این سایت در ستاد ساماندهی ثبت شده و تابع قوانین جمهوری اسلامی میباشد

۱۰ نشانه که می‌گویند شما افسردگی دارید حتی اگر خود از آن بی‌اطلاع باشید

۱۳ فروردین ۱۳۹۸
742 views
بدون نظر

افسردگی که «فاجعه قرن ۲۱» هم به آن لقب داده‌اند یک بیماری و همانند دیگر بیماری‌ها قابل درمان است. اولین روش برای رهایی از این مشکل روحی این است که بدانید افسردگی دارید! یعنی نشانه‌های افسردگی را به درستی تشخیص دهید و مطمئن شوید حالات روحی شما به مسایل دیگر مربوط نیست.

از آنجا که افسردگی در بین همه مردم عمومیت دارد، بنابراین شیوع افکار و باورهای غلط در رابطه با این اختلال بسیار خطرناک خواهد بود. به طور مثال، اگر یک فرد افسرده درک نادرستی در مورد روش های درمانی داشته باشد و فقط به مشاوره اکتفا کند، چه بسا از درمان های اصلی غافل شده و نتواند به راحتی از مشکلی که گریبانش را گرفته، خلاص شود.

درک درست از افسردگی می تواند به فرد و اطرافیان او کمک کند تا درک درستی از شرایط کنونی خود داشته باشند.

در زیر ۱۰ نشانه که می‌گویند شما افسردگی دارید حتی اگر خود از آن بی‌اطلاع باشید را برایتان نوشته‌ایم.

خسته و بی‌حوصله هستید

نشانه‌ های افسردگی

خستگی در انتهای یک روز پرمشغله کاملا عادی و نرمال است. منظور ما از خسته و بی‌حوصله بودن این است که هر روز از همان ابتدای صبح و به محض این که از خواب بیدار می‌شوید، این احساسات را داشته باشید. اگر این طور است، احتمالا به افسردگی مبتلا شده‌اید.

احساس بی‌ارزش بودن دارید و فکر می‌کنیم لایق زندگی نیستید

10 نشانه که می‌گویند شما افسردگی دارید حتی اگر خود از آن بی‌اطلاع باشید

ناامیدی، فکر به خودکشی، حس پوچی و بی‌ارزش بودن همگی از نشانه‌های افسردگی هستند. کسانی که از مرگ هراسی ندارند و حتی بدنبال مرگ خودخواسته هستند باید هر چه سریع‌تر به روان‌پزشک یا مشاور مراجعه کنند تا ریشه این افکارشان کشف و بیماری‌شان درمان شود.

باید بدانید که افسرده‌ها ممکن است در ظاهر کاملا معمولی و نرمال زندگی کنند و ظاهر مرتبی هم داشته باشند. اما در درون خود، امید به زندگی را به طور کامل از دست داده اند، از هیچ مساله ای خوشحال نمی شوند و عموما هم حوصله و انگیزه کافی برای انجام کارهای خود را ندارد. از آنجا که همه این اتفاقات درونی است، ممکن است اطرافیان متوجه آن نشوند.

قدرت تمرکز و حافظه شما دچار اختلال شده است

10 نشانه که می‌گویند شما افسردگی دارید حتی اگر خود از آن بی‌اطلاع باشید

اگر اخیرا متوجه شده‌اید که نمی‌توانید به درستی روی کارهای خود تمرکز کنید، یا حافظه‌تان ضعیف شده و به سختی برخی از مسایل را به خاطر می‌آورید، ممکن است به افسردگی دچار شده باشید. در چنین مواقعی گوش سپردن به حرف‌های اطرافیان و درک همه صحبت‌هایشان برایتان دشوار خواهد شد.

مشکل خواب پیدا کرده‌اید

نشانه‌ های افسردگی

اگر بیش از حد می‌خوابید یا شب‌ها نمی‌توانید بخوابید این می‌تواند نشانه افسردگی باشد. برای درمان این بیماریِ عصر جدید حتما نزد پزشک متخصص بروید تا بتوانید زیبایی‌های زندگی را دیده و از آنها لذت ببرید.

تغییرات وزنی بزرگ پیدا کرده‌اید

10 نشانه که می‌گویند شما افسردگی دارید حتی اگر خود از آن بی‌اطلاع باشید

اگر در ماه‌های اخیر وزن زیادی از دست داده‌اید یا وزن زیادی کسب کرده‌اید یعنی رژیم غذایی شما تغییرات اساسی پیدا کرده است. یکی از نشانه‌های افسردگی افزایش یا کاهش ناگهانی اشتهاست.

هیچ اتفاقی موجب خوشحالی شما نمی‌شود

10 نشانه که می‌گویند شما افسردگی دارید حتی اگر خود از آن بی‌اطلاع باشید

هر کاری که می‌کنید، در هر جمعی که هستید، حتی جشن و مهمانی و حضور در میان دوستان عزیزتان هم نمی‌تواند به شما خوشحالی بدهد. این یک نشانه خطر است. حتما نزد پزشک بروید تا مطمئن شوید که به افسردگی مبتلا نشده‌اید.

کم حوصله و عصبی هستید

10 نشانه که می‌گویند شما افسردگی دارید حتی اگر خود از آن بی‌اطلاع باشید

اگر در بیشتر مواقع عصبی، بی‌حوصله، کم حوصله، پرتنش و حساس هستید احتمالا افسردگی دارید و خودتان هم از آن بی اطلاع هستید.

مشکلات سلامتی پیدا کرده‌اید

10 نشانه که می‌گویند شما افسردگی دارید حتی اگر خود از آن بی‌اطلاع باشید

اگر به طور ناگهانی دردهایی در ناحیه مفاصل و کمر پیدا کرده‌اید یا با مشکلات گوارشی مواجه هستید، احتمال دارد به افسردگی مبتلا شده باشید.

10 نشانه که می‌گویند شما افسردگی دارید حتی اگر خود از آن بی‌اطلاع باشید

علت‌های افسردگی چیست؟

افسردگی ممکن است در نتیجه برخی رویدادهای زندگی پدیدار شود. به طور مثال، سختی‌های دوران کودکی مانند از دست دادن نزدیکان، غفلت و فروگذاری در نگه‌داری و تربیت، سوء استفاده جنسی و جسمی و تبعیض رفتاری والدین با فرزندان به بروز افسردگی در بزرگسالی کمک می‌کند.

حتی گاهی اوقات اتفاق بسیار خوب زندگی باعث شوک شدیدی می‌شود که باعث افسردگی در فرد می‌شود.

سوء استفاده‌های جسمی و جنسی در دوران کودکی نقش ویژه و قابل توجهی در احتمال بروز افسردگی در مراحل مختلف زندگی دارد.

زایمان، یائسگی، مشکلات مالی، بیکاری، استرس کاری، تشخیص‌های پزشکی (سرطان، ایدز و غیره)، از دست دادن یک دوست، بلایای طبیعی، انزوای اجتماعی، تجاوز، مشکلات رابطه‌ای یا زناشویی، حسادت، جدایی و آسیب‌های جبران ناپذیر از جمله تغییر و تحولات زندگی هستند که ممکن است باعث افزایش بروز افسردگی شوند.

صفات شخصیتی خاصی مانند اعتماد به نفس پایین و وابستگی شدید، بدبینی و حساسیت در برابر استرس‌ها می‌تواند فرد را مستعد افسردگی کند. شخصیتی وسواسی، منظم و جدی، کمال‌گرا، یا شدیدا وابسته نیز احتمال ابتلا به افسردگی را افزایش می‌دهند.

افراد افسرده معمولا درون‌گراتر از سایر افراد هستند. همچنین بد نیست بدانید که افسردگی در زنان بیشتر از مردان است؛ و در همین حال زنان به میزان بیشتری دارای نشانه‌های جسمانی مانند کم‌اشتهایی، اختلال خواب و خستگی همراه با درد و اضطراب نسبت به مردان هستند. این در حالیست که موارد خودکشی در مردان نسبت به زنان بیشتر است.

تحقیقات نشان داده‌است، زنان تمایل بیشتری برای بحث در مورد افسردگی خود دارند در حالی که مردان سعی می‌کنند آن را از دیگران مخفی کنند.

نوشته ۱۰ نشانه که می‌گویند شما افسردگی دارید حتی اگر خود از آن بی‌اطلاع باشید اولین بار در روزیاتو پدیدار شد.

عشق و وفاداری در هالیوود؛ با زوج های هالیوودی آشنا شوید که پایدارترین ازدواج را داشته‎اند

۱۳ فروردین ۱۳۹۸
884 views
بدون نظر

بسیاری از ازدواج های هالیوودی به طلاق منتهی شده اند. با این حال، زوج های هالیوودی ای هم بوده اند که ثابت کرده اند گذشت زمان تأثیری روی عشق آن ها ندارد. حتی بعضی از این عشق ها خیانت و طلاق و جدایی را از سر گذرانده اند اما در نهایت، از همه ی این وقایع ناخوشایند جان سالم به در برده اند. بعضی از این زوج ها هرگز چیزی از زندگی مشترک شان بروز نداده اند، اما بعضی از آن ها هم بوده اند که زندگی زناشویی شان همیشه نقل محافل بوده است. بعضی از آن ها کلید موفقیت را خودداری از ازدواج رسمی می دانند، در مقابل، بعضی ها هستند که همیشه سالگرد ازدواج شان را جشن می گیرند. این زوج های عاشق و مشهور شاید روش های مختلفی برای داشتن یک رابطه ی عاشقانه ی موفق داشته باشند، اما نقطه ی اشتراک همه ی آن ها، پایداری عشق شان بوده است. در ادامه به طولانی ترین و پایدارترین ازدواج های هالیوودی می پردازیم.

۱- جاستین تیمبرلیک و جسیکا بیل: ۱۲ سال

رابطه ی تیمبرلیک و بیل همیشه هم مستحکم نبوده و آن ها در سال ۲۰۱۱ به مدت ۳ ماه از یکدیگر جدا شدند. اما دوباره رابطه ی خود را از سر گرفتند و این رابطه از آن زمان تا به حال ادامه یافته است.

گرچه زندگی مشترک این زوج با یک رابطه ی بند زده ادامه پیدا کرده، اما بیل هرگز در انتخابش تردید نداشته. او هنوز هم ایمیلی را که در اوایل رابطه اش با تیمبرلیک برای یکی از همکارانش فرستاده بود نگه داشته است. بیل در این ایمیل گفته بود: «من میدونم یه روز با این مرد ازدواج میکنم.»

بعد از ازدواج این زوج در سال ۲۰۱۲، آن ها در سال ۲۰۱۵ صاحب پسری به نام سایلس شدند.

۲- مت دمون و لوسیانا بروسو: ۱۶ سال

مت دمون و همسرش، لوسیانا بروسو، در میامی با یکدیگر آشنا شدند. لوسیانا در آن زمان در یک بار کار می کرد. این زوج در سال ۲۰۰۵ با یکدیگر ازدواج کردند و زندگی مشترک آن ها تا به امروز ادامه داشته است.

از آنجایی که دمون به خاطر حرفه اش دائماً در سفر و از خانه دور است، طبیعی است که این زوج با شرایط سختی مواجه هستند. با این حال، دمون در مصاحبه ای در سال ۲۰۱۵ در این رابطه بیان کرد: «ما یه قانون دو هفته ای داریم. من بیشتر از دو هفته از خونه دور نمیمونم. به نظرم آدم باید تا جایی که میشه کنار کسی که دوستش داره باشه. همسرم عشق زندگی منه. دوست ندارم ازش دور باشم.»

۳- ساشا بارون کوهن و ایزلا فیشر: ۱۷ سال

کارنامه ی حرفه ای کوهن مملوء از نقش های عجیب و غریب و بدنامی مثل کاراکتر معروف بورات است و عجیب نیست که او زندگی مشترک عادی ای هم نداشته باشد.

ایزلا فیشر، همسر کوهن در سال ۲۰۱۶ در مصاحبه ای گفته بود: «من به جای اینکه از شوهرم مثلاً بپرسم میخوای دکمه ی خشک کن ماشین لباسشویی رو بزنی، ازش میپرسم کسی قراره ازمون شکایت کنه یا حکم بازداشتت صادر شده.»

علیرغم این نگرانی های دائمی، فیشر کماکان همراه ماجراجویی های دیوانه وار همسرش است. او حتی سه سال پیش در جریان مراسم اسکار به همسرش کمک کرد لباسی که پوشیدن آن را برایش ممنوع کرده بودند، پنهانی در محل مراسم به تن کند.

۴- هریسون فورد و کالیستا فلاکهارت: ۱۷ سال

هریسون فورد شاید یکی از بازیگران درجه یک هالیوود باشد، اما این بدان معنی نیست که او برای به دست آوردن دل همسر آینده اش احتیاج به هیچ کمکی نداشته. از قرار معلوم بازیگری به نام جیمز مارسدن در اولین قرار شام این زوج حضور پیدا کرد و به کمک هریسون فورد رفت.

چیزی نگذشت که فورد خود را مغلوب عشق دید.

فورد در مصاجبه ای در سال ۲۰۰۳ بیان کرد: «من عاشقم.عشق رمانتیک یکی از مهیج ترین و کامل ترین نوع عشقه و به نظرم تو هر مرحله ای از زندگی، پتانسیلش وجود داره. من تعجب نکردم که می تونم عاشق بشم، و تعجب نکردم که این کارو کردم.»

این زوج در سال ۲۰۰۹ طی یک مراسم خودمانی با یکدیگر ازدواج کردند.

۵- مگی جیلنهال و پیتر سارسگارد: ۱۷ سال

این دو بازیگر از سال ۲۰۰۲ با یکدیگر وارد رابطه شدند. آن ها در سال ۲۰۰۹ با یکدیگر ازدواج کردند و صاحب ۲ دختر شدند. اما جز این موارد، چیز زیادی از زندگی مشترک این زوج نمی دانیم چون آن ها دوست دارند حریم شخصی شان حفظ شود.

 ۶- امی آدامز و دارن لی گالو: ۱۸ سال

این زوج در سال ۲۰۰۱ با یکدیگر آشنا شدند و بالاخره بعد از ۱۵ سال با یکدیگر ازدواج کردند.

آدامز در مصاحبه ای اظهار کرد: «ما همیشه به هم تعهد داشتیم ولی حالا دیگه اون مجبوره با من باشه و من هر کاری دلم بخواد میتونم بکنم. شوخی میکنم. واقعیت اینه که حالا بیشتر حس خانواده و ماندگاری دارم، که برای من حس خوبیه.»

۷- انریکه ایگلسیاس و آنا کورنیکوا: ۱۸ سال

این زوج از زمان آشنایی شان در سال ۲۰۰۱، کوچک ترین چیزی از رابطه ی خود بروز نداده اند. بعضی حدس می زنند که آن ها ازدواج کرده اند اما به قدری دهان شان قرص است که هیچکس از آن باخبر نشده.

ایگلسیاس در مصاحبه ای بیان کرده: «من اعتقادم ندارم که برای نشون دادن علاقه ت به کسی، به یه تیکه کاغذ احتیاج داری.» وقتی از او پرسیده شد که او و آنا چه برنامه ای برای رسمی کردن ازدواج شان دارند، انریکه در جواب گفت: «کی میدونه در آینده چه اتفاقی میفته… یا در گذشته چه شده.»

این زوج در سال ۲۰۱۷ صاحب یک دوقلو شدند.

۸- جولیا رابرتز و دنی مودر: ۱۹ سال

جولیا رابرتز و همسرش، دنی مودر، در سال ۲۰۰۰ در جریان فیلمبرداری فیلم «مکزیکی» (The Mexican) با یکدیگر آشنا شدند. بعد از طلاق مودر از همسر اولش، رابرتز و او در سال ۲۰۰۲ با یکدیگر ازدواج کردند و صاحب ۳ فرزند شدند: یک دو قلو به نام هیزل پاتریشیا و فینیس فین والتر و پسری به نام هنری دنیل.

در مصاحبه ای در سال ۲۰۱۵، از رابرتز درباره ی راز موفقیت یک ازدواج در دنیای سرگرمی پرسیدند. او در جواب گفت: «فکر نمیکنم این منحصر به زوج های دنیای سرگرمی باشه. من حتی خودمون رو یکی از این زوج ها نمیدونم، اما چه میدونم، شاید بوسیدن.»

۹- جی زی و بیانسه: ۱۹ سال

بیانسه و جی زی حوالی سال ۱۹۹۹ با یکدیگر آشنا شدند و در سال ۲۰۰۸ با یکدیگر ازدواج کردند. این زوج ۳ فرزند دارند: ۲ دختر به نام های بلو آیوی و رومی و یک پسر به نام سِر.

این زوج همیشه در مورد رابطه و زندگی مشترک شان سکوت کرده اند، حتی بعد از آنکه بیانسه آهنگ هایی منتشر کرد که از وقوع یک خیانت خبر می داد. اما علت سکوت این زوج چیست؟

بیانسه در مصاحبه ای در سال ۲۰۰۸ اظهار کرد: «چیزی که بین من و جی زی در جریانه واقعیه. این رابطه واسه ی مصاحبه یا پیدا کردن یه فرصت مناسب برای عکس گرفتن نیست. یه رابطه ی واقعیه.» در سال ۲۰۱۲ هم بیانسه در مصاحبه اش با اپرا وینفری بیان کرد: «من اگه با این مرد زیر یه سقف نمیرفتم، این زنی نمیشدم که حالا هستم. این ازدواج منو ساخته.»

۱۰- مایکل داگلاس و کاترین زتاجونز: ۲۰ سال

کاترین زتاجونز و مایکل داگلاس در سال ۲۰۱۳ برای مدتی از یکدیگر جدا شدند اما دوباره رابطه ی خود را از سر گرفتند. این زوج از سال ۱۹۹۸ با یکدیگر زندگی می کنند.

زتاجونز در سال ۲۰۱۵ در مصاحبه ای بیان کرد: «این یه مسیر طولانیه و به نظرم آدما حالا خیلی زود در برابر مشکلات زندگی مشترک تسلیم میشن. تو باید تمام سعیتو بکنی و با اولین مشکلی که سر و کله ش پیدا میشه جا نزنی، چون اون آخرین مشکلی نیست که پیش میاد. در آینده مشکلات خیلی بیشتری به وجود میاد.»

۱۱- دیوید و ویکتوریا بکهام: ۲۲ سال

خواننده ی جوان گروه اسپایس گرلز (Spice Girls) در ملاقاتش با بازیکن جوان فوتبال در سال ۱۹۹۷، شماره تلفن خود را به او می دهد و حالا بکهام هنوز بلیت هواپیمایی که ویکتوریا شماره اش را روی آن نوشته بود پیش خود دارد. این زوج در سال ۱۹۹۹ با یکدیگر ازدواج کردند.

ویکتوریا در یادداشتی برای نشریه ی British Vogue بیان کرد که همه باید بدانند که عشق در نگاه اول وجود دارد: «بله، عشق در نگاه اول وجود دارد. این اتفاق می تواند در سالن عمومی باشگاه منچستر یونایتد برایت بیفتد، گرچه کمی مست می شوی و جزئیات اتفاق برایت مبهم می شوند.»

۱۲- هیو جکمن و دبورا لی فرنس: ۲۳ سال

جکمن و همسرش فرنس که ۱۳ سال از او بزرگ تر است، در جریان فیلمبرداری اولین فیلم جکمن در سال ۱۹۹۵ با یکدیگر آشنا شدند. یک سال بعد، آن ها با یکدیگر ازدواج کردند و از آن زمان در کنار همدیگر زندگی می کنند.

جکمن در مصاحبه ای که با الن دی جنرس داشت بیان کرد: «واقعاً خوشحالم که قبل از هر اتفاقی با دبورا لی آشنا شدم. هر اتفاقی که در کارم، جلوی دوربین و پشت دوربین میفته رو ما همیشه در کنار هم انجامش داده ایم.»

۱۳- ویل اسمیت و جیدا پینکت اسمیت: ۲۴ سال

ویل اسمیت و جیدا پینکت اسمیت در سال ۱۹۹۵ در جریان تست بازیگری سریال «شاهزاده ی جدید» (Fresh Prince) با یکدیگر آشنا شدند. جیدا برای بازی در نقش نامزد ویل تست داده بود. این زوج در سال ۱۹۹۷ با یکدیگر ازدواج کردند و صاحب ۲ پسر به نام های جیدن و ویلو شدند. البته همه ی سال های زندگی مشترک شان هم با خوشی سپری نشده. خوشبختانه جیدا هرگز درگیر هیچکدام از شایعاتی نشد که درباره ی خیانت و طلاق او و همسرش مطرح می شد.

جیدا در مصاحبه ای بیان کرد: «این چیزیه که بهش اعتقاد دارم. مردی که ویله… یه مرد صادق و درستکاره. اون همه ی آزادی های دنیا رو داشته. تا وقتی که ویل بتونه تو آینه به خودش نگاه کنه و حالش خوب باشه، منم خوبم.»

۱۴- لیزا کودرو و مایکل استرن: ۲۶ سال

کودرو با استرن در سال ۱۹۹۵ ازدواج کرد، اما آشنایی این زوج به سال ۱۹۸۷ بر می گردد، یعنی زمانی که استرن با یکی از دوستان کودرو در رابطه بود. رابطه ی لیزا و مایکل ۶ سال بعد از آن شروع شد.

از آن زمان و طی این سال ها، علاقه ی میان این زوج دستخوش تغییراتی شده است. کودرو در مصاحبه ای در سال ۲۰۱۴ اظهار کرد: «وقتی تصمیم به ازدواج گرفتیم میدونستیم که عهد نمی کنیم تا ابد عاشق همدیگه باشیم، چون نمیشه این کارو کرد، اما به هم قول دادیم هر مشکلی که پیش اومد برای حلش تلاش کنیم. ما متعهدیم که زندگی مشترکمون رو درست و فعال پیش ببریم. وقتی مدت زیادی با کسی رابطه داشته باشی، یه جور پیوند به وجود میاد و عشق شکل دیگه ای پیدا میکنه.»

۱۵- دیوید بویی و ایمان: ۲۶ سال

دیوید بویی فقید، اسطوره ی موسیقی راک، در سال ۱۹۹۰ با ایمان که یک سوپر مدل بود، آشنا شد. بویی در نگاه اول عاشق ایمان شده بود اما ایمان کمی مردد بود.

ایمان در سال ۲۰۰۴ در مصاحبه ای اظهار کرد: «قطعاً نمیخواستم با کسی مثل اون وارد رابطه بشم. اما همیشه میگم که من عاشق دیوید جونز شدم. عاشق دیوید بویی نشده بودم. بویی فقط یه چهره ی اجتماعیه. اون یه خواننده است، یه هنرمنده. مردی که من باهاش آشنا شدم دیوید جونز بود.»

این زوج تا زمان مرگ نابهنگام بویی در سال ۲۰۱۶، با یکدیگر زن و شوهر بودند.

۱۶- متیو برودریک و سارا جسیکا پارکر: ۲۸ سال

سارا جسیکا پارکر و متیو برودریک در سال ۱۹۹۱ به واسطه ی برادر سارا با یکدیگر آشنا شدند. این زوج در سال ۱۹۹۷ با یکیدگر ازدواج کردند و صاحب ۳ فرزند شدند.

پارکر و برودریک معمولاً چیزی از رابطه ی خود بروز نمی دهند، اما وقتی یک بار در مراسمی یک خبرنگار از برودریک درباره ی راز ماندگاری ازدواج شان پرسید، او در جواب گفت: «گفتگو کردن. هیچوقت با عصبانیت نخواب.»

۱۷- اسنوپ داگ و شانته تیلور: ۳۰ سال

اسنوپ داگ با همسر اول (و دراصل دوم) خود در دوران دبیرستان در اواخر دهه ی ۱۹۸۰ آشنا شد. آن ها در سال ۲۰۰۴ از یکیگر جدا شدند، اما در سال ۲۰۰۸ دوباره با یکدیگر ازدواج کردند.

اسنوپ داگ در مصاحبه ای در سال ۲۰۱۳ از عشق فراوانش به همسرش گفت: «چون شما باید بدونین در راه رسیدن به موفقیت، اونو درگیر چه کشمکش ها و ماجراهایی کردم، چون من متوجه نبودم دارم باهاش چیکار می کنم، چقدر اذیتش میکنم و چقدر به خودم خیانت میکنم، تا اینکه مرد شدم و فهمیدم که باید این زنو که منو دوست داره و مادر بچه های منه دوست داشته باشم و زندگیم رو سر جای خودش بذارم و موسیقی و کارم رو بذارم تو اولویت دومم.»

۱۸- تام هنکس و ریتا ویلسون: ۳۱ سال     

تام هنکس در سال ۱۹۸۸، در جریان فیلمبرداری فیلم «داوطلب ها» (Volunteers) با همسرش ریتا آشنا شد. وقتی هنکس و ویلسون با یکدیگر آشنا شدند، یک سال از طلاق هنکس از همسر اولش گذشته بود و تام و ریتا یک سال بعد از آشنایی شان با یکدیگر ازدواج کردند.

هنکس به تازگی در یکی از مصاحبه هایش گفته است: «فکر نمیکنم که دیگه هیچوقت تنها بمونم… این احساسی بود که وقت آشنایی با همسرم با داشتم.»

۱۹- اپرا وینفری و استدمن گراهام: ۳۳ سال

اپرا وینفری در سال ۱۹۸۶ با استدمن گراهام آشنا شد. این زوج هرگز به طور رسمی با یکدیگر ازدواج نکردند، اما در سال ۲۰۱۲ با یکدیگر نامزد کردند. اپرا درباره ی علت خودداری شان از ازدواج می گوید که رابطه ی او و استدمن یک رابطه ی عادی نیست و ازدواج برای این رابطه، بیش از حد عادی محسوب می شود.

اپرا در مصاحبه ای بیان کرده: «اگر با استدمن مصاحبه کرده بودین بهتون میگفت که ما اگه باهم ازدواج کرده بودیم الان دیگه باهم نبودیم. چون اون یه مرد سنتیه و رابطه ی ما یه رابطه ی خیلی غیر سنتیه.»

۲۰- مریل استریپ و دان گامر: ۴۱ سال

مریل استریپ در سال ۱۹۷۸ با دان گامر آشنا شد. در آن زمان، ۶ ماه از فوت همسر اول استریپ بر اثر سرطان ریه گذشته بود.

استریپ و گامر حالا ۴ فرزند دارند. آن ها از زندگی مشترک شان زیاد صحبت نمی کنند اما وقتی استریپ در سال ۲۰۱۲ برای گرفتن جایزه ی اسکار بهترین بازیگر نقش اول زن به روی سن رفت، صحبت های خود را اینطور شروع کرد: «اول از همه می خوام از دان تشکر کنم چون اگه آخر سخنرانیت از همسرت تشکر کنی با موسیقی تشویقش میکنن و من میخوام بهش بگم که هر چیزی که بالاترین ارزش رو تو زندگیمون داره رو من از تو دارم.»

۲۱- دنزل و پائولتا واشنگتن: ۴۲ سال

دنزل و پائولتا واشنگتن در سال ۱۹۷۷ با یکدیگر آشنا شدند و در سال ۱۹۸۳ با یکدیگر ازدواج کردند. البته پائولتا پیش از ازدواج شان، ۳ بار درخواست ازدواج دنزل را رد کرده بود.

دنزل ابتدا فکر می کرد که دو بار از او خواستگاری کرده بود، اما وقتی این زوج در جریان یک مراسم در حال مصاحبه بودند، پائولتا فوراً اشتباه او را تصحیح کرد. دنزل در اینباره گفته بود: «اینو تا حالا جایی نگفتم. اون جواب رد بهم داد و گفت نه. ولی چون سه بار ازش خواستگاری کردم، یعنی اون دو بار به من جواب رد داده.»

۲۲- ساموئل ال. جکسون و لاتانیا ریچاردسون: ۴۹ سال

ساموئل ال. جکسون و لاتانیا ریچاردسون در زمان تحصیل در دانشگاه با یکدیگر آشنا و از همان زمان به یکدیگر علاقمند شدند. این زوج در سال ۱۹۸۰ با یکدیگر ازدواج کردند و دختری به نام زوئی دارند.

جکسون بارها درمورد نقش همسرش در تبدیل شدن او به بازیگر و شخصی بهتر صحبت کرده است: «همسرم لاتانیا همیشه سختگیرترین منتقد من بوده. اون میگه تو اونقدر باهوشی که بار اولی که چیزی رو میخونی، فکر میکنی با عقل و احساست فهمیدیش… اما بهش روح نمیدی. این وضعیت ادامه داشت تا اینکه من بالاخره کاملاً متوجه منظورش شدم. قبل از اون یه کارایی روی صحنه می کردم و بعد دنبال واکنش مخاطب بودم. اما از وقتی که تونستم نادیده ش بگبرم و روی ارتباطم با کسایی تمرکز کنم که باهام روی صحنه بودن، بالاخره تونستم پیشرفت کنم و تبدیل بشم به چیزی که الان فکر میکنم هستم.»

نوشته عشق و وفاداری در هالیوود؛ با زوج های هالیوودی آشنا شوید که پایدارترین ازدواج را داشته‎اند اولین بار در روزیاتو پدیدار شد.

چگونه نه بگویم؟ از حق طبیعی خود بهره ببرید

۱۲ فروردین ۱۳۹۸
622 views
بدون نظر

در بسیاری از مواقع دوست دارید بدون اینکه ناراحتی به وجود بیاورید، به کسانی که برایتان مهم هستند؛ نه بگویید و مطمئن باشید که کسی از دستتان ناراحت نمی‌شود و طردتان هم نمی‌کند. نه گفتن را بسیاری از روانشناسان و سخنرانان انگیزشی دنیا، یک نوع هنر نامیدند و من باب آن کتاب‌ها، فیلم‌ها و مقالات متعددی هم نوشته‌اند. در این مطلب سعی داریم چکیده‌ای از هنر نه گفتن را با همدیگر مرور کنیم تا بتوانیم در زندگی، بعضی وقت‌ها یک نه بگوییم و یک عمر عذاب وجدان هم نداشته باشیم. در حقیقت می‌خواهیم واژه نه را در فرهنگ لغات ذهنتان قرار دهید و جای خالی آن را پر کنید.

اول از همه بدانید که نه گفتن مصادف با دشمن تراشی و یا بی احترامی و بی اهمیتی به دیگران نیست؛ بلکه نه گفتن در مواردی به کار می‌رود ه در برابر درخواست‌های غیرضروری صورت می‌گیرد. تفکیک نوع درخواست‌ها هم خود کار چندان راحتی نیست اما اولین مرحله و نخستین رمز ورود به جهان نه گفتن، همین توانایی تشخیص و تفکیک درخواست‌ها از یکدیگر است. اینکه تصور کنید زین پس هرچه که رییس‌ یا مافوق شما در محل کارتان به شما گفت و شما یک نه جانانه تحویلش بدهید، مسئولیتش با نگارنده مطلب نیست!

چگونه نه بگویم

بله، حتما، صد در صد، اوکی، باشه، مشکلی نیست و صدها مترادف دیگر بارها و بارها از زبان ما خارج می‌شوند و ما را گیر می‌اندازند. در بسیاری از موارد پس از اینکه پاسخ بله را صادر کردیم، متوجه می‌شویم که از پس آنچه قولش را داده‌ایم بر نمی‌آییم. انگار درگیر یک اجبار شدیم و همکارمان که می‌خواهد برود خانه و از ما می‌خواهد که چند ساعتی را به جایش پر کنیم را بدرقه می‌کنیم و زندگی خودمان را درگیر می‌کنیم. این قبیل مسائل در بین ایرانیان بیشتر هم رواج دارد و فرهنگ تعارف که به پوست و استخوانمان نفوذ کرده، این رفتارها را رنگ و لعاب بیشتری می‌دهد.

احتمالا یادتان هست که در کودکی در بسیاری از موارد در برابر خواسته‌های بزرگترها (علی الخصوص والدینمان) پا به زمین می‌کوبیدیم و نه می‌گفتیم. اما به راستی چه شد که همان کودکان دیروز، وقتی قد بلند کردند و بالغ شدند، از آنور بوم افتادند و نه تنها «نه» از دهانشان افتاد، بلکه حتی رویشان نمی‌شود آن را به زبان بیاورند. برخی روانشناسان بر این باورند که این موضوع از کودکی در بشر نهادینه می‌شود و زمانی که با گفتن نه نه نه دوران بچگی، والدینی عصبانی را در برابر دیدگان خود می‌دیدیم، تصمیم می‌گیریم که در بزرگسالی کمتر مخاطب عصبانی را در قبال نه گفتن‌هایمان نظاره گر باشیم. ما نمی‌خواهیم نه بگوییم چون می‌ترسیم مخاطب روبرویمان (که شاید دوستمان، محبوبمان و یا هر فرد مهم دیگری باشد) را از دست بدهیم.

چگونه نه بگویم

نه یک کودک سه ساله به اندازه کافی عصبانی کننده و روی مخ هست، چه مانده به نه گفتن یک جوان بیست و چند ساله که کلی انتظار هم از او می‌رود. همین می‌شود که یک انسان «بله گو» (در محل‌های کاری به آن بله قربان گو نیز می‌گویند) می‌شویم و دائما در حال خودخوری می‌شویم. انسان‌های بله گو، دائما در حال اضطراب هستند و چیزی از درون روحشان آزار می‌دهد چرا که نگران مسئولیت‌های پذیرفته شده هستند. آنها احساس می‌کنند دلیل هستی‌شان، راست و ریست کردن کارهاییست که دیگران تمایلی به انجامشان ندارند.

از نظر علمی ثابت شده که وقتی ما درخواستی را از یک فردی می‌شنویم، بدون اینکه فرصتی به سلول‌های خاکستری مغزمان دهیم، جواب را صادر می‌کنیم. پس از چند دقیقه این سلول‌های به تکاپو افتاده شروع به تلنگر زدن به ما می‌کنند و نتایج تحلیل‌ها را آنالیز کرده و فرمان جدیدی برایمان صادر می‌کند. آنجاست که آه حسرت کشیده و از اشتباه خود غصه می‌خوریم. در نهایت پس از چند ساعت بالا و پایین کردن به این نتیجه می‌رسیم که باید با این مشکل کنار بیاییم، هر چند احساس خوبی هم به آن نداشته باشیم.

نباید تصور کنید که با نه گفتن، یک رابطه را به سمت خدشه دار شدن برده‌اید بلکه باید از آنور ماجرا به قضیه نگاه کنید و متوجه شوید که رد برخی درخواست‌های غیرمنطقی می‌تواند وقت، انرژی، قدرت بدنی، پول، فکر و بسیاری دیگر از چیزهایی که متعلق به شما هستند را حفظ کند. شما با نه گفتن از حق و حقوق‌تان دفاع می‌کنید، نه آنکه با کسی سر جنگ در بیاورید.

چگونه نه بگویم

شاید نتوانیم به تمام خواسته‌های دیگران نه بگوییم اما اینکه یاد بگیریم در برابر این درخواست‌ها، فکر کنیم و پاسخ دهیم نه اینکه روی هوا چیزی بپرانیم، از اولین اصول یادگیری هنر نه گفتن است. در وهله اول باید لیستی از تمام درخواست‌هایی که به آنها پاسخ مثبت می‌دهید، تهیه کنید. اگر از قماش بله گویان باشید، این لیست تبدیل به طومار می‌شود ولی اصلا نترسید، این طومار یک وسیله ضروری برای شما محسوب می‌شود.

سپس به زمانی که باید به درخواستها پاسخ دهید توجه کنید. این کار تمرینی است برای تشخیص درخواست ضروری از غیر ضروری. فرض کنید شما یک هفته خوب کاری داشتید و پاداش هم گرفتید، چرا نباید آخر هفته را به خودتان فرصت تفریح با دوستان بدهید و به آنها نه بگویید؟ این زمان، زمان درستی برای نه گفتن نیست و با نه گفتن در برابر تفریح آخر هفته پربارتان، به شخص خودتان ظلم کرده‌اید. نه گفتن زمان دارد و هر زمانی بیان کردن آن به سود شما نیست.

چگونه نه بگویم

در مرحله بعدی الویت‌ها را برای خودتان تعیین کنید و شروع به طبقه بندی درخواست‌ها کنید. اگر قرار است فرزندتان را به گردش علمی ببرید، با درخواست مهمی روبرو هستید تا مثلا همین کار را برای فرزند همسایه یا یکی از دوستانتان انجام دهید. این طبقه بندی‌ها البته گیرهای فراوانی دارد، مثلا آن لحظه‌ای که مادرتان از شما چیزی می‌خواهد و مدیرتان هم چیز دیگری؛ اینجا باید طبقه بندی را بر اساس زندگی خود بچینید و نمی‌توان به یک فرمول ثابت رسید. اگر کارتان با نه گفتن در خطر می‌افتد، مستقیما به آینده زندگی شما تاثیر خواهد داشت ولی اگر درخواست مدیرتان آنچنان چیز مهمی نیست، می‌توان با یک نه خود و خانواده‌تان را خوشحال کنید.

محدودیت‌های هر درخواست را برای خودتان کاملا تعریف کنید و به اصطلاح یک حد و مرزی برایشان تعیین کنید. با این کار آسان‌تر می‌توانید در برابر نه گفتن یا نگفتن (مساله اینست!) تصمیم گیری کنید. محدودیت‌ها هم می‌تواند فیزیکی باشد و هم احساسی و یا هر دو مورد را در بر گیرد. درخواست‌هایی که قرار است شما را از نظر روانی به هم بریزد و یا از نظر فیزیکی درب و داغونتان کند، طبیعتا در محدوده دایره خط قرمز شما جایگاهی نباید داشته باشند.

چگونه نه بگویم

دیگران را متقاعد کنید که باید خودشان به کارهایشان برسند. این مرحله، مرحله سختی است ولی اگر به این موضوع فکر کنید که با پذیرش یک درخواست، حق ندارید آن را به روش خودتان پیش ببرید و باید پا به پای استانداردها و رفتارهای درخواست کننده پیش بروید، احتمالا بیشتر به متقاعد کردن دیگران روی خوش نشان خواهید داد. شاید باورتان نشود ولی پذیرش بیجای درخواست‌ها به مراتب بیشتر می‌تواند به دوستی‌ها آسیب بزند تا رد کردن آنها.

یادگیری گفتن نه، شخصیت ما را دگرگون نمی‌کند اما به ما کمک می‌کند که با شناختی بهتر از خود روبرو شویم و توانایی‌هایمان را محک بزنیم و صد البته باعث بهبود قدرت تصمیم گیری ما می‌شود. به طور حتم نه گفتن حصاری دور شما و اطرافیان به وجود می‌آورد اما این حصار به منزله طرد شدن و دور شدن نیست بلکه حصار حفظ ایمنی زندگی شماست. بهتر است اول از همه نه گفتن را روی دوستان خود تمرین کنید و یکراست به سراغ خانواده و یا همکاران شغلی نروید، چرا که با قشر دوستان راحت‌تر هستیم.

چگونه نه بگویم

یادتان باشد با ایمان آوردن به واژه نه، از حد و حدود خود آگاه شده و نیازها و خواسته‌های خویشتن را در اولویت قرار می‌دهید. همنین قدرتهای درونی‌تان را بهتر می‌شناسید و شک و تردید از زندگی‌تان رخت بر خواهد بست. ضمنا یاد می‌گیرید که تا فکر نکردید پاسخ ندهید.

اگرچه ممکن است با نه گفتن احساسات دیگران را کمی تا قسمتی جریحه‌دار کنید و خوتان هم شرمنده شوید، اما در نهایت این را به یاد بسپارید که ضرر و زیانی متوجه شما نشده و روال زندگی‌تان به هم نخورده است. البته شاید شما کسی باشید که انرژی لازم برای انجام هر کار و درخواستی را دارید که در این صورت، می‌توانید تمام این نوشته را نادیده بگیرید ولی یادتان باشد که شما با پذیرش برخی درخواست‌ها، عملا راه پیشرفت را برای خود می‌بندید.

چگونه نه بگویم

همیشه مراقب حد و حدود خود باشید و به ذهنتان فرصت دهید که بتوانید جوابی درخور و درست در برابر درخواست‌ها ارائه کند. باید بدانید پذیرش درخواست یک شخص، امکان پذیرش درخواست دیگر افراد را از شما می‌گیرد و بهتر است در این مورد کمی سنجش کنید و بعد تصمیم گیری نمایید. هرگز برای رد درخواست‌ها دنبال دلیل نباشید اما اگر شخص درخواست دهنده اصرار بر دانستن دلیل داشت، او را به بهترین شکل متقاعد کنید نه آنکه طوری حرف بزنید که انگار از سر لجبازی و کینه و… به پاسخ خیر روی آورده‌اید.

 

همانطور که دوست ندارید کسی از شما چیزی را درخواست کند، شما نیز یاد بگیرید که از کسی هر چیزی را نخواهید. می‌دانید که یک ضرب المثل معروف بین‌الملی می‌گوید که شما و هیچ انسان دیگری پیتزا نیست که بتواند همه را راضی نگه دارد، اگر بخواهید با قبول کردن درخواست‌ها به مهر و محبت درخواست دهنده برسید، باید بدانید که در اکثر مواقع این تلاش یک کوشش بی‌ثمر است. اتفاقا اگر یاد بگیرید به افرادی که بیشتر دوستشان دارید نه بگویید، کار خود را در برابر سایرین راحت کرده و چند مرحله را یکجا رد کرده‌اید!

یادتان باشد، نه گفتن حق طبیعی و مسلم شماست.

نوشته چگونه نه بگویم؟ از حق طبیعی خود بهره ببرید اولین بار در روزیاتو پدیدار شد.

هر آنچه که در مورد فصل دوم سریال تاریخی و مهیج «تابو» باید بدانید

۱۲ فروردین ۱۳۹۸
924 views
بدون نظر

اگر شما هم از علاقمندان به دنیای تلویزیون و سریال های خارجی و به ویژه سریال های تاریخی با بازیگران مشهور باشید، سریال «تابو» (Taboo) را دیده اید. اما بعد از یک فصل خونین و هیجان انگیز، از فصل دوم این سریال چه انتظاراتی می توان داشت؟ سریال «تابو» توسط تام هاردی همراه با پدرش، چیپس هاردی و استیون نایت ساخته شد و تام هاردی خود نقش اول آن را بازی می کرد. داستان سریال در سال ۱۸۱۴ رخ می داد و ماجرای جوانی به نام جیمز دلینی را روایت می کرد که بعد از بیش از یک دهه زندگی رازآلود در آفریقا به انگلستان باز می گردد. او که همه فکر می کردند مرده است، با بازگشت خود آشوبی در شهر لندن بپا می کند و فکر می کند که مرگ پدرش طبیعی نبوده و به قتل رسیده است.

سریال «تابو» (Taboo)

دلینی فکر می کند که پدرش را به خاطر یک قطعه زمین بسیار باارزش کشته اند و خیلی زود اولین مظنون و هدف خود را پیدا می کند. فصل اول سریال «تابو»، یک تریلر تلخ و انتقام جویانه بود که خیلی زود توجه مخاطبان تلویزیون را به خود جلب کرد و بسیاری انتظار فصل دوم و ادامه ماجراهای جیمز دلینی را می کشند. اگر چه ساخت فصل دوم «تابو» بلافاصله پس از پخش فصل اول تایید شد اما هم هاردی و هم نایت مشغول پروژه های دیگر شدند. برای شروع فیلم برداری فصل دوم در سال ۲۰۱۸ برنامه ریزی هایی صورت گرفت اما به نظر می رسد که طرفداران سریال باید مدت بیشتری برای بازگشت جیمز دلینی صبر داشته باشند.

سریال «تابو» (Taboo)

برنامه کاری و نقش آفرینی های تام هاردی چنان شلوغ است که نمی توان فرصتی برای ساخت یک فصل ۸ قسمتی دیگر از سریال «تابو» یافت اما با توجه به موفقیت فصل اول و هیجانی که برای تماشای فصل دوم وجود دارد، ساخت فصل دوم این سریال قطعی است اما زمان می خواهد. تعداد بینندگان سریال «تابو» به طرز قابل توجهی بالا بوده و منتقدان نیز استقبال خوبی از آن داشته اند هرچند برخی به خشونت بالای داستان خرده گرفته اند.

سریال «تابو» (Taboo)

از این روی خیلی زود ساخت فصل دوم آن تایید شد اما پیدا کردن زمان کافی برای ساخت فصل دوم اصلی ترین چالش بر سر راه تام هاردی و دیگر عوامل ساخت سریال بوده است. بعد از انتشار فصل اول، تام هاردی به سرعت به سراغ بازی در فیلم «ونوم» (Venom) رفت و نایت نیز کارگردانی فیلم «سرنیتی» (Serenity) و نوشتن فیلمنامه قسمت دوم فیلم «جنگ جهانی زد» به کارگردانی دیوید فینچر را پذیرفت که البته بعدها ساخت آن توسط کمپانی پارامونت کنسل شد. اما شاید سوال شما این باشد که فصل دوم سریال «تابو» در چه مورد خواهد بود؟

بیشتر بخوانید: ۲۱ سریال تلویزیونی جذاب، مهیج و برتر سال ۲۰۱۷ که باید حتما ببینید

سریال «تابو» (Taboo)

فصل اول سریال با یک نبرد دراماتیک و بسیار مرگبار به پایان رسید و جیمز نیز همراه با تیمش سفر دریایی به آمریکا را آغاز نمود. هنوز اطلاعات و جزییات دقیقی در مورد داستان فصل دوم منتشر نشده و نایت نیز تصریح کرده که برای نوشتن فیلمنامه فصل دوم مدت زمان زیادی وقت نیاز دارد. اما می توان انتظار داشت که در فصل دوم، جیمز دلینی در نهایت ما را زمین جنجالی «نوتکا سوند» (Nootka Sound) ببرد، قطعه زمینی که آن همه نبرد و جنجال را در فصل اول باعث شد.سوال بعدی این است که زمان پخش فصل دوم کی خواهد بود؟

سریال «تابو» (Taboo)

برنامه ریزی ها برای شروع فیلم برداری فصل دوم «تابو» در سال ۲۰۱۸ نتیجه ای در بر نداشت و از صحبت های اخیر نایت می توان چنین استنباط کرد که فیلم برداری ها تا سال ۲۰۲۰ آغاز نخواهد شد. اگر این برنامه بار دیگر تغییر نکند می توان در بهترین حالت منتظر فصل دوم این سریال تاریخی زیبا در اواخر سال ۲۰۲۰ بود. بدین ترتیب فاصله ای طولانی بین فصل اول و دوم این سریال خواهد افتاد که البته ارزشش را خوهد داشت. سوال بعدی این است که این سریال چند فصل خواهد داشت؟

سریال «تابو» (Taboo)

در حالی که از ابتدا برای ساخت فصل دوم «تابو» نیز برنامه ریزی نشده بود اما ساخت فصل دوم آن نیز خیلی زود تایید شد و نایت گفته که داستانی که وی در ذهن دارد، این سریال را در ۳ فصل به پایان خواهد رساند. به گفته نایت، فصل اول فرار دلینی از لندن و آغاز راه او به سمت آمریکا را به تصویر کشید، در فصل دوم و سوم نیز به ماجراهای سفر دریایی او و رسیدنش به نوتکا سوند پرداخته خواهد شد. با توجه به اینکه فصل دوم سریال هنوز فیلم برداری نشده، به نظر می رسد که برای ساخت فصل سوم آن و دیدن پایان داستان جیمز دلینی سال های طولانی باید صبر کنیم.

بیشتر بخوانید: بهترین سریال های تلویزیونی خارجی برای تماشا در ایام نوروز: شبکه FX

نوشته هر آنچه که در مورد فصل دوم سریال تاریخی و مهیج «تابو» باید بدانید اولین بار در روزیاتو پدیدار شد.

سلبریتی های زنی که به عمل های زیبایی خود اعتراف کردند

۱۲ فروردین ۱۳۹۸
1,319 views
بدون نظر

سلبریتی ها معمولاً حرفی از عمل های زیبایی شان نمی زنند و ادعا می کنند که زیبایی و جوانی شان را مدیون سبک زندگی سالم شان هستند. در این میان اما زنان مشهوری هم بوده اند که کتمان نکرده اند برای جوان ماندن به عمل های زیبایی و جراحی های پیچیده تن داده اند. در ادامه به سلبریتی های زنی می پردازیم که به عمل های زیبایی خود اقرار کرده اند.

عمل های زیبایی سلبریتی های زن

۱- بریتنی اسپیرز
از قرار معلوم، تنها عمل زیبایی بریتنی اسپیرز، فیلر لب بوده است. اما بریتنی عمل زیبایی اش را کتمان نمی کند و حتی در اینباره گفته بود که به نظرش جالب بوده.
فیلرها نوعی ژل پرکننده ی پوستی هستند که از مواد مختلف طبیعی، انسانی (از مواد بدن انسان) و یا مصنوعی ساخته می‌شوند.

۲- کریسی تیگن
کریسی تیگن یک بار در مصاحبه ای گفته بود که جز گونه هایش، هیچ چیز دیگرش طبیعی و برای خودش نیستند. اما بعدها معلوم شد که او شوخی کرده بود و تنها عمل زیبایی اش، لیپوساکشن بازو بوده.

۳- ویکتوریا بکهام
ویکتوریا بکهام در دورانی که در گروه موسیقی «اسپایس گرلز» فعالیت می کرد، جراحی پروتز سینه انجام داد. اما او حالا از این کار پشیمان است و به دختران جوان توصیه نمی کند که صرفاً به خاطر پیروی از مد، بدن خود را تغییر دهند. ویکتوریا حالا دیگر از سایز طبیعی خود راضی است و با بدن خود احساس راحتی می کند.

۴- تایرا بنکس
این مدل مشهور در کتاب جدیدش فاش کرد که در اوایل ورودش به حرفه ی مدلینگ، بینی خود را به تیغ جراحی سپرد. علاوه بر این، او اغلب از کلاه گیس استفاده می کند و این مسأله را هم پنهان نمی کند.

۵- کلوئی کارداشیان
کلوئی کارداشیان در یکی از مصاحبه هایش اعلام کرد که به صورتش فیلر تزریق کرده بود، اما چون از نتیجه راضی نبود، تخلیه اش کرد. با این حال، کلوئی ادعا می کند که بینی اش طبیعی است.

۶- کیلی کوئوکو
ستاره ی سریال پرطرفدار «بیگ بنگ» (Big Bang) اذعان کرده که ایمپلنت سینه انجام داده و بینی اش را هم عمل کرده است. کوئوکو ادعا می کند که این تغییرات به او اعتماد به نفس دادند.

۷- گوئینت پالترو
پالترو در یکی از مصاحبه هایش بیان کرد که هر روش زیبا سازی ای جز جراحی را امتحان کرده است. پالترو می گوید که بعد از تزریق بوتاکس از چهره ی اش وحشت کرده بود: «مثل دیوونه ها کرده بود منو.» اما او مخالف عمل زیبایی نیست و می گوید احتمالاً یک روز خودش را به تیغ جراحی خواهد سپرد.

۸- ایگی آزیلیا
این خواننده ی هیپ هاپ عمل امپلنت سینه انجام داده و این موضوع را کتمان نمی کند. بینی و چانه ی او هم تغییراتی داشته اند و او در اینباره می گوید: «انکارش نمی کنم.»

۹- جنیفر آنیستون
اگر عکس های جنیفر آنیستون جوان را با عکس های اخیرش مقایسه کنیم متوجه می شویم که بینی او تغییراتی کرده است. این بازیگر مشهور در یکی از مصاحبه هایش اعلام کرد که پره های بینی اش را عمل کرده است.

۱۰- آماندا باینس
باینس که بینی اش را جراحی کرده، در یکی از مصاحبه هایش بیان کرد که از عکس های قدیمی اش که چهره ی قبلی اش را در آن ها دارد بیزار است.

۱۱- رابین رایت
رابین رایت در مصاحبه ای اعلام کرد که به طور منظم، سالی دو بار تزریق بوتاکس و فیلر انجام می دهد. او این روزها از ده سال پیش خود، جوان تر به نظر می رسد.

۱۲- دنیس ریچاردز
این بازیگر مشهور اولین عمل زیبایی اش را در سن نوزده سالگی انجام داد که عمل ایمپلنت سینه بود. بعد از آن او باز هم این عمل را تکرار کرد. اما ریچاردز حالا از تصمیم خود پشیمان است. او در یکی از مصاحبه هایش اعلام کرد که برای اصلاح پیامدهای این عمل، تلاش زیادی کرد.

۱۳- شِر
شِر تلاشی برای پنهان کردن جراحی های زیبایی اش نمی کند. او لیفت مدور صورت، جراحی بینی و عمل ایمپلنت سینه انجام داده است. شِر در اینباره می گوید: «من لیفت صورت انجام دادم، ولی کی انجام نداده؟»

۱۴- کورتنی کاکس
عمل های زیبایی ستاره ی سریال پرطرفدار «دوستان» (Friends) برایش مشکل ساز شده است. تزریق فیلر و بوتاکس، چهره ی او را به قدری تغییر داده که دیگر قابل شناسایی نیست. کورتنی اعلام کرده که از کرده ی خود پشیمان است و تصمیم گرفته است که دیگر هیچ عمل زیبایی ای انجام ندهد.

۱۵- نیکول کیدمن
رسانه ها بارها کیدمن را به خاطر عمل های زیبایی زیادش ملامت کرده اند، از عمل ایمپلنت سینه گرفته تا تغییر دندان ها. اما نیکول کیدمن فقط تزریق بوتاکس به صورتش را قبول کرده و بقیه ی ادعاها را رد کرده است.

نوشته سلبریتی های زنی که به عمل های زیبایی خود اعتراف کردند اولین بار در روزیاتو پدیدار شد.

نقد فیلم رحمان ۱۴۰۰ ؛ مرز باریک بین کمدی بی معنی و طنز سیاسی

۱۲ فروردین ۱۳۹۸
1,246 views
بدون نظر

رحمان ۱۴۰۰ حاصل سلیقه عام مردم ماست و اگر کمدی‌اش از نوع جنس نابی نیست، دلیلش رگ خواب مخاطبین است و بس. نمی‌توان به منوچهر هادی خرده گرفت که چرا فیلمش محتوای فاخری ندارد و یا چرا کاراکترها در حد یک سری کاراکتر مقوایی باقی می‌مانند و با اثری بی سر و ته روبرو هستیم، هادی به خوبی رگ مخاطب و تماشاگر ایرانی را شناخته و اتفاقا از قضا در فیلم رحمان ۱۴۰۰ بیشتر از آثار پیشین خود (من سالوادور نیستم) به این رگ نزدیک شده است. هادی فیلمی کمدی ساخته که بی سر و ته است ولی نمی‌توان به آن لقب کمدی سخیف داد؛ او فیلمی ساخته که شوخی‌های جنسی دارد و اینکه شوخی‌های جنسی را یک نوع کمدی سخیف بدانیم چندان منطقی نیست چرا که کمدین‌های بزرگ از دیرباز این شوخی‌ها را در فیلم‌های خود اجرا می‌کردند. رحمان ۱۴۰۰ فیلمی است که در بطن داستان بی سر و ته خود، چهار تکه سیاسی هم می‌اندازد و از همین حیث فاز روشنفکری هم می‌گیرد و مخاطب عام تصور می‌کند که مشغول دیدن یک فیلم سیاسی کمدی است و به خود می‌بالد. منوچهر هادی به تماشاگران خود ارج می‌نهد و آنها را با سوپراستارهایی که دوست دارند به مدت نود دقیقه سرگرم می‌کند و قصدش هم سرگرمی است و بس، نه چیزی فراتر.

نقد فیلم رحمان ۱۴۰۰

این مقدمه طولانی برای این بود که موضع‌گیری خودم را به عنوان یک منتقد سینمایی نسبت به فیلم جدید منوچهر هادی با نام رحمان ۱۴۰۰ مشخص کنم اما شاید با وجود این همه پرگویی، هنوز هم نتوانستم این موضع را شفاف و روشن مشخص کنم. فیلم‌های کمدی سخیف در سینمای ایران کم نیستند و نمونه بارز آن در سال گذشته با فیلم تهران، لس آنجلس روی پرده سینماها آمد و با فروش چند میلیاردی ثابت کرد که این دست فیلم‌ها بفروش هستند. اما آثاری چون هزارپا و یا همین رحمان ۱۴۰۰ در دسته کمدی‌هایی قرار می‌گیرند که خودشان را کمی تا قسمتی جدی گرفته و سعی می‌کنند لب مرز لودگی راه بروند و با اینکه بیشتر وقتها به آنور خط پرت می‌شوند، اما گاهی هم مسیر درستی روی خط پیمایش می‌کنند.

نقد فیلم رحمان ۱۴۰۰

داستان فیلم درباره کارگری است که برای حاج آقایی ثروتمند کار می‌کند که از قضا مقام بلند پایه‌ای است (مهران مدیری و شباهت گریمش به محمدرضا عارف در فیلم ستودنی است) . این کارگر که رحمان (با بازی سعید آًقاخانی) نام دارد هیچ پولی در بساط ندارد و وقتی می‌فهمد که سرطان بدخیمی گرفته و به زودی می‌میرد، تصمیم می‌گیرد که به دست آقازاده رییسش (با بازی محمدرضا گلزار) کشته شود تا بلکه زنش بتواند با گرفتن حق رضایت میلیارید، اوضاع فرزندانشان را در آینده تضمین کند. همین داستان کمدی به شدت تراژدی است و اینکه شاهد قصه زندگی یک کارگر باشیم که قصد دارد با کشته شدن خودش توسط یک شازده، خانواده‌اش را خوشحال کند، همان فاصله گرفتن از خط لودگی است که در چند سطر بالاتر به آن اشاره کردم.

نقد فیلم رحمان ۱۴۰۰

برگ برنده فیلم در اصل سعید آقاخانی است که در تمامی پوسترها و اکثر آنونسهای تبلیغاتی فیلم نادیده گرفته شده و به جایش مهران مدیری و محمدرضا گلزار در تمامی این تصاویر گل سر سبد فیلم شناخته شده‌اند. مهران مدیری اما سرجمع هفت هشت دقیقه در فیلم بازی می‌کند و محمدرضا گلزار هم که ثابت کرده به هیچ صراطی به راه راست هدایت نمی‌شود و استعدادی در بازیگری ندارد. این سعید آقاخانی و البته بهرام افشاری هستند که توانستند بار کمدی فیلم را بر دوش بگیرند و آن را از منجلاب سخیف بودن نجات دهند،‌ هرچند بازهم همانطور که بالاتر اشاره کردم باید اعتراف کرد فیلم در بسیاری از مواقع به این چاله کشیده می‌شود ولی خوشبختانه با یک حرکت هوشمندانه از سوی کارگردان و روایت داستان، خودش را از این چاله در می‌آورد.

نقد فیلم رحمان ۱۴۰۰

اشارات سیاسی گوناگونی که در فیلم به وفور دیده می‌شود (از جمله موسسه کاسپین و آقازادگی و تولید ملی و…) همگی به اندازه نیستند ولیکن در سطحی قرار دارند که مخاطب هوشمندتر را کمی راضی نگه دارند. منوچهر هادی بیشتر شبیه افرادی شده که در هر چیزی اظهار نظر سیاسی می‌کنند و انتقادشان در حد مطالب تلگرامی است نه بیشتر، رحمان ۱۴۰۰ هم با اینکه انتقاد می‌کند، اما این انتقاد را ملایم و در حد جوک‌های تلگرامی به موضوعات روز می‌اندازد.

نقد فیلم رحمان ۱۴۰۰

فیلمنامه در عمل یک سوژه جالب بوده که با یک سری دیالوگ به قهقهرا رفته و دیالوگ‌ها هم به تعداد انگشتان یک دست به یادماندنی و خنده دار هستند و بقیه باز هم شبیه همان جوک‌های تلگرامی باقی می‌مانند. با اینکه فیلم با بودجه خوبی ساخته شده اما برخی صحنه‌ها همچون موتور سواری و بالن سواری به بدترین نحو ممکنه کار شده و کاش منوچهر هادی در آثار بعدی خود با سازندگان جلوه‌های ویژه میدانی بهتری کار کند. موسیقی فیلم هم عملا نقشی در آن ندارد و بود و نبودش مانند بسیاری از کاراکترها و داستانک‌های فرعی فیلم، تفاوتی ایجاد نمی‌کرد.

نقد فیلم رحمان ۱۴۰۰

فیلم رحمان ۱۴۰۰ برای کارگردانش اندکی پیشرفت حساب می‌شود چرا که با ساخته‌های قبلی‌اش فاصله گرفته و بهتر از آب در آمده اما اینکه منوچهر هادی کی بتواند یک کارگردان توانا و قابل شود که آثارش به یاد ماندنی باشند و نه گذرا، هنوز مشخص نیست اما بازهم باید تاکید کنم که او برای مخاطبینی فیلم می‌سازد که همین دسته آثار را دوست دارند و این موضوع را در شبکه‌های اجتماعی نظیر اینستاگرام ثابت کرده‌اند، شاید اشکال کار در منوچهر هادی و رحمان ۱۴۰۰ها نیست، اشکال در سلیقه‌ای است که معلوم نیست کی و کجا و چرا به چنین ابتذالی کشیده شد.

نوشته نقد فیلم رحمان ۱۴۰۰ ؛ مرز باریک بین کمدی بی معنی و طنز سیاسی اولین بار در روزیاتو پدیدار شد.

نقد فیلم چهار انگشت؛ حاج آقا به تایلند می‌رود

۱۲ فروردین ۱۳۹۸
879 views
بدون نظر

حامد محمدی بعد از ساخت اکسیدان، فیلم کمدی دیگری خلق کره و زوج کمدی موفق فیلم پیشین خود را در اثر جدید خود نیز به کار گرفته است. امیر جعفری و جواد عزتی زوجی هستند که به اصطلاح عام به هم می‌آیند و شیمی خوبی بین این دو بازیگر برقرار است. محمدی ترکیب دیگری از این زوج را در فیلم چهارانگشت آفریده و این بار به جای انکه پدرش، منوچهر محمدی، در نقش تهیه کننده حضور پیدا کند، سکان تهیه کنندگی را به حمید پنداشته داده است. فیلم چهارانگشت درباره سفر داماد یکی از دولتمردان به کامبوج و سپس به تایلند است و مشاورش نیز در این سفر کنار اوست.

حمید پنداشته پیش از چهارانگشت فیلم خانم یایا را تهیه کنندگی کرده بود و از آنجا که هر دو فیلم در تایلند روایت می‌شوند، به نظر می‌رسد که پنداشته روابط خوبی با تایلندی‌ها دارد! اما جدا از این مورد باید گفت که به علت عدم استقبال مخاطبین به فیلم یایا، نام پنداشته و سوژه سفر به تایلند فیلم برخی تماشاگران را به این واهمه سوق می‌دهد که نکند دوباره با فیلم بی سر و تهی همچون خانم یایا روبرو هستند؟ پاسخ سوال اینجاست که فیلم چهار انگشت ربطی به ژست و سوژه و فرم خانم یایا ندارد و دقیقا مسیری را می‌رود که برخی فیلم‌های کمدی امروزی می‌روند: شوخی با خط قرمزها و گذاشتن یک شخص (ترجیحا حاج آقای مذهبی مرتبط با بدنه حاکمیت) در کنار این خطوط.

نقد فیلم چهار انگشت

فیلم چهارانگشت با برچسب بالای دوازده سال به اکران در آمده (البته این برچسب سر در برخی سینماهای نمایش دهنده فیلم نیست که جای تعجب دارد) و باید گفت که شوخی‌های جنسی و موارد مورد دار فیلم به پای اثری چون رحمان ۱۴۰۰ نمی‌رسد و با فیلمی خانوادگی‌تر روبرو هستیم. همچنین بازی‌های دو هنرپیشه اصلی فیلم خوب و حساب شده است اما در کل با اثری ضعیف روبرو هستیم.

ضعف فیلم چهارانگشت به فیلمنامه کلیشه‌ای و بی سر و ته آن برمی‌گردد و البته ناگفته نماند که فیلم با اینکه مثلا کمدی است اما در نهایت شاید تعداد صحنه‌های خنده‌دار به انگشتان یک دست هم نرسد. تنها مساله‌ای که می‌تواند باعث این شود که تماشاگر فیلم را تحمل کند، همان شیمی خوب و بازی قوی بین دو بازیگر اصلی است (و شاید بتوان گفت تنها بازیگران فیلم چرا که دیگر شخصیت‌ها بسیار فرعی هستند و عملا نقشی در فیلم ندارند)

حقیقت این است که سازندگان فیلم‌های ایرانی به این نکته پی بردند که شوخی با سفر مردان ایرانی به تایلند و پاتایا، یک سوژه ناب می‌تواند باشد ولی مشکل اینجاست که خطوط قرمز در فرهنگ و سینمای ما به حدی پررنگ است که به هیچ وجه نمی‌توان یک فیلم کمدی از سفر به تایلند در آورد. فیلم‌های کمدی از این دست در سینمای بی قید و بند هالیوود وجود دارند و از قضا موفق هم هستند (نمونه‌اش فیلم سینمایی Euro Trip) ولیکن همگی می‌دانیم که سوژه سفر به تایلند تا چه حد به ممیزی نزدیک است و طبیعتا نمی‌توان در سینمای ایران به این ممیزی‌ها درست پرداخت.

نقد فیلم چهار انگشت

اصرار فیلمسازان ایرانی به ساخت چنین موضوعی، برای من غیرقابل درک است و شاید بد نباشد تا این سوژه را بعد از ناموفق بودن فیلم‌هایی همچون خانم یایا و همین فیلم چهارانگشت، بوسید و کنار گذاشت. من سالوادور نیستم، تگزاس، مصادره و…. هم آثاری بودند که در آن با سفر به فرنگ شوخی‌های فراوانی شده بود و گرچه هیچ‌کدام نتوانستند آنچنان که باید موفق عمل کنند، اما به مراتب از آثاری چون خانم یایا و چهارانگشت عملکرد بهتری چه در برابر تماشاگران و چه در گیشه داشتند.

مردی مذهبی که قصد دارد در انتخابات آینده مجلس هم شرکت کند، به دروغ به خانواده و دوستانش می‌گوید که عازم سفر مکه است و بعد به همراه مشاور خود به کامبوج می‌رود تا همسر موقت خود را در آنجا ملاقات کند. در کامبوج متوجه می‌شود که زن آسیایی‌اش، او را قال گذاشته و به تایلند رفته و با یک آمریکایی به عقد دائم در آمده است. او به همراه مشاور خود به تایلند می‌رود تا همسرش را پیدا کند و در این سفر با موارد متعددی روبرو می‌شود، مواردی که از تیغ خودسانسوری در امان نمانده‌اند و نهایتا به باغ وحش و معابد تایلند ختم شده‌اند. (البته کارگردان دیگر زورش را هم زده و شوخی‌ها را به سالن ماساژ هم می‌کشاند و آن را سریع جمع می‌کند.)

نقد فیلم چهار انگشت

فیلمبرداری فیلم چهارانگشت به شدت ضعف دارد و متاسفانه فیلمبردار به هیچ وجه نتوانسته اقلیم زیبای تایلند را در قاب دوربین خود به تصویر بکشد (البته شاید همان معضل مشکل خودسانسوری هم در این قاب‌های کج سلیقه بی‌تاثیر نبوده است) در عوض با موسیقی خوبی روبرو هستیم که کاملا با ریتم و داستان فیلم هماهنگ بوده و می‌تواند مخاطب را به وجد بیاورد. بخش موسیقی آنقدر قوی و خوب کار شده که به جرات می‌توان ادعا کرد آهنگ تیتراژ پایانی فیلم نیز به تنهایی از تمام مدت نود دقیقه فیلم جذاب‌تر است!

نقد فیلم چهار انگشت

چهارانگشت یک پسرفت شدید برای حامد محمدی حساب می‌شود و به هیچ وجه نمی‌تواند مانند اکسیدان یک فیلم کمدی سرگرم کننده باشد. محمدی در چهارانگشت درگیر خطوط قرمزی شده که دست و پایش را بسته و نمی‌داند در این منجلاب باید چه کند و به همین خاطر رو به مسخره‌ترین و بی‌مزه‌ترین شوخی‌ها می‌آورد. از نظر من او باید از داشتن امیر جعفری و جواد عزتی در فیلمش خدا را شاکر باشد چرا که بدون حضور این دو نفر، چهارانگشت عملا هیچ چیزی برای گفتن ندارد.

نوشته نقد فیلم چهار انگشت؛ حاج آقا به تایلند می‌رود اولین بار در روزیاتو پدیدار شد.