PDA

توجه ! این یک نسخه آرشیو شده میباشد و در این حالت شما عکسی را مشاهده نمیکنید برای مشاهده کامل متن و عکسها بر روی لینک مقابل کلیک کنید : دیالوگ های ماندگار و سکانس های دیدنی


صفحه ها : [1] 2 3

arathornson
22nd June 2009, 12:48 PM
در این تاپیک از همه دوستان دعوت می شود تا سکانس و دیالوگ های مور علاقه خود را در بین فیلم های
مختلف تاریخ سینما شرح بدهند.

وجود دیلوگ ها جزئیات و تصاویر مربوط به سکانس موردنظر در جذابیت بیشتر این تاپیک موثر خواهد بود.

majid_ag
23rd June 2009, 07:02 AM
فایت کلاب.

ادوارد نورتن (راوی داستان) و براد پیت (تایلر داردن) روبروی هم ایستادن و براد پیت میگه :

hit me as hard as you can
.
.
.
.
واین شروع درگیری ها در یکی از مازوخیستی ترین سکانسها در سینماست :دی

ساز دهنی
23rd June 2009, 08:07 AM
فیلم کراش (crash ) : سکانسی که پلیسه از تو ماشین خانومه رو نجات میده , خیلی جالب و تاثیرگذار بود :016:

majid_ag
24th June 2009, 08:19 AM
a short film about love

صحنه پایانی فیلم که ماگدا شخصیت اصلی زن فیلم از اتاق تومک به اتاق خودش با دوربین نگاه میکنه و خودش و تومک رو میبینه به همراه موسیقی دیوانه کننده استاد پرایزنر ، یکی از بدیع ترین و تاثیر گذارترین سکانسهای تاریخ سینما رو رقم میزنه.

arathornson
26th June 2009, 01:22 AM
فیلم آپارتمان اثر بیلی وایلدر کبیر
سکانس روز بعد از شبی که بکستر(جک لمون) شب رو بیرون مونده و حسابی سرما خورد...حالا تو اداره داره دفتر وقت های قبلی رو که واسه همکاراش در نظر گرفته رو میگرده و همزمان به شکل افتضاحی هم سرما خورده و پای تلفن سر اینکه بتونه توی خونه استراحت کنه با مشتریا!! چونه میزنه......(برای اینکه داستان لو نره اینجوری اسپرانتو تعریف کردم..)

payam69
26th June 2009, 10:57 AM
فيلم ولگردهاي خبيث از كوانتين تارانتينو..............اولين فيلم تارانتينو.............

سكانسي كه بعد از نشون دادن چند صحنه ي خشن بازيگرا سر اينكه اسماي مستعارشون چي باشه باهم بحث ميكنن..........

من عاشق Mr.Pink ام..............

arathornson
26th June 2009, 11:37 AM
فیلم دزد دوچرخه اثر ویتوریو دسیکا
سکانسی که پدر و پسر داستان رد پیرمردی که با دزده حرف میزد رو گرفتن و دنبالش رفتن تو کلیسا....تو کلیسا همه حواسشون به مراسم دعا هستش و صاحب دوچرخه که همه حواسش به پیرمردس و.....

یه سکانس دیگه از همین فیلم...جایی که زن صاحب دوچرخه ملافه ها رو با شوهرش رفته فروخته تا دوباره دوچرخه رو بتونه پس بگیره...بعد از گرفتن دو چرخه زن مرد سوار دوچرخه شدن و دارن تو شهر میگردن

payam69
26th June 2009, 11:45 AM
صحنه اي كه تو فيلم بيل را بكش ماله تارانتينو...........فيلم كه يهو تبديل به انيميشن ميشه.............

فوق العادس.............نميدونم چرا ميگن ازين فيلم خوشمون نمياد............كارگردانيش حرف نداره..............

payam69
26th June 2009, 11:49 AM
گلادياتور آخرين سكانسش كه بعد از مرگش ميره تو مزرعه.............

شجاع دل سكانس آخرش كه دارن ميكشنش.................

در بروژ سكانسي كه كالين فارل ميخواد خود كشي كنه...........همين فيلم سكانس خودكشيه رالف فيننس.............

(به منچه خوب سكانسايه قشنگ زياده خوب)............

arathornson
26th June 2009, 11:51 AM
البته این بیشتر از یه سکانسه ....
اپیزود رو در فیلم شب روی زمین اثر جیم جارموش
جایی که روبرتو ببینی که یه راننده تاکسیه نصفه شب یه کشیش رو سوار میکنه.....

Zodiac-S
26th June 2009, 11:56 AM
فیلم short cut اون جاش که زلزله میاد خیلی جالب بود
واقعا کارگردان به خوبی داره نشون میده که همه چیز داره در این خانواده ها ویران میشه......

arathornson
27th June 2009, 06:48 PM
جکی براون اثر تارانتینو

سکانسی که اوردل(ساموئل ال جکسون) داره بومانت(کریس تاکر) رو متقاعد میکنه که توی صندوق عقب ماشینش دراز بکشه تا سر قرار مبادله.....بعدش خودش سوار ماشین میشه ...پخش ماشینش رو روشن میکنه و به راه میفته اما....
(اونایی که دیدن که میدونن کجا رو دارم میگم! اونایی هم که ندیدن هم نمیگم که مزه اش رو از دست نده..)

majid_ag
28th June 2009, 08:39 AM
مسیر سبز (گرین مایل) اثر فرانک دارابونت .

در سکانسی که جان کافی رو میخوان اعدام کنن و یکی از زندانبانها میخواد اون کلاه سیاه رو سر جان کافی بکشه

جان : رییس خواهش میکنم این چیز رو رو صورت من نکش.منو در تاریکی فرو نبر. من از تاریکی میترسم. :032::032:

arathornson
5th July 2009, 01:02 PM
فیلم معجزه در میلان اثر ویتوریو دسیکا

سکانس قرعه کشی جایزه ویژه (یک مرغ کامل) و ادامه اون سکانس جایی که همه دنبال و شماره برنده میگردن و برنده مسابقه میاد و میشینه مرغ درسته رو میخوره

arathornson
12th July 2009, 11:57 AM
فیلم ارتباط فرانسوی ساخته ویلیام فردکین

سکانس تعقیب و گریز جین هاکمن و فرناندو ری توی ایستگاه مترو

Bats' Head
12th July 2009, 12:12 PM
کل سکانس های پدرخوانده I

و سکانسهای روبرویی بوگارت و برگمن در کازابلانکا

majid_ag
13th July 2009, 06:40 AM
فیلم Eastern promises اثر دیوید کراننبرگ اون صحنه ای که ویگو مورتنسن تو حمام (کاملا برهنه :دی) با مهاجمین میجنگه.

arathornson
16th July 2009, 11:08 AM
فیلم اد وود اثر تیم برتون

سکانس غسل تعمید عوامل فیلم
سکانس فیلمبرداری صحنه درگیری بلا لگوسی با هشت پای مکانیکی

majid_ag
16th July 2009, 11:42 AM
فیلم اد وود اثر تیم برتون

سکانس غسل تعمید عوامل فیلم
سکانس فیلمبرداری صحنه درگیری بلا لگوسی با هشت پای مکانیکی


توی همین اد وود صحنه ملاقات اد وود با اورسون ولز زیباست.

کلا توی فیلمهای تیم برتون بزرگ اونقدر صحنه های ناب و زیبا وجود داره که نمیشه یکی رو جدا کرد و مطرح کرد.
به نظر من تیم برتون یه اسطوره است.
من تقریبا همه فیلمهاشو دیدم و میبینم و لذت میبرم. (ببخشید زیاد حرف زدم.[Only registered and activated users can see links](74).gif)

احسان صلح جو مهربانی
3rd October 2010, 11:08 PM
صحنه ارابه سواری فیلم بن هور خیلی جالب بود ودرنتیجه به زیر افتادن استفن بوید وگریمی که روی آن کار شده بود . واین فیلم بیادماندنی 11 جایزه اسکارازآن خود کرد

demis roussos
4th January 2011, 01:48 AM
صحنه ارابه سواری فیلم بن هور خیلی جالب بود ودرنتیجه به زیر افتادن استفن بوید وگریمی که روی آن کار شده بود . واین فیلم بیادماندنی 11 جایزه اسکارازآن خود کرد

من وقتی بچه بودم این فیلمو دیدم واقعا سکانسی بیاد ماندنی بود ممنون از نظرتون

demis roussos
4th January 2011, 01:17 PM
یکی از زیباترین سکانس هایی که دیدم مال فیلم دیوانه از قفس پرید با بازی جک نیکلسونه
مربوط میشه به آخر فیلم که سرخ پوست دوست خودشو خفه میکنه و بعد با یه موزیک متن زیبا به سمت سکوی آب خوری میره و اون را از جا بلند میکنه و با هیبت خاصی میکوبه به حصار پنجره و از دیوونه خونه فرار میکنه همون لحظه یک نفر فریاد میزنه دیوانه از قفس پرید!!!

tar2009
4th January 2011, 10:32 PM
ها یه سکانس به یادماندنی که بسی آدمو تو فکر فرو میبره سکانس پایانی فیلم پدر خوانده دوم بودش وقتی مایکل کورلئونه تو ایستگاه قطار روی یه نیمکت نشسته کاملاً تنهایی مایکل رو میشه حس کرد واقعاً بازی خفنی از آل پاچینو بودش.

demis roussos
4th January 2011, 10:50 PM
ها یه سکانس به یادماندنی که بسی آدمو تو فکر فرو میبره سکانس پایانی فیلم پدر خوانده دوم بودش وقتی مایکل کورلئونه تو ایستگاه قطار روی یه نیمکت نشسته کاملاً تنهایی مایکل رو میشه حس کرد واقعاً بازی خفنی از آل پاچینو بودش.

آره داش کاظم این سکانسم خیلی قشنگ بود
ولی تو پدر خوانده من آخر قسمت اول و خیلی دوست دارم اونجایی که به میز تکیه میزنه و همه میان به طرفش مخصوصا که دوربین از خارج اتاق فیلمداری میکنه و یه حس عجیبی به آدم دست میده

ღZAHRAღ
9th January 2011, 07:24 PM
از بهترين سكانس هاي فيلم كه ديدم 1 - سكانسي از فيلم دزيره بود اونجاي كه ناپلئون و دزيره بعد از مدت ها باهم تنها ميشن و ناپلئون ميخواد بي وفايش رو از دل دزيره در بياره و در اخر ازش درخواست رقص ميكنه و دزيره هم از ترسي كه از قدرت ناپلئون داشته قبول ميكنه 2- سكانسي كه دزيره براي اولين بار ناپلئون رو با زنش ژوزفين ميبينه و گريان از مجلس بيرون مياد و به خاطر عجله اي كه داشته مي افته تو بقل برناد (هموني كه بعدا پادشاه سوئد ميشه و ميشه شوهر دزيره )
3 - يكي از سكانس هاي كه صد بار ديدم سكانسي از فيلم هري پاتر و شاهزاده دورگه بود اونجاي كه اسنيپ مجبور ميشه دامبلدور رو بكشه و با گروهش قلعه رو ترك مي كنه هري تعقيبش مي كنه و هر جادوي مي كنه اسنيپ فقط از خودش دفاع مي كنه و نميگذاره بقيه هري رو بكشند چون خودش عاشق مادر هري بوده پنهاني مواظب هري بود

demis roussos
9th January 2011, 07:33 PM
از بهترين سكانس هاي فيلم كه ديدم 1 - سكانسي از فيلم دزيره بود اونجاي كه ناپلئون و دزيره بعد از مدت ها باهم تنها ميشن و ناپلئون ميخواد بي وفايش رو از دل دزيره در بياره و در اخر ازش درخواست رقص ميكنه و دزيره هم از ترسي كه از قدرت ناپلئون داشته قبول ميكنه 2- سكانسي كه دزيره براي اولين بار ناپلئون رو با زنش ژوزفين ميبينه و گريان از مجلس بيرون مياد و به خاطر عجله اي كه داشته مي افته تو بقل برناد (هموني كه بعدا پادشاه سوئد ميشه و ميشه شوهر دزيره )
3 - يكي از سكانس هاي كه صد بار ديدم سكانسي از فيلم هري پاتر و شاهزاده دورگه بود اونجاي كه اسنيپ مجبور ميشه دامبلدور رو بكشه و با گروهش قلعه رو ترك مي كنه هري تعقيبش مي كنه و هر جادوي مي كنه اسنيپ فقط از خودش دفاع مي كنه و نميگذاره بقيه هري رو بكشند چون خودش عاشق مادر هري بوده پنهاني مواظب هري بود


سکانس اول و باهات موافقم بهار جان چون خودم اون فیلمو خیلی دوست دارم اما خیلی خوب اسم ها یادت مونده کلا فیلم هایی که عشق رو در تاریخ و امپراتوری ها نشون میده خیلی دوست دارم.

ولی آخرش بازم علاقه فراوان خودتو به هری پاتر نشون دادی اینو ندیدم ولی یه چند تا خبر راجب هری پاتر چند هفته پیش گذاشتم امیدوارم خوشت اومده باشه.:2lxe53l:

demis roussos
14th January 2011, 11:07 AM
یکی دیگه از سکانسهای زیبا و به یاد موندنی تو ذهن من آخرین سحنه های فیلم گلادیاتوره اونجایی که ماکسیموس داره تو گندم زار خیالی خودش راه میره و وقتی میمیره همه اونو بلند میکنن به بیرون میبرن

demis roussos
18th January 2011, 08:04 PM
فیلم شهر فرشتگان با بازی نیکلاس کیج
اونجایی که به زمین سقوط میکنه و تبدیل به انسان میشه بعد از خون خودش خندش میگیره

demis roussos
22nd January 2011, 05:11 PM
امروز یه فیلم دیدم به اسم TURISTAS بدک نبود هیجان زیادی داشت
یه سکانسش تو غار های برزیل توریستا داشتن از دست قاچاقچیای اعضای بدن فرار میکردن غار های خیلی مخوفی بود پر از آب که باید بدون نفس هر قسمتی رو رد میکردی
نمیدونم کسی اینجا این فیلم دیده یا نه ولی خداییش سکانس های با حالی بود

demis roussos
25th January 2011, 12:16 PM
یکی دیگه از سکانس های بیاد ماندنی که همیشه تو ذهنم میمونه مال فیلمه مسیر سبزه من این فیلمو تو سینما دیدم و رو من خیلی اثر گذاشت مخصوصا اونجایی که سیاه پوستی که نقش اول و بازی میکنه در حال اعدام شدنه خیلی صحنه دردناکی بود

tar2009
25th January 2011, 01:22 PM
یکی دیگه از سکانسهای زیبا و به یاد موندنی تو ذهن من آخرین سحنه های فیلم گلادیاتوره اونجایی که ماکسیموس داره تو گندم زار خیالی خودش راه میره و وقتی میمیره همه اونو بلند میکنن به بیرون میبرن

جداً صحنه ی غم انگیزی بودش وقت داشت تو مرز بین مرگ و زندگی در رو باز و وارد بوته زار شد خیلی قشنگ کار شده بود

یکی دیگه از سکانس های بیاد ماندنی که همیشه تو ذهنم میمونه مال فیلمه مسیر سبزه من این فیلمو تو سینما دیدم و رو من خیلی اثر گذاشت مخصوصا اونجایی که سیاه پوستی که نقش اول و بازی میکنه در حال اعدام شدنه خیلی صحنه دردناکی بود

آره کلاً مسیر سبز پر از احساس و محبت هستش . بازیگر نقش اول به هر چیز و موجودی محبت میکنه .

demis roussos
25th January 2011, 07:00 PM
کاظم خوشم میاد همه فیلما رو دیدی حیف تو بحثا کم شرکت میکنی
حالا قراره این هفته یه فیلم واسه کارگاه انتخاب کنیم اگه توام نظری داشتی بگو

ღZAHRAღ
25th January 2011, 09:31 PM
سكانس فقط سكانس شجاع دل اونجاي كه داره نفس هاي اخر رو ميكشه نگاه به جمعيت مي كنه اون دختره معشوقه اش رو مي بينه بين جمعيت داره حركت مي كنه مياد سمتش اون دستمال دختره هم توي دست مل گيبسونه از دستش مي افته واي خيلي رمانتيك بود كلا فيلم شجاع دل خيلي رمانتيك و تاثير گذار بود

ღZAHRAღ
25th January 2011, 09:44 PM
سكانس هاي:

نجات ماهون از زندان توي سريال فرار از زندان اونجاي كه مايكل و برادرش و سارا ميان كمكش بخصوص اونجا كه سارا در نقش يه وكيل مياد توي دادگاه خيلي هيجان انگيز و قشنگ بود

سكانس نجات و مرگ ژوليت توي اخرين سيزن لاست هم خيلي قشنك و رمانتيك بود من چند بار ديدمش


سكانسي از فيلم اخرين سامورايي اونجا كه تام كروز دوستش رو كه يك سامورايه رو ميكشه يعني دوستش ازش ميخواد شمشير رو بكنه تو شكم اون خيلي غم انگيزو قشنگ بود

سكانسي از ذهن زيبا اونجا كه دكتره از شدت غرق شدن توي فرمول ها روي شيشه اتاقش فرمول ها رو مي نوشت و حل مي كرد هم خيلي جالب بود تا يه مدت تو اين فكر بودم چه قدر جالب ميشه ادم رو شيشه مسئله رياضي حل كنه كلا خيلي لذت بخشه ادم اينطوري بره تو عمق مسئله علمي كه بهش علاقه منده حتي اگه ديوونه بشه

tar2009
25th January 2011, 10:40 PM
چشم سالی جان شرکت میکنم

سكانس فقط سكانس شجاع دل اونجاي كه داره نفس هاي اخر رو ميكشه نگاه به جمعيت مي كنه اون دختره معشوقه اش رو مي بينه بين جمعيت داره حركت مي كنه مياد سمتش اون دستمال دختره هم توي دست مل گيبسونه از دستش مي افته واي خيلي رمانتيك بود كلا فيلم شجاع دل خيلي رمانتيك و تاثير گذار بود

وای شجاع دل خیلی عجیبناک به دل مینشینه . بخصوص صحنه ای که با دونستن اینکه داره به طرف مرگ میره . خیلی شریف بودش.

سكانسي از ذهن زيبا اونجا كه دكتره از شدت غرق شدن توي فرمول ها روي شيشه اتاقش فرمول ها رو مي نوشت و حل مي كرد هم خيلي جالب بود تا يه مدت تو اين فكر بودم چه قدر جالب ميشه ادم رو شيشه مسئله رياضي حل كنه كلا خيلي لذت بخشه ادم اينطوري بره تو عمق مسئله علمي كه بهش علاقه منده حتي اگه ديوونه بشهوقتی که نش وارد واحد رمزشناسی عجب تحلیلی داره از اعداد ادم خشکش میزنه
پایان فیلم هم وقتی داره جایزه نوبل رو میگیره بسی خوشم اومد آدمی با اون نبوغ و مشکل حاد روانی موفق بشه به مشکلاتش غلبه کنه و جایزه نوبل رو بگیره شاهکاره. یکی از نظریات ایشون با عنوان تعادل نش یکی جالبترین موضوعات تو نظریه بازی هاست.

tar2009
25th January 2011, 10:57 PM
یه صحنه از ترمیناتور 4 سالویشن وقتی قلب کانر از کار میوفته و مارکوس قلبش رو بهش اهدا میکنه خیلی خوب بودش و تعریفی که انسانیت ارائه میشه خیلی تاثیرانگیز بودش

ღZAHRAღ
26th January 2011, 07:33 AM
QUOTE=tar2009;646963]
[SIZE=4]وقتی که نش وارد واحد رمزشناسی عجب تحلیلی داره از اعداد ادم خشکش میزنه
پایان فیلم هم وقتی داره جایزه نوبل رو میگیره بسی خوشم اومد آدمی با اون نبوغ و مشکل حاد روانی موفق بشه به مشکلاتش غلبه کنه و جایزه نوبل رو بگیره شاهکاره. یکی از نظریات ایشون با عنوان تعادل نش یکی جالبترین موضوعات تو نظریه بازی هاست.

[/QUOTE]

اره اون صحنش هم خیلی قشنگ بود به خصوص وقتی از همسرش تشکر می کنه زنش گریه اش می گیره واقعا قشنگ بود:040::024:

demis roussos
26th January 2011, 09:36 PM
ایول خوشمان آمد از سکانسهایتان
مخصوصا"شجاع دل و خوب اومد بهار اونجایی که فریاد میزنه که آخرشه
این بنده خدا شیزوفرنیم که خیلی فیلم باحالی بود مخصوصا" صحنه هایی که ذکر کردین
ترمیناتور 4 و ندیدم منتها بقیه سکانسها رو باهاتون موافقم

tar2009
3rd February 2011, 02:57 PM
یه سکانس یادم اومد وای خیلی بیاد ماندنی بید .
صحنه ای از فیلم تحسین شده تلٱلو ساخته استنلی کوبریک : اونجا که جک ذبا تبر داره در رو میشکنه چه هیجانی میده یا تعقیب پسر بچه تو برفها اونم خیلی پر هیجان بودش عجب فیلمی بود

demis roussos
3rd February 2011, 06:32 PM
کارای اتنلی کوبریک که حرف نداره داش کاظم
حالا منم یه سکانس بگم که همیشه تو یادمه
مربوط میشه به فیلم حکم ساخته مسعود کیمیایی نمیدونم دیدین یا نه ولی من اون سکانسی که لیلا حاتمی تفنگ و به سمت پولاد کیمیایی نشونه رفته رو خیلی دوست دارم بعد عزت الله انتظامی به طرفش تیر اندازی میکنه و اونو میکشه اسم کارکترا یادم نیست ولی آخر اون سکانس هم که فیلم تموم میشه یه آواز خیلی قشنگ از یزدانیه که خیلی رو آدم تاثیر میزاره

tar2009
4th February 2011, 07:24 PM
صحنه آغازین ادیسه فضایی 2001 وقتی میمون ها رو نشون میده با استخون روی طبل میکوبن...

demis roussos
4th February 2011, 10:53 PM
صحنه آغازین ادیسه فضایی 2001 وقتی میمون ها رو نشون میده با استخون روی طبل میکوبن...

آره آدم شوکه میشه اول فیلم اینطوری شروع میشه انگار با یه تضاد سر آغاز فیلم همراهه

tar2009
17th February 2011, 05:14 PM
صحنه ای از ارباب حلقه ها :
وقتی ایزیلدور به کوه نابودی میره تا حلقه رو نابود کنه . حلقه ارده اش رو حاکم میکنه اونجا تو صورت ایزیلدور طمع و آز انسان خیلی خوب نشون داده میشه واقعاً بازیگر نقش ایزیلدور قابل تحسین بودش .

demis roussos
19th February 2011, 01:08 PM
فیلم خوب بد زشت سکانسی که سه نفر واسه دوئل روبروی هم وایسادن.
میمیک صورت تو این سکانس بیداد میکنه چشم ها حرف میزنن و تو صورت هر بازیگر میشه به همه چیز پی برد که هر کدوم چه اسمی برازندشونه

lady rosa
24th February 2011, 02:49 PM
اخر سینما پارادیزو اونجایی که شخصیت اول فیلم میشینه و تمام تیکه فیلم هایی که سانسور شده مثل یه فیلم پشت سر هم میبینه
تمام تاریخ سینما وتمام دوران کودکیه خودش
اولین بار که دیدم گریه کردم:020:(15 سالم بود)

lady rosa
24th February 2011, 03:00 PM
کارای اتنلی کوبریک که حرف نداره داش کاظم
حالا منم یه سکانس بگم که همیشه تو یادمه
مربوط میشه به فیلم حکم ساخته مسعود کیمیایی نمیدونم دیدین یا نه ولی من اون سکانسی که لیلا حاتمی تفنگ و به سمت پولاد کیمیایی نشونه رفته رو خیلی دوست دارم بعد عزت الله انتظامی به طرفش تیر اندازی میکنه و اونو میکشه اسم کارکترا یادم نیست ولی آخر اون سکانس هم که فیلم تموم میشه یه آواز خیلی قشنگ از یزدانیه که خیلی رو آدم تاثیر میزاره
موافقم
اونجایی پولاد ولیلا فقط با چین دادن کنار بینی به هم ثابت می کنن هنوز عاشقن

lady rosa
24th February 2011, 03:05 PM
یه سکانس یادم اومد وای خیلی بیاد ماندنی بید .
صحنه ای از فیلم تحسین شده تلٱلو ساخته استنلی کوبریک : اونجا که جک ذبا تبر داره در رو میشکنه چه هیجانی میده یا تعقیب پسر بچه تو برفها اونم خیلی پر هیجان بودش عجب فیلمی بود
the shining که عالیه
تو هیچ فیلمی انقدر دلهره نداشتم
از همون اول که اون جاده ی کوهستانی رو از نمای بالا نشون میده اون دور افتادگی بهت میگه بترس

lady rosa
24th February 2011, 03:11 PM
صحنه اخر inception(سر اغاز . تلقین) اونجایی که دی کاپریو فرفره اش رو می چرخونه و تو می فهمی تو رویاست با موسیقی دیوونه کننده ی (اگه اشتباه نکنم)hans zimmer

demis roussos
25th February 2011, 01:55 AM
اخر سینما پارادیزو اونجایی که شخصیت اول فیلم میشینه و تمام تیکه فیلم هایی که سانسور شده مثل یه فیلم پشت سر هم میبینه
تمام تاریخ سینما وتمام دوران کودکیه خودش
اولین بار که دیدم گریه کردم:020:(15 سالم بود)

موافقم من از اون سکانسی که کشیشه اول فیلم صحنه ها رو سانسور میکنه خیلی خوشم میاد.
تو سریال در چشم باد هم تمام صحنه های سینما منو یاد پارادیزو مینداخت

demis roussos
25th February 2011, 02:02 AM
صحنه اخر inception(سر اغاز . تلقین) اونجایی که دی کاپریو فرفره اش رو می چرخونه و تو می فهمی تو رویاست با موسیقی دیوونه کننده ی (اگه اشتباه نکنم)hans zimmer

فکر کنم جسارتا" به خاطر گنگی آخر فیلم اشتباه متوجه شدین
در آخرین لحظات اگه یه بار دیگه دقت کنین فرفره تلو تلو میخوره که منظورش اینه که تو دنیای واقعی قرار داره.
ولی تو چند سال اخیر یکی از بهترین فیلم هایی که من دیدم

Emotional Winter
25th February 2011, 10:59 AM
فکر کنم جسارتا" به خاطر گنگی آخر فیلم اشتباه متوجه شدین
در آخرین لحظات اگه یه بار دیگه دقت کنین فرفره تلو تلو میخوره که منظورش اینه که تو دنیای واقعی قرار داره.
ولی تو چند سال اخیر یکی از بهترین فیلم هایی که من دیدم

نه
اگه نقد مازیار فکری ارشاد رو نشنیده بودم فکر می کردم من اشتباه کردم
دوباره اخر فیلم رو می بینم
ولی یادمه فرفره نمی اوفته
یادت باشه سکانس قبلی که روبروی زاپنیه نشسته می فهمیم هر دو سالها تو رویا هستن
تمام قشنگی فیلم به اینه که دی کاپریو بچه هاشو میتونه تو رویا ببینه(می دونیم که نمی تونست بچه ها شو تو رویا ببینه)

Emotional Winter
25th February 2011, 11:05 AM
موافقم من از اون سکانسی که کشیشه اول فیلم صحنه ها رو سانسور میکنه خیلی خوشم میاد.
تو سریال در چشم باد هم تمام صحنه های سینما منو یاد پارادیزو مینداخت

راست میگی
اون سکانسی که پسره داره دختره رو یواشکی نگاه میکنه و فیلم میگیره با زاویه دید پسره
خیلی قشنگه
تو در چشم باد من یاد خودم می افتادم!
ولی سینماش شبیه پارادیزو بود

Emotional Winter
25th February 2011, 11:11 AM
ادل.ه رو دیدی؟
اون صحنه ای که ادل داره نامه می نویسه و جلوی اینه است
داره نامه اش رو بلند میخونه و نگاهش جای دیگه است
بک گراندش صحنه ی اقیانوسه
و می فهمیم ادل داره دیوونه میشه

demis roussos
25th February 2011, 11:21 AM
نه
اگه نقد مازیار فکری ارشاد رو نشنیده بودم فکر می کردم من اشتباه کردم
دوباره اخر فیلم رو می بینم
ولی یادمه فرفره نمی اوفته
یادت باشه سکانس قبلی که روبروی زاپنیه نشسته می فهمیم هر دو سالها تو رویا هستن
تمام قشنگی فیلم به اینه که دی کاپریو بچه هاشو میتونه تو رویا ببینه(می دونیم که نمی تونست بچه ها شو تو رویا ببینه)

والا من فکری ارشاد رو نمیشناسم منتها اگه تو رویا بود فرفره بدون تلو خوردن آخر فیلم به چرخیدن ادامه میداد.
اون سکانسم که میگی یادمه و اون تو رویا بوده ولی آخر فیلم بعد از نفوذ خوابی که تو هواپیما انجام میشه.و آخر یه لحظه انسان فکر میکنه تو رویا برگشته خونه ولی تو رویا نیست.

Emotional Winter
25th February 2011, 11:26 AM
نقد روزنامه رو اگه پیدا کردم با شماره برات میذارم
مازیار فکری ارشاد یه منتقد بزرگه
اگه بتونم با برنامه اش تماس میگیرم

Emotional Winter
25th February 2011, 11:26 AM
البته هر کس یه جور برداشت میکنه

demis roussos
25th February 2011, 11:27 AM
ادل.ه رو دیدی؟
اون صحنه ای که ادل داره نامه می نویسه و جلوی اینه است
داره نامه اش رو بلند میخونه و نگاهش جای دیگه است
بک گراندش صحنه ی اقیانوسه
و می فهمیم ادل داره دیوونه میشه

آره دیدم ادل دختر ویکتور هوگو که به خاطر عشقش به آمریکا سفر میکنه و به دیوانگی میرسه
چندین سال پیش این فیلم و دیدم داستانش هم واقعی هست

یه فیلمم تو همین مایه ها هست به اسم رودن مجسمه ساز به دوستان پیشنهاد میدم اونم ببینن

demis roussos
25th February 2011, 11:30 AM
نه اصلا" موضوعه برداشت شخصی در اینجا مطرح نیست دوست عزیز چون دیده ها بهتر از صد تا منقد با آدم حرف میزنه. البته من خودم به شخصه به نظر همه احترام میزارم .
در ضمن خوش امد میگم بهتون و خوشحالم که یک علاقه مند سینما به جممون اضافه شده

Emotional Winter
25th February 2011, 11:45 AM
به خاطر خوش امد گوییتون ممنونم
البته من 6 سال میام اینجا منم به نوبه ی خودم به رئیس جدید تبریک میگم
در مورد فیلم هم موافقم با مدرک حرف بزنیم
اگه اشتباه کرده باشم حتما قبول می کتم و معذرت می خوام

HadeS
25th February 2011, 12:02 PM
تاپبک خوب ! تا حالا ندیده بودمش

فایت کلاب :

اون صحنه ای که صاحب کافه میاد تو زیر زمین و میبینه کلی آدم اونجا واستادن بعد میگه رئیستون کیه و تایلر داردن (براد پیت) میگه من و بعد صاحب کافه شروع میکنه تایلر و زدن ولی چون تایلر اون جا رو میخواس حرفی نمیزنه و میذاره اون بزنتش و یه خنده های خاصی میکنه که آدمو دیوونه میکنه که ( گلزارم تقریبا میخواد ادای پیتو در بیاره و از خودش یه نوع خنده بسازه ) که یدفعه تایلر میپره سر صاحب کافه که یه طور خیلی وحشتناک ازش قول میگیره و کافه شبا دست اونا باشه !

باحال ترین صحنه تو کل فیلمایی که دیدم

demis roussos
25th February 2011, 12:28 PM
به خاطر خوش امد گوییتون ممنونم
البته من 6 سال میام اینجا منم به نوبه ی خودم به رئیس جدید تبریک میگم
در مورد فیلم هم موافقم با مدرک حرف بزنیم
اگه اشتباه کرده باشم حتما قبول می کتم و معذرت می خوام

خوب پس سابقتون از منم بیشتره
منم رئیس نیستم مخلص همه عزیزانم تا یه لایق تر از من که تعدادشونم کم نیست قبول مسئولیت کنه.

حامدم که پیدا کرد این تاپیک و از این به بعد صفا میده اینجا رو

Emotional Winter
25th February 2011, 04:01 PM
شکسته نفسی می کنید
سابقه؟نه من فقط تماشاچیم

tar2009
2nd March 2011, 01:53 AM
یه سکانس از رونین :
وقتی دوست ژان رنو درباره رونین ها صحبت میکنه کاملاً سکانس به آدم مسلط میشه .

demis roussos
5th March 2011, 06:23 PM
نمیدونم چرا وقتی اسم ژان رنو رو میشنوم ناخود آگاه یاد فیلم لیون (حرفه ای)
می افتم
واقعا" رو من تاثیر گذار بود تا حالا یه 5 دفعه ای نگاه کردم
مخصوصا" اون سکانسی که دختره پشت در خونه لیون وایساده و اگه در باز نشه اونم کشته میشه اونم یه ریز داره اشک میریزه.
شاهکاریه اون فیلم

tar2009
18th March 2011, 11:19 PM
نمیدونم چرا وقتی اسم ژان رنو رو میشنوم ناخود آگاه یاد فیلم لیون (حرفه ای)
می افتم
واقعا" رو من تاثیر گذار بود تا حالا یه 5 دفعه ای نگاه کردم
مخصوصا" اون سکانسی که دختره پشت در خونه لیون وایساده و اگه در باز نشه اونم کشته میشه اونم یه ریز داره اشک میریزه.
شاهکاریه اون فیلم


وای استرس اون صحنه که در حد ماکسیمم بودش.
ولی کلاً حرکات و بازی مافوق رویایی ژان رنو تو این فیلم با کمدی خفیفی که برای بازی نقش لئون بکار برده آدمو متحیر میکنه نمیدونه آدم با یه آدم جدی خشک طرفه یا فرد شوخ با حرکات عجیب غریب.

Game Over
18th March 2011, 11:27 PM
یکی از دیدنی ترین سکانسهایی که هیچ وقت یادم نمی ره
تو فیلم تاکسی درایور با بازی استادانه رابرت دنیرو بود


اونجایی که جلوی آینه وایساده و با خودش حرف می زنه
دیوانه کننده اس اون سکانس
این فیلم رو اگه ندیدن حتما ببینین

tar2009
6th April 2011, 11:36 PM
سکانس آخر فیلم اینسپشن وقتی فرفره رو در حال چرخش تموم میشه

demis roussos
25th April 2011, 11:00 PM
سکانسی از فیلم سخنرانی پادشاه که قراره اعلام جنگ با آلمان بکنه.
پادشاه بعد از تعالیم روانشناس فیلم صحنه هیجان آوری رو پشت سر میزاره و موفق میشه که با لکنت کم این سخنرانی رو به پایان برسونه

Emotional Winter
26th April 2011, 11:27 AM
با این که صحنه سیاسیه ولی ادم همه چیز رو فراموش میکنه و دلش می خواد جورج موفق بشه.هیجان انگیزه و انصافا تونستند کاری که می خواستند انجام بدن!

demis roussos
3rd May 2011, 11:47 AM
سکانس آخر فیلم اینسپشن وقتی فرفره رو در حال چرخش تموم میشه

این فرفره مثل اینکه معمایی شده واسه خودش :050:


ولی یه سکانس تو فیلم 127 ساعت هست اونجایی که دست بازیگر فیلم لای سنگ میمونه واقعا"انسان یه لحظه میخکوب میشه.

چهره خود بازیگر فیلم که اسمشو بلد نیستم:053: جالبه تا اون موقع تمام وجودش رهایی بوده و نترسی بعد باید واقعا"ببینید چه بازی میکنه

saghi.s
3rd May 2011, 01:47 PM
ولی یه سکانس تو فیلم 127 ساعت هست اونجایی که دست بازیگر فیلم لای سنگ میمونه واقعا"انسان یه لحظه میخکوب میشه.

چهره خود بازیگر فیلم که اسمشو بلد نیستم:053: جالبه تا اون موقع تمام وجودش رهایی بوده و نترسی بعد باید واقعا"ببینید چه بازی میکنه

موافقم. من شکه شدم آخه بچه خیلی شاد و شنگول بود:053:
من آخر فیلم the american رو هم دوست دارم. اونجایی که دست خونیشو به زنه نشون میده و میمیره. خیلی رمانتیکه:053:

([Only registered and activated users can see links])

عليرضا جون
3rd May 2011, 02:09 PM
پلكان فيلم رواني اثر آلفرد هيچكاك

Heliya
3rd May 2011, 05:32 PM
پلكان فيلم رواني اثر آلفرد هيچكاك

چقدر دلم می خواد فیلماشو ببینم دو تاشم دیدم ولی بقیشم دلم میخواد ببینم منتها بهش دسترسی ندارم

tar2009
8th May 2011, 10:59 PM
تمام سکانس های رنگین فیلم قهرمان اثر ژانگ ییمو اونقده صحنه های عالی در فیلم آدم میبینه که معطل میمونه کدوم رو انتخاب کنه . جداً شاهد یه تابلو نقاشی از ژانگ ییمو هستیم

arezoo.bahry
8th May 2011, 11:52 PM
فیلم راننده تاکسی اون سکانسی که رابرت دنیرو...تو وان پراز خونه...موهاشم مسواکی کرده...یا فیلم بی عیب اون سکانسی که رابرت دنیرو داره با عصا راه میره(نقش معلول و بازی کرده بود)...یکی میاد با لکد میزن به عصاش میخوره زمین ...چقدر سعی میکنه پاشه...خیلی عالی بود

عليرضا جون
9th May 2011, 12:38 AM
فيلم هامون مهرجويي صحنه اي كه هامون دكتر سماواتي رو كه ميخواد بره دستشويي تعقيب ميكنه و با هاش حرف مي زنه.

demis roussos
9th May 2011, 12:32 PM
فيلم هامون مهرجويي صحنه اي كه هامون دكتر سماواتي رو كه ميخواد بره دستشويي تعقيب ميكنه و با هاش حرف مي زنه.


بچه بودم خونه ما همه این فیلم و دوست داشتن ولی چیزی ازش نمیفهمیدم ولی بعد ها که نگاه کردم واقعا" شاهکاریه

lady rosa
9th May 2011, 12:36 PM
درخت گلابی
اونجایی که گلشیفته موهاشو تراشیده و یه ملحفه انداخته روسرش جای چشماشو سوراخ کرده و رو درخت گلابی داره کتاب می خونه

Game Over
9th May 2011, 12:38 PM
سکانس بازجویی بتمن از جوکر هم یکی از معروفترین و بهترین سکانساهاس تاریخ سینماست

tar2009
9th May 2011, 04:34 PM
صحنه دوئل سه نفره تو خوب , بد , زشت

demis roussos
7th June 2011, 04:28 PM
صحنه دوئل سه نفره تو خوب , بد , زشت

هیچ وقت اون نگاه ها یادم نمیره
واقعا" یه کلاس درسه همون سکانس، میمیک صورت و حالت چشم ها و موسیقی فیلم آدم و میخ کوب میکنه

demis roussos
24th July 2011, 12:24 PM
سکانس های پایانی فیلم وکیل مدافع شیطان و دیلوگ هایی که آل پاچینو میگه

MehraneH
1st August 2011, 12:06 PM
در این تاپیک به شرح دیالوگ های ماندگار و پرمعنی میپردازیم. البته ممکنه که این کار تا حدی سلیقه ای باشه.
وقتی که دیالوگ مدنظرتون رو اینجا میزارید حتما نام فیلم رو هم ذکر کنید. و همچنین نام کسی که داره این دیالوگ رو اجرا میکنه
این فیلم ها (یا سریال ها) هم میتونن ایرانی باشن هم خارجی و یا حتی انیمیشن های سینمایی
لطفا هرجایی هم که لازم بود توصیح کوتاهی بدین که دیالوگ ها مبهم نباشن.
موفق باشید دوستان :acigar:

MehraneH
1st August 2011, 12:09 PM
گاهی فکر میکنم اگه خدا با ماست پس کی با اوناست !
( نجات سرباز رایان-استیون اسپیلبرگ)

HadeS
1st August 2011, 12:13 PM
مرسي مهرانه جان

ولي فك كنم تاپيكتون تكراريه

MehraneH
1st August 2011, 12:15 PM
آخر فیلم کما در فرودگاه
حراست فرودگاه به محمدرضا گلزار تذکر میده که کرواتشو باز کنه
محمدرضا گلزار در جواب:این کراوات مهم نیست داره میره این مغز مهمه که داره میره

MehraneH
1st August 2011, 12:16 PM
مرسي مهرانه جان

ولي فك كنم تاپيكتون تكراريه
ولی من با گزینه (چک کردن برای تکراری نبودن تاپیک) امتحان کردم. به نظرم تکراری نبود

HadeS
1st August 2011, 12:19 PM
بازم مرسي كه چك كردي
ولي من خودم يه بار پست دادم تو اون تاپيك
فك كنم نسترن يا سالي تاپيكشو زده بود
فك كنم

demis roussos
1st August 2011, 12:39 PM
تاپیک سکانس های دیدنی داریم منتها این میتونه با اون قدری متفاوت باشه اگه فقط دیالوگ گفته بشه.:050:
مثل اون جمله فیلم سرباز رایان که منم خیلی خوشم میاد
بازم مهرانه جان ببین اگه تاپیک زیر کار راه نمینداخت همینو ادامه میدیم
[Only registered and activated users can see links]

HadeS
1st August 2011, 12:43 PM
الكي هي بالا نگفتم فك كنم فك كنم پس يه فرقايي داره ! :6qwup3:

اين تيكه ي سرباز رايان خدا بود !

Behrooz82
1st August 2011, 01:18 PM
I am in a world of shi......t
Film: Full Metal Jacket

pishraft
2nd August 2011, 11:39 PM
ببخشین من دیالوگ پر معنی زیاد سر در نمیارم.
ولی این چند تا خیلی به دلم نشست

1-به دوست کوچیک من سلام کن
صورت زخمی
2-گفتگوی جوکر با مرد سایه پوست و گفتن علت زخمی شدن صورتش
فیلم دارک نایت
3-هاستالاویستا بیبی
بدون نیاز به توضیح.ارنولد.ترمیناتور
4-دیالوگ سریال بیگ بنگ تئوری.شولدن کوپر،یکی از کاراکترها،خطاب به بیل گیتس،وقتی توی دانشگاهشون ،سخنرانی میکنه:
اگه وقتتو به جای این که با بچه های گرسنه افریقایی هدر میدادی،بیشتر پای ویندوز ویستا میذاشتی،خیلی خیلی بهتر میشد

البته در ادامه میگن که بیل گیتس با مشت میزنه به چونه ی شولدن.
پا نوشت:در خیلی از مقالات ویندوز ویستا رو به خاطر ایراداتش،یک اشتباه بزرگ میدونستن.

خب ، چیز خاصی الان به ذهنم نمیرسه.
رسید بازم میام میگم.
پانوشت:پستم جاش درست بود؟مربوط به تایپیک دیگه ای نمیشد؟

Simon70
28th August 2011, 08:40 PM
آخرین سکانس فیلم Sweeney Todd وقتی گردنش رو میزنن در حالی که جسد زنش رو بغل کرده...

[Only registered and activated users can see links]

moh3n
18th October 2011, 04:43 PM
[Only registered and activated users can see links]

سانست بولوار - بیلی وایلدر

سکانس آغازین «سانست بولوار» یکی از زیباترین سکانس‌های تاریخ سینماست. گروهی خبرنگار با عجله وارد یک خانه ویلایی می‌شوند تا از مردی که در استخر به قتل رسیده است عکس برداری کنند. دوربین از زیر آب، استخر، جسد مقتول و نمای بیرون استخر را نشان می‌دهد. در طول فیلم، راوی داستان، مقتول است که چگونگی مرگ خود را شرح می‌دهد! موج موج شدن آب، شناور بودن جسد و صدای خبرنگاران زیر آب به سختی به گوش می‌رسد، درست مانند این که خودتان الان زیر آب هستید. به خصوص اگر فیلم را بر صفحه بزرگ سینمای خانگی یا ویدئو پروجکشن ببینید.

تعطیلات رمی‌-ویلیام وایلر

با شنیدین نام «تعطیلات رمی» نخستین چیزی که به ذهن می‌رسد، سکانس پایانی این فیلم زیباست. این سکانس جزو بهترین پایان بندی‌های تاریخ سینماست. آن جا که «گریگوری پک» و «آدری هپبورن» یکدیگر را نگاه می‌کنند. «آدری» می‌رود اما «گریگوری» سر جایش می‌ماند. آن قدر می‌ماند تا همه می‌روند و سالن خالی می‌شود. بعد در حالی که دستش را در جیبش کرده است مانند یک عاشق دل شکسته، آرام آرام سالن را ترک می‌کند. باز هم عاشق و معشوقی از هم جدا می‌شوند تا یک ملودرام زیبا خلق شود. آخرین نگاه «گریگوری پگ»، زیباترین و تأثیرگذارترین لحظه این فیلم است.

جویندگان - جان فورد

هیچ فیلمی ‌در تاریخ سینما مانند «جویندگان» وجود ندارد که هم آغاز و هم پایانی تکان دهنده داشته باشد. سکانس آغازین: قاب سیاه تصویر با گشوده شدن در کلبه ای باز می‌شود. سواری خسته و آرام به کلبه نزدیک می‌شود. دوربین همراه زنی خسته و اندوهناک که در را گشوده است جلو می‌رود. سکانس پایانی: «ایتان» همراه با برادرزاده ربوده شده اش به کلبه خانواده مهاجر نزدیک می‌شود. دخترک را تحویل خانواده می‌دهد و همگی داخل کلبه می‌شوند، حتی «مارتین پاولی» جست وجوگر و سرگردان. «ایتان» تنها می‌ماند و در به روی او بسته می‌شود. او پشت دری می‌ماند که هفت هشت سال پیش «مارتا» آن را به روی او گشوده بود.

زوربای یونانی - مایکل کاکو یانیس

سکانس پایانی «زوربای یونانی» آن جا که ارباب از «زوربا» می‌خواهد که به او رقص بیاموزد و با خنده، شروع به رقصیدن می‌کنند، احساس عجیبی به آدم دست می‌دهد. در پس آن پایکوبی و سرخوشی و لاقیدی، دنیایی از مفاهیم پیچیده فلسفی نهفته است.« زوربا» شاید یک ژولیده باری به هر جهت به نظر آید. اما بیش از آن فیلسوفی بی نام است که خیلی بیش تر از آنانی می‌داند که مفاهیمی ‌چون دنیا و زندگی و مرگ را، با اسامی‌ و کلمات قلمبه سلمبه تفسیر می‌کنند و به خورد دیگران می‌دهند. «زوربا» می‌داند که رنج همزاد آدم است و زندگی کوتاه و مرگ حق. پس چه بهتر به جای آن که رو در رویشان بایستد، کنارشان گام بردارد.

روشنایی‌های شهر - چارلی چاپلین

سکانس زیبا و تأثیرگذار پایانی فیلم. دختر نابینا (که حالا بینا شده) وقتی می‌خواهد به چاپلین گدا پول دهد، بعد از لمس کردن تصادفی دست چاپلین او را می‌شناسد. چاپلین که پول عمل جراحی این دختر را فراهم کرده، در تخیل این دختر بیچاره، یک ثروتمند جنتلمن بوده است. اما اکنون او چاپلین واقعی را با چشمانش می‌بیند. این سکانس نمایشگر یکی از تأثیرگذارترین و احساس برانگیزترین جنبه‌های انسانی است.

معجزه در میلان - ویتوریو دسیکا

سراسر فیلم «معجزه در میلان» سرشار از نوعی نگاه هنرمندانه به موضوع فقر، بدبختی و تبعیض در ایتالیای پس از جنگ است. یکی از به یاد ماندنی ترین سکانس‌های فیلم، صبحدم یک روز سرد زمستانی است. نور کمرنگ خورشید از لابه لای ابرها، به صورت یک طیف محدود به زمین می‌تابد. همه سعی می‌کنند خود را در این طیف جا دهند. از سر و کول هم بالا می‌روند تا گرم شوند. در ادامه فیلم به چند سال بعد می‌رویم. حال و روز مردم بهتر شده است و برای مشاهده منظره غروب آفتاب بلیت می‌خرند. روی صندلی رو به غروب می‌نشینند و فرو نشستن آفتاب را تماشا می‌کنند.

توت فرنگی‌های وحشی - اینگمار برگمان

یکی از به یاد ماندنی ترین سکانس‌های تاریخ سینما، مربوط به کابوس ترسناک «پروفسور ایزاک برگ» با بازی «ویکتور شوستروم» در فیلم توت فرنگی‌های وحشی، اثر جاودانه اینگمار برگمان است. در این کابوس پروفسور می‌بیند در یک شهر خالی از سکنه است و سکوت همه جا را فرا گرفته است. تمام ساعت‌ها بدون عقربه هستند. پیرمرد چند قدمی‌اطراف خودش می‌چرخد اما هیچ کسی در شهر نیست. ناگهان از دور مردی را می‌بیند که به پشت ایستاده است. به طرف مرد می‌رود اما وقتی روی او را بر می‌گرداند، با چهره ترسناک مرده ای مواجه می‌شود. پیرمرد به زمین می‌افتد و از سرش خون جاری می‌شود. چند لحظه بعد، از دور یک کالسکه نعش کش می‌رسد. وقتی کالسکه از جلوی پروفسور عبور می‌کند چرخ آن به چراغ گاز کنار خیابان گیر می‌کند. اسب‌ها با تمام توان رو به جلو زور می‌زنند اما چرخ کالسکه گیر کرده است. ناگهان چرخ از کالسکه جدا می‌شود و به سمت پروفسور می‌رود. بعد هم به دیوار می‌خورد و متلاشی می‌شود. اسب‌ها هم چنان تقلا می‌کنند. در یک لحظه تابوت از کالسکه روی زمین می‌افتد. اسب‌ها با کالسکه دور می‌شوند. در تابوت نیمه باز و دست جسد از آن بیرون آمده است. پروفسور به سمت جسد می‌رود. ناگهان دست جسد تکان می‌خورد و دست پروفسور را می‌چسبد و به سمت خود می‌کشد. وقتی در تابوت به طور کامل باز می‌شود جسد پروفسور را می‌بینیم.

عصر جدید - چارلی چاپلین

«عصر جدید» چاپلین سکانس به یاد ماندنی فراوانی دارد. اما یکی از ماندگارترین و جالب ترین آن‌ها که هنوز هم تک و بی همتاست، سکانس غذا دادن به چاپلین با ماشین غذاخوری است که برای صرفه جویی در وقت کارگران، به مدیر کارخانه پیشنهاد شده است. سکانسی نغز که همه تماشاگران از کودک خردسال تا پیرمرد ۱۰۰ ساله را می‌خنداند. در ابتدا که ماشین خوب کار می‌کند، چاپلین و تماشاگران مبهوت توانمندی این دستگاه جالب می‌شوند، اما بعد از خرابی و اتصالی مدار دستگاه...

جاده- فدریکو فلینی

در میان سکانس‌های برتر، سکانس پایانی فیلم جاده فلینی در خاطر بیشتر تماشاگران حرفه ای سینما نقش بسته است. «زامپانو» با بازی فوق العاده زیبای «آنتونی کویین»، بعد از آگاه شدن از مرگ «جلسومینا» (با بازی جولیتا ماسینا)، اجرای معرکه گیری که دیگر بدون «جلسومینا» حال و هوای گذشته را ندارد رها می‌کند. پس از کتک کاری در میخانه، مست و لایعقل به لب دریا که هم چون خود او، در جوش و خروش است می‌رسد. سپس در ساحل به زمین می‌افتد و به شکل تأثر برانگیزی گریه سر می‌دهد. ما همراه دوربین، با حرکت کرین زیبایی از او دور می‌شویم و به سیاهی (فید پایانی) می‌رسیم.

مخمصه - مایکل مان

سکانس پایانی فیلم هرگز از خاطر تماشاگر نمی‌رود. «آل پاچینو» دقیقا پشت سر «رابرت دنیرو» قرار گرفته است. «دنیرو» در حالی که کاملا به «پاچینو» مسلط است و می‌تواند با شلیک یک گلوله او را از پا درآورد، اما پرواز یک هواپیما و افتادن نور استریگت فرودگاه سبب می‌شود «پاچینو» سایه «دنیرو» را ببیند سریعا برگردد و به دنیرو شلیک کند. «دنیرو» روی یک مخزن می‌افتد «پاچینو» نزدیک می‌آید و دست «دنیرو» را می‌گیرد آن هم بدون حتی یک کلمه دیالوگ!

خوب، بد، زشت - سرجیو لئونه

یکی از بهترین سکانس‌های این فیلم دوئل ۳ نفره آن است. صحنه ای که ۳ تیرانداز (کلینت ایستوود، لی وان کلیف، ایلای والاک) در گورستان متروکه ای برای به دست آوردن گنج باقی مانده از ارتش با هم دوئل می‌کنند! شات‌های بسیار زیبا و هم چنین آهنگ بسیار زیبای استاد «موریکونه» یکی از سکانس‌های برتر تاریخ سینما را در این فیلم رقم می‌زند.

گاو خشمگین - مارتین اسکورسیزی

سکانس پایانی فیلم با بازی «رابرت دنیرو». آن جا که پس از همه شکست‌ها حالا «دنیرو» در اتاق استراحت، مثل دوران جوانی با خودش تمرین مشت زنی می‌کند و می‌گوید: «من رئیسم، من رئیسم»

کازا بلانکا - مایکل کورتیز

یکی از زیباترین سکانس‌های تاریخ سینما، از آن فیلم «کازابلانکا» است. «ریک» با «ویکتور لازلو» صحبت می‌کند. بعد که داخل بار کافه می‌آید می‌بیند که آلمان‌ها دارند سرود آلمان را می‌خوانند. فرانسوی‌های حاضر در سالن هم بی حال نشسته اند. وقتی «لازلو» وارد می‌شود و این صحنه را می‌بیند، رو به گروه ارکستر سالن می‌گوید: «سرود فرانسه رابنوازید». وقتی این مارش زده می‌شود به یک باره سالن منفجر می‌شود و افراد با تمام وجود، این سرود را می‌خوانند. چنان با حرارت که مو بر تن تماشاگر راست می‌شود. این صحنه از فیلم «کازابلانکا» شاید بارها تماشاگر را مجذوب خودکرده باشد.

پدر خوانده - فرانسیس فورد کاپولا

هر گاه اسم «پدرخوانده» می‌آید، دو سکانس در ذهن تماشاگر جان می‌گیرد. نخست سکانس آغازین فیلم که «دون کارلئونه» در اتاق است و در حیاط، عروسی دخترش برپاست. دوم سکانس پایانی که در بسته می‌شود و صورت «کی» تاریک می‌شود. یک پایان باز که تماشاگر می‌تواند حدس بزند این داستان تازه آغاز شده است.

----------------------

منبع : خراسان نیوز

MehraneH
28th October 2011, 06:49 PM
(پستچی سه بار در نمی‌زند - حسن فتحی)
حبیب (محمدرضا فروتن): این سال‌ها اون قدر آش خوردم که وقتی به فالوده می‌رسم، فوت می‌کنم.

MehraneH
28th October 2011, 06:50 PM
(اتوبوس شب - کیومرث پوراحمد)
مهرداد صدیقیان: شونزده سالم بود، بچه بودم. اومدم جبهه... دو روز بعد، آره فقط دو روز بعد... بازم شونزده سالم بود اما دیگه بچه نبودم...

MehraneH
28th October 2011, 06:51 PM
(چه کسی امیر را کشت - مهدی کرم پور)
امیر (علی مصفا): همه آدما از وقتی دنیا میان، کلی آرزو دارن واسه خودشون که انجامش بدن... زمان می‌گذره تا این که می‌بینن ای بابا پیر شدن و به هیچ کدوم از آرزوهاشون نرسیدن... بعد همون آرزوها رو واسه بچه‌هاشون می‌کنن. شاید اونا کار نکرده پدر و مادرشونو انجام بدن... همون بچه بزرگ می‌شه می‌رسه به ۱۸ سالگی. به خودش می‌گه: خب من الان ۱۸ سالمه، باید یه اتفاق بزرگ رو رقم بزنم... چشم رو هم می‌ذاره، می‌بینه شده ۴۰ سالش و هیچ کاری هم انجام نداده... می‌دونی! بیشتر آدما زندگی می‌کنن که فقط بگذره... همین!

gt user1
28th October 2011, 08:34 PM
واسه ته فیلم TRISTAN & ISOLDE هست...خیلی رو من تاثیر گذاشت...

I don't know
if life is greater than death
but love was more than either

Rojaa
28th October 2011, 09:45 PM
مَکس :
ته ِ سیگار چیز ِ خوبی نیست چون توی دریا ریخته میشه؛ و باعث میشه ماهی ها معتاد بشن.
شوخی کردم.
چون نمیشه یه سیگار توی آب روشن بمونه.
و البته، ماهی ها جیب ندارن که فندکشون رو اونجا بذارن.

+

مَکس در حال ِ نوشتن ِ نامه برای مِری:
برای لبخند نزدنت نگران نباش، منم خیلی کم لبخند میزنم ولی این به این معنا نیست که داخل مغزم لبخند نمیزنم!


Mary & Max

Sahar
28th October 2011, 10:14 PM
از فيلماي عتيقه ي قديمي من يه سكانسو بگم تو فيلم بنهور اون صحنه اي كه از ارابه ميفته ميگن كه اونجا واقعا يكي ميميره...

يه جور خاصي باحاله! كسي بنهورو ديده؟

هستی
28th October 2011, 11:06 PM
دیالوگ های ماندگار :

یه جای خوب تو قبرستون برات دیدم ببینی می میری .

" باغ‌های کندلوس "
کارگردان : ایرج کریمی
محصول : 1383

[Only registered and activated users can see links]

هستی
28th October 2011, 11:06 PM
دیالوگ های ماندگار :
به نظر می رسه ما به سنی رسیدیم که زندگی دیگه چیزی به ما نمی ده و شروع کرده به گرفتن.

ایندیانا جونز
کارگردان : استیون اسپیلبرگ

[Only registered and activated users can see links]

هستی
28th October 2011, 11:07 PM
دیالوگ های ماندگار :
در فیلم خوب ، بد ، زشت شخصیت های فیلم در سه جا آدم ها را به دو دسته تقسیم می کنند.

اوائل فیلم زشت به خوب می گوید: " دو جور آدم توی این دنیا وجود داره دوست من. اونایی که طناب دور گردنشونه و اونایی که با تفنگ طناب رو پاره می کنن. طناب و گردن برای منه پس دفعه بعد سهم بیشتری می خوام."

در اواسط فیلم زشت از پنچره داخل می آید و خوب را غافلگیر می کند: " دو جور حشره وجود داره. اونایی که از در می آن تو و اونایی که از پنجره می آن."

در اواخر فیلم در قبرستان خوب به زشت می گوید: " توی این دنیا دو جور آدم وجود داره دوست من. اونایی که هفت تیر پر دستشونه و اونایی که زمین رو میکنن. تو بکن!"

" خوب بد زشت "
کارگردان : سرجیو لئونه
محصول 1966

[Only registered and activated users can see links]

Rojaa
28th October 2011, 11:08 PM
دیالوگ های ماندگار :

یه جای خوب تو قبرستون برات دیدم ببینی می میری .

" باغ‌های کندلوس "
کارگردان : ایرج کریمی
محصول : 1383



دخترا همه عمرشون برای همه مادرن! برای پدرشون مادرن ! برای برادرشون مادرن ! برای شوهرشون مادرن !

باغهای کندلوس

هستی
28th October 2011, 11:08 PM
دیالوگ های ماندگار :

آسیابان : هرچه داریم از پادشاه است.
زن آسیابان : چه می گویی مرد ما که چیزی نداریم !
آسیابان : آن هم از پادشاه است..

مرگ یزدگرد
کارگردان : بهرام بیضایی
محصول 1360

[Only registered and activated users can see links]

هستی
28th October 2011, 11:09 PM
دیالوگ های ماندگار :

ناخدا خورشید؟ همونی که یک دست نداره؟
نه... اونی که یک دست داره

کارگردان : ناصر تقوایی
محصول : 1365

[Only registered and activated users can see links]

هستی
28th October 2011, 11:09 PM
دیالوگ های ماندگار :

سمیر: اگه یه مرد توی زندگی هیچ چیزی نداشته باشه که بخاطرش بمیره، همون بهتر که بره بمیره!

خائن (Traitor)
محصول 2008
کارگردان: جفری ناچمانوف

[Only registered and activated users can see links]

هستی
28th October 2011, 11:55 PM
دیالوگ های ماندگار :

هلنا: از این که داری پیر می شی ناراحت نیستی؟
ایزاک: معلومه که نه، همه چیز داره بدتر می شه. آدمای بدتر، هوای بدتر، جنگ های بدتر و ... خوشحالم که دارم می میرم.

" فانی و الکساندر "
کارگردان : اینگمار برگمن
محصول : 1982

[Only registered and activated users can see links]

هستی
28th October 2011, 11:57 PM
هر کس به خاطر ظلمی که بهت کرده، مستحق مجازاته. اگه ببخشیش، اونو از حقش محروم کردی.

" داگویل "
کارگردان : لارس فون تریه
محصول 2003

[Only registered and activated users can see links]

monaa
30th October 2011, 09:22 AM
ويتو كورلئونه: هميشه فكر مي كردم اين سانيه كه بايد اين كارو ادامه بده همين طور فردومن
اين كارو براي تو نمي خواستم
زندگيمو طوري اداره كردم كه براي سرپرستي خانواده ام از كسي عذر نخوام
قبول نكردم مثل يه احمق زندگي كنم و عروسكي باشم كه سر نخش دست آدم بزرگاست
فكر ميكردم وقتي تو بزرگ شدي بايد سر نخ ها رو دست بگيري
مايكل: من افسوس نمي خورم پدر
ويتو كورلئونه: وقت كافي نبود مايكل ، وقت نبود
مايكل: فراموش كنيد پدر، فراموش كنيد

- پدرخوانده، قسمت اول -
[Only registered and activated users can see links]



*


یه زمانی انسانها در مزارع زندگی می کردند.
یه زمانی انسانها شهرنشین شدند و در شهرها زندگی کردند.
حالا وقتشه که انسان در اینترنت زندگی کنه.

جاستین تیمبرلیک در نقش شان پارکر دوست مایکل زوکربرگ

- شبکه اجتماعی-
[Only registered and activated users can see links]


*
تو عاشق شدی ، بیا یه آبجو بزن
-اوه نه ، بدن من یه جور معبده
-تو اینو بزن ، میشه شهر بازی !

- پسر جهنمی -

[Only registered and activated users can see links]

هستی
31st October 2011, 11:02 PM
دیالوگ های ماندگار :

( جیم کری ) :
می دونی اشکال زندگی واقعی چیه؟
تو لحظات حساس موسیقی نداره.

" مرد کابلی "
کارگردان : بن استیلر
محصول : 1996


[Only registered and activated users can see links]

هستی
1st November 2011, 10:51 PM
نسبت آدما رو دلشون مشخص میکنه نه شناسنامشون.

" زن زیادی "
کارگردان : تهمینه میلانی

[Only registered and activated users can see links]

Rojaa
2nd November 2011, 03:10 AM
من اعتراض دارم به رنگ ِ سرخ که سوزاننده است
به آبی که سرده ... به زرد که رنگ ِ جداییه ...
به هر رنگی که رنگ ِ روح زندگی توش نیست !!
چون به عقیده ی شخص ِ خود ِ من ِ جناب ِ رییس
رنگ روح زندگی سبزه ... فقط سبز!

مرحوم خسرو شکیبایی ... خانه ی سبز

Rojaa
2nd November 2011, 03:11 AM
زن ها ... تا حالا به زن ها فكر كردی؟ كی خلقشون كرده؟ خدا بايد يه نابغه بوده باشه !!

بوی خوش ِ زن

Rojaa
2nd November 2011, 03:12 AM
سوال:
چرا نمیشه پست ها رو تو این تاپیک ویرایش کرد ؟ عجیبه

30second
2nd November 2011, 10:57 AM
دیالوگ کلا قرمزی:
آهای الاغ عزیز حالت چطوره
خوب خوش و سلامتی حالت چطوره:دی

Heliya
2nd November 2011, 11:16 AM
[Only registered and activated users can see links]


دختره همین جا با پسره حرفش شده بود می گفت غیرت و ناموس بازی داره دوباره مد میشه ، ما چی کار کنیم امیر که از این مد نمیفتیم؟ (محاکمه در خیابان)

osha
2nd November 2011, 11:44 AM
اگه یه روز از کنار یک گنجشک رد شدی نپرید فک نکن ازت نترسیده بدون که اونم آدم حسابت نکرده :fingersmiley:

هستی
3rd November 2011, 11:33 PM
انسان در حال گریه کردن به دنیا می‌آید و وقتی به اندازه کافی گریه کرد از دنیا می‌رود.

" آ***ا کوروساوا "

[Only registered and activated users can see links]

هستی
3rd November 2011, 11:34 PM
آدم باید توی ایران بمیره؛ اونجا ممکنه وقتی زنده ای تنها باشی، اما وقتی میمیری تنها نیستی.

" آدم برفی "
کارگردان : داوود میرباقری
محصول : 1375

[Only registered and activated users can see links]

iran 4 ever
3rd November 2011, 11:53 PM
[Only registered and activated users can see links]

_ یک پایان تلخ بهتر از یک تلخی بی پایان است !
_درباره ی الی
_شهاب حسینی

Emotional Winter
4th November 2011, 12:58 PM
نگاه کن
اما لمس نکن
لمس کن
اما نچش
بچش
اما قورت نده!


ال پاچینو
وکیل مدافع شیطان

Emotional Winter
4th November 2011, 01:00 PM
بعضی زنا مثل پروانه می مونند
وقتی یه بار لمسشون کنی دیگه نمی تونند پرواز کنند

ال پاچینو
وکیل مدافع شیطان

Heliya
6th November 2011, 06:07 PM
[Only registered and activated users can see links]

تا حالا کسیو دوست داشتی؟ اذیتش نکن ، تا میتونی خوب نگاش کن
(حس پنهان)

هستی
10th November 2011, 10:26 PM
محمد رضا فروتن
در فیلم مرسدس: به بازیگر مقابلش که شیفته مرسدس شده بود:

به چیزی دل ببند که دل داشته باشه

هستی
10th November 2011, 10:27 PM
محمد رضا فروتن
در فیلم مرسدس: به بازیگر مقابلش که شیفته مرسدس شده بود:

به چیزی دل ببند که دل داشته باشه

moh3n
16th November 2011, 12:52 PM
دیالوگهای ماندگار:

قاضی :خوب چرا نمیخوای با خانمت بری خارج؟
نادر:بخاطر پدرم،
سیمین:پدرش آلزایمر داره ،نمیدونه تو کی هستی ،اصلا نمیشناستت.
نادر:منکه اونو میشناسم...!

[Only registered and activated users can see links]


جدایی نادر از سیمین
1390


______________________

به نظرم تاپیک خوبی از آب در آمد!
با اجازه سالی مهم شد!

nooshin_omega
16th November 2011, 02:02 PM
بچه ها خیلی عالی بود.لذت بردم.مرسی

szr
16th November 2011, 02:44 PM
ادل.ه رو دیدی؟
اون صحنه ای که ادل داره نامه می نویسه و جلوی اینه است
داره نامه اش رو بلند میخونه و نگاهش جای دیگه است
بک گراندش صحنه ی اقیانوسه
و می فهمیم ادل داره دیوونه میشه

szr
16th November 2011, 02:44 PM
مربوط میشه به فیلم حکم ساخته مسعود کیمیایی نمیدونم دیدین یا نه ولی من اون سکانسی که لیلا حاتمی تفنگ و به سمت پولاد کیمیایی نشونه رفته رو خیلی دوست دارم بعد عزت الله انتظامی به طرفش تیر اندازی میکنه و اونو میکشه اسم کارکترا یادم نیست ولی آخر اون سکانس هم که فیلم تموم میشه یه آواز خیلی قشنگ از یزدانیه که خیلی رو آدم تاثیر میزاره

szr
16th November 2011, 02:45 PM
فایت کلاب :

اون صحنه ای که صاحب کافه میاد تو زیر زمین و میبینه کلی آدم اونجا واستادن بعد میگه رئیستون کیه و تایلر داردن (براد پیت) میگه من و بعد صاحب کافه شروع میکنه تایلر و زدن ولی چون تایلر اون جا رو میخواس حرفی نمیزنه و میذاره اون بزنتش و یه خنده های خاصی میکنه که آدمو دیوونه میکنه که ( گلزارم تقریبا میخواد ادای پیتو در بیاره و از خودش یه نوع خنده بسازه ) که یدفعه تایلر میپره سر صاحب کافه که یه طور خیلی وحشتناک ازش قول میگیره و کافه شبا دست اونا باشه !

szr
16th November 2011, 02:46 PM
یکی از دیدنی ترین سکانسهایی که هیچ وقت یادم نمی ره
تو فیلم تاکسی درایور با بازی استادانه رابرت دنیرو بود


اونجایی که جلوی آینه وایساده و با خودش حرف می زنه
دیوانه کننده اس اون سکانس
این فیلم رو اگه ندیدن حتما ببینین

szr
16th November 2011, 02:47 PM
سکانسی از فیلم سخنرانی پادشاه که قراره اعلام جنگ با آلمان بکنه.
پادشاه بعد از تعالیم روانشناس فیلم صحنه هیجان آوری رو پشت سر میزاره و موفق میشه که با لکنت کم این سخنرانی رو به پایان برسونه

szr
16th November 2011, 02:48 PM
تمام سکانس های رنگین فیلم قهرمان اثر ژانگ ییمو اونقده صحنه های عالی در فیلم آدم میبینه که معطل میمونه کدوم رو انتخاب کنه . جداً شاهد یه تابلو نقاشی از ژانگ ییمو هستیم

szr
16th November 2011, 02:48 PM
فيلم هامون مهرجويي صحنه اي كه هامون دكتر سماواتي رو كه ميخواد بره دستشويي تعقيب ميكنه و با هاش حرف مي زنه.

szr
16th November 2011, 02:48 PM
درخت گلابی
اونجایی که گلشیفته موهاشو تراشیده و یه ملحفه انداخته روسرش جای چشماشو سوراخ کرده و رو درخت گلابی داره کتاب می خونه

szr
16th November 2011, 02:49 PM
صحنه دوئل سه نفره تو خوب , بد , زشت

هستی
16th November 2011, 07:37 PM
پدر ژپتو : پینوکیو ! چوبی بمون ، آدما سنگی اند ، دنیاشون قشنگ نیست.

"پینوکیو "
والت دیزنی
محصول 1940

[Only registered and activated users can see links]

هستی
16th November 2011, 07:37 PM
- اینجا مقام مسوول کیه ؟
- مقام نداره ، مسوول منم !

" دوئل "
احمد رضا درویش
محصول : 1382

[Only registered and activated users can see links]

هستی
16th November 2011, 07:38 PM
شرارت چهره های زیادی داره که هیچکدومشون به اندازه پاکدامنی خطرناک نیست!

" sleepy hollow "
کارگردان : تیم برتون
محصول 1999

[Only registered and activated users can see links]

Heliya
16th November 2011, 08:09 PM
[Only registered and activated users can see links]


حرفای خوب همیشه مال ادمای خوب نیست(شب ها روشن - فرزاد موتمن)

این فیلم از فیلمای موردعلاقمه:015:

Heliya
16th November 2011, 08:11 PM
[Only registered and activated users can see links]


میدونی چیه هیچ كی منو دوس نداره ..من میدونم چون نمیبینم همه از دست من میخوان فرار كنن .....معلمون میگه خدا شما نابیناهارو بیشتر دوست داره چون نمیبینید .ولی من گفتم خانم اگه مارو دوست داشت چرا مارو نابینا كرد تا اونو نبینیم بعد گفت خدا دیدنی نیست ولی همه جا هست میتونید اونو حس كنید . گفت شما با دستاتون میبینید .حالا من همه جارو میگردم تا یه روزی بالاخره دستم به خدا بخوره اون وقت بهش میگم... هرچی تو دلم هست... بهش میگم.(رنگ خدا- مجید مجیدی)

demis roussos
16th November 2011, 10:06 PM
تاپیک سکانس های دیدنی و دیالوگ های ماندگار با اجازه دوستان ادغام شد و عنوان تاپیک عوض شد:2lxe53l:

Heliya
16th November 2011, 10:16 PM
بخش از دیالوگ فیلم کریمر علیه کریمر با بازی داستین هافمن :01:(عاشق این فیلمم :015:)

[Only registered and activated users can see links]



بيلي: مامان كي برمي‌گرده؟

تد: نمي‌دونم بيلي، خيلي زود.

بيلي: چقدر زود؟

تد: زود.

بيلي: بعد از مدرسه مياد دنبالم؟

تد: ممكنه... اگه نياد من ميام.

بيلي: اگه يادت بره چي؟

تد: يادم نمي‌ره.

بيلي: اگه بري زير ماشين و بميري چي؟

تد: اون وقت مامان مياد دنبالت!

MehraneH
16th November 2011, 10:23 PM
سکانسی از فیلم om shanti om
ام برای اولین باری که شانتی رو میبینه خیلی اتفاقی شالش رو میگیره و در نگاهشون یک نقطه تلاقی عجیب و مبهم پیش میاد
+ موقعی که ام به عنوان بهترین بازیگر میره روی سن تا جایزه رو دریافت کنه و در این حال یاد اون یکی زندگیش میوفته و سخنرانی هایی که با هم گفته میشن و حرکت زیبای دوربین...

MehraneH
16th November 2011, 10:27 PM
متولد ماه مهر
محمد رضا فروتن
بيا قسم بخوريم كه ديگه قسم نخوريم

Heliya
16th November 2011, 10:27 PM
زنا وقتی می خوان احساساتشون لو نره ، زیاد حرف می زنن !!

--------------------------------------------------------------------

_ مادر خدابیامرزم می گفت : با دو جور مرد وصلت نکن ، یکی اونایی که همه جور خوراکیها را دوست دارند ، یکی هم اونایی که نمی تونن جلوی شکمشونو بگیرین.می گفت : اینجور آدم ها هیچ وقت نمی تونن جلوی خودشونو بگیرن ، البته همین نصیحتم به پسرش می کرد ...سه تا زن گرفت سه تا رو هم طلاق داد ...همشونم شکمو بودن!!

(ماهی ها عاشق می شوند-علی رفیعی)

MehraneH
16th November 2011, 10:28 PM
همه ميگن لطافت بارون
ولي من ميگم عشقبازي آسمون
حامد کمیلی
سریال اغما

Heliya
16th November 2011, 10:30 PM
[Only registered and activated users can see links]


حمید هامون: اگه من اون منی باشم که تو میخوای باشم، که دیگه من من نیست، یعنی منِ خودم نیستم

حمید هامون: این زن ، این زن سهم منه ، حق منه ، عشق منه ، طلاق نمی‌دم ...

(هامون-داریوش مهرجویی)

Game Over
16th November 2011, 10:43 PM
Joker: من اگه الان یه مشت سرباز رو بکشم هیچ اتفاقی نمی افته یا همین الان چنتا تبهکار رو بفرستم هوا همه خوشحال می شن چون اینم قسمتی از بازیه ولی اگه الان شهردار پیرشونو بکشم اون موقع اس که همه عقلشونو از دست می دن.


The dark knight

Game Over
16th November 2011, 10:45 PM
هکتور: من فکر کردم اکیلیس بزرگ رو کشتم
آکیلیس: امروز تمام کر های دنیا می شنون و تمام کور های دنیا می بینن و همه عالم می فهمه که هکتور چقدر احمق بوده که فکر می کرده آکیلیس رو کشته


Troy

Game Over
16th November 2011, 10:48 PM
آلفرد: بعضی ها دنبال چیزهای منطقی مثل پول نیستند . نمی شه خریدشون یا ترسوندشون بعضی ها فقط می خوان نابودی دنیا رو ببینن


The dark knight

وای خدا من عاشق این فیلمم انقدر دیالوگ ماندگار داره که خودش می تونه یه تاپیک رو منفجر کنه

هستی
17th November 2011, 06:38 PM
مهم نيست چقدرمنتظرباشي.مهم اينه كه منتظر چه كسي باشي.

کارگردان : لوک بسون
محصول 1994

[Only registered and activated users can see links]

Heliya
23rd November 2011, 08:07 PM
فيلم كمال الملك

رضا شاه خطاب به كمال الملك :

تو سر چهار تا شاه رو خوردي .... ناصرالدين شاه مشنگ عياش ,

مظفرالدين شاه ملنگ عليل, ممدلي ميرزاي دبنگ الواط و اون احمد,

شاه بدنام كن. اما پهلوي سر تو رو ميخوره.

Heliya
23rd November 2011, 08:09 PM
ویل درمر (آل پاچینو):خيال ميكنی چون موهاشو شستی و ناخوناشُ كوتاه كردی آدم متفاوتي هستی؟ تو همون قدر برای من متفاوتی كه يه تيكه كثافت برای يه مستراح باز كن متفاوته.

"Insomnia"

monaa
24th November 2011, 10:19 AM
[Only registered and activated users can see links]
- دو تا خبر برات دارم. یه خبر خوب یه خبر بد.
- بگو : خبر اول اینه که فلج شدی و تا آخر ِ عمر باید رو ویلچر بشینی.
- خبر خوبه چیه؟
- این خبر خوبه بود!
- خبر ِ بد اینه که کسیکه قراره ازت مراقبت کنه منم !

- ماه تلخ -

monaa
24th November 2011, 10:19 AM
[Only registered and activated users can see links] تا حالا فکر کردی خدا کیه یا چیه؟
بهت میگه نخور اما گرسنگی روبهت میده، بهت میگه دست نزن، ممنوعه، اما درخت و میوه ی ممنوعه رو بوجود میاره.

- وکیل مدافع شیطان -

monaa
24th November 2011, 10:23 AM
[Only registered and activated users can see links]
همیشه تو زندگیت سعی میکنی چیزهای از دست رفته رو به دست بیاری ولی چیزهای بیشتری رو از دست میدی.

- جایی برای پیرمردها نیست -

monaa
24th November 2011, 10:24 AM
[Only registered and activated users can see links]
یه روز یه بارون واقعی میاد و کثافتای توی خیابون رو پاک می کنه

-راننده تاكسي -

monaa
24th November 2011, 10:25 AM
[Only registered and activated users can see links]
یک دزد و سارق وقتی که در حال دزدیدن از خونه ات باشه، چراغ ها رو روشن میذاره؟ نه
ترجیح میده فکر کنی که اون اونجا نیست!...این مثل شیطانه!...ترجیح میده که فکر کنی وجود نداره!!

- The Rite -

monaa
24th November 2011, 10:26 AM
[Only registered and activated users can see links]

ساعت زنگ زده دیگه زنگ نمی زنه ... چون زنگاشو زده

- سوته دلان -

monaa
24th November 2011, 10:27 AM
[Only registered and activated users can see links]
تواین دوره زمونه مرام و معرفت خیلی کم شده. قیصرخان می دونی چرا؟ ... چون همشو خودت برداشتی

- قیصر -

monaa
24th November 2011, 10:28 AM
[Only registered and activated users can see links]

مادر مرد .... از بس که جان ندارد.

- مادر -

monaa
24th November 2011, 10:28 AM
[Only registered and activated users can see links]

لاکردار اگه بدونی هنوز چقدر دوست دارم

- هامون -

monaa
24th November 2011, 10:29 AM
[Only registered and activated users can see links]
چه دنیای بدی! که من آخرین امید یه کسی ام

- خانه ای روی

Rojaa
26th November 2011, 12:47 AM
[Only registered and activated users can see links]

ساعت زنگ زده دیگه زنگ نمی زنه ... چون زنگاشو زده

- سوته دلان -



خدا !!!
چقد دشمن داری
دوستات هم که ماییم
یه مشت علیل عاجز عقل
که تو حقشون دشمنی کردی ...

عليرضا جون
26th November 2011, 01:54 AM
مارمولک (کمال تبریزی)
رضا (پرویز پرستویی): تو عزیز دلمی دل انگیز... اگر اسلام دست و بال ما را نبسته بود.

[Only registered and activated users can see links]

عليرضا جون
26th November 2011, 01:56 AM
این هم دو دیالوگ خاطره انگیزه دیگه از سوته دلان...
**************************************

عد از اون تودهنی كه خوردیم هر دو
طب و رها كردم
شدم شاگرد دكان مرحوم پدرم دواچی
اما افسوس كه در این دكان دوایی نبود برای درد من
جز نسخه ی اون طبیب ارمنی ; ماطائوس عرق فروش
شبانه روزیش كردم ; خاكه رو خاكه كه مستیم از گل نیفته ...

****************************************
التماس دعا...
خوش به سعادتتون که می‌رید روضه.
جاتون وسط بهشته.
ما که دنیامون شده آخرتِ یزید.
کیه مارو ببره روضه؟
هه...
مجیدآقا تورو چه به روضه؟
روضه خودتی...
گریه کن نداری، و الا خودت مصیبتی.
دلت کربلاست...

عليرضا جون
26th November 2011, 01:57 AM
داداش حبیب!
ما داداشیم؛
از یه خمیریم؛
اما تنورمون علیحده است.
تنور شما عقدی بود؛
مالِ ما تیغه ای – صیغه ای.
کله ی شماها شد عینهو نون تافتون؛ گرد و قلنبه...
کله ی ما شد عینهو نون ِ سنگک.
هه...
خوب شد بربری نشدیم!

سوته دلان...

عليرضا جون
26th November 2011, 02:05 AM
محمدرضافروتن خطاب به قاضی دادگاه در حضور هدیه تهرانی: اگه من حالت عادی ندارم.. گاهی خوبم گاهی بد .. تقصیر خودشه . میدونه من عاشقشم . . میدونه من شوهر حسودی ام .. باز منو آزار میده .. بازم میزنمش حاج آقا . زنی که با مردای غریبه بگو بخند راه بندازه .. حقشه کتک بخوره . {قرمز-فریدون جیرانی}

[Only registered and activated users can see links]

عليرضا جون
26th November 2011, 02:08 AM
[Only registered and activated users can see links]

خاله لیلا: یه مسابقه‌ هست که مردایی که ادعاشون می‌شه توش شرکت می‌کنن............ مراد بیگ: من ادعایی ندارم!!!!!!!!!!!!!! خاله لیلا: ادعایی ندارم خودش کم ادعایی نیست.................... {سریال روزی روزگاری-.امرالله احمدجو}

HadeS
27th November 2011, 10:01 AM
فیلم اعتراض _ دیالوگ زیبای مرحوم مهدی فتحی که خیلی خداس !





صلوات براي سلامتي اميرعلي
ما کاري به حکم نداريم
حکم رو کاغذ مال محکمه‌س
اصليت حکم مال خداست
که ما و منش ريخته
و گلريزون مي‌کنيم واسه کسي که
آزاد مي‌شه از اين چارديواري
که همه‌ي دنيا چارديواريه
کرم مرتضي علي
يه مرد که واسه شرف و ناموسش
دوازده سال رو کشيده
وجدانش بالاتر از اين پولاست که کاغذيه

سلامتي سه تن
ناموس و رفيق و وطن
سلامتي سه کس
زندوني و سرباز و بي‌کس
سلامتي باغبوني که زمستونش رو از بهاربيشتر دوست داره
سلامتي آزادي،سلامتي زندونياي بي‌ملاقاتي

Heliya
3rd December 2011, 07:46 PM
حالا اونا هیچی اینو چی میگی؟
این چیه.!؟
مشروبو چی میگی؟
مشروب؟؟
مشروب خوری هم که میکنی!
مشروب.!من گه میخورم مشروب خوری میکنم.من؟من به قران مجید..خاک برسرمن اگه من مشروب میخورم-
من بی همه کس کی مشروب میخورم؟از سگکمترم اگه مشروب میخورم.کی؟؟ ایینو من میخورم؟به ولای علی..
اصن این مال من نیست..این چیه..اااینکه پلمه حاج اقا..این پلم شدس..من نخوردم...بیا ..ها..ها..ها..
دهنتو ببند.دهنتو ببن.پس مال کیه این؟
من چطوری به شما ثابت کنم من نخوردم.به حضرت عباس حاج اقا این مال من نیست.
باشه الان واست 80 ضر..مرگ مادرت...تورو امام حسین ننویس 80ضربه..تورو امام حسین..میگم..راستشو میگم

-------------
حامد بهداد - کســـــــــــــــــی از گربه های ایرانی خبر نداره :015:

Heliya
3rd December 2011, 07:50 PM
من انگلیسی بلد نیستم ....!
من اگه بخوام انگلیسی حرف بزنم بچه خود نیویورک هم نمیفهمه
که من انگلیسی بلدم...!
(حامد بهداد- کسی از گربه های ایرانی خبر ندارد) :دی

Heliya
3rd December 2011, 07:53 PM
همه ی موجـودای زنده بعد از مرگشون فاسد میشن و آدما قبل از مرگشون.

(حــس پـنهان )
باز هم حامــــــــــــــــــد بهداد [Only registered and activated users can see links]

Heliya
3rd December 2011, 08:40 PM
خوش به حالتون که میرین روضه
جاتون وسطه بهشته
ما که دنیامون شده آخرت یزید...مارو ...کي ببره روضه ؟
اصن منو چه به روضه...گریه کن ندارم وگرنه خودم مصیبتم...دلم کربلاس
(بهروز وثوقی- سوته دلان) [Only registered and activated users can see links]

mahi joon
3rd December 2011, 08:41 PM
:022:

هستی
9th December 2011, 08:42 PM
شما که به نمایشگاه عکس پیزوری ارزش قائلید اما به شرافت یه دختر پاک ومعصوم ارزش قائل نیستید

حامد بهداد- حس پنهان
[Only registered and activated users can see links]

هستی
9th December 2011, 08:43 PM
نامردا باید از بازوی آدم بترسن، نه از چاقو .

کارگردان : مسعود کیمیایی
محصول : 1348

[Only registered and activated users can see links]

هستی
9th December 2011, 08:44 PM
دختره همین جا با پسره حرفش شده بود میگفـت:

غیرتو ناموس بازی داره دوباره مد میشه

ما چیکار کنیم...؟:

که از این مد نمی افتیم؟؟


حامد بهداد- محاکمه در خیابان

[Only registered and activated users can see links]

هستی
9th December 2011, 08:45 PM
بازرس : اون روز توی کاليفرنيا چی کار مي کردی؟
مجرم : داشتم خودمو برنزه مي کردم.
بازرس : پس چرا ساختمونو منفجر کردی؟
مجرم : چون جلوی آفتابو گرفته بود!

" محکوم به مرگ "
کارگردان: اسکات وایپر
محصول : 2007

[Only registered and activated users can see links]

هستی
9th December 2011, 08:46 PM
کدوم رفیق ؟ کدوم نارفیق؟ رفاقت که عهد دایم نیست...... بهار با اون همه گندگیش مهمون سه ماه ست

حامد بهداد_ سایه آفتاب

[Only registered and activated users can see links]

هستی
9th December 2011, 08:46 PM
کاش بعضی آدما قد نصف ماهی، خاویار داشتند!

" حکم "
کارگردان : مسعود کیمیایی
محصول 1383

[Only registered and activated users can see links]

هستی
9th December 2011, 08:47 PM
دیگه ته نگاهت ته دلت روم سنگین نیست!

حامد بهداد_ جرم

[Only registered and activated users can see links]

هستی
9th December 2011, 08:47 PM
تا حالا عاشق شدی؟
تا می تونی نگاهش بکن!

حامد بهداد_ حس سوم

[Only registered and activated users can see links]

Aries
9th December 2011, 08:49 PM
من عاشق اون ديالوگم که پدر ژپتو به پينوکيو ميگه:
پينوکيو!
چوبي بمون!
آدمها سنگي اند!
دنيايشان قشنگ نيست!

Heliya
9th December 2011, 09:34 PM
درسته که پول خوشبختی نمیاره.......اما بی پولی حتما بدبختی میاره(گلشیفته)

بوتیک -حمید نعمت الله

Heliya
9th December 2011, 09:44 PM
تــــــــــو پدر منو كشتـــــــــــــــی(همه فیلم های هندی):029:

=========

می گفت دوتا آدم مثل 11 میمونه-یه آدمم مثل 11 می مونه به شرطی که به پاهش نگاه کنه

شبهای روشن -فرزاد موتمن

Heliya
10th December 2011, 09:43 PM
مرتضی (محمرضا فروتن): قرارمون بود ، قول دادی
مینا (ترانه علیدوستی): قرار چیه ، وضع عوض شده
مرتضی : قرار اون چیزیه که اگر وضع هم عوض شد پاش وایسی[Only registered and activated users can see links]
=======
کنعان

gt user1
11th December 2011, 11:52 AM
After Life :

?Why do we die
To make life important

moh3n
11th December 2011, 03:02 PM
یا رو مُرد رفت...آبرو میخواد چیکار؟
درباره الی
(پیمان معادی)

[Only registered and activated users can see links] ([Only registered and activated users can see links])

moh3n
20th December 2011, 12:50 PM
Step Brothers
وقتی که بچه بودم، یعنی یه پسربچهء کوچولو بودم، همیشه دلم می خواست که یه دایناسور باشم! یادمه بزرگترین و مهمترین آرزویی که داشتم این بود که یه تیرانوساروس باشم.
دستهام رو جمع می کردم که کوتاه به نظر بیاد، می رفتم توی حیاط برای خودم جفتک مینداختم، دنبال گربه های همسایه می کردم، نعره می زدم، خرناس می کردم.... تا اینکه یه روز بابام اومد بهم گفت “بابی! تو دیگه 17 سالته! دیگه وقتشه که کارای بچگونه رو بذاری کنار” منم گفتم چشم. البته با این جملات نگفت. بابام گفتش کره خر! بیخیال دایناسور لعنتی شو و برو سر کار......

Dr. Robert Doback: When I was a kid, when I was a little boy, I always wanted to be a dinosaur, I wanted to be a Tyrannosaurus Rex more than anything in the world, I made my arms short and I roamed the back yard, I chased the neighborhood cats, I growled and I roared, everybody knew me and was afraid of me, and one day my dad said "Bobby you are 17, it"s time to throw childish things aside" and I said "OK Pop", but he didn"t really say that he said that "Stop being a f*cking dinosaur and get a job".


[Only registered and activated users can see links] ([Only registered and activated users can see links])

moh3n
20th December 2011, 12:58 PM
بلوتوس : قبله عالم فرض کنید یه نفر 1 سکه داره یه نفر 100 سکه شما از کدوم سکشو میگیرین ؟
جهانگیر شاه : از اونیکه یک سکه داره .
مستشار : چرا آخه دلیلتون چیه ؟
جهانگیر شاه : اونیکه یکصد سکه داره حتما" آدم پر قدرتیه حتما" کلی آدم دور و برشه نمیشه رفت طرفش که , ولی اون...یکه یک سکه داره میزنیم تو سرش و اون سکشو میگیریم...


[Only registered and activated users can see links] ([Only registered and activated users can see links])

Heliya
20th December 2011, 01:27 PM
جزیره شاتر (2010)
تدی دنیلز: کدوم بدتره، مثل هیولا زندگی کنی یا مثل مرد بمیری؟


[Only registered and activated users can see links]

moh3n
20th December 2011, 01:47 PM
جزیره شاتر (2010)
تدی دنیلز: کدوم بدتره، مثل هیولا زندگی کنی یا مثل مرد بمیری؟


[Only registered and activated users can see links]

تو همین عکسی که گذاشتی ماری یه سکانس اسطوره هست که تدی میگه "طوری رفتار میکنید انگار جنون واگیر داره"
بعد اون فرسون یه خنده ی معنی داری میکنه!
من خیلی با این خنده حال کردم!
یه جورایی میشد کل داستان رو توش فهمید!

marmari.cacao
20th December 2011, 03:11 PM
من عاشق اون ديالوگم که پدر ژپتو به پينوکيو ميگه:
پينوکيو!
چوبي بمون!
آدمها سنگي اند!
دنيايشان قشنگ نيست!

عالیییییییییییییییییییییی ی بود:040:

HadeS
22nd December 2011, 05:02 PM
تو فرار ار زندان :

ماهونه به جان آبروزی میگه اسلحتو پرت کنو زانو بزن !

جان آبروزی میگه : من فقط جلوی خدا زانو میزنم !

اینجا خدا رو نمیبینم !

و بعدم که کشته میشه !

عليرضا جون
22nd December 2011, 05:18 PM
آه ، کاشکی میتونستم اونقدر بدزدم تا بالاخره آدم شریفی بشم (پیتر سلرز در به دنبال روباه)

عليرضا جون
22nd December 2011, 05:20 PM
همه زنها زندگی زناشوئیشون رو مثل ژولیت شروع میکنن و مثل لیدی مکبث تموم میکنن (ویلیام هولدن در دختر دهاتی)

عليرضا جون
22nd December 2011, 05:21 PM
امیلی ، باهام عروسی کن . عوضش منم قول میدم دیگه به هیچ اسب دیگه ای نگاه نکنم (گروچو مارکس خطاب به مارگریت دومون در سوپ اردک)

عليرضا جون
22nd December 2011, 05:24 PM
دیالوگ هایی زیبا از فیلم مایای برهنه
کشیش:
منظور شما از کشیدن تصویر های هوس چه بوده؟
سینیور گویا:
نشان دادن فساد و گناه و دیوانگی
کشیش:
بسیار خب حالا ببینیم چه طور نشان دادی؟
یکی از نقاشی های شما اینجاست ,شما اسم اینو گذاشتین منقار طلایی,در این تصویر کشیش ها به حرف هایی که یک طوطی میزنه با تحسین گوش میدن آیا درست میگم؟
سینیور گویا:
بله
کشیش:
منظورتون از این تصویر اینه که طوطی وار حرف میزنن و گوش میدن؟
گویا:
در انجیل گفته شده ....
کشیش دیگر:
اسم انجیل رو نمیخواد بیاری ما میدونیم که در انجیل چی گفته شده
کشیش:
در زیر سینیور گویا یکی از تصاویر نقاشی شده شماست که به عقیده ما شهههوانی وپاک خلاف اخلاق و توهین آمیزه
تصدیق میکنید که شما اون تصویر برهنه رو کشیدید؟تصدیق میکنید یا نه؟
گویا :
بله
کشیش:
می دانید که کشیدن تصویر یک برهنه گناه محضه؟
گویا:
زیبایی زن قسمتی از زیبایی و عظمت خلقته, به هر حال من اینو برای تماشای چشمای هرزه نکشیدم
کشیش:
این تصویر گویا رو محکوم میکنه:
[Only registered and activated users can see links]
گویا:
شما حق ندارید شما حق ندارید این کارو بکنید
کشیش:
کسی باور میکنه که این برهنگی فقط افکار زیبایی پرستی رو به وجود میاره
در واقع این تصویر نشان دادن احساسات شیطانی و تسلیم محض به افکار شهههوانیه
[Only registered and activated users can see links]
گویا:
نه شهوت و شیطنت در چشم کسیه که نگاش میکنه
برهنگی زن یکی از مواهب خداست ولی شرم از برهنگی عمل شیطان وماره

عليرضا جون
22nd December 2011, 05:27 PM
- یادت باشه این سلاح درست بطرف قلبت نشانه رفته
- یعنی نقطه ای از بدنم که کمتر از هرجای دیگه آسیب پذیره (همفری بوگارت و کلود رینز در کازابلانکا)

عليرضا جون
22nd December 2011, 05:29 PM
پيشکش بانوی نازنين: به ياد حاتمی کبير از حسن کچل با صداهای سيمين سرکوب ( صدايی که به نظر من جلوه شفقت است) و ناصر طهماسب.
+ نون و پنیر آوردیم، دخترتونو بردیم.

- نون و پنیر ارزونیتون، دختر نمیدیم بهتون.

+فرش حصیر آوردیم، دخترتونو بردیم.

-فرش حصیر، نون و پنیر ارزونیتون، دختر نمیدیم بهتون.

+کماج شیر آوردیم، دخترتونو بردیم.

- کماج شیر، فرش حصیر، نون و پنیر ارزونیتون، دختر نمیدیم بهتون.

+ دوماد فقیر آوردیم، دخترتونو بردیم.

- دوماد فقیر، کماج شیر، فرش حصیر، نون و پنیر ارزونیتون، دختر نمیدیم بهتون.

+ مادر پیر آوردیم، دخترتونو بردیم.

- مادر پیر، دوماد فقیر، کماج شیر، فرش حصیر، نون و پنیر ارزونیتون، دختر نمیدیم بهتون.

+ مرد دلیر آوردیم، دخترتونو بردیم.

- مرد دلیر، مادر پیر، دوماد فقیر، کماج شیر، فرش حصیر، نون و پنیر ارزونیتون، دختر نمیدیم بهتون.

+ حلقه سیر آوردیم، دخترتونو بردیم.

- حلقه سیر، مرد دلیر، مادر پیر، دوماد فقیر، کماج شیر، فرش حصیر، نون و پنیر ارزونیتون، دختر نمیدیم بهتون.

+ تور و حریر آوردیم، دخترتونو بردیم.

- تور و حریر، حلقه سیر، مرد دلیر، مادر پیر، دوماد فقیر، کماج شیر، فرش حصیر، نون و پنیر ارزونیتون، دختر نمیدیم بهتون.

+ مشک و عبیر آوردیم، دخترتونو بردیم.

- مشک و عبیر، تور و حریر، حلقه سیر، مرد دلیر، مادر پیر، دوماد فقیر، کماج شیر، فرش حصیر، نون و پنیر ارزونیتون، دختر نمیدیم بهتون.

+ آینه چراغ آوردیم، دخترتونو بردیم.

- آینه چراغ، مشک و عبیر، تور و حریر، حلقه سیر، مرد دلیر، مادر پیر، دوماد فقیر، کماج شیر، فرش حصیر، نون و پنیر ارزونیتون، دختر نمیدیم بهتون.

+ گل از تو باغ آوردیم، دخترتونو بردیم.

- گل توی باغ، آینه چراغ، مشک و عبیر، تور و حریر، حلقه سیر، مرد دلیر، مادر پیر، دوماد فقیر، کماج شیر، فرش حصیر، نون و پنیر ارزونیتون، دختر نمیدیم بهتون.

+ کره الاغ آوردیم، دخترتونو بردیم.

- کره الاغ، گل توی باغ، آینه چراغ، مشک و عبیر، تور و حریر، حلقه سیر، مرد دلیر، مادر پیر، دوماد فقیر، کماج شیر، فرش حصیر، نون و پنیر ارزونیتون، دختر نمیدیم بهتون.

+ پسته داغ آوردیم، دخترتونو بردیم.

- پسته داغ، کره الاغ، گل توی باغ، آینه چراغ، مشک و عبیر، تور و حریر، حلقه سیر، مرد دلیر، مادر پیر، دوماد فقیر، کماج شیر، فرش حصیر، نون و پنیر ارزونیتون، دختر نمیدیم بهتون.

+ پس بیا بریم پس در پس --- شهرهای دیگه‌م دختر هس

(جلب موافقت دختر)

- پس بیا بیا پیش در پیش --- شاید شدیم قوم و خویش

عليرضا جون
22nd December 2011, 05:36 PM
[Only registered and activated users can see links]
دیالوگی ماندگار از کارتون سرود کریسمس ( اسکروچ )
مسئولین امور خیریه : آقا ما اومدیم از شما تقاضای کمک مالی برای موسسه بینوایان بکنیم . بله ما برای نیازمندان خیریه جمع می کنیم .
اسکروچ : برای چی؟؟!!
مسئولین امور خیریه : برای نیازمندان خیریه جمع می کنیم .
اسکروچ : اوه . آهان . شما متوجه هستین که اگه به نیازمندان کمک کنین دیگه فقیری باقی نمی مونه و اگه دیگه فقیر نباشه شما زحمت نمی کشین و دیگه مجبور نیستین براشون پول جمع آوری کنین درسته؟ و اگه مجبور نباشین براشون پول جمع آوری کنین اونوقت بیکار می شین .
اوه ! خواهش می کنم آقایون! خواهش می کنم ! از من نخواهین که شما رو روز عیدی بیکار بکنم. امروز روز کریسمسه برین بیرون پی کارتون .

عليرضا جون
22nd December 2011, 05:39 PM
لبه تاریکی
تک تک جملات این سریال معنی و مفهوم زیبائی داشت که فراموش شدنی نیست. بخصوص تک جمله های داریوس جدبرگ که الحق زیبا و بجا استفاده میشد.
داریوس جدبرگ : دانستن مردن است
[Only registered and activated users can see links]
صحنه ای که تابوت اما رو روی تابوت مادرش در قبر میذارن به صحنه ای از گذشته برمیگرده و مسافرت خانوادگی اما و مادر و کریون در قطار که فقط دو تخت وجود داره. پدر به اصرار از اما میخواد که اما با مادر بخوابه و خودش در تخت بالائی بخوابه ولی اما کوچولو خودش به تخت بالائی میره بخاطر اینکه مادر تنها نباشه و به غرور پدر برنخوره و میگه : اما بالا میخوابه...مامان پائین میخوابه
کریون هم موقع دفن اما میگه : اما بالا میخوابه..مامان پائین میخوابه[Only registered and activated users can see links]

عليرضا جون
22nd December 2011, 05:43 PM
[Only registered and activated users can see links]

کاراکتر داروغه ناتینگهام در انیمیشن ماندگار و خاطره انگیز رابین هود والت دیسنی با آن دوبله اصلی فوق العاده ! ( من دوبله دیگری از این انیمیشن رو هم به یاد دارم که با وجود حضور برخی از بزرگان و اساتید هیچگاه در حد این دوبله رایجی که همه با آن آشنا هستیم قرار نمیگیرد )
تقریبا بسیاری از دیالوگهای گفته شده در دوبله این انیمیشن ماندگارند ولی با اجازه دوستان به برخی از آنها در نوشته این نوبت اشاره میکنم :
1) در حالیکه پدر تاک به شدت و با حرارت مشغول به مجادله لفظی با داروغه ناتینگهام است او با جمله بس کوتاه و زیبا جواب آن همه های و هوی کشیش را می دهد : بس کن پدر ! امروز که یکشنبه نیست ...!
2) در کالسکه و در خلوت عالیجناب پرنس جان و سر هیس :
هیس ! اگه یکبار دیگه در گوشم بکنی هیس هیس ! از اینجا تا ناتینگهام باید پیاده بری !
و پاسخ گله مندانه سر هیس : مارها و افعی ها راه نمیرن ! میخزن !
3) فصل زیبایی که جان کوچولو با ((پی جی )) نامیدن پرنس جان او رو بسیار احساساتی میکنه :
(( سرورم ... بزرگ دلاوران میزگرد ! درود بی پایان بر شما پی جی ! ))
و حسابی سر کیف اومدن پرنس جان از کشف اینکه اسمش و مقامش با حروف ((پی )) و ((جی))
شروع میشه و فریاد میکنه با لذت که (( اوه ! پی جی : مخفف پرنس جان ! بگید رو چمدونهام بنویسن پی جی !))
4) گفتگوی انتقادآمیز آمیخته به رفاقت داروغه ناتینگهام و سر هیس در هنگامیکه داروغه سرخوشانه با مالیات های جمع اوری کرده پیش هیس میاد و میخونه :
(( وقتی عصبانی میشه ... انگشتشرو میمیکه ! داد میزنه : نمیشه ! نمیشه !
هیچ حیوونی به این بدی نمیشه !))
و هیس قلم پری رو که داره با اون مینویسه به کناری میگذاره و سینه رو با سرفه ای صاف میکنه و میگه : اجازه بدین بقیش رو من برای پی چی بخونم و با چشمانی بسته و با تمرکز مشغول به خوندن میشه :
(( وقتی عصبانی میشه ... انگشتشرو میمیکه ! داد میزنه : نمیشه ! نمیشه !
هیچ حیوونی به این بدی نمیشه !)) و باز کردن چشم ها و مواجه شدن با چهره سخت عصبانی پرنس جان که پشت داروغه ایستاده و داروغه متوجه نشده ... هیس با نا امیدی سعی بر جبران و بهبود وضعیت میکنه : (( پرنس جان شجاع و بخشنده است ... ))
و داروغه که مخالفت میکنه و میگه : (( نه اون اصلا این طور که تو میگی نیست ... اون یک بچه ننه است ... )) و عکس العمل شدید پرنس جان که فقط به 2 و بعد 3 برابر شدن مالیات ها منجر میشه ...
5) فصل بسیار خاطره انگیزی که داروغه با 2 لاشخور همدستش یعنی ((ناتسی )) کودن و (( ترینگل)) بدبین دارن بنا به نقشه پرنس جان ، چوبه دار رو برای به دار زدن پدر تاک آماده میکنن !
و رابین هود در قامت روباه پیر و کور فقیر با اونها گفت و گویی فراموش نشدنی داره که منجر به کسب اطلاعات توسط رابین هود در مقابل احساس کیف بسیارداروغه میشه ! ( ببخشین ! اما معادل تصویری واقعی حالت خرکیف شدن به راستی برازنده داروغه در این لحظاته !)
رابین هود عصازنان و در لباس مبدل : (( گوشام صدای گوشنواز جناب داروغه رو میشنوه ؟!))
داروغه آشکارا خوشحال از شنیدن این جمله پیرمرد : (( درست شنیدی پیرمرد ! ))
رابین هود : (( میتونم بپرسم اینجا چکار دارین میکنین ؟))
ناتسی کودن و حراف که علاقه عجیبی به پیش دستی کردن در حرف زدن داره : (( داریم چوبه دار رو برای دار زدن پدر تاک اماده میکنیم !))
رابین هود تکرار میکنه : (( چوبه دار رو برای دار زدن پدر تاک ...)) و ناگهان اجساساتی میشه و نزدیکه که عینک تیره رو از صورتش برداره و خودش رو لو بده اما به زحمت خودش رو کنترل میکنه :
(( یعنی میخواهید پدر تاک رو اعدام کنین ؟))
و بازهم ناتسی سرخوشانه : (( حالا صبر کن ! شاید 2 تا اعدام داشته باشیم !))
ترینگل بدبین سر او فریاد میکشه : (( ناتسی اون دهن گشادت رو ببند !))
و رابین هود درحالیکه با خودش نجوا میکنه (( 2 تا اعدام ! یعنی نفر دوم کیه ؟ )) و معلومه که داره حدس هایی هم میزنه خطاب به داروغه میگه : (( فکر نمیکنین که اگه این یارو رابینهود اگه خبر اعدام پدر تاک رو بشنوه ایجاد مزاحمت کنه و بیاد که ازادش بکنه ؟))
و باز هم ناتسی : (( درست اونوقته که جناب داروغه آمادست و دستگیرش میکنه ))
ترینگل بازهم فریادی سر ناتسی میکشه و خطاب به داروغه : (( قربان این کوره یک کمی مشکوکه ها ! )) و چهره داروغه برای لحظه ای به خاطر هشدار ترینگل در هم میره ...
رابین هود میگه (( درسته ! جناب داروغه اونقدر مکار و باهوش و زرنگتر از رابین هوده که ...))
( چهره داروغه در این لحظه واقعا دیدنیست و این قسمت از انیمیشن به نظر من از نقاط عطف کل کاره ! و کاملا روانشناسانه چهره یک فرد احمق خودخواه نیازمند به ستایش که در راس کاری هست رو به نمایش میگذاره !)
داروغه با احساس رضایتمندی کامل : (( راست میگی پیرمرد ! )) و خطاب به 2 لاشخور ملازمش :
(( درسته که کوره ! اما خوب میتونه تشخیص بده که کی زرنگتره !))
رابین هود عصازنان دورمیشه و ترینگل بدبین دوباره هشدار میده : (( قربان این کوره به نظرم خیلی مشکوکه ها !)) و داروغه هنوز غرق در لذت ناشی از شنیدن چاپلوسی که نمیخواد به این زودی ها از این احساس خوشایندش خارج بشه :
(( بس کن بابا ترینگل ! اون فقط یه پیرمرد کور و بی آزاره که داره گدایی میکنه !))
و بسیاری دیگر از لحظات و دیالوگهای رد و بدل شده در این انیمیشن

Heliya
23rd December 2011, 09:57 PM
[Only registered and activated users can see links]


ووقتی بعد از مدت ها بر می گردی خونه همه چیز مثل سابق مونده، همون شکل، همون بو، همون حس. اونوقت می فهمی تنها چیزی که عوض شده خودت هستی.

" مورد عجیب برای بنجامین باتن "
کارگردان : دیوید فینچر
محصول : 2008

Jasi
27th December 2011, 02:36 PM
[Only registered and activated users can see links]

هر کاری تو زندگیت انجام بدی
ناچیزه . . .
ولی خیلی مهمه که انجامش بدی
چون غیره تو کسی انجامش نداده
مثل وقتی که یکی پا تو زندگیت میذاره , و نیمی از تو بهت میگه آمادگیشو ندارم
و نیمه ی دیگ ات میگه . یه کاربکن تا ابد مال خودت باشه

- من را به خاطر بسپار -

Jasi
27th December 2011, 02:37 PM
[Only registered and activated users can see links]
تا حالا هیچ زنی رو ندیدم که بدون تعریف فکر کنه خوشگله!

- A Streetcar Named Desire -

Jasi
27th December 2011, 02:37 PM
[Only registered and activated users can see links]
پدر: چرا اینجا چمن لخته؟
پسر : چونکه زیر درخته خوب رشد نمی کنه؟
پدر : توی حیاط همسایمون که خوب رشد می کنه؟
پسر: اونا باغبون دارن؟
پدر :نه ، اونا پول دارند...

- درخت زندگی -

Jasi
27th December 2011, 02:37 PM
([Only registered and activated users can see links])[Only registered and activated users can see links]


منو بغل کن ، هروقت دوست داشتی بیا...ماهی یکبار ، سالی یکبار ، اما بغلم کن

- حرکت نکن-

Jasi
27th December 2011, 02:37 PM
[Only registered and activated users can see links]
تو قبل از اینکه مردی در خونه ت رو بزنه، در و روش می بندی ...

- تابستان گرم و طولانی -

Jasi
27th December 2011, 02:38 PM
([Only registered and activated users can see links])[Only registered and activated users can see links]


آنچه که حدی ندارد خریت است

-دایی جان ناپلئون -

Jasi
27th December 2011, 02:38 PM
[Only registered and activated users can see links]

چه کار کردی برام؟ ...
مرد: بی چشم و رویی...خیلی کارا برات کردم.
زن: برا من؟ تو که هرکاری دلت می خواست می کردی ، من مهم نبودم.
مرد: عاشقت بودم احمق! شعور نداشتی بفهمی...تو منو جا گذاشتی...

- خون بازی -

Jasi
27th December 2011, 02:38 PM
([Only registered and activated users can see links])[Only registered and activated users can see links]


دایی جان : از هر چی بترسی برات بزرگ میشه!

- یه حبه قند -

Jasi
27th December 2011, 02:38 PM
([Only registered and activated users can see links])[Only registered and activated users can see links]


رضا : ميدوني چند وقته پدر منو در آوردي ؟ هي دوا، دكتر، آزمايش ... من اصلا بچه نمي خوام ،
تو رو هم همينجوري نميخوام ، توي قبليت كجا رفته ؟

- لیلا -

Jasi
27th December 2011, 02:38 PM
[Only registered and activated users can see links]

به چيزي كه دل نداره دل نبند

- مرسدس -

moh3n
30th December 2011, 01:34 PM
[Only registered and activated users can see links]



زندگی مثل یک بسته شکلات می مونه،که نمی دونی کدومش را انتخاب کنی.
فارست گامپ ( رابرت زمه کیس)

+ممکنه من یه احمق باشم، اما بی شعور نیستم.
این دیالگشم خیلی دوست دارم

moh3n
30th December 2011, 01:42 PM
[Only registered and activated users can see links]

ایرج (بهرام رادان) به شکوه (لیلا حاتمی):
همین جوری پولای من بدبختو نفله کردی‌ها... کلاس کنکور برم ماما بشم، پیش دکتر کرمانی برم لاغر می‌کنه، لاغر کنم سکه می‌ده به آدم، بریم دیزین با بچه‌ها، دلم می‌خواد سایت داشته باشم، قبض تلفن می‌اومد قد یه کباب سلطانی، بریم با بچه‌های وبلاگ نویس آران بیدگل، بریم اردهال سر خاک سهراب سپهری، مث بچه فنچ شونزده هفده ساله، زن گنده پا شدی رفتی قمصر کاشون جشن گلاب گیرون. اصلا می‌خوام بدونم الان تو این بدبختی و بی پولی، این آقای سهراب سپهری میاد ده شاهی بذاره کف دست ما؟!:دی


بی پولی
"حمید نعمت الله"

moh3n
1st January 2012, 02:57 PM
[Only registered and activated users can see links] 6%DA%AF%D8%AA%D9%861.jpg


فکر و ذکرمان شده کسب آبرو،چه آبرویی

مملکت رو تعطیل کنید دارالایتام دایر کنید ، درست تره!
مردم نان شب ندارند ، قحطی است ، مرض بیداد می کند ، نفوس حق النَفَس می دهند. باران رحمت از دولتی سر قبله عالم است؛ سیل و زلزله از معصیت مردم! میرغضب بیشتر داریم تا سلمانی؛ سربریدن از ختنه سهل تر !
ریخت مردم از آدمیزاد برگشته. سالک بر پیشانی همه مهر نکبت زده. چشم ها خمار از تراخم است، چهره ها تکیده از تریاک.
ملیجک در گلدان نقره می شاشد! چه انتظاری از این دودمان با آن سرسلسله ی اخته؟!
خلق خدا به چه روزی افتاده اند از تدبیر ما! دلال، فاحشه، لوطی، یله، قاب باز، کف زن، رمال، معرکه گیر،... گدایی که خودش شغلی است! ...

عزت اله انتظامی در فیلم حاجی واشنگتن

moh3n
1st January 2012, 03:15 PM
[Only registered and activated users can see links] ([Only registered and activated users can see links])

من همیشه یه برندم، حتی اگه این دستم ببازم!
"پل نیومن-بیلیارد باز"

moh3n
1st January 2012, 03:15 PM
[Only registered and activated users can see links] ([Only registered and activated users can see links])

چطور قيمت شاهد برا طلاق گرون تر از عروسيه؟
آخه آزادي بيشتر مي ارزه

- هميشه پاي يك زن در ميان است –

moh3n
1st January 2012, 03:45 PM
یه دیالوگ واسه عشقه توایلایتیا:دی

[Only registered and activated users can see links]

بلا:چند سالته؟

ادوارد:هفده

بلا:چند وقته که 17 سالته؟

ادوارد:يه مدتيه

من ميدونم تو چي هستي

بگو

بلند بگو


.بگو

خون آشام

Heliya
1st January 2012, 03:53 PM
فروشنده:می تونم بپرسم دنبال چی می گردین؟


فرید:اوهوم،حلقه.

فروشنده:می خواین چه جوری باشه؟

فرید:سبز باشه،فقط سبز.

(سریال خانه سبز،نویسندگان:مسعود رسام و بیژن بیرنگ،کارگردانان:مسعود رسام و بیژن بیرنگ)

هستی
12th January 2012, 03:45 PM
-توی این سال ها چیکار می کردی؟
-آهنگ می ساختم
-حتی زمان جنگ؟
-حتی وقتی کسی نمی رقصید.

افسانه 1900
کارگردان : جوزپه تورناتوره
محصول 1998

[Only registered and activated users can see links]

هستی
12th January 2012, 03:46 PM
هر آدمی برای رسیدن به بهشت باید از جهنم عبور کنه

capefear
کارگردان : مارتین اسکورسیزی
محصول 1991

[Only registered and activated users can see links]

هستی
12th January 2012, 03:47 PM
و سرانجام عشق بر رستگاری پیروز شد ..

" کازابلانکا "
کارگردان : مایکل کورتیز
محصول : 1942

[Only registered and activated users can see links]

هستی
12th January 2012, 03:53 PM
- اینا ردّ چیه؟
- من خودمو می سوزونم
- خودتو می سوزونی؟ چرا؟
- تمرین برای جهنم!

stay
کارگردان : مارک فارستر
محصول : 2005



[Only registered and activated users can see links]

Heliya
12th January 2012, 03:55 PM
توی این سال ها چیکار می کردی؟
-آهنگ می ساختم
-حتی زمان جنگ؟
-حتی وقتی کسی نمی رقصید.

فک کنم اینو تو یکی از فیلمای ایرانی هم داشتیم!
ولی یادم نمیاد کدوم فیلم بود!:015:

=================

You can't live your life for other people.

You've got to do what's right for you,

even if it hurts some people you love.

The Notebook

تو نمی تونی زندگیت رو برای دیگران زندگی کنی
اون چیزی رو به نفعته انجام بده
حتی اگه به ضرر دیگران باشه

نوت بوک

هستی
12th January 2012, 03:55 PM
بزرگترین آرزوی من اینه که جاودانه بشم و بعد بمیرم

" از نفس افتاده "
ژان لوک گدار
محصول : 1960

[Only registered and activated users can see links]

هستی
12th January 2012, 10:11 PM
اگه یه روز تو خیابون از کنار یه گنجشک رد شدی و نپرید ، فکر نکن که ازت نترسیده، بدون که اون هم آدم حسابت نکرده !

" کیفر "
کارگردان : حسن فتحی
محصول 1389

[Only registered and activated users can see links]

هستی
12th January 2012, 10:14 PM
وقتی بعد از مدت ها بر می گردی خونه همه چیز مثل سابق مونده، همون شکل، همون بو، همون حس. اونوقت می فهمی تنها چیزی که عوض شده خودت هستی.

" مورد عجیب برای بنجامین باتن "
کارگردان : دیوید فینچر
محصول : 2008

[Only registered and activated users can see links]

هستی
12th January 2012, 10:18 PM
وقتی یه رابطه ای داره تموم می شه کسی که کمتر عاشقه بهتر حرف می زنه !

سریال " تا صبح "

[Only registered and activated users can see links]

هستی
15th January 2012, 12:13 AM
اسم " تو " رو گذاشتیم پرستو ، "من " در به در شدم !

" زندگی با چشمان بسته "
کارگردان : رسول صدرعاملی
محصول : 1390

[Only registered and activated users can see links]

هستی
15th January 2012, 12:14 AM
حرفای خوب همیشه مال آدمای خوب نیست

" شب های روشن "
کارگردان : فرزاد موتمن
محصول : 1381

[Only registered and activated users can see links]

هستی
15th January 2012, 12:15 AM
مرگ ، زندگی رو به پایان می رسونه نه یک رابطه رو.

" سه شنبه ها با موری "
کارگردان : مایک جکسون
محصول : 1999

[Only registered and activated users can see links]

Maryam j0on
15th January 2012, 05:54 PM
ببیــن / دلخــــوری ، باش / عصـــبانــی هستـــی ، باش / قهـــری ، باش / هــر چــی می خــوای باشــی ، باش / ولــی حــق نــداری با من حــرف نزنــی / فــَــمیدی ؟

خســـرو شکیبایـــی / خانـــه ی سبـــز

Maryam j0on
15th January 2012, 05:56 PM
معادل فارسی کلمات زیر را بنویسید؛ ماکت.
- نمونک.
- گارانتی.
- تضمین، ضمانت.
- اینکه عربیه. معادل فارسی.
- خانوممون گفته...
- دیگه این جمله رو به من نگیا! چیزی که غلطه,غلطه. هرکی می خواد بگه,هرجام می خوان نوشته باشن. برای گارانتی هم بنویس ... (پشتوانه)
- چیز دیگه بنویسم خانوممون نمره کم میکنه ازم.
- عیب نداره بابا,بذار کم کنه.


جدایی نادر از سیمین / اصغر فرهادی

Heliya
15th January 2012, 08:11 PM
[Only registered and activated users can see links]


این تاپیک مخصوص سکانسهای برتر سینما هم هست!

یادمه دو سال پیش فیلم "روشنایی های شهر " اثر "چارلی چاپلین" رو دیدم! این سکانس اخری که دخترنابیناهه بیناییشو به دست میاره (با عمل جراحی چشم که چارلی چولش رو داده بود.) و وقتی دستای چارلی رو موقع دادن پول بهش به عنوان یک گدا میده! و می فهمه اونی که پول جراحیشو داده یه نجیب زاده پولدار نبوده که چارلی بوده!خیلی قشنگه!:040:

moh3n
18th January 2012, 12:43 PM
[Only registered and activated users can see links]



سامان :
من همون بچه ی 14 ساله ی مامانم بودم
خوب باحال بود اولش
سوار هواپیما میشی
17 ، 18 ساعت اون بالاها پرواز میکنی
از رو دریا ها رد میشی
از رو اقیانوش
میرسی به یه شهر بزرگ نورانی ... عین قصه ها
شهری که اصلا مثل شهر خودت نیست
از هواپیما که میای بیرون رنگ و نور میخوره تو صورتت
انگار تازه اکس ترکوندی
اما یکی دو هفته که اکسه پرید
تازه همه چی میاد دستت
اینا کین ؟ اینجا کجاست ؟ اصلا چی دارن میگن ؟ چی میخوان ازت ؟ ...... زبونشونم که نمیفهمی
مدرستو ول کردی
همکلاسیات
دوستات
بچه محلات
خانواده ..................................... که چی ؟

moh3n
18th January 2012, 01:15 PM
اندی ( تیم رابینز ) : میدونی مکزیکی ها درباره اقیانوس آرام چی میگن ؟

رد :نه

اندی :اونا میگن اقیانوس آرام خاطره نداره این همون جایی که من می خواهم بقیه عمرم رو اونجا زندگی کنم! یک جایه گرم بدون هیچ خاطره ای !

فیلم رستگاری در شاوشنگ


[Only registered and activated users can see links]

moh3n
18th January 2012, 01:18 PM
ملمن: هان؟؟ شما اینجا دکتر ندارین؟!؟
استفان: نه نداریم.
ملمن: پس اگه مریض بشین چی کار میکنین؟
استفان: یه سوراخ اون پشت هست…
ملمن: خب؟؟
استفان: میریم اونجا و میمیریم!!

(Madagascar – Escape 2 Africa)


[Only registered and activated users can see links]@@._ V1._SY317_.jpg

moh3n
24th January 2012, 07:11 PM
[Only registered and activated users can see links]


آیدا : ببین من یه سیستمی دارم تو زندگیم به اسم راه پیمایی‌های طولانی مدت. بعد توی این راه پیمایی‌های طولانی مدت من همینجوری شروع میکنم، راه میرم، راه میرم، اصلا حرکتمو قطع نمی‌کنم، ماشینا بوق می‌زنن مردم بهم متلک می‌گن ماشین میاد از روم رد می‌شه، برف میاد بارون میاد، ولی من همچنان به راه رفتن ادامه میدم.
الانم اگه سوار شدم به خاطر این بود که خیلی خیس شده بودم. حوصلهٔ راه رفتن دیگه نداشتم، خسته شده بودم. بعد به خاطر اینم هیچی نمیشنوم ُ برای این که تو گوشم موسیقیه.
بعد، تمام مدت دارم موسیقی گوش می‌دم. تو چی تو موسیقی گوش می‌دی؟ اون وقت چی گوش می‌دی؟ چون می‌دونی من آدما رو از رو موزیکی که گوش می‌دن طبقه‌بندی می‌کنم . یعنی این که واسم مهمه بدونم کسی بلوز گوش بده، یا جز گوش بده یا موسیقی آلترناتیو گوش بده، یا مثل من فکرش باز باشه، اول باخ گوش بده، بعد موسیقی آلترناتیو گوش بده، بعد همه رو پشت سر هم گوش بده و دچار هیچ مشکلی هم نشه.
بعد حالا چی گوش می‌دی؟
منصور : من داریوش گوش می‌دم .

آیدا : ... نکته‌شو گرفتم!
--
"نفس عمیق" (پرویز شهبازی)

هستی
6th February 2012, 12:13 PM
جری: دوستت دارم.. تو.. تو منو کامل می کنی.. و. من فقط..
دوروتی: خفه شو.. فقط خفه شو...تو با همون سلام اول عاشقم کردی.. با همون "سلام" اول ...

کارگردان : کامرون کرو
محصول :1996

[Only registered and activated users can see links]

هستی
6th February 2012, 12:14 PM
افلاطون معتقد است که ما به راحتی می توانیم کودکی را که از تاریکی می ترسد ، ببخشیم ولی تراژدی واقعی زندگی آنجاست که انسان ها از روشنایی بترسند.

" ذهن های جنایتکار "
محصول 2005

[Only registered and activated users can see links]

هستی
6th February 2012, 12:14 PM
- این گل‌ها چیه لای کتابت؟
- گذاشتم یه وقتایی منو یادِ بهار بندازن.

" شک "
کارگردان : جان پاتریک شانلی
محصول 2008


[Only registered and activated users can see links]

هستی
6th February 2012, 12:23 PM
می دونی بدتر از عشق نافرجام چیه؟فرجام بدون عشق!

"برف روی شیروانی داغ"

[Only registered and activated users can see links]

هستی
6th February 2012, 12:25 PM
بازنده ها کسایی هستند که از باختن خیلی می ترسن، اونقدر که حتی امتحانم نمی کنن...

"دوشیزه سان شاین"


[Only registered and activated users can see links]

gt user1
6th February 2012, 01:18 PM
[Only registered and activated users can see links]

چند تا دیالوگ از سریال دکستر:

1. I've lived in darkness a long time. Over the years my eyes adjusted, until the dark

became my world and I could see.

2.monsters don't get happy endings.

3.People fake a lot of human interactions, but I feel like I fake them all, and I fake them

very well. That's my burden, I guess.

moh3n
6th February 2012, 09:50 PM
-خانم برومند!!
+بفرمایید!
-سلام علیکم
+سلام
-خدمت خواهر خودم عارضم که عرض داشتم اگه اجازه بدین...
+اگه شناسنامتو برعکس دکمه یقه بالات باز میکردی و نام خانوادگیش رو خوب میدیدی، میفهمیدی که اینجانب هیچ گونه نسبتی با جناب عالی ندارم و این داستان خواهر خیلی وقته از مد افتاده برادر!!

سیزده 59
"سلمان سالور"

[Only registered and activated users can see links]