ورود به حساب ثبت نام جدید فراموشی کلمه عبور
برای ورود به حساب کاربری خود، نام کاربری و کلمه عبورتان را در زیر وارد کرده و روی “ ورود به حساب” کلیک کنید.





اگر فرم ثبت نام برای شما نمایش داده نمیشود، اینجا را کلیک کنید.









اگر فرم بازیابی کلمه عبور برای شما نمایش داده نمیشود، اینجا را کلیک کنید.





نمایش نتایج: از 1 به 9 از 9
  1. #1
    saharnaz
    مدیر ارشد بازنشسته
    تاریخ عضویت
    Mar 2008
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    9,254
    5,190
    19,094

    30 شعرهای عرفانی

    تا كوي تو باشد چه گذاري است به افلاك
    تا مهر تو جاريست چه سود از زر و از خاك
    ما را چه نيازي است به ميخانه و ساقي
    سرمست شود هر كه نظر كرده بر اين تاك





  2. #2
    saharnaz
    مدیر ارشد بازنشسته
    تاریخ عضویت
    Mar 2008
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    9,254
    5,190
    19,094
    امشب دلم تنگ است و غم دامن فکنده
    دستم به دامانت علی جانت خجسته
    لطفی نما اين خانه را آباد گردان
    اين دل که هر سو بنگری در هم شکسته

    ويرانه دل را جلای حيدری ده
    کين کومه بی الطاف تو از هم گسسته

    مرغ مرا پرواز ده زين تنگ سينه
    منت نها آزاد کن اين مرغ بسته

    دردی است درمانش به دست توست مولا
    مولای من درمان نما اين دل شکسته





  3. #3
    saharnaz
    مدیر ارشد بازنشسته
    تاریخ عضویت
    Mar 2008
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    9,254
    5,190
    19,094
    دلا غافل ز سبحانی چه حاصل
    اسير نفس شيطانی چه حاصل


    بود قدر توافزون ز ملائک
    تو قدر خود نمی دانی چه حاصل





  4. #4
    saharnaz
    مدیر ارشد بازنشسته
    تاریخ عضویت
    Mar 2008
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    9,254
    5,190
    19,094
    ای مرغ سحر عشق ز پروانه بیاموز
    کان سوخته را جان شد و آواز نیامد

    این مدعیان در طلبش بی خبران اند
    کان را که خبر شد خبری باز نیامد





  5. #5
    saharnaz
    مدیر ارشد بازنشسته
    تاریخ عضویت
    Mar 2008
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    9,254
    5,190
    19,094
    اسرارازل را نه تو دانی و نه من
    وینحرف معما نه تو خوانی و نه من
    هستاز پس پرده گفتگوی من و تو
    چونپرده برافتد نه تو مانی و نه من
    __________________
    "خیام"





  6. #6
    saharnaz
    مدیر ارشد بازنشسته
    تاریخ عضویت
    Mar 2008
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    9,254
    5,190
    19,094
    رفیقی که غائب شد ای نیکنام
    دوچیز است از او بر رفیقان حرام

    یکی آنکه مالش بباطل خورند
    دوم آنکه نامش به زشتی برند

    "سعدی "





  7. #7
    saharnaz
    مدیر ارشد بازنشسته
    تاریخ عضویت
    Mar 2008
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    9,254
    5,190
    19,094
    الــــــــــــهی
    نظر خود بر ما مدام کن
    و به وقت رفتن بر جان ما سلام کن
    الـــــــــــــهی
    می دانی که ناتوانم پس از بلا برهانم
    الــــــــــــــهی
    قصه به این درازی ! من در یافتم به بازی
    الـــــــــــــــهی
    بر آن روز می خندم که یافته می جستم
    دل و دست از دانش نشستم به نا بینایی می نگریستم
    به مردگی می زیستیم
    الــــــــــــــهی
    نا دیده و ناجسته حاصل ! ای جان و دل را زندگانی و منزل
    از پیش خطر و از پس نیست راهی
    بپذیر که جزدوستی توام نیست پناهی
    الــــــــــــــهی
    اکنون چون بر من است تاوان
    آفتاب صدق و صفت بر من تابان
    که بشر از شرک جستن نتوان
    و به نجاست نجاست شستن نتوان
    الـــــــــــــــهی
    تو غیب بودی و من عیب بودم
    تو از غیب جدا شدی من از عیب جدا شدم
    الـــــــــــــــهی
    می پنداشتم که ترا شناختم
    اکنون آن پنداشت و شناخت را در آب انداختم
    الـــــــــــــــــهی
    در ملکوت تو کمتر از مویم
    این بیهده تا کی گویم
    الـــــــــــــــــهی
    نه نیستم نه هستم نه بریدم و نه پیوستم . نه به خود میان بستم
    لطیفه ای بودم از آن مستم. اکنون زیر سنگ است دستم
    الــــــــــــــــــهی
    "همه شادی ها بی یاد تو غرور است و همه غم ها با یاد تو سرور است"
    الــــــــــــــــــهی
    بنیاد توحید ما را خراب مکن و باغ امید ما را بی آب مکن .

    " خواجه عبد ا... انصاری





  8. #8
    saharnaz
    مدیر ارشد بازنشسته
    تاریخ عضویت
    Mar 2008
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    9,254
    5,190
    19,094
    شيخ بهايی:

    روزی که برفتند حريفان پی هر کار
    زاهد سوی مسجد شد و من جانب خمار
    من يار طلب کردم و او جلوه گه يار
    حاجی به ره مکه و من طالب ديدار

    او خانه همی جويد و من صاحب خانه

    هر در که زنم صاحب آن خانه تويی تو
    هر جا که روم پرتو کاشانه تويي تو
    در ميکده و دير که جانانه تويي تو
    مقصود من از کعبه و بتخانه تويي تو

    مقصود تويی کعبه و بتخانه بهانه است





  9. #9
    saharnaz
    مدیر ارشد بازنشسته
    تاریخ عضویت
    Mar 2008
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    9,254
    5,190
    19,094
    پیچکی در پایه ی درختی استواریم
    نگاهی به قلب چاک خورده ای که پیشکشت شده بیانداز
    آب بر راه زنید و طعنه بر ماه زنید مه من می آید
    این یا ایها العزیز خدای را که تعارف نیست
    و ما حق داریم که در تجلای تو دست از ترنج نشناسیم
    تو سزاوارترینی
    و سوگند که تو را برتر از عزیز مصر یافتیم
    و
    در قنوتمان تو را خوانده ایم
    به بیابان زده ایم
    و
    برهنه پای بر پهنه بیابان دویده ایم





نمایش نتایج: از 1 به 9 از 9

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •