ورود به حساب ثبت نام جدید فراموشی کلمه عبور
برای ورود به حساب کاربری خود، نام کاربری و کلمه عبورتان را در زیر وارد کرده و روی “ ورود به حساب” کلیک کنید.





اگر فرم ثبت نام برای شما نمایش داده نمیشود، اینجا را کلیک کنید.









اگر فرم بازیابی کلمه عبور برای شما نمایش داده نمیشود، اینجا را کلیک کنید.





صفحه 6 از 8 نخست ... 2345678 آخرین
نمایش نتایج: از 51 به 60 از 71
  1. #51
    B3hn@z_A8
    کاربر سایت
    تاریخ عضویت
    Jan 1970
    نوشته ها
    768
    4,045
    2,127
    دنیای بابا
    تمومه دنیای بابا چراغ روشن فردا
    وقتی که خودت نباشی صدات تو گوشمه هرگاه
    امدم برات میارم آواز قاصدکارو ،
    نشونت میدم تمومه پرواز بادبادکارو
    امدم برات میارم ادمای قصه هارو
    تمومه شور و نشاط بازیهای بچه هارو
    میبرمت باغ قصه اونجا که مثل شهر فرنگه
    هنوزم تو باغ قصه خواب خرگوشا قشنگه
    تمومه دنیای بابا چراغ روشن فردا
    وقتی که خودت نباشی صدات تو گوشمه هرگاه
    آواز چلچله هارو باید برام بخونی
    خیلی چیزای دیگه رو تو باید هنوز بدونی

    هرکسی تو بچه گیهاش،دائم مثل تو شلوغه
    کوچولو یادت باشه که نترسی لولو دوروغه
    وقتی که شب رسید از راه، با خودش ماهو میاره
    تمومه روزم که خوبه با خودش خورشیدو داره
    تمومه دنیای بابا چراغ روشن فردا
    تمومه دنیای بابا چراغ روشن فردا
    تمومه دنیای بابا چراغ روشن فردا
    وقتی که خودت نباشی صدات تو گوشمه هرگاه
    امدم برات میارم آواز قاصدکارو ،
    نشونت میدم تمومه پرواز بادبادکارو
    امدم برات میارم ادمای قصه هارو
    تمومه شور و نشاط بازیهای بچه هارو
    میبرمت باغ قصه اونجا که مثل شهر فرنگه
    هنوزم تو باغ قصه خواب خرگوشا قشنگه
    تمومه دنیای بابا چراغ روشن فردا
    وقتی که خودت نباشی صدات تو گوشمه هرگاه
    آواز چلچله هارو باید برام بخونی
    خیلی چیزای دیگه رو تو باید هنوز بدونی

    هرکسی تو بچه گیهاش،دائم مثل تو شلوغه
    کوچولو یادت باشه که نترسی لولو دوروغه
    وقتی که شب رسید از راه، با خودش ماهو میاره
    تمومه روزم که خوبه با خودش خورشیدو داره
  2. #52
    B3hn@z_A8
    کاربر سایت
    تاریخ عضویت
    Jan 1970
    نوشته ها
    768
    4,045
    2,127
    هزاران بار
    هزاران بار منعش کردم از عشق
    مگر برگشت از راه خطا دل
    هزاران بار منعش کردم از عشق
    مگر برگشت از راه خطا دل
    نشد يک لحظه از يادت جدا دل
    زهي دل آفرين دل مرحبا دل
    زدستش يک دم آسايش ندارم
    نمي دانم چه بايد کرد با دل
    هزاران بار منعش کردم از عشق
    مگر برگشت از راه خطا دل
    هزاران بار منعش کردم از عشق
    مگر برگشت از راه خطا دل
    به چشمانت مرا دل مبتلا کرد
    فنا کرد دل مصبت دل بلا دل
    از اين دلداده من بستان خدايا
    ز دستش تا به کي پويم خدا دل

    هزاران بار منعش کردم از عشق
    مگر برگشت از راه خطا دل
    هزاران بار منعش کردم از عشق
    مگر برگشت از راه خطا دل
    درون سينه آهي هم ندارم
    ستم کش دل پريشان دل گدا دل
    به داري گردنش را بسته زلفت
    فقير و عاجز و بي دست و پا دل
    بشد خوابو ز پويد بر نخيزد
    زهي ساحل خدم دل باوفا دل
    هزاران بار منعش کردم از عشق
    مگر برگشت از راه خطا دل
    هزاران بار منعش کردم از عشق
    مگر برگشت از راه خطا دل
    به چشمانت مرا دل مبتلا کرد
    فنا کرد دل مصبت دل بلا دل
    از اين دلداده من بستان خدايا
    ز دستش تا به کي پويم خدا دل

    هزاران بار منعش کردم از عشق
    مگر برگشت از راه خطا دل
    بشد خوابو ز پويد بر نخيزد
    زهي ساحل خدم دل باوفا دل
    هزاران بار منعش کردم از عشق
    مگر برگشت از راه خطا دل
  3. #53
    B3hn@z_A8
    کاربر سایت
    تاریخ عضویت
    Jan 1970
    نوشته ها
    768
    4,045
    2,127
    خسته
    خسته ام
    گردونه گردان خسته ام
    خسته ام
    اي خسته جانان خسته ام
    ريشه اي تشنه نشسته زير باغ
    بارشي کو ابرو باران خسته ام
    ريشه اي تشنه نشسته زير باغ
    بارشي کو ابرو باران خسته ام
    خشم خورشيد و عبور فصل گرم
    در کويري خشک و سوزان خسته ام
    قلب جنگل با تبر در خاک عشق
    وقت اعدام درختان خسته ام
    قلب جنگل با تبر در خاک عشق
    وقت اعدام درختان خسته ام
    خسته ام من
    خسته ام اي
    خسته ام و
    خسته
    مي زند آبي بر آتش هاي دل
    قطره قطره اشک لرزان خسته ام
    شهپره پروازه من آخر شکست
    از نشستن اي رفيقان خسته ام
    ساقرم خالي زمي من تشنه کن
    جرعه اي اي مي پرستان خسته ام
    مي چکد اين اشک دردالود من
    از شب و اين درد پنهان خسته ام
    از شب و اين درد پنهان خسته ام
    از شب و اين درد پنهان خسته ام
    خسته ام من
    خسته ام اي
    خسته ام و
    خسته
    من که آزادي شعارم بوده است
    اين چنين در بند و زندان خسته ام
    ظالمان روي زمين تشنه به خون
    زين ستم بر خاک خوبان خسته ام

    گر چه دورم عشق من اي خاک من
    از غم خلق پريشان خسته ام
    گر چه دورم عشق من اي خاک من
    از غم خلق پريشان خسته ام
    خسته ام من
    خسته ام اي
    خسته ام و
    خسته
  4. #54
    B3hn@z_A8
    کاربر سایت
    تاریخ عضویت
    Jan 1970
    نوشته ها
    768
    4,045
    2,127
    عاشقم
    من از او خاطره دارم

    من از او خاطره دارم
    خاطراتي خوب زيبا

    مثل زيبايي رويا
    خاطراتي خوب وشيرين

    مثل زيبايي آواز
    عاشقم عاشقم من

    عاشقم از روز ازل
    عاشقم عاشقم من

    پابند عشقش تا ابد
    من از او خبر ندارم

    اين و من بار ندارم
    باور تنهايي موندن

    باور بازي را باختن
    يا قمار عشقو بردن

    توي اين ديار غربت
    حتي موندن حتي مردن

    اگر ابر كه بارون مي زنه
    مي زنه به موج دريا مي زنه

    مي زنه به دشت و صحرا مي زنه
    دلم كه داره فرياد مي زنه
  5. #55
    B3hn@z_A8
    کاربر سایت
    تاریخ عضویت
    Jan 1970
    نوشته ها
    768
    4,045
    2,127
    کسی حالم نمی پرسه
    دراین شبهای دلتنگی که غم با من هو آغوش
    به جز اندوه و تنهایی،کسی با من نمی جوشه
    کسی حالم نمی پرسه،کسی دردم نمی دونه
    نه هم درد و هم آوایی با من یکدل نمی خونه
    ازاین سرگشتگی ببزارم وبیزار
    ولی راه فراری نیست از این دیوار
    برای این لب تشنه،دریغا قطره آبی کو
    برای خسته چشم من،ذریغا جای خوابی کو
    دراین سرداب ظلمت،نور راهی کو
    دراین اندوه غربت سرپناهی کو
    شبها پر درد ومن ازغصه ها دل سرد
    کجا پیدا کنم دل سوخته ای هم درد
    اسیر صد خیال و وهم واندوهم
    سرا پا دردم وسنگین تراز کوهم
  6. #56
    B3hn@z_A8
    کاربر سایت
    تاریخ عضویت
    Jan 1970
    نوشته ها
    768
    4,045
    2,127
    صفر
    ما چه هستیم، عجب بی پا ودستیم
    چه شد مغرور ومستیم
    همه عاجز کش و دشمن پرستیم
    ز نادانی وغفلت، زیر دستیم
    برغم دوست با دشمن نشستیم
    ما خرابیم، چو صفر اندر حسابیم
    چو صید اندر تنابیم
    جهان را برده آب و ما به خوابیم
    چه دانم غرق خون، مست شرابیم
    مست شرابیم
  7. #57
    B3hn@z_A8
    کاربر سایت
    تاریخ عضویت
    Jan 1970
    نوشته ها
    768
    4,045
    2,127
    پریا
    یکی بود،یکی نبود، زیر گنبد کبود
    لخت و عور ،تنگ غروب،سه تا پری نشسته بود
    پری ها گشنتونه، پری ها تشنتونه
    پری هاخسته شدین، مرغ پر بر بسته شدین
    چیه این های هایتون،گریتون وای وایتون
    پری ها هیچی نگفتن،زار و زار گریه می کردن
    مثل ابرای بهار گریه می کردن پری ها
    چتون زار می زنین توی این صحرای دور
    توی این تنگ غروب
    نمیگین برف میاد، نمیگین بارون میاد
    نمیگین گرگه میاد می خوردتون
    امشب تو شهر چراغونه
    مردم ده مهمون مان / با دنب و دنب شهر میان
    دایره و دنبک می زنن / می رقصن و می رقصونن
    غنچه خندون می ریزن / نقل بیابون می ریزن

    های می کشن / هوی می کشن
    پری های نازنین
  8. #58
    B3hn@z_A8
    کاربر سایت
    تاریخ عضویت
    Jan 1970
    نوشته ها
    768
    4,045
    2,127
    محتاج
    ای دیر بدست امده بس زود برفتی
    اتش زدی اندر منو چون دود برفتی
    چون ارزوی تنگ دلان دیر رسیدی
    چون دوستی سنگدلان زود برفتی
    چون ارزوی تنگ دلان دیر رسیدی
    چون دوستی سنگدلان زود برفتی
    ای دیر بدست امده بس زود برفتی
    اتش زدی اندر منو چون دود برفتی
    زان پیش که در باغ وصال تو دل من
    ازداغ فراغ تو براسود برفتی
    زان پیش که در باغ وصال تو دل من
    ازداغ فراغ تو براسود برفتی

    نا گشته من از بند تو ازاد که جسته
    نا کرده مرا وصل تو خشنود برفتی
    نا کرده مرا وصل تو خشنود برفتی
    اهنگ جان من دلسوخته کردی
    چون در دل من عشق بیفزود برفتی

    اهنگ جان من دلسوخته کردی
    چون در دل من عشق بیفزود برفتی

    ای دیر بدست امده بس زود برفتی
    اتش زدی اندر منو چون دود برفتی
    زان پیش که در باغ وصال تو دل من
    ازداغ فراغ تو براسود برفتی
    زان پیش که در باغ وصال تو دل من
    ازداغ فراغ تو براسود برفتی
    نا گشته من از بند تو ازاد که جسته
    نا کرده مرا وصل تو خشنود برفتی
    نا کرده مرا وصل تو خشنود برفتی
    اهنگ جان من دلسوخته کردی
    چون در دل من عشق بیفزود برفتی

    اهنگ جان من دلسوخته کردی
    چون در دل من عشق بیفزود برفتی

    ای دیر بدست امده بس زود برفتی
    اتش زدی اندر منو چون دود برفتی
    ای دیر بدست امده بس زود برفتی
    اتش زدی اندر منو چون دود برفتی
  9. #59
    B3hn@z_A8
    کاربر سایت
    تاریخ عضویت
    Jan 1970
    نوشته ها
    768
    4,045
    2,127
    هم خونه
    سکوتت چه قشنگه
    نگاهت چه عزيزه
    نداري اگه حرفي
    پس بگو تو آري
    راز موندنم هستي
    مهربون من باش
    همسايه ديرينم

    هم خونه من باش
    ما شاهد دل بوديم
    دل داده من باش
    اي هم دل و همرازم
    تو برام باش
    سکوتت چه قشنگه
    نگاهت چه عزيزه
    نداري اگه حرفي
    پس بگو تو آري
    راز موندنم هستي
    مهربون من باش
    همسايه ديرينم

    هم خونه من باش
    عاشق اگه ديواره
    پا به خاتمم باش
    عاشق اگه بيماره
    مرحم دلم باش
    عاشق اگه ديواره
    قابه خاتمم باش
    عاشق اگه بيماره
    مرحم دلم باش
    حالا منتظرم من
    نداري اگه حرفي
    پس بگو تو آري
    آري آري
    حالا منتظرم من
    نداري اگه حرفي
    پس بگو تو آري
    آري آري
    سکوتت چه قشنگه
    نگاهت چه عزيزه
    نداري اگه حرفي
    پس بگو تو آري
    راز موندنم هستي
    مهربون من باش
    همسايه ديرينم

    هم خونه من باش
    عاشق اگه ديواره
    پا به خاتمم باش
    عاشق اگه بيماره
    مرحم دلم باش
    عاشق اگه ديواره
    قابه خاتمم باش
    عاشق اگه بيماره
    مرحم دلم باش
    حالا منتظرم من
    نداري اگه حرفي
    پس بگو تو آري
    آري آري
    حالا منتظرم من
    نداري اگه حرفي
    پس بگو تو آري
    آري آري
    سکوتت چه قشنگه
    نگاهت چه عزيزه
    نداري اگه حرفي
    پس بگو تو آري
    راز موندنم هستي
    مهربون من باش
    همسايه ديرينم

    هم خونه من باش
    ما شاهد دل بوديم
    دل داده من باش
    اي هم دل و همرازم
    تو برام باش
    سکوتت چه قشنگه
    نگاهت چه عزيزه
    نداري اگه حرفي
    پس بگو تو آري
    راز موندنم هستي
    مهربون من باش
    همسايه ديرينم
    هم خونه من باش
  10. #60
    B3hn@z_A8
    کاربر سایت
    تاریخ عضویت
    Jan 1970
    نوشته ها
    768
    4,045
    2,127
    گلهای شادی
    ببين چه کردي با حالم
    ببين چه کردي با روزم
    ببين صدام در تنهايي
    تو آتيش غم مي سوزم
    ببين چه کردي با حالم
    ببين چه کردي با روزم
    ببين صدام در تنهايي
    تو آتيش غم مي سوزم
    هديه دادم به تو گلهاي شادي
    هديه کردي به من چشماي گريون
    هديه دادم به تو يک دل ساده
    هديه کردي به من رنج فراوون
    حالا من موندم و چشماي خسته
    حالا من موندم و قلب شکسته
    حالا من موندم و چشماي خسته
    حالا من موندم و قلب شکسته
    دل جدا از ياران کردم
    در دياري دور افتاده
    مثله برگي سر گردانم
    دست به دسته طوفان داده
    دل جدا از ياران کردم
    در دياري دور افتاده
    مثله برگي سر گردانم
    دست به دسته طوفان داده
    با خاطره ها دمسازم
    با سايه غم همرازم
    با خاطره ها دمسازم
    با سايه غم همرازم

    هديه دادم به تو گلهاي شادي
    هديه کردي به من چشماي گريون
    هديه دادم به تو يک دل ساده
    هديه کردي به من رنج فراوون
    حالا من موندم و چشماي خسته
    حالا من موندم و قلب شکسته
    حالا من موندم و چشماي خسته
    حالا من موندم و قلب شکسته
    دل جدا از ياران کردم
    در دياري دور افتاده
    مثله برگي سر گردانم
    دست به دسته طوفان داده
    دل جدا از ياران کردم
    در دياري دور افتاده
    مثله برگي سر گردانم
    دست به دسته طوفان داده
    با خاطره ها دمسازم
    با سايه غم همرازم
    با خاطره ها دمسازم
    با سايه غم همرازم

    هديه دادم به تو گلهاي شادي
    هديه کردي به من چشماي گريون
    هديه دادم به تو يک دل ساده
    هديه کردي به من رنج فراوون
    حالا من موندم و چشماي خسته
    حالا من موندم و قلب شکسته
    حالا من موندم و چشماي خسته
    حالا من موندم و قلب شکسته
صفحه 6 از 8 نخست ... 2345678 آخرین
نمایش نتایج: از 51 به 60 از 71

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •