این سایت در ستاد ساماندهی ثبت شده و تابع قوانین جمهوری اسلامی میباشد

جزییاتی از بزرگی «ناوگروه تهاجمی» ارتش ایالات متحده که در راه «خلیج فارس» است

۲۱ اردیبهشت ۱۳۹۸
425 views
بدون نظر

ارتش ایالات متحده در حال فرستادن یک ناوگروه تهاجمی، تعدادی بمب افکن، جت جنگنده، یک کشتی پیشرفته با قابلیت انجام عملیات آبی خاکی و یک آتشبار بزرگ پرتاب موشک های سطح به هوا به خاورمیانه است. این حجم از ارسال تجهیزات نظامی به خلیج فارس در سال های اخیر بی سابقه بوده و بسیاری آن را نشانه درگیری نظامی بین ایران و این کشور می دانند. ناوگروه یو اس اس آبراهام لینکلن، که از یک ناو هواپیمابر بزرگ به همین نام و بال های هوایی متعدد، در کنار یک رزمناو و ۴ فروند ناوشکن تشکیل شده اوایل هفته گذشته همراه با تعداد اعلام نشده ای از بمب افکن های سنگین و دوربرد بی-۵۲ استراتوفورترس (B-52 Stratofortress) به سمت منطقه خاورمیانه به راه افتاده اند.

تسلیحات نظامی ایالات متحده برای مقابله با ایران در خلیج فارس

فرماندهی مرکزی نیروی هوایی ایالات متحده روز پنج شنبه اعلام کرد که جفت های جنگنده اف-۱۵ سی ایگل (F-15C Eagle fighter jets) برای «دفاع از نیروها و منافع ایالات متحده در منطقه» مستقر شده اند. روز جمعه، پنتاگون نیز در بیانیه ای ادعا کرد که ناو یو اس اس آرلینگتون (USS Arlington)، که یک کشتی تهاجمی آبی خاکی است و سیستم موشکی سطح به هوای پاتریوت را نیز در راه خاورمیانه دارد. این حجم از تسلیحات نظامی، به ادهای فرماندهی مرکزی نیروی هوایی ایالات متحده، در حال حاضر در پاسخ به «شواهد روشن مبنی بر آماده سازی ایرانی ها و نیروهای اقماری ایران برای حمله احتمالی به نیروهای ایالات متحده در منطقه» به خاورمیانه و خلیج فارس اعزام شده اند.

تسلیحات نظامی ایالات متحده برای مقابله با ایران در خلیج فارس

در ماه های اخیر با افزایش فشارهای ایالات متحده بر ایران و تحریم های متعدد برای جلوگیری از صادرات نفت کشورمان، تنش بین دو کشور نیز دستکم در صحنه سیاسی بالا گرفته و دو طرف همدیگر را به واکنش های سخت تهدید کرده اند. اگر چه این تحرکات نمی تواند لزوماً به معنای درگرفتن جنگ در منطقه باشد اما تحرکات آمریکایی ها در این زمینه را از زمان جنگ عراق می توان بی سابقه دانست. در ادامه قصد داریم شما را با تسلیحات و ابزارهای جنگی که ایالات متحده در هفته های اخیر به خلیج فارس اعزام کرده آشنا کنیم.

ناو هواپیمابر: یو اس اس آبراهام لینکلن

تسلیحات نظامی ایالات متحده برای مقابله با ایران در خلیج فارس

آدمیرال جان ریچاردسون، رییس بخش عملیات دریایی ارتش ایالات متحده، در گذشته از ناوهای هواپیمابر این کشور با عنوان «تجلی ترسناک قدرت ملی ایالات متحده» یاد کرده بود و یک ناوگروه تهاجمی بزرگ می تواند قدرت بیشتری را به نمایش بگذارد. ناو هواپیمابر یو اس اس آبراهام لینکلن، یک پایگاه هوایی متحرک در دریاست که رهبری ناوگروه را بر عهده داشته و از تیم حفاظت هوایی قدرتمندی برخوردار است.

بال های هوایی ناو هواپیمابر آبراهام لینکلن: جنگنده ها، هواپیمای جنگ الکترونیکی، هواپیمای اخطار زودهنگام و هلی کوپترهای گشت زن

تسلیحات نظامی ایالات متحده برای مقابله با ایران در خلیج فارس

بال های هوایی ناو هواپیمابر آبراهام لینکلن شامل تعدادی جنگنده اف/ای-۱۸ سوپر هورنت (F/A-18 Super Hornet)،  یک هواپیمای جنگ الکترونیکی EA-18G Growler، هواپیمای هشدار زودهنگام E-2 Hawkeye و تعددی هلی کوپتر از چندین اسکادران است که می توانند عملیات های متعددی را به اجرا بگذارند.

رزمناو: یو اس اس لیت گلف

تسلیحات نظامی ایالات متحده برای مقابله با ایران در خلیج فارس

رزمناوهای مجهز به موشک های هدایت شونده کلاس Ticonderoga کشتی های جنگی چند منظوره ای هستند که با ۱۲۲ سیستم پرتاب افقی سنگین از پرتابه های مختلف، از موشک تاماهاوک و موشک های کروز مخصوص حمله به اهداف زمینی تا موشک های سطح به هوا و راکت های ضد زیردریایی، مجهز شده است.

۴ ناوشکن: یو اس اس بینبریج، یو اس اس گونزالز، یو اس اس میسون و یو اس اس نیتز

تسلیحات نظامی ایالات متحده برای مقابله با ایران در خلیج فارس

مانند رزمناوهای بزرگ، ناوشکن ها نیز تجهیزات دریایی چند منظوره هستند که با ۹۰ تا ۹۶ پرتابه سنگین مجهز شده و علاوه بر سیستم دفاع موشکی هوایی و موشکی، از توانایی انجام حملات زمینی نیز برخوردار است. در اوایل دوران ریاست جمهوری دونالد ترامپ، دو ناوشکن نیروی دریایی ایالات متحده پایگاه هوایی شعیرات در روسیه را با استفاده از ۵۹ فروند موشک تاماهاک نابود کردند.

بیشتر بخوانید: عملیات غیرممکن؟! آیا غرق کردن ناوهای هواپیمابر ایالات متحده امکان پذیر است؟!

بمب افکن ها: بی- ۵۲

تسلیحات نظامی ایالات متحده برای مقابله با ایران در خلیج فارس

بمب افکن بی-۵۲ یک بمب افکن با توان پرواز در ارتفاع بالا و سرعت زیر سرعت صوت است که توانایی حمل پرتابه های متعارف و هسته ای را دارد. این هواپیمای قدرتمند و غول پیکر می تواند تا ۷۰٫۰۰۰ پوند (نزدیک به ۳۲ تن) از انواع سلاح ها و پرتابه ها را حمل کرده و در ماموریت های مختلفی مانند حملات استراتژیک، پشتیبانی هوایی نزدیک، ایجاد منطقه پرواز ممنوع و حملات تهاجمی و عملیات های دریایی به کار گرفته می شود.

جنگنده ها: اف-۱۵ سی ایگل

تسلیحات نظامی ایالات متحده برای مقابله با ایران در خلیج فارس

جنگنده های اف-۱۵ مستقر در منطقه خاورمیانه در روزهای اخیر حامل موشک های واقعی از جمله ۶ موشک هوا به هوای پیشرفته و برد متوسط AIM-120، و دو موشک AIM-9X Sidewinder برای مبارزات هوایی دیده شده اند. پنتاگون تاکنون استقرار و تحرک این جنگنده ها را به طور رسمی پاسخی به ایران ندانسته اما زمان انجام این تحرکات نشان از چنین هدفی دارد.

کشتی آبی خاکی: یو اس اس آرلینگتون

تسلیحات نظامی ایالات متحده برای مقابله با ایران در خلیج فارس

کشتی آبی خاکی از کلاس سن آنتونیو توانایی حمل نیروهای ویژه دریایی، خودروهای تهاجمی آبی خاکی، و ایجاد فضایی برای بلند شدن و فرود انواع مختلف هلی کوپترها به منظور حمایت از عملیات های آبی خاکی، عملیات های نیروهای ویژه یا عملیات های نظامی گروهی را دارد.

سیستم دفاع هوایی و موشکی: سامانه دفاعی پاتریوت

تسلیحات نظامی ایالات متحده برای مقابله با ایران در خلیج فارس

به گفته وزارت دفاع ایالات متحده، سیستم دفاعی پاتریوت، یک سیستم دفاع هوایی برد بلند با توانایی کاربرد در همه نوع آب و هواست که برای از بین بردن موشک های بالستیک تاکتیکی، موشک های کروز و هواپیماهای پیشرفته به کار گرفته می شود.

بیشتر بخوانید: سربازان و افسران ارتش ایالات متحده بر اساس درجه خود چقدر حقوق دریافت می کنند؟

نوشته جزییاتی از بزرگی «ناوگروه تهاجمی» ارتش ایالات متحده که در راه «خلیج فارس» است اولین بار در روزیاتو پدیدار شد.

نگاهی به نمایش عروس مردگان؛ بدون اجازه آقای تیم برتون

۲۱ اردیبهشت ۱۳۹۸
407 views
بدون نظر

با به نمایش در آمدن تئاتر الیورتوییست در سال‌های گذشته پای نوع جدیدی از تئاتر به کشور ما باز شد؛ تئاترهای موزیکال عظیمی که با سرمایه نسبتا بالا تهیه می‌شوند و صحنه آرایی، چهره آرایی و طراحی لباس نسبتا پیچیده‌ای دارند. این نمایش‌ها با وجود گرانی نرخ بلیت‌هایشان، توانستند در بین مردم جا پیدا کنند و با اینکه در بزرگترین سالن‌های نمایش کشور برگزار می‌شوند ولی تقریبا تمامی صندلی‌ها فروخته شده و نمایش‌ها خیلی زود Sold Out می‌شوند. بعد از اجرای نمایش بینوایان در سال گذشته که بازخوردهای ضد و نقیضی از اهالی رسانه داشت، حالا نمایش عروس مردگان در سالن رویال تهران واقع در هتل اسپیناس پالاس روی صحنه رفته؛ نمایشی که به گفته عوامل آن بزرگترین نمایش فانتزی-موزیکال تاریخ کشور حساب می‌شود.

نمایش عروس مردگان

برخلاف نمایش بینوایان یا الیورتوییست، تیم مارکتینگ عروس مردگان کار خود را بسیار دیر شروع کرد و بیلبوردهای شهر تنها چند هفته مانده به اجرای نمایش خبر از ساخت و عرضه تئاتر عروس مردگان داد. البته اهالی فرهنگ و هنر از زمستان سال گذشته شایعات شنیدن ساخت این تئاتر را شنیده بودند و حتی احتمال خبر ساخت نمایشی مشابه به تهیه کنندگی نوید محمدزاده نیز به گوششان خورده است (که سرنوشت آن هنوز مشخص نیست ولی قرار بود که در سل ۹۸ نمایشی موسوم به عروس مرده به توسط مرتضی اسماعیل کاشی و به تهیه کنندگی نوید محمد زاده روی صحنه برود.)

نمایش عروس مردگان

نمایش عروس مردگان با بازیگری میلاد کی‌مرام، امیر جعفری، نیکی کریمی، نازنین بیاتی و شقایق دهقان و ده‌ها بازیگر دیگر روی صحنه رفته و چند روزی است که از اجرای آن می‌گذرد. بازهم برخلاف نمایش الیوتوییست و بینوایان (که خواه ناخواه با این اثر توسط ذهن مخاطب مقایسه می‌شوند) اجراهای محدودتری دارد و به نظر می‌رسد که تا آخر اردیبهشت ماه روی صحنه بماند. بلیت‌های این نمایش از ۷۰ تا ۲۰۰ هزارتومان بوده و جزو آثار گرانقیمت حوزه تئاتر محسوب می‌شود؛ اما آیا نمایش عروس مردگان ارزش این هزینه را دارد؟

همانطور که از اسم این اثر برمی‌آید، با نمایشی مواجه هستیم که قرار است همان داستان انیمیشن عروس مردگان، ساخته تیم برتون در سال ۲۰۰۵ را بار دیگر به تصویر بکشد. انیمیشن مذکور در زمان اکران خود به موفقیت‌های زیادی دست پیدا کرد و با اینکه دستش از جایزه مهمی چون اسکار بازماند و قافله را به انیمیشن والاس و گرومیت باخت، اما توانست جوایز سینمایی دیگری را درو کند. نمایش عروس مردگان داستان مردی به نام ویکتور بود که قصد ازدواج با دختری به نام ویکتوریا را داشت و اشتباهی در حین تمرین مراسم خواستگاری، از یک دختر در عالم مردگان خواستگاری کرد و آن دو به عقد یکدیگر در آمدند!

نمایش عروس مردگان

نمایش عروس مردگان نیز تا حد زیادی وفادار به انیمیشن بوده؛ از گریم و چهره‌پردازی بازیگران گرفته تا نوع طراحی لباس و صحنه همه و همه تا حدی زیادی کپی برابر اصل خود انیمیشن هستند. اگر انیمیشن عروس مردگان را دیده باشید احتمالا از قیافه‌های عجیب و غریب کاراکترهای آن (که به نوعی امضای تیم برتون در تمامی آثارش هستند) آگاه هستید و خوشبختانه باید اعتراف کرد که تیم نمایشی عروس مردگان توانسته از این حیث نمره ۲۰ را دریافت کند. کاراکترها دقیقا شبیه به شخصیت‌های انیمیشنی خود طراحی شدند و لباس‌ها و گریم‌هایشان با کاراکترهای اثر تیم برتون مو نمی‌زند. در بخش طراحی صحنه اما کم‌کاری‌های زیادی پیش آمده و با اینکه نمایش سعی می‌کند از چندین ترفند برای تغییرات صحنه استفاده کند اما این تغییرات طولانی بوده و حوصله بیننده را سر‌ می‌برد، ضمن اینکه برخلاف طراحی لباس‌ها با دکور چندان قوی روبرو نیستیم.

نمایش عروس مردگان

جدا از مساله دیزاین (چه در چهره و چه در صحنه) با سه عنصر مهم دیگر این نمایش کار داریم، داستان، موسیقی و بازیگران. بگذارید یک به یک به طور خلاصه به این مباحث بپردازیم تا بدانیم با چه نمایشی طرف هستیم. از منظر داستان همانطور که گفته شد با نمایشنامه‌ای طرف هستیم که تا حد زیادی داستان انیمیشن را مو به مو پیاده می‌کند و تغییرات جزیی نیز در آن به وجو می‌آورد. انیمیشن عروس مردگان مدت زمانی تقریبا نود دقیقه‌ای دارد و این نمایش هم حدودا بین ۹۰ تا ۱۰۰ دقیقه است اما در کمال تعجب باید گفت که نمایشنامه بسیار سرسری بوده و نمی‌تواند داستان را منسجم پیش ببرد. نمایشنامه عروس مردگان در بسیاری از لحظات شتاب‌زده عمل می‌کند و از بس دیالوگ‌نویسی در آن کم صورت گرفته و بیشتر به آوازها پرداخته شده، داستان به قولی آبکی از آب در آمده و شبیه به نمایش‌های کمدی آخر شب شده است.

نمایش عروس مردگان

دلیل وجود این نقص در نمایشنامه همانا به بها دادن بیش از حد به برخی صحنه‌ها که عملا کارکردی در طول داستان ندارد برمی‌گردد (مانند صحنه دوم کافه مردگان) و البته تغییرات دکوراسیون صحنه‌ها که چیزی حدود یک ربع تا بیست دقیقه نمایش را از آن خود کرده است. جدا از این مساله باید گفت که نمایش عروس مردگان پتانسیل داشتن دیالوگ‌های بسیار بامزه‌ای دارد ولی متاسفانه به جز چند مورد انگشت شمار (که آن هم بیشتر توسط مهران احمدی ادا می‌شود و خدا خیرش بدهد۱) مخاطبین با خنده همراه نمی‌شوند. شاید کارگردان تصور کرده با بیش از حد خنده‌دار کردن نمایش خود، بیشتر و بیشتر به نمایش‌های کمدی آخر شب نزدیک می‌شود و سعی کرده که درجه کمدی را در کارش کمی تا قسمتی کاهش دهد اما باید گفت که این موضوع به ضرر نمایش تمام شده و عملا بسیاری از سوژه‌های خنده‌دار و دیالوگ‌هایی که می‌توانست ریتم و حال و هوای نمایش را صرفا از یک نمایش شاد به نمایش کمدی-شاد بدل کند، از دست رفته است.

نمایش عروس مردگان

تا یادم نرفته بگویم که آغاز یک نمایش، آن هم چنین نمایش عظیمی که بینندگان آن وقت و هزینه بیشتری نسبت به بقیه نمایشها برای آن کرده‌اند، از مهم‌ترین فاکتورهاست که متاسفانه نمایشنامه در این بخش نیز باخت می‌دهد. آغاز نمایش عروس مردگان بسیار مایوس کننده بوده و برای اینکه نمایش به ریتم بیفتد و برای مخاطب جذاب شود، باید حداقل پانزده‌ دقیقه‌ای به آن فرصت داد. استفاده بیش از حد از کلمات انگلیسی نیز برای من مشخص نبود و اگر قرار بود که این اصطلاحات نمک کار باشند، باید گفت که این موضوع نیز با شکست مواجه شده است.

نمایش عروس مردگان

موسیقی عروس مردگان توسط گروه ایستگاه صورت گرفته و میلاد مهدوی سرپرستی آوازها را بر عهده دارد. آنطور که جستجو کردم سابقه چندانی از مهدوی نیافتم اما می‌توان اذعان داشت که او و تیمش کارشان را خوب انجام داده‌اند و با اینکه نقص‌های جزیی در موسیقی‌ها و آوازها دیده می‌شود ولی می‌توان از آنها چشم پوشی کرد. آوازها در برخی صحنه‌ها قوی کار شده و در برخی موارد نقطه ضعف‌هایی بزرگی دارد که بیشتر از آنکه این مشکل به متن ترانه برگردد، به اجرای بازیگران مرتبط است؛ اجرایی که در ادامه مفصلا درباره آن صحبت خواهیم کرد. موسیقی نمایش خوشبختانه اصیل بوده و ربط چندانی به موسیقی انیمیشن تیم برتون ندارد.

نمایش عروس مردگان

بازیگران انیمیشن عروس مردگان اما برگ‌های برنده فروش بلیت آن هستند و بی‌شک اگر همین نمایش با نام‌ها و چهره‌های نه چندان معروف روی صحنه می‌رفت، شاهد این حجم از فروش بلیت و پر شدن سالن نبودیم. ستارگان نمایش همانطور که پیش‌تر ذکر شدند میلاد کی‌مرام، امیر جعفری، نیکی کریمی، نازنین بیاتی، مهران احمدی و شقایق دهقان هستند و دیگر بازیگران نیز چهره‌های ناشناخته‌تری برای عموم مردم هستند. موضوعی که در بین آثار نمایشی موزیکال به آن توجه نمی‌شود، در اینجا هم دیده شده و همانطور که پریناز ایزدیار برای آوازخوانی در بینوایان اصلا شخص مناسبی نبود، در بین بازیگران فعلی نیز افرادی وجود دارند که هیچ صدا و قدرتی برای آوازخوانی ندارند.

نمایش عروس مردگان

میلاد کی‌مرام که بازیگر نقش اصلی به شمار می‌رود و نقش ویکتور را بازی می‌کند، متاسفانه از این حیث بدترین مورد به شمار می‌رود و نه می‌تواند درست آوازها را اجرا کند (صدای او غالبا در بین موسیقی گم می‌شود. این موضوع البته الزاما به کی‌«رام برنمی‌؛ردد و مشکلات فنی را نیز باید در نظر گرفت) و نه صدای خوبی برای آوازخوانی دارد. کی‌مرام زمانی که آوازخوانی نمی‌کند و به دیالوگ‌گویی مشغول است بازی بهتری از خود نشان می‌دهد ولی در کل در بین تیم بازیگری باید گفت که ضعیف‌تر از همه عمل می‌کند.

نیکی کریمی نیز دیگر شخصی است که حضورش در نمایش با علامت سوالی برای من همراه بود. او نه سن و سالش به نقشی که در حین بازی کردن اوست می‌خورد و نه بازی چندان جالبی نسبت به بقیه بازیگران دارد. صدای کریمی با اینکه خوش آهنگ است و آوازخوانی انگلیسی و فارسی‌اش در نمایش انصافا شنیدنی است، اما لااقل باید اینطور گفت که او نمی‌بایست در بین نقش‌های کلیدی قرار می‌گرفت. امیر جعفری و نازنین بیاتی با وجود گریم نسبتا سنگین خود بازی به یاد ماندنی از خود به جای می‌گذارند و در بخش آوازخوانی نیز نمره قبولی را می‌گیرند. مهران احمدی نیز به تنهایی بار کمدی بسیاری از صحنه‌ها را به دوش می‌کشد و با اینکه نقش زیاد پررنگی در اجرا ندارد اما هربار حضور کوتاهش بسیار موفق آمیز عمل می‌کند.

نمایش عروس مردگان

شقایق دهقان نیز گریم و اجرای بسیار سختی باید از خود به جای بگذارد و خوشبختانه از پس کار خود به خوبی برمی‌آید. دهفان از معدود افرادی است که انگاری نقش را برای خودش نوشتند و به شدت خودش را با فضای فانتزی کار جفت و جور کرده است. زوج بازیگری او و مهران امام بخش از جمله زوج‌های به یاد ماندنی نمایش عروس مردگان به شمار می‌روند و نقش‌های روبرو آنان نیز (محمد لهراسبی و فرناز توللی) نیز شیمی بسیار قوی با آنها برقرار می‌کنند.

نمایش عروس مردگان با یک هزینه یک میلیادری ساخته شده و روزهای معدودی نیز اجرا خواهد شد. این نمایش به گفته کارگردان اثر سرآغاز سلسله نمایش‌های ساخته شده بر اساس کارهای تیم برتون خواهد بود و قرار است که تیم به زودی سراغ آثاری چون سویینی تاد،ماهی بزرگ، ادوارد دست قیچی و آلیس در سرزمین عجایب هم بروند. نمایش عروس مردگان ایده جاه‌طلبانه‌ای بوده که نتوانسته به صد در صد موفقیت برسد و نسبت به آثاری چون بینوایان ضعیف‌تر عمل می‌کند. بازیگران فرعی هماهنگی‌های لازم را ندارند و موسیقی‌ها نیز آن هیجانی که باید را به مخاطب انتقال نمی‌کنند. تمام این مسائل دست به دست هم داده تا عروس مردگان بیشتر شبیه به یک نمایش نصفه و ناقص باشد که نیاز به تمرین بیشتر و نمایشنامه قوی‌تری داشته باشد. امیدوارم کارگردان و تیم همراه او این موضوع را در نمایش‌های آتی خود رعایت کنند و با طمانینه و دقت کافی بیشتری به ساخت بقیه آثار برتون به صورت نمایشی دست بزنند.

نمایش عروس مردگان

پی‌نوشت: عبارت با اجازه آقای برتون شایعاتی را در سطح فضای مجازی کشورمان راه انداخته که گروه نمایش با خود تیم برتون برای این اجرا هماهنگ کرده‌اند و به اصطلاح کپی رایت این اثر را به دست آورده‌اند، این شایعات را باور نکنید.

نوشته نگاهی به نمایش عروس مردگان؛ بدون اجازه آقای تیم برتون اولین بار در روزیاتو پدیدار شد.

تصاویری که شباهت جالب ستاره های هالیوودی به فرزندان شان را نشان می دهد

۲۱ اردیبهشت ۱۳۹۸
560 views
بدون نظر

پدر و مادرها اغلب، تصاویر کودکی خود را با کودکی فرزندان شان مقایسه می کنند. آن ها این روزها حتی این تصاویر را در شبکه های اجتماعی منتشر می کنند تا نظر دیگران را درباره ی میزان شباهت خودشان به کودکان شان بپرسند. سلبریتی ها هم از این قاعده مستثنی نیستند و تأثیر جادویی ژن ها آن ها را هم غافلگیر می کند. در ادامه به تصاویر جالبی می پردازیم که شباهت ستاره های هالیوودی را در همان سن و سال فرزندان شان نشان می دهد. بعضی از آن ها مانند سیبی هستند که از وسط به دو نیم شده!

۱- میلا یوویچ و دخترش اور گابو اندرسون

فرزندان ستاره های هالیوودی

میلا یوویچ، مدل و بازیگر روس که بیشتر به خاطر بازی در نقش ژاندارک در فیلم «پیام آور: داستان ژاندارک» ( The Messenger: The Story of Joan of Arc) معروف است، و همسرش که یک کارگردان بریتانیایی است، ۲ دختر دارند. دختر کوچک تر آن ها، دشیل ایدن، ۴ ساله است و دختر دیگرشان، اور گابو، ۱۲ سال سن دارد. هر چه می گذرد اور گابو بیشتر شبیه مادرش می شود.

۲- آنجلینا جولی و دخترش شایلو جولی پیت

شایلو اولین فرزند بیولوژیک آنجلینا جولی و همسر سابقش، برد پیت است. او حالا حدود ۱۳ سال سن دارد و برخلاف موهای کوتاه و استایل پسرانه اش، بسیاری معتقدند او شباهت زیادی به مادرش دارد. پیت و جولی، قبل از جدایی شان، چند کودک دیگر هم به فرزندی قبول کردند: مدوکس شیون (۱۸ ساله)، زهارا (۱۴ ساله) و پکس (۱۶ ساله). این زوج، ۲ فرزند بیولوژیک دیگر هم به نام های ناکس لئون و ویوین دارند که دوقلو هستد و ۱۱ سال سن دارند.

۳- بیانسه و دخترش بلو آیوی کارتر

تصویر سمت چپ، بیانسه ی کوچک را در کنار مادرش نشان می دهد.

بلو آیوی، بزرگ ترین دختر بیانسه و جی زی، خوانندگان معروف، کودک بسیار مشهوری است. پدر و مادر بلو آیوی اغلب اوقات دخترشان را با خودشان به کنسرت های خود و دیگر مراسم ها می برند. بلو آیوی ۷ سال سن دارد و یک برادر و خواهر دو قلو هم دارد که به زودی ۲ ساله خواهند شد.

۴-ویکتوریا بکهام و دخترش هارپر سون بکهام

هارپر سون ۷ ساله، کوچک ترین دختر دیوید بکهام، بازیکن سابق فوتبال و ویکتوریا بکهام، دیزاینر مشهور است. از آنجایی که پدر و مادر هارپر هرگز تلاشی برای پنهان نگه داشتن دخترشان از دوربین ها نداشته اند، این روزها تصاویر او زیاد در فضای مجازی منتشر می شود.

۵- دیوید بکهام و پسرش کروز بکهام

کروز کوچک ترین پسر خانواده ی بکهام است. جالب است بدانید به خاطر دوستی نزدیکی که بین تام کروز، بازیگر مشهور هالیوودی، با خانواده ی بکهام وجود دارد، دیوید و ویکتوریا بکهام، نام او را روی کوچک ترین پسرشان گذاشتند. کروز ۱۴ ساله فعالیتی جدی در زمینه ی موسیقی دارد، به طوری که وقتی تنها ۱۱ سال داشت، اولین آهنگ خود را منتشر کرد.

۶- درو بریمور و دخترش اولایو بریمور-کاپلمن

درو بریمور، هنرپیشه ی مشهور و همسر سابقش، ویل کاپلمن که یک مشاور هنری است، ۲ دختر دارند: اولایو که ۸ ساله است و فرانکی که ۵ سال سن دارد. بریمور خود زمانی که تنها ۱۱ ماه داشت برای اولین در برابر دوربین تلویزیون حضور پیدا کرد. با این حال او در یکی از مصاحبه های اخیر خود بیان کرده که دوست ندارد دخترانش بازیگری کنند، دست کم تا زمانی که بچه هستند.

۷- کیم کارداشیان و دخترش نورث وست

نورث ۵ ساله، بزرگ ترین دختر کیم کارداشیان و کانیه وست، رپر مشهور است. نورث بسیار اهل مد است و اغلب در کانون توجه رسانه ها قرار دارد. او یک برادر و یک خواهر کوچک تر از خود به نام های سنت (۳ ساله) و شیکاگو (۱ ساله) دارد.

۸- جنیفر لوپز و دخترش امه ماریبل مونیز

جنیفر لوپز و همسر سابقش، مارک آنتونی، خوانندگان مشهور، در سال ۲۰۰۸ صاحب یک دوقلو به نام ماکسیمیلیان دیوید و امه ماریبل شدند. لوپز از دختر و پسرش، در حساب اینستاگرامی خود زیاد عکس می گذارد.

۹- جسیکا سیمپسون و دخترش مکسول درو جانسون

مکسول ۷ ساله، بزرگ ترین دختر جسیکا سیمپسون، خواننده ی مشهور و همسرش، اریک جانسون، بازیکن فوتبال آمریکایی، است. این زوج همچنین یک پسر به نام اِیس دارند که ۶ ساله است. سیمسون و جانسون، ماه گذشته هم صاحب دختر دیگری شدند. جسسیکا سیمپسون نه تنها عکس های فرزندانش، بلکه تصاویر دوران بارداری خود را هم به اشتراک می گذارد.

۱۰- جنیفر گارنر و دخترش ویولت افلک

ویولت، بزرگ ترین دختر جنیفر گارنر و همسر سابقش بن افلک، بازیگران مشهور هالیوودی، حالا ۱۴ سال سن دارد. پدر و مادر ویولت سعی می کنند عکسی از او در شبکه های اجتماعی منتشر نکنند. اما همان معدود عکس هایی که خبرنگاران و پاپارازی ها از دختر گارنر و افلک گرفته اند، شباهت زیاد ویولت به مادرش را به خوبی نشان می دهد. این زوج، ۲ فرزند دیگر هم دارند: سرافینا که ۱۰ ساله است و ساموئل که ۷ سال سن دارد.

۱۱- اورلاندو بلوم و پسرش فلین بلوم

اورلاندو بلوم، بازیگر هالیوودی و همسر سابقش، میراندا کر، مدل مشهور، یک پسر ۸ ساله به نام فلین دارند. پدر و مادر فلین همه ی تلاش شان را می کنند تا فرزند خود را از چشمان کنجکاو دور نگه دارند. کر هرگز عکسی از پسرش در شبکه های اجتماعی منتشر نمی کند و بلوم هم چهره ی او را در تصاویر با گذاشتن استیکر می پوشاند. اما فلین همیشه در کانون توجه پاپارازی ها بوده و آن ها موفق شده اند عکس های زیادی از او بگیرند.

نوشته تصاویری که شباهت جالب ستاره های هالیوودی به فرزندان شان را نشان می دهد اولین بار در روزیاتو پدیدار شد.

پروپاگاندای شکست خورده؛ زمین خوردن «ولادیمیر پوتین» در مسابقه هاکی روی یخ

۲۱ اردیبهشت ۱۳۹۸
376 views
بدون نظر

علاقمندی ولادیمیر پوتین، رییس جمهور روسیه، به ورزش بر کسی پوشیده نیست و همه می دانیم که او قبلاً یک مامور مخفی کا گ ب بوده و در رشته جودو به صورت حرفه ای و ویژه آموزش دیده است. در سال های پس از رسیدن به قدرت همواره او را در مسابقات ورزشی متعدد دیده ایم. با این وجود، علاوه بر جودو، ماهیگیری، اسب سواری و شنا، رییس جمهور مقتدر روس علاقه زیادی به بازی هاکی روی یخ دارد و بارها در چنین مسابقات نمادینی شرکت داشته که البته هدف او از این کار بیشتر جنبه پروپاگاندا داشته است. اما اتفاقاتی در موارد اخیر حضور او در میدان ورزش رخ داده که نشان می دهد او دیگر آن قدرت بدنی و تعادل گذشته را نداشته و به اصطلاح «دارد پیر می شود».

ورزش کردن ولادیمیر پوتین

آخرین نمونه این اتفاقات زمین خوردن او با صورت هنگام دست تکان دادن برای تماشاگران یک مسابقه هاکی روی یخ بوده که به تازگی رخ داده است. ولادیمیر پوتین روز گذشته در یک مسابقه هاکی روی یخ با حضور ستارگان روس این ورزش موفق به زدن ۸ گل برای تیمش شد اما زمانی که در پایان بازی داشت برای تماشاگران دست تکان می داد با صورت زمین خورد. ویدیو بدست آمده از این مسابقه که در شهر سوچی برگزار شده، رییس جمهور روسیه را نشان می دهد که بعد از پیروزی تیمش در حال چرخیدن دور زمین و کف زدن است، در حالی که دیگر ستارگان تیم «افسانه ها» (Legends) مانند اسلاوا فتیسوف و پاول بور او را همراهی می کنند.

بیشتر بخوانید: از زندگی با موش ها تا قدرتمندترین مرد جهان؛ نگاهی متفاوت به زندگی ولادیمیر پوتین

ورزش کردن ولادیمیر پوتین

در یک صحنه ولادیمیر پوتین در حال نگاه کردن به تماشاگران و کف زدن است که ناگهان روی یک فرش قرمز که کنار پیست قرار داده شده می رود و به شدت با زمین برخورد می کند. همبازی هایش لحظه ای قبل از زمین خوردن رییس جمهورشان متوجه اتفاقی که قرار است در کسری دیگر از ثانیه رخ دهد می شوند و به سمت او هجوم می برند اما دیگر دیر شده و ولادیمیر قدرتمند با صورت زمین می خورد. با این وجود وی به سرعت از جایش بلند شده و به چرخیدن و کف زدن دور پیست ادامه می دهد. او در این مسابقه پست فوروارد میانی تیمش را بر عهده داشت.

ورزش کردن ولادیمیر پوتین

پوتین در پیروزی قاطع ۱۴ بر ۷ تیمش نقش مهمی داشته و در پایان به عنوان بهترین بازیکن زمین انتخاب شد. پوتین که کمربند مشکی جودو را دارد از دیرباز به نشان دادن قدرت ورزشکارانه خود علاقمند بوده است که از آن جمله می توان تمرین کردن های مداوم با دیمیتری مدودف (نخست وزیر روسیه)، اسکی کردن در پیست های سوچی و شیرجه زدن به درون دریای سیاه اشاره کرد. او به طور دوره ای با اعضای دولت، تاجران و ستارگان سابق دنیای هاکی باز می کند که همواره در تلویزیون ملی کشور انعکاس می یابند.

ورزش کردن ولادیمیر پوتین

در مسابقه روز گذشته، تیم حریف نیز از بازیکنان آماتور شناخته شده ای مانند گنادی تیمچنکو (دوست دوران کودکی پوتین و میلیاردر معروف روس)، ولادیمیر پوتانیا (دیگر مرد ثروتمند روس) و چندین فرماندار روس سود می برد. با وجود برنده شدن در مسابقه شب گذشته (چه کسی جرأت دارد اجازه ندهد که رییس جمهور روسیه گل بزند؟!) به نظر می رسد که پوتین باید کم کم از ورزش های پرجنب و جوشی که دیگر با سن او همخوانی ندارند خداحافظی کند. ویدیو مربوط به زمین خوردن ولادیمیر پوتین را در این لینک مشاهده کنید.

بیشتر بخوانید: تحقیر دردناکی که ولادیمیر پوتین را به سمت بازگرداندن اعتبار و قدرت روسیه سوق داد

نوشته پروپاگاندای شکست خورده؛ زمین خوردن «ولادیمیر پوتین» در مسابقه هاکی روی یخ اولین بار در روزیاتو پدیدار شد.

هلیکوپتر روسی Mi-26؛ بزرگ ترین هلیکوپتر جهان که در ۴۰ سالگی همچنان یکه تاز است

۲۱ اردیبهشت ۱۳۹۸
425 views
بدون نظر

نزدیک به ۴۰ سال پس از ساخت اولین نمونه، هلیکوپتر باربری غول پیکر Mi-26، که ناتو از آن با نام «Halo» یاد می کند، هنوز هم بزرگ ترین هلیکوپتری است که تاکنون در جهان ساخته شده و مشتریان بسیاری نیز دارد. هلیکوپتر Mi-26 که توسط کمپانی «Russian Helicopter» از زیر مجموعه های غول صنعتی روسی «Rostec» ساخته شده، بیش از هر هلیکوپتر در غرب می تواند پرسنل و بار حمل می کند، حتی بیشتر از Chinook و Sea Stallion آمریکایی. این هلیکوپتر غول پیکر حتی به عنوان مدل پایه برای ساخت هلیکوپترهای باربری قدرتمند  Advanced Heavy Lift (AHL) که نمونه ای ساخت مشترک روسیه و چین است مورد استفاده قرار گرفته است.

هلیکوپتر روسی Mi-26

کمپانی تولید کننده، در حال نوسازی نمونه های قدیمی Mi-26 برای ارتش روسیه، بازاریابی نسخه Mi-26T2V و مشاورزه با غول هوانوردی AVIC  چین برای ساخت هلیکوپتر سنگین جدید AHL است. هلیکوپتر Mi-26 اولین بار در سال ۱۹۸۰ در دوران اتحاد جماهیر شوروی طراحی و ساخته شد. این پرنده هلیکوپتری بسیار غول پیکر با بدنه ای به طول ۱۱۰ فوت (بیش از ۳۳٫۵ متر) در حالت عادی و طول حداکثری ۱۳۱ فوت (نزدیک به ۴۰ متر) در حالت باز شدن و چرخیدن پروانه ها بود. هلیکوپتر «Halo» می توانست تا ۲۲ تن بار را از زمین بلند و منتقل نماید.

هلیکوپتر روسی Mi-26

کابین بار عظیم آن ۳۹٫۶ فوت (بیش از ۱۲ متر) طول و ۱۰٫۶ فوت (بیش از ۳٫۲ متر) عرض دارد با رمپ عقبی برای بار کردن و خالی کردن تجهیزات و خودروهای چرخدار. همچنین این هلیکوپتر می تواند ۸۲ سرباز یا بیش از ۱۰۰ غیرنظامی را در خود جای دهد. Mi-26 شغل نامتعارفی نیز داشته است. از این پرنده در طول اشغال افغانستان توسط اتحاد جماهیر شوروی در دهه ۱۹۸۰ برای حمایت از عملیات های ضد پارتیزانی و تامین تجهیزات مورد نیاز ارتش سرخ در روی زمین استفاده می شد. در سال ۱۹۸۶، هلیکوپتر Mi-26 برای پرتاب شن، گل و لای و دیگر مواد حمایتی روی نیروگاه هسته ای چرنوبیل که دچار انفجار شده بود به کار گرفته شد.

بیشتر بخوانید: با ۱۰ هلی کوپتر تهاجمی قدرتمند و خطرناک دنیا آشنا شوید

هلیکوپتر Mi-26

آن دسته از Mi-26 هایی که در این عملیات شرکت داشتند به دلیل آلودگی به مواد رادیو اکتیو دیگر هیچگاه به پرواز درنیامدند. بعد از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی، هلیکوپترهای «Halo» در نبردهای تاجیکستان، ارمنستان، آذربایجان، گرجستان، چچن و داغستان نیز مورد استفاده قرار گرفتند. در سال ۲۰۰۲، یک Mi-26 توانست یک هلیکوپتر باربری سنگین CH-47 Chinook آمریکایی سقوط کرده در گَردیز، افغانستان را به پایگاه هوایی نیروهای آمریکایی در بگرام منتقل کند. نسخه جدید Mi-26T2V این هلیکوپتر را از عصر آنالوگ به دوران دیجیتال منتقل کرده و با کاهش فضای خدمه، امکان نصب سیستم ها و تکنولوژی های جدید مسیریابی و ارتباطات روی آن را میسر ساخته است.

هلیکوپتر Mi-26

کامپیوترها و پنل های ورود داده جدید جایگزین ابزارهای آنالوگ شده و یک سیستم مسیریابی اینرسیال لیزری جدید، جی پی اس و سیستم مسیریابی ماهواره ای روسی GLONASS نیز روی آن نصب شده که امکان حذف مسیریاب انسانی نسخه قدیمی هلیکوپتر Mi-26 را میسر می سازد. دیگر بهینه سازی های دیجیتال حذف جایگاه مهندس پرواز است. هلیکوپترهایی که برای خدمات نظامی مورد استفاده قرار می گیرند نیز دارای برجک سنسور الکترو اپتیکال، گیرنده های اخطار موشک، اختلالگرهای مادون قرمز و یک لانچر منور برای منحرف کردن موشک های هدایت شونده مادون قرمز هستند. نمونه مدرن روسی-چینی AHL از Mi-26 کوچکتر بوده و ظرفیت باری آن تنها ۱۵ تن است که ۷ تن کمتر از نمونه روسی است اما با داشتن قابلیت انجام عملیات در مناطق کوهستانی مرتفع چین مانند تبت و ژین جیانگ، می تواند کارآیی نمونه قدیمی روسی را داشته باشد.

هلیکوپتر Mi-26

در ارتفاعات بالا موتور هلیکوپتر نیز مانند موتور خودروهای کوچک با کاهش کارآیی و قدرت روبرو می شود زیرا با افزایش ارتفاع، میزان اکسیژن در دسترس نیز کاهش می یابد. هلیکوپتر جدید AHL بدون شک در ارتش آزادی بخش خلق چین به کار گرفته خواهد شد، جایی که هم سرزمین های تایوان در برد آن بوده و هم می تواند ۵۰ سرباز یا تعدادی خودرو سبک را به میدان نبرد رسانده و سپس برای بارگیری و سوختگیری مجدد به سرزمین اصلی چین بازگردد.

بیشتر بخوانید: با ۱۰ هلی کوپتر نظامی گرانقیمت و قدرتمند کلاس جهانی آشنا شوید

نوشته هلیکوپتر روسی Mi-26؛ بزرگ ترین هلیکوپتر جهان که در ۴۰ سالگی همچنان یکه تاز است اولین بار در روزیاتو پدیدار شد.

فیلم های ترسناکی که بر اساس ماجراهایی واقعی ساخته شده اند [قسمت دوم]

۲۰ اردیبهشت ۱۳۹۸
600 views
بدون نظر

فیلم های ژانر وحشت گاهی آنقدر ترسناکند که بعید به نظر می رسد واقعی باشند، اما متأسفانه حقیقت آن است که همیشه هم اینطور نیست. بسیاری از فیلم های مشهور و محبوب ژانر وحشت، از ماجراهایی کاملاً واقعی الهام گرفته شده اند. در ادامه به ماجرای واقعی این فیلم های ترسناک خواهیم پرداخت.

این دومین قسمت از یک مطلب دو قسمتی است که بخش اول آن را می توانید از طریق این لینک مطالعه کنید.

۱۱- آنابل (Annabelle) و آنابل: آفرینش (Annabelle: Creation)

ماجرای واقعی فیلم های ترسناک

این دو فیلم درباره ی عروسکی شیطانی به نام «آنابل» هستند که صاحب خود را می ترساند و از قرار معلوم یک روح خبیث به درونش نفوذ کرده.

ماجرای واقعی: عروسک واقعی گرچه از مدل «رگدی آن» (Raggedy Ann) است و ظاهر ترسناک عروسک فیلم را ندارد، اما گفته می شود کارهایی می کرده که صاحبش را می ترسانده.

ماجرای این عروسک به سال ۱۹۷۰ برمی گردد، زمانی که یک زن پرستار این عروسک را به عنوان کادوی تولد از مادرش هدیه گرفت. چیزی نگذشت که زن متوجه شد عروسک خودش تغییر حالت می دهد. بعد از آن، او یادداشت های ترسناکی مثل «کمکم کن» روی عروسک پیدا می کرد. علاوه بر این، طبق شنیده ها، زن یک بار عروسک را در حالی که از آن خون بیرون می ریخت پیدا کرده بود.

این بار هم از وارن ها، کارآگاهان امور ماوراء الطبیعه، کمک گرفته شد. به گفته ی آن ها، این عروسک تسخیر نشده بود، بلکه تحت کنترل یک روح درآمده بود. آن ها خانه ی زن را پاکسازی کردند و عروسک را به موزه ی خود بردند. این عروسک تا به امروز، در موزه ی اد و لورین وارن در ایالت کنتیکت آمریکا باقی مانده است.

۱۲- وقتی غریبه ای زنگ می زند (When a Stranger Calls)

این فیلم درباره ی یک پرستار بچه و تماس های مرموزی است که از سمت یک ناشناس با او می شود. این ناشناس جایی در خانه در کنار او حضور دارد.

ماجرای واقعی: فیلم «وقتی غریبه ای زنگ می زند» بر اساس ماجرای قتل حل نشده ی دختر ۱۳ ساله ای به نام جنت کریسمن در سال ۱۹۵۰ ساخته شده.

کریسمن برای پرستاری از پسر ۳ ساله ی خانواده ی رومک به خانه ی آن ها رفته بود که با پلیس کلمبیا تماس گرفت و به آن ها گفت که خود را زود برسانند اما قبل از آنکه آدرسش را به پلیس بدهد، تلفن را قطع کرد. وقتی رومک ها به خانه برگشتند با جسد غرق در خون کریسمن رو به رو شدند. به او تجاوز شده بود و با طناب خفه اش کرده بودند. پلیس در نهایت به این نتیجه رسید که قاتل یک شخص اشنا بوده، کسی که از خانه و نقشه ی آن به خوبی شناخت داشته.

۱۳- شباهت کامل (Dead Ringers)

این فیلم به ماجرای مرگ مرموز دو برادر دوقلو می پردازد که رابطه ی عجیب و ترسناکی میان آن ها برقرار است.

ماجرای واقعی: برادران دوقلوی مارکوس، علاوه بر اینکه هر دو متخصص بیماری های زنان بودند و دو خانه ی مشترک در نیویورک و همپتون داشتند، در نهایت هم به طرز عجیبی هر دو باهم از دنیا رفتند.

استورات و سیرل مارکوس ۴۵ ساله، از قرار معلوم، به داروی باربیتورات اعتیاد داشتند. بعد از آنکه جسد در حال تجزیه ی این دو برادر در آپارتمان مشترک شان در نیویورک کشف شد، علت مرگ مرموز آن ها ابتدا سوء مصرف باربیتورات و بعد، ترک آن اعلام شد (ممکن است سعی داشتند اعتیادشان را ترک کنند).

بعضی می گویند سیرل چند روزی بیشتر از برادرش زنده بود و در آپارتمان مشترک شان به زندگی ادامه داده بود تا آنکه در نهایت خودش هم از دنیا رفت.

۱۴- روح خبیث (Poltergeist)

این فیلم درباره ی خانواده ای است که خانه ی روح زده ای را خریداری می کنند که بر روی محل دفن یک آمریکایی ساخته شده.

ماجرای واقعی: داستان این فیلم بر اساس ماجرای واقعی خانواده ی هرمان در جزیره ی لانگ آیلند ایالت نیویورک ساخته شده. خانواده ی هرمان ادعا می کردند که خانه ی آن ها به تسخیر یک روح خبیث درآمده و این روح وسایل خانه ی آن ها را به پرواز درمی آورد.

خانواده ی هرمان در نهایت آن خانه را ترک کردند اما کماکان تأکید داشتند که خانه ی سابق شان روح زده بود.

۱۵- دختر همسایه (The Girl Next Door)

این فیلم درباره ی پسری است که جان دختر همسایه اش را در خانواده ی جدیدش در خطر می بیند و سعی می کند او را نجات دهد.

ماجرای واقعی: قتل سیلویا لایکنز را بدترین جنایت رخ داده در ایالت ایندیانای آمریکا می دانند. لایکنز تنها ۱۶ سال داشت که جسدش را در زیرزمین خانه ای که موقتاً در آن زندگی می کرد پیدا کردند.

پدر و مادر سیلویا که کارگر امور برگزاری کارناوال بودند، او و خواهرش را به دست زنی به نام گرترود بنیسزوسکی سپردند و هزینه ی نگهداری از آن ها را هر هفته به بنیسزونسکی پرداخت می کردند. بنیسزوسکی خود ۹ فرزند داشت.

سه ماه بعد یعنی در ۲۶ اکتبر ۱۹۶۵، پلیس جسد تحلیل رفته ی سیلویا را در حالی پیدا کرد که اثر صدها جراحت در سرتاسر آن پیدا بود. بنیسزوسکی، به همراه فرزندان خود و تعدادی از بچه های همسایه، سیلویا را آنقدر شکنجه داده بود که منجر به مرگ او شده بود.

بنیسزوسکی به ۲۰ سال زندان محکوم شد اما در نهایت با قید شرط آزاد شد. بقیه ی کسانی هم که در ماجرای شکنجه ی سیلویا نقش داشتند به دو تا هفت سال زندان محکوم شدند.

۱۶- تسخیر (The Possession)

این فیلم درباره ی خانواده ای است که توسط روح پلید درون یک جعبه ی دیبوک شکنجه می شوند (طبق داستان ها یفولکلور یهودیان، جعبه‌ ی دیبوک، محفظه‌ ای برای نگهداری بطری‌ های شراب است که توسط یک روح خبیث و بی قرار که به دنبال تسخیر زندگان است، اشغال و مورد استفاده قرار گرفته).

ماجرای واقعی: جیمز هکستون جعبه ی دیبوک واقعی را برای فروش در سایت eBay قرار داد و در توضیحات آن از اتفاقات ترسناکی گفت که بعد از خرید این جعبه از یک حراج خانگی برایش رخ داده بود. او ادعا می کرد این جعبه را برای تولد مادرش خریده بود و مادر او تقریباً بلافاصله بعد از گرفتن این هدیه، دچار سکته ی مغزی شده بود.

علاوه بر این هکستون مدعی بود درنهایت اتفاقی رخ داد که باعث شد او به این نتیجه برسد باید از شر این جعبه خلاص شود: وقتی خواهر، برادر و همسر برادرش شب را در خانه ی او ماندند، همگی یک کابوس یکسان دیدند.

اما اگر برایتان سؤال است که دیبوک دقیقاً چیست باید بدانید که دیبوک به روح شرور یک شخص مرده اطلاق می شود که از جهنم گریخته است.

۱۷- تشریفات مذهبی (The Rite)

این فیلم به ماجرای زندگی یک کشیش واقعی به نام پدر گری توماس می پردازد که برای یادگیری آیین جن گیری به واتیکان می رود.

ماجرای واقعی: پدر گری توماس یکی از ۱۴ جن گیر مورد تأیید واتیکان است که در آمریکا مشغول به کار است. طبق گفته های توماس، او تا به حال ۵ نفر را از روح پلیدی که آن ها را تسخیر کرده بودند رهایی داده و روزانه درخواست های زیادی برای جن گیری دریافت می کند.

پدر توماس به مدت ۳ ماه در رم آموزش جن گیری دید. دوره ی آموزشی او در سال ۲۰۰۵ به پایان رسید. او درباره ی دوران آموزشش در رم می گوید: «آدم های زیادی دیدم که یک چیز شیطانی با آن ها بود… حالا چیزهایی می بینم که قبل از این هرگز ندیده بودم.»

۱۸- برکه گرگ (Wolf Creek)

این فیلم درباره ی سه مسافر کوله به دوش در استرالیا است که ندانسته سوار ماشین یک قاتل سادیست (دیگر آزار) می شوند.

ماجرای واقعی: این فیلم هولناک بر اساس ماجرای واقعی قتل های زنجیره ای ایوان ملات، معروف به «قاتل کوله به دوش ها»، در دهه ی ۹۰ میلادی، در جنگل های ایالت بیلانگلوی استرالیا ساخته شده.

ملات گرچه هنوز مدعی است که گناهی مرتکب نشده، اما او به جرم شکنجه و قتل دست کم ۷ نفر، به زندان محکوم شد. همه ی این افراد مسافران کوله به دوش و رایگان سوار بودند. بعضی معتقدند او قتل های بیشتری مرتکب شده است.

۱۹- زنده زنده خورده شدن (Eaten Alive)

این فیلم درباره ی صاحب روانپریش هتلی در تگزاس است که برای تغذیه ی کروکودیلش از آدم ها استفاده می کند.

ماجرای واقعی: در اوایل دهه ی ۱۹۰۰ میلادی، مردی به نام جو بال در شهر تگزاس زندگی می کرد که در آنجا باری به نام Sociable Inn داشت. او جایی در نزدیکی بارش، از چند کروکویل نگهداری می کرد.

بال که به زنبارگی معروف بود، با بعضی از زنانی که در بار او کار می کردند رابطه داشت. سه تن از این زنان مفقود شدند و بعدها معلوم شد که دو تای آن ها را بال به قتل رسانده بود. بسیاری معتقدند که او قربانیانش را غذای کرکودیل هایش کرده بود. گرچه هرگز مدرکی دال بر این موضوع پیدا نشد، اما نگهداری از آن کروکودیل ها برای به وجود آمدن چنین شایعاتی کافی بود.

با این حال، در سال ۱۹۳۸، وقتی پلیس برای تحقیق به سراغ بال رفت، او با شلیک گلوله به قلبش، خودش را کشت.

۲۰- آب های آزاد (Open Water)

این فیلم به ماجرای دلهره آور تلاش های یک زوج برای زنده ماندن می پردازد که قایق خود را در وسط اقیانوس از دست داده اند.

ماجرای واقعی: در یکی از روزهای سال ۱۹۹۸، تام و آیلین لانگرگن در دیواره ی بزرگ مرجانی استرالیا در حال غواصی بودند که به دلیل اشتباه مسئول شمارش افراد درون آب، با قایق خود در میان اقیانوس تنها ماندند.

شرکت غواصی حتی متوجه گم شدن این زوج نشده بود تا آنکه ۲ روز بعد پاسپورت ها و وسایل شخصی آن ها درون قایق شان پیدا شد. چند ماه بعد، تخته ی یادداشت مخصوص غواصی تام، ۱۶۰ کیلومتر دورتر از محل ناپدید شان آن ها پیدا شد. او روی تخته نوشته بود: «ما رها شدیم.. کنار دیواره ی بیرونی ام. وی. […] کمک کنید!» در نهایت، آب اقیانوس لباس های غواصی آن ها و یکی از باله های غواصی آیلین را به ساحل آورد، اما هیچ نشانه ای حاکی از حمله ی کوسه ها یا وقوع اتفاق خشونت آمیز دیگری وجود نداشت.

بعضی معتقدند این زوج طعمه ی کوسه ها شدند، در حالی که بعضی دیگر این اتفاق را ترکیبی از قتل و خودکشی می دانند.

جسد تام و آیلین هرگز پیدا نشد.

۲۱- کابوس در خیابان الم (A Nightmare On Elm Street)

این فیلم درباره ی یک قاتل سریالی به نام فردی کروگر است که قربانیان خود را در خواب هایشان به قتل می رساند.

ماجرای واقعی: وز کریون، نویسنده و کارگردان فیلم، ایده ی این سه گانه ی معروف را از یکی از مطالب نشریه ی لس آنجلس تایمز گرفته است. در این نشریه درباره ی پسری نوشته شده بود که بعد از آنکه از مزارع مرگ کامبوج نجات پیدا کرده بود، آنقدر دچار وحشت شده بود که نمی توانست بخوابد.

کریون در مصاحبه ای درباره ی منبع الهامش بیان کرده: «پسر به پدر و مادرش گفته بود میترسه اگه بخوابه اون چیزی که دنبالشه بگیرتش، به خاطر همین چند روز سعی کرده بود بیدار بمونه. وقتی بالاخره خوابش برد، پدر و مادرش فکر کردن ماجرا دیگه تموم شده. اما نصفه شب که میشه اونا صدای جیغ میشنون. قبل از اینکه خودشونو به پسر برسونن، اون میمیره. پسر وسط یه کابوس مرده بود. یه بچه تصویری از وحشت داشته که بزرگ ترها نادیدش می گرفتن. همین تبدیل شد به خط داستانی اصلی فیلم کابوس در خیابان الم.»

نوشته فیلم های ترسناکی که بر اساس ماجراهایی واقعی ساخته شده اند [قسمت دوم] اولین بار در روزیاتو پدیدار شد.

برای موفقیت در زندگی فقط حرف دلتان را گوش کنید

۲۰ اردیبهشت ۱۳۹۸
358 views
بدون نظر

یک بار در یک سمینار توسعه فردی شرکت کرده بودم و همه سوالاتی که در سر داشتم را از سخنگوی سمینار می‌پرسیدم که ناگهان او در پاسخ به من گفت: «بس است»!

سوالاتم شامل اینها بود:

  • معنی واقعی زندگی و جهان و هر چه در آن است چیست؟
  • من چگونه می‌توانم خوشحال باشم؟
  • آیا لابسترها واقعا نامیرا هستند؟

موفقیت در کار و زندگی

فردی که این جلسه آموزشی را برگزار کرده بود در ادامه گفت:

«واقعیت این است که تو پاسخ تمام این سوال‌ها را خودت در قلبت می‌دانی. این سوال‌ها را می‌پرسیدی تا مجوز انجام آنچه می‌دانی درست است را بگیری. در واقع تو بدنبال پاسخ نیستی بلکه خواهان تایید گرفتن هستی. پس همین جا این کار را تمام کن. تو به اجازه دیگران نیازی نداری. وقتی در قلبت احساس می‌کنی کاری درست است و باید انجامش دهی، فقط انجامش بده. بگذار اتفاق‌ها به تو بگویند که آیا تصمیمت واقعا درست بوده یا نه. واکنش‌ها و تصمیمات بعدی خود را روی نتیجه کارهای خود متمرکز کن.

وقتی با مشکلی در زندگی روبه‌رو می‌شوی، سعی کن به نظرات خودت احترام بگذاری. به خودت و تصمیمات خود اعتماد کن. زندگی و رویدادهای آن را از نگاه خود و بر اساس تجربه‌های خود نگاه کن. وابسته به این نباش که دیگران چه می‌گویند و چه نظری دارند. مشورت گرفتن، سوال پرسیدن و تحقیق کردن بسیار خوب هستند، حتما این کارها را انجام بده، اما در نهایت خودت فکر کن و خودت برای خودت تصمیم بگیر.»

موفقیت در کار و زندگی

حرف دل خود را دنبال کن!

قلب انسان همانند قطب‌نما عمل می‌کند. دل می‌داند که راه درست چیست. در واقع دل یک صدای درونی است که به خوبی می‌داند درست چیست و غلط چیست. به همین خاطر است که توصیه می‌کنیم به آن اعتماد کنید.

موفقیت در کار و زندگی

برای درک بهتر این مساله برایتان یک مثال می‌زنیم: جان تازه از دانشگاه فارغ‌التحصیل شده بود و در یک بانک سرمایه‌گذاری کار می‌کرد. او از زندگی خود بشدت متنفر بود. به این خاطر که دوست داشت کسب‌وکار شخصی خود را داشته باشد. یک بیزینس آنلاین که به او امکان سفر کردن و کشف دنیا را بدهد. اما او به خودش و توانایی‌های خودش اعتماد نداشت. به همین خاطر سعی می‌کرد با مطالعه زیاد رویاهایش را به دست بیاورد. البته وقتی می‌دید که دوستانش با خرسندی کار می‌کنند در تصمیم خود شک می‌کرد. او دایم به کار بقیه توجه می‌کرد تا ببیند چه می‌کنند. اما در نهایت پس از ۶ ماه شهامت این را یافت تا بیزینس شخصی خود را راه‌اندازی کند.

موفقیت در کار و زندگی

ایلان ماسک نیز به ندای قلب خود گوش داد. وقتی در یک مصاحبه از ماسک پرسیدند که ایده تسلا، اسپیس‌ایکس و پی‌پال از کجا می‌آید او در پاسخ گفت که به حرف دلش پاسخ داده است. او از خودش پرسیده بزرگ‌ترین مشکلی که انسان امروز با آن مواجه است، چیست؟ سپس بدنبال یافتن پاسخ این سوالات برآمده است. این در حالی بود که بقیه مردم به جای خلق کردن، به دنبال پیروی از بدعت‌های جدید بازار بودند.

مردم به ما دیکته می‌کنند که چگونه زندگی کنیم. کار به ما می‌گوید که برای موفقیت در زندگی باید پله‌های ترقی را دو تا یکی طی کنیم. مدها و فشن‌ها به ما دیکته می‌کنند که معیارهای زیبایی چیست؟ لباس زیبا چیست و چه فاکتورهایی دارد. اجتماع تعیین می‌کند که آیا ما انسان خوب و با وقار و مبادی آدابی هستیم یا خیر.

موفقیت در کار و زندگی

نوع بشر پدیدآورنده قبیله و دسته و گروه است؛ ما عادت کرده‌ایم که با موج جامعه حرکت کنیم. اما صرف اینکه همه جامعه به یک چیز واحد اعتقاد دارند دلیل نمی‌شود که آن چیز واقعا درست باشد.

در گذشته، همه معتقد بودند که زمین صاف و تخت است. وقتی به گذشته نگاه می‌کنیم این طرز فکر برایمان بسیار عجیب و حتی مضحک است. حالا از شما می‌خواهیم که فکر کنید در آینده هستید و در حال مشاهده زمان گذشته هستید، آیا طرز فکر عمومی‌ای وجود دارد که به نظرتان در آینده بسیار عجیب و مسخره باشد؟

موفقیت در کار و زندگی

موفقیت در کار و زندگی

انسان همیشه فراموش می‌کند به خودش گوش کند. پیش‌فرض زندگی ما این است که به حرف بقیه گوش کنیم. در بسیاری مواقع سعی می‌کنیم برای راضی نگه داشتن بقیه تلاش کنیم. اما کمتر کسی در دنیا پیدا می‌شود که بنشیند و با خود فکر کند که از زندگی واقعا چه می‌خواهد!

این در حالیست که این مساله بسیار مهم است. ما باید بدانیم از زندگی چه می‌خواهیم به این خاطر که ما فقط یک بار زندگی می‌کنیم. همه ما فرصت محدودی روی کره زمین داریم و پس از آن می‌میریم و به خاک سپرده می‌شویم.

زندگی کوتاه و محدود است. زندگی خود را به خاطر دیگران و طرزفکر آنها هدر ندهید. در این دُگم (عقاید تعصبی) که ما باید بر اساس تجربیات و نظرات دیگران زندگی کنیم، غرق نشوید. اجازه ندهید صدای بلند نظرات دیگران صدای درونی قلب شما و خواسته‌های واقعی شما را از بین ببرد. از همه مهم‌تر، همیشه شهامت دنبال کردن حرف دل خود را داشته باشید. شما می‌دانید که از زندگی چه می‌خواهید، پس انجامش دهید. (استیو جابز)

بزرگ‌ترین چالش انسان‌های امروزی ساختن دنیایی است که در آن همه هدفی را دنبال کنند. هدف داشتن همان چیز بزرگی است که در زندگی نیاز داریم و باعث می‌شود تا بهتر کار کنیم. هدف چیزی است که خوشحالی واقعی در زندگی ایجاد می‌کند. (مارک زاکربرگ)

وضعیت اجتماعی در مقابل دنبال کردن ندای دل خود

آیا ما پیرو شرایط اجتماع هستیم؟ یا دنبال کننده ندای درونی خود؟

برای یافتن پاسخ این سوال، داستان زیر را بخوانید:

روزی روزگاری دو آرشیتکت به نام‌های پیتر و هوارد با هم به دانشگاه می‌رفتند. پیتر انسان بسیار اجتماعی بود؛ او توانست مدیریت انجمن آرشیتکت‌ها را بدست بیاورد. همین ارتباط‌های اجتماعی موفق باعث شد تا پس از فار‌غ‌التحصیل شدن بتواند به یک موسسه معماری بسیار مشهور و موفق راه پیدا کند. او بسیار سخت کار می‌کرد و همزمان نیز ارتباطش را با افراد موفق و مهره‌های کلیدی شرکت حفظ کرد تا توانست در نهایت مدیر موسسه شود.

این مقام، پول و موقعیت اجتماعی بسیار زیادی برای او به ارمغان آورد و باعث شد تا به یک فرد کاملا ثروتمند تبدیل شود. اما در انتهای هر روز، او به ساختمان‌هایی که طراحی کرده بود نگاه می‌کرد و با خود می‌اندیشید: «همه این بناها زشت هستند و من حتی یکی از آنها را دوست ندارم. همه ساختمان‌ها بر اساس نیاز و درخواست مشتری‌ها یا شرکت طراحی شده است.» در نهایت هم به این نتیجه می‌رسید که او در زندگی چیزی بدست نیاورده است.

موفقیت در کار و زندگی

این در حالی بود که آرشیتکت دیگر، هوارد، مسیری متفاوت در زندگی را برگزید. او از همان دوران دانشجویی از سبک ویکتوریایی متنفر بود زیرا تزئینات آن را غیرضروری و بسیار شلوغ می‌دانست. هوارد عاشق طراحی‌های مینیمالیستی و پست مدرن بود. به همین خاطر از دانشگاه انصراف داد تا دستیار و دانشجوی آرشیتکتی شود که احترام زیادی برای او قایل بود. استادی که او انتخاب کرده بود درآمد چندانی نداشت زیرا طراحی‌هایش اغلب بسیار رادیکال بودند و مورد توجه هر کسی قرار نمی‌گرفت.

اما هوارد راهش را ادامه داد و شرکت خود را راه‌اندازی کرد. موسسه معماری او فقط در صورتی پروژه قبول می‌کرد که مشتری آزادی کامل در طراحی و ساخت را به هوارد بدهد و در این کار هیچ دخالت مستقیمی نداشته باشد. به همین خاطر او مشتری‌های زیادی نداشت و در طول فعالیت کاری فقط چند پروژه محدود را توانست به انجام برساند. اما این باور را داشت که تمامی ساختمان‌هایی که طراحی کرده به خوبی بیانگر دیدگاه، هنر و نگاه او هستند.

هر ستون ساختمان‌ها مثل استخوان‌های بدن هوارد بود و پنجره‌ها و نماهای چوبی آنها حکم پوست و گوشت بدنش را برایش داشتند.

موفقیت در کار و زندگی

با خواندن داستان زندگی این دو نفر حالا ترجیح می‌دهید که جای پیتر بودید یا هوارد؟

ارتباط‌های اجتماعی چگونه می‌توانند روی سبک زندگی شما تاثیر بگذارند؟

۱۰ اعتقاد و باور اساسی خود را در زندگی را یادداشت کنید.

کدام یک از اعتقادات شما از درون قلبتان نشات گرفته و کدام را جامعه و وضعیت اجتماعی به شما دیکته کرده است؟

کدام یک از باورها باعث رشد شما می‌شود و کدام یک شما را از زندگی عقب نگه می‌دارد؟

آیا به سبک دلخواه خود زندگی می‌کنید یا برای بقیه و با توجه به نگاه جامعه سبک زندگی خود را تغییر داده‌اید؟

دوست دارید چگونه و به چه سبکی زندگی کنید؟

موفقیت در کار و زندگی

عاشق کاری باشید که انجام می‌دهید

شغل شما بخش بزرگی از زندگیتان را در بر گرفته است. به همین خاطر، تنها چیزی که باعث می‌شود تا از کار خود راضی باشید این است که باور کنید کار بزرگی انجام می‌دهید. برای رسیدن به این باور هم باید عاشق کار خود باشید. اگر هنوز شغلی که عاشقش شوید را پیدا نکرده‌اید، به جست‌وجو ادامه دهید. از تلاش دست برندارید. با عشق کار کردن همانند با عشق زندگی کردن است. هر چه بیشتر ادامه پیدا کند، بهتر و بهتر می‌شود. بنابراین، برای یافتن شغل دلخواه خود همیشه در جست‌وجو و تلاش باشید و سریع ناامید نشوید. (استیو جابز)

اهداف بزرگ‌تر بهتر هستند

همیشه و همه جا شنیده‌ایم که می‌گویند سنگ بزرگ نشانه‌ی نزدن است. به همین خاطر اغلب مردم اهداف کوچک برای زندگی خود تعیین می‌کنند زیرا می‌ترسند که شکست بخورند. اما جالب است بدانید که تحقق اهداف بزرگ‌تر به مراتب آسان‌تر از اهداف کوچک است.

وقتی هدفی بزرگ و البته منسجم و آینده‌دار در سر می‌پرورانید، با مطرح کردن ان در مجامع مربوطه می‌توانید سرمایه‌گذاری مالی بگیرید زیرا مردم حرکت‌های بزرگ را دوست دارند. اما هدف‌های کوچک چون سریعا به انجام می‌رسند، کسی برای تحقق آن به شما یاری نمی‌رساند.

همچنین این را نیز به یاد داشته باشید که در مسیر اجرایی کردن هدف‌های بزرگ رقبای کمتری خواهید داشت.

موفقیت در کار و زندگی

من ۷ سال پیش وقتی سایت کوپن خود را راه‌اندازی کردم تنها هدف کسب درآمد زیاد بود تا با پول آن سفر بروم. اما این سایت خیلی بزرگ نشد و در نتیجه نتوانستم سرمایه‌گذار بگیرم. دلیل این بود که اهداف من بسیار سطحی، دم‌دستی و معمولی بود و بنابراین نظر افراد موفق و بزرگ را جلب نمی‌کرد. اینها سخنان فردی است که موفقیت چندانی در زندگی نداشته.

اما برعکس، «تیم کنتلی کلی» به طور همزمان توانست Zoox  را به یک بیزینس ۱٫۵ میلیارد دلاری برساند. او یک روز صبح از خواب بیدار شد  و با خود فکر کرد: «من می‌خواهم یک ماشین تماما خودکار و خودران بسازم.» اما قرار نبود چیزی شبیه ماشین‌های تسلا بسازد.

او به طور کامل فرمان ماشین، صندلی راننده و هر فاکتوری که برای راننده انسانی موردنیاز است را حذف کرد تا رباتی خودران بسازد. رویای اصلی «تیم کنتلی کلی» ساخت اوبر تماما خودکار و خودران بود؛ بدون حضور انسان.

او یک سال را به مطالعه و تحقیق در مورد خودروهای خودران اختصاص داد و در نهایت یک نسخه از ایده‌هایش را در کنفرانس‌های مختلف رونمایی کرد.

موفقیت در کار و زندگی

منتقدان این طرح را به سخره گرفتند. اما تیم دست از تلاش بر نداشت و توانست یک سرمایه‌گذار برای خود پیدا کند.

موفقیت در کار و زندگی

تیم میلیون‌ها دلار سرمایه دریافت کرد و به سراغ تیم خودروی هودران اپل رفت. تیم به آنها گفت: «اپل در حال تعطیل کردن پروژه خودروسازی خود است و به زودی شما بیکار می‌شوید. پس پیشنهاد می‌کنم نزد من بیایید  تا با همکاری هم دنیا را تکان دهیم.» تیم خودروی اپل هم با خودشان فکر کردند که حرفش منطقی است. پس به او ملحق شدند.

موفقیت در کار و زندگی

بعد از آن، تیم به سراغ Lord Draper رفت، بزرگ‌ترین سرمایه‌گذار ریسک‌پذیر و به او گفت: «من در حال ساخت خودروی خودران هستم و بهترین تیم دنیا را هم در اختیار دارم. تو باید ۳۰ میلیون دلار به من سرمایه بدهی تا طرحم را اجرایی کنم.» دریپر هم چند دقیقه فکر کرد و با خودش گفت چرا که نه و پول را به تیم داد. تیم سرمایه را دریافت کرد و از افرادی بیشتری برای پیوستن به تیم کاری خود دعوت به عمل آورد. در نهایت، توانست در عرض ۴ سال بیزینس ۲۵۰ میلیون دلاری خود را به ارزش ۱٫۵ میلیارد دلار برساند.

موفقیت در کار و زندگی

فکرهای بزرگ داشته باشید، گام‌های بزرگ بردارید و برای موفقیت کتاب بخوانید و کتاب صوتی گوش کنید.

نوشته برای موفقیت در زندگی فقط حرف دلتان را گوش کنید اولین بار در روزیاتو پدیدار شد.