ورود به حساب ثبت نام جدید فراموشی کلمه عبور
برای ورود به حساب کاربری خود، نام کاربری و کلمه عبورتان را در زیر وارد کرده و روی “ ورود به حساب” کلیک کنید.





اگر فرم ثبت نام برای شما نمایش داده نمیشود، اینجا را کلیک کنید.









اگر فرم بازیابی کلمه عبور برای شما نمایش داده نمیشود، اینجا را کلیک کنید.





صفحه 1 از 3 123 آخرین
نمایش نتایج: از 1 به 10 از 29
  1. #1
    Mr Mohamad
    همکار سابق بخش موسیقی
    تاریخ عضویت
    Mar 2010
    محل سکونت
    توی جوب زندگی میکنیم هممون!
    نوشته ها
    3,449
    5,489
    3,821

    22 متن ترانه های ایرج بسطامی

    همه دردم

    همه دردم، همه داغم، همه عشقم، همه سوزم

    همه در هم گذرد،هر مه و سال و شب و روزم

    وصل و هجرم شده یکسان، همه از دولت عشقت

    چه بخندم، چه بگریم، چه بسازم، چه بسوزم

    گفتني نيست كه گويم زفراقت به چه حالم همه دردم

    حیف و صد حیف که دور از تو ندانی به چه روزم



    زندگی مانند گیتار است
    که گاهی نوای غمگین مینوازد و

    گاهی نوای شاد امیدوارم گیتار زندگیت همواره بندری

    بنوازد?!
    ....

  2. #2
    Mr Mohamad
    همکار سابق بخش موسیقی
    تاریخ عضویت
    Mar 2010
    محل سکونت
    توی جوب زندگی میکنیم هممون!
    نوشته ها
    3,449
    5,489
    3,821
    گل پونه ها

    گل پونه های وحشی دشت امیدم
    وقت سحر شد
    خاموشی شب رفت فردایی دگر شد
    من مانده ام تنهای تنها
    من مانده ام تنها میان سیل غمها

    گل پونه ها نا مهربانی آتشم زد آتشم زد
    گل پونه ها بی همزبانی آتشم زد
    می خواهم اکنون تا سحر گاهان بنالم
    افسرده ام دیوانه ام آزرده جانم

    گل پونه های وحشی دشت امیدم
    وقت سحر شد
    خاموشی شب رفت فردایی دگر شد
    من مانده ام تنهای تنها
    من مانده ام تنها میان سیل غمها




    زندگی مانند گیتار است
    که گاهی نوای غمگین مینوازد و

    گاهی نوای شاد امیدوارم گیتار زندگیت همواره بندری

    بنوازد?!
    ....

  3. #3
    Mr Mohamad
    همکار سابق بخش موسیقی
    تاریخ عضویت
    Mar 2010
    محل سکونت
    توی جوب زندگی میکنیم هممون!
    نوشته ها
    3,449
    5,489
    3,821
    حریر مهتاب

    دیدمت در حریری زمهتاب سرد و خاموش خفته بودی
    یادم آمد که در صبح دیدار از غروبی چنین گفته بودی

    در دو چشمت طلوعی نالان چون ستاره می دمیدی
    در شب بهت ویرانی من قصه های مرا از سر شوق می شنیدی

    بی شکیبم بی قرارم سر بپای جنون می گذارم
    بی شکیبم بی قرارم دل به در یای تو می سپارم
    در بهاری که بی تو خزان شد باورم شد دگر نیستی تو
    خود نگفتی که من هم بدانم کیستی تو چیستی تو

    دیدمت در حریری زمهتاب سرد و خاموش خفته بودی
    یادم آمد که در صبح دیدار از غروبی چنین گفته بودی



    زندگی مانند گیتار است
    که گاهی نوای غمگین مینوازد و

    گاهی نوای شاد امیدوارم گیتار زندگیت همواره بندری

    بنوازد?!
    ....

  4. #4
    Mr Mohamad
    همکار سابق بخش موسیقی
    تاریخ عضویت
    Mar 2010
    محل سکونت
    توی جوب زندگی میکنیم هممون!
    نوشته ها
    3,449
    5,489
    3,821
    شباهنگام

    تو را من چشم در راهم شباهنگام
    که میگیرند در شاخ تلاجن سایه ها رنگ سیاهی
    وزآن دل خستگانت راست اندوهی فراهم.
    تو رامن چشم در راهم.

    شباهنگام در آن دم که بر جا دره ها چون مره ماران خفتگان اند
    در آن نوبت که بندد دست نیلوفر به پای سروکوهی دام

    گرم یاد آوری یا نه. من از یادت نمی کاهم
    تو را من چشم در راهم



    زندگی مانند گیتار است
    که گاهی نوای غمگین مینوازد و

    گاهی نوای شاد امیدوارم گیتار زندگیت همواره بندری

    بنوازد?!
    ....

  5. #5
    Mr Mohamad
    همکار سابق بخش موسیقی
    تاریخ عضویت
    Mar 2010
    محل سکونت
    توی جوب زندگی میکنیم هممون!
    نوشته ها
    3,449
    5,489
    3,821
    هستی من

    از من اي هستي من دور مشو
    مي من مستي من دور مشو

    رشته عمر مني جان مني
    عشق من دين من ايمان مني

    تار و پود دل بيمار توئي
    خواب و بيداري و پندار توئي

    گرچه همچون خم مي در جوشم
    خون دل مي خورم و خاموشم



    زندگی مانند گیتار است
    که گاهی نوای غمگین مینوازد و

    گاهی نوای شاد امیدوارم گیتار زندگیت همواره بندری

    بنوازد?!
    ....

  6. #6
    Mr Mohamad
    همکار سابق بخش موسیقی
    تاریخ عضویت
    Mar 2010
    محل سکونت
    توی جوب زندگی میکنیم هممون!
    نوشته ها
    3,449
    5,489
    3,821
    رشته مهر

    رشته ی مهر تو شد زنجیرم
    گر جدا از تو شوم میمیرم



    زندگی مانند گیتار است
    که گاهی نوای غمگین مینوازد و

    گاهی نوای شاد امیدوارم گیتار زندگیت همواره بندری

    بنوازد?!
    ....

  7. #7
    Mr Mohamad
    همکار سابق بخش موسیقی
    تاریخ عضویت
    Mar 2010
    محل سکونت
    توی جوب زندگی میکنیم هممون!
    نوشته ها
    3,449
    5,489
    3,821
    چه دلها

    چه دلها بردی ای ساقی
    ز ساق فتنه انگیزت
    دریغا بوس چندیبت
    زنخدان دلاویزت

    دگر عفت کجا ماند
    کسی را سوی عشاقی
    چو بیند دست در آغوش
    مستان سحر خیزت



    زندگی مانند گیتار است
    که گاهی نوای غمگین مینوازد و

    گاهی نوای شاد امیدوارم گیتار زندگیت همواره بندری

    بنوازد?!
    ....

  8. #8
    Mr Mohamad
    همکار سابق بخش موسیقی
    تاریخ عضویت
    Mar 2010
    محل سکونت
    توی جوب زندگی میکنیم هممون!
    نوشته ها
    3,449
    5,489
    3,821
    آواز چهارگاه

    اگر روم ز پی اش فتنه‌ها برانگیزد
    ور از طلب بنشینم به کینه برخیزد

    و گر به رهگذری یک دم از وفاداری
    چو گرد در پی اش افتم چو باد بگریزد

    فراز و شیب بیابان عشق دام بلاست
    کجاست شیردلی کز بلا نپرهیزد

    تو عمر خواه و صبوری که چرخ شعبده باز
    هزار بازی از این طرفه‌تر برانگیزد

    بر آستانه تسلیم سر بنه حافظ
    که گر ستیزه کنی روزگار بستیزد



    زندگی مانند گیتار است
    که گاهی نوای غمگین مینوازد و

    گاهی نوای شاد امیدوارم گیتار زندگیت همواره بندری

    بنوازد?!
    ....

  9. #9
    مهدی...
    مدیر انجمن ادبیات و موسیقی
    تاریخ عضویت
    Apr 2011
    محل سکونت
    توی دل بهشت:ماسال
    نوشته ها
    33,666
    105,120
    74,346
    ساز و آواز

    آی... خدای...!
    نفس برآمد و
    نفس برآمد و کام از تو بر نمی‌آید
    فَغان که بختِ من از خواب در نمی‌آید
    در این خیال بسر شد زمانِ عمر و هنوز
    بلایِ زُلف
    بلای زلفِ سیاهت بسر نمی‌آید
    بَسَم حکایتِ دل هست با نسیمِ سحر
    بسم حکایت دل هست با نسیم سحر
    ولی به بختِ من امشب سحر نمی‌آید
    ولی
    ولی به بخت من امشب سحر نمی‌آید
    ز بس که شد دلِ حافظ رَمیده از همه‌کس
    ز بس که شد دل حافظ رمیده از همه‌کس
    کنون ز حَلقهٔ زلفش بدر نمی‌آید




  10. #10
    مهدی...
    مدیر انجمن ادبیات و موسیقی
    تاریخ عضویت
    Apr 2011
    محل سکونت
    توی دل بهشت:ماسال
    نوشته ها
    33,666
    105,120
    74,346
    خزان و آرزو

    .....
    درد عشق و انتظار

    دارم زان شب یادگار

    در آن شب سرد پاییز

    آهنگ سفر می کردی

    از رهگذری محنت بین

    دیدم که گذر می کردی

    تو رفتی و دلم غمین شد

    قرین آه آتشین شد

    از آن شبی که بر نگشتی

    جهان که شادی آفرین بود

    به چشم من غم آفرین شد

    از آن شبی که بر نگشتی

    از آن شب سرد خزان شبها گذشته

    داستان باده و مینا گذشته

    روزگاری بر من تنها گذشته

    تو رفتی و دلم غمین شد

    قرین آه آتشین شد

    از آن شبی که بر نگشتی

    منم چو چشمه سرابم

    چو نقش آرزو بر آبم

    همچو قصه و فسانه ام

    بلرزدم زدل نسیمی

    به وقت زندگی حباب

    در زمان بی نشانه ام
    آرزو، آرزو، ای سراب بی کران

    ای امید بی نشان

    ای که شعله های تو آتشم زند به جان

    عشق من بود گناه من

    منم عاشق منم رسوا

    بار غم به دل نشسته ای

    منم عاشق منم شیدا

    مرغ بال وپر شکسته ای

    چرا از ما تو

    ای زیبا

    رشته ی الفت گسسته ای

    نمی پرسی

    ز حال ما

    فارغ از این حال خسته ای

    جز به دل مشتاقش غم آهی نمی سازد

    آن که ندارد سوزی دیوانه نمی سازد

    سوز دل بود گواه من

    منم چو چشمه سرابم

    چو نقش آرزو بر آبم

    همچو قصه و فسانه ام

    بلرزدم زدل نسیمی

    به وقت زندگی حباب

    در زمان بی نشانه ام





صفحه 1 از 3 123 آخرین
نمایش نتایج: از 1 به 10 از 29

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •