این سایت در ستاد ساماندهی ثبت شده و تابع قوانین جمهوری اسلامی میباشد

۱۰ عادت اشتباهی که رابطه عاطفی را با شکست مواجه می کنند

۸ تیر ۱۳۹۸
1,886 views
بدون نظر

هیچ رابطه عاطفی کامل و بی عیب و نقصی وجود ندارد. همه ی ما ممکن است گاهی مرتکب اشتباهاتی شویم که به زعم خودمان ایرادی ندارند اما در حقیقت صدمه ی زیادی به رابطه عاطفی ما بزنند. متأسفانه، بعضی از عادت های ما می توانند شریک عاطفی ما را آزار دهند یا حتی او را مجبور به ترک رابطه کنند. در ادامه با این عادت های اشتباه آشنا خواهیم شد.

۱- دائماً خودتان را نقد می کنید

عادت های اشتباه در رابطه عاطفی

بعضی از ما دائماً از خودمان انتقاد می کنیم، بدون اینکه حتی فکر کنیم عیب و نقص های ما فقط به چشم خودمان می آیند نه دیگران. ممکن است شریک عاطفی تان اصلاً متوجه آن ها نشود یا به اندازه ی شما برایش مهم نباشد. اگر دائماً درباره ی نقص هایتان صحبت کنید، ممکن است دست آخر شریک عاطفی تان را هم به همین نتیجه برسانید و او هم مثل شما عیب و نقص هایتان را ببیند.

۲- دائماً همه چیز و همه کس را قضاوت می کنید

وقتی یکی از طرفین رابطه عاطفی دائماً شاکی باشد، دیر یا زود این مسأله مسیر رابطه را تغییر خواهد داد. درست است که می توانیم در هر چیزی هم نکته ی منفی پیدا کنیم و هم نکته ی مثبت، اما گوش دادن به غرولندهای دائمی یک نفر می تواند واقعاً آزار دهنده باشد.

۳- می خواهید کامل و نمونه باشید

تلاش برای تبدیل شدن به یک شریک عاطفی بی عیب و نقص، تله ای است که اگر گرفتارش شوید دیگر رهایی از آن ممکن نیست، چون دیر یا زود، هم شما و هم شریک عاطفی تان از این شرایط خسته خواهید شد. وقتی دائماً سعی کنید چهره ی خوبی از خودتان نشان دهید، خشم و غم در درون تان انباشته می شود و این مسأله شرایط غیر قابل پیشی بینی ای را به بار می آورد. به خاطر داشته باشید کسانی که برای خودشان کافی هستند و نیازی به دیگران احساس نمی کنند، هرگز ترسی از ابراز احساسات منفی شان ندارند.

۴- جز نظر خودتان به حرف کس دیگری را قبول ندارید

معمولاً کسانی که مدت زیادی را مجرد یا خارج از رابطه عاطفی هستند، این عادت را دارند. چون آن ها به حضور کس دیگری که نظر خودش را در مورد رابطه عاطفی، کارهای خانه و در مجموع، زندگی، داشته باشد، عادت ندارند. برای اینکه توازن رابطه ی خود را حفظ کنید، هم شما و هم شریک عاطفی تان باید به حرف های همدیگر گوش دهید و حد وسط نظرات خود و شریک عاطفی تان را پیدا کنید.

۵- دائماً فکر می کنید شریک عاطفی تان به شما دروغ می گوید و کلک می زند

شک بیش از اندازه می تواند شریک عاطفی شما را خسته و عصبانی کند چون باعث می شود فکر کند که شما به او اعتماد ندارید. اگر اعتمادی در کار نباشد، شریک عاطفی تان این احساس را پیدا می کند که دائماً تحت نظر است. اگر یک نفر دائماً شما را به فریبکاری متهم کند زندگی واقعاً سخت می شود.

۶- بیشتر از توان تان خرج می کنید

ناکارآمدی در مدیریت پول، چه به شکل ولخرجی باشد، چه به شکل حرص زدن بیش از اندازه، در هر رابطه ای احتمالاً دیر یا زود باعث بحث و جدل می شود. در یک رابطه عاطفی، دو طرف حتماً باید از ابتدا در مورد مدیریت مسائل مالی با یکدیگر به توافق برسند و طبق توافق خود عمل کنند.

۷- دائماً همه چیز را کنترل می کنید

فرقی نمی کند چقدر سعی کنید، شما نمی توانید همه چیز را کنترل کنید. زندگی ما غیر قابل پیش بینی است و همین ویژگی است که آن را جذاب کرده. تلاش های دائمی شما برای کنترل شریک عاطفی تان نشان می دهد که شما را به زندگی، اطرافیان یا خودتان اعتماد ندارید.

۸- دائماً شریک عاطفی تان را با دیگران مقایسه می کنید

این عادت نشان دهنده ی عدم اعتماد به نفس در یک شخص است، در حقیقت او همیشه منتظر است تا موقعیتی پیش بیاید که بگوید هر چه که مربوط به او می شود بهتر است. دیر یا زود، شریک عاطفی تان از این رفتار خسته خواهد شد. به جای اینکه او را با دیگران مقایسه کنید، بهتر است توجه تان را به زندگی خودتان معطوف کنید و دست از ارزیابی کردن دیگران بکشید.

۹- حرف تان را به جای آنکه مستقیم بزنید، با ایما و اشاره می گویید

اگر رابطه ی شما بر پایه ی ایما و اشاره باشد، این به آن معنی است که شما یا شریک عاطفی تان نمی توانید افکار و خواسته هایتان را با صراحت بیان کنید. چون وقتی حرف هایتان را مستقیماً بزنید، باید مسئولیت آن را تمام و کمال به عهده بگیرید. اگر این عادت را دارید، از شریک عاطفی تان انتظار نداشته باشید چیزی که مدنظر شما است را متوجه شود.

۱۰- دائماً اشتباهات گذشته را یادآوری می کنید

اگر دائماً در حال شمردن و به خاطر سپردن تک تک اشتباهاتی باشید که در حین رابطه رخ می دهد، این کار جز بحث و جدل های جدید، نتیجه ی دیگری نخواهد داشت. مشکلات باید همان زمان حل شوند، نه اینکه تا سال ها سربسته بمانند و حرفی از آن زده نشود.

نوشته ۱۰ عادت اشتباهی که رابطه عاطفی را با شکست مواجه می کنند اولین بار در روزیاتو پدیدار شد.

نگاهی به مجسمه‌های چوبی بی‌نظیری که زندان روحی انسان را نشان می‌دهند

۸ تیر ۱۳۹۸
669 views
بدون نظر

یک هنرمند تایوانی به نام «تونگ مینگ-چین» شاهکارهای چوبی خود را با الهام از احساسات درونی انسان و افکاری که در ناخودآگاه در جریان هستند می‌سازد.

او با ظرافت بی‌نظیری، مجسمه‌هایی خلق کرده که زندان روحی انسان را نمایش می‌دهد؛ آنچه نوع‌بشر از آغاز خلقت با آن درگیر بوده و تا انتهای جهان نیز همچنان محبوس جدال‌های درونی خود خواهد بود.

موضوع تمامی مجسمه‌های چوبی این هنرمند مسایل روانشناسی هستند. در سال ۲۰۱۳ میلادی او مجسمه «نفس» را ساخت که استعاره‌ای است بر «دگردیسی از کالبد به روح تحت تاثیر بینش و آگاهی». این مجسمه که جان هم می‌توان آن را تعبیر کرد درون یک جعبه ساخته شده که همچون بدنی مچاله‌شده سر به تو دارد. در گوشه‌ای از جعبه، یک دست رو به بالا بیرون آمده تا ذهن بیننده را درگیر کند و هر کسی برداشت خود از اثر را داشته باشد.

مینگ-چین از jade cong و jade bi که در فرهنگ سنتی چین نماد زمین و آسمان هستند برای ساخت برخی از مجسمه‌های خود استفاده می‌کند.

زمان می‌گذرد و مردم تغییر می‌کنند اما برخی حقایق و زیبایی‌ها برای همیشه پایدار خواهند بود.

«تونگ مینگ-چین» در شهر چانگوآ در کشور تایوان متولد شده است و دارای مدرک BFA  و MFA از دانشگاه ملی هنر در تایپه است.

در زیر نگاهی داریم به برخی از شاهکارهای این هنرمند که واقعا طراحی‌های بی‌نظیری دارند. با روزیاتو همراه باشید.

هیاهوی درونی

مجسمه چوبی «هیاهوی درونی» نشان‌دهنده فردی است که سعی دارد با کشیدن خود بر جاذبه‌ی زمین غلبه کند. فضاهای کنده‌کاری شده روی سطح چوب و ساخت برجستگی‌های صورت و انگشتان دست، حس خاصی به بیننده منتقل می‌کنند. از آنجا که همه انسان‌ها یک زندان درونی دارند، با دیدن این مجسمه این حس تداعی می‌شود که تفکرات درونی تا چه اندازه می‌توانند غمگین و ناراحت‌کننده باشند و آدمی همیشه در کشاکش درونی برای فرار از آنهاست.

تولد قهرمانی جدید

مجسمه‌های چوبی بی‌نظیر

«تولد قهرمانی جدید» استعاره‌ای است از روح انسان و تصورات و خیال‌های او. این اثر را نمی‌توان به راحتی در یک گروه از اشکال ذهنی همچون احساسی، شاعرانه، مفهومی و غیربصری دسته‌بندی کرد.

مجسمه‌های چوبی بی‌نظیر

این اثر به نوعی یک خیال است که آگاهی و کشف دنیای ناخودآگاه را منتشر می‌کند.

نفس

مجسمه‌های چوبی بی‌نظیر

این مجسمه چوبی، دگردیسی از کالبد جسمانی به فضای درونی روح را به تصویر کشیده است.

مجسمه‌های چوبی بی‌نظیر

نفس، به طور مبهمی شمایل شکل روحی انسان و بخش درونی او را تداعی می‌کند.

مجسمه‌های چوبی بی‌نظیر

دست و پاهای بیرون آمده از قاب در این طراحی قابل تامل هستند.

دسته‌ای از سرها

مجسمه‌های چوبی بی‌نظیر

این مجسمه نیز نمادی از روح محبوس در جسم است که نشان می‌دهد انسان مجموعه‌ای است از تفکرات و باورها که همگی در نهاد او جای خوش کرده‌اند.

تنهایِ جدید

مجسمه‌های چوبی بی‌نظیر

این شاهکار چوبی یک انسان مچاله شده را به تصویر کشیده که ظرافت هنری آن غیر قابل چشم‌پوشی است. در این اثر شما چهره‌های مختلفی را می‌توانید ببینید که معلوم نیست آنها یکدیگر را در آغوش کشیده‌اند یا در حال پس زدن همدیگر هستند.

مجسمه‌های چوبی بی‌نظیر

هر کسی به ظن خود می‌تواند راز این گلوله‌ی چوبی را درک کند؛ برداشت هر فرد در واقع مفهوم اصلی این مجسمه است.

خودنگاره

مجسمه‌های چوبی بی‌نظیر

چهره‌نگاری از خود بهترین روش برای نمایش خویشتنِ درونی فرد است.

مجسمه‌های چوبی بی‌نظیر

بیننده اثر می‌تواند با توجه به فرم صورت و حالت دست‌های مجسمه برداشت شخصی خود از دنیای درونی را داشته باشد.

مجسمه‌های چوبی بی‌نظیر

سلفی

تغییر در دل جنگل

مجسمه‌های چوبی بی‌نظیر

جنگل نماد اجتماع است. در این مجسمه مشاهده می‌کنیم که در کنار هم آمدن قطعات مختلف، تکمیل کننده آنهاست. ما می‌توانیم با نگاه کردن به نمای بیرونی این قطعات، دنیای درونی آن را متصور شویم.

نوشته نگاهی به مجسمه‌های چوبی بی‌نظیری که زندان روحی انسان را نشان می‌دهند اولین بار در روزیاتو پدیدار شد.

در روزهای گرم تابستان هرگز آب سرد نخورید!

۸ تیر ۱۳۹۸
657 views
بدون نظر

شکی نیست که در روزهای گرم و طاقت فرسای تابستان، چیزی لذت بخش تر از خوردن یک لیوان آب سرد نیست. اما آیا این یک لیوان آب سرد حیات بخش در طولانی مدت برای ما ضرر دارد یا نفع؟ قرن ها است که این مسأله مورد بحث بوده است و حالا علم به پاسخ هایی برای این موضوع رسیده است. شواهد قانع کننده ای وجود دارد که خوردن آب سرد برای سلامتی ضرر دارد. در اینجا به ۹ دلیلی می پردازیم که نشان می دهد باید از خوردن آب سرد پرهیز کنید.

۱- دچار افزایش وزن می شوید

مضرات خوردن آب سرد

شاید شنیده باشید که خوردن آب یخ سوخت و ساز بدن را افزایش می دهد و به این ترتیب به کم کردن وزن کمک می کند. این مسأله نه کاملا درست و نه کاملا اشتباه است.

آب کالری ندارد بنابراین با خوردن آن وزن اضافه نمی کنید، اما اگر همیشه آب یخ بخورید این مسأله باعث می شود که کم شدن وزن تان بیشتر طول بکشد. آب یخ دمای بدن و در نتیجه توانایی آن برای هضم مواد غذایی را تحت تأثیر قرار می دهد. وقتی بدن تان برای تجزیه ی چربی ها دچار مشکل شود، نمی توانید به قدری که انتظار دارید وزن کم کنید.

۲- بدن تان کم آب باقی می ماند

حتما تجربه ی این حالت را داشته اید که در روزهای گرم تابستان هر چقدر آب یخ می خورید باز هم احساس تشنگی می کنید. طبق تحقیقات، خوردن آب یخ باعث منقبض شدن عروق خونی بدن می شود. از طرفی کم آب شدن بدن باعث کاهش گردش خون و اکسیژن در بدن می شود، بنابراین آب یخ شرایط را بدتر می کند.

۳- انرژی بدن را پایین می آورد

احساس خوشایند بعد از خوردن آب یخ تنها چند دقیقه دوام می آورد و بعد از آن رفته رفته احساس خستگی می کنید. این اتفاق به دلیل آن می افتد که بعد از خوردن آب یخ، بدن انرژی بیشتری را صرف گرم کردن آب یخ و رساندن دمای آن به میزان مناسب می کند.

بنابراین به جای آب یخ، آب ولرم بخورید، به ویژه زمانی که ورزش می کنید. با این کار به مدت طولانی تری آب و انرژی بدن حفظ خواهد شد.

۴- فرآیند گوارش را مختل می کند

همان طور که پیش تر ذکر شد، خوردن آب یخ اثری منفی بر فرآیند گوارش دارد. اگر تابستان ها دچار معده درد، شکم درد یا حالت تهوع می شوید، ممکن است علت آن خوردن آب یخ باشد.

آب یخ باعث سفت شدن مواد غذایی می شود و کمک مؤثری به تجزیه ی چربی ها نمی کند. در نتیجه ممکن است بیشتر دچار یبوست یا نفخ شوید. بنابراین بعد از خوردن غذا هرگز آب یخ نخورید.

۵- ضربان قلب را کاهش می دهد

اگر می خواهید قلب تان را وحشت زده کنید، یک لیوان آب یخ سر بکشید!

عصب واگ که در پشت گردن قرار دارد، وقتی چیز خیلی سردی را احساس کند غافلگیر می شود. در واکنش به این مسأله، ضربان قلب برای مدت کوتاهی پایین می آید تا دمای بدن به میزان مناسب برگردد.

۶- دچار گلودرد می شوید

تحقیقات نشان داده است که آب یخ باعث تولید بیشتر ماده ی مخاطی و در نتیجه مسدود شدن سینوس ها می شود. وقتی ماده ی مخاطی بیشتری در مجراها وجود داشته باشد، واکنش طبیعی بدن، بروز درد است.

۷- باعث میگرن می شود

اگر بعد از خوردن آب یخ تنها چند لحظه ای احساس می کنید که سرتان یخ زده، آدم خوش شانسی هستید چون بعضی افراد با خوردن آب یخ دچار سردرد یا میگرن شدید می شوند.

وقتی نوشیدنی سردی را به سرعت می خورید، دهان فرصت نمی کند سرمای آن را جذب کند. وقتی عصب ها اذیت می شوند، این مسأله منجر به احساس دردی می شود که چند لحظه ای طول می کشد.

۸- پوست را منقبض می کند

حتما شنیده اید که آب گرم منافذ پوست را باز و آب سرد آن ها را می بندد. شستن صورت با آب سرد ایده ی خوبی است اما خوردن نوشیدنی های گرم برای سلامت کلی پوست تان بهتر است. چون آب گرم گردش خون را افزایش می دهد و این مسأله پوست را درخشان و سالم می کند.

۹- تعادل دمای بدن را بر هم می زند

در طب سنتی چین اعتقاد بر این است که خوردن آب یخ باعث بر هم خوردن تعادل بدن می شود، به ویژه اگر نوشیدنی سردی را با یک غذای گرم بخورید. ثابت نگه داشتن دمای بدن اهمیت زیادی دارد چون وقتی به نظر می رسد که بدن شرایط بدی دارد اندام ها دچار آشفتگی می شوند.

بدیهی است که صحبت از این کار ساده تر از عمل به آن است، به ویژه زمانی که هوا هر روز گرم تر می شود اما ایجاد تغییر و پرهیز از خوردن آب یخ در طولانی مدت برای سلامتی شما بهتر خواهد بود.

نوشته در روزهای گرم تابستان هرگز آب سرد نخورید! اولین بار در روزیاتو پدیدار شد.

آیا سر پول و مسایل مالی با شریک عاطفی خود همیشه دعوا دارید؟

۸ تیر ۱۳۹۸
610 views
بدون نظر

تقریبا همه ازدواج‌ها با یک رابطه بسیار مهم و پایان‌ناپذیر همراه است: ارتباط زوجین با پول.

این مقوله بسیار عمیق و پیچیده است و در بسیاری از ادوار تاریخی به درستی شناخته و درک نشده است. مردم در گذشته بر این باور بودند که «ثروت تو هرکجا باشد، قلبت هم همان‌جاست.»

با این تفاسیر می‌توان گفت که «پول» فقط یک واحد ارزیابی ثروت نیست بلکه احساسات انسان نیز به آن وابسته است. لارن پاپ، یکی از کارشناسان آزمایشگاه مسایل زناشویی در دانشگاه ویسکانسین در مدیسون، در این رابطه گفته: «احساسات درونی بسیار زیادی در رابطه با پول و ثروت وجود دارد که می‌توانند قدرت و تعادل یک رابطه عاطفی را تحت تاثیر خود قرار دهند.»

این کارشناس همچنین بر این باور است: «مساله‌ی پول چیزی است که ما از دوران کودکی با خود به بزرگسالی حمل می‌کنیم. بنابراین این سوال پیش می‌آید که پول چه مفهمومی برای هر کسی خواهد داشت؟ اگر فردی چیزی بخرد، آیا این عمل نشان‌دهنده‌ی عشق است؟ این کار نشانه‌ی عذرخواهی است؟ یا موضوع موردانتظار شما بوده؟»

جنگ و دعوای زوج‌های بر سر مسایل ملی فقط برای داشتن سهم برابر و داشتن پول کافی نیست؛ این مشاجره‌ها اغلب در ترس‌ها، امیدها و خواسته‌های یک فرد ریشه دارند.

ترس از تنها بودن و فقیر شدن در هم آمیخته شده‌ است؛ ازدواج و ثروت هر دو به مفهوم داشتن حمایت و ساحل امن هستند. بی‌جهت نیست که اغلب زوج‌هایی که تحت فشارهای مالی قرار دارند خیلی بیشتر از دیگر افراد از یکدیگر طلاق می‌گیرند و ازدواجشان به ناکامی ختم می‌شود. همچنین، به همین خاطر است که بسیاری از مردم تا زمانی که از لحاظ مالی و اقتصادی احساس امنیت و ثبات نداشته باشند، تن به ازدواج نمی‌دهند. یا آنها که تحصیلات دانشگاهی دارند در مقایسه با افراد بی‌سواد و کم‌سواد، دیرتر ازدواج می‌کنند زیرا آموخته‌اند که باید اول ثبات مالی داشته باشند، سپس مسئولیت یک زندگی را بپذیرند.

دعوا سر پول زن و شوهرها

شواهد بسیار زیادی وجود دارد که ثابت می‌کند ازدواج، به مفهوم واقعی کلمه، انسان‌ها را غنی و ثروتمند می‌کند.

مطالعات علمی نشان داده‌اند که مسایل مالی پررنگ‌ترین و رایج‌ترین موضوع بحث و دعوای زوج‌ها را تشکیل داده است. طولانی‌ترین مشاجره‌های زناشویی اغلب سر پول است که بعضا هرگز هم تمام نمی‌شود و هیچ کدام از طرفین هم سراغ راهکار مناسب برای حل مساله نمی‌روند.

مطالعات دکتر پاپ نشان می‌دهد که دعواهای مالی برعکس بقیه مشاجره‌ها با گذشت زمان بدتر و شدیدتر می‌شوند. این نتیجه بدنبال تحقیق روی یکصد زن و یکصد شوهر در بازه زمانی دو هفته‌ای بدست آمده است. محقق از این افراد خواسته بود موضوع تمامی مشاجره‌های خانوادگی خود را با جزئیات کامل و رتبه‌بندی دعوا بر اساس شدت آن را یادداشت کنند.

بررسی این خاطره‌ها نشان داد زنان و مردان هر دو پس از دعواهای مالی به شدت احساس افسردگی داشتند. این در حالیست که دعواهایی که سر مسایل دیگری صورت گرفته بود چنین حسی را بدنبال نداشتند.

بیشتر زوج‌ها بر این باور هستند که پول و بحث‌های مالی اکثرا مشکلاتی هستند که از بیرون به آنها تحمیل شده و مشکلی نیست که رابطه عاطفی آن را پدید آورده باشد.

 

افزایش سطح درآمد زن‌ها و قدرت اقتصادی آنها

در ۳۷ سال گذشته، درصد زنانی که درآمدهای بیشتر از همسران خود دارند به طور فزاینده‌ای افزایش یافته است. به طوری که بر اساس آمار، از ۴ درصد به ۲۵ درصد رسیده و وجود دو حقوق (زن و مرد) از نظر بسیاری از افراد لازمه زندگی کنونی است و نباید آن را ناهنجاری تلقی کرد.

اما در تحقیقی که در سال ۲۰۱۵ انجام شد، مشخص شد بالاتر بودن سطح سواد و سطح درآمد زنان به بحث‌ها و مشاجره‌های زیادی بر سر موضوع پول بین زن و شوهرها منجر شده است.

نسل زنانی که در خانه‌ای بزرگ شده‌اند که مادر از پدر درخواست پول می‌کرد یا برای داشتن درآمد پس از طلاق با مشکلات عدیده‌ای مواجه بود اکنون به جهتی پیش می‌رود که سعی می‌کنند جایگاه امن خود را داشته باشند و بدنبال پیشگیری قبل از وقوع مشکل هستند. محققان در پی تحقیقات خود روی ۲۰۰ نفر ذکر شده در بالا به این نتیجه رسیده‌اند که زنان به طور کاملا متفاوت از همدیگر بدنبال استقلال مالی هستند.

دعوا سر پول زن و شوهرها

مرد به عنوان تامین‌کننده هزینه‌های زندگی

در سراسر جهان میزان درآمد زنان و شمار زنان شاغل افزایش زیادی داشته از این رو مردان همچون قبل لازم نیست دو یا چند کار همزمان داشته باشند تا از پس تامین هزینه‌های زندگی بر بیایند. آنها با یک انتخاب صحیح و ازدواج با زنی که شاغل است، می‌تواند تعادل اقتصادی زندگی را برقرار کنند.

اما محققان در نتیجه‌ی بررسی‌هایشان به این نتیجه رسیده‌اند، مردانی که درآمد کمتر از همسران خود دارند به سمت خیانت کردن و مصرف دارو برای رفع مشکل اختلال نعوظ گرایش بیشتری دارند.

یک تحقیق در دانمارک (کشوری که برابری حقوق زن و مرد در آن بسیار بالاست) ثابت کرده در خانواده‌هایی که زنان درآمد بیشتر از مردان دارند، مصرف داروی ED حدود ۱۰ درصد بیشتر از بقیه خانواده‌هاست.

آنها همچنین متوجه شدند زنانی که حقوق بیشتر یا مساوی با شوهر خود دارند هم بیشتر از بقیه داروی ضداضطراب مصرف می‌کنند.

اداره آمار ایالات متحده آمریکا نیز در یکی از گزارش‌های خود در سال ۲۰۱۸ اعلام کرد که اغلب زن و شوهرها در پرسش‌نامه‌های دولتی واقعیت را بیان نکرده اند و زنان رقمی کمتر از حقوق واقعی و مردان درآمدی بالاتری از حقوق خود را اعلام کرده‌اند.

چرا؟

به این خاطر که مردان تصور می‌کنند اگر حقوق کمتر داشته باشند یعنی تامین‌کننده خانواده نیستند. قرن‌هاست که مردان و زنان آموخته‌اند مرد خانواده باید کار و خرج زندگی را تامین کند و این الگو هنوز هم در زندگی‌های امروز پابرجاست. بنابراین اگر مردی نخواهد یا نتواند هزینه‌های زندگی را تامین کند، این طور برداشت می‌شود که او بی‌عرضه است و توان حمایت و تامین خانواده را ندارد.

محققان ثابت کرده‌اند حتی در قرن ۲۱ میلادی هم برای بسیاری از مردم یکی از نشانه‌های عاشق بودن و متعهد بودن مرد این است که پول خرج کند.

در واقع دانشمندان در پی تحقیقات به این نتیجه رسیده‌اند که در باور عموم، پول خرج کردن مرد یکی از دلایل اصلی جذاب به نظر رسیدن اوست. به این صورت که اگر در این زمینه ضعیف باشد، اعتمادبه‌نفس خود را در اتاق خواب از دست خواهند داد. از این رو با خیانت کردن یا مصرف داروهای مربوط به اختلال‌های جنسی، سعی در جبران این مشکل دارند.

این در حالیست که زنان وقتی در آمد بیشتری دارند، سعی نمی‌کنند احساس شرمساری مرد خود را تحریک کنند اما به طور همزمان لازم دارند که هزینه‌های زندگی را تامین کنند و از این رو به داروهای ضد اضطراب و ضد استرس روی می‌آورند.

مقایسه کردن دشمن لذت در زندگی است.

وقتی پای این مقایسه به ازدواج باز می‌شود، حکم سواستفاده را پیدا می‌کند.

دعوا سر پول زن و شوهرها

زوج‌ها اغلب همدیگر را با کارهایی که برای هم انجام داده‌اند، قیاس می‌کنند. همین سبب بروز بحث و دعوا می‌شود. یک تحقیق سوئدی با مطالعه یافته‌های خود در طول ۲۱ سال به این نتیجه رسید، زنانی که ارتقا شغلی می‌گیرند و حقوقشان افزایش می‌یابد، دو برابر بیشتر از بقیه احتمال طلاق گرفتن دارند؛ اما فقط زنانی که زندگی آنها بر اساس الگوهای قدیمی و سنتی بوده است (به این خاطر که از نظر آنها مرد وظیفه تامین هزینه‌ی زندگی را دارد و زن باید خرج کند.)

البته خبر خوب این است که نسل جدید کمتر به این باورها گرایش دارند. یعنی تاثیر درآمد دوبرابری زنان نسبت به مردان در زندگی مشترکشان در دهه‌های ۷۰ و ۸۰ میلادی تفاوت زیادی با تاثیر آن در زندگی زنان در دهه ۹۰ میلادی دارد. و امروزه کم نیست تعداد مردانی که درآمد بیشترِ همسر خود را نه تنها مایه شرمساری خودشان نمی‌دانند بلکه به آن افتخار هم می‌کنند. به این دلیل که به این درک رسیده‌اند موفقیت یکی از آنها در تیم دو نفره‌شان نتیجه برد-برد دارد.

یک چیز را هنگام دعوا سر پول به یاد داشته باشید

شواهد زیادی وجود دارد که ثابت می‌کند ازدواج باعث ثروتمند شدن افراد می‌شود.

این یک ادعای تو خالی نیست. درست است که ازدواج مخارج زیادی دارد از قسط و کرایه خانه گرفته تا تامین هزینه‌های خانه، اما ورایِ پول و خرج‌ها و هزینه‌ها، یک نکته روانشناسی در رابطه با ارتباط ازدواج و ثروت وجود دارد و آن این است:

مردانی که ازدواج موفق دارند، مسئولیت‌پذیرتر هستند، کمتر عصبی و خشن رفتار می‌کنند، به ندرت سراغ فعالیت‌های غیرقانونی می‌روند و از نظر ذهنی و فکری هم سالم‌تر از مردان مجرد هستند. بنابراین، بیشتر از مرد مجرد می‌توانند کسب درآمد کنند.

ازدواج یک سیستم گروهی است. در حالی که مشکلات مالی یکی از طرفین را درگیر می‌کند، طرف دیگر با منبع درآمد مجزا در این سیستم حضور دارد و می‌تواند به کمک آن بشتابد. همین سبب می‌شود تا زن و مرد در زندگی با کمک هم گام‌های بلندتر و موفقیت‌آمیز داشته باشند.

نوشته آیا سر پول و مسایل مالی با شریک عاطفی خود همیشه دعوا دارید؟ اولین بار در روزیاتو پدیدار شد.

هر آنچه که باید در مورد شخصیت دو قطبی، افسردگی و اختلال شیدایی بدانید

۷ تیر ۱۳۹۸
728 views
بدون نظر

عبارت «بیماری روانی» به گستره ای از بیماری ها اطلاق می شود که اختلالات رفتاری و مربوط به روان و ذهن افراد را در بر می گیرند. بیماری های روانی الگوهایی از نشانه های رفتاری و روانشناختی هستند که بخش های مختلفی از زندگی افراد را تحت تاثیر قرار می دهند. به عبارت دیگر بیماری های روانی با توجه به مشکلاتی که فرد با ذهن، افکار و حالات روحی و اخلاقی خود تجربه می کند تعریف می شوند. این بیماری های در درجات مختلف باعث ایجاد زحمت و درماندگی برای شخصی که این نشانه ها را تجربه می کند می شوند.

انواع اختلالات و بیماری های روانی

علل این اختلالات به طور کامل و دقیق شناسایی و درک نشده اند اما نشانه ها و علائم بیماری های روانی از لحاظ علمی معتبر و شناخته شده هستند. درمان این اختلالات ترکیبی از روان درمانی و دارو درمانی است. معیارهای تشخیصی این بیماری ها ترکیبی از چک لیست های مربوط به نشانه هایی است که اصولاً روی رفتارها و افکار فرد متمرکز شده اند. اگر چه بیماری های روانی را در دسته بندی های مختلف قرار می دهند اما ممکن است یک بیماری در زیر چندین دسته از این تقسیم بندی ها قرار گیرد. در ادامه این مطلب قصد داریم شما را با شایع ترین و شناخته شده ترین اختلالات و بیماری های روانی در قالب چندین بخش آشنا کنیم.

۱- بیماری روانی دو قطبی و اختلالات مرتبط با آن

انواع اختلالات و بیماری های روانی

اختلال دو قطبی (Bipolar disorder) که در برخی از نقاط جهان با عنوان افسردگی شیدایی نیز شناخته می شود یک بیماری روانی است که با تغییرات شدید و قابل توجه در خلق و خوی افراد همراه است. اختلال دوقطبی بر اساس تغییرات ناگهانی در اخلاق و رفتار و همچنین تغییرات در سطح فعالیت و انرژی شناخته می شود. این اختلال معمولاً شامل تجربه تغییرات مداوم در حالات خوشایند روحی و روانی و دوره هایی از افسردگی است. این حالات سرخوشی بی دلیل بسیار قابل توجه بوده و معمولاً از آن ها با عنوان شیدایی یا شیدایی خفیف یاد می شود. بیماری روانی دو قطبی بودن شخصیت به دو دسته تقسیم می شود که شباهت بسیاری با هم دارند.

انواع اختلالات و بیماری های روانی

شیدایی (Mania): شیدایی با احساس هیجان بیش از حد و فزاینده شناخته می شود. دوره های شیدایی معمولاً با احساس حواس پرتی، زودرنجی و اعتماد به نفس بیش از حد همراه است. همچنین افراد مبتلا به این نوع از اختلال دو قطبی بیش از دیگران مستعد حضور در فعالیت هایی که عواقب منفی طولانی مدتی دارند خواهند بود، فعالیت هایی مانند قمار و خریدهای بیش از حد. چنین افرادی به طور کلی بیش فعال شده و نیاز آن ها به خوابیدن کاهش می یابد. وجود یک یا دو مورد از نشانه هایی شیدایی بدین معنا نیست که شما به بیماری روانی شخصیت دو قطبی مبتلا هستند زیرا ممکن است دلایل دیگری مانند ترومای عاطفی، آسیب مغزی، واکنش به داروها و مواد مخدر یا بیماری اضطراب تشخیص داده نشده عامل تغییر رفتار و حالت روحی شما به صورت ناگهانی باشند. از نشانه های شیدایی می توان به موارد زیر اشاره کرد:

  • تغییرات در اخلاق و حالت روحی
  • تغییرات ناگهانی در انرژی و فعالیت های فیزیکی
  • اختلال در گفتار
  • مشکل در قضاوت و تصمیم گیری
  • تغییر در الگوهای تفکر
  • افزایش حالت روان پریشی
  • کاهش نیاز به خواب
  • پرحرفی
  • پرواز ایده ها
  • براحتی پرت شدن حواس
  • اعتماد به نفس بیش از حد
  • افزایش تمایل به فعالیت های و رفتارهای پرریسک و خطرناک
  • افزایش تمایل جنسی و رفتارهای جنسی غیرمعمول
  • توهم و رویا پردازی های غیر معمول

انواع اختلالات و بیماری های روانی

 

بیشتر بخوانید: با ۱۰ اختلال روانی عجیبی آشنا شوید که مغز انسان را به بدترین شکل ممکن درگیر می کنند

دوره های افسردگی (Depressive episodes): این نوع از اختلاف دو قطبی با احساس شدید غم، گناه، خستگی و زودرنجی و حساس بودن همراه است. در طی دوره افسردگی، افراد مبتلا به اختلال دو قطبی ممکن است علاقه ای به فعالیت هایی که قبلاً از آن ها لذت می برده اند نداشته باشند، در خوابیدن با مشکل مواجه شده و یا حتی افکار خودکشی داشته باشند. این افراد ممکن است احساس درماندگی، تنهایی و بی پناهی کنند. به طور متوسط، افراد مبتلا به این اختلال ممکن است تا سه سال خلق و خوی نرمال را بین هر دوره افسردگی تجربه کنند.

انواع اختلالات و بیماری های روانی

شناسایی و درمان:

هر دوی این موارد می توانند برای خود شخص و خانواده او ترسناک باشند. مانند دیگر بیماری های روانی، محققان هنوز نمی توانند با قاطعیت در مورد علت بروز اختلالات دو قطبی صحبت کنند زیرا نمی توان یک ریسک فاکتور تنها، ژن خاص یا پیش نیاز را موثر در ابتلای فرد یا بالا بردن ریسک ابتلا به این اختلالات دانست. مجموعه ای از فاکتورها مانند ساختار متفاوت مغزی و شیوه عملکرد آن، برخی فاکتورهای ژنتیکی، سابقه خانوادگی (این بیماری معمولاً در میان افراد و نسل های مختلف یک خانواده یافت می شود) می توانند در این اختلالات نقش داشت باشند.

بیماری روانی دو قطبی

شیدایی و دوره های افسردگی ممکن است بسیار کوتاه مدت و برای چند ساعت یا چند روز ادامه داشته باشند یا در مواردی طول هر دوره ممکن است طولانی بوده و به چندین هفته یا ماه نیز بکشد. طول این دوره ها از شخصی به شخص دیگر متفاوت است و بسته به طول آن ها ممکن است فرد به هیچ وجه از اختلال روانی خود آگاه نباشد. بر اساس طبقه بندی انجمن روانشناسی آمریکا، ۴ نوع اصلی از اختلال شخصیت دو قطبی وجود دارد: اختلال دو قطبی نوع یک (شیدایی)، اختلال دو قطبی نوع ۲ (شیدایی خفیف که همان علائم شیدایی را داشته اما دوره آن بسیار کوتاه مدت و دستکم برای ۴ روز است)، اختلال ادواری و اختلال دو قطبی که در اثر بیماری های دیگر مانند اعتیاد به مواد مخدر ایجاد شده است. اختلال دو قطبی در کودکان نشانه های متفاوتی نسبت به بزرگسالان داشته و با عنوان اختلال بی نظمی خلقی اخلال گرانه (disruptive mood dysregulation disorder) شناخته می شود.

اختلال دو قطبی (Bipolar disorder)

خوشبختانه ترکیبی از دارو و روان درمانی می توانند به فرد کمک کنند که علائم و نمایش های خارجی این اختلال را تحت کنترل داشته باشند. تمام اختلالات دو قطبی معمولاً به درمان خوب پاسخ داده و در طی چند سال به نتیجه مطلوب می رسد. در درمان این اختلالات معمولاً از داروهای تثبیت کننده شرایط روحی و روانی مانند لیتیوم استفاده می شود. ۵۰ درصد افراد تنها به لیتیوم پاسخ مناسب می دهند اما ۲۰ تا ۳۰ درصد بیماران با مصرف داروهای دیگر یا ترکیبی از چند دارو احساس بهتری دارند. ۱۰ تا ۲۰ درصد افراد نیز علیرغم دریافت داروها و روان درمانی همچنان با علائم و نشانه های اختلال دو قطبی مواجه هستند. روی هم رفته درمان ۱۰ درصد از بیماران مبتلا به این اختلال روحی بسیار دشوار است و پاسخ مناسبی به دارو و روان درمانی نمی دهند.

اختلال دو قطبی (Bipolar disorder)

داروهای ضد تشنج، داروهای ضد روان پریشی یا همان داروهای مُسکن اعصاب و داروهای ضد افسردگی و در موارد پیشرفته روش شوک الکتریکی از روش های دیگر درمان این نوع اختلال در بیماران هستند. البته باید توجه داشت که پزشکان از واژه «درمان» برای این اختلالات استفاده نمی کنند زیرا روش های درمانی تنها برای کنترل علائم و کاهش اثرات آن ها به کار گرفته می شوند. یکی از نکات مهم در مورد زندگی با شخصیت دو قطبی این است که یاد بگیریم روتین هایی را در زندگی ساخته و به آن ها متعهد بمانیم، در هر شرایطی. چیزهایی که تجربه نشان داده می تواند باعث ورود فرد به حالت شیدایی یا دوره های افسردگی شود باید از این روتین حذف شده باشد. معمولاً در طول درمان فاصله بین وقوع دوره های اختلال افزایش می یابد اما با ادامه ندادن درمان، رفته رفته فاصله بین این دوره ها کاهش می یابد. به طور متوسط می توان گفت که یک فرد مبتلا به اختلال دو قطبی در طول زندگی خود بین ۸ تا ۹ دوره مربوط به این بیماری را تجربه خواهد کرد.

بیشتر بخوانید: بیماری های روانی که توانایی مغزی فراانسانی و خارق العاده ای به فرد می بخشند [قسمت دوم]

نوشته هر آنچه که باید در مورد شخصیت دو قطبی، افسردگی و اختلال شیدایی بدانید اولین بار در روزیاتو پدیدار شد.

خطرناک ترین و ناامن ترین کشورهای جهان در برابر امن ترین و صلح طلب ترین های ۲۰۱۹

۷ تیر ۱۳۹۸
632 views
بدون نظر

موسسه اقتصاد و صلح مستقر در استرالیا، نمایه بین المللی صلح خود را برای سال ۲۰۱۹ منتشر کرده است. این بنگاه فکری معتبر از سال ۲۰۰۷ تاکنون هر ساله فهرست خطرناکترین و ناامن ترین کشورهای جهان را منتشر می کند و فاکتورهای اقتصادی نقش مهمی در رده بندی های آن دارند. در این گزارش شرایط صلح در ۱۶۲ کشور مورد بررسی قرار گرفته و هر کدام بر اساس ۲۳ معیار کیفی و کمی نمرات متفاوتی دریافت می کنند که در سه دسته بندی عمده قرار دارند. دسته بندی درگیری داخلی و بین المللی مداوم شامل مرگ در اثر درگیری های سازمان یافته و روابط با کشورهای همسایه است.

خطرناک ترین و ناامن ترین کشورهای جهان

دسته امنیت و ایمنی اجتماعی نیز شامل ثبات سیاسی، جنایات خشونت آمیز و جمعیت محبوس کشورها بوده و دسته پایانی که دسته نظامی سازی است نیز شامل دسترسی به سلاح و واردات و صادرات تجهیزات نظامی در کشورها است. در سال ۲۰۱۹، میزان آرامش و صلح کلی در جهان برای اولین بار در ۵ سال گذشته افزایش یافته است اما هنوز هم دنیا نسبت به ۱۰ سال پیش مکان خطرناک تر و ناامن تری است. در گزارش امسال این موسسه، افغانستان جای سوریه را به عنوان ناامن ترین و خطرناک ترین کشور جهان گرفته است.

روسیه در میان ده کشور ابتدایی دارای کمترین میزان صلح و امنیت قرار گرفته است

خطرناک ترین و ناامن ترین کشورهای جهان

بر اساس این گزارش روسیه یکی از بالاترین نرخ های سرانه صادرات سلاح در جهان را دارد و یک کشور به شدت نظامی شده است که این موضوع سهم زیادی در قرار گرفتن نام این کشور در میان ۱۰ کشور ابتدای فهرست دارد. ورود این کشور به نبردها در سوریه تعداد مرگ های این کشور در اثر درگیری های خارجی را افزایش داده و رضایت و محبوبیت کلی از رهبری در این کشور بین سال های ۲۰۰۸ تا ۲۰۱۸ از ۳۵ درصد به ۳۰ درصد کاهش یافته است. روسیه از لحاظ صلح و آرامش بدترین شرایط را در میان کشورهای منطقه خود دارد.

جمهوری دموکراتیک کنگو در معرض سیلاب های شدید و درگیری های داخلی قرار دارد

خشونت در جمهوری دموکراتیک کنگو در توانایی فعالان بخش سلامت برای درمان موارد اخیر ابتلا به ایبولا در این کشور را که جان ۱٫۳۹۶ نفر از مردم کنگو را گرفته به شدت تحت تاثیر منفی خود قرار داده است. اوایل سال جاری، دار و دسته های مسلح و شبه نظامیان به مراکز درمانی حمله کرده و یک پزشک کامرونی که برای متوقف کردن گسترش ایبولا در منطقه تلاش می کرد را کشتند.

خشونت در جمهوری آفریقای مرکزی باعث شده که این کشور با کاهش ۴۷ درصدی تولید ناخالص داخلی مواجه شود

خطرناک ترین و ناامن ترین کشورهای جهان

شورشیان سِلِکا و شبه نظامیان ضد بالاکا همچنان به درگیری های خود در جمهوری آفریقای مرکزی ادامه می دهند که این کشور را دچار آشوب کرده و علاوه بر آوارگی ۶۲۰٫۰۰۰ نفر در داخل کشور، باعث فرار ۵۷۰٫۰۰۰ نفر دیگر به کشورهای همسایه مانند کامرون و جمهوری دموکراتیک کنگو شده است.

در سال ۲۰۱۸، عراق شاهد خشونت دولتی کمتری بود و تعداد آوارگان در این کشور کاهش یافت

با این وجود عراق هنوز هم با درگیری های داخلی و خارجی متعددی روبروست. هنوز هم بازمانده های داعش در گوشه و کنار کشور حضور داشته و فساد و آشفتگی در نیروهای امنیتی و نظامی کشور نیز مانع از برقراری آرامش در عراق شده است.

درگیری های داخلی در سوریه باعث شده که این کشور نیز در رتبه های بالای فهرست قرار داشته باشد هر چند دیگر نمی توان آن را ناآرام ترین کشور جهان دانست

سوریه اکنون دومین کشور ناامن جهان بر اساس گزارش است و شکست نیروهای داعش در شهر باغوز در اوایل سال ۲۰۱۹ سهم زیادی در آمدن این کشور از رتبه اول ناآرام ترین کشورهای جهان به رتبه دوم داشته است.

افغانستان خطرناک ترین و ناامن ترین کشور جهان شناخته شده است

خطرناک ترین و ناامن ترین کشورهای جهان

موسسه اقتصاد و صلح در گزارش خود در سال ۲۰۱۹ افغانستان را جایگزین سوریه به عنوان ناآرام ترین کشور جهان کرده است. درگیری و خشونت در افغانستان ۴۷ درصد تولید ناخالص داخلی این کشور را از بین برده و تنها سال گذشته ۳٫۸۰۴ نفر در این کشور، از جمله ۹۷۳ کودک، کشته شده اند که بالاترین تعداد کشته ها در یک سال در این کشور است. افغان ها ۲۰ درصد احساس امنیت و آرامش کمتری نسبت به سال ۲۰۰۸ دارند. اعتماد به ارتش کشور از سال ۲۰۱۳ تاکنون با ۳۱ درصد کاهش مواجه شده است.

از میان ۱۶۳ کشور این فهرست، ایالات متحده با ۴ رتبه سقوط نسبت به سال گذشته در رتبه ۱۲۸ و ایران با ۹ رتبه سقوط نسبت به سال گذشته در رتبه ۱۳۹اُم قرار گرفته است. عربستان سعودی رتبه ۱۲۹، اسرائیل رتبه ۱۴۶، کره شمالی رتبه ۱۴۹ و چین  نیز رتبه ۱۱۰ این فهرست را به خود اختصاص داده اند.

خطرناک ترین و ناامن ترین کشورهای جهان

خطرناک ترین و ناآرام ترین کشورهای جهان در سال ۲۰۱۹

  1. افغانستان
  2. سوریه
  3. سودان جنوبی
  4. یمن
  5. عراق
  6. سومالی
  7. جمهوری آفریقای مرکزی
  8. لیبی
  9. جمهوری دموکراتیک کنگو
  10. روسیه

خطرناک ترین و ناامن ترین کشورهای جهان

آرام ترین و صلح طلب ترین کشورهای جهان در سال ۲۰۱۹

  1. ایسلند
  2. نیوزیلند
  3. پرتغال
  4. اتریش
  5. دانمارک
  6. کانادا
  7. سنگاپور
  8. اسلوونی
  9. ژاپن
  10. جمهوری چک

بیشتر بخوانید: گزارش سازمان ناظر بر آزادی‌های اجتماعی؛ آزادترین و بسته‌ترین کشورهای جهان در سال ۲۰۱۹

نوشته خطرناک ترین و ناامن ترین کشورهای جهان در برابر امن ترین و صلح طلب ترین های ۲۰۱۹ اولین بار در روزیاتو پدیدار شد.

آشنایی با «اُلَسَبِلَنگاه»، بهشت رویایی گیلان

۷ تیر ۱۳۹۸
796 views
بدون نظر

اولسبلنگاه، بهشت گیلان در منطقه ماسال است. ماسال و سوباتان، مقصد شماره یک گردشگری بهار و تابستانی کوله پشتی گردها، طبیعت گردها و عاشقان سلفی های رویایی در اینستاگرام است. محیطی بی نظیر و چشم انداز فوق العاده که باورش برای خیلی ها، سخت است و آن را با مناظری در سوئیس و کانادا مقایسه می کنند. روستای اولسبلنگاه ماسال در استان گیلان، امکانات کمی دارد و شاید به همین خاطر، گزینه خوبی برای کمپ و کوله پشتی گردی گردشگران خودمانی و عاشقان عکاسی در طبیعت باشد. این روستا در دویست و هفتاد کیلومتری غرب ماسال قرار دارد و یکی از خطراتی که شما را در این منطقه تهدید می کند، خطر برخورد صاعقه است.

اُلَسَبِلَنگاه است؛ ییلاقی تماشایی در ارتفاعات ماسال، بهشتی که تماشای ابرها بر بلندای آن ارمغان طبیعت است. روستای ییلاقی اولسبلنگاه برای همنشینی اش با ابرها معروف شده است. اینجا که هستید ابرها شما را در آغوش می گیرند و به میزبانی تان می آیند و یادآور مازیچال و فیلبند و جواهر ده می شود. گویی این جا، همان بهشت رویایی گیلان است و محبوب سلفی بازهای اینستاگرام.

اولسبلنگاه، روستایی بر فراز شهر ماسال در غرب گیلان است، جایی که مردم ماسال آن را برای ییلاق خود انتخاب کرده اند و هر بهار و تابستان کوچ خود را از شهر، به اینجا می آورند. ییلاق دلفریب اولسبلنگاه، در ارتفاع هزار و ۴۸۹ متری از سطح دریا، شکل قدیمی خود را حفظ کرده است و در هجوم امروزه سنگ ها و سیمان ها به خانه های روستایی، هنوز با خانه های چوبی و تخته ای و سقف های رنگارنگ دلبری می کند.

هشتگ اولسبلنگاه در اینستاگرام، پاتوق طبیعت گردهای سلفی باز اینستاگرام

بیدار شدن با صدای پرندگان، درست کردی چای و املت با هیزم و خوردن ماست و شیر و پنیر محلی با عسل گیلان، آن هم در یک کلبه چوبی با چشم انداز ابدی واقعی رویایی، لوکیشنی عالی برای سلفی بازهای اینستاگرام است. اگر به هشتگ اولسبلنگاه در اینستاگرام بروید، روایت طبیعت گردهای ایرانی از این منطقه بی نظیر را از طریق لنز دوربین آن ها، تماشا خواهید کرد.

رودخانه خالکایی درکنار آلاچیق ها ودکه های بین راهی در مسیر اولسبلنگاه، بخشی از طبیعت بکر و فراموش نشدنی ماسال است.

چنین مناظر بی نظیری در تابستان گیلان، فرصت گردشگری و طبیعت گردی ارزان را در اختیار مسافران گیلان قرار می دهد

اولسبلنگاه

در اولسبلنگاه، کلبه های چوبی برای اجاره گردشگران و طبیعت گردان وجود دارد

طبیعت پر مه اولسبلنگاه، محیطی رویایی برای عکاسی در طبیعت فراهم می کند

ییلاق اولسبلنگاه که در فاصله حدود ۲۷ کیلومتری شمال غرب شهر ماسال قرار دارد، چشم و چراغ ییلاق های این شهر است و جایگاه ویژه و محبوبی در میان ییلاق های اطراف ماسال دارد. این روستای دلنشین نامش را از زبان تالشی گرفته است که خود از دو واژه اولسا و بلنگاه تشکیل شده و در این زبان به معنی جایگاه بلندی است که بر روی آن درخت ممرز می روید.

کلبه های چوبی و آسمانی آبی، گزینه عالی برای طبیعت گردی تابستان گردها است

ماسال شهری در استان گیلان که در کنار کوه‌های تالش واقع شده‌است. فاصلهٔ ماسال از شهر تالش ۶۰ کیلومتر است و با رشت از راه صومعه‌سرا ۵۵ کیلومتر فاصله دارد .اولسبلنگاه منطقه‌ای در ارتفاعات ماسال در مسیر راه خلخال است. این منطقه دارای مراتع بسیار بوده و خانه های موجود در آن اکثرا از چوب ساخته شده و همان طور که از اسم این محل پیداست در زمستان تعداد کمتری از ساکنان منطقه در ییلاق می مانند. این ییلاق در فاصله ۳۰ کیلو متری ماسال قرار دارد .

اولسبلنگاه گردی به روایت عکس های اینستاگرامی ایرانیان

راه دسترسی به اولسبلنگاه نیز چشم انداز فوق العاده دارد

اینجا سوئیس ایران است

حتما ببینید: از ماسوله تا مازیچال با مقصدهای طبیعت گردی رویایی

نوشته آشنایی با «اُلَسَبِلَنگاه»، بهشت رویایی گیلان اولین بار در روزیاتو پدیدار شد.