست . در حقیقت در چنین حالاتی گسله معبر عبور اب و بخصوص ابهای گرم در اعماق زمین است .
۱۱) تغییر ناگهانی مسیر رودخانه ها ، هرگاه گسله ای ، امتداد رودخانه را طی زاویه نسبتا بزرگی قطع کند ، باعث تغییر ناگهانی مسیر آن شود .
۱۲) تغییر ناگهانی در نیمرخ بستر رودخانه ، اگر در حوالی بستر رودخانه ، گسلی بوجود آید ، باعث بالا آمدن یا پائین رفتن زمین می شود . و اگر فرسایش رودخانه با بالا آمدن یا پائین رفتن متناسب نباشد ، در حوالی گسله ، شیب بستر رودخانه با سایر نقاط تفاوت پیدا می کند که این امر ، می تواند نشانه ای برای تشخیص گسله باشد .
ب ) نشانه های داخلی تشخیص گسل ها : نشانه هایی که مربوط به سطح گسل می باشد، در این گروه جای دارند و شامل موارد زیر است:
۱) آیینه گسل: سطوح صیقلی و دارای خش لغزش ( خطوط لغزشی ) که ناشی از عملکرد نیروهای برشی در سنگهای ضعیف ترند.
۲) گوژ:مواد پودر شده و عمدتا رسی در طول گسل که از ویژگیهای سنگهای مستحکمترند.
۳) بِرشی شدن : وجود قطعات زاویه تا نیمه زاویه دار یک زمینه ریزتر در امتداد خط گسل برشها مشخصه سنگهای مستحکمتر می باشند.
۴) هوازدگی و تجزیه : هوازدگی ، تجزیه ، سیمان شدگی و تغییر رنگ خطی سنگها.
۵) سطح ایستابی : در مواردی ، گوژ رسی ، سدی نقوذناپذیر در جلو آب زیرزمینی ایجاد می کند که باعث تفاوت سطح ایستابی در دو سوی گسل می شود.
۶) میلونیت شیلی : رگه نازکی به ضخامت چند سانتی متر از گوژ در لایه ای نامقاوم مثل شیل یا رس گره در بین لایه های مستحکتری مثل ماسه سنگ و سنگ آهک قرار گرفته اند.
۷) سیلیسی شدن و تشکیل کانیها :در بعضی موارد ممکن است در طول شکافهای حاصل از گسل ، محلولهای حاوی کانی عبور و رسوب نمایند.
● انواع پرتگاه ها :
پرتگاه به قسمت های نسبتا پر شیبی از سطح زمین گفته می شود که ارتفاع آنها از چند سانتی متر تا چندین صد متر تغییر می کند .بایستی توجه داشت که پرتگاه ها نیز مشخصه قطعی گسله نیستند و ممکن است منشا دیگری ، بجز گسله داشته باشد . پرتگاه ها به انواع زیر تقسیم می شوند :
۱) پرتگاه های گسلی ، این پرتگاه ها ، مستقیما در اثر گسله ها بوجود می آید و اختلاف ارتفاع آنها مربوط به حرکت نسبی گسله است . بعبارت دیگر ، پائین رفتن یا بالا آمدن یکی از قطعات گسله ، باعث تشکیل این پرتگاه ها شده است .در بعضی موارد ، که گسله امتداد یک رودخانه را قطع می کند ، در پائین پرتگاه گسلی، ممکن است در اثر تجمع آب ، یک دریاچه یا باتلاق کوچک بوجود می آید .
۲) پرتگاه های خط گسله ، در این نوع پرتگاه ها ، ارتفاع پرتگاه مربوط به اختلاف فرسایش طبقات در طرفین سطح گسله است . مثلا هرگاه گسله ای باعث شود کهدو طبقه با مقاومت مختلف ، مثل ماسه سنگ و شیل ، در مجاورت یکدیگر قرار گیرد ، پس از مدتی ، در اثر فرسایش بیشتر طبقات شیلی ، اختلاف ارتفاعی بین آنها بوجود خواهد امد . بعدها ، طبقه ماسه سنگ نیز فرسوده می شود و این بار ، ممکن است اختلاف ارتفاعی در جهت عکس حالت اول ، بوجود آید .
۳) پرتگاه های مرکب ، در این نوع پرتگاه ها ، قسمتی ار اختلاف ارتفاع مربوط به لغزش اولیه گسله و قسمتی از ان نیز ، به علت اختلاف در قابلیت فرسایش طبقات طرفین گسله است .
۴) پرتگاه های کوهپایه ای ، این پرتگاه ها که بنام اسکار پلت نیز نامیده می شوند ، در پای سلسله کوهها تشکیل می شوند .این گونه پرتگاه ها ، بیشتر در نواحی که گسله های فعال دارند ، مشاهده می شود و ارتفاع آنها از چند سانتی متر تا چندین ده متر در تغییر است .
پرتگاه های کوهپایه ای ، معمولا مستقیم نیستند و در آنها فرسایش تاثیری ندارند و یا به طور خفیف موثر بوده است . به عبارت دیگر ، سطح پرتگاه در حقیقت همان سطح گسله است . بعضی از این پرتگاه ها ، در سنگهای بستر نیز تاثیر کرده اند . در صورتی که عده ای دیگر ، تنها به طبقات نامتحجر روئی محدوداند . گاهی نیز پرتگاه های گسلی حاصله در سنگهای روئی ، در نتیجه وجود گسله های اصلی در سنگهای بستر ، بوجود می ایند .

۵) پرتگاه های مثلثی ، در بعضی موارد ، سطح پرتگاه در اثر عوامل فرسایش مثل رودخانه یا یخچال فرسوده می شود و بریدگی های مثلث شکلی در آن به وجود می آید که در نهایت ، باعث می شود که سطح پرتگاه به قطعات مثلثی شکلی ، تقسیم شود .

sarad
25th December 2012, 06:30 PM
سنگ شناسی آذرین
موضوعات ویژه زمین شناسی سری باون انواع سنگهای گرانیتی ساخت سنگ آذرین دوران زمین شناسی بافت سنگ آذرین گروه گارنت فنولیت فوئیدگابرو سنگ شناسی پریدوتیت بازالت دیاباز دگرگونی مجاورتی گابروها رده بندی سنگهای آذرین مونوزونیت فوئید سینیت لاتیت آندزیت انواع سنگهای آذرین مکانیک سنگ پرلیت تونالیت توده سنگهای آذرین چرخه سنگ دیوریت اولیوین تفریق ماگمایی ژئو شیمی ساختهای اولیه توده های نفوذی پشته های میان اقیانوسی پرکامبرین در ایران زمین شناسی اقتصادی کانسارهای اورانیوم کربناتیت کیمبرلیت پگماتیت زیرکن زمین شناسی اکلوژیت آنورتوزیت ها آتشفشانهای ماه

ریشه لغوی
سنگهای آذرین ، Igneous rocks نام خود را از واژه Ignis گرفته‌اند که در لاتین به معنای "آتش" است.


دید کلی
این سنگهای پرورده آتش ، زمانی توده‌ای داغ و مذاب را به نام ماگما تشکیل میداده‌اند، که سرد شدن تدریجی ماگما ، آنها را به سنگ سخت و جامد تبدیل کرده است. بنابراین گدازهای که از دهانه آتشفشان فوران کرده و بر سطح زمین جاری می‌شود، به سرعت سرد و سخت شده و سنگی آذرین را بوجود می‌آورد.
تاریخچه و سیر تحولی
اغلب مولفین یونانی و رومی ، آتشفشانها ، فعالیتهای آتشفشانی و زمین لرزه ها را توصیف می‌کردند. استاربو جغرافیدان و مورخ یونانی (63 قبل از میلاد ـ 20 بعد از میلاد ) فعالیتهای آتشفشانی اتنا ، سوما ـ وزوو و جزایر لیپاری را توصیف کرد. او آتشفشانها را به منزله دریچه‌های اطمینان تلقی می‌نمود که از آنها مواد سیال خارج می‌شود.

در قرن هیجدهم اولین مناظرات و مباحثات تند و شدید درباره ماهیت و منشا سنگها در گرفت. در مباحثات منشا سنگها مناظراتی بین دسته و گروههای زیر وجود داشت: در یک طرف نپتونیستها و در طرف دیگر ولکانیستها و پلوتونیستها قرار داشتند. نپتونیستها معتقد بودند که سنگهای پوسته متوالیا در یک اقیانوس اولیه تهنشین شده‌اند و به نظر آنها بازالت و گرانیت هر دو سنگهایی هستند که در این اقیانوس بزرگ را سبب شده‌اند. پلوتونیستها اعتقاد داشتند که زمین از انجماد مواد مذاب و داغ بوجود آمده است و گرانیت را یک سنگ نفوذی داغ به شمار می‌آوردند.

در سال 1825 واژه ماگما و مفهوم منحصر به فرد ماگمای اولیه توسط اسکراپ عنوان شد.

سرجـیـمزهال ( 1761 ـ 1832 ) به همراه ریمور ( 1726 ) و اسپالانزانی ( 1794 ) و جورج وات ( 1804 ) پیترولوژی تجربی را پایه‌گذاری کرد.

در سال 1844 چاربز داروین ( 1882ـ 1809 ) اظهار داشت که انواع مختلف سنگهای ماگمایی ممکن است از یک ماگمای اولیه اشتقاق یافته باشند به شرط آنکه ترکیب ماگما با تبلور و جدایش یک یا چند کانی مشکل سنگها تغییر یابد.

در سال 1850 هنری کلیفتون سوربی ( 1826ـ 1908 ) جهت مطالعه میکروسکوپی ، اولین مقطع نازک سنگها را تهیه کرد.

اوایل سال 1861 روش طبقه بندی شیمیایی سنگها را ابداع کرد و در اواخر قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم برخی از روشهای نمایش شیمیایی و نهایتا طبقه‌بندی شیمیایی سنگها پا به عرصه ظهور نهاد ( موینسون ـ لسینگ 1899 ، کراس ، ایدینگز ، پیرسون و واشنگتن 1903 ، اوسان 1919 ، نیگلی 1920 ، فون ولف 1922 ).

آلفرد لوتاروگز ( 1915 ) از کتابش تحت عنوان « منشا قاره‌ها و اقیانوسها » ، اصل و ریشه سوالات پزولوژیستها را به مفهوم تغییر ناپذیری قاره مربوط دانست.

در سال 1969 موریس و ریچادر ویلژوئن اولین توصیف دقیق شیمیایی و سنگ شناسی یک سری جدید و مهم سنگهای آتشفشانی را که واجد انواع اولترامافیکها بود ، منتشر ساختند.

از آن زمان تا به امروز سنگ شناسی آذرین همانند دیگر رشته‌های علوم فراز و نشیبهای بسیاری را پشتسر گذاشته و با کوشش پیشگامان علم پترولوژی تجربی ، بررسی شرایط تشکیل کانیها و سنگها ، بویژه سنگهای آذرین و دگرگونی رو به رونق نهاد.

انواع سنگهای آذرین
انجماد ماگما به سنگهای آذرین ، یا در سطح زمین صورت می‌گیرد و یا در داخل پوسته زمین ، بنابراین بر حسب اینکه ماگما در کجا منجمد شود دو گروه سنگ آذرین خواهیم داشت.
سنگهای آذرین خروجی: سنگهای آذرینی را که از انجماد ماگما در سطح زمین بوجود می‌آید سنگهای آذرین خروجی می‌نامند.

سنگهای آذرین نفوذی: به آن دسته از سنگهای آذرین که از انجماد ماگما در داخل پوسته زمین تشکیل می‌گردد سنگهای آذرین نفوذی گفته می‌شود. سنگهای آذرین نفوذی خود در پوسته زمین به اشکال مختلفی منجمد می‌شوند که شامل موارد زیر می‌باشند.

لاکولیت‌ها
سیل‌ها
دایک‌ها
لوپولیت‌ها
پاتولیت‌ها
فاکولیت‌ها
استوک‌ها
انواع سنگهای آذرین از نظر رنگ
سنگهای آذرین فلسیک یا روشن
سنگهای آذرین مافیک یا تیره
سنگهای آذرین بینابینی

sarad
25th December 2012, 06:31 PM
تمیز کردن چهره زمین از مواد رادیواکتیو

از این پس دانشمندان می توانند با استفاده از مکعب های توخالی نوعی سوخت هسته ای جدید، اورانیوم رادیواکتیو را جذب و پاک کرده و به این ترتیب سوخت اتمی تمیز و سازگار با محیط زیستی را برای نیروگاه های اتمی، زیردریایی ها و سایر افزارهای نظامی و غیرنظامی کنشگر هسته ای فراهم کنند.


این راهکار جالب توجه و امیدبخش در حالی از سوی دانشمندان مطرح می شود که استفاده ناگزیر از سوخت های اتمی در زمینه های گوناگون جدا از تمامی محاسن و معایبی که در حاشیه آن به چشم می خورد با مساله بسیار مهمی همچون تاثیرات زیست محیطی و آلایندگی چند صدساله ضایعات و زباله های هسته ای گره خورده است؛ چالش بزرگی که توانسته به تنهایی صدر فهرست مشکلات سیاره و دغدغه دوستداران زمین پاک را به خود معطوف سازد.
به همین دلیل نیاز به سوختی هسته ای که در ضمن تامین نیازهای آینده نیروگاه های اتمی و رهایی از معضل سوخت های فسیلی، بتواند روندهای زیست بومی و سازگاری با محیط زیست را رعایت کند به نوبه خود تلاشی فناورانه و ارزنده به حساب می آید. از این رو، یک نوع سوخت هسته ای به اصطلاح سبزتر و پاک که از سوی دانشمندان برای نیروگاه های اتمی فردا پیشنهاد شده است، می تواند مواد رادیواکتیو و پرتوزای مخاطره آمیز و آلاینده ای همچون عنصر فلزی تکنتیوم تولید شده در خلال بازفرآیندسازی سوخت هسته ای کم توان شده و به مصرف رسیده را تا حد زیادی جذب و پاکسازی نماید. در این میان عناصری از جمله توریوم می تواند در فرآیند پاکسازی و تمیز کردن مواد رادیواکتیو ضایعاتی نقش مهمی ایفا کند. دانشمندان با استفاده از این عنصر شیمیایی می توانند ضمن صرفه جویی در هزینه ها، به شکل ایمن تر و صد البته قابل اطمینان تر کار ذخیره سازی و انباشت ضایعات و زباله های هسته ای را صورت دهند.
در حالی که با ارائه فناوری جدید نسل نوین سوخت های هسته ای می توان در آینده نزدیک شاهد پاکسازی آخرین نسل خوراک هسته ای در جهان باشیم، از طرفی این تکنیک جالب توجه می تواند الهام بخش ارائه کاربردها و زمینه های کاری مشابهی باشد که در آنها لزوم پاکسازی مواد به مراتب بیشتر احساس می شود تا این که صرفا مشکل ضایعات را با دفن و انباشت تهاجم آمیز آن در محیط زیست رفع و رجوع کرد؛ به نحوی که با الگو گرفتن از چنین مکانیسم جالب توجهی می توان از مکعب های توریوم به منظور پاکسازی آلودگی های زیست محیطی نیز استفاده کرد.
در همین خصوص دانشمندانی از دانشگاه نتردام حبه هایی از عنصر توریوم ـ نوعی سوخت اتمی مطرح شده برای نیروگاه های هسته ای آینده ـ ایجاد کرده اند که قادر است با ظرفیت بالایی فرایند جذب مواد رادیواکتیوی همچون تکنتیوم را عملی کند که در طی فرآیندآوری مجدد سوخت اتمی مصرفی ایجاد می شود. دانه های خرد این عنصر شیمیایی می تواند برای جذب هر یونی ـ و نه تنها یون های رادیواکتیو مضر ـ مناسب سازی و به صورت سفارشی برای آن منظور ارائه شود؛ و همچنین می تواند برای تمیز کردن و پاکسازی طیف متنوعی از آلاینده های زیست محیطی مورد استفاده قرار گیرد و این مهم در حالی است که این فناوری جالب تا حد زیادی هزینه های مرتبط با فرآیند ذخیره سازی و انباشت خطرناک ترین ضایعات رادیواکتیو را کاهش دهد.
توماس اشمیت از دانشمندان دانشگاه نتردام که شرح مقاله آنها اخیرا در ژورنال ویرایش بین المللی شیمی کاربردی آمده است، درخصوص این تکنیک جدید خاطرنشان می سازد؛ زمانی که پلوتونیوم از سوخت هسته ای مصرف شده استخراج می شود، شما با میلیون ها گالن ضایعات رادیواکتیو پرانرژی روبه رو می شوید که حاوی برخی از مواد و ترکیبات مضر است. مکانیسم فناورانه ای که اکنون مطرح می شود، یکی از مواد بسیار معدودی است که می تواند این باقیمانده خطرناک و مواد نامطلوب را به دام اندخته و برطرف کند.
عناصری همچون توریوم که نقش نظافتچی مواد رادیواکتیو را بازی می کنند در حالی پیشنهاد می شود که در حال حاضر بهترین ماده پاک کننده یون های رادیواکتیوی خاک رس به شمار می رود. یون های مضر دارای میزان ناچیزی بار الکتریکی مثبت هستند و رس نیز متقابلا دارای اندکی بار الکتریکی منفی است که یون ها را از محلول بیرون کشیده و در موضعی آنها را قفل و بلوکه می کند. به این ترتیب، می توان رس موردنظر را همراه با مواد رادیواکتیوی که جذب کرده به طرز ایمن و مطمئنی در یک سایت مخصوص نگاهداری و محدود کردن ضایعات اتمی سطح بالا ـ نظیر یک معدن نمک قدیمی ـ ذخیره سازی و انبار کرد. در واقع رس کار خطیری را در قبال برچیدن و پاک کردن چنین یون های مضری برعهده دارد و یک نظافتچی پرکار و مناسب محسوب می شود. البته رس علاوه بر وظیفه پاک کردن و برچیدن مواد ساطع کننده اشعه بتا ـ مثل اورانیوم ـ کار برطرف سازی یون های کمتر مضری همچون نیترات ها را نیز صورت می دهد.
در این میان کارشناسان و محققان معتقدند در صورتی که بتوان مواد خطرناک و کمتر خطرناک را در عوض انباشت و نگهداری توام به طور جداگانه ذخیره سازی کرد، دولت ها و صنایع هسته ای می توانند مبالغ کلانی از این راه صرفه جویی کنند. البته میزان دقیق پتانسیل این صرفه جویی قطعی نیست. تاکنون مکعب های توریوم تنها در شرایط کنترل شده آزمایشگاهی آزمایش شده اند؛ و توانسته اند حدود ۷۰درصد ماده تکنتیوم را از نمونه موردنظر پاک کنند. محققان برآورد می کنند با بهینه سازی اندازه، شکل و تغییرات مکعب های توریوم می توان دست کم ۹۰ درصد تکنتیوم را از نمونه پاک نمود. محققان اظهار امیدواری می کنند با شروع آزمایشات میدانی این پروژه که بزودی در آزمایشگاه ملی ساوانا در کارولینای جنوبی صورت خواهد پذیرفت، به جواب های زیادی در زمینه کارآمدی هزینه و سایر ابعاد به کارگیری این تکنیک نوین در عرصه فناوری هسته ای دست یابند.
عنصری همچون توریوم در کنار قابلیت منحصر به فردش برای پاک کردن ضایعات اتمی، می تواند به عنوان مدعی اصلی و برنده احتمالی رقابت بین نسل های آینده رآکتورهای سوخت اتمی مطرح شود
در همین رابطه، دیوید هابس از محققان این مرکز پژوهشی که متولی آزمایش کریستال های جدید توریوم خواهد بود، ضمن ابراز امیدواری خاطرنشان می سازد از عنصر توریوم بتوان به عنوان خرج و ماده پرکننده ای برای پیشگیری یا کاهش شانس آزادسازی مواد رادیواکتیو منتشره از مخزن نگهداری برای هزاران یا حتی صدها هزار سال استفاده کرد. از منظر چشم انسان، هر کریستال به دانه ای از نمک یونیزه سفید شباهت می برد؛ اما زمانی که یک پیمانه از این بلورها داخل محلول ریخته می شود، رنگ بلورها بسته به نوع یون هایی که به خود جذب کرده تغییر می کند. به عنوان مثال کرومات یا نمک اسید کرومیک رنگ کریستال را به نارنجی مایل به زرد تبدیل می کند و از همه زیباتر پرتکتینات سمی است که کریستال ها را به رنگ ارغوانی دلپذیری آراسته می سازد.در این میان هر چند محققان از دانه های بورات توریوم به شکل مکعب یاد می کنند اما این دانه ها در خردترین شکل شان عملا ۸ وجه دارند که همانند ۲ هرم از قاعده به هم چسبیده به نظر می رسند. تمام هشت وجه بورات توریوم مملو از میلیاردها حفره ریز بیضوی شکل با پهنای کمتر از یک نانومتر است که منظری پر از سوراخ به آن می بخشد. اندازه ظریف سوراخ ها برای عمل کشیدن و جذب یون های باردار مثبت زیانبار ایده آل هستند و در عین حال موادی با زیانباری کمتر و بدون بار را پشت سر خود برجای می گذارند. داخل هر سوراخ دارای میزان ناچیزی بار الکتریکی منفی است که یون های فلزی با بار الکتریکی مثبت را جذب و به تله انداخته و به این ترتیب آنها را از محلول پاکسازی می کند. به اعتقاد دانشمندان دانشگاه نتردام آنچه این ماده را منحصر به فرد می سازد بار الکتریکی آن است؛ به نحوی که از تمامی عناصر موجود در جدول تناوبی که آنها آزمایش کرده اند، عنصر توریوم تنها ماده ای محسوب می شود که از خلل و فرجی با بار الکتریکی منفی برخوردار است این در حالی است که هر کدام از فلزات یا ترکیبات فلزی دیگر دارای سوراخ هایی با بار مثبت هستند.
اما دانشمندان برای ایجاد مکعب های توریومی ابتدا ترکیبی از توریوم و اسید بوریک را تا دمای ۲۲۰ درجه سانتی گراد حرارت داده و به مجرد این که مخلوط حاضر سخت شد با افزودن آب مقطر به آن، اسید بوریک مازاد را حل کردند. نتیجه کار بر جای ماندن کریستال هایی بر کف مخزن بود که می توان آنها را جمع آوری و مورد استفاده قرار داد. طی این مکانیسم بگیر و ببند، کریستال های حاصل تنها یون های معلق در مایع را برطرف می کنند و مواد جامد حقیقی یا همان ته نشست محیط واکنش به شکل میله های شیشه ای درآورده شده و به طور جداگانه ذخیره سازی می شوند. زمانی که فرآیند پاک کردن و برداشتن یون ها انجام پذیرفت، مکعب های توریوم می تواند به رسوبات حاصل افزوده شده و در نتیجه بیشتر اجزای رادیواکتیو فرآیند همجوشی هسته ای را به اتفاق در یک محل ذخیره سازی کند.
با این اوصاف، عنصری همچون توریوم در کنار قابلیت منحصر به فردش برای پاک کردن ضایعات اتمی، می تواند به عنوان مدعی اصلی و برنده احتمالی رقابت بین نسل های آینده رآکتورهای سوخت اتمی مطرح شود ـ که در مقایسه با رآکتورهای اورانیوم محور رایج ـ از قرار معلوم با مواد خام پاک تر، با ضایعات کمتر و همچنین ارزان تر به میدان می آیند و این مهم به واسطه مقادیر قابل دسترس بیشتر توریوم نسبت به سوخت های رایجی همچون اورانیوم و خاصیت عجیبی است که طبیعت در دل این عنصر به ودیعه گذاشته و با کمک فناوری های شیمی بنیان و هسته ای، برداشتن گامی تازه در قلمرو تامین انرژی های موردنیاز بشر و همچنین حفظ محیط زیست را نوید می دهد.

sarad
25th December 2012, 06:32 PM
رقص آتش در سرزمین یخها

امروز همه در اتحادیه اروپا از آتشفشان ایسلند سخن می گویند!پروازها به شدت مختل شده است و ضربات سخت و جبران ناپذیری به بخش صنایع کشورهای اروپایی وارد شده است.حتی سفر مقامات سیاسی کشورهای مختلف به اروپا تحت تاثیر وقوع همین پدیده آتشفشانی به تعویق افتاده است.


دود و غبار ناشی از فعالیت آتشفشانی در کشور ایسلند، موجب شد تا تنها در یک روز ۱۶ هزار پرواز هواپیماهای اروپایی لغو شوند. سرگردانی مسافران و هزینه های ناشی از لغو پروازها به گونه ایست که شرکتهای هواپیمایی و دولتهای اروپایی را دچار سردرگمی نموده است.
در کشورهای آلمان، اسپانیا، سوئد، سوئیس، فرانسه، لهستان و بسیاری کشورهای اروپایی وضعیت به همین منوال بود و توقف یکباره فرودگاه های این کشورها موجب سرگردانی خیل عظیم مسافران شده بود.بسته شدن یکباره همه فرودگاه های کشورهای اروپای شمالی و غربی از زمان جنگ جهانی دوم تاکنون بی سابقه بوده ، این فرودگاه ها که معمولا از شلوغ ترین اماکن این کشورها به شمار می رفتند اکنون به محل هایی سوت و کور و ساکت تبدیل شده اند.
وضعیت فعالیت فرودگاه های کشور های اروپایی اعلام شد که بر این اساس کشورهای انگلیس، سوییس، ایتالیا، لتونی، رومانی، اسلوونی، بلژیک، مجارستان، نروژ و فنلاند از اواخر هفته گذشته فعالیت خود را آغاز کرده اند. مسئولان هوایی در کشور های آلمان، ایرلند و ایسلند همچنان فضای جوی این کشور را برای پرواز نامساعد دانسته اند و اعلام کردند فضای هوایی این کشورها همچنان بسته خواهد ماند. پس از آغاز فعالیت مجدد فرودگاه ها در کشور های اروپایی، شرکت های هوایی، انجام ۹۵ هزارپرواز لغو شده را چالش اصلی پیش رو دانستند!به راستی ۹۵ هزار پرواز لغو شده چگونه می تواند در قالب برنامه های هوایی شورهای عضو اتحادیه اروپا ساماندهی شود؟
صنعت هوایی اروپا اعلام کرده است که لغو پروازهای هوایی ناشی از خاکستر آتشفشان ایسلند بیش از یک میلیارد و هفتصد میلیون دلار خسارت بر جای گذاشته است. قبلا نیز تحلیلگران اقتصادی اروپایی اعلام نموده بودند که وقوع آتشفشان اخیر در اروپا روزانه ۲۵۰ میلیون دلار به صنعت هواپیمایی زیان وارد می کند . شرکتهای هواپیمایی جهان به هیچ وجه توانایی تحمل ضرر و زیان بیشتر را در شرایط کنونی ندارند .وقوع آتشفشان ایسلند نشان داد که اروپای واحد پرادعا نیز در برابر بلایای طبیعی دفاعی جز سکوت و سرگردانی ندارد!بر اثر فعالیت آتشفشانی، ابرهای غلیظی متشکل از دود و غبار بتدریج به سمت کشورهای قاره اروپا از جمله انگلیس حرکت کرده و از بتدریج فضای برخی از این کشورها را پوشانده است. به عقیده کارشناسان دود و غبار ناشی از فعالیت های آتشفشانی علاوه بر اینکه دید خلبانان را محدود می کند، ممکن است باعث وارد آمدن صدمات جدی به موتور هواپیماها شود.
اما تبعات وقوه آتشفشان در ایسلند تنها به این نقطه ختم نمی شود!کمیسر حمل و نقل اتحادیه اروپا تاکید کرده است که آثار منفی و زیان و ضرر مالی آتشفشان اخیر در اروپا بیشتر از حوادث ۱۱ سپتامبر در آمریکا خواهد بود . این اعتراف به سادگی نشان می دهد که آتشفشان اخیر اروپا آتشفشان ساده ای نبوده است.از سوی دیگر،اروپای واحد پیش بینی وقوع این حادثه را نمی کرده و با مدیریت ضعیف پس از بحران خود نیز نتوانست هزینه های پس از بحران را به حداقل برساند.آنچه مسلم است اینکه اروپای واحد و هیچ قدرت دیگری توان جلوگیری از وقوه بلایای طبیعی را ندارد اما مدیریت بحران مسئله ایست که منجر به کاهش هزینه های ناشی از بحران می شود.همان گونه که ایالات متحده آمریکا نتوانست در زمان وقوع طوفان کاترینا مدیریت مناسبی را در قبال شهروندان این منطقه ایفا نماید،اروپای واحد نیز در جریان آتشفشان ایسلند آسیب پذیری خود در برابر حوادث طبیعی را به اثبات رساند.
به لحاط زیست محیطی نیز آتشفشان ایسلند تبعات خاص خود را داشته است.بر این اساس فوران آتشفشان ایسلند بالغ بر ۱۴۰ میلیون متر مکعب خاکستر را وارد هوا کرده است.
دانشمندان متخصص در زمینه آتشفشان در کشور ایسلند اعلام کردند میانگین نرخ خروج ماگما (مواد مذاب آتشفشان) ناشی از فوران اخیر آتشفشان در این کشور،۷۵۰ تن در ثانیه بوده و ۲۰ تا ۳۰ برابر بیشتر از میانگین فوران در ماه مارس گذشته این آتشفشان است. دانشمندان همچنین نسبت به ذوب شدن یخچال های طبیعی و جاری شدن سیل های شدید در جنوب ایسلند هشدار دادند. در این صورت هزینه های به مراتب بیشتر و سخت تری بر ایسلند و اتحادیه اروپا وارد خواهد شد زیرا مدیریت بحران مناسبی در این خصوص وجود ندارد و بعید است سران کشورهای اروپایی در این خصوص بتوانند با توجه به فرصت اندک باقیمانده مرکز کنترل بحران تشکیل دهند.
آتشفشان ایسلند مولد بحرانهای مالی پایداری در اروپایی که هنوز از بحران مالی و اقتصادی رهایی نیافته می باشد.آتشفشان ایسلند در حالی رخ داد که اروپا هنوز در بحران مالی به سر می برد و حال وقوع این پدیده منجر به تشدید این بحران گردیده است.در حالی که وقوع آتشفشان ایسلند فعالیت بسیاری از بخش های اقتصادی اروپا و همچنین دیگر نقاط دنیا را مختل کرده، صنعت خودروسازی نیز از این قاعده مستثنی نبوده است.
بی .ام .و قصد دارد یکی از کارخانه های خود را در آمریکا به مدت دو روز تعطیل کند. این تعطیلی به دلیل کمبود قطعه اعمال خواهد شد.
قطعات این کارخانه از اروپا به آمریکا ارسال می شود، هم اکنون خطوط هوایی اروپا به دلیل وقوع آتشفشان ایسلند دچار اختلال زیادی شده اند. در همین حال نیسان نیز اعلام کرد که تولید تعدادی از خودروهایش را در ژاپن به دلیل دشوار شدن تامین قطعه از ایرلند متوقف می کند. سومین خودروساز بزرگ ژاپن تعدادی از قطعات مورد نیازش از ایرلند وارد می کند، خطوط هوایی این کشور اروپایی نیز به دلیل وقوع آتشفشان ایسلند دچار اختلال شده است. همان گونه که مشخص است،وقوع آتشفشان ایسلند تنها این کشور و اتحادیه اروپا را درگیر خود نساخته و بسیاری از مناطق دیگر جهان را نیز با مشکل مواجه ساخته است.

sarad
25th December 2012, 06:33 PM
بنویسیم زمین، بخوانیم زندگی


نفسم بوی هر چیز می دهد، جز زلال یاس ها و اطلس های دیروز.
آن قدر سرب را انبار چشم ها و ریه ها کرده ام که دیگر طعم انار و انگور را نمی فهمم.
دلم برای آسمان آبی تنگ شده است.


می خواهم بروم جایی دورتر از درخت های سیمانی و جوی های مسی.
می خواهم به سرزمینی بروم که نفس هایم بوی دود ندهد.
زیر لب هایم طعم نفت نباشد، خاکم آلوده نباشد و ماهی ها، طعم آب را بفهمند.
سختی سیمان، سینه ام را می خراشد و غربت دست های فولادی، آسمان مرا زخمی می کند.
به چه کسی بگویم، من مسافر پاک ترین ابرهای زمین بودم روزی؟
از که بخواهم مرا به پاکی روستا، به شیر و نان ساده و دستان خاکی پدربزرگ برساند؟
کجای این روزهای خاکستری پوش، پر است از شنیدن صدای چکاوکی که از بهار بخواند؟
این جا پرستو را نمی خواهند، این جا با قناری مخالفند.
قارچ های سمی کارخانه ها، ویروس جنون و سرعت را توی رگهامان می ریزند.
داریم پیر می شویم و سنی نداریم.
داریم سلاخی دود و سیاهی می شویم و نمی فهمیم.
مادر بزرگ از روزهای بدون ماسک برایم می گفت; از هوای صاف، از خورشید زرد، از خوشه های طلایی گندم، از سبزترین آبادی که زمین به نو رسیده بود.
کجاست هی هی چوپان از بی کران دشت و کوه؟
کجاست نی دلنشین؟
کجاست مشک های پر از شیر و کره؟
کجاست دست های مهربان بی بی که نان تازه را میهمان سفره مان می کرد؟
چیزی دارد گم می شود و ما نمی فهمیم.
چیزی از ما کم می شود و ما خوابیم.
داریم جلو می رویم در عقب و هوا پر است از مندرس ترین لکه های دود.
درختی که سال ها سایه اش را دوست داشتیم، دارد زغال کارخانه های کجا می شود؟
آه! سرزمینی که دوست داشتم، خاکی که می پرستیدم، زمینی که عاشقت بودم! پر شده ای از زباله و لجن; از سرب، از دود.
داریم با دست های خودمان، می کشیمت، زمین خوب!
ای مادر مهربان، ما را ببخش!
دعا کن روزی به آغوش بی شیله پیله ات بر گردیم.
دعا کن این برزخ سیمان و دود تمام شود.
دعا کن پرستوها دوباره بر گردند، بلبل ها بخوانند، ماهی ها برقصند.
دعا کن باد، دوباره بوی گل های بهاری را هدیه بیاورد و جنگل باشد و سبزه و میوه های آبدار و دست های مشتاق.
دعا کن، زمین پاک!
دعا کن که ما خودمان باشیم; انسان باشیم.
دعا کن ما هم کنار تو به تلاش بایستیم تا آسمان فردا آبی تر باشد.
● قصه تولد زمین
یکی بود، یکی نبود. حدود ۵ میلیارد سال پیش در منظومه شمسی سیاره ای آبی به نام زمین متولد شد.
ستاره ها در جشن تولد زمین نور افشانی کردند و زمین از شوق تولدش، شادمان به دور خود چرخید.
زمین، آنقدر گرم چرخش مستانه اش بود که ندانست، در چرخش زیبایش، یک روز گذشته.
صبح روز بعد، خورشید گیسوهای طلا یی اش را بر دامن زمین ریخت و تن سرد زمین، آرام آرام سبز شد.
همان روزها بود که موجودات، جفت، جفت روی کره زمین آمدند و زندگی آغاز شد.
زمین تازه متولد شده، به خود آمد و دید، مادر شده; مادری مهربان و بخشنده.
فرزندان زمین در آغوش مادرشان حیات را تجربه می کردند که ناگهان خبر رسید; مهمانی تازه وارد به جمع زمینیان افزوده خواهد شد. مهمانی رانده شده از بهشت مهمانی که برتر از سایر فرزندان زمین است.
زمین با مهربانی فرزند رانده شده از بهشتش را به آغوش کشید و در دلش آرزو کرد، این مهمان جدید زمین را هم مانند بهشت دوست بدارد.
می گفتند: گناه حوا این بود که به وسوسه یک دانه گندم از بهشت رانده شد و به همراه همسرش آدم پابه این کره خاکی گذاشت.
اما زمین، به محاکمه فرزندانش فکر نمی کرد; زمین می خواست پناهگاه امنی برای فرزندان نو رسیده اش باشد. پس تمام توانش را به کار گرفت تا فرزندان آدم هم روی این کره خاکی احساس امنیت کنند.
زمین سبز بود و آسمان آبی! رودها جریان داشت و دریا مواج بود.
شیر در بیشه زارها می غرید و ببر در جنگل ها می خرامید. آهو چشم سیاه در میان دشت ها می دوید و چکاوک در میان ابرهای گل کلمی طنازی می کرد و پروانه با آواز گل به رقص در می آمد.
فرزند آدم، روی کره خاکی رشد می کرد و بزرگ می شد. باور زمین این بود که در حد بضاعتش، بهشتی خاکی را برای فرزند آدم به ارمغان آورده است.
روزگار می گذشت. زمین از شادی هر روز دور خودش می چرخید و هر سال دور خورشید! فرزند آدم بزرگتر می شد و جمعیتش بیشتر و با بزرگتر شدنش فقط خود را صاحب حق زندگی می دانست و با دیگر موجودات به دشمنی می پرداخت.
سرانجام روزی رسید که انسان دوپا، زندگی ماشینی را جایگزین زندگی پاک کرد و خوردن نوشابه را به خوردن شیر تازه ترجیح داد.
همان روز بود که زمین سربلند کرد و نگاهی به آسمان انداخت.
چهره آبی آسمان خاکستری شده بود و دیگر نه از ابرهای گل کلمی اش خبری بود و نه از پرواز چکاوک ها!
زمین غمگین شد و سرش را پایین انداخت. آن طرف تر اما نه از تن سبز جنگل خبری بود و نه از غرش پرابهت شیر.
دانه اشک برگونه زمین جاری شد و اشک هایش روانه رود شد، اما در رود خبری از تن پوش آبها و آبی ها نبود. رود پر از زباله بود و آلودگی.
اشک زمین همراه رود به دریا ریخت. دریا هم دیگر مواج و آبی نبود.
آلودگی قلب آبی دریا را سیاه کرده بود و ماهی هایش را قربانی!
اشک زمین در دریای آلوده سرگردان شد و زمین اندیشید که اگر هوا به وسوسه یک دانه گندم بهشت را از انسان گرفت فرزندان ناخلف او به چه وسوسه ای زمین سبز را از کودکان خود گرفتند؟!
تولد هر موجودی با شکوه و شفگت انگیز است و حس امید را در دل ها زنده می کند.
از تولد نوزاد آدم گرفته تا شکفتن غنچه یک گل!
حالا تصورش را بکنید که تولد یک سیاره یا ستاره چقدر می تواند با عظمت و رویایی باشد. حالا اگر این سیاره، سیاره ای باشد که سالها در آن زندگی کرده ایم; برای تولدش باید تمام احساسمان را خرج کنیم چرا که این سیاره، مادر ما زمینی ها ست.
دوم اردیبهشت، ۲۲ آوریل به عنوان روزجهانی زمین پاک نامگذاری شده است.
اما به فکر کدام یک از فرزندان زمین رسیده که روزی را به نام زمین بنامد؟ این سوالی است که به زودی جوابش را خواهید یافت!
● موسس روز زمین پاک
جان کانل موسس روز زمین پاک است. او در سال ۱۹۱۵ در خانواده ای مذهبی متولد شد. پدرجان یک انجیل نویس و مفسر انجیل بود و او در ۲۲ مارس، یعنی دومین روز بهار در دیویس سیتی متولد شد.
علا قه وافر جان به مذهب علم، و صلح و البته طبیعت باعث شد او همواره به دنبال فعالیت های بشردوستانه و طبیعت گرایانه باشد.
همین عامل موجب شد که او در سال ۱۹۳۹ اولین پلا ستیک گیاهی را از پوست گردو تولید کند. چرا که پلا ستیک مصرفی ما جزو آلا ینده های طبیعت است و صدها سال طول می کشد تا پلا ستیک تجزیه شده و به چرخه طبیعت برگردد. بنابراین جان کانل موفق به تولید اولین پلا ستیک قابل تجزیه شد.
اما این تنها کار جان نبود و او در سال ۱۹۶۸، اولین پرچم زمین را طراحی کرد.
جان کانل ایده روز زمین و برگزاری جشن در این روز را برای اولین بار در سال ۱۹۶۹ در کنفرانس محیط زیست یونسکو پیشنهاد کرد.
او درروز پایانی کنفرانس ملی یونسکو با ایراد سخنرانی گفت: این روز، روزی است که می توان با پیوند زدن دوباره قلب ها، هدف برتری چون برقراری صلح جهانی را ترویج داد.
روزی که نگرانی و علا قه ما را برای فقط محیط زیست زمین بر می انگیزد.
پیشنهاد جان در سال ۱۹۷۰ مورد قبول دبیرکل سازمان ملل، یوتانت، قرار گرفت و درهمین سال روز زمین درسان فرانسیسکو جشن گرفته شد. از آن پس روز زمین همه ساله در سازمان ملل و بسیاری از کشورهای جهان جشن گرفته می شود.
● زمین پاک، آسمان پاک
اما امروز در آستانه زمین پاک لحظه ای به خود می آییم و به آنچه با زمین کرده ایم، می نگریم.
می نگریم و می بینیم که همه چیز داریم و هیچ نداریم. خانه، ماشین، خوراک، پوشاک، هواپیما، موشک و... همه و همه داریم اما هوای پاک نداریم.
نمی توان بی توجه گذشت. نمی توان نادیده گرفت که هوای پاک ایجاد نخواهد شد; مگر در گرو ایجاد زمین پاک.
ما هر ساله روز درختکاری را جشن می گیریم در حالی که همان سال درختان زیادی به خاک می افتند و چشم امید همه به این است که سازمان محیط زیست اجازه دهد، یک جاده دیگر از میان جنگل ها بگذرد!
نمی دانم تا چه زمانی خواهیم توانست، با ندانم کاری چشم برروی زمین ببندیم و به رویاهای خود فکر کنیم. رویاهایی که هرگز با تخریب زمین رنگ تحقق به خود نخواهد گرفت.
مگر می توان زمین را ویران کرد و با شادمانی روی آن زندگی کرد. مگر می توان فراموش کرد ۳ مشکل اساسی زمین را.
شاید فراموشی کرده ایم که از میان ۳ مشکل عمده اتمسفر; سوراخ شدن لایه ازن حل نشدنی تر است!
دومین مشکل، مشکل باران اسیدی است و مشکل سوم گرمایش زمین!
● لایه ازن
اتمسفر ما در معرض فشار فزاینده از سوی گازهای گلخانه ای قرار دارد که این مساله خبر از تغییرات آب و هوا و سوراخ شدن لایه ازن می دهد که این تغییرات باعث ایجاد بیماری در انسان و حیوان خواهد شد.
وقتی اتمسفر سالم است، نظام کاملا هوشمند و مستقلی است که توانایی تطبیق خود با تغییرات را دارد. بدون این قابلیت، زندگی بر روی کره زمین امکان پذیر نیست.
اتمسفر مانند سیستم ایمنی بدن با حمله های خارجی می جنگد و تا به حال این وظیفه را به خوبی انجام داده است ولی ظرفیت تحمل این اتمسفر نامحدود نیست.
اتمسفر ما در حال حاضر به طرز وحشتناک با گازهای گلخانه ای مجروح شده. گازهایی چون کلر و فلور و کربن های موجود در یخچال ها و کپسول های اطفای حریق و اسپری ها! همچنین به وسیله اکسیدهای سولفور و نیتروژن تولید شده توسط خودروها و کارخانه ها اسیدی شده است. در این حال باید گفت زندگی موجودی که سیستم ایمنی اش آسیب دیده خیلی امیدوارکننده نیست.
لایه ازن یک ***** حفاظتی مهم در جو فوقانی است که زمین را در برگرفته است و از زمان به وجود آمدن حیات، انسان را در برابر اشعه های فرا بنفشی که از خورشید می آیند محافظت کرده است. زمانی که این اشعه ها از اتمسفر می گذرند ذرات را نابود می کنند، سلول های زنده را تخریب می کنند و باعث به وجود آمدن سرطان پوست می شوند.
در طول ۳۵ سال گذشته، لایه ازن در بالای قطب جنوب در هر بهار تقریبا ۴۰ درصد کاهش یافته است که دلیل عمده آن استفاده از گاز کلر و فلور و کربن (CFC) است.
اغلب کشورها برای جلوگیری از این مساله، صنایعی را که از این گازها در ساخت اسپری ها استفاده می کنند را متوقف کرده اند ولی این گاز کماکان در سایر محصولات مورد استفاده قرار می گیرد.
پیامدهای گاز (CFC) بسیار فجیع است به طوری که می توان گفت هر ساله ۱۰۰ نفر بر اثر سرطان پوست می میرند و این مساله در نیمکره جنوبی زمین بیشتر است و این به ما می گوید واقعا زمانی برای صبر کردن نداریم و هر چه زودتر باید استفاده از (CFC) ها را متوقف کنیم.
● گرمایش زمین
آیا تا به حال به درون یک گلخانه رفته اید؟ مهآلود و مرطوب است و میزان رطوبت آن کم نمی شود. این همان چیزی است که زمین ما ظرف دهه های آینده در اثر احاطه گازهای گلخانه ای به آن دچار می شود. این گاز ها زمانی تولید می شوند که سوخت های فسیلی می سوزند و گرمای خورشید را در خود نگه داشته و اجازه نمی دهند که این گرما به فضا باز گردد.
این مساله تا حد کم مشکلی ایجاد نمی کند و زمانی تبدیل به مشکل می شود که مقدار زیادی از این گازهای وارد جو شوند; آن وقت است که ما کباب می شویم.
بد نیست بدانید که اصلی ترین و مهمترین گاز گلخانه ای دی اکسیدکربن است و ما مقدار زیادی از این گاز را وارد جو می کنیم. جنگل ها و اقیانوس ها CO۲ را جذب می کنند پس ما باید به آنها متوسل شویم و تولید CO۲ را متوقف کنیم; این در حالیست که متاسفانه علاوه بر تولید حجم انبوه CO۲ ما هر ساله در تخریب جنگل ها هم تلاش می کنیم و این بلایی است که بر سر مادرمان زمین می آوریم.
● باران اسیدی
باران اسیدی از دیگر مشکلات پدید آمده در اتمسفر است که به شدت به زمین آسیب می زند. باران های اسیدی از گازهای SO۲ وNO که از دود اگزوز اتومبیل ها و کارخانجات ایجاد می شود، به وجود می آیند. این گازها در اتمسفر زمین با بخار واکنش داده و اسیدهایی مانند اسید سولفوریک و اسید نیتریک را تشکیل می دهند.
باران های اسیدی می تواند با از بین بردن جانوران ضعیفی مانند پلانکتون ها و بی مهرگان و گیاهان بر زنجیره غذایی جانوران تاثیر بگذارد.
البته خاک زمین تا حدی خاصیت قلیایی داشته و می تواند مقداری از اسید حل نشده در خود را خنثی کند; اما این مقدار معمولا برای باران های اسیدی جوابگو نیست.
شاید بتوان گفت که جنگل ها بیشتر از سایر اکوسیستم ها در معرض خطر باران های اسیدی هستند. به این دلیل که باران های اسیدی به راحتی با از بین بردن برگ درختان و گیاهان به طور مستقیم در اکوسیستم جنگل تاثیر می گذارد و به تدریج آن را نابود می کند.
همچنین بارانهای اسیدی با حل کردن مواد معدنی و فلزات باعث تخریب ساختمانها در شهرها می شوند و حتی می توانند باعث از بین رفتن رنگ اتومبیل ها و ضعیف شدن بدنه آنها در برابر ضربه شوند.
با تمام این حرفها ما می توانیم به راحتی زیر باران اسیدی راه برویم و احساسی از اسیدی بودن آن نداشته باشیم. چرا که باران اسیدی به طور مستقیم بر انسان اثر ندارد به طوری که انسانها می توانند در استخر اسیدی با PH ۵ شنا کند بدون این که آسیبی ببیند. ولی با از بین بردن دیگر اکوسیستم ها، این خود انسان است که بیشترین آسیب را می بیند.
حال با تمام این بلا هایی که بر سر زمین آورده ایم دوم اردیبهشت، روز زمین پاک را جشن می گیریم تا یادمان برود که زمین با وجود تمام موجوداتی که روی آن زندگی می کنند، چقدر تنهاست!

sarad
25th December 2012, 06:35 PM
نکاتی که باید درباره آتشفشان ها بدانیم

فوران توده های بزرگی از خاکستر در ایسلند در اثر فعال شدن یکی از آتشفشان های خفته این منطقه باعث شده است نشریه علمی لایو ساینس گزارشی درباره حقایق و رویدادهای بزرگی که به واسطه آتشفشان ها به وجود آمده اند منتشر کند.


در حال حاضر در حدود هزار و ۵۰۰ آتشفشان سرتاسر کره زمین را پوشانده اند و برخی از آنها به صورت متوالی و برای سال ها فوران کرده و می کنند. این پدیده وقتی رخ می دهد که سنگ های مذاب یا ماگما تحت فشار و با سرعت به سمت بالا حرکت کرده و بخش ضعیفی از پوسته زمین را شکافته و به خارج راه پیدا کنند.
مخازن زیرزمینی ماگماها می توانند برای صدها سال در زیر زمین مخفی باقی بمانند و سپس به شکلی دور از انتظار و ناگهانی فوران کنند.
نشریه لایو ساینس در پی فوران آتشفشانی در ایسلند پس از ۲۰۰ سال خاموشی و در اواخر روز پنجشنبه که منجر به فوران مقادیر زیادی آب داغ، خاکستر و سنگ ریزه شده و بسیاری از پروازهای فرودگاه های اروپایی را با اختلال مواجه کرد گزارشی از ۱۱ نکته درباره آتشفشان های جهان منتشر کرده است.
۱) سنگ های متخلخل آتشفشانی تنها سنگ هایی هستند که از توانایی شناور بودن بر روی آب برخوردارند. این سنگ ها معمولا خاکستری و مملو از حفره های حباب مانند هستند که در اثر خروج سریع و پرفشار گازهای داغ از میان سنگها به وجود می آیند.
۲) نیرومندترین آتشفشان های جهان ابرآتشفشان نام دارند. انفجار یک ابرآتشفشان می تواند بارانی از آتش را تا مسافت هزاران مایل بر زمین بباراند و منجر به ایجاد تغییرات آب و هوایی شود. تغییراتی از قبیل کاهش دمای هوا که در نتیجه آزادسازی چندین تن خاکستر در اتمسفر زمین به وجود می آید. این هیولاها دست های وحشتناک خود را هر چند صد هزار سال یکبار رو می کنند. یکی از بزرگترین آنها در پارک ملی «Yellowstone» قرار دارد و دانشمندان نیز اعلام کرده اند انفجار این آتشفشان نزدیک است.
۳) بزرگترین انفجار آتشفشانی تاریخ به کوه «تامبورا» واقع در جزیره «سامباوا» در اندونزی تعلق دارد. انفجار و فوران این آتشفشان در سال ۱۸۱۵ منجر به مرگ ۱۰۰ هزار انسان شد. اندونزی از بیشترین تعداد آتشفشان های فعال تاریخ در حدود ۷۶ آتشفشان برخوردار است.
۴) بیشتر آتشفشان ها در لبه صفحه های تکتونیکی رخ می دهند، صفحه های بزرگ سنگی که سطح زمین را تشکیل داده اند اما برخی از آتشفشان ها از جمله ابرآتشفشان «Yellowstone» بر روی مناطقی دیگر به نام مناطق داغ یا فعال آتشفشانی قرار گرفته اند که ماگماها در این مناطق مسیر خود را به آرامی از اعماق به سمت سطح زمین باز می کنند.
۵) ایسلند مشهور به سرزمین آتش و یخ بر فراز آتشفشان های نوار نیمه اقیانوسی اطلس قرار دارد. آخرین فوران آتشفشان «Eyjafjallajokull» در آوریل ۲۰۱۰ در برابر فواران قدرتمند آتشفشان «Skaptar» در سال ۱۷۸۳ بسیار کوچک به نظر می آید ، این انفجار آتشفشانی تمامی منابع کشاورزی و شیلات جزیره را نابود کرده و منجر به قحطی شد که جان یک پنجم از مردم جزیره را گرفت.
۶) انفجار سال ۱۹۹۱ آتشفشان «Pinatubo» در فیلیپین از انفجار «Skaptar» نیز سخت تر بود. این انفجار در حدود ۲۲ میلیون تن دی اکسید سولفور را به خارج از زمین انتقال داد که این ماده به چرخه مواد زمین وارد شده و حرارت جهانی را حداقل ۰.۵ درجه سلسیوس کاهش داد.
۷) آتشفشان ها توانایی رشد کردن دارند با انباشته شدن گدازه ها و خاکسترها لایه های جدیدی به آتشفشان افزوده شده و ارتفاع آن را افزایش می دهند. این یکی از شیوه های رایجی است که کوه ها بر اساس آن ساخته می شوند.
۸) آتشفشان ها می توانند منقرض شوند. زمانی که دانشمندان اعلام می کنند از این پس آتشفشانی هرگز فوران نخواهد کرد ، در واقع انتظار منقرض شدن و نابود شدن آتشفشان وجود دارد. آتشفشان هایی که در حال حاضر فعال نیستند اما احتمال فعال شدن آنها وجود دارد آتشفشان های خفته خوانده می شوند.
۹) فشار مستقیم برخی از فوران های آتشفشانی می تواند منجر به شکل گیری مخازن ماگمایی شود که در هم فرو می ریزند و حفره های عظیم و کاسه مانندی به نام «کالدرا» به وجود می آورند.
۱۰) بزرگترین آتشفشان موجود بر روی زمین، آتشفشان «Mauna Loa» واقع در هاوایی است. این آتشفشان یکی از پنج آتشفشان موجود در هاوایی است که در ارتفاع سه هزار و ۹۶۲ متر بالاتر از سطح دریا قرار گرفته است. جزایر هاوایی در واقع به واسطه نقاط داغ و فعال آتشفشانی به وجود آمده اند.
۱۱) آتشفشان ها باعث رنگین تر شدن غروب خورشید می شوند، زمانی که آتشفشان «Kasatochi» در سال ۲۰۰۸ فوران کرد مردم سرتاسر جهان شاهد رنگمایه های فوق العادی زیبای نارنجی و سرخ رنگی در غروب خورشید بودند. این رویداد دیدنی ناشی از انتشار ذرات خاکستر در اتمسفر زمین است که باعث شکست بیشتر پرتوهای خورشیدی در آسمان می شوند.

sarad
25th December 2012, 06:35 PM
زمین شناسی رسوبی

زمین شناسی رسوبی برای اکتشاف و تکمیل اطلاعات مربوط به مخازن نفت و گاز مهم می باشد. اطلاعات زمین شناسی برای برای پیشبینی مکان های احتمالی استان های نفتی مورد استفاده قرار می گیرد. مخازن نفت و گاز در مناطق بسیاری در حوزه های رسوبی مشاهده شده است. هیدروکربن ها در اعماق کم لبه های حوزه، در مناطق عمیق مرکزی حوزه، در لبه هایی که حرکت تکتونیکی تله های نفتی را ایجاد می کند، تجمع پیدا می کنند.


● حوزه ها
حوزه های رسوبی در منشا تشکیل و نوع سنگ های موجود در حوزه متمایز می شوند. هر کدام بصورت واحد متفاوت و مستقل مطالعه می شود. ولی ویژگی های مشترکی میان همه حوزه ها وجود دارد. حوزه ها مکان تجمع مواد آوری و تبخیری را در ناحیه فشرده شده (ناحیه ای که دچار فرو افتادگی نسبت به محیط های اطراف است) یا ناحیه شیب دار دریایی می باشند. آنها دارای لایه های ضخیم در مرکز حوزه و لایه های نازک در کناره ها می باشند. لایه های موجود وقایع رسوب گذاری متوالی را نشان می دهند.
حوزه های رسوبی دینامیکی همزمان با افزایش مقدار رسوبات دچار فروافتادگی می شوند. نیروی ایجاد کننده این فرو افتادگی های محلی هنوز بطور کامل شناخته نشده اند، ولی به تنظیمات از غیر تعادلی نیرو های ثقلی ربط داده شده اند. طبق تئوری تعادل ایزوتوپی خارجی ترین و سبک ترین بخش زمین که پوسته خارجی آن می باشد، بر روی جبه شناور بوده و با آن در تعامل می باشد. بنابراین پوسته زمین از قسمتی وارد جبه شده و در قسمتی دیگر از آن خارج می گردد. تا به حال تقطه تمرکز زلزله پایین تر از ۱۶۰۰ کیلومتر ثبت نشده است. در این عمق فشار و دما برای تغییر حالت جبه به مواد پلاستیک گونه که باعث ایجاد جریان های همرفتی آرام درون جبه ای می شود، مناسب می باشد. این جریانات همرفتی موجب ایجاد تعادل ثقلی در پوسته زمین خواهد شد. ناحیه گریت لیک ایالات متحده امریکا، کانادا و شبه جزیره اسکاندیناوی هنوز در اثر آب شدگی پلیستوسن در حال بالا آمدن می باشد.
درون توده قاره ای حاوی مواد پایداری است که به عنوان کراتن و یا صفحات تشکیل شده از سنگ های دگرگون قدیمی، شناخته می شوند. صفحات کانادا، برزیل، فنواسکانیا، و هند از این نمونه اند. رسوبات کراتن ها بصورت زمین های خشک سطحی، پرکننده فرو افتادگی ها و تجمع بر صفحات کنار قاره، نهشته می شوند.
● کناره های واگرای قاره ای
رسوبات جمع شده در فلات های قاره موجود در کناره های قاره ها در اثر شدت و جهت راندگی صفحات، چند نوع ساختمان زمین شناسی تشکیل می شود. کناره های قاره ای واگرا در حاشیه قاره های جدا شده از شکاف های میان اقیانوسی تشکیل می گردند. از نمونه های آن می توان به شمال و جنوب امریکا و غرب سواحل اروپا و افریقا نا برد. موارد ذکر شده در ابتدا در شکاف های میان اقیانوسی بهم متصل بودند. فلات های قاره در حال گسترش می باشند. در آنجا عمق آب کم بوده و رسوبات کربناته از ریف ها تشکیل می گردند. رسوبات آواری شسته شده از زمین های اطراف نیز در آنجا نهشته می شوند. بنابراین بستر مناسبی برای تشکیل سنگ های منشا و مخزن و در روی آن سنگ پوشش را فراهم می کنند.
در بررسی نوع و حوزه های رسوب گذاری، می بایستی تمامی موارد همچون تمامی نواحی پوشیده شده از مواد آواری و شرایط محیط رسوب گذاری مورد نظر قرار گیرند. چپمن تعریفی از حوزه فیزیوگرافی ارائه داده است: ناحیه ای که بر اثر فرسایش مواد لازمه را برای نهشته شدن رسوبات در حوزه های رسوبی و یا در گودی های کف دریا یا در سطح زمین تامین می کند. بنابراین منشا رسوبات بوسیله نواحی فرسایشی، فیزیوگرافی و آب و هوای منطقه تعیین می شود.
● کناره های قاره ای همگرا
کناره های قاره ای همگرا در حین برخورد صفحات تشکیل می گردند. زمانیکه یک صفحه اقیانوسی با یک صفحه کم چگالتر قاره ای برخورد می کند، حوزه ای میان جزایر قوسی و قاره تشکیل می گردد. این حوزه ها با رسوبات آواری آمده از خشکی کربناته منشا گرقته از حیونات دریایی پر می شوند. این رسوبات باعث ایجاد نواحی بزرگی از تجمع هیدروکربن مانند میدان جنوب شرقی آسیا می شوند.
حرکت قاره ای صفحات بسمت یکدیگر باعث تشکیل با فرورفتگی دراز و باریک به نام ژئوسینکلاین (Geosyncline) خواهد شد. این فرورفتگی بوسیله رسوبات پر شده و در هنگام کوهزایی (Orogeny) بالا آمده و باعث ایجاد چین بهمراه کوههای آتشفشانی خواهد شد. کوههای آپالاچین در روسیه از همگرایی کناره های قاره ای پر شده از رسوبات بوجود آمده اند. کوههای تشکیل شده از هنگام کوهزایی، بعد از پایدار شدن متحمل فرسایش منطقه ای شده و رسوبات مناطق پایین دست دو طرف کوه را تامین خواهند کرد.
پترولیمی که در رسوبات جمع شده است، در دوره کوهزایی از بین می رود. دلیل این امر از بین رفتنوش سنگ های (Cap Rock) نگهدارنده نفت در تله های زمین شناسی و مهاجرت نفت به سطح زمین می باشد. گسل و چین خوردگی رسوبات نیز باعث ایجاد تله های ساختمانی در مناطق مختلفی در منطقه خواهد شد.
● کناره های قاره ای پهلوران
زمانیکه دو صفحه پوسته ای از کنار یکدیگر عبور می کنند، باعث ایجاد گسل های بلند پهلوران با شاخه هایی با زاویه ۳۰ درجه نسبت به گسل اصلی و بلوک های بلوک های گسلی در لبه های گسل پهلوران می شوند. پر شدن این گسل های شرایط مناسبی برای به تله افتادن هیدروکربن را مهیا می سازد. نمونه این مخازن در گسل سن آندریس در کالیفرنیا مشاهده می شود. گسل های پهلوران در کف اقیانوس مکان ایجاد تپه های دریایی می باشند که تعدادی از آنها بهمراه فعالیت های آتشفشانی از کف اقیانوس فاصله می گیرند.

sarad
25th December 2012, 06:36 PM
درباره آبهای معدنی ( Inorganic Water )

آبهای معدنی ( Inorganic Water ) ، آبهایی هستند که در یک کیلوگرم آنها لااقل هزار میلی گرم نمک و یا ۲۵۰ میلی گرم انیدرید کربنیک آزاد موجود است.


آبهای معدنی ، از چشمه های طبیعی یا چشمه هایی که مصنوعا ایجاد کرده اند، جریان دارند و آنها را در همان سرچشمه در ظرف مخصوصی پر می کنند و برای مصرف حمل می نمایند. آب چشمه ها بطور کلی دارای نمکهایی هستند که در موقع عبور آب از سطح زمین در آن حل شده ولی آب مقطر فاقد این نمکهاست. مقدار این نمکها در آبهای معدنی بمراتب زیادتر و لااقل به یک در هزار می رسد.
الف) ترکیبات آب معدنی
در آب معدنی ترکیباتی مانند نمکهای ید و ترکیبات آرسنیک و ترکیبات گوگرددار و مواد رادیواکتیو و نظیر آنها وجود دارد که در آب معمولی نیست. از آنجائیکه ترکیبات قشر زمین در نقاط مختلف ، متفاوت می باشد، مسلم است که ترکیبات آبهای معدنی هم فرق می کند. مثلا در یک آب معدنی مقدار کلرور سدیم زیادتر و در آب معدنی دیگر مقدار آهک زیادتر است.
ب) طبقه بندی آبهای معدنی
آبهای معدنی را از روی اینکه چه ترکیبی بیشتر در آن وجود دارد طبقه بندی کرده اند.
ج) آبهای معدنی اسیدی
این آبها باید لااقل در یک لیتر ، یک گرم انیدرید کربنیک طبیعی آزاد محلول داشته باشد.
▪ سرچشمه ها: مهمترین چشمه های انیدرید کربنیک دار در آلمان ، چشمه های مارین باد و چشمه زائربرون در هارتی و غیره می باشد. در ایران هم آب ترش راه رشت و آب علی از چشمه های مهم می باشد. چشمه های قلیایی که دارای قسمت اعظم از کربنات سدیم می باشند، معروفترینشان ، چشمه های سالسبرون در آلمان و ویشی__ در فرانسه می باشد.
▪ فواید آن برای بدن : انیدرید کربنیک محلول در آب موجب تسریع حرکت دودی شکل روده می گردد و مقدار عصاره هایی که در روده ریخته می شود را زیادتر می کند. در نتیجه ، هضم غذا تسریع می شود. همچنین موجب زیاد شدن اسید کلریدریکی که در معده تولید می شود، می گردد و اثر اشتها آور دارد. آبهای قلیایی نیز فعالیت معده را زیاد می کنند و اسید معده را از بین می برند و در معالجه درد مفاصل مؤثرند.
● آبهای معدنی سولفات سدیم دار
آب این چشمه ها دارای سولفات سدیم می باشند، ولی علاوه بر آن ، اغلب کلرور سدیم و بی کربنات سدیم هم دارد.
▪ سرچشمه ها: مهمترین چشمه های سولفات سدیم دار چشمه مارین باد و چشمه الستر در ساکسن و غیره در آلمان می باشد.
● آب چشمه های تلخ
مهمترین ماده شیمیایی که در آب این چشمه ها موجود است و موجب تلخی مزه آنها می گردد، سولفات منیزیم می باشد، اما علاوه بر سولفات منیزیم ، اکثرا سولفات سدیم و کلرور سدیم هم در آنها وجود دارد.
▪ سرچشمه ها : مهمترین چشمه های تلخ در آلمان می باشند. چشمه فریدریک هال در ماینینگن و چشمه مدکنت هایم در ورتنبرگ است.
▪ فواید آن برای بدن : آبهای تلخ اثرات خوبی در برطرف کردن یبوست و چاقی دارند. آشامیدن آب این چشمه ها برای اشخاص ضعیف و کم خون و مسلول و نظیر این ها خوب نیست.
● چشمه های کلرور سدیم
در آب این چشمه ها بیش از یک گرم املاح در لیتر موجود است و بیشتر این املاح نیز کلرور سدیم می باشد.
▪ سرچشمه ها : چشمه های کیسینگن و نوی هاس واقع در آلمان از مهمترین چشمه ها می باشند.
▪ فواید آن برای بدن : اشخاصی که مبتلا به سو هاضمه و یا چاقی زیاد می باشند و یا دستگاه تنفسی آنها خوب کار نکند، بر اثر آشامیدن این آبها بهتر می شوند.
● آبهای آهن دار
آبهایی که در یک لیتر آب آنها بیش از ده میلی گرم آهن به حالت محلول موجود باشد، از آنجائی که آبهای آهنی زود تجزیه و آهن آنها ته نشین می شود. معمولا در همان سرچشمه آنرا می آشامند.
▪ سرچشمه ها : نمونه ای از چشمه های آهندار در ایران آب گرم محلات است. مهمترین چشمه های آهنی در آلمان چشمه های پیرمونت و چشمه شوالباخ و چشمه الکسی باد و غیره می باشد.
▪ فواید آن برای بدن : آبهای آهن دار برای درمان کم خونی بسیار مفید می باشد.
● آبهای گوگردی
این آبها دارای هیدروژن سولفوره آزاد و یا هیدروسولفور و یا هر دوی اینها می باشند ( بوی هیدروژن سولفوره ، شبیه بوی تخم مرغ گندیده است )
▪ سرچشمه ها : آبهای گوگردی در اسک لاشاپل ( آخن ـ آلمان ) همچنین در بادن نزدیک وینه و در اکس لبن هم موجود است. در ایران نیز آب اسک ، نمونه ای از آبهای گوگردی است.
▪ فواید آن برای بدن : آبهای گوگردی در درمان روماتیسم و امراض جلدی و مسمومیتهای فلزی تجویز می شود.
● آبهای آهک دار
این آبها دارای نمکهایی هستند که قسمت اعظم آنها کربنات اسید کلسیم و کربنات اسید منیزیم و گچ و انیدرید کربنیک می باشد.
▪ سرچشمه ها : در آلمان چشمه های آن در ویلدونگن و وایسن بورگ و محلهای دیگر واقع می باشد. در ایران آب گرم راه همدان نمونه ای از آبهای آهک دار می باشد.
▪ فواید آن برای بدن : آبهای آهکدار در درمان نارسایی کلیه و درمان نارحتی اعصاب و درمان اگزمای پوست و غیره توصیه شده اند.
● چشمه های آرسنیک دار
این چشمه ها دارای مقدار جزئی آرسنیک هستند که بعلت کمی مقدار اثر کشندگی ندارد بکله بطور کلی برای تقویت بکار می رود.
▪ سرچشمه ها : محل این چشمه های دورک هایمر ماکس کول واقع در آلمان و چشمه لویکو واقع در شمال ایتالیا می باشد.
▪ فواید آن برای بدن : آشامیدن آب این چشمه ها برای رفع کم خونی و ضعف ناشی از کمی غذا و غیره مفید است.
● آبهای یددار

آب این چشمه ها را بیشتر برای آشامیدن و نه حمام گرفتن مصرف می کنند و ید موجود در آنها ، هم دستگاه گوارش و هم غدد گلو را تحریک به کار و ترشح می کند.

sarad
25th December 2012, 06:37 PM
شفق قطبی در آسمان تهران! شاید در چند دهه پیش موضوع جذاب و هیجان انگیز جابه جایی قطب های زمین صرفا با ترسیم فرضی شرایط زمین در آینده مورد بحث و بررسی قرار می گرفت، اما بتدریج به آن آینده نزدیک می شویم. موضوع بسیار ساده است؛ قطب های مغناطیسی زمین در حال حرکت و جابه جایی هستند. در این صورت دور از ذهن نخواهد بود که تا چند دهه آتی، شفق چشم نواز قطبی در آسمان تهران و کشورهای اطراف هم قابل روِیت باشد!



شاید بهتر باشد از این پس بابانوئل با دقت بیشتری به قطب نمای خود نگاه کند، زیرا قطب شمال مغناطیسی زمین در حال جابه جایی و عوض کردن جای خود با قطب جنوب مغناطیسی است. البته نباید خیلی هم نگران بود، چون خبر از جابه جایی جغرافیایی دو قطب نیست، بلکه تنها از بعد مغناطیسی جای خود را با یکدیگر عوض می کنند. بحث جابه جایی قطب های مغناطیسی زمین، موضوع بحث برانگیز چندان تازه ای نیست. نخستین نشانه های قطعی و علمی جابه جایی قطب های مغناطیسی زمین به مقاله ای باز می گردد که سال ۱۸۷۲ از سوی چالز اسین براشر منتشر شد، گرچه نخستین بار در سال ۱۸۳۱ گروهی از محققان متوجه وجود چنین تغییری شده بودند. او با تفسیر افسانه های مکزیکی به این نتیجه علمی رسید که قطب های مغناطیسی زمین تاکنون ۴ بار از بیش از ۱۰ هزار و ۵۰۰ سالپیش از میلاد تاکنون جابه جا شده اند. در دهه های گذشته تحقیقات دامنه داری در این زمینه انجام شده و حتی در ناسا رشته مطالعات گسترده ای با تمرکز بر سرعت و دیگر فاکتورهای تعیین کننده در این فرآیند به مرحله اجرا درآمده است؛ اما تحقیقات جدیدی در این زمینه به عمل آمده که موجب حیرت دانشمندان علوم زمین شناسی شده است؛ فرآیند جابه جایی قطب های مغناطیسی زمین با سرعت خیره کننده ۶۴ کیلومتر در سال در حال انجام است!
آرنولد شالت، زمین شناسی است که در انستیتو فیزیک زمین در فرانسه تحقیقات دامنه داری در این خصوص داشته است. تازه ترین تحقیقات وی نشان می دهد قطب شمال مغناطیسی زمین با سرعت ۶۴ کیلومتر در سال به سوی روسیه در حال نزدیک شدن است. نتیجه تحقیقات وی در نشریه معتبر نشنال جغرافی منتشر شده است، اما نکته جالب این داستان از همین جا پررنگ تر می شود. دقیقا ۵ سال پیش و در همین نشریه گزارشی منتشر شد که نتیجه تحقیقات دامنه دار گروهی از زمین شناسان درباره سرعت حرکت میدان مغناطیسی شمال زمین به سوی روسیه بود. در آن گزارش آمده بود، قطب شمال مغناطیسی زمین با سرعت ۴۰ کیلومتر در سال به سوی روسیه نزدیک می شود. این که تنها در مدت کمتر از ۵ سال با انجام دور تازه ای از تحقیقات مشخص شود که سرعت حرکت قطب شمال مغناطیسی زمین بیش از ۲۰ کیلومتر در سال افزایش یافته، موجی از حیرت و هیجان را در میان زمین شناسان ایجاد کرده است.
زمین شناسان در توجیه این فرآیند به هسته زمین اشاره می کنند و آن را عامل اصلی بروز این رویداد می دانند؛ البته هسته زمین آنقدر عمیق است که دانشمندان نمی توانند مستقیم میدان مغناطیسی سیاره مادر را مورد بررسی قرار دهند، اما با تکیه بر فناوری های نوین این امکان برای آنها فراهم شده است تا با دنبال کردن حرکات و جابه جایی های میدان مغناطیسی زمین در سطح و فضا، به گمانه زنی بپردازند. تحقیقات اخیر دانشمندان نشان می دهد منطقه ای مغناطیسی در سطح هسته زمین وجود دارد که تغییرات در آن بسیار سریع و فراتر از تصور صورت می گیرد. آرنولد شالت، تغییر قطب شمال مغناطیسی زمین را بر گردن همین منطقه مرموز از هسته زمین انداخته و پیش بینی می کند در دهه های آتی مردم کشورهایی که به دور از قطب شمال زندگی می کنند احتمالا شاهد پدیده جذاب و دلفریب شفق قطبی خواهند بود؛ البته او در طرح این موضوع که مردم کشورهای نزدیک تر به قطب نیز چنین امکانی را به دست آورند هنوز تردید دارد.
در حالی که بسیاری از زمین شناسان نزدیک شدن شمال مغناطیسی زمین به استوا را مورد بررسی قرار می دهند، بسیاری نیز درباره مسیر آینده حرکت شمال مغناطیسی زمین تردید دارند
شمال مغناطیسی زمین، جایی که عقربه های قطب نما آن را نشان می دهند در حوالی نقطه ای از زمین است که به آن در علم جغرافیا، قطب شمال گفته می شود. در حال حاضر شمال مغناطیسی زمین نزدیک به جزیره السمر کاناداست. قرن هاست که مسیریاب ها از شمال مغناطیسی برای هدایت کاروان ها و مسافران استفاده کرده اند و حتی هنوز هم در مناطق دورافتاده و محروم از فناوری های نوین، استفاده از این شیوه مسیریابی رواج دارد. با توجه به تغییراتی که در حال انجام است اختلالات زیادی در فرآیند جهت یابی آنها روی می دهد و شاید به همین دلیل است که می شنویم بسیاری از آنها که سال ها از این روش استفاده می کرده اند، دیگر اعتماد چندانی به تعیین مسیر با تکیه صرف بر شمال مغناطیسی ندارند! از سال ۱۸۳۱ که نخستین نشانه ها درخصوص جابه جایی شمال مغناطیسی زمین دیده شد، دانشمندان این فرآیند را در گذر زمان دنبال کرده اند. در سال ۱۹۰۴ گروهی از زمین شناسان متوجه شدند شمال مغناطیسی زمین با سرعت ۱۵ کیلومتر در سال به سوی شمال شرقی در حال جابه جاشدن است. در طول یک قرن گذشته این فرآیند همواره زیرنظر زمین شناسان بوده است تا آن که در سال ۱۹۸۹ این روند، سرعت قابل توجهی گرفت و در نهایت در سال ۲۰۰۷ دانشمندان به این نتیجه رسیدند که قطب شمال مغناطیسی زمین با سرعتی بین ۵۵ تا ۶۰ کیلومتر در سال به سوی سیبری روسیه در حال پیشروی است.
جابه جایی سریع قطبین مغناطیسی زمین گویای آن است که اعمال تغییرات اساسی و به روز کردن نقشه های میدان مغناطیسی زمین کاملا ضروری است.
در قرن گذشته شمال مغناطیسی زمین ۱۱۰۰ کیلومتر به سوی سیبری حرکت کرده است. این آمار جالب توجهی است که از سوی جو استونر از دانشگاه اورگان و حدود ۵ سال پیش ارائه شد. وی عقیده دارد اگر جابه جایی قطب های مغناطیسی زمین با همین روند ادامه داشته باشد، تا نیم قرن آینده یعنی حدود سال ۲۰۶۰ قطب شمال مغناطیسی زمین در سیبری خواهد بود. او می گوید: با پدیده ای طبیعی سر و کار داریم که بسیار سریع در حال روی دادن است. این پدیده حداقل در ۵۰۰ سال گذشته مشاهده نشده است. تحقیقات وی نشان می دهند چنین جابه جایی ۴۰۰ بار در ۳۳۰ میلیون سال گذشته روی داده است. این ارقام در نوع خود هیجان انگیز هستند، اما استونر طور دیگری فکر می کند: ما فقط شاهد سرگردانی طبیعی شمال مغناطیسی زمین هستیم!
● قطب سرگردان
زمین شناسان بر این عقیده اند که زمین دارای میدان مغناطیسی است؛ چون هسته سیاره مادر از مرکز یونی آهنی تشکیل شده که اطراف آن را فلزی مایع احاطه کرده است. این مجموعه به دینامی شباهت دارد که افسار میدان مغناطیسی زمین را در اختیار دارد. دانشمندان در گذشته بر این گمان بودند که چون هسته مذاب زمین همواره در حال حرکت است، بروز تغییرات در میدان مغناطیسی آن می تواند مکان سطحی شمال مغناطیسی را نیز تحت الشعاع قرار دهد. اگرچه تحقیقات دانشمندان در یک دهه گذشته مهر تأییدی بر این ایده است اما زمین شناسانی همچون شالت نیز هنوز در گفتن این که روزی شمال مغناطیسی زمین از روسیه عبور خواهد کرد تردید دارند. او می گوید: پیش بینی آینده بسیار دشوار است. البته این پایان ابهامات موجود نیست. در حالی که بسیاری از زمین شناسان نزدیک شدن شمال مغناطیسی زمین به استوا را مورد بررسی قرار می دهند، بسیاری نیز درباره مسیر آینده حرکت شمال مغناطیسی زمین تردید دارند، مسیری که ممکن است به هر سمتی باشد.